سنت غیبت رهبری الهی: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'موقعیت' به 'موقعیت'
جز (جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار') |
جز (جایگزینی متن - 'موقعیت' به 'موقعیت') |
||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
*جدایی بین [[بنیاسرائیل]] و [[رهبر]] [[الهی]] آنان- یعنی [[موسی]] و [[هارون]]- با [[اصرار]] [[مردم]] بر [[سرپیچی]] و عدم [[پیروی]] از [[رهبر]] به وجود آمد. نفرین [[موسی]] و درخواست جدایی میان آن دو ([[موسی]] و [[هارون]]) و [[قوم]] فاسقشان بر اساس جریان [[سنت الهی]] بود نه به واسطه دلگیری و به ستوه آمدن [[موسی]] از قومش؛ چرا که آن [[قوم]] با گوسالهپرستی [[سرپیچی]] بالاتری نموده بودند، ولی [[حضرت موسی]] به ستوه نیامد و درخواست جدایی بین خود و قومش را نکرد؛ زیرا در آن زمان [[حضرت موسی]] میان [[مردم]] نبود و وقتی [[هارون]] [[مردم]] را از گوسالهپرستی [[نهی]] کرد، آنان از او خواستند تا زمانی که [[موسی]] میآید، [[صبر]] کند.[[خداوند]] این جریان را چنین بیان میکند: {{متن قرآن|وَلَقَدْ قَالَ لَهُمْ هَارُونُ مِنْ قَبْلُ يَا قَوْمِ إِنَّمَا فُتِنْتُمْ بِهِ وَإِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمَنُ فَاتَّبِعُونِي وَأَطِيعُوا أَمْرِي * قَالُوا لَنْ نَبْرَحَ عَلَيْهِ عَاكِفِينَ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَيْنَا مُوسَى}}<ref>«و بیگمان پیش از آن هارون به آنان گفته بود که: ای قوم من! شما با این (گوساله) آزمون شدهاید و پروردگار شما (خداوند) بخشنده است پس، از من پیروی و از دستور من فرمانبرداری کنید * گفتند: یکسره در خدمت آن (گوساله) خواهیم بود تا موسی نزد ما باز گردد» سوره طه، آیه ۹۰-۹۱.</ref>. | *جدایی بین [[بنیاسرائیل]] و [[رهبر]] [[الهی]] آنان- یعنی [[موسی]] و [[هارون]]- با [[اصرار]] [[مردم]] بر [[سرپیچی]] و عدم [[پیروی]] از [[رهبر]] به وجود آمد. نفرین [[موسی]] و درخواست جدایی میان آن دو ([[موسی]] و [[هارون]]) و [[قوم]] فاسقشان بر اساس جریان [[سنت الهی]] بود نه به واسطه دلگیری و به ستوه آمدن [[موسی]] از قومش؛ چرا که آن [[قوم]] با گوسالهپرستی [[سرپیچی]] بالاتری نموده بودند، ولی [[حضرت موسی]] به ستوه نیامد و درخواست جدایی بین خود و قومش را نکرد؛ زیرا در آن زمان [[حضرت موسی]] میان [[مردم]] نبود و وقتی [[هارون]] [[مردم]] را از گوسالهپرستی [[نهی]] کرد، آنان از او خواستند تا زمانی که [[موسی]] میآید، [[صبر]] کند.[[خداوند]] این جریان را چنین بیان میکند: {{متن قرآن|وَلَقَدْ قَالَ لَهُمْ هَارُونُ مِنْ قَبْلُ يَا قَوْمِ إِنَّمَا فُتِنْتُمْ بِهِ وَإِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمَنُ فَاتَّبِعُونِي وَأَطِيعُوا أَمْرِي * قَالُوا لَنْ نَبْرَحَ عَلَيْهِ عَاكِفِينَ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَيْنَا مُوسَى}}<ref>«و بیگمان پیش از آن هارون به آنان گفته بود که: ای قوم من! شما با این (گوساله) آزمون شدهاید و پروردگار شما (خداوند) بخشنده است پس، از من پیروی و از دستور من فرمانبرداری کنید * گفتند: یکسره در خدمت آن (گوساله) خواهیم بود تا موسی نزد ما باز گردد» سوره طه، آیه ۹۰-۹۱.</ref>. | ||
*[[هارون]] هم با آن درخواست موافقت کرد. به همین [[دلیل]] [[حضرت موسی]] پس از بازگشت، او را مورد بازخواست قرار داد. [[خداوند]] جریان را اینگونه حکایت میکند: {{متن قرآن|قَالَ يَا هَارُونُ مَا مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا * أَلَّا تَتَّبِعَنِ أَفَعَصَيْتَ أَمْرِي * قَالَ يَا ابْنَ أُمَّ لَا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَلَا بِرَأْسِي إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي}}<ref>«(موسی) گفت: ای هارون! چون دیدی که گمراه شدهاند چه چیز تو را باز داشت * از اینکه از من پیروی کنی؟ آیا از فرمان من سرپیچی کردی؟ * (هارون) گفت: ای پسر مادرم! موی ریش و سرم را مگیر، من ترسیدم که بگویی میان بنی اسرائیل جدایی افکندی و گفته مرا پاس نداشتی» سوره طه، آیه ۹۲-۹۴.</ref>. | *[[هارون]] هم با آن درخواست موافقت کرد. به همین [[دلیل]] [[حضرت موسی]] پس از بازگشت، او را مورد بازخواست قرار داد. [[خداوند]] جریان را اینگونه حکایت میکند: {{متن قرآن|قَالَ يَا هَارُونُ مَا مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا * أَلَّا تَتَّبِعَنِ أَفَعَصَيْتَ أَمْرِي * قَالَ يَا ابْنَ أُمَّ لَا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَلَا بِرَأْسِي إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي}}<ref>«(موسی) گفت: ای هارون! چون دیدی که گمراه شدهاند چه چیز تو را باز داشت * از اینکه از من پیروی کنی؟ آیا از فرمان من سرپیچی کردی؟ * (هارون) گفت: ای پسر مادرم! موی ریش و سرم را مگیر، من ترسیدم که بگویی میان بنی اسرائیل جدایی افکندی و گفته مرا پاس نداشتی» سوره طه، آیه ۹۲-۹۴.</ref>. | ||
*[[حضرت موسی]] عذر [[هارون]] را پذیرفت و جریان با [[توبه]] [[بنیاسرائیل]] و پذیرش [[توبه]] از [[ناحیه]] [[خداوند]] به پایان رسید. اما | *[[حضرت موسی]] عذر [[هارون]] را پذیرفت و جریان با [[توبه]] [[بنیاسرائیل]] و پذیرش [[توبه]] از [[ناحیه]] [[خداوند]] به پایان رسید. اما موقعیت بنىاسرائیل از جریان ورود به [[سرزمین مقدس]] با موقعیت آنان در جریان [[پرستش]] گوساله تفاوت اساسی دارد؛ تفاوت در این است که در جریان ورود به [[سرزمین مقدس]]، بنىاسرائیل [[اصرار]] به [[مخالفت]] [[دستور]] [[رهبر]] [[الهی]] مبنی بر دخول به این سرزمین داشتند و صریحاً [[سرپیچی]] کرده و بهرغم تأکید و [[دعوت]] مکرر به فرمانبرداری از [[رهبری الهی]]، سر باز زده و [[مخالفت]] ورزیدند، چنانکه [[خداوند]] میگوید: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنْبِيَاءَ وَجَعَلَكُمْ مُلُوكًا وَآتَاكُمْ مَا لَمْ يُؤْتِ أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِينَ * يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ * قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّ فِيهَا قَوْمًا جَبَّارِينَ وَإِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا حَتَّى يَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ * قَالَ رَجُلَانِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ * قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا أَبَدًا مَا دَامُوا فِيهَا فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ * قَالَ رَبِّ إِنِّي لَا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَأَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ * قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}}<ref>«و یاد کن که موسی به قوم خود گفت: ای قوم من! نعمت خداوند را بر خویش فرا یاد آورید که در میان شما پیامبرانی برگمارد و شما را پادشاه کرد و چیزهایی به شما داد که به هیچ کس از جهانیان نداده است * ای قوم من! به سرزمین مقدّسی که خداوند برای شما مقرّر فرموده است وارد شوید و واپس مگرایید که زیانکار گردید * گفتند: ای موسی! در آنجا گروهی گردنکش جای دارند و تا آنان از آن بیرون نیایند ما درون آن نخواهیم رفت اما اگر از آنجا بیرون آیند ما درون میرویم * دو مرد از کسانی که (از خداوند) میترسیدند (و) خداوند بر آنان نعمت بخشیده بود گفتند: از در (این شهر) بر آنان وارد شوید و هنگامی که در آن درآیید شما پیروزید و اگر مؤمنید تنها بر خداوند توکل کنید * گفتند: ای موسی، تا آنان در آنند ما هرگز، هیچگاه بدان وارد نمیشویم؛ تو برو و پروردگارت، (با آنان) نبرد کنید که ما همینجا خواهیم نشست * (موسی) گفت: پروردگارا! من جز اختیار خویش و برادرم را ندارم، میان ما و این قوم نافرمان جدایی انداز! * (خداوند) فرمود: که (آمدن به) این سرزمین چهل سال بر آنان حرام است؛ روی زمین سرگردان میشوند، پس بر گروه نافرمانان دریغ مخور» سوره مائده، آیه ۲۰-۲۶.</ref>. | ||
*[[اصرار]] بر [[سرپیچی]] از فرامین [[رهبر]] [[الهی]] سبب از دست رفتن نقش او در بین [[مردم]] میشود و به گسست پیوند میان [[رهبر]] و پایگاه مردمیاش میانجامد. حتی از تسلط [[رهبر]] [[الهی]] بر اجرای نقش [[رهبری]]، میان [[مردم]] و جامعهاش جلوگیری میکند و این امر به طور منطقی و بر اساس [[اصول عقلی]] و قواعد [[حکمت]] موجب نقصان [[نعمت]] و ناپدیدشدن [[رهبر]] [[الهی]] میشود تا اینکه شرایط تغییر کند و [[فرصت]] جدیدی برای اجرای [[رهبری الهی]] بین [[مردم]] فراهم آید. | *[[اصرار]] بر [[سرپیچی]] از فرامین [[رهبر]] [[الهی]] سبب از دست رفتن نقش او در بین [[مردم]] میشود و به گسست پیوند میان [[رهبر]] و پایگاه مردمیاش میانجامد. حتی از تسلط [[رهبر]] [[الهی]] بر اجرای نقش [[رهبری]]، میان [[مردم]] و جامعهاش جلوگیری میکند و این امر به طور منطقی و بر اساس [[اصول عقلی]] و قواعد [[حکمت]] موجب نقصان [[نعمت]] و ناپدیدشدن [[رهبر]] [[الهی]] میشود تا اینکه شرایط تغییر کند و [[فرصت]] جدیدی برای اجرای [[رهبری الهی]] بین [[مردم]] فراهم آید. | ||