زوراء: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'باقی' به 'باقی'
جز (جایگزینی متن - 'ماه' به 'ماه') |
جز (جایگزینی متن - 'باقی' به 'باقی') |
||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
*[[امام صادق]]{{ع}} از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[روایت]] میکند: دوباره [[حکومت]] در زوراء برقرار میشود، تمام امور با [[مشورت]] (مجلس [[شورا]]) انجام میگیرد و [[رأی]] [[اکثریت]] به مرحله [[اجرا]] قرار میگیرد. در آن هنگام [[سفیانی]] [[خروج]] میکند و نه ماه در [[زمین]] جولان میدهد و بدترین عذابها را بر سر [[مردم]] میآورد. در آن روزگار، [[مصر]]، زوراء، [[کوفه]] و واسط وضعیت بسیار اسفباری خواهند داشت... سپس [[حضرت مهدی]]{{ع}} از جانب [[خدا]] به [[هدایت]] خلق برمیخیزد...<ref>ملاحم: ص ۱۳۴. </ref>. | *[[امام صادق]]{{ع}} از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[روایت]] میکند: دوباره [[حکومت]] در زوراء برقرار میشود، تمام امور با [[مشورت]] (مجلس [[شورا]]) انجام میگیرد و [[رأی]] [[اکثریت]] به مرحله [[اجرا]] قرار میگیرد. در آن هنگام [[سفیانی]] [[خروج]] میکند و نه ماه در [[زمین]] جولان میدهد و بدترین عذابها را بر سر [[مردم]] میآورد. در آن روزگار، [[مصر]]، زوراء، [[کوفه]] و واسط وضعیت بسیار اسفباری خواهند داشت... سپس [[حضرت مهدی]]{{ع}} از جانب [[خدا]] به [[هدایت]] خلق برمیخیزد...<ref>ملاحم: ص ۱۳۴. </ref>. | ||
*[[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: فتنهای در [[شهر]] زوراء رخ میدهد که در آن [[زنان]] و مردان بسیاری به [[قتل]] میرسند و مالهای زیادی به یغما برده میشود و هتک حرمتهای فراوانی انجام میشود؛ خدای [[رحمت]] کند کسانی را که در آن روز به [[زنان]] بنیهاشمی [[پناه]] دهند، زیرا آنان نوامیس من هستند...<ref>ملاحم: ص ۱۳۷. </ref>. [[ابن عباس]] در روایتی [[نقل]] میکند: بادی سرخ در زوراء خواهد وزید که [[مردم]] را به دهشت اندازد. [[مردم]] از [[ترس]] به علمای خود پناهنده میشوند اما میبینند که آنها به صورت بوزینه و خوک در آمدهاند و صورتهای آنان سیاه شده است و چشمهای آنان کبود گشته است<ref>ملاحم: ص ۱۴۳.</ref>. | *[[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: فتنهای در [[شهر]] زوراء رخ میدهد که در آن [[زنان]] و مردان بسیاری به [[قتل]] میرسند و مالهای زیادی به یغما برده میشود و هتک حرمتهای فراوانی انجام میشود؛ خدای [[رحمت]] کند کسانی را که در آن روز به [[زنان]] بنیهاشمی [[پناه]] دهند، زیرا آنان نوامیس من هستند...<ref>ملاحم: ص ۱۳۷. </ref>. [[ابن عباس]] در روایتی [[نقل]] میکند: بادی سرخ در زوراء خواهد وزید که [[مردم]] را به دهشت اندازد. [[مردم]] از [[ترس]] به علمای خود پناهنده میشوند اما میبینند که آنها به صورت بوزینه و خوک در آمدهاند و صورتهای آنان سیاه شده است و چشمهای آنان کبود گشته است<ref>ملاحم: ص ۱۴۳.</ref>. | ||
*[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: شانزده [یا سیزده] گروه در [[امت]] من خواهند بود که ما [[اهل بیت]] را [[دوست]] ندارند. یکی از ایشان مردمانی هستند از [[شهر]] زوراء. این [[شهر]] در [[آخرالزمان]] بنا میشود و با ریختن [[خون]] ما و کشتن ما [[خرسند]] میشوند و [[دشمنی]] ما را وسیله [[تقرب به خدا]] میدانند و با [[دشمنان]] ما [[دوستی]] میکنند و [[جنگ]] علیه ما را [[واجب]] دانسته و کشتن ما را لازم میدانند...<ref>بحار الانوار: ج ۶۰، ص ۲۰۶.</ref>. در [[حدیثی]] مفصل، [[مفضل]] از [[امام صادق]]{{ع}} سؤال نمود: در [[زمان ظهور حضرت مهدی]]{{ع}}، [[شهر]] زوراء چگونه است؟ [[امام صادق]]{{ع}} پاسخ داد: در [[آخرالزمان]] [[شهر]] زوراء مورد نفرین و [[غضب]] خداوندی است و از فتنههای مختلف به گونهای ویران میشود که با [[خاک]] یکسان میشود؛ وای بر زوراء و اهالی آن، زیرا گروهی با [[پرچم زرد]]، گروهی از [[غرب]] و گروهی غارتگر و جماعتی بسیار از دور و نزدیک بر آن یورش میبرند. به [[خدا]] [[سوگند]]! در این [[شهر]] بلاهایی برکفار خواهد رسید که از ابتدای [[خلقت]] تاکنون به سر هیچ کسی نیامده است، عذابهایی که هیچ کسی مانند آن را نشنیده است! در آن [[شهر]] از شمشیرها [[طوفان]] به پا میشود، وای بر ساکنین این [[شهر]]. کسی که در آن [[شهر]] | *[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: شانزده [یا سیزده] گروه در [[امت]] من خواهند بود که ما [[اهل بیت]] را [[دوست]] ندارند. یکی از ایشان مردمانی هستند از [[شهر]] زوراء. این [[شهر]] در [[آخرالزمان]] بنا میشود و با ریختن [[خون]] ما و کشتن ما [[خرسند]] میشوند و [[دشمنی]] ما را وسیله [[تقرب به خدا]] میدانند و با [[دشمنان]] ما [[دوستی]] میکنند و [[جنگ]] علیه ما را [[واجب]] دانسته و کشتن ما را لازم میدانند...<ref>بحار الانوار: ج ۶۰، ص ۲۰۶.</ref>. در [[حدیثی]] مفصل، [[مفضل]] از [[امام صادق]]{{ع}} سؤال نمود: در [[زمان ظهور حضرت مهدی]]{{ع}}، [[شهر]] زوراء چگونه است؟ [[امام صادق]]{{ع}} پاسخ داد: در [[آخرالزمان]] [[شهر]] زوراء مورد نفرین و [[غضب]] خداوندی است و از فتنههای مختلف به گونهای ویران میشود که با [[خاک]] یکسان میشود؛ وای بر زوراء و اهالی آن، زیرا گروهی با [[پرچم زرد]]، گروهی از [[غرب]] و گروهی غارتگر و جماعتی بسیار از دور و نزدیک بر آن یورش میبرند. به [[خدا]] [[سوگند]]! در این [[شهر]] بلاهایی برکفار خواهد رسید که از ابتدای [[خلقت]] تاکنون به سر هیچ کسی نیامده است، عذابهایی که هیچ کسی مانند آن را نشنیده است! در آن [[شهر]] از شمشیرها [[طوفان]] به پا میشود، وای بر ساکنین این [[شهر]]. کسی که در آن [[شهر]] باقی بماند دچار کوردلی میشود و کسی که از آن بگریزد مورد [[رحمت]] [[خداوند]] قرار گیرد. اهالی آن چنان از [[دین]] برمیگردند که یکسره [[آخرت]] را [[انکار]] میکنند. در این [[شهر]] خانههایی مجلل چون قصرهای بهشتی میسازند و دخترانی آراسته چون حورالعین و پسرانی زیباروی چون خادمان بهشتی در آن ساکن هستند و به [[خیال]] آنها تمام ارزاق فقط در [[شهر]] آنان نازل شده است. در آن [[شهر]] به [[خدا]] و پیامبرش [[دروغ]] میبندند و بر خلاف [[قرآن]] [[قضاوت]] میکنند و [[گواهی]] ناحق میدهند و شراب نوشیده و [[زنا]] مرتکب میشوند، حرامخواری میکنند، چنان [[خونریزی]] میکنند که تاکنون کسی نکرده باشد و [[خداوند]] آن [[شهر]] را با آن گروههای مهاجم و [[فتنهها]] و [[آشوبها]]، چنان به ویرانه تبدیل میکند که [[مردم]] از روی بقایای آن عبور میکنند و به همدیگر میگویند: زمانی در اینجا شهری بود به نام زوراء!<ref>بحار الأنوار: ج ۵۳، ص ۱۴ و سید محمود موسوی دهسرخی، یأتی علی الناس زمان، ص ۱۱۸. </ref> در چندین [[روایت]] به طور مبهم اشاره به شهری شده که نام آن زوراء است ولی از قرائن میتوان فهمید که این [[احادیث]] مربوط به [[شهر]] [[بغداد]] است؛ اما در برخی از [[احادیث ائمه]]{{ع}} پس از نام بردن زوراء، با دادن نشانههایی دقیقاً [[موقعیت]] آن را مشخص میکنند. | ||
*[[امام صادق]]{{ع}} یک بیت [[شعر]] خواند: "در زوراء نزدیک ظهر، هشتاد هزار نفر مانند شترِ [[قربانی]] کشته میشوند". سپس [[حضرت]] به [[راوی]] فرمود: آیا میدانی زوراء کجاست؟ روای عرض کرد: جانم فدای شما! شنیدهام که زوراء همان [[بغداد]] است. [[حضرت]] فرمود: در [[شهر]] [[ری]]، کنار بازار فروش حیوانات، در سمت راست جاده کوهی سیاه رنگ است. آن جا زوراء است که در آن هشتاد هزار نفر کشته میشوند که هشتاد نفر از آنان از [[اولاد]] فلان هستند<ref>حضرت صلاح ندیدند که نام قبیله آن گروه را ببرند بنابراین با کلمه "فلان" به آن اشاره مبهم نمودند. با اینکه حضرت فرموده است اما راوی در جایی که روایت را نقل میکرده مجبور به تقیه بوده است. </ref> که همگی [[شایستگی]] [[خلافت]] دارند؛ آنان را کسانی میکشند که از نژاد غیرعرب هستند<ref>روضه کافی: ح ۱۹۸ و سید محمود موسوی دهسرخی، یأتی علی الناس زمان، ص ۳۱۰.</ref>. در روایتی دیگر میفرماید که [[حضرت قائم]]{{ع}} که از [[فرزندان]] [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} است، مانند [[حضرت یوسف]]{{ع}} (که چند سال از نزد [[پدر]] [[غایب]] بود) از میان [[مردم]] [[غایب]] میشود، و نیز همانند [[حضرت عیسی]]{{ع}} که از [[آسمان]] نازل میشود، باز دوباره به [[دنیا]] باز میگردد... او زمانی میآید که "زوراء" خراب شده و "مزوره" در [[زمین]] فرورفته باشد و زوراء [[ری]] است و مزوره [[بغداد]] میباشد. | *[[امام صادق]]{{ع}} یک بیت [[شعر]] خواند: "در زوراء نزدیک ظهر، هشتاد هزار نفر مانند شترِ [[قربانی]] کشته میشوند". سپس [[حضرت]] به [[راوی]] فرمود: آیا میدانی زوراء کجاست؟ روای عرض کرد: جانم فدای شما! شنیدهام که زوراء همان [[بغداد]] است. [[حضرت]] فرمود: در [[شهر]] [[ری]]، کنار بازار فروش حیوانات، در سمت راست جاده کوهی سیاه رنگ است. آن جا زوراء است که در آن هشتاد هزار نفر کشته میشوند که هشتاد نفر از آنان از [[اولاد]] فلان هستند<ref>حضرت صلاح ندیدند که نام قبیله آن گروه را ببرند بنابراین با کلمه "فلان" به آن اشاره مبهم نمودند. با اینکه حضرت فرموده است اما راوی در جایی که روایت را نقل میکرده مجبور به تقیه بوده است. </ref> که همگی [[شایستگی]] [[خلافت]] دارند؛ آنان را کسانی میکشند که از نژاد غیرعرب هستند<ref>روضه کافی: ح ۱۹۸ و سید محمود موسوی دهسرخی، یأتی علی الناس زمان، ص ۳۱۰.</ref>. در روایتی دیگر میفرماید که [[حضرت قائم]]{{ع}} که از [[فرزندان]] [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} است، مانند [[حضرت یوسف]]{{ع}} (که چند سال از نزد [[پدر]] [[غایب]] بود) از میان [[مردم]] [[غایب]] میشود، و نیز همانند [[حضرت عیسی]]{{ع}} که از [[آسمان]] نازل میشود، باز دوباره به [[دنیا]] باز میگردد... او زمانی میآید که "زوراء" خراب شده و "مزوره" در [[زمین]] فرورفته باشد و زوراء [[ری]] است و مزوره [[بغداد]] میباشد. | ||
*[[امام صادق]]{{ع}} درباره حوادثی که در [[آخرالزمان]] در زوراء اتفاق میافتد، به [[مفضل]] فرمود: ای [[مفضل]] آیا میدانی زوراء کجاست؟ [[مفضل]] عرض کرد: [[خدا]] و [[حجت]] او به آن داناترند! [[حضرت]] فرمود: ای [[مفضل]]! بدان که در حوالی [[ری]] کوهی است که در دامنه آن شهری بنا میشود که آن را زوراء مینامند. آنجا محل بنا شدن شهری است که قصرهایش مانند کاخهای بهشتی است. ای [[مفضل]]! زنهای آن مانند [[حور العین]] هستند و [[لباس]] [[کافران]] را خواهند پوشید و چون [[مستکبران]] خود را میآرایند، بر زین سوار میشوند و از شوهران خود تمکین و [[اطاعت]] نمیکنند، از خانه و [[زندگی]] شوهرهایشان ناراضیاند و از آنان درخواست [[طلاق]] میکنند، همجنسگرایی زیاد میشود و مردها شبیه به زنها میشوند و زنها شبیه مرد میشوند، در آن روز اگر خواسته باشی که [[دین]] خود را نگه داری، پس در آن [[شهر]] سکونت مکن، زیرا آن [[شهر]] محل [[آشوب]] و [[فتنه]] خواهد بود<ref>منتخب التواریخ: ص ۸۷۵ و سید محمود موسوی دهسرخی، یأتی علی الناس زمان، ص ۴۳۶.</ref>. در این [[احادیث]] میبینیم که [[حضرت]] صراحتاً میفرماید که زوراء منطقهای است در کنار [[شهر]] [[ری]]. اما احادیثی که دلالت دارد که زوراء همان [[بغداد]] امروزی است. در [[حدیثی]] گذشت که [[حضرت صادق]]{{ع}} فرمود: شهری است که پس از این بنا میشود. با توجه به اینکه [[ری]] در زمان [[امام صادق]]{{ع}} وجود داشته است ولی [[شهر]] [[بغداد]]، شهری [[جدید]] التأسیس است که [[حاکمان]] بنیالعباس آن را بنیان نهادند. | *[[امام صادق]]{{ع}} درباره حوادثی که در [[آخرالزمان]] در زوراء اتفاق میافتد، به [[مفضل]] فرمود: ای [[مفضل]] آیا میدانی زوراء کجاست؟ [[مفضل]] عرض کرد: [[خدا]] و [[حجت]] او به آن داناترند! [[حضرت]] فرمود: ای [[مفضل]]! بدان که در حوالی [[ری]] کوهی است که در دامنه آن شهری بنا میشود که آن را زوراء مینامند. آنجا محل بنا شدن شهری است که قصرهایش مانند کاخهای بهشتی است. ای [[مفضل]]! زنهای آن مانند [[حور العین]] هستند و [[لباس]] [[کافران]] را خواهند پوشید و چون [[مستکبران]] خود را میآرایند، بر زین سوار میشوند و از شوهران خود تمکین و [[اطاعت]] نمیکنند، از خانه و [[زندگی]] شوهرهایشان ناراضیاند و از آنان درخواست [[طلاق]] میکنند، همجنسگرایی زیاد میشود و مردها شبیه به زنها میشوند و زنها شبیه مرد میشوند، در آن روز اگر خواسته باشی که [[دین]] خود را نگه داری، پس در آن [[شهر]] سکونت مکن، زیرا آن [[شهر]] محل [[آشوب]] و [[فتنه]] خواهد بود<ref>منتخب التواریخ: ص ۸۷۵ و سید محمود موسوی دهسرخی، یأتی علی الناس زمان، ص ۴۳۶.</ref>. در این [[احادیث]] میبینیم که [[حضرت]] صراحتاً میفرماید که زوراء منطقهای است در کنار [[شهر]] [[ری]]. اما احادیثی که دلالت دارد که زوراء همان [[بغداد]] امروزی است. در [[حدیثی]] گذشت که [[حضرت صادق]]{{ع}} فرمود: شهری است که پس از این بنا میشود. با توجه به اینکه [[ری]] در زمان [[امام صادق]]{{ع}} وجود داشته است ولی [[شهر]] [[بغداد]]، شهری [[جدید]] التأسیس است که [[حاکمان]] بنیالعباس آن را بنیان نهادند. | ||