بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحهای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{امامت}} ==مقدمه== این نیایش آن حضرت است در اعتراف و طل...» ایجاد کرد) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۹ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{ | {{مدخل مرتبط | ||
{{ | | موضوع مرتبط = صحیفه سجادیه | ||
| عنوان مدخل = | |||
| مداخل مرتبط = | |||
| پرسش مرتبط = | |||
}} | |||
== مقدمه == | |||
این [[نیایش]] [[حضرت سجاد]] {{ع}} است در اعتراف و طلب [[توبه]] از [[خدا]]. انسانهای بزرگ خود را در برابر [[خداوند]] کوچک میدانند، خیلی کوچک، چون خدا را بزرگ میدانند، خیلی بزرگ. به همین [[دلیل]] پیوسته به کوتاهیهای خود اعتراف میکنند و از درگاه [[خدای بزرگ]] طلب [[بخشش]] دارند. [[امیرمؤمنان]] {{ع}} در توصیف آنان میفرماید: {{متن حدیث|عَظُمَ الْخَالِقُ فِي أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِي أَعْيُنِهِمْ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳.</ref>؛ «خداوند در [[روح]] آنها عظمت دارد. غیر خدا هر چه باشد در نظرشان کوچک جلوه میکند». | |||
شاید برای ما سؤال باشد که [[پیامبران]] و [[امامان]] که [[معصوم]] بودهاند، اعتراف آنها به [[گناه]] و طلب توبه برای آنان چه معنایی دارد؟ در پاسخ باید بگوییم این، به دلیل درخشش روح آنهاست. [[تصور]] کنید وقتی در فضایی تاریک قرار گرفتهایم و [[نور]] کمی در [[اختیار]] داریم با این نور کم فقط اشیای بزرگ را میبینیم، اما وقتی نور زیاد شد و نورافکنهای بزرگ همهجا را روشن کرد کوچکترین ذره هم به چشم میآید. بر این [[قیاس]]، [[امامان معصوم]] نیز کوچکترین بیتوجهی به خدا را گناه حساب میکنند و از درگاه او پوزش میطلبند. اما در مورد ما وقتی سخن از گناه پیش میآید، برای مثال، میگوییم: من که کسی را نکشتهام، از دیوار [[مردم]] هم بالا نرفتهام، [[مال]] کسی را هم نخوردهام پس گناهی مرتکب نشدهام! | شاید برای ما سؤال باشد که [[پیامبران]] و [[امامان]] که [[معصوم]] بودهاند، اعتراف آنها به [[گناه]] و طلب توبه برای آنان چه معنایی دارد؟ در پاسخ باید بگوییم این، به دلیل درخشش روح آنهاست. [[تصور]] کنید وقتی در فضایی تاریک قرار گرفتهایم و [[نور]] کمی در [[اختیار]] داریم با این نور کم فقط اشیای بزرگ را میبینیم، اما وقتی نور زیاد شد و نورافکنهای بزرگ همهجا را روشن کرد کوچکترین ذره هم به چشم میآید. بر این [[قیاس]]، [[امامان معصوم]] نیز کوچکترین بیتوجهی به خدا را گناه حساب میکنند و از درگاه او پوزش میطلبند. اما در مورد ما وقتی سخن از گناه پیش میآید، برای مثال، میگوییم: من که کسی را نکشتهام، از دیوار [[مردم]] هم بالا نرفتهام، [[مال]] کسی را هم نخوردهام پس گناهی مرتکب نشدهام! | ||
[[امام زینالعابدین]]{{ع}} در این [[دعا]] به حجابهای بین خود و خدا اشاره میکند: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنَّهُ يَحْجُبُنِي عَنْ مَسْأَلَتِكَ خِلَالٌ ثَلَاثٌ، وَ تَحْدُونِي عَلَيْهَا خَلَّةٌ وَاحِدَةٌ}}؛ «خداوندا، سه [[خصلت]] است که مرا باز میدارد تا از تو چیزی خواهم و تنها یک خصلت است که مرا بر آن میدارد از تو چیزی طلب کنم. | [[امام زینالعابدین]] {{ع}} در این [[دعا]] به حجابهای بین خود و خدا اشاره میکند: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنَّهُ يَحْجُبُنِي عَنْ مَسْأَلَتِكَ خِلَالٌ ثَلَاثٌ، وَ تَحْدُونِي عَلَيْهَا خَلَّةٌ وَاحِدَةٌ}}؛ «خداوندا، سه [[خصلت]] است که مرا باز میدارد تا از تو چیزی خواهم و تنها یک خصلت است که مرا بر آن میدارد از تو چیزی طلب کنم. | ||
آن سه: یکی فرمانی است که دادهای و من در گزاردن آن درنگ کردهام، دیگر، کاری است که مرا از آن [[نهی]] فرمودهای و من در بهجا آوردن آن شتابیدهام؛ سه دیگر، نعمتی است که مرا ارزانی داشتهای و من در [[سپاس]] آن [[قصور]] ورزیدهام | آن سه: یکی فرمانی است که دادهای و من در گزاردن آن درنگ کردهام، دیگر، کاری است که مرا از آن [[نهی]] فرمودهای و من در بهجا آوردن آن شتابیدهام؛ سه دیگر، نعمتی است که مرا ارزانی داشتهای و من در [[سپاس]] آن [[قصور]] ورزیدهام و اما آن یک [[خصلت]] که مرا وا میدارد تا از تو چیزی خواهم [[تفضل]] توست به کسی که روی به درگاه تو آرد و با امیدی [[نیکو]] به سوی تو آید؛ که هر [[احسان]] که کنی از روی تفضل است و هر [[نعمت]] که دهی بیهیچ سابقه». | ||
و اما آن یک [[خصلت]] که مرا وا میدارد تا از تو چیزی خواهم [[تفضل]] توست به کسی که روی به درگاه تو آرد و با امیدی [[نیکو]] به سوی تو آید؛ که هر [[احسان]] که کنی از روی تفضل است و هر [[نعمت]] که دهی بیهیچ سابقه» | |||
آنگاه حضرت [[موقعیت]] خود را اینگونه ترسیم میکند: «و این منم، ای [[خداوند]] من، که بر درگاه عزّ تو ایستادهام، آنسان که [[تسلیم]] شونده به [[مذلت]] نشستهای. در عین شرمزدگی، چون بینوایان عیالمند دست سؤال دراز کردهام. [[اقرار]] میکنم که به تسلیم در برابر احسان تو کاری نکردهام جز آنکه از [[عصیان]] تو چشم پوشیدهام و در همه حال از نعمتهای تو بیبهره نبودهام.»... | |||
در | و در ادامه امیدوارانه از خدای [[مهربان]] [[طلب]] [[بخشش]] میکند: «اینک [بندهات][[دست]] انابت به سوی تو برداشته و از روی [[اخلاص]] به درگاه تو [[توبه]] میکند و با دلی [[پاک]] در [[مقام قرب]] تو [[ایستاده]] است و با آوازی نجواگونه و آهسته با تو [[راز]] میگوید. به [[تواضع]] قامت [[خم]] کرده و سر فرو داشته و پیکر چنبر نموده است. از [[بیم]]، پاهایش میلرزد و سرشکش گونههایش را [[غرقه]] ساخته است. تو را ندا میدهد که: ای [[مهربانترین]] مهربانان، ای مهربانترین کسی که مقصد جویندگان رحمتی، و ای صاحب عطوفتی که مقصود پویندگان استغفاری، ای خداوندی که عفوت از [[انتقام]] بیش است و خشنودیت از [[خشم]] افزون، ای خداوندی که از [[گناهان]] [[خلق]] نیکو در میگذری و از این روی زیر بار [[منت]] تو هستند. ای خداوندی که [[بندگان]] خویش را به [[پذیرش توبه]] خوگر کردهای و ناصالحانشان را به توبه به [[صلاح]] میآوری، ای خداوندی که به اندکی از [[اعمال نیک]] آنان [[خشنود]] میگردی و عمل اندکشان را پاداشی گران [[عنایت]] میکنی، ای خداوندی که [[اجابت]] دعای ایشان را [[التزام]] کردهای و به تفضل خویش جزای نیکشان [[وعده]] دادهای، من گناهکارترین گناهکارانی که آمرزیدهای نیستم، من نکوهیدهترین عذرخواهانی که از تو پوزش خواستهاند و تو پذیرفتهای نیستم، من ستمکارترین ستمکارانی که به درگاه تو [[توبه]] کردهاند و به احسانشان نواختهای نیستم. در این مکان که ایستادهام به درگاه تو توبه میکنم؛ توبه کسی که از [[افراط]] در [[گناه]] نادم شده و از آن بار گران [[معاصی]] که بر گردن دارد ترسان است و از ورطهای که در آن افتاده سخت شرمنده است. میداند که تو [[عفو]] کردن از [[گناهان بزرگ]] را بزرگ نمیشماری و گذشت از خطای [[عظیم]] دشوارت نمینماید و [[تحمل]] خطاهای فاحش ما بر تو گران نمیآید و محبوبترین [[بندگان]] تو بندهای است که در برابر تو [[گردنکشی]] فرو هلد و از [[اصرار بر گناه]] دوری جوید و همواره از تو [[آمرزش]] خواهد». | ||
در پایان با [[درود]] بر [[بهترین]] [[بندگان خدا]] درخواستهای خویش را چنین به پایان میبرد: «ای [[خداوند]]، درود بفرست بر [[محمد و خاندانش]] و هر حقی را که ادای آن بر من [[واجب]] است بر من ببخش، هر خطایی را که مستوجب [[عقوبت]] توست بر من ببخشای و مرا از آنچه [[گناهکاران]] را [[وحشت]] است [[پناه]] ده، زیرا تو همه عفو و بخشایشی، در تو [[امید]] [[مغفرت]] است و خود به گذشت و [[بخشایش]] شناختهای. جز تو به کس [[حاجت]] نبرم و گناهانم را جز تو آمرزندهای نیست؛ نه، هرگز. بر خود بیمناکم و این [[بیم]] جز از تو نیست، که تنها تویی که باید از تو ترسید و تنها تویی که از تو باید آمرزشطلبید»<ref>صحیفه سجادیه، ترجمه عبدالمحمد آیتی، انتشارات سروش، تهران، ۱۳۷۵. قرآن حکیم، ترجمه ناصر مکارم شیرازی.</ref>.<ref>[[سید جواد بهشتی|بهشتی، سید جواد]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «نیایش دوازدهم»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۴۵۲.</ref> | |||
==منابع== | == منابع == | ||
{{منابع}} | |||
# [[پرونده:1100609.jpg|22px]] [[سید جواد بهشتی|بهشتی، سید جواد]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|'''مقاله «نیایش دوازدهم»، دانشنامه صحیفه سجادیه''']] | # [[پرونده:1100609.jpg|22px]] [[سید جواد بهشتی|بهشتی، سید جواد]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|'''مقاله «نیایش دوازدهم»، دانشنامه صحیفه سجادیه''']] | ||
{{پایان منابع}} | |||
==پانویس== | == پانویس == | ||
{{ | {{پانویس}} | ||
[[رده: | [[رده:صحیفه سجادیه]] | ||