|
|
| خط ۹: |
خط ۹: |
| <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | | <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> |
|
| |
|
| ==معناشناسی== | | ==مفهومشناسی== |
| *واژه "[[آز]]" مترادف واژه "حرص" بهمعنای "خواستن و تمایل بسیار زیاد به چیزی داشتن" در [[فرهنگ]] و [[ادبیات]] فارسی مترادف [[آز]]، واژه زیادهجویی آمده است. نیز در [[روایات]] [[اخلاقی]]، گاهی از الفاظ و اصطلاحاتی استفاده شده است که معنایی نزدیک به حرص دارند یا ناظر به لوازم و نتایج آن مثل "شُحّ" و "شَرَه" هستند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 47.</ref>.
| | "حرص" بهمعنای "خواستن و تمایل بسیار زیاد به داشتن چیزی" است<ref>لسان العرب، ج7، ص11؛ مفردات، ص227 و ...</ref>و در اصطلاح میل شدید نسبت به امری است و بسته به اینکه آن امر چه باشد، [[ارزش]] و اعتبار آن متفاوت میشود. مثلاً حرص به [[علم]] و کسب [[دانش]] خوب است اما حرص در مالاندوزی [[ناپسند]] است. در [[روایات]] [[اخلاقی]]، گاهی از الفاظ و اصطلاحاتی استفاده شده است که معنایی نزدیک به حرص دارند مانند: "شُحّ" ([[بخل]]) و "شَرَه"<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 47؛ [[فضلالله خالقیان|خالقیان، فضلالله]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «حرص»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۱۸۳؛ [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۴۳.</ref>. |
|
| |
|
| ==[[آز در قرآن]]== | | ==[[حرص در قرآن]]== |
| *واژه حرص، مترادف [[آز]]، در [[قرآن کریم]] پنج بار به کار رفتهاست. این واژه گرچه در [[احادیث]] و متون [[اخلاقی]] بار معنایی منفی یافته، امّا در [[قرآن]] یک بار در معنای اصطلاحی و چهار بار در همان معنای لغوی بهکار رفته است<ref>نک: نحل / ۳۷، یوسف / ۱۰۳، نساء / ۱۲۹ و توبه ۱۲۸</ref>. [[خداوند]] میفرماید: و آنها را حریصترین [[مردم]] -حتی حریصتر از مشرکان- بر زندگی (این [[دنیا]] و اندوختن [[ثروت]]) خواهی یافت (تا آنجا) که هر یک از آنها [[آرزو]] دارد هزار سال [[عمر]] به او داده شود! در حالی که این [[عمر طولانی]]، او را از [[کیفر]] (الهی) باز نخواهد داشت و [[خداوند]] به اعمال آنها بیناست<ref>{{متن قرآن| وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَى حَيَاةٍ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَمَا هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذَابِ أَن يُعَمَّرَ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ }}؛ سوره بقره، آیه:۹۶.</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 47.</ref>.
| | واژه حرص، مترادف [[آز]]، در [[قرآن کریم]] پنج بار به کار رفته است. این واژه گرچه در [[احادیث]] و متون [[اخلاقی]] بار معنایی منفی دارد امّا در [[قرآن]] یک بار در معنای اصطلاحی و چهار بار در همان معنای لغوی بهکار رفته است<ref>نک: نحل / ۳۷، یوسف / ۱۰۳، نساء / ۱۲۹ و توبه ۱۲۸</ref>. [[خداوند]] میفرماید: {{متن قرآن| وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَى حَيَاةٍ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَمَا هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذَابِ أَن يُعَمَّرَ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ }}<ref>«و آنها را حریصترین [[مردم]] ـ حتی حریصتر از مشرکان ـ بر زندگی (این [[دنیا]] و اندوختن [[ثروت]]) خواهی یافت (تا آنجا) که هر یک از آنها [[آرزو]] دارد هزار سال [[عمر]] به او داده شود! در حالی که این [[عمر طولانی]]، او را از [[کیفر]] (الهی) باز نخواهد داشت و [[خداوند]] به اعمال آنها بیناست»؛ سوره بقره، آیه۹۶.</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 47.</ref>. |
|
| |
|
| ==بار منفی و مثبت واژه "حرص"== | | ==بار منفی و مثبت واژه "حرص"== |
| *واژه "حرص" بهطور عام بار معنایی منفی دارد و هرگاه درباره [[مال]]، [[ثروت]]، [[مقام]] و سایر شهوات مادی باشد، مذموم و نکوهیده است. امّا گاه این واژه درباره آنچه [[شایسته]] [[ستایش]] است به کار میرود، مانند جایی که این صفت [[پسندیده]] را در [[سیره تبلیغی]] [[پیامبر اکرم]] {{صل}} میتوان یافت. [[خداوند]] شدت [[اشتیاق]] [[پیامبر]] {{صل}} برای [[هدایت]] [[بندگان]] را به حرص تعبیر میکند که در آن حرص با تکیه بر معنای لغوی آن بهعنوان صفتی [[پسندیده]] به کار رفته است. [[خداوند]] میفرماید: به [[یقین]]، رسولی از خود شما به سویتان آمد که رنجهای شما بر او سخت است. او اصرار بر [[هدایت]] شما دارد! و نسبت به [[مؤمنان]]، رئوف و مهربان است<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ }}؛ توبه / ۱۲۸</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 47.</ref>.
| | واژه "حرص" بهطور عام بار معنایی منفی دارد و هرگاه درباره [[مال]]، [[ثروت]]، [[مقام]] و سایر شهوات مادی باشد، مذموم و نکوهیده است. امّا گاهی این واژه درباره آنچه [[شایسته]] [[ستایش]] است به کار میرود، مانند جایی که این صفت [[پسندیده]] در [[سیره تبلیغی]] [[پیامبر اکرم]] {{صل}} بهکار رفته است. [[خداوند]] شدت [[اشتیاق]] [[پیامبر]] {{صل}} برای [[هدایت]] [[بندگان]] را به حرص تعبیر میکند که در آن، حرص با تکیه بر معنای لغوی بهعنوان صفتی [[پسندیده]] به کار رفته است. [[خداوند]] میفرماید: {{متن قرآن|لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ}}<ref>به [[یقین]]، رسولی از خود شما به سویتان آمد که رنجهای شما بر او سخت است. او اصرار بر [[هدایت]] شما دارد! و نسبت به [[مؤمنان]]، رئوف و مهربان است؛ سوره توبه، آیه ۱۲۸</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 47.</ref>. |
|
| |
|
| ==منشأ درونی و بیرونی حرص و راه درمان آن== | | ==منشأ درونی و بیرونی حرص و راه درمان آن== |
| *به طور کلی واژه حرص و [[آز]] در [[فرهنگ]] متعارف ما به معنای منفی و به عنوان یک ویژگی نکوهیده [[اخلاقی]] به کار میرود. منشأ این رذیلت [[اخلاقی]] را باید در عوامل درونی جست. سوءظن نسبت به [[خداوند]] یکی از عوامل و اصلیترین آنهاست. [[امام علی]] {{ع}} در [[فرمان]] به [[مالک اشتر]]، ضمن پرهیز او از [[مشورت]] با بخیلان و افراد ترسو، او را از [[مشورت]] با افراد حریص نیز برحذر میدارد: [[بخل]] و [[ترس]] و حرص، غرایز مختلفی هستند که یک ریشه دارند و آن، سوءظنّ به خداست<ref>{{متن حدیث|وَلاَ تُدْخِلَنَّ فِي مَشُورَتِکَ بَخِيلاً يَعْدِلُ بِکَ عَنِ الْفَضْلِ، وَيَعِدُکَ الْفَقْرَ، وَلاَ جَبَاناً يُضْعِفُکَ عَنِ الامُورِ، وَلاَ حَرِيصاً يُزَيِّنُ لَکَ الشَّرَهَ بِالْجَوْرِ، فَإِنَّ الْبُخْلَ وَالْجُبْنَ وَالْحِرْصَ غَرَائِزُ شَتَّى يَجْمَعُهَا سُوءُ الظَّنِّ بِاللهِ}}؛ نک: نهج البلاغه، نامه ۵۳</ref>. کسی که به [[پروردگار]] و [[قدرت]] او در انجام وعدههایش برای تأمین رزق و روزی [[بندگان]] تلاشگر [[حسن]] ظنّ داشته باشد، هرگز برای جمعآوری [[اموال]] حرص نمیورزد. از دیگر سو، وجود درونی و بیرونی برای سوق دادن [[انسانها]] به رذیلت حرص، موجب شده است که [[امامان معصوم]] {{عم}} [[پیروان]] خود را از آزمندی [[نهی]] کنند. [[امام علی]] {{ع}} در سفارش به مالک سفارش او را از [[مشورت]] با شخص حریص، به این [[دلیل]] که او حرص را با ستمکاری در نزد [[آدمی]] زیبا جلوه میدهد، [[نهی]] میکند<ref>{{متن حدیث|وَلاَ حَرِيصاً يُزَيِّنُ لَکَ الشَّرَهَ بِالْجَوْرِ}}؛ نک: نهج البلاغه، نامه ۵۳</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 48.</ref>.
| | مهمترین منشأ این رذیلت [[اخلاقی]] سوءظن نسبت به [[خداوند]] است. [[امام علی]] {{ع}} در [[فرمان]] به [[مالک اشتر]]، ضمن پرهیز او از [[مشورت]] با بخیلان و افراد ترسو، او را از [[مشورت]] با افراد حریص نیز برحذر میدارد: [[بخل]] و [[ترس]] و حرص، غرایز مختلفی هستند که یک ریشه دارند و آن، سوءظنّ به خداست<ref>{{متن حدیث|وَلاَ تُدْخِلَنَّ فِي مَشُورَتِکَ بَخِيلاً يَعْدِلُ بِکَ عَنِ الْفَضْلِ، وَيَعِدُکَ الْفَقْرَ، وَلاَ جَبَاناً يُضْعِفُکَ عَنِ الامُورِ، وَلاَ حَرِيصاً يُزَيِّنُ لَکَ الشَّرَهَ بِالْجَوْرِ، فَإِنَّ الْبُخْلَ وَالْجُبْنَ وَالْحِرْصَ غَرَائِزُ شَتَّى يَجْمَعُهَا سُوءُ الظَّنِّ بِاللهِ}}؛ نک: نهج البلاغه، نامه ۵۳</ref>. کسی که به [[پروردگار]] و [[قدرت]] او در انجام وعدههایش برای تأمین رزق و روزی [[بندگان]] تلاشگر [[حسن ظنّ]] داشته باشد، هرگز برای جمعآوری [[اموال]] حرص نمیورزد<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 48.</ref>. |
| *در [[تعالیم]] [[دین]]، کسب [[مال]] [[حلال]]، [[بینیازی]] جستن از دیگران و زندگی همراه با [[قناعت]]، موجب مهار حرص و [[آز]] دانسته شده است. حرص، [[آز]] و [[دنیاپرستی]] نسبت به مواهب مادی، در [[تعالیم]] [[دین]] امری نکوهیده و موجب شر و [[فساد]] دانسته شده، ولی چنانچه این حرص و [[اشتیاق]] در مسیر کسب [[علم]] و تحصیل [[پاداش الهی]] و درجات اخروی به کار افتد، میتواند سودمند باشد و [[آدمی]] را در جهت کسب [[سعادت]] [[یاری]] رساند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 48.</ref>.
| | |
| | در [[تعالیم]] [[دین]]، کسب [[مال]] [[حلال]]، [[بینیازی]] جستن از دیگران و زندگی همراه با [[قناعت]]، موجب مهار حرص و [[آز]] دانسته شده است. حرص، [[آز]] و [[دنیاپرستی]] نسبت به مواهب مادی، در [[تعالیم]] [[دین]] امری نکوهیده و موجب شر و [[فساد]] دانسته شده، ولی چنانچه این حرص و [[اشتیاق]] در مسیر کسب [[علم]] و تحصیل [[پاداش الهی]] و درجات اخروی به کار برود، میتواند سودمند باشد و [[آدمی]] را در جهت کسب [[سعادت]] [[یاری]] رساند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 48.</ref>. |
|
| |
|
| ==آز در فرهنگ مطهر==
| |
| [[آدم]] فقط برای اینکه جمع کند فعالیت میکند و هرچه هم جمع کند، باز میخواهد بیشتر و بیشتر جمع کند و جمعکردن او حدی ندارد. اسم این [حالت]، “آز” است. چنین [[آدمی]] آنجا که میخواهد بدهد، ببخشد و یا [[احسان]] کند دچار “بُخل” است - این [[بیماری]] دیگری است - دچار “امساک” است و به تعبیر [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} {{متن حدیث|شُحٌّ مُطَاعٌ}}<ref>تعبیر «شح» مال قرآن است: {{متن قرآن|وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ}} سوره حشر، آیه ۹.</ref> دارد: یعنی یک حالت روانیای دارد که آن حالت [[روانی]] [[حاکم]] بر اوست، نه [[فکر]] و [[عقل]] و ارادهاش. [[پول]] به جانش چسبیده و هیچ حساب، کتاب، عقل و منطقی در کار نیست. والّا اگر عقل و [[منطق]] در کار باشد، میفهمد که اینجا جای خرجکردن است؛ یعنی خیر، [[مصلحت]]، [[منفعت]]، [[خوشی]] و سعادتش در خرجکردن است، ولی [[بخل]] به او اجازه نمیدهد. حالت [[حرص]] و [[آز]]، ضد [[اخلاقی]] است؛ یعنی [[پایینتر]] از [[اخلاق]] است و بیماری است<ref>انسان کامل، ص۲۲۰.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۴۳.</ref>
| |
| == پرسشهای وابسته == | | == پرسشهای وابسته == |
|
| |
|