سریه علی بن ابیطالب به فدک در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخهها
سریه علی بن ابیطالب به فدک در تاریخ اسلامی (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۲۶ ژانویهٔ ۲۰۲۱، ساعت ۱۳:۰۴
، ۲۶ ژانویهٔ ۲۰۲۱جایگزینی متن - 'یهودیان خیبر' به 'یهودیان خیبر'
جز (جایگزینی متن - 'ج۱، ص:' به 'ج۱، ص') |
جز (جایگزینی متن - 'یهودیان خیبر' به 'یهودیان خیبر') |
||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
==علت وقوع [[سریه]]== | ==علت وقوع [[سریه]]== | ||
*[[دلیل]] وقوع این [[سریه]] آن بود که به [[پیامبر]]{{صل}} خبر رسید "بنی سعد" برای کمک به [[یهودیان]] ساکن [[خیبر]]<ref>خیبر، شهری است معروف که در فاصله ۱۶۵ کیلومتری شمال مدینه در راه شام واقع شده است. محمد حسن شراب، المعالم الأثیرة فی السنة و السیرة، ص۱۰۹.</ref> در [[جنگ]] با [[مسلمانان]] گرد هم جمع شدهاند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۶۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۶۹؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۶۴۲.</ref>؛ از این رو با [[دستور پیامبر]]{{صل}} [[امام علی]]{{ع}} و همراهانش، راهی سرزمین بنیسعد شدند. آنان با حرکت کردن در شب، روزها را در کمین به سر میبردند تا آنکه به "همج"<ref>آبی است میان خیبر و فدک، ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۶۹.</ref> رسیدند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۶۲؛ ابن سیدالناس، عیون الأثر، ج۲، ص۱۵۰؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، ج۳، ص۲۶۰.</ref>. در آنجا [[جاسوسی]] از [[دشمن]] را دستگیر کردند و از او درباره نسبش و همچنین اطلاع یا عدم اطلاعش از بنیسعد، پرسیدند. او در پاسخ آنان اظهار بیاطلاعی کرد. [[مسلمانان]] بر او سخت گرفتند، تا به ناچار [[اقرار]] کرد که به عنوان جاسوس بنیسعد به [[خیبر]] فرستاده شده است، تا [[آمادگی]] اهل [[فدک]] را برای [[جنگ]] با [[مسلمانان]] به اطلاع آنها برساند؛ مشروط بر اینکه [[یهودیان | *[[دلیل]] وقوع این [[سریه]] آن بود که به [[پیامبر]]{{صل}} خبر رسید "بنی سعد" برای کمک به [[یهودیان]] ساکن [[خیبر]]<ref>خیبر، شهری است معروف که در فاصله ۱۶۵ کیلومتری شمال مدینه در راه شام واقع شده است. محمد حسن شراب، المعالم الأثیرة فی السنة و السیرة، ص۱۰۹.</ref> در [[جنگ]] با [[مسلمانان]] گرد هم جمع شدهاند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۶۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۶۹؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۶۴۲.</ref>؛ از این رو با [[دستور پیامبر]]{{صل}} [[امام علی]]{{ع}} و همراهانش، راهی سرزمین بنیسعد شدند. آنان با حرکت کردن در شب، روزها را در کمین به سر میبردند تا آنکه به "همج"<ref>آبی است میان خیبر و فدک، ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۶۹.</ref> رسیدند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۶۲؛ ابن سیدالناس، عیون الأثر، ج۲، ص۱۵۰؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، ج۳، ص۲۶۰.</ref>. در آنجا [[جاسوسی]] از [[دشمن]] را دستگیر کردند و از او درباره نسبش و همچنین اطلاع یا عدم اطلاعش از بنیسعد، پرسیدند. او در پاسخ آنان اظهار بیاطلاعی کرد. [[مسلمانان]] بر او سخت گرفتند، تا به ناچار [[اقرار]] کرد که به عنوان جاسوس بنیسعد به [[خیبر]] فرستاده شده است، تا [[آمادگی]] اهل [[فدک]] را برای [[جنگ]] با [[مسلمانان]] به اطلاع آنها برساند؛ مشروط بر اینکه [[یهودیان خیبر]] هم برای آنها سهمی در محصول خرمای خود در نظر بگیرند، در ضمن به آنها اطلاع دهد که به زودی بنیسعد نزد آنان خواهند رفت. [[مسلمانان]] از جاسوس، مکان بنیسعد را پرسیدند که او در جواب گفت: "دویست نفر به [[فرماندهی]] [[وبر بن علیم]] جمع شدهاند". [[مسلمانان]] از او خواستند تا همراه آنها بیاید و به سوی مکان بنی سعد راهنماییشان کند. جاسوس گفت: "به شرط آنکه جانم در [[امان]] باشد". [[مسلمانان]] نیز به شرط [[راهنمایی]] او، این شرط را پذیرفتند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۶۲؛ ابن سیدالناس، عیون الأثر، ج۲، ص۱۵۰؛ محمد بن یوسف صالحی، سبل الهدی الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۶، ص۹۷.</ref><ref>[[هادی اکبری|اکبری، هادی]]، [[سریه علی بن ابیطالب به فدک (مقاله)|سریه علی بن ابیطالب به فدک]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۴۷۷-۴۷۸.</ref>. | ||
==[[غنایم]]== | ==[[غنایم]]== | ||
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
==روایتی دیگر از [[سریه]]== | ==روایتی دیگر از [[سریه]]== | ||
*[[ابیر بن علاء]] گفته است: "من در صحراهای میان همج و [[بدیع]]<ref>آب و چشمهساری به همراه نخلستان در نزدیکی وادی القری است؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۳۵۹.</ref> بودم که متوجه شدم بنیسعد در حال کوچ و گریزند. با خود گفتم: امروز چه چیزی آنها را این چنین ترسانده است؟ نزدیک آنها رفتم و از بزرگشان وبر بن علیم پرسیدم: به چه [[دلیل]] این چنین فرار میکنید؟ او گفت: شرّ و گرفتاری! [[سپاهیان]] [[محمد]]{{صل}} قبل از آنکه به [[جنگ]] آنها برویم سراغ ما آمدهاند و فرستادهای از ما را که به [[خیبر]] فرستاده بودیم، گرفتهاند. او وضع ما را به [[مسلمانان]] خبر داده است؛ از این رو ما توان مقابله نداریم. پرسیدم: فرستاده شما که بود؟ گفت: برادرزادهام که در میان تمام [[عرب]]، [[جوانی]] به این [[زیرکی]] نمیشناختیم. گفتم:[[محمد]] چنان قدرتمند شده است که توانست [[قریش]] را [[شکست]] دهد و دژهای [[مدینه]]؛ [[بنی قینقاع]]، [[بنی نضیر]] و بنی قریظه را [[خوار]] و [[زبون]] کند. | *[[ابیر بن علاء]] گفته است: "من در صحراهای میان همج و [[بدیع]]<ref>آب و چشمهساری به همراه نخلستان در نزدیکی وادی القری است؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۳۵۹.</ref> بودم که متوجه شدم بنیسعد در حال کوچ و گریزند. با خود گفتم: امروز چه چیزی آنها را این چنین ترسانده است؟ نزدیک آنها رفتم و از بزرگشان وبر بن علیم پرسیدم: به چه [[دلیل]] این چنین فرار میکنید؟ او گفت: شرّ و گرفتاری! [[سپاهیان]] [[محمد]]{{صل}} قبل از آنکه به [[جنگ]] آنها برویم سراغ ما آمدهاند و فرستادهای از ما را که به [[خیبر]] فرستاده بودیم، گرفتهاند. او وضع ما را به [[مسلمانان]] خبر داده است؛ از این رو ما توان مقابله نداریم. پرسیدم: فرستاده شما که بود؟ گفت: برادرزادهام که در میان تمام [[عرب]]، [[جوانی]] به این [[زیرکی]] نمیشناختیم. گفتم:[[محمد]] چنان قدرتمند شده است که توانست [[قریش]] را [[شکست]] دهد و دژهای [[مدینه]]؛ [[بنی قینقاع]]، [[بنی نضیر]] و بنی قریظه را [[خوار]] و [[زبون]] کند. | ||
*اکنون هم قصد حمله به [[یهودیان | *اکنون هم قصد حمله به [[یهودیان خیبر]] را دارد. وبر بن علیم به من گفت: از این موضوع نترس! در [[خیبر]]، مردان نیرومند، دژهای [[استوار]] و [[آب]] فراوان و همیشگی وجود دارد.[[محمد]] هرگز به آنها نزدیک نخواهد شد و چقدر خوب است که خیبریان به [[جنگ]] او در [[مدینه]] بروند. گفتم: [[تصور]] میکنی این کار صورت بگیرد؟ گفت: کار صحیح همین است". | ||
*پس از آن [[علی]]{{ع}} سه روز در آن منطقه اقامت کرد و [[غنایم]] را تقسیم و [[خمس]] آن را جدا فرمود و گروهی از شتران پر شیر را که "حفده" نامیده میشدند به [[پیامبر]]{{صل}} اختصاص داد و آنها را به [[مدینه]] آورد<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۶۳.</ref><ref>[[هادی اکبری|اکبری، هادی]]، [[سریه علی بن ابیطالب به فدک (مقاله)|سریه علی بن ابیطالب به فدک]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۴۷۹.</ref>. | *پس از آن [[علی]]{{ع}} سه روز در آن منطقه اقامت کرد و [[غنایم]] را تقسیم و [[خمس]] آن را جدا فرمود و گروهی از شتران پر شیر را که "حفده" نامیده میشدند به [[پیامبر]]{{صل}} اختصاص داد و آنها را به [[مدینه]] آورد<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۶۳.</ref><ref>[[هادی اکبری|اکبری، هادی]]، [[سریه علی بن ابیطالب به فدک (مقاله)|سریه علی بن ابیطالب به فدک]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۴۷۹.</ref>. | ||