جز
جایگزینی متن - 'بزرگی' به 'بزرگی'
(صفحهای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233)...» ایجاد کرد) |
جز (جایگزینی متن - 'بزرگی' به 'بزرگی') |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
==[[مناصب]] بنی عبدالدار== | ==[[مناصب]] بنی عبدالدار== | ||
در [[دوره جاهلی]] پس از [[مرگ]] [[حلیل خزاعی]] ـ بزرگ مکهـ [[قصی بن کلاب]] داماد و [[جانشین]] وی بزرگ [[مکه]] شد و تیرههای [[قریش]] را از اطراف مکه به داخل [[شهر]] آورد و [[قبایل]] دیگر از جمله [[خزاعه]] را به بیرون شهر فرستاد.<ref>انساب الاشراف، ج ۱، ص ۵۵ - ۵۶.</ref> قصی [[وضع سیاسی]] ـ [[دینی]] مکه را بهبود بخشید و چند [[منصب]] [[سیاسی]] ـ [[اجتماعی]] و دینی از جمله [[حجابت]] (کلیدداری و پردهداری [[کعبه]])، رفادت ([[غذا]] دادن به حجگزاران در ایام [[حج]])، سقایت (آب دادن به [[حاجیان]])، لواء ([[فرماندهی]] [[جنگ]] و حمل [[پرچم]] اصلی هنگام جنگ) را عهدهدار بود و [[دارالندوه]] (مجلس مشورتی بزرگان [[قوم]]) را تأسیس کرد.<ref> انساب الاشراف، ج ۹، ص ۴۱۴؛ المنمق، ص ۱۸۹ ـ ۱۹۰.</ref> [[پسران]] قُصَیّ به ویژه [[عبد مناف]] در [[زندگی]] [[پدر]] به | در [[دوره جاهلی]] پس از [[مرگ]] [[حلیل خزاعی]] ـ بزرگ مکهـ [[قصی بن کلاب]] داماد و [[جانشین]] وی بزرگ [[مکه]] شد و تیرههای [[قریش]] را از اطراف مکه به داخل [[شهر]] آورد و [[قبایل]] دیگر از جمله [[خزاعه]] را به بیرون شهر فرستاد.<ref>انساب الاشراف، ج ۱، ص ۵۵ - ۵۶.</ref> قصی [[وضع سیاسی]] ـ [[دینی]] مکه را بهبود بخشید و چند [[منصب]] [[سیاسی]] ـ [[اجتماعی]] و دینی از جمله [[حجابت]] (کلیدداری و پردهداری [[کعبه]])، رفادت ([[غذا]] دادن به حجگزاران در ایام [[حج]])، سقایت (آب دادن به [[حاجیان]])، لواء ([[فرماندهی]] [[جنگ]] و حمل [[پرچم]] اصلی هنگام جنگ) را عهدهدار بود و [[دارالندوه]] (مجلس مشورتی بزرگان [[قوم]]) را تأسیس کرد.<ref> انساب الاشراف، ج ۹، ص ۴۱۴؛ المنمق، ص ۱۸۹ ـ ۱۹۰.</ref> [[پسران]] قُصَیّ به ویژه [[عبد مناف]] در [[زندگی]] [[پدر]] به بزرگی و [[شهرت]] رسیدند.<ref>المنمق، ص ۱۹۰؛ السیرة النبویه، ج ۱، ص ۱۲۹؛ اخبار مکه، ج۱، ص ۱۰۹.</ref> عبدالدار با وجود [[برتری]] [[سنی]] نسبت به [[برادران]] در [[شرف]] و کسب افتخارات و [[نفوذ]] اجتماعی به پایه برادران خود نرسید،<ref>اخبار مکه، ج ۱، ص ۱۰۹.</ref> از این رو لذا قصی به هنگام [[پیری]] [[مناصب]] مهم مکه چون حجابت، رفادت، سقایت، لواء و [[ریاست]] دارالندوه را به عبدالدار داد تا در بزرگی و شرف به پایه برادران برسد.<ref>السیرةالنبویه، ج ۱، ص ۱۲۹ ـ ۱۳۰؛ المنمق، ص ۱۹۰؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص ۵۹ - ۶۰.</ref> پس از [[مرگ]] قصی ریاست مکه به پسرش [[عبدمناف]] رسید و بعد از مرگ وی، فرزندانش ([[هاشم]]، عبدشمس و [[نوفل]]) با این [[استدلال]] که چون ریاست مکه از ماست پس در [[تصدی]] سایر مناصب مکه نیز [[اولویت]] داریم، با [[بنی عبدالدار]] به [[نزاع]] برخاستند. | ||
بنی عبدالدار نیز حاضر نبودند مناصب به [[ارث]] رسیده از پدر را با دیگران تقسیم کنند، از این رو میان تیرههای مختلف قریش صفبندیهایی پدید آمد و به همین منظور دو [[پیمان]] مهم قریش شکل گرفت. شماری از قبایل چون [[بنی اسد]] ([[قبیله]] [[خدیجه]] و [[زبیر]])، [[بنوالحارث بن فهر]]، [[بنوزهره]] (قبیله [[عبدالرحمن بن عوف]] و [[سعد بن ابی وقاص]]) و [[بنوتیم بن مرّه]] ([[قبیله]] [[ابوبکر]]) به [[یاری]] بنی عبدمناف آمدند و چون در هنگام [[عقد]] [[پیمان]] [[دست]] در ظرفی پر از [[عطر]] فرو بردند، پیمانشان به [[حلف]] (پیمان) مطیّبین [[شهرت]] یافت.<ref>المعارف، ص ۶۰۴؛ المنمق، ص ۳۳؛ بلوغ الارب، ج ۱، ص ۲۷۷.</ref> در آن سوی دیگر قبایلی چون بنیمخزوم (قبیله [[ابوجهل]] و [[خالد بن ولید]])، [[بنی سهم]] (قبیله [[عمرو عاص]])، [[بنی عدی]] (قبیله [[عمر بن خطاب]]) و [[بنی جمح]] (قبیله [[امیة بن خلف]]) به یاری [[بنی عبدالدار]] آمدند و چون هنگام عقد پیمان به [[اصرار]] بنی عدی دست در ظرفی پر از [[خون]] شتر فرو بردند و به گزارشی چون برخی از بنی عدی خون را لیسیدند، این پیمان به حلف لعقة الدم یا ولغة الدم شهرت یافت. این پیمان را حلف الأحلاف نیز گویند.<ref>المنمق، ص ۳۳؛ جمهرة انساب العرب، ص ۱۵۸.</ref> نزدیک بود کار به [[پیکار]] بکشد که با واسطهگری بزرگان [[قریش]] کار به [[مصالحه]] انجامید که رفادت و سقایت که [[مناصب]] پرهزینه بود از [[بنی عبد مناف]] و لواء و [[حجابت]] و [[ریاست]] [[دارالندوه]] که کم هزینه و حتی درآمدزا بود، از آن بنی عبدالدار باشد.<ref>المنمق، ص ۳۲ ـ ۳۴؛ بلوغ الارب، ج ۱، ص ۲۷۷ - ۲۷۸؛ السیرةالنبویه، ج ۱، ص ۱۲۹ ـ ۱۳۲.</ref>.<ref>[[محمد اللهاکبری|اللهاکبری، محمد]]، [[بنی عبدالدار (مقاله)|مقاله «بنی عبدالدار»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>. | بنی عبدالدار نیز حاضر نبودند مناصب به [[ارث]] رسیده از پدر را با دیگران تقسیم کنند، از این رو میان تیرههای مختلف قریش صفبندیهایی پدید آمد و به همین منظور دو [[پیمان]] مهم قریش شکل گرفت. شماری از قبایل چون [[بنی اسد]] ([[قبیله]] [[خدیجه]] و [[زبیر]])، [[بنوالحارث بن فهر]]، [[بنوزهره]] (قبیله [[عبدالرحمن بن عوف]] و [[سعد بن ابی وقاص]]) و [[بنوتیم بن مرّه]] ([[قبیله]] [[ابوبکر]]) به [[یاری]] بنی عبدمناف آمدند و چون در هنگام [[عقد]] [[پیمان]] [[دست]] در ظرفی پر از [[عطر]] فرو بردند، پیمانشان به [[حلف]] (پیمان) مطیّبین [[شهرت]] یافت.<ref>المعارف، ص ۶۰۴؛ المنمق، ص ۳۳؛ بلوغ الارب، ج ۱، ص ۲۷۷.</ref> در آن سوی دیگر قبایلی چون بنیمخزوم (قبیله [[ابوجهل]] و [[خالد بن ولید]])، [[بنی سهم]] (قبیله [[عمرو عاص]])، [[بنی عدی]] (قبیله [[عمر بن خطاب]]) و [[بنی جمح]] (قبیله [[امیة بن خلف]]) به یاری [[بنی عبدالدار]] آمدند و چون هنگام عقد پیمان به [[اصرار]] بنی عدی دست در ظرفی پر از [[خون]] شتر فرو بردند و به گزارشی چون برخی از بنی عدی خون را لیسیدند، این پیمان به حلف لعقة الدم یا ولغة الدم شهرت یافت. این پیمان را حلف الأحلاف نیز گویند.<ref>المنمق، ص ۳۳؛ جمهرة انساب العرب، ص ۱۵۸.</ref> نزدیک بود کار به [[پیکار]] بکشد که با واسطهگری بزرگان [[قریش]] کار به [[مصالحه]] انجامید که رفادت و سقایت که [[مناصب]] پرهزینه بود از [[بنی عبد مناف]] و لواء و [[حجابت]] و [[ریاست]] [[دارالندوه]] که کم هزینه و حتی درآمدزا بود، از آن بنی عبدالدار باشد.<ref>المنمق، ص ۳۲ ـ ۳۴؛ بلوغ الارب، ج ۱، ص ۲۷۷ - ۲۷۸؛ السیرةالنبویه، ج ۱، ص ۱۲۹ ـ ۱۳۲.</ref>.<ref>[[محمد اللهاکبری|اللهاکبری، محمد]]، [[بنی عبدالدار (مقاله)|مقاله «بنی عبدالدار»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>. | ||
==[[جایگاه]] [[دینی]] بنی عبدالدار== | ==[[جایگاه]] [[دینی]] بنی عبدالدار== | ||
بنی عبدالدار پس از قصی در میان [[قبایل]] قریش و حتی دیگر [[قبایل عرب]] از جایگاه ویژه و والایی برخوردار بودند، زیرا همه قبایل عرب برای [[مکه]] و [[کعبه]] احترامی ویژه قائل بودند و از اطراف و اکناف [[جزیرة العرب]] برای [[زیارت]] بیتالله عازم مکه میشدند. بنی عبدالدار با در [[اختیار]] داشتن همه مناصب مهم مکه که ۴ [[منصب]] آن به کعبه مرتبط بود پر افتخارترین [[قبیله قریش]] به شمار بود،<ref>السیرةالنبویه، ج ۱، ص ۱۲۹ - ۱۳۰؛ المنمق، ص ۱۹۰؛ المفصل، ج ۴، ص ۵۹.</ref> حتی زمانی که در [[منازعه]] تقسیم مناصب و افتخارات، دو منصب رفادت و سقایت را از دست داد، همچنان [[جایگاه]] نخست خود را [[حفظ]] کرد.<ref>المنمق، ص ۳۲؛ بلوغ الارب، ج ۱، ص ۲۷۷.</ref> آنان به عنوان کلید داران [[خانه خدا]] از [[نفوذ]] [[دینی]] ویژهای برخوردار بودند و به نحوی [[نماینده]] [[خدا]] محسوب میشدند. [[پس از ظهور]] [[اسلام]] و حتی [[فتح مکه]] نیز آنان همچنان [[کلیددار]] و پردهدار [[کعبه]] باقی ماندند. رسول خدا{{صل}} [[روز]] فتح مکه پس از [[تطهیر]] کعبه از بتها و پلیدیها کلید کعبه را به [[عثمان بن طلحه عَبْدَری]] داد.<ref> النسب، ص ۲۰۴؛ انساب الاشراف، ج ۹، ص ۴۰۳.</ref> به قول [[ابنحزم]] آنان تا [[قرن پنجم]] همچنان کلیددار کعبه بودند و گویا هنوز هم این [[منصب]] را دارند،<ref>جمهرة انساب العرب، ص ۱۲۷.</ref> بنابراین آنان قبل و بعد از اسلام جایگاه دینی خود را حفظ کردند. هیچ پردهای از کعبه بدون حضور آنان عوض نشد و هیچ | بنی عبدالدار پس از قصی در میان [[قبایل]] قریش و حتی دیگر [[قبایل عرب]] از جایگاه ویژه و والایی برخوردار بودند، زیرا همه قبایل عرب برای [[مکه]] و [[کعبه]] احترامی ویژه قائل بودند و از اطراف و اکناف [[جزیرة العرب]] برای [[زیارت]] بیتالله عازم مکه میشدند. بنی عبدالدار با در [[اختیار]] داشتن همه مناصب مهم مکه که ۴ [[منصب]] آن به کعبه مرتبط بود پر افتخارترین [[قبیله قریش]] به شمار بود،<ref>السیرةالنبویه، ج ۱، ص ۱۲۹ - ۱۳۰؛ المنمق، ص ۱۹۰؛ المفصل، ج ۴، ص ۵۹.</ref> حتی زمانی که در [[منازعه]] تقسیم مناصب و افتخارات، دو منصب رفادت و سقایت را از دست داد، همچنان [[جایگاه]] نخست خود را [[حفظ]] کرد.<ref>المنمق، ص ۳۲؛ بلوغ الارب، ج ۱، ص ۲۷۷.</ref> آنان به عنوان کلید داران [[خانه خدا]] از [[نفوذ]] [[دینی]] ویژهای برخوردار بودند و به نحوی [[نماینده]] [[خدا]] محسوب میشدند. [[پس از ظهور]] [[اسلام]] و حتی [[فتح مکه]] نیز آنان همچنان [[کلیددار]] و پردهدار [[کعبه]] باقی ماندند. رسول خدا{{صل}} [[روز]] فتح مکه پس از [[تطهیر]] کعبه از بتها و پلیدیها کلید کعبه را به [[عثمان بن طلحه عَبْدَری]] داد.<ref> النسب، ص ۲۰۴؛ انساب الاشراف، ج ۹، ص ۴۰۳.</ref> به قول [[ابنحزم]] آنان تا [[قرن پنجم]] همچنان کلیددار کعبه بودند و گویا هنوز هم این [[منصب]] را دارند،<ref>جمهرة انساب العرب، ص ۱۲۷.</ref> بنابراین آنان قبل و بعد از اسلام جایگاه دینی خود را حفظ کردند. هیچ پردهای از کعبه بدون حضور آنان عوض نشد و هیچ بزرگی و [[پادشاه]] و [[امیر]] و خلیفهای پای به درون کعبه ننهاد، مگر آنکه یک تن عبدری قفل کعبه را برای وی گشود.<ref>اخبار مکه، ج ۱، ص ۱۰۹.</ref> منصب [[حجابت]] در دست [[بنیعثمان بن عبدالدار]] بود. | ||
پس از آنکه [[قریش]] کعبه را در پی جاری شدن سیل بازسازی کرد و [[حجرالاسود]] به دست رسول خدا{{صل}} [[نصب]] شد،<ref> الکافی، ج ۴، ص ۲۱۸؛ اخبار مکه، ج ۱، ص ۱۵۹.</ref> قریش که معمولا برای گفتوگو در اطراف کعبه مینشست، بر سر [[محل]] نشستن [[قبایل]] به [[منازعه]] پرداختند و سرانجام با قرعهکشی جای هر [[قوم]] و [[قبیله]] [[تعیین]] و در این تقسیم قسمت [[حجر اسماعیل]] سرتاسر سهم [[بنی عبدالدار]] شد!<ref>الطبقات، ج ۱، ص ۱۱۶؛ السیرةالنبویه، ج ۱، ص ۱۹۵.</ref> از نشانههای جایگاه والای دینی و [[سیاسی]] بنیعبدالدار نامگذاری یکی از درهای [[مسجدالحرام]] به نام تیرهای از آنان و آن باب "بنیشیبه" است.<ref> الطبقات، ج ۱، ص ۱۴۶؛ البدایة والنهایه، ج ۲، ص ۳۶۶.</ref> این نامگذاری در [[دوران جاهلیت]] بوده و در عصر [[اسلامی]] نیز همچنان حفظ شده است. گویند: [[رسول خدا]] بتهای کعبه را [[شکست]] و نزد باب بنیشیبه [[دفن]] کرد.<ref> مستدرک سفینة البحار، ج ۱۰، ص ۴۸۱؛ کشف اللثام، ج ۱، ص۳۴۱.</ref> در [[روایات فقهی]] ورود از باب بنیشیبه [[مستحب]] دانسته شده است.<ref> الکافی، ج ۴، ص ۲۱۸؛ ج ۸، ص ۲۸۸؛ من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص ۵۳۰؛ وسایل الشیعه، ج ۱۳، ص۲۰۶.</ref>.<ref>[[محمد اللهاکبری|اللهاکبری، محمد]]، [[بنی عبدالدار (مقاله)|مقاله «بنی عبدالدار»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>. | پس از آنکه [[قریش]] کعبه را در پی جاری شدن سیل بازسازی کرد و [[حجرالاسود]] به دست رسول خدا{{صل}} [[نصب]] شد،<ref> الکافی، ج ۴، ص ۲۱۸؛ اخبار مکه، ج ۱، ص ۱۵۹.</ref> قریش که معمولا برای گفتوگو در اطراف کعبه مینشست، بر سر [[محل]] نشستن [[قبایل]] به [[منازعه]] پرداختند و سرانجام با قرعهکشی جای هر [[قوم]] و [[قبیله]] [[تعیین]] و در این تقسیم قسمت [[حجر اسماعیل]] سرتاسر سهم [[بنی عبدالدار]] شد!<ref>الطبقات، ج ۱، ص ۱۱۶؛ السیرةالنبویه، ج ۱، ص ۱۹۵.</ref> از نشانههای جایگاه والای دینی و [[سیاسی]] بنیعبدالدار نامگذاری یکی از درهای [[مسجدالحرام]] به نام تیرهای از آنان و آن باب "بنیشیبه" است.<ref> الطبقات، ج ۱، ص ۱۴۶؛ البدایة والنهایه، ج ۲، ص ۳۶۶.</ref> این نامگذاری در [[دوران جاهلیت]] بوده و در عصر [[اسلامی]] نیز همچنان حفظ شده است. گویند: [[رسول خدا]] بتهای کعبه را [[شکست]] و نزد باب بنیشیبه [[دفن]] کرد.<ref> مستدرک سفینة البحار، ج ۱۰، ص ۴۸۱؛ کشف اللثام، ج ۱، ص۳۴۱.</ref> در [[روایات فقهی]] ورود از باب بنیشیبه [[مستحب]] دانسته شده است.<ref> الکافی، ج ۴، ص ۲۱۸؛ ج ۸، ص ۲۸۸؛ من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص ۵۳۰؛ وسایل الشیعه، ج ۱۳، ص۲۰۶.</ref>.<ref>[[محمد اللهاکبری|اللهاکبری، محمد]]، [[بنی عبدالدار (مقاله)|مقاله «بنی عبدالدار»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>. | ||