زبیر: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'شرکت' به 'شرکت'
(←پانویس) |
جز (جایگزینی متن - 'شرکت' به 'شرکت') |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
* [[زبیر بن عوام]]، برادرزادۀ [[حضرت خدیجه]]، پسر عمۀ [[پیامبر]] و داماد [[ابوبکر]] بود. پس از [[رحلت پیامبر]]، از معترضان به [[خلافت]] [[ابوبکر]] به شمار میرفت. عضو شورای ششنفرۀ [[خلافت عمر]] بود. [[مالدوستی]] و [[جاهطلبی]] او، وی را از خط صحیح [[اسلام]] جدا کرد، در دورۀ [[عثمان]] به ثروتهای بادآورده دست یافت و صاحب زمینها و [[اموال]] و زروسیم فراوان گشت.<ref>مروج الذهب، ج ۲ ص ۳۴۲</ref> در زمان [[خلافت]] [[امام علی|امیر المؤمنین]]، از [[بیعتشکنان]] شد و در فتنۀ [[جمل]] | * [[زبیر بن عوام]]، برادرزادۀ [[حضرت خدیجه]]، پسر عمۀ [[پیامبر]] و داماد [[ابوبکر]] بود. پس از [[رحلت پیامبر]]، از معترضان به [[خلافت]] [[ابوبکر]] به شمار میرفت. عضو شورای ششنفرۀ [[خلافت عمر]] بود. [[مالدوستی]] و [[جاهطلبی]] او، وی را از خط صحیح [[اسلام]] جدا کرد، در دورۀ [[عثمان]] به ثروتهای بادآورده دست یافت و صاحب زمینها و [[اموال]] و زروسیم فراوان گشت.<ref>مروج الذهب، ج ۲ ص ۳۴۲</ref> در زمان [[خلافت]] [[امام علی|امیر المؤمنین]]، از [[بیعتشکنان]] شد و در فتنۀ [[جمل]] شرکت داشت و در همین [[جنگ]] کشته شد. پسرش [[عبد]] [[اللّه]] بن زبیر نیز در [[جنگ جمل]] و فتنههای بعدی نقش فعال داشت و از [[دشمنان]] [[اهل بیت]] و [[بنی هاشم]] بود. به تعبیر [[امام علی|حضرت امیر]]{{ع}}: زبیر همواره مردی از ما [[خاندان]] بود، تا آنکه پسرش [[عبد]] [[اللّه]] بزرگ شد و او را [[فاسد]] کرد<ref>شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۴ ص ۷۹: {{متن حدیث|"ما زال الزبير منا اهل البيت حتى نشاء ابنه عبد اللّه بن الزبير"}}</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۲۸۹.</ref> | ||
* [[زبیر بن عوام]] پسرعمه [[پیامبر]]{{صل}} و برادرزاده [[حضرت خدیجه]]{{س}} و مادرش [[صفیه]] دختر [[عبدالمطلب]] (عمه [[پیامبر]]) بوده است. او از جمله [[سابقین]] در [[اسلام]] و چهارمین یا پنجمین نفری بود که [[اسلام]] آورد. زبیر در برابر عمویش که او را بر [[حصیر]] آویزان میکرد و با [[دود]] او را [[شکنجه]] میکرد تا ایمانش را ترک کند، [[مقاومت]] کرد. وی [[دوازده]] یا پانزده یا شانزده ساله بود که [[مسلمان]] شد و دو بار [[هجرت]] کرد. بار اول در حالیکه اولین فرد از [[بنیاسد]] بود، به [[حبشه]] [[هجرت]] کرد و بار دوم به [[مدینه]]. زبیر ده پسر و نه دختر داشت که ارشد آنها [[عبدالله بن زبیر]] بود؛ [[پیامبر]]{{صل}} نسبت به زبیر اظهار علاقه میکرد. او از [[یاران]] [[شجاع]] و سرشناس [[پیامبر اسلام]]{{صل}} بود و در بیشتر جنگهای او شرکت داشت و چندین بار مجروح شد و چون در بیشتر [[غزوات]] سوار بر اسب بود به "[[فارس]] [[اسلام]]" [[لقب]] گرفت. در [[جنگها]] دلاوریها از خود نشان داد و در [[غزوه]] [[خندق]] از [[رسول خدا]] [[لقب]] "[[حواری]]" گرفت. رجالیان [[اهل سنت]] او را از عَشَره مُبَشَّره (ده تن [[بشارت]] داده شده به [[بهشت]]) میشمرند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 435- 440.</ref>. | * [[زبیر بن عوام]] پسرعمه [[پیامبر]]{{صل}} و برادرزاده [[حضرت خدیجه]]{{س}} و مادرش [[صفیه]] دختر [[عبدالمطلب]] (عمه [[پیامبر]]) بوده است. او از جمله [[سابقین]] در [[اسلام]] و چهارمین یا پنجمین نفری بود که [[اسلام]] آورد. زبیر در برابر عمویش که او را بر [[حصیر]] آویزان میکرد و با [[دود]] او را [[شکنجه]] میکرد تا ایمانش را ترک کند، [[مقاومت]] کرد. وی [[دوازده]] یا پانزده یا شانزده ساله بود که [[مسلمان]] شد و دو بار [[هجرت]] کرد. بار اول در حالیکه اولین فرد از [[بنیاسد]] بود، به [[حبشه]] [[هجرت]] کرد و بار دوم به [[مدینه]]. زبیر ده پسر و نه دختر داشت که ارشد آنها [[عبدالله بن زبیر]] بود؛ [[پیامبر]]{{صل}} نسبت به زبیر اظهار علاقه میکرد. او از [[یاران]] [[شجاع]] و سرشناس [[پیامبر اسلام]]{{صل}} بود و در بیشتر جنگهای او شرکت داشت و چندین بار مجروح شد و چون در بیشتر [[غزوات]] سوار بر اسب بود به "[[فارس]] [[اسلام]]" [[لقب]] گرفت. در [[جنگها]] دلاوریها از خود نشان داد و در [[غزوه]] [[خندق]] از [[رسول خدا]] [[لقب]] "[[حواری]]" گرفت. رجالیان [[اهل سنت]] او را از عَشَره مُبَشَّره (ده تن [[بشارت]] داده شده به [[بهشت]]) میشمرند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 435- 440.</ref>. | ||
==زبیر بعد از [[وفات رسول خدا]] در زمان [[سه خلیفه]] ([[ابوبکر]]، [[عمر]] و [[عثمان]])== | ==زبیر بعد از [[وفات رسول خدا]] در زمان [[سه خلیفه]] ([[ابوبکر]]، [[عمر]] و [[عثمان]])== | ||
* زبیر بعد از [[رحلت پیامبر]]{{صل}} ابتدا از [[بیعت با ابوبکر]] سرباز زد، اما سرانجام با [[ابوبکر]] [[بیعت]] کرد و در دوره خلافتش مورد توجه و [[مشورت]] [[ابوبکر]] بود و در [[جنگ]] [[یرموک]] | * زبیر بعد از [[رحلت پیامبر]]{{صل}} ابتدا از [[بیعت با ابوبکر]] سرباز زد، اما سرانجام با [[ابوبکر]] [[بیعت]] کرد و در دوره خلافتش مورد توجه و [[مشورت]] [[ابوبکر]] بود و در [[جنگ]] [[یرموک]] شرکت کرد. هر چند در ابتدا در زمره [[یاران خاص]] و اولیه [[امام علی]]{{ع}} نیز بود بهطوری که بنابر بعضی از اقوال در [[دفن]] [[حضرت فاطمه]]{{س}} شرکت داشت، که این نشان نزدیک بودن او به [[علی]]{{ع}} بود. | ||
*در زمان [[عمر]] میان او و [[عمر]] [[ناخشنودی]] دوجانبه بود، هر چند از طرف او برای [[فتح]] [[مصر]] همراه [[دوازده]] هزار نفر شرکت کرد. در تشکیل [[شورای شش نفره]]، [[عمر]] برای اینکه [[فضل]] [[علی]]{{ع}} را مخدوش سازد افرادی را همتراز او قرار داد که از آن جمله زبیر بود و اگرچه نسبت به [[علی]]{{ع}} ابراز [[حمایت]] کرد ولی [[شورا]] نقطه عطفی شد برای اینکه او خود را همتراز [[علی]]{{ع}} بشمارد. | *در زمان [[عمر]] میان او و [[عمر]] [[ناخشنودی]] دوجانبه بود، هر چند از طرف او برای [[فتح]] [[مصر]] همراه [[دوازده]] هزار نفر شرکت کرد. در تشکیل [[شورای شش نفره]]، [[عمر]] برای اینکه [[فضل]] [[علی]]{{ع}} را مخدوش سازد افرادی را همتراز او قرار داد که از آن جمله زبیر بود و اگرچه نسبت به [[علی]]{{ع}} ابراز [[حمایت]] کرد ولی [[شورا]] نقطه عطفی شد برای اینکه او خود را همتراز [[علی]]{{ع}} بشمارد. | ||
*در زمان [[عثمان]] [[تسامح]] و [[گشادهدستی]] [[عثمان]] کار را به آنجا کشاند که زبیر به ثروتهای افسانهای دست یافت و مجموع ثروتش ۵۲ میلیون درهم شد. او هنگام [[مرگ]] پنجاه هزار [[دینار]]، یک هزار اسب و یک هزار [[غلام]] و [[کنیز]] داشت. اما چون [[عثمان]] [[خانواده]] خود را در انتصابات به [[مقامات]] عالی و اختصاص به ثروتهای بادآورده بر افرادی چون زبیر مقدم میداشت و از آنجا که او عهدهدار [[مقام]] و منصبی در زمان [[عثمان]] نبود و از کسانی بود که سودای [[خلافت]] در سر میپروراند، از [[خلافت]] [[عثمان]] [[خرسند]] نبود، لذا به شورشیانی که علیه [[عثمان]] [[قیام]] کرده بودند، کمک کرد و در [[حقیقت]] خواهان [[قتل عثمان]] بود. [[روایات]] متعددی در دست است که همگی بهطور صریح و غیر صریح به نقش اصحابی مانند [[طلحه]] و زبیر و [[عایشه]] در [[هدایت]] و [[ترغیب]] معترضان به [[شورش]] و در نهایت [[قتل عثمان]] دلالت کامل دارد<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 435- 440.</ref>. | *در زمان [[عثمان]] [[تسامح]] و [[گشادهدستی]] [[عثمان]] کار را به آنجا کشاند که زبیر به ثروتهای افسانهای دست یافت و مجموع ثروتش ۵۲ میلیون درهم شد. او هنگام [[مرگ]] پنجاه هزار [[دینار]]، یک هزار اسب و یک هزار [[غلام]] و [[کنیز]] داشت. اما چون [[عثمان]] [[خانواده]] خود را در انتصابات به [[مقامات]] عالی و اختصاص به ثروتهای بادآورده بر افرادی چون زبیر مقدم میداشت و از آنجا که او عهدهدار [[مقام]] و منصبی در زمان [[عثمان]] نبود و از کسانی بود که سودای [[خلافت]] در سر میپروراند، از [[خلافت]] [[عثمان]] [[خرسند]] نبود، لذا به شورشیانی که علیه [[عثمان]] [[قیام]] کرده بودند، کمک کرد و در [[حقیقت]] خواهان [[قتل عثمان]] بود. [[روایات]] متعددی در دست است که همگی بهطور صریح و غیر صریح به نقش اصحابی مانند [[طلحه]] و زبیر و [[عایشه]] در [[هدایت]] و [[ترغیب]] معترضان به [[شورش]] و در نهایت [[قتل عثمان]] دلالت کامل دارد<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 435- 440.</ref>. | ||