آزادی عقیده: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'پنهان' به 'پنهان'
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'پنهان' به 'پنهان')
خط ۱۳۸: خط ۱۳۸:
# '''[[حق]] إشاعه و [[ترویج]]''': در نظر [[عقل]] گزاره صحیح از [[حق]] اشاعه و [[ترویج]] برخوردار است. آنچه در عرف [[دموکراسی]] غربی از آن به [[حق آزادی]] بیان و [[عقیده]] تعبیر می‌شود، در ترازوی [[عقل]]، مخصوص ایده و گزاره‌ای است که در مرحله پیش‌تر، [[حقانیت]] آن با [[دلیل]] و [[برهان]] به اثبات رسیده است. مشکل [[دموکراسی]] غربی درهم‌ریختگی بنیادهای زیرین این [[تفکر]] است که به وجود [[حق و باطل]] [[معتقد]] نیست، و [[حق و باطل]] را برابر دانسته، و [[ظلم]] و [[عدل]] را در یک کفّه ترازو قرار می‌دهد. در نتیجه این درهم‌ریختگی و در [[حقیقت]] [[بیماری]] تناقض‌آلود، [[تفکر]] غربی در زمینه [[آزادی]] [[عقیده]] و بیان در برابر دو راه قرار گرفته است:
# '''[[حق]] إشاعه و [[ترویج]]''': در نظر [[عقل]] گزاره صحیح از [[حق]] اشاعه و [[ترویج]] برخوردار است. آنچه در عرف [[دموکراسی]] غربی از آن به [[حق آزادی]] بیان و [[عقیده]] تعبیر می‌شود، در ترازوی [[عقل]]، مخصوص ایده و گزاره‌ای است که در مرحله پیش‌تر، [[حقانیت]] آن با [[دلیل]] و [[برهان]] به اثبات رسیده است. مشکل [[دموکراسی]] غربی درهم‌ریختگی بنیادهای زیرین این [[تفکر]] است که به وجود [[حق و باطل]] [[معتقد]] نیست، و [[حق و باطل]] را برابر دانسته، و [[ظلم]] و [[عدل]] را در یک کفّه ترازو قرار می‌دهد. در نتیجه این درهم‌ریختگی و در [[حقیقت]] [[بیماری]] تناقض‌آلود، [[تفکر]] غربی در زمینه [[آزادی]] [[عقیده]] و بیان در برابر دو راه قرار گرفته است:
##بستن راه بر هر گونه اظهار [[عقیده]] و بیان که سرانجام آن [[حاکمیت]] مطلق [[ستمگران]] و مستبدان و در نتیجه نابودی ارزش‌های انسانی بلکه نابودی و انقراض [[جامعه بشر]] است.
##بستن راه بر هر گونه اظهار [[عقیده]] و بیان که سرانجام آن [[حاکمیت]] مطلق [[ستمگران]] و مستبدان و در نتیجه نابودی ارزش‌های انسانی بلکه نابودی و انقراض [[جامعه بشر]] است.
##آزاد گذاشتن مطلق هر نوع [[عقیده]] و بیان و برابر دانستن [[عقیده]] صحیح با [[عقیده]] [[باطل]]، و سخن درست با سخن نادرست در [[حق]] و [[حرمت]]، و اعلام [[شعار]] [[آزادی]] مطلق [[عقیده]] و بیان. نهایت آنچه عقلای [[غرب]] بدان رسیده‌اند این است که آسیب و ضرر راه دوم کمتر است زیرا در این صورت لااقل راه تنفسی برای [[حق]] و حقیقتی که با [[وجدان]] [[پنهان]] داشته خویش وجود آن ‌را احساس می‌کرده‌اند باقی می‌ماند. در هر صورت جای [[شک]] و تردید نیست که [[عقل]] سالم هر دو راه مذکور در فوق را نادرست می‌داند، و آنچه در نظر [[عقل]] سالم و [[وجدان]] آزاد و [[پاک]] [[انسان‌ها]] صحیح و [[حق]] است این است که آنچه [[حق]] اشاعه و [[ترویج]] دارد ایده [[حق]] و سخن درست است. [[ترویج]] ایده [[باطل]] و اشاعه [[اندیشه]] [[فاسد]] و نشر و پخش گفتار نادرست نوعی [[جرم]] و جنایت در [[حق]] [[بشریت]] است. همان‌گونه که اشاعه و گسترش بیماری‌های کشنده و [[آزار]] دهنده در میان [[جوامع]]، [[جرم]] و جنایتی بزرگ به‌شمار می‌آید و عاملان و مسبّبان آن به‌عنوان [[تبهکار]] در محاکم [[قضایی]] [[محاکمه]] و مجازات می‌شوند، اشاعه و گسترش [[عقاید]] [[فاسد]] و گفتارهای ناروا و [[باطل]] نیز موجب [[بیماری]] [[روح]] و روان [[انسان‌ها]]، بلکه موجب [[گسترش فساد]] در بین [[مردم]] و ازهم‌گسیختگی و نابودی [[جوامع بشری]] می‌شود، و [[شایسته]] است که عاملان آن نیز به‌عنوان [[تبهکاران]] و جانیان در [[حق]] [[بشریت]] [[محاکمه]] و مجازات شوند. [[عقیده]] و ایده و سخن [[حق]] از آن جهت که [[حق]] است، [[حق]] وجود، و [[حق]] نشو و نما و [[حق]] گسترش و اشاعه دارد.
##آزاد گذاشتن مطلق هر نوع [[عقیده]] و بیان و برابر دانستن [[عقیده]] صحیح با [[عقیده]] [[باطل]]، و سخن درست با سخن نادرست در [[حق]] و [[حرمت]]، و اعلام [[شعار]] [[آزادی]] مطلق [[عقیده]] و بیان. نهایت آنچه عقلای [[غرب]] بدان رسیده‌اند این است که آسیب و ضرر راه دوم کمتر است زیرا در این صورت لااقل راه تنفسی برای [[حق]] و حقیقتی که با [[وجدان]] پنهان داشته خویش وجود آن ‌را احساس می‌کرده‌اند باقی می‌ماند. در هر صورت جای [[شک]] و تردید نیست که [[عقل]] سالم هر دو راه مذکور در فوق را نادرست می‌داند، و آنچه در نظر [[عقل]] سالم و [[وجدان]] آزاد و [[پاک]] [[انسان‌ها]] صحیح و [[حق]] است این است که آنچه [[حق]] اشاعه و [[ترویج]] دارد ایده [[حق]] و سخن درست است. [[ترویج]] ایده [[باطل]] و اشاعه [[اندیشه]] [[فاسد]] و نشر و پخش گفتار نادرست نوعی [[جرم]] و جنایت در [[حق]] [[بشریت]] است. همان‌گونه که اشاعه و گسترش بیماری‌های کشنده و [[آزار]] دهنده در میان [[جوامع]]، [[جرم]] و جنایتی بزرگ به‌شمار می‌آید و عاملان و مسبّبان آن به‌عنوان [[تبهکار]] در محاکم [[قضایی]] [[محاکمه]] و مجازات می‌شوند، اشاعه و گسترش [[عقاید]] [[فاسد]] و گفتارهای ناروا و [[باطل]] نیز موجب [[بیماری]] [[روح]] و روان [[انسان‌ها]]، بلکه موجب [[گسترش فساد]] در بین [[مردم]] و ازهم‌گسیختگی و نابودی [[جوامع بشری]] می‌شود، و [[شایسته]] است که عاملان آن نیز به‌عنوان [[تبهکاران]] و جانیان در [[حق]] [[بشریت]] [[محاکمه]] و مجازات شوند. [[عقیده]] و ایده و سخن [[حق]] از آن جهت که [[حق]] است، [[حق]] وجود، و [[حق]] نشو و نما و [[حق]] گسترش و اشاعه دارد.
# '''[[حق]] [[اجرا]] و عمل''': پنجمین [[حق]] گزاره‌ای که [[حقانیت]] آن به اثبات رسیده است [[حق]] عمل کردن به آن و به [[اجرا]] درآوردن آن است. مبنای این [[حق]]، [[حکم عقل]] به [[وجوب]] درست عمل کردن و اجتناب از [[رفتار]] نادرست است. هر عمل صحیح و درستی از یک [[باور]] درست که متضمن [[حکم]] به درستی آن عمل است ریشه می‌گیرد، و هر عمل نادرستی نیز از یک [[باور]] نادرست ریشه می‌گیرد . بر این اساس است که [[اندیشه]] و [[باور]] درست [[حق]] عمل کردن و به [[اجرا]] درآوردن دارد و در طرف مقابل [[اندیشه]] نادرست [[حق]] عمل کردن به آن ندارد، بلکه عمل کردن و به [[اجرا]] درآوردن آن، عملی نادرست و غالباً عملی مجرمانه محسوب می‌شود.
# '''[[حق]] [[اجرا]] و عمل''': پنجمین [[حق]] گزاره‌ای که [[حقانیت]] آن به اثبات رسیده است [[حق]] عمل کردن به آن و به [[اجرا]] درآوردن آن است. مبنای این [[حق]]، [[حکم عقل]] به [[وجوب]] درست عمل کردن و اجتناب از [[رفتار]] نادرست است. هر عمل صحیح و درستی از یک [[باور]] درست که متضمن [[حکم]] به درستی آن عمل است ریشه می‌گیرد، و هر عمل نادرستی نیز از یک [[باور]] نادرست ریشه می‌گیرد . بر این اساس است که [[اندیشه]] و [[باور]] درست [[حق]] عمل کردن و به [[اجرا]] درآوردن دارد و در طرف مقابل [[اندیشه]] نادرست [[حق]] عمل کردن به آن ندارد، بلکه عمل کردن و به [[اجرا]] درآوردن آن، عملی نادرست و غالباً عملی مجرمانه محسوب می‌شود.
===دسته دوم: [[حقوق]] سلبی===
===دسته دوم: [[حقوق]] سلبی===
خط ۱۸۶: خط ۱۸۶:


===دوم: [[حق]] بیان===
===دوم: [[حق]] بیان===
*در [[شرع اسلام]] حقیقتی که [[برهان]] و [[دلیل]]، [[حقیقت]] بودن آن را اثبات کرده و [[مردم]] به آن نیازمندند [[حق]] بیان دارد، یعنی باید بیان و اظهار شود و نباید در بوته [[کتمان]] ماند و [[پنهان]] گردد.
*در [[شرع اسلام]] حقیقتی که [[برهان]] و [[دلیل]]، [[حقیقت]] بودن آن را اثبات کرده و [[مردم]] به آن نیازمندند [[حق]] بیان دارد، یعنی باید بیان و اظهار شود و نباید در بوته [[کتمان]] ماند و پنهان گردد.
*[[آیات]] متعددی در [[قرآن کریم]] این مطلب را مورد تأکید قرار داده‌اند، از جمله:
*[[آیات]] متعددی در [[قرآن کریم]] این مطلب را مورد تأکید قرار داده‌اند، از جمله:
# [[آیه]]: {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلاَ تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاء ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلاً فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُونَ}}<ref>  و (یاد کن) آنگاه را که خداوند از اهل کتاب پیمان گرفت که آن (کتاب آسمانی) را برای مردم، روشن بگویید و پنهانش مدارید اما آن را پس پشت افکندند و با آن بهای ناچیزی ستاندند و بد است آنچه می‌ستاندند؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۸۷.</ref>  
# [[آیه]]: {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلاَ تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاء ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلاً فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُونَ}}<ref>  و (یاد کن) آنگاه را که خداوند از اهل کتاب پیمان گرفت که آن (کتاب آسمانی) را برای مردم، روشن بگویید و پنهانش مدارید اما آن را پس پشت افکندند و با آن بهای ناچیزی ستاندند و بد است آنچه می‌ستاندند؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۸۷.</ref>  
۲۲۴٬۹۷۲

ویرایش