نشانه‌های نزدیک بودن ظهور چیستند؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'کف' به 'کف'
جز (جایگزینی متن - 'کف' به 'کف')
خط ۹۰: خط ۹۰:
:::::*'''[[آیات]] مربوط به [[نزدیکی ظهور]]: '''
:::::*'''[[آیات]] مربوط به [[نزدیکی ظهور]]: '''
:::::#{{متن قرآن|أَتَى أَمْرُ اللَّهِ فَلَا تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ}}<ref>«فرمان (عذاب) خداوند در رسید، به شتاب آن را مخواهید، پاکا و فرا برترا که اوست از آنچه (با وی) شریک می‌دارند» سوره نحل، آیه ۱.</ref>. در این [[آیه شریفه]] گرچه سخن در مورد [[عجله]] کفّار در امر [[نزول]] [[قهر خداوند]] است، امّا جمله {{متن قرآن|أَتَى أَمْرُ اللَّهِ}}، اختصاصی به [[فرمان]] [[قهر]] [[الهی]] ندارد، بلکه شامل همه فرمان‌های [[خداوند]]، همچون [[فرمان]] [[جهاد]]، [[فرمان]] [[ظهور امام زمان]]{{ع}} و [[فرمان]] برپایی [[روز قیامت]] می‌شود و نباید در این امور [[عجله]] کرد. این [[آیه]] در بردارنده نکاتی است از جمله اینکه: الف) [[فرمان‌های الهی]] قطعی و وقوع [[قهر]] او حتمی است. {{متن قرآن|أَتَى أَمْرُ اللَّهِ}}، "أتی" فعل ماضی میباشد، گویا [[عذاب]] آمده است. ب) {{متن قرآن|أَتَى أَمْرُ اللَّهِ}}: [[خداوند]] به وعده‌های خود عمل می‌کند. در [[آیه]] ۱۰۹ سوره بقره و ۲۴ سوره [[توبه]]، خداوند [[وعده]] داده بود که {{متن قرآن|حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ}}<ref>«تا (زمانی که) خداوند فرمان خویش را (پیش) آورد» سوره بقره، آیه ۱۰۹. و نیز سوره توبه، آیه ۲۴.</ref>، اکنون می‌فرماید: {{متن قرآن|أَتَى أَمْرُ اللَّهِ}}. ج) در کار [[خدا]] [[عجله]] نکنید که کار او حکیمانه است و در وقت خود انجام می‌شود. {{متن قرآن|فَلَا تَسْتَعْجِلُوهُ}}<ref>تفسیر نور، ج۴، ص۴۹۱.</ref>. در اینکه مقصود این [[آیه]]، [[قیام]] و [[ظهور حضرت مهدی]]{{ع}} است، [[روایات]] زیادی وجود دارد که به یکی از آنها در ذیل اکتفا می‌گردد: [[ابان بن تغلب]] از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] کرده است که فرمود: "هنگامی که [[خداوند]] [[ظهور قائم]] ما را [[اراده]] کند، [[جبرئیل]] را به صورت پرنده‌ای سفید برمی‌گزیند و به [[زمین]] می‌فرستد. او هم یک پای خویش را بر بام [[کعبه]] می‌گذارد و پای دیگرش را بر روی [[بیت‌المقدس]]، سپس با صدایی بلند فریاد می‌زند: {{متن قرآن|أَتَى أَمْرُ اللَّهِ فَلَا تَسْتَعْجِلُوهُ}}<ref>موسوی اصفهانی، محمدتقی، مکیال المکارم، باب ۸۵، ح۹، ص۵۸۹.</ref>.
:::::#{{متن قرآن|أَتَى أَمْرُ اللَّهِ فَلَا تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ}}<ref>«فرمان (عذاب) خداوند در رسید، به شتاب آن را مخواهید، پاکا و فرا برترا که اوست از آنچه (با وی) شریک می‌دارند» سوره نحل، آیه ۱.</ref>. در این [[آیه شریفه]] گرچه سخن در مورد [[عجله]] کفّار در امر [[نزول]] [[قهر خداوند]] است، امّا جمله {{متن قرآن|أَتَى أَمْرُ اللَّهِ}}، اختصاصی به [[فرمان]] [[قهر]] [[الهی]] ندارد، بلکه شامل همه فرمان‌های [[خداوند]]، همچون [[فرمان]] [[جهاد]]، [[فرمان]] [[ظهور امام زمان]]{{ع}} و [[فرمان]] برپایی [[روز قیامت]] می‌شود و نباید در این امور [[عجله]] کرد. این [[آیه]] در بردارنده نکاتی است از جمله اینکه: الف) [[فرمان‌های الهی]] قطعی و وقوع [[قهر]] او حتمی است. {{متن قرآن|أَتَى أَمْرُ اللَّهِ}}، "أتی" فعل ماضی میباشد، گویا [[عذاب]] آمده است. ب) {{متن قرآن|أَتَى أَمْرُ اللَّهِ}}: [[خداوند]] به وعده‌های خود عمل می‌کند. در [[آیه]] ۱۰۹ سوره بقره و ۲۴ سوره [[توبه]]، خداوند [[وعده]] داده بود که {{متن قرآن|حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ}}<ref>«تا (زمانی که) خداوند فرمان خویش را (پیش) آورد» سوره بقره، آیه ۱۰۹. و نیز سوره توبه، آیه ۲۴.</ref>، اکنون می‌فرماید: {{متن قرآن|أَتَى أَمْرُ اللَّهِ}}. ج) در کار [[خدا]] [[عجله]] نکنید که کار او حکیمانه است و در وقت خود انجام می‌شود. {{متن قرآن|فَلَا تَسْتَعْجِلُوهُ}}<ref>تفسیر نور، ج۴، ص۴۹۱.</ref>. در اینکه مقصود این [[آیه]]، [[قیام]] و [[ظهور حضرت مهدی]]{{ع}} است، [[روایات]] زیادی وجود دارد که به یکی از آنها در ذیل اکتفا می‌گردد: [[ابان بن تغلب]] از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] کرده است که فرمود: "هنگامی که [[خداوند]] [[ظهور قائم]] ما را [[اراده]] کند، [[جبرئیل]] را به صورت پرنده‌ای سفید برمی‌گزیند و به [[زمین]] می‌فرستد. او هم یک پای خویش را بر بام [[کعبه]] می‌گذارد و پای دیگرش را بر روی [[بیت‌المقدس]]، سپس با صدایی بلند فریاد می‌زند: {{متن قرآن|أَتَى أَمْرُ اللَّهِ فَلَا تَسْتَعْجِلُوهُ}}<ref>موسوی اصفهانی، محمدتقی، مکیال المکارم، باب ۸۵، ح۹، ص۵۸۹.</ref>.
:::::#{{متن قرآن|إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا * وَنَرَاهُ قَرِيبًا }}<ref>«آنان آن (روز) را دور می‌بینند * و ما آن را نزدیک می‌بینیم» سوره معارج، آیه ۶-۷.</ref> این جمله در [[قرآن کریم]] درباره [[کافران]] است که اصل [[معاد]] را بعید می‌شمرند و آن را دور از ذهن و [[عقل]] می‌دانند؛ در حالی که نزد [[خداوند]]، [[قیامت]] امری قطعی و واقع‌شدنی است، و هر امر آمدنی، امری نزدیک است. [[ظهور امام مهدی]]{{ع}} را هم برخی بعید می‌دانند؛ در حالی که در [[زندگی]] [[مهدوی]] باید علاوه بر [[اعتقاد]] به حتمی دانستن [[ظهور]]، به نزدیک‌بودن آن هم [[اعتقاد]] داشت؛ زیرا در [[روایات]] از [[منتظر]] خواسته شده که هر صبح و [[شام]] [[منتظر]] باشد و همان‌طوری که [[کف]] پا به [[زمین]] چسبیده است، [[ظهور]] هم به همین دوران، نزدیک و وصل است. البته نزدیک دانستن این مسئله نباید منجر به آسیب‌هایی مانند تعجیل و [[توقیت]] شود. در ادامه به بیان [[تفسیر]] [[آیت‌الله]] [[جوادی آملی]] درباره این [[آیه]] جهت توضیح و تفهیم بیش‌تر میپردازیم. {{متن قرآن|إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا * وَنَرَاهُ قَرِيبًا}}<ref>«آنان آن (روز) را دور می‌بینند * و ما آن را نزدیک می‌بینیم» سوره معارج، آیه ۶-۷.</ref>، معنایش این نیست که تاریخ‌اش نزدیک است؛ مگر آنان که گفتند: (یرونه بعیدا)، درباره [[تاریخ]] حرف می‌زدند؟ آنان می‌گفتند: مستبعَد است؛ یعنی بعید عن الامکان است و ما می‌گوییم: (نه؛ قریب‌الامکان است و هیچ منع [[علمی]] ندارد. در [[قرآن کریم]] که دارد: {{متن قرآن|ذَلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ}}<ref>«این بازگشتی دور (از باور) است» سوره ق، آیه ۳.</ref> معنایش این نیست که [[قیامت]] می‌آید، ولی زمان‌اش طول می‌کشد؛ بلکه آنان می‌گویند، مستبعدالوقوع است، [[قرآن]] می‌گوید واقع می‌شود: {{متن قرآن|إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا * وَنَرَاهُ قَرِيبًا}}. البته پیش ما قریب‌الامکان است، نه بعیدالامکان. حالا کی؟ این را [[خدا]] می‌داند. این‌چنین نیست که حالا انسان اگر مرد، [[حضرت]] را نبیند؛ اگر کسی واقعاً [[علوی]] باشد، [[مهدوی]] باشد، همین که دارد می‌میرد، نخستین کسانی که به بالین او می‌آیند، وجود [[مبارک]] [[حضرت]] است"<ref>جوادی آملی، مهدویت و عدل الهی، مجله انتظار، پاییز ۸۳، ش۱۳، ص۴۱.</ref>.
:::::#{{متن قرآن|إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا * وَنَرَاهُ قَرِيبًا }}<ref>«آنان آن (روز) را دور می‌بینند * و ما آن را نزدیک می‌بینیم» سوره معارج، آیه ۶-۷.</ref> این جمله در [[قرآن کریم]] درباره [[کافران]] است که اصل [[معاد]] را بعید می‌شمرند و آن را دور از ذهن و [[عقل]] می‌دانند؛ در حالی که نزد [[خداوند]]، [[قیامت]] امری قطعی و واقع‌شدنی است، و هر امر آمدنی، امری نزدیک است. [[ظهور امام مهدی]]{{ع}} را هم برخی بعید می‌دانند؛ در حالی که در [[زندگی]] [[مهدوی]] باید علاوه بر [[اعتقاد]] به حتمی دانستن [[ظهور]]، به نزدیک‌بودن آن هم [[اعتقاد]] داشت؛ زیرا در [[روایات]] از [[منتظر]] خواسته شده که هر صبح و [[شام]] [[منتظر]] باشد و همان‌طوری که کف پا به [[زمین]] چسبیده است، [[ظهور]] هم به همین دوران، نزدیک و وصل است. البته نزدیک دانستن این مسئله نباید منجر به آسیب‌هایی مانند تعجیل و [[توقیت]] شود. در ادامه به بیان [[تفسیر]] [[آیت‌الله]] [[جوادی آملی]] درباره این [[آیه]] جهت توضیح و تفهیم بیش‌تر میپردازیم. {{متن قرآن|إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا * وَنَرَاهُ قَرِيبًا}}<ref>«آنان آن (روز) را دور می‌بینند * و ما آن را نزدیک می‌بینیم» سوره معارج، آیه ۶-۷.</ref>، معنایش این نیست که تاریخ‌اش نزدیک است؛ مگر آنان که گفتند: (یرونه بعیدا)، درباره [[تاریخ]] حرف می‌زدند؟ آنان می‌گفتند: مستبعَد است؛ یعنی بعید عن الامکان است و ما می‌گوییم: (نه؛ قریب‌الامکان است و هیچ منع [[علمی]] ندارد. در [[قرآن کریم]] که دارد: {{متن قرآن|ذَلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ}}<ref>«این بازگشتی دور (از باور) است» سوره ق، آیه ۳.</ref> معنایش این نیست که [[قیامت]] می‌آید، ولی زمان‌اش طول می‌کشد؛ بلکه آنان می‌گویند، مستبعدالوقوع است، [[قرآن]] می‌گوید واقع می‌شود: {{متن قرآن|إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا * وَنَرَاهُ قَرِيبًا}}. البته پیش ما قریب‌الامکان است، نه بعیدالامکان. حالا کی؟ این را [[خدا]] می‌داند. این‌چنین نیست که حالا انسان اگر مرد، [[حضرت]] را نبیند؛ اگر کسی واقعاً [[علوی]] باشد، [[مهدوی]] باشد، همین که دارد می‌میرد، نخستین کسانی که به بالین او می‌آیند، وجود [[مبارک]] [[حضرت]] است"<ref>جوادی آملی، مهدویت و عدل الهی، مجله انتظار، پاییز ۸۳، ش۱۳، ص۴۱.</ref>.
:::::*'''[[روایات]] مربوط به [[نزدیکی ظهور]]'''
:::::*'''[[روایات]] مربوط به [[نزدیکی ظهور]]'''
:::::#'''[[قم]] مهد [[علم]] و [[معنویت]] در [[آخرالزمان]] :''' در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] شده است: {{متن حدیث|عَنِ الصَّادِقِ{{ع}} أَنَّهُ ذُكِرَ كُوفَةُ وَ قَالَ سَتَخْلُو كُوفَةُ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ يَأْرِزُ عَنْهَا الْعِلْمُ كَمَا تَأْرِزُ الْحَيَّةُ فِي جُحْرِهَا ثُمَّ يَظْهَرُ الْعِلْمُ بِبَلْدَةٍ يُقَالُ لَهَا قُمُّ وَ تَصِيرُ مَعْدِناً لِلْعِلْمِ وَ الْفَضْلِ حَتَّى لَا يَبْقَى فِي الْأَرْضِ مُسْتَضْعَفٌ فِي الدِّينِ حَتَّى الْمُخَدَّرَاتُ فِي الْحِجَالِ وَ ذَلِكَ عِنْدَ قُرْبِ ظُهُورِ قَائِمِنَا فَيَجْعَلُ اللَّهُ قُمَّ وَ أَهْلَهُ قَائِمِينَ مَقَامَ الْحُجَّةِ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَسَاخَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِهَا وَ لَمْ يَبْقَ فِي الْأَرْضِ حُجَّةٌ فَيُفِيضُ الْعِلْمُ مِنْهُ إِلَى سَائِرِ الْبِلَادِ فِي الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ فَيَتِمُّ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى الْخَلْقِ حَتَّى لَا يَبْقَى أَحَدٌ عَلَى الْأَرْضِ لَمْ يَبْلُغْ إِلَيْهِ الدِّينُ وَ الْعِلْمُ ثُمَّ يَظْهَرُ الْقَائِمُ{{ع}}}}<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۵۷، ص۲۱۳.</ref>؛"به زودی [[کوفه]] از [[مؤمنان]] خالی و [[علم]] از آن برچیده می‌شود، آن‌چنان که مار در لانه خود [[پنهان]] گردد؛ سپس [[علم]] در سرزمینی [[آشکار]] می‌گردد که "[[قم]]" نام دارد. [[قم]] مرکز [[علم]] و [[فضل]] خواهد شد تا اینکه [[مستضعفین]] در [[دین]] - حتی در بین [[زنان]] خانه - [[باقی]] نماند. و آن‌گاه [[قائم آل محمد]]{{صل}} [[ظهور]] می‌فرماید".در شرح بیشتر این مطلب مناسب است که به سخن [[مقام معظم رهبری]] در این‌باره اشاره کنیم که می‌فرمایند: "و از [[قم]] همان‌طوری که [[اهل بیت]]{{عم}} فرموده‌اند [[علم]] نشر می‌شود به همه بلاد و الآن می‌بینیم که علمْ مرکزش [[قم]] است واز [[قم]] نشر می‌شود، نه [[علم]]، [[علم]] و عمل؛ [[علم]] تنها نه، [[علم]] و عمل الآن دارد از [[قم]] نشر می‌شود- مرکز فعالیت [[اسلامی]] است، مرکز تحرک [[اسلامی]] است. تحرک از [[قم]]، از خود [[قم]]، از طلاب [[قم]]، از علمای [[قم]]، از مدرسین [[قم]] -حفظهم اللّه- از توده [[قم]] که سربازهای [[وفادار]] به [[اسلام]] هستند، از آنجا حرکت دارد سرایت می‌کند به همه جا"<ref>صحیفه امام، ج۳، ص۳۳۱.</ref>.
:::::#'''[[قم]] مهد [[علم]] و [[معنویت]] در [[آخرالزمان]] :''' در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] شده است: {{متن حدیث|عَنِ الصَّادِقِ{{ع}} أَنَّهُ ذُكِرَ كُوفَةُ وَ قَالَ سَتَخْلُو كُوفَةُ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ يَأْرِزُ عَنْهَا الْعِلْمُ كَمَا تَأْرِزُ الْحَيَّةُ فِي جُحْرِهَا ثُمَّ يَظْهَرُ الْعِلْمُ بِبَلْدَةٍ يُقَالُ لَهَا قُمُّ وَ تَصِيرُ مَعْدِناً لِلْعِلْمِ وَ الْفَضْلِ حَتَّى لَا يَبْقَى فِي الْأَرْضِ مُسْتَضْعَفٌ فِي الدِّينِ حَتَّى الْمُخَدَّرَاتُ فِي الْحِجَالِ وَ ذَلِكَ عِنْدَ قُرْبِ ظُهُورِ قَائِمِنَا فَيَجْعَلُ اللَّهُ قُمَّ وَ أَهْلَهُ قَائِمِينَ مَقَامَ الْحُجَّةِ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَسَاخَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِهَا وَ لَمْ يَبْقَ فِي الْأَرْضِ حُجَّةٌ فَيُفِيضُ الْعِلْمُ مِنْهُ إِلَى سَائِرِ الْبِلَادِ فِي الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ فَيَتِمُّ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى الْخَلْقِ حَتَّى لَا يَبْقَى أَحَدٌ عَلَى الْأَرْضِ لَمْ يَبْلُغْ إِلَيْهِ الدِّينُ وَ الْعِلْمُ ثُمَّ يَظْهَرُ الْقَائِمُ{{ع}}}}<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۵۷، ص۲۱۳.</ref>؛"به زودی [[کوفه]] از [[مؤمنان]] خالی و [[علم]] از آن برچیده می‌شود، آن‌چنان که مار در لانه خود [[پنهان]] گردد؛ سپس [[علم]] در سرزمینی [[آشکار]] می‌گردد که "[[قم]]" نام دارد. [[قم]] مرکز [[علم]] و [[فضل]] خواهد شد تا اینکه [[مستضعفین]] در [[دین]] - حتی در بین [[زنان]] خانه - [[باقی]] نماند. و آن‌گاه [[قائم آل محمد]]{{صل}} [[ظهور]] می‌فرماید".در شرح بیشتر این مطلب مناسب است که به سخن [[مقام معظم رهبری]] در این‌باره اشاره کنیم که می‌فرمایند: "و از [[قم]] همان‌طوری که [[اهل بیت]]{{عم}} فرموده‌اند [[علم]] نشر می‌شود به همه بلاد و الآن می‌بینیم که علمْ مرکزش [[قم]] است واز [[قم]] نشر می‌شود، نه [[علم]]، [[علم]] و عمل؛ [[علم]] تنها نه، [[علم]] و عمل الآن دارد از [[قم]] نشر می‌شود- مرکز فعالیت [[اسلامی]] است، مرکز تحرک [[اسلامی]] است. تحرک از [[قم]]، از خود [[قم]]، از طلاب [[قم]]، از علمای [[قم]]، از مدرسین [[قم]] -حفظهم اللّه- از توده [[قم]] که سربازهای [[وفادار]] به [[اسلام]] هستند، از آنجا حرکت دارد سرایت می‌کند به همه جا"<ref>صحیفه امام، ج۳، ص۳۳۱.</ref>.
۲۲۷٬۷۶۵

ویرایش