جز
جایگزینی متن - 'یاران باوفای امیرالمؤمنین' به 'یاران باوفای امیرالمؤمنین'
(صفحهای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233)...» ایجاد کرد) |
جز (جایگزینی متن - 'یاران باوفای امیرالمؤمنین' به 'یاران باوفای امیرالمؤمنین') |
||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*جندب [[فرزند]] کعب [[ازدی]] و به قولی عبدی یا غامدی و به [[نقل]] ابوالفرج در الاغانی، کعب [[اسدی]] از [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} و از [[یاران | *جندب [[فرزند]] کعب [[ازدی]] و به قولی عبدی یا غامدی و به [[نقل]] ابوالفرج در الاغانی، کعب [[اسدی]] از [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} و از [[یاران باوفای امیرالمؤمنین]]{{ع}} بود<ref>الاصابه، ج۱، ص۵۱۱ و الاغانی، ج۵، ص۱۵۶.</ref>. | ||
*جندب به [[نقل]] کثیری از مؤرخان همان کسی است که در زمان [[خلیفه سوم]] ([[عثمان بن عفان]]) جادوگر [[حاکم کوفه]]، [[ولید بن عقبه]] را به [[قتل]] رساند و به [[قاتل]] جادوگر معروف گردید<ref>در کیفیت جادوگری او بدین صورت نقل شده که آن مرد جادوگر سر خود یا سر دیگری را با شمشیر میبرید ولی به او ضرری نمیرسید و کعب سر این مرد جادوگر را برید. سیر اعلام النبلاء، ج۴، ص۳۲۵ و الاصابه ج۱، ص۵۱۱ و اسد الغابه، ج۱، ص۲۰۵.</ref>. | *جندب به [[نقل]] کثیری از مؤرخان همان کسی است که در زمان [[خلیفه سوم]] ([[عثمان بن عفان]]) جادوگر [[حاکم کوفه]]، [[ولید بن عقبه]] را به [[قتل]] رساند و به [[قاتل]] جادوگر معروف گردید<ref>در کیفیت جادوگری او بدین صورت نقل شده که آن مرد جادوگر سر خود یا سر دیگری را با شمشیر میبرید ولی به او ضرری نمیرسید و کعب سر این مرد جادوگر را برید. سیر اعلام النبلاء، ج۴، ص۳۲۵ و الاصابه ج۱، ص۵۱۱ و اسد الغابه، ج۱، ص۲۰۵.</ref>. | ||
*بعد از این حادثه، [[ولید]] او را زندانی کرد. وی هنگامی که در زندان [[کوفه]] بود، شخصی [[نصرانی]] [[رئیس]] زندان بود. وقتی دید جندب روزها [[روزه]] میگیرد و شبها به [[نماز]] میایستد، درباره او به [[تحقیق]] پرداخت تا این که دانست جندب [[انسان]] [[وارسته]] و [[مسلمان]] واقعی است از اینرو، [[مرد]] [[نصرانی]] [[اسلام]] آورد و میگفت: "[[پروردگار]] من [[پروردگار]] جندب است و [[دین]] من بر [[دین]] جندب است"<ref>{{متن حدیث|ربي رب جندب و دیني على دين جندب}}؛ الاغانی، ج۵، ص۱۵۶ و ر.ک: اسد الغابه ج۱، ص۳۰۵.</ref>. | *بعد از این حادثه، [[ولید]] او را زندانی کرد. وی هنگامی که در زندان [[کوفه]] بود، شخصی [[نصرانی]] [[رئیس]] زندان بود. وقتی دید جندب روزها [[روزه]] میگیرد و شبها به [[نماز]] میایستد، درباره او به [[تحقیق]] پرداخت تا این که دانست جندب [[انسان]] [[وارسته]] و [[مسلمان]] واقعی است از اینرو، [[مرد]] [[نصرانی]] [[اسلام]] آورد و میگفت: "[[پروردگار]] من [[پروردگار]] جندب است و [[دین]] من بر [[دین]] جندب است"<ref>{{متن حدیث|ربي رب جندب و دیني على دين جندب}}؛ الاغانی، ج۵، ص۱۵۶ و ر.ک: اسد الغابه ج۱، ص۳۰۵.</ref>. | ||