ارزش: تفاوت میان نسخهها
←پرسشهای وابسته
(←مقدمه) |
|||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
#'''ارزشهای [[اخلاقی]]:''' [[امام]] {{ع}} در [[نهج البلاغه]] به ارزشهای [[اخلاقی]] توجه خاص داشته که به برخی از آنها در مداخل دیگر پرداخته شده است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 99.</ref>. | #'''ارزشهای [[اخلاقی]]:''' [[امام]] {{ع}} در [[نهج البلاغه]] به ارزشهای [[اخلاقی]] توجه خاص داشته که به برخی از آنها در مداخل دیگر پرداخته شده است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 99.</ref>. | ||
==ارزش در فرهنگ مطهر== | |||
ارزش که شاید با ارج همریشه باشد - بلکه شاید ارج معرّب ارز است - اسم مصدر است و به معنی حالت حاصل از ارجگذاشتن است. [[انسان]] به بعضی چیزها ارج میگذارد و به آنها اهمیت میدهد. آنچیزها همانها هستند که به حال او [[نافع]] و مفید باشند<ref>نظری به نظام اقتصادی اسلام، ص۶۲.</ref>. | |||
ارزش همین است که ما در اصطلاح خودمان میگوئیم قیمت، بها<ref>تعلیم و تربیت در اسلام، ص۲۳۳.</ref>. | |||
ارزش، مساوی است با اثری که بر آن شیء، بالفعل بار است، خواه کار زیاد [[مصرف]] آن شده است، و خواه کار کم، خواه علت آنکه با آنکه کار کم، مصرف آن شده است [ارزش زیادی دارد] این است که [[ابتکار]]، نقش خود را ایفا کرده است، خواه از آن جهت که [[طبیعت]] نقش فعّالی داشته است؛ مثل {{عربی|ما نحن فیه}}<ref>نظری به نظام اقتصادی اسلام، ص۱۰۴.</ref>. به عبارت دیگر، ارزش هر شیء ناشی از اثری است که بر آن شیء مترتب میشود نه از علتی که آن را ایجاد کرده است، خواه آن علت کار باشد یا غیر آن. البته اثر داشتن به [[تنهایی]] علت ارزش نیست، ندرت و تحت انحصاربودن نیز، هم در اصل ارزش هم در [[درجه]] ارزش دخیل است<ref>نظری به نظام اقتصادی اسلام، ص۱۲۰.</ref>. ارزش، به معنی واقعیّت اعتباری دادن معنی دارد<ref>تکامل اجتماعی انسان، ص۴۸.</ref>. | |||
[[ارزشها]] همان خیرهای واقعیاند<ref>مجموعه آثار، ج۳، ص۵۴۶.</ref>. | |||
ارزش، ناشی از دو چیز است: مفید و مورد احتیاجبودن، و در دسترسنبودن، به معنی در انحصار دیگران بودن؛ و هرچه که جنسی وافرتر باشد، خود وفور، اجباراً کالا را از دست صاحب آن کالا بیرون میآورد و به بازار میکشد. نظر دیگری درباره ارزش این است که ارزش تابع مفیدبودن است و هر اندازه اشیاء مفیدتر باشند، قهراً ارزش بیشتری پیدا میکنند. این نظریه نیز [[باطل]] است، زیرا اولاً ما گفتیم که اگر ارزش به معنی مفیدبودن - یا لااقل تابع مفیدبودن - بود و صد در صد به آن بستگی داشت نمیبایست به حسب عرضه و تقاضا نوسان پیدا کند. به علاوه ما میبینیم بسیاری از اشیاء با اینکه بیشتر مورد احتیاج میباشند، مثل نان و آب، قیمت کمتری دارند، اما بعضی چیزهای دیگر با اینکه از [[تجملات]] [[زندگی]] است و چندان مورد احتیاج نیست صدها برابر نان قیمت دارد<ref>نظری به نظام اقتصادی اسلام، ص۱۱۷.</ref>. | |||
ارزش، نه ذاتی اشیاء است که از قبیل صفات فی نفسه اشیاء باشد، و نه اعتباری و قراردادی است. اصل ارزش ناشی از مفیدبودن است -که منشأ و مبدأ تقاضا است- بهعلاوه ندرت وجود، ولی البته ندرت وجودی که مبدأش قابلیت تملّک و انحصار باشد<ref>نظری به نظام اقتصادی اسلام، ص۱۳۰.</ref>. | |||
ارزش عبارت است از ارج داشتن چیزی، و آن، تابع فائده و احتیاج است از طرفی، و تابع ندرت و قابلیّت انحصار است از طرف دیگر<ref>نظری به نظام اقتصادی اسلام، ص۱۲۷.</ref>. | |||
ارزش هر چیز عبارت است از مقدار کاری که [[مصرف]] شده، این است که نسبت اشیاء با یکدیگر با مقیاس کاری که در آنها مصرف شده سنجیده میشود<ref>نظری به نظام اقتصادی اسلام، ص۸۷ و ۱۰۳.</ref>. | |||
مراجعه به [[واقعیت]] و ارزش<ref>فلسفه تاریخ جلد اول، ص۲۷۵.</ref> و [[درجه]] ارزش<ref>نظری به نظام اقتصادی اسلام، ص۱۳۱.</ref>. | |||
===ارزش از نظر آدام اسمیت=== | |||
ارزش هر چیزی بهواسطه مقدار کاری است که روی آن صورت گرفته است؛ یعنی اولاً مالیّت و ارزش، بهواسطه کار پیدا میشود؛ و ثانیاً مقدار و [[میزان]] ارزش تابع مقدار و میزان کاری است که روی یک کالا صورت میگیرد<ref>نظری به نظام اقتصادی اسلام، ص۱۱۴.</ref>. | |||
===ارزش استعمال=== | |||
ارزش استعمال، یعنی مفیدبودن. هم به جنس بستگی دارد و هم به کاری که روی آن جنس صورت گرفته است<ref>نظری به نظام اقتصادی اسلام، ص۷۲.</ref>. | |||
===ارزش [[اقتصادی]]=== | |||
ارزش اقتصادی عبارت است از ارجی که در یک مادّه معاشی وجود دارد، و پولی که برای یک امر مادی یا [[معنوی]] نظیر [[تعلیم]]، و یا یک امر [[هنری]] مثل [[خواندن]]، اعتبار میشود<ref>نظری به نظام اقتصادی اسلام، ص۶۲.</ref>. | |||
===ارزش [[تاریخ]]=== | |||
ارزش تاریخ، یعنی ارزش [[شناخت]] سرگذشت [[جامعه بشر]]<ref>فلسفه تاریخ، جلد اول، ص۱۳.</ref>. | |||
===ارزش [[جهانبینی علمی]]=== | |||
ارزش جهانبینی علمی، ارزش [[علمی]] و فنی است نه نظری. آنچه میتواند تکیهگاه یک [[ایدئولوژی]] قرارگیرد ارزش نظری است نه عملی. ارزش نظری [[علم]] در این است که واقعیّت [[جهان]] همانگونه باشد که علم در آیینه خود ارائه میدهد. ارزش عملی و فنی آن این است که علم خواه آنکه واقعیّتنما باشد و یا نباشد، در عمل به [[انسان]] [[توانایی]] ببخشد و مثمر ثمر بوده باشد<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۸۰.</ref>. | |||
===ارزش عملی=== | |||
ارزش عملی معنایش این است که کار نداریم کدامیک از [[عقاید]] مطابق با [[حقیقت]] و [[واقعیت]] است، [بلکه بدنبال آن هستیم که] در عمل کدامیک از [[عقاید]] برای [[بشر]] مفیدتر است؟ آیا آن [[عقیده]] برای بشر نافعتر و مفیدتر است یا این عقیده، و یا از این جهت فرقی ندارند<ref>فلسفه اخلاق، ص۲۲۵.</ref>؟ | |||
===ارزش عملی علم=== | |||
یعنی توانایی علم در توانا ساختن انسان بر تصرّف و تسلّط بر [[طبیعت]] و [[تغییر]] آن مطابق دلخواه<ref>مجموعه آثار، ج۳، ص۳۱.</ref>. | |||
===ارزش نظری عقیده=== | |||
ارزش نظری یک عقیده یعنی [[میزان]] انطباق آن عقیده با حقیقت و واقعیت. ارزش نظری یک نظریه [[فلسفی]] یا [[اجتماعی]] یا جهانی و غیره، یعنی آیا این نظریه با واقعیت انطباق دارد یا ندارد؟ [[راه]] دریافت اینکه یک نظریه با واقعیت انطباق دارد یا ندارد در مواردی تجربه و [[آزمایش]] و [[مشاهده]] است و در مواردی استدلالهای [[عقلانی]]<ref>فلسفه اخلاق، ص۲۲۵.</ref>. | |||
===ارزش نظری علم=== | |||
ارزش نظری، یعنی توانایی علم در ارائه واقعیت هستی آنچنانکه هست<ref>مجموعه آثار، ج۳، ص۳۱.</ref>. | |||
===[[ارزش واقعی]]=== | |||
ارزش واقعی، عبارت است از مجموع کارهایی که روی آن صورت گرفته است<ref>نظری به نظام اقتصادی اسلام، ص۹۱.</ref>. | |||
===ارزش واقعی و مبادلهای=== | |||
مقصود از ارزش واقعی چیزهایی است که برای [[زندگی]] انسان ضروری است، ولی قابل [[مالکیّت]] و مبادله نیستند. ارزش مبادلهای، اشیائی است که برای انسان مفید است و قابل مالکیّت و [[نقل]] و انتقال میباشد و دست انسان در تهیه آن بهکار افتاده است<ref>مسأله ربا، ص۱۰۳.</ref>. | |||
===ارزش و مالیّت=== | |||
ارزش و مالیّت، و همچنین مراتب ارزش، نه ذاتی اشیاء است، به معنی اینکه یک صفت واقعی شیء فینفسه و قطعنظر از [[انسان]] باشد، و نه اعتباری است، به معنی اینکه قراردادی محض باشد و با حالت واقعی اشیاء بیارتباط باشد؛ بلکه صفتی است که از طرفی با حالت واقعی شیء مربوط است، یعنی با خاصیت [[تکوینی]] اشیاء به حسب جنس و ماهیّت و یا به حسب صفت عرضی یا عارضی آنها مربوط است و اشیاء بهواسطه اثری که بر آنها مترتّب است دارای ارزش میشوند (نه به واسطه عملی که در ایجاد آنها صورت گرفته است)، و از طرف دیگر با انسان مرتبط است، یعنی [[ارتباط]] با انسان است که منشأ انتزاع این صفت میشود. از ایننظر، ارزش، نظیر مفید بودن و یا [[ملایمت]] است که یک صفت اضافی است، ولی در عینحال، عین مفیدبودن و ملایمت نیست، زیرا مفیدبودن و ملایمت با انسان، قابل کم و بیش شدن و بالا و پایین رفتن نیست. اما ارزش اینطور نیست، ارزش، قیمت، مالیّت و بها -یا هرچه دیگر اسم بگذاریم- نوساناتی پیدا میکند و مسلّماً این نوسانات مربوط به مفیدبودن نیست. [[درجه]] مفیدبودن نوسان پیدا نمیکند<ref>نظری به نظام اقتصادی اسلام، ص۱۱۶.</ref>. | |||
===[[ارزشهای انسانی]]=== | |||
ارزشهای انسانی، یعنی امور [[انسانی]] غیرمادی<ref>انسان کامل، ص۱۹۴.</ref>. آدمبودن به یک [[سلسله]] صفات و [[اخلاق]] و معانیای است که انسان به موجب آنها انسان است و ارزش و [[شخصیت]] پیدا میکند. امروزه همین اموری که به انسان ارزش و شخصیت میدهند و اگر نباشند انسان با حیوان تفاوتی ندارد، بهنام ارزشهای انسانی اصطلاح شده است<ref>انسان کامل، ص۷۰.</ref>. | |||
===[[ارزشهای واقعی]] و اعتباری=== | |||
چیزهائی که علت ارزشداشتن و مقدار ارزششان، منفعتی است که انسان میبرد یا به قول امروزیها کاری است که روی آن صورت گرفته، دارای ارزش واقعی هستند. بعضی چیزها را هم میگویند ارزش آنها فقط قراردادی و اعتباری است و واقعاً آنقدر ارزش را که اعتبار کردهاند ندارند<ref>مسأله ربا، ص۷۶.</ref><ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۷۸-۸۲.</ref> | |||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||