بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
یکی از [[صحابه]] و [[یاران]] [[رسول خدا]]{{صل}} باقوم رومی است. نام وی را در منابع مختلف؛ [[ابراهیم]] نجار<ref>اسد الغابه، ابن اثیر، ج۱، ص۵۵؛ الاصابه، ابن حجر، ج۱، ص۱۷۴.</ref>، بلقوم<ref>الاصابه، ابن حجر، ج۱، ص۴۵۷.</ref> و باقول رومی<ref>الاصابه، ابن حجر، ج، ص۳۹۹.</ref> ذکر کردهاند. وی مردی تاجر و آشنا به نجاری و بنایی بود؛ گرچه او به نجاری مشهور است. روزی او به همراه یک کشتی که متعلق به [[قیصر روم]] و پُر از [[مال التجاره]] شامل سنگ مرمر و چوب و آهن آلات بود، به سوی [[حبشه]] حرکت میکرد. این وسایل برای تعمیر کلیسایی بود که برخی [[حبشیان]] آن را به [[آتش]] کشیده بودند. وقتی کشتی به ساحلی در نزدیکی [[مکه]] (که قبل از آنکه کشتی در آنجا لنگر بیندازند، به آن شعیبیه میگفتند) رسید<ref>السیرة الحلبیه، حلبی، ج۱، ص۳۵-۲۳۳.</ref>، کشتی به خاطر وزش باد و به [[نقلی]] به خاطر برخورد با ساحل [[شکست]]<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۱، ص۱۴۵؛ السیرة النبویه، ابن هشام، ج۲، ص۱۳؛ تاریخ الاسلام، ذهبی، ج۱، ص۶۸.</ref>. [[ولید بن مغیره]] با جمعی از [[قریش]] چوبهای کشتی را خریدند و باقوم با [[مردم]] مکه هم [[پیمان]] و در مکه ساکن شد. قریش نیز به او پیشنهاد کردند که با آن چوبها [[خانه کعبه]] را به شکل [[کلیسا]] بسازد. او همان کسی است که پس از [[اسلام آوردن]]، در [[مسجد]] [[مدینه]] برای [[پیامبر اسلام]]{{صل}} [[منبر]] ساخت<ref>المنتظم، ابن جوزی، ج۲، ص۳۲۵.</ref>. | یکی از [[صحابه]] و [[یاران]] [[رسول خدا]]{{صل}} باقوم رومی است. نام وی را در منابع مختلف؛ [[ابراهیم]] نجار<ref>اسد الغابه، ابن اثیر، ج۱، ص۵۵؛ الاصابه، ابن حجر، ج۱، ص۱۷۴.</ref>، بلقوم<ref>الاصابه، ابن حجر، ج۱، ص۴۵۷.</ref> و باقول رومی<ref>الاصابه، ابن حجر، ج، ص۳۹۹.</ref> ذکر کردهاند. وی مردی تاجر و آشنا به نجاری و بنایی بود؛ گرچه او به نجاری مشهور است. روزی او به همراه یک کشتی که متعلق به [[قیصر روم]] و پُر از [[مال التجاره]] شامل سنگ مرمر و چوب و آهن آلات بود، به سوی [[حبشه]] حرکت میکرد. این وسایل برای تعمیر کلیسایی بود که برخی [[حبشیان]] آن را به [[آتش]] کشیده بودند. وقتی کشتی به ساحلی در نزدیکی [[مکه]] (که قبل از آنکه کشتی در آنجا لنگر بیندازند، به آن شعیبیه میگفتند) رسید<ref>السیرة الحلبیه، حلبی، ج۱، ص۳۵-۲۳۳.</ref>، کشتی به خاطر وزش باد و به [[نقلی]] به خاطر برخورد با ساحل [[شکست]]<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۱، ص۱۴۵؛ السیرة النبویه، ابن هشام، ج۲، ص۱۳؛ تاریخ الاسلام، ذهبی، ج۱، ص۶۸.</ref>. [[ولید بن مغیره]] با جمعی از [[قریش]] چوبهای کشتی را خریدند و باقوم با [[مردم]] مکه هم [[پیمان]] و در مکه ساکن شد. قریش نیز به او پیشنهاد کردند که با آن چوبها [[خانه کعبه]] را به شکل [[کلیسا]] بسازد. او همان کسی است که پس از [[اسلام آوردن]]، در [[مسجد]] [[مدینه]] برای [[پیامبر اسلام]]{{صل}} [[منبر]] ساخت<ref>المنتظم، ابن جوزی، ج۲، ص۳۲۵.</ref>. | ||
از وی به عنوان [[غلام]] زنی از [[انصار]] به نام [[عایشه]]<ref>اسد الغابه، ابن اثیر، ج۱، ص۵۵.</ref> و به نقلی غلام [[سعید بن عاص]] یاد کردهاند<ref>اسد الغابه، ابن اثیر، ج۱، ص۵۵؛ السیرة الحلبیه، حلبی، ج۱، ص۳۵-۲۳۳.</ref> و این دو [[نقل]] باهم اختلافی ندارد، زیرا احتمال دارد او بعد از [[مهاجرت]] به مدینه [[خادم]] این [[زن]] شده باشد<ref>الاصابه، ابن حجر، ج۱، ص۴۰۰.</ref>.<ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]]، [[باقوم رومی (مقاله)| | از وی به عنوان [[غلام]] زنی از [[انصار]] به نام [[عایشه]]<ref>اسد الغابه، ابن اثیر، ج۱، ص۵۵.</ref> و به نقلی غلام [[سعید بن عاص]] یاد کردهاند<ref>اسد الغابه، ابن اثیر، ج۱، ص۵۵؛ السیرة الحلبیه، حلبی، ج۱، ص۳۵-۲۳۳.</ref> و این دو [[نقل]] باهم اختلافی ندارد، زیرا احتمال دارد او بعد از [[مهاجرت]] به مدینه [[خادم]] این [[زن]] شده باشد<ref>الاصابه، ابن حجر، ج۱، ص۴۰۰.</ref>.<ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]]، [[باقوم رومی (مقاله)|مقاله «باقوم رومی»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۴، ص .</ref>. | ||
==باقوم و ساختن دوباره ساختمان [[کعبه]]== | ==باقوم و ساختن دوباره ساختمان [[کعبه]]== | ||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
[[عتبة بن ربیعه]] از قبیله [[عبد مناف]] و [[ابو زمعه]]، [[ابوحذیفة بن المغیرة]] و [[قیس بن عدی]] از سایر طوایف پیش آمده و هر یک گوشهای از عبا را گرفته و آن را بلند کردند. سپس [[پیامبر اکرم]]{{صل}} با دست [[مبارک]] سنگ را در جای خود [[نصب]] و اطرافش را محکم کرد<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۱، ص۹۳؛ السیرة الحلبیه، حلبی، ج۱، ص۱۵۶.</ref>. | [[عتبة بن ربیعه]] از قبیله [[عبد مناف]] و [[ابو زمعه]]، [[ابوحذیفة بن المغیرة]] و [[قیس بن عدی]] از سایر طوایف پیش آمده و هر یک گوشهای از عبا را گرفته و آن را بلند کردند. سپس [[پیامبر اکرم]]{{صل}} با دست [[مبارک]] سنگ را در جای خود [[نصب]] و اطرافش را محکم کرد<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۱، ص۹۳؛ السیرة الحلبیه، حلبی، ج۱، ص۱۵۶.</ref>. | ||
هنگام [[نصب حجرالاسود]] مردی از [[اهل]] نجد پیش آمد تا [[حجرالاسود]] را به پیامبر{{صل}} دهد یا سنگ دیگری را بدهد تا پیامبر نیره حجرالاسود را با آن محکم سازد، اما [[عباس بن عبدالمطلب]] او را راند و خود سنگی به آن [[حضرت]] داد تا حجر الاسود را با آن محکم سازد. در این حال مرد نجدی گفت: "بسیار شگفت آورست که مردمی [[اهل شرف]] و [[عقل]] و بزرگسال و دارای [[اموال]] این گونه به کوچکترین خود [[اعتماد]] میکنند و با وجود [[فقر]]، او را بر خود سالار میکنند و با این که خود اهل کرمند، خدمتگذار او هستند؛ به [[خدا]] [[سوگند]]، او همه ایشان را پراکنده خواهد ساخت و همه بهرهها را بین ایشان تقسیم خواهد کرد». گویند او [[ابلیس]] بود<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۱، ص۱۳۳-۳۴.</ref>.<ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]]، [[باقوم رومی (مقاله)| | هنگام [[نصب حجرالاسود]] مردی از [[اهل]] نجد پیش آمد تا [[حجرالاسود]] را به پیامبر{{صل}} دهد یا سنگ دیگری را بدهد تا پیامبر نیره حجرالاسود را با آن محکم سازد، اما [[عباس بن عبدالمطلب]] او را راند و خود سنگی به آن [[حضرت]] داد تا حجر الاسود را با آن محکم سازد. در این حال مرد نجدی گفت: "بسیار شگفت آورست که مردمی [[اهل شرف]] و [[عقل]] و بزرگسال و دارای [[اموال]] این گونه به کوچکترین خود [[اعتماد]] میکنند و با وجود [[فقر]]، او را بر خود سالار میکنند و با این که خود اهل کرمند، خدمتگذار او هستند؛ به [[خدا]] [[سوگند]]، او همه ایشان را پراکنده خواهد ساخت و همه بهرهها را بین ایشان تقسیم خواهد کرد». گویند او [[ابلیس]] بود<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۱، ص۱۳۳-۳۴.</ref>.<ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]]، [[باقوم رومی (مقاله)|مقاله «باقوم رومی»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۴، ص .</ref>. | ||
==باقوم و ساختن [[منبر]] برای [[رسول خدا]]{{صل}}== | ==باقوم و ساختن [[منبر]] برای [[رسول خدا]]{{صل}}== | ||
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
هم چنین [[پیامبر]]{{صل}} فرمودند: میان خانه و [[منبر]] من [[باغی]] از باغات [[بهشت]] است و منبرم (در [[قیامت]]) روی [[حوض]] قرار دارد»<ref>{{متن حدیث| ما بَينَ بيتي وَمِنْبَري روضةٌ مِنْ رياضِ الجنّة وَمِنْبَري عَلى حَوْضي}}؛ البدایة و النهایه، ابن کثیر، ج۳، ص۲۲۰.</ref>. | هم چنین [[پیامبر]]{{صل}} فرمودند: میان خانه و [[منبر]] من [[باغی]] از باغات [[بهشت]] است و منبرم (در [[قیامت]]) روی [[حوض]] قرار دارد»<ref>{{متن حدیث| ما بَينَ بيتي وَمِنْبَري روضةٌ مِنْ رياضِ الجنّة وَمِنْبَري عَلى حَوْضي}}؛ البدایة و النهایه، ابن کثیر، ج۳، ص۲۲۰.</ref>. | ||
از [[جابر بن عبدالله انصاری]] [[روایت]] شده که پیامبر{{صل}} فرمود: "هر که نزد این منبر، قسم [[دروغ]] یاد کند، [[خدا]] جایگاهش را پُر از [[آتش]] میکند؛ هرچند برای مسواکی از چوب باشد"<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۱، ص۲۴۹.</ref>.<ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]]، [[باقوم رومی (مقاله)| | از [[جابر بن عبدالله انصاری]] [[روایت]] شده که پیامبر{{صل}} فرمود: "هر که نزد این منبر، قسم [[دروغ]] یاد کند، [[خدا]] جایگاهش را پُر از [[آتش]] میکند؛ هرچند برای مسواکی از چوب باشد"<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۱، ص۲۴۹.</ref>.<ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]]، [[باقوم رومی (مقاله)|مقاله «باقوم رومی»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۴، ص .</ref>. | ||
==[[معاویه]] و برداشتن منبر [[رسول خدا]]{{صل}}== | ==[[معاویه]] و برداشتن منبر [[رسول خدا]]{{صل}}== | ||
| خط ۵۱: | خط ۵۱: | ||
همین که [[تصمیم]] گرفته و آماده برداشتن منبر شدند، [[آفتاب]] گرفت و [[زمین]] لرزید، لذا از این کار دست کشیده و داستان را به معاویه نوشتند. معاویه خواسته خود را تکرار کرد و ایشان را قسم داد که حتما این عمل را به جا آورند. به [[دستور]] وی منبر را برداشته و به جای آن منبری مانند منبر [[مسجد دمشق]] را ساختند»<ref>فروع کافی، کلینی، ج۴، ص۵۵۴.</ref>. | همین که [[تصمیم]] گرفته و آماده برداشتن منبر شدند، [[آفتاب]] گرفت و [[زمین]] لرزید، لذا از این کار دست کشیده و داستان را به معاویه نوشتند. معاویه خواسته خود را تکرار کرد و ایشان را قسم داد که حتما این عمل را به جا آورند. به [[دستور]] وی منبر را برداشته و به جای آن منبری مانند منبر [[مسجد دمشق]] را ساختند»<ref>فروع کافی، کلینی، ج۴، ص۵۵۴.</ref>. | ||
به [[نقل]] دیگر معاویه تصمیم گرفت منبر پیامبر{{صل}} و عصای او را که نزد [[سعد القرظ]]<ref>بنده عمار یاسر و صحابی بود. الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۲، ص۵۳۹.</ref> بود، به شام ببرد و میگفت: [[مردم مدینه]] که کشندگان عثماناند، [[لیاقت]] ندارند این آثار نزد آنان باشد. وقتی که منبر را حرکت دادند، آفتاب گرفت و به حدی تاریک شد که [[ستارگان]] کاملا نمایان شدند. [[جابر]] و [[ابوهریره]] پیش [[معاویه]] رفتند و تقاضا کردند که از این کار صرف نظر کند، او هم منصرف شد و [[دستور]] داد شش پله بر آن افزودند. پس از معاویه، [[عبدالملک مروان]] هم این [[تصمیم]] را گرفت ولی او را از این تصمیم باز داشتند<ref>الکامل، ابن اثیر، ج۳، ص۴۶۴.</ref>.<ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]]، [[باقوم رومی (مقاله)| | به [[نقل]] دیگر معاویه تصمیم گرفت منبر پیامبر{{صل}} و عصای او را که نزد [[سعد القرظ]]<ref>بنده عمار یاسر و صحابی بود. الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۲، ص۵۳۹.</ref> بود، به شام ببرد و میگفت: [[مردم مدینه]] که کشندگان عثماناند، [[لیاقت]] ندارند این آثار نزد آنان باشد. وقتی که منبر را حرکت دادند، آفتاب گرفت و به حدی تاریک شد که [[ستارگان]] کاملا نمایان شدند. [[جابر]] و [[ابوهریره]] پیش [[معاویه]] رفتند و تقاضا کردند که از این کار صرف نظر کند، او هم منصرف شد و [[دستور]] داد شش پله بر آن افزودند. پس از معاویه، [[عبدالملک مروان]] هم این [[تصمیم]] را گرفت ولی او را از این تصمیم باز داشتند<ref>الکامل، ابن اثیر، ج۳، ص۴۶۴.</ref>.<ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]]، [[باقوم رومی (مقاله)|مقاله «باقوم رومی»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۴، ص .</ref>. | ||
==سرانجام باقوم== | ==سرانجام باقوم== | ||
از سال دقیق [[وفات]] باقوم اطلاعی در دست نیست ولی میتوان گفت، باقوم در [[زمان]] [[حیات پیامبر]]{{صل}} از [[دنیا]] رفته است؛ زیرا وقتی که از دنیا رفت، چون وارثی نداشت، [[پیامبر]]{{صل}} [[میراث]] او را به [[سهیل بن عمرو]] داد<ref>السیرة الحلبیة، حلبی، ج۱، ص۳۵-۲۳۳؛ الاصابه، ابن حجر، ج۱، ص۴۰۰.</ref>.<ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]]، [[باقوم رومی (مقاله)| | از سال دقیق [[وفات]] باقوم اطلاعی در دست نیست ولی میتوان گفت، باقوم در [[زمان]] [[حیات پیامبر]]{{صل}} از [[دنیا]] رفته است؛ زیرا وقتی که از دنیا رفت، چون وارثی نداشت، [[پیامبر]]{{صل}} [[میراث]] او را به [[سهیل بن عمرو]] داد<ref>السیرة الحلبیة، حلبی، ج۱، ص۳۵-۲۳۳؛ الاصابه، ابن حجر، ج۱، ص۴۰۰.</ref>.<ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]]، [[باقوم رومی (مقاله)|مقاله «باقوم رومی»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۴، ص .</ref>. | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
* [[پرونده:1100353.jpg|22px]] [[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]]، [[باقوم رومی (مقاله)| | * [[پرونده:1100353.jpg|22px]] [[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]]، [[باقوم رومی (مقاله)|مقاله «باقوم رومی»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|'''دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم''']] | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||