تاریخ در قرآن: تفاوت میان نسخهها
←آگاهی تاریخی در مرحله سوم مکی
(صفحهای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233)...» ایجاد کرد) |
|||
| خط ۱۰۸: | خط ۱۰۸: | ||
به لحاظ محتوایی باید گفت در این مرحله سعی شده با تکرار گفتههای سابق، دادههای تاریخی پیش بیان شده، مجدداً در [[حافظه]] مخاطبان حاضر گردند. دادههای تاریخی و غیرتکراری این مرحله درباره لقمان، [[مؤمن آل فرعون]]، [[هامان]]، [[اصحاب کهف]]، احقاف، [[قوم]] سبأ و به ویژه ابراهیم است. در برایند آیات تاریخی این مرحله، میتوان گفت پس از آنکه در مرحله دوم گزارشهای مبسوط تاریخی ارائه شده، مرحله سوم مرحله نتیجهگیریهاست که گاه در آیات نیز انعکاس آشکاری یافته است، از این رو با اینکه در مجموع گزارشهای تاریخی این دوره کوتاهتر است؛ اما در عین کوتاهی نگاهی جامع دارد و از بسیاری از [[اقوام]] و انبیا در آنها یاد میشود. اینکه خواسته همه [[انبیا]] یکی بوده و روندی که همه انبیا با آن مواجه میشوند و حمایتی که [[خداوند]] از انبیا میکند نمونههایی از این نوع نتیجهگیریها هستند که همراه با نام [[اقوام]] و انبیای آنها طرح میشوند. | به لحاظ محتوایی باید گفت در این مرحله سعی شده با تکرار گفتههای سابق، دادههای تاریخی پیش بیان شده، مجدداً در [[حافظه]] مخاطبان حاضر گردند. دادههای تاریخی و غیرتکراری این مرحله درباره لقمان، [[مؤمن آل فرعون]]، [[هامان]]، [[اصحاب کهف]]، احقاف، [[قوم]] سبأ و به ویژه ابراهیم است. در برایند آیات تاریخی این مرحله، میتوان گفت پس از آنکه در مرحله دوم گزارشهای مبسوط تاریخی ارائه شده، مرحله سوم مرحله نتیجهگیریهاست که گاه در آیات نیز انعکاس آشکاری یافته است، از این رو با اینکه در مجموع گزارشهای تاریخی این دوره کوتاهتر است؛ اما در عین کوتاهی نگاهی جامع دارد و از بسیاری از [[اقوام]] و انبیا در آنها یاد میشود. اینکه خواسته همه [[انبیا]] یکی بوده و روندی که همه انبیا با آن مواجه میشوند و حمایتی که [[خداوند]] از انبیا میکند نمونههایی از این نوع نتیجهگیریها هستند که همراه با نام [[اقوام]] و انبیای آنها طرح میشوند. | ||
از جمله این نتایج آن است که تنها خواسته انبیایی چون [[نوح]]، [[ابراهیم]]، [[موسی]] و [[عیسی]] و [[پیامبراکرم]]{{صل}} آن بود که [[مردم]] در [[دینداری]] خود چندخدایی را رها کنند و تنها [[الله]] را بپرستند {{متن قرآن|شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ}}<ref>«از دین، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی، سفارش کردیم که دین را استوار بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر مشرکان آنچه آنان را بدان میخوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمیگزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون میگردد» سوره شوری، آیه ۱۳.</ref> و از همینرو ابراهیم پیرو نوح شناخته میشود. {{متن قرآن|وَإِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ}}<ref>«و از پیروان وی ابراهیم بود» سوره صافات، آیه ۸۳.</ref> نتیجه دیگری که بدان تصریح شده تعمیمی است که میان [[پیامبران]] و اقوام آنها صورت گرفته است. همه پیامبران برای [[دعوت]] [[قوم]] خود به [[توحید]] از [[نشانهها]] ([[آیات]]) استفاده میکردند. نخستین پاسخ همه اقوام این است که پیامبران با دیگران فرقی ندارند و تنها میخواهند ما را از [[آیین]] مرسوم نیاکانمان باز دارند. درخواست [[معجزه]] همه اقوام از پیامبرانشان، پاسخ انبیا مبنی بر اینکه [[نبی]] همچون دیگر انسانهاست و با آنها فرقی ندارد مگر در منّت [[الهی]] که شامل حالش شده و آوردن معجزه به [[اراده الهی]] مشروط است، [[صبر]] [[مؤمنان]] در برابر آزاری که میدیدند و [[تصمیم]] نهایی همه اقوام بر اینکه مؤمنان باید از گفتههای خود دست بردارند یا از [[سرزمین]] [[اخراج]] خواهند شد، همگی از این نتایجاند. {{متن قرآن|قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى قَالُواْ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُنَا تُرِيدُونَ أَن تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتُونَا بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ قَالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِن نَّحْنُ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلَى مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَمَا كَانَ لَنَا أَن نَّأْتِيَكُم بِسُلْطَانٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ وَمَا لَنَا أَلاَّ نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَى مَا آذَيْتُمُونَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُم مِّنْ أَرْضِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ }}<ref>«پیامبرانشان گفتند: آیا درباره خداوند- آفریننده آسمانها و زمین- تردیدی هست؟ او شما را فرا میخواند تا برخی از گناهانتان را بیامرزد و (مرگ) شما را تا مدّتی معیّن پس افکند؛ گفتند: شما (نیز) جز بشری مانند ما نیستید که میخواهید ما را از آنچه پدرانمان میپرستیدند، باز دارید؛ بنابراین برهانی روشن برای ما بیاورید. پیامبرانشان به آنها گفتند: ما جز بشری مانند شما نیستیم امّا خداوند بر هر کس از بندگانش که بخواهد منّت میگذارد (و به او رسالت میبخشد) و ما را نشاید که جز به اذن خداوند برهانی برای شما بیاوریم و مؤمنان باید تنها بر خداوند توکّل کنند. و چرا بر خداوند توکّل نکنیم حال آنکه راهمان را به ما نشان داده است؟ و بیگمان بر آزاری که میدهیدمان شکیبایی پیشه میکنیم و توکّلکنندگان باید تنها بر خداوند توکّل کنند. و کافران به پیامبرانشان گفتند: شما را از سرزمینمان بیرون خواهیم راند مگر به آیین ما باز گردید آنگاه پروردگارشان به آنان وحی کرد که بیگمان ستمگران را نابود خواهیم کرد» سوره ابراهیم، آیه ۱۰-۱۳.</ref> این تعمیم، تأثیر قابل ملاحظهای بر [[پیامبر]] و مؤمنان و نیز [[قریش]] میگذارد، زیرا به پیامبر این [[اعتماد]] را میدهد تا هیچگاه [[ناامید]] نشود و خللی به [[اراده]] و توان خود [[راه]] ندهد. از سوی دیگر مشخص خواهد شد که در روند [[پذیرش]] [[ایمان]]، سران هر قوم با بیشترین [[مقاومت]] به رویارویی با پیامبر میایستند و اینان همان اشراف و متنفذانی هستند که در عصر ابراهیم و در عصر همه پیامبران بودند و اجازه نمیدادند [[مردمان]] سرزمینشان به پیامبران جدید ایمان بیاورند. بر اساس دادههای [[تاریخی]] این مرحله، هر قوم بسته به نوع انتخابی که دارد [[پاداش]] میگیرد. اقوامی چون [[بنیاسرائیل]] و [[مؤمنان]] به [[پیامبران پیشین]]، از [[بلایا]] و [[مصائب]] [[نجات]] مییابند و [[خداوند]] آنها را در این [[دنیا]] متنعم میسازد، نسلشان را [[پایدار]] میکند و در میان آنها پیامبرانی قرار میدهد که از دیگران برترند. ( | از جمله این نتایج آن است که تنها خواسته انبیایی چون [[نوح]]، [[ابراهیم]]، [[موسی]] و [[عیسی]] و [[پیامبراکرم]]{{صل}} آن بود که [[مردم]] در [[دینداری]] خود چندخدایی را رها کنند و تنها [[الله]] را بپرستند {{متن قرآن|شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ}}<ref>«از دین، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی، سفارش کردیم که دین را استوار بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر مشرکان آنچه آنان را بدان میخوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمیگزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون میگردد» سوره شوری، آیه ۱۳.</ref> و از همینرو ابراهیم پیرو نوح شناخته میشود. {{متن قرآن|وَإِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ}}<ref>«و از پیروان وی ابراهیم بود» سوره صافات، آیه ۸۳.</ref> نتیجه دیگری که بدان تصریح شده تعمیمی است که میان [[پیامبران]] و اقوام آنها صورت گرفته است. همه پیامبران برای [[دعوت]] [[قوم]] خود به [[توحید]] از [[نشانهها]] ([[آیات]]) استفاده میکردند. نخستین پاسخ همه اقوام این است که پیامبران با دیگران فرقی ندارند و تنها میخواهند ما را از [[آیین]] مرسوم نیاکانمان باز دارند. درخواست [[معجزه]] همه اقوام از پیامبرانشان، پاسخ انبیا مبنی بر اینکه [[نبی]] همچون دیگر انسانهاست و با آنها فرقی ندارد مگر در منّت [[الهی]] که شامل حالش شده و آوردن معجزه به [[اراده الهی]] مشروط است، [[صبر]] [[مؤمنان]] در برابر آزاری که میدیدند و [[تصمیم]] نهایی همه اقوام بر اینکه مؤمنان باید از گفتههای خود دست بردارند یا از [[سرزمین]] [[اخراج]] خواهند شد، همگی از این نتایجاند. {{متن قرآن|قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى قَالُواْ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُنَا تُرِيدُونَ أَن تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتُونَا بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ قَالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِن نَّحْنُ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلَى مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَمَا كَانَ لَنَا أَن نَّأْتِيَكُم بِسُلْطَانٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ وَمَا لَنَا أَلاَّ نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَى مَا آذَيْتُمُونَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُم مِّنْ أَرْضِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ }}<ref>«پیامبرانشان گفتند: آیا درباره خداوند- آفریننده آسمانها و زمین- تردیدی هست؟ او شما را فرا میخواند تا برخی از گناهانتان را بیامرزد و (مرگ) شما را تا مدّتی معیّن پس افکند؛ گفتند: شما (نیز) جز بشری مانند ما نیستید که میخواهید ما را از آنچه پدرانمان میپرستیدند، باز دارید؛ بنابراین برهانی روشن برای ما بیاورید. پیامبرانشان به آنها گفتند: ما جز بشری مانند شما نیستیم امّا خداوند بر هر کس از بندگانش که بخواهد منّت میگذارد (و به او رسالت میبخشد) و ما را نشاید که جز به اذن خداوند برهانی برای شما بیاوریم و مؤمنان باید تنها بر خداوند توکّل کنند. و چرا بر خداوند توکّل نکنیم حال آنکه راهمان را به ما نشان داده است؟ و بیگمان بر آزاری که میدهیدمان شکیبایی پیشه میکنیم و توکّلکنندگان باید تنها بر خداوند توکّل کنند. و کافران به پیامبرانشان گفتند: شما را از سرزمینمان بیرون خواهیم راند مگر به آیین ما باز گردید آنگاه پروردگارشان به آنان وحی کرد که بیگمان ستمگران را نابود خواهیم کرد» سوره ابراهیم، آیه ۱۰-۱۳.</ref> این تعمیم، تأثیر قابل ملاحظهای بر [[پیامبر]] و مؤمنان و نیز [[قریش]] میگذارد، زیرا به پیامبر این [[اعتماد]] را میدهد تا هیچگاه [[ناامید]] نشود و خللی به [[اراده]] و توان خود [[راه]] ندهد. از سوی دیگر مشخص خواهد شد که در روند [[پذیرش]] [[ایمان]]، سران هر قوم با بیشترین [[مقاومت]] به رویارویی با پیامبر میایستند و اینان همان اشراف و متنفذانی هستند که در عصر ابراهیم و در عصر همه پیامبران بودند و اجازه نمیدادند [[مردمان]] سرزمینشان به پیامبران جدید ایمان بیاورند. بر اساس دادههای [[تاریخی]] این مرحله، هر قوم بسته به نوع انتخابی که دارد [[پاداش]] میگیرد. اقوامی چون [[بنیاسرائیل]] و [[مؤمنان]] به [[پیامبران پیشین]]، از [[بلایا]] و [[مصائب]] [[نجات]] مییابند و [[خداوند]] آنها را در این [[دنیا]] متنعم میسازد، نسلشان را [[پایدار]] میکند و در میان آنها پیامبرانی قرار میدهد که از دیگران برترند. {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ}}<ref>«و به راستی ما به بنی اسرائیل کتاب (آسمانی) و داوری و پیامبری دادیم و به آنان از چیزهای پاکیزه، روزی بخشیدیم و آنها را بر جهانیان (در زمان خودشان) برتری دادیم» سوره جاثیه، آیه ۱۶.</ref>، {{متن قرآن|وَجَعَلْنَا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْبَاقِينَ}}<ref>«و تنها فرزندان او را باقی گذاردیم» سوره صافات، آیه 77.</ref>، {{متن قرآن|وَنَجَّيْنَاهُمَا وَقَوْمَهُمَا مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ وَنَصَرْنَاهُمْ فَكَانُوا هُمُ الْغَالِبِينَ وَآتَيْنَاهُمَا الْكِتَابَ الْمُسْتَبِينَ وَهَدَيْنَاهُمَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ وَتَرَكْنَا عَلَيْهِمَا فِي الآخِرِينَ}}<ref>«و آن دو و قومشان را از آن بلای سترگ رهاندیم. و یاریشان کردیم پس آنان بودند که پیروز شدند. و به هر دو کتابی روشن بخشیدیم و هر دو را به راه راست رهنمون شدیم. و در میان آیندگان از هر دو، (نامی نیکو) بر جای نهادیم» سوره صافات، آیه 115-119.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ نَجَّيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنَ الْعَذَابِ الْمُهِينِ مِن فِرْعَوْنَ إِنَّهُ كَانَ عَالِيًا مِّنَ الْمُسْرِفِينَ وَلَقَدِ اخْتَرْنَاهُمْ عَلَى عِلْمٍ عَلَى الْعَالَمِينَ}}<ref>«و به راستی بنی اسرائیل را از عذابی خوارساز رهاندیم ... از فرعون که برتری جویی از گزافکاران بود.و به یقین آنان را با دانایی بر جهانیان برگزیدیم» سوره دخان، آیه 30-32.</ref> اقوامی که به [[الله]] [[ایمان]] نیاورند، دچار [[گرفتاری]] و [[مشکلات]] و عذابهای [[الهی]] میشوند و سپس برخی از این عذابهای [[دنیوی]] که بارها در مرحله اول و دوم بیان شده بود [[یادآوری]] میگردد: {{متن قرآن|صَاعِقَةِ عَادٍ وَثَمُودَ}}<ref>« آذرخش عاد و ثمود» سوره فصلت، آیه ۱۳.</ref> در بیان [[هشدارها]]، از اقوامی یاد میشود که در [[حافظه]] [[تاریخی]] [[قریش]] بیشتر حضور دارند. بدین منظور به دو [[قوم]] اشاره میشود: یکی قوم [[سبأ]] و دیگری قوم تُبَّع. قوم سبأ در محدوده مأرب در [[یمن]] [[زندگی]] میکردند و پس از شکستن سد مأرب و [[فروپاشی]] [[اقتصاد]] آنها، موجی از [[مهاجرت]] در شبه [[جزیره عربستان]] به [[راه]] افتاد.<ref>تاریخ یعقوبی، ج۳، ص۱۹۵؛ فتوح البلدان، ص۲۵؛ الکامل، ج۱، ص۶۵۵.</ref> | ||
در آیاتی از این مرحله بیان شده که آنها باغستانهایی گسترده داشتند که بر اثر [[ناسپاسی]]، گرفتار سیل و مردمانشان پراکنده شدند: | |||
در آیاتی از این مرحله بیان شده که آنها باغستانهایی گسترده داشتند که بر اثر [[ناسپاسی]]، گرفتار سیل و مردمانشان پراکنده شدند: {{متن قرآن| لَقَدْ كَانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتَانِ عَن يَمِينٍ وَشِمَالٍ كُلُوا مِن رِّزْقِ رَبِّكُمْ وَاشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَبَدَّلْنَاهُم بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَوَاتَى أُكُلٍ خَمْطٍ وَأَثْلٍ وَشَيْءٍ مِّن سِدْرٍ قَلِيلٍ ذَلِكَ جَزَيْنَاهُم بِمَا كَفَرُوا وَهَلْ نُجَازِي إِلاَّ الْكَفُورَ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا قُرًى ظَاهِرَةً وَقَدَّرْنَا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا آمِنِينَ فَقَالُوا رَبَّنَا بَاعِدْ بَيْنَ أَسْفَارِنَا وَظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ وَمَزَّقْنَاهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ}}<ref>«برای (قوم) سبا در مسکنهایشان نشانهای (شگرف) وجود داشت: دو باغ از راست و چپ، از روزی پروردگارتان بخورید و او را سپاس گزارید! شهری است پاکیزه و پروردگاری آمرزنده.اما روی گرداندند ما نیز بر آنان سیل ویرانگر را فرستادیم و به جای آن دو باغشان دو باغ جایگزین کردیم با میوههایی تلخ و (درختان) شورهگز و اندکی از درخت کنار. چنین آنان را برای آن ناسپاسی که ورزیدند، کیفر دادیم و آیا جز ناسپاس را به کیفر میرسانیم؟ و میان آنان و شهرهایی که در آنها خجستگی نهاده بودیم شهرهایی به هم پیوسته پدید آوردیم و در آنها راه رفت و آمد را به اندازه (برقرار) کردیم (و گفتیم) شبها و روزها در آنها با ایمنی سفر کنید. اما گفتند: پروردگارا! میان سفرهای ما فاصله انداز و به خویشتن ستم کردند؛ ما نیز آنان را (چون) افسانهها گرداندیم و همه را سخت پراکندیم؛ بیگمان در این، نشانههایی برای هر شکیبای سپاسگزاری است» سوره سبأ، آیه ۱۵-۱۹.</ref> قوم تُبّع نیز از [[حاکمان]] متأخر و [[مجرم]] یمن بودند و خداوند آنها را هلاک کرد: {{متن قرآن|أَهُمْ خَيْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ أَهْلَكْنَاهُمْ إِنَّهُمْ كَانُوا مُجْرِمِينَ}}<ref>«آیا آنان بهترند یا قوم «تبّع» و کسانی که پیش از آنها بودند؟ نابودشان کردیم که آنان گناهکار بودند» سوره دخان، آیه ۳۷.</ref> نتیجهگیری دیگری که در این مرحله اهمیت بسزایی دارد اعلام [[حمایت]] خداوند از [[انبیای الهی]] و مؤمنان است. طی برخی [[آیات]] این مرحله، خداوند از یکایک [[انبیا]] و [[رسولان]] خود نام میبرد و نحوه نجات دادن آنها را بیان میکند. گذشته از اشارات متعدد و پراکنده به مفهوم "[[نجات]] [[مؤمنان]]" در این مرحله، گزارشهای [[تاریخی]] [[سوره]] [[انبیا]]، یکسره گزارش از [[حمایت]] [[خداوند]] از انبیا و نجات آنان است، ازاین رو میتوان [[مشاهده]] کرد که در طول سوره، ۶ بار عبارت "نجات دادهایم" تکرار شده است و گاه با [[افعال]] دیگری چون [[کشف]] ضُرّ {{متن قرآن|فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَكَشَفْنَا مَا بِهِ مِنْ ضُرٍّ وَآتَيْنَاهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنَا وَذِكْرَى لِلْعَابِدِينَ}}<ref>«پس، او را پاسخ گفتیم و گزندی که با وی بود از او زدودیم و خانوادهاش را و با آنها همگون آنان را بدو باز بخشیدیم که بخشایشی از نزد ما و یادکردی برای پرستندگان بود» سوره انبیاء، آیه ۸۴.</ref>، [[حفظ]] {{متن قرآن|وَمِنَ الشَّيَاطِينِ مَنْ يَغُوصُونَ لَهُ وَيَعْمَلُونَ عَمَلًا دُونَ ذَلِكَ وَكُنَّا لَهُمْ حَافِظِينَ}}<ref>«و برخی دیوساران برای او در آب فرو میرفتند و (یا) کاری جز آن انجام میدادند و ما نگاهبان آنان بودیم» سوره انبیاء، آیه ۸۲.</ref> و [[نصرت]] {{متن قرآن|وَنَصَرْنَاهُ مِنَ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَأَغْرَقْنَاهُمْ أَجْمَعِينَ}}<ref>«و او را در برابر مردمی که نشانههای ما را دروغ شمردند یاری کردیم که آنان مردمی پلید بودند و همه آنان را غرق کردیم» سوره انبیاء، آیه ۷۷.</ref> به آن اشاره شده است. [[بتشکنی]] [[ابراهیم]] و نجات او از [[آتش]] {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا إِبْرَاهِيمَ رُشْدَهُ مِن قَبْلُ وَكُنَّا بِه عَالِمِينَ إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا هَذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِي أَنتُمْ لَهَا عَاكِفُونَ قَالُوا وَجَدْنَا آبَاءَنَا لَهَا عَابِدِينَ قَالَ لَقَدْ كُنتُمْ أَنتُمْ وَآبَاؤُكُمْ فِي ضَلالٍ مُّبِينٍ قَالُوا أَجِئْتَنَا بِالْحَقِّ أَمْ أَنتَ مِنَ اللاَّعِبِينَ قَالَ بَل رَّبُّكُمْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ الَّذِي فَطَرَهُنَّ وَأَنَا عَلَى ذَلِكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ وَتَاللَّهِ لَأَكِيدَنَّ أَصْنَامَكُم بَعْدَ أَن تُوَلُّوا مُدْبِرِينَ فَجَعَلَهُمْ جُذَاذًا إِلاَّ كَبِيرًا لَّهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ يَرْجِعُونَ قَالُوا مَن فَعَلَ هَذَا بِآلِهَتِنَا إِنَّهُ لَمِنَ الظَّالِمِينَ قَالُوا سَمِعْنَا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقَالُ لَهُ إِبْرَاهِيمُ قَالُوا فَأْتُوا بِهِ عَلَى أَعْيُنِ النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَشْهَدُونَ قَالُوا أَأَنتَ فَعَلْتَ هَذَا بِآلِهَتِنَا يَا إِبْرَاهِيمُ قَالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هَذَا فَاسْأَلُوهُمْ إِن كَانُوا يَنطِقُونَ فَرَجَعُوا إِلَى أَنفُسِهِمْ فَقَالُوا إِنَّكُمْ أَنتُمُ الظَّالِمُونَ ثُمَّ نُكِسُوا عَلَى رُؤُوسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا هَؤُلاء يَنطِقُونَ قَالَ أَفَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لا يَنفَعُكُمْ شَيْئًا وَلا يَضُرُّكُمْ أُفٍّ لَّكُمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَفَلا تَعْقِلُونَ قَالُوا حَرِّقُوهُ وَانصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِن كُنتُمْ فَاعِلِينَ قُلْنَا يَا نَارُ كُونِي بَرْدًا وَسَلامًا عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَأَرَادُوا بِهِ كَيْدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الأَخْسَرِينَ}}<ref>«و بیگمان پیش از آن به ابراهیم کاردانی (در خور) وی را ارزانی داشتیم و به (شایستگی) او دانا بودیم. هنگامی که به پدر و قوم خویش، گفت: این تندیسها چیست که شما به (خدمت) آنها ماندگارید؟ گفتند: پدرانمان را پرستنده آنها یافتهایم. گفت: به یقین شما و پدرانتان در گمراهی آشکاری بودهاید. گفتند: آیا برای ما حقّ را آوردهای یا از بازیگرانی؟ گفت: (نه،) بلکه پروردگارتان، پروردگار آسمانها و زمین است که آنها را پدید آورده است و من بر این گواهم. و سوگند به خداوند تا سر بگردانید در کار بتهایتان چارهای خواهم کرد. آنگاه آنها را ریزریز کرد جز (بت) بزرگی که داشتند، باشد که آنان به سوی او باز آیند. گفتند: چه کسی با خدایان ما چنین کرده است؟ بیگمان او از ستمگران است. گفتند: شنیدیم جوانی که به او ابراهیم میگویند از آنان یاد میکرد.گفتند: او را پیش چشم مردم آورید باشد که گواهی دهند. گفتند: ای ابراهیم! آیا تو با خدایان ما چنین کردهای؟ گفت: بلکه همین بزرگشان این کار را کرده است؛ اگر سخن میگویند از خود آنان بپرسید! آنگاه (نخست) به خود آمدند و (به خود یا به یکدیگر) گفتند: بیگمان شمایید که ستمگرید. سپس (دوباره) به اندیشههای باطلی که در سر داشتند باز گشتند (و به ابراهیم گفتند:) تو بیشک میدانی که اینان سخن نمیگویند. گفت: آیا به جای خداوند چیزی را میپرستید که برای شما هیچ سودی و زیانی ندارد؟ ننگ بر شما و بر آنچه به جای خداوند میپرستید، آیا خرد نمیورزید؟ گفتند: اگر میخواهید کاری کنید ، او را بسوزانید و خدایان خود را یاری کنید. گفتیم: ای آتش! بر ابراهیم سرد و بیگزند باش. و با او نیرنگی ورزیدند ما هم آنان را زیانکارتر گرداندیم» سوره انبیاء، آیه ۵۱-۷۰.</ref>، نجات [[لوط]] از قومش {{متن قرآن|وَنَجَّيْنَاهُ وَلُوطًا إِلَى الْأَرْضِ الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا لِلْعَالَمِينَ}}<ref>«و او و لوط را رهاندیم، به سوی سرزمینی که در آن برای جهانیان خجستگی نهاده بودیم» سوره انبیاء، آیه ۷۱.</ref>، {{متن قرآن|وَلُوطًا آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ تَعْمَلُ الْخَبَائِثَ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَاسِقِينَ}}<ref>«و به لوط داوری و دانشی دادیم و او را از شهری که (مردم آن) کارهای پلید میکردند رهاندیم که آنان گروه بدی نافرمانبردار بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۴.</ref>، نجات [[نوح]] {{متن قرآن|وَنُوحًا إِذْ نَادَى مِنْ قَبْلُ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ}}<ref>«و (نیز) نوح را (یاد کن) هنگامی که پیش از آن (ما را) خواند و ما به او پاسخ دادیم پس، او و خانوادهاش را از بلای سترگ رهاندیم» سوره انبیاء، آیه ۷۶.</ref>، برطرف کردن ناراحتیهای [[ایّوب]] {{متن قرآن|فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَكَشَفْنَا مَا بِهِ مِنْ ضُرٍّ وَآتَيْنَاهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنَا وَذِكْرَى لِلْعَابِدِينَ}}<ref>«پس، او را پاسخ گفتیم و گزندی که با وی بود از او زدودیم و خانوادهاش را و با آنها همگون آنان را بدو باز بخشیدیم که بخشایشی از نزد ما و یادکردی برای پرستندگان بود» سوره انبیاء، آیه ۸۴.</ref>، نجات [[یونس]] از [[غصه]] {{متن قرآن|وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«و یونس را (یاد کن) هنگامی که خشمناک راه خویش در پیش گرفت و گمان برد که هیچگاه او را در تنگنا نمینهیم پس در آن تاریکیها بانگ برداشت که هیچ خدایی جز تو نیست، پاکا که تویی، بیگمان من از ستمکاران بودهام» سوره انبیاء، آیه ۸۷.</ref>، نجات [[زکریا]] از [[تنهایی]] {{متن قرآن|فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ}}<ref>«آنگاه او را پاسخ گفتیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را برای او شایسته گرداندیم زیرا آنان به کارهای نیک میشتافتند و ما را به امید و بیم میخواندند و در برابر ما فروتن بودند» سوره انبیاء، آیه ۹۰.</ref> و طرح مسئله حمایت [[الهی]] از مؤمنان میتواند بیانگر [[ناامیدی]] [[پیامبر]] از [[ایمان]] [[قریش]] در پایان [[عصر نزول]] [[آیات]] مکی باشد. طرح ماجرای [[اصحاب کهف]] در این دوره نیز حکایت دیگری از حمایت خداوند از کسانی است که [[الله]] را میپرستند. | |||
پس از شاخصه نتیجهگیری، شاخصه دیگری میتوان برای گزارشهای تاریخی این دوره برشمرد. بر اساس آمار بهدست آمده از [[میزان]] گزارشهای این مرحله میتوان گفت که بیشترین [[رشد]] گزارشهای تاریخی در مرحله سوم به [[اخبار]] مربوط به [[حضرت ابراهیم]] تعلق دارد. گزارشهای ابراهیم که در مرحله دوم در مقایسه با دیگر [[پیامبران]] ناچیز بود، به گونهای افزایش یافته که این پیامبر را، در [[صدر]] گزارشهای تاریخی مرحله سوم قرار داده و در سورههای متعددی ارائه شده است. | پس از شاخصه نتیجهگیری، شاخصه دیگری میتوان برای گزارشهای تاریخی این دوره برشمرد. بر اساس آمار بهدست آمده از [[میزان]] گزارشهای این مرحله میتوان گفت که بیشترین [[رشد]] گزارشهای تاریخی در مرحله سوم به [[اخبار]] مربوط به [[حضرت ابراهیم]] تعلق دارد. گزارشهای ابراهیم که در مرحله دوم در مقایسه با دیگر [[پیامبران]] ناچیز بود، به گونهای افزایش یافته که این پیامبر را، در [[صدر]] گزارشهای تاریخی مرحله سوم قرار داده و در سورههای متعددی ارائه شده است. | ||