←منابع
(صفحهای تازه حاوی «==مقدمه== *'''سیره:''' به معنای روش و رفتار و اخلاق عملی است. وقتی سیره پیامب...» ایجاد کرد) |
(←منابع) |
||
| (۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
==معناشناسی سیره== | ==معناشناسی سیره== | ||
===واژه شناسی لغوی=== | ===واژه شناسی لغوی=== | ||
[[سیره]] بر وزن “فعله” اسم مصدر از فعل “سارَ - یسیرُ” است که در [[ادبیات]] و لغت، مصادر گوناگونی برای آن آمده است: “سَیر، مَسیر، تَسْیار، مَسیره و سَیرورَه”. این مصادر همه به معنای رفتن، جریان داشتن و در حرکت بودن به کار رفتهاند<ref>ر.ک: محمدمرتضی زبیدی، تاجالعروس من جواهر القاموس، ج۲، ص۵۴؛ جمالالدین محمد بن مکرم، لسانالعرب، ج۲، ص۲۵۲.</ref> و بر این اساس، بسیاری نیز واژه “سیره” را به نوع حرکت و شیوه جریان داشتن و یا به عبارتی نوع، سبک و [[شیوه رفتار]] و [[کردار]] تعریف کردهاند<ref>ر.ک: ابوالحسین احمد بن فارس، معجم مقاییساللغة، ج۳، ص۱۲۰-۱۲۱؛ ابو القاسم حسن بن محمد راغب اصفهانی، مفردات، ص۷۲۴؛ جمالالدین محمد بن مکرم، لسانالعرب، ج۶، ص۴۵۴.</ref>. [[خداوند متعال]] در [[قرآن]]، سیره را به مفهوم [[هیئت]]، صورت و شکل به کار | [[سیره]] بر وزن “فعله” اسم مصدر از فعل “سارَ - یسیرُ” است که در [[ادبیات]] و لغت، مصادر گوناگونی برای آن آمده است: “سَیر، مَسیر، تَسْیار، مَسیره و سَیرورَه”. این مصادر همه به معنای رفتن، جریان داشتن و در حرکت بودن به کار رفتهاند<ref>ر.ک: محمدمرتضی زبیدی، تاجالعروس من جواهر القاموس، ج۲، ص۵۴؛ جمالالدین محمد بن مکرم، لسانالعرب، ج۲، ص۲۵۲.</ref> و بر این اساس، بسیاری نیز واژه “سیره” را به نوع حرکت و شیوه جریان داشتن و یا به عبارتی نوع، سبک و [[شیوه رفتار]] و [[کردار]] تعریف کردهاند<ref>ر.ک: ابوالحسین احمد بن فارس، معجم مقاییساللغة، ج۳، ص۱۲۰-۱۲۱؛ ابو القاسم حسن بن محمد راغب اصفهانی، مفردات، ص۷۲۴؛ جمالالدین محمد بن مکرم، لسانالعرب، ج۶، ص۴۵۴.</ref>. [[خداوند متعال]] در [[قرآن]]، سیره را به مفهوم [[هیئت]]، صورت و شکل به کار برده است: | ||
{{متن قرآن|قَالَ خُذْهَا وَلَا تَخَفْ سَنُعِيدُهَا سِيرَتَهَا الْأُولَى}}<ref>«فرمود: آن را بگیر و مترس! ما آن را به روال نخست آن، باز میگردانیم» سوره طه، آیه ۲۱.</ref>. | {{متن قرآن|قَالَ خُذْهَا وَلَا تَخَفْ سَنُعِيدُهَا سِيرَتَهَا الْأُولَى}}<ref>«فرمود: آن را بگیر و مترس! ما آن را به روال نخست آن، باز میگردانیم» سوره طه، آیه ۲۱.</ref>. | ||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
[[عرب]] اگر چیزی را بر وزن فَعله گفت، یعنی عملی را یک بار انجام دادن، و اگر بر وزن فِعله گفت، یعنی عملی را به گونهای خاص انجام دادن، یعنی در لفظ فِعله، گونه خاص خوابیده است. کلمه سیره از مادّه سِیر است است. [[سیر]] یعنی حرکت ولی سیره یعنی حرکت به گونه خاص، حرکت به روش خاص<ref>حماسه حسینی، ج۲، ص۲۴۶.</ref>. سیره یعنی روش<ref>حماسه حسینی، ج۲، ص۲۴۴.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۴۸۲.</ref> | [[عرب]] اگر چیزی را بر وزن فَعله گفت، یعنی عملی را یک بار انجام دادن، و اگر بر وزن فِعله گفت، یعنی عملی را به گونهای خاص انجام دادن، یعنی در لفظ فِعله، گونه خاص خوابیده است. کلمه سیره از مادّه سِیر است است. [[سیر]] یعنی حرکت ولی سیره یعنی حرکت به گونه خاص، حرکت به روش خاص<ref>حماسه حسینی، ج۲، ص۲۴۶.</ref>. سیره یعنی روش<ref>حماسه حسینی، ج۲، ص۲۴۴.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۴۸۲.</ref> | ||
== سیره == | |||
واژه سیره در لغت از ریشه «[[سیر]]» (حرکت و پیمودن) و به مفهوم شیوه، حالت و سبک [[رفتار انسان]] یا حیوان است<ref>ابن فارس، معجم مقائیس اللغه، ج۳، ص۱۲۰-۱۲۱، ماده «سیر»؛ ابنمنظور، لسان العرب، ج۴، ص۳۸۹-۳۹۰؛ احمد بن علی فیومی، المصباح المنیر، ماده «سیر»؛ عبدالرحیم صفیپور، منتهی الإرب فی اللغة، ماده «سیر»؛ اسماعیل بن حماد جوهری، صحاح، ج۲، ص۶۹۱.</ref> و به گفته [[راغب اصفهانی]]، دوام و ماندگاری از ویژگیهای این شیوه و حالت است<ref>حسین بن محمد راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن، ص۴۳۳.</ref>. | |||
معنای اصطلاحی این واژه در علوم اسلامی به دو صورت بیان شده است: | |||
# شیوه عملی عرف عام و عموم عقلا در انجام دادن کاری یا ترک آن در این شیوه عملی، اگر [[مذهب]] و [[دینی]] بینقش باشد، نام رایج این معنا «بنای عقلا» یعنی سیره عقلاست؛ ولی اگر در عملکرد عرف عام [[دین]] یا مذهبی نقش داشته باشد، عنوان اصطلاحی آن «سیره متشرعه» یا «[[سیره مسلمانان]]» یا «سیره [[مسیحیان]]» است<ref>ر.ک: محمدرضا مظفر، اصول الفقه، ج۲، ص۱۵۳؛ سید محمدباقر صدر، الحلقة الثانیه، ص١٢٣-۱۲۴؛ مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، فرهنگنامه اصول فقه، ص۴۹۴-۴۹۶، واژه «سیره».</ref>. | |||
# نوعی زندگینامه و شرح حال است؛ چنانکه به کتابهای مربوط به [[زندگی]] [[معصومان]] به ویژه [[پیامبر]]{{صل}} سیره گفتهاند<ref>ر.ک: احمد صدر حاج سید جوادی، دائرةالمعارف تشیع، ج۹، صص۴۷۸ و ۴۸۰.</ref>. به گفته [[فیومی]] (-۷۷۰ق)، این واژه تا [[زمان]] او نزد [[فقیهان]] برای [[جنگهای پیامبر]]{{صل}} به کار میرفت<ref>احمد بن علی فیومی، المصباح المنیر، ماده «سیر».</ref>؛ چنانکه بخش مهم کتاب [[المغازی]] [[واقدی]] درباره [[جنگها]] و سریههای آن حضرت است. | |||
مقصود از واژه سیره در اینجا سبک، راه و روش و چگونگی [[رفتار]] معصومان{{عم}} در ابعاد مختلف زندگی است و این معنا از مجموع معانی لغوی و اصطلاحی به دست میآید و در بیان [[امیرمؤمنان]]{{عم}} نیز چنین آمده است: {{متن حدیث|لَكُمْ عَلَيْنَا الْعَمَلُ بِكِتَابِ اللَّهِ تَعَالَى وَ سِيرَةِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ الْقِيَامُ بِحَقِّهِ}}<ref>نهجالبلاغه، [[خطبه ۱۶۹]] (حقی که بر ما دارید، این است که به [[کتاب خدا]] و شیوه و [[رفتار رسول خدا]]{{صل}} عمل کنیم و حقش را به جای آوریم).</ref>. در تعبیری دیگر آمده است: {{متن حدیث|سِيرَتُهُ الْقَصْدُ وَ سُنَّتُهُ الرُّشْدُ}}<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۹۴ (شیوه رفتاری او [پیامبر{{صل}}] میانهروی و راه و رسمش رشد بود).</ref>. [[شهید مطهری]] نیز همین معنا را برای این واژه بیان کردهاند<ref>مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۱۶، ص۵۰.</ref>.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۴۲.</ref> | |||
==[[سیره]]== | |||
واژه «سیره» در [[زبان عربی]] از ماده «[[سیر]]» به معنای رفتن است<ref>احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغة، واژه سیر.</ref> و چون بر وزن «فِعله» است، بر نوع رفتن و مشی دلالت دارد<ref>محمد مرتضی الزبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، واژه سیر. در ادبیات عرب، وزنهای خاص، معانی ویژهای ارائه میدهند. برای نمونه: «فَعَله» به فتح فاء یعنی کار کردن، و «فِعلَه» به کسر فاء یعنی نوع، کیفیت و چگونگی کار کردن.</ref>. [[اهل لغت]] معنای آن را طریقه و هیئت و حالت<ref>فخرالدین الطریحی، مجمع البحرین، واژه سیر.</ref> و یا [[سنت]]، [[مذهب]]، روش، [[راه و رسم]] [[سلوک]] و طریقه بیان کردهاند<ref>سعید الشرتونی، اقرب الموارد، واژه سیر.</ref>. [[راغب]] [[اصفهانی]] مینویسد: «سیر یعنی [[حرکت]] در روی [[زمین]] و گذشتن و عبور کردن، و سیره حالت و روشی است که [[انسان]] و غیر انسان، نهاد و وجودشان بر آن قرار دارد؛ خواه غریزی و خواه اکتسابی باشد. چنانکه میگویند: فلانی سیره و روشی [[نیکو]] یا سیره و روشی [[زشت]] دارد»<ref>راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، واژه سیر.</ref>. | |||
با توجه به آنچه ذکر شد میتوان گفت: سیره در اصطلاح، به معنای نوع رفتن و سبک حرکت و [[رفتار]]، در ابعاد مختلف [[زندگی شخصی]] و [[اجتماعی]] افراد است. | |||
بسیاری از [[اندیشمندان]] معتقدند که اکثر قریب به اتفاق [[مردم]]، در رفتارشان سبک خاصی ندارند. به عبارت دیگر سیر دارند؛ اما سیره ندارند. تنها عدهای انگشتشمارند که رفتارشان مبتنی بر یک سلسله معیارهای ثابت عملی است؛ یعنی دارای سیره هستند. از جمله [[پیامبر اکرم]]{{صل}} همواره در [[زندگی]] سیرهای روشن داشت و در شرایط مختلف زمانی و مکانی و اوضاع مختلف اجتماعی، [[منطق عملی]] ثابتی داشت. [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} درباره [[رسول اکرم]]{{صل}} میفرماید: {{متن حدیث|... سِيرَتُهُ الْقَصْدُ}}<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۹۳.</ref>؛ «راه و رسم او [[اعتدال]] است». نیز در جای دیگر میفرماید: {{متن حدیث|... وَ لَكُمْ عَلَيْنَا الْعَمَلُ بِكِتَابِ اللَّهِ تَعَالَى وَ سِيرَةِ رَسُولِ اللَّهِ}}<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۱۶۸.</ref>؛ «حقی که شما به گردن ما دارید، عمل کردن به [[کتاب خدا]] و روش و [[رفتار پیامبر]]{{صل}} است». | |||
ازاینرو [[خدای متعال]] در [[قرآن کریم]]، او را [[اسوه]] و الگویی [[نیکو]] برای همه جهانیان تا [[روز قیامت]] معرفی کرده و فرموده است: {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ}}<ref>«بیگمان فرستاده خداوند برای شما نمونهای نیکوست» سوره احزاب، آیه ۲۱.</ref>. | |||
درباره معنا و مفهوم [[سیره]]، برخی از بزرگان معتقدند آنگاه که سیره به عنوان یک رشته از مباحث [[تاریخی]]، موضوع بحث [[مورخان]] قرار گرفت، آنچه را که میبایست، دربر نگرفت. مورخانی که در احوال [[پیامبر اکرم]] کتاب نوشتند و عنوان [[تاریخ]] خود را «سیره النبی» گذاشتند<ref>عروة بن زبیر (م. ۹۲ق)، وهب بن منبه (م. ۱۱۰ق)، عاصم بن عمر بن قتاده (م. ۱۲۰ق)، شرحبیل بن سعید (م. ۱۲۳ق)، محمد بن مسلم بن شهاب زهری (م. ۱۲۴ق)، عبدالله بن ابی بکربن حزم (م. ۱۳۵ق)، موسی بن عقبه (م. ۱۴۱ق)، معمر بن راشد (م. ۱۵۰ق)، محمد بن اسحاق (م. ۱۵۲ق)، عبدالملک بن هشام (م. ۲۱۸ق)، ابن حزم (م. ۴۵۶ق)، ابن کثیر (م. ۷۷۴ق).</ref>، چهبسا میخواستند رفتارشناسی [[پیامبر]]{{صل}} را بیان کنند؛ اما تنها به بیان [[رفتارها]] و [[سیر]] تاریخی و شرح وقایع [[زندگی رسول خدا]]{{صل}} و جنگهای آن حضرت بسنده کردند و به سیره، که نوع [[رفتار]] است، نپرداختند<ref>مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۱۶، ص۵۰؛ مصطفی دلشاد تهرانی، سیره نبوی، دفتر اول، ص۳۶.</ref>. | |||
درست است که دانستن سیر تاریخی [[زندگی]] [[معصومان]]{{عم}}، اعم از گزارشی و تحلیلی، بسیار آموزنده است؛ اما برای [[انسان]] چندان نقش [[تربیتی]] ندارد. آنچه انسان را در مطالعه [[تاریخ اسلام]] و سرگذشت معصومان{{عم}} [[تربیت]] میکند، دانستن سیره، به ویژه سیره تحلیلی آن بزرگواران است<ref>حسین میرزاخانی، گزیدهای از تاریخ تحلیلی اسلام، ص۱۰۷.</ref>. یعنی دریافتن اینکه سبک برخورد آنان با مسائل مختلف و نوع رفتار آنان چگونه بوده است. [[هدف]] ما در این نوشته بررسی سبک [[رفتار معصومان]]{{عم}} در امور نظامی است.<ref>[[علی امین رستمی|رستمی، علی امین]]، [[آموزههای معنوی در سیره نظامی معصومان (کتاب)|آموزههای معنوی در سیره نظامی معصومان]]، ص ۲۹.</ref>. | |||
==سیره== | |||
واژه «سیره» در [[زبان عربی]] از ماده «[[سیر]]» به معنای رفتن است<ref>احمد بن فارس، معجم مقاییساللغة، واژه سیر.</ref> و چون بر وزن «فعله» است، بر نوع رفتن و مشی دلالت دارد<ref>محمد مرتضی الزبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، واژه سیر.</ref>. [[اهل لغت]] معنای آن را طریقه و هیئت و حالت<ref>فخرالدین الطریحی، مجمعالبحرین، واژه سیر.</ref> و یا [[سنت]]، [[مذهب]]، روش، راهورسم، [[سلوک]] و طریقه بیان کردهاند<ref>سعید الشرتونی، اقرب الموارد، واژه سیر.</ref>. [[راغب]] [[اصفهانی]] مینویسد: «سیر یعنی [[حرکت]] در روی [[زمین]] و گذشتن و عبور کردن، و سیره حالت و روشی است که [[انسان]] و غیرانسان، نهاد و وجودشان بر آن قرار دارد؛ خواه غریزی و خواه اکتسابی باشد. چنانکه میگویند: فلانی سیره و روشی [[نیکو]] یا سیره و روشی [[زشت]] دارد»<ref>راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، واژه سیر.</ref>. | |||
با توجه به آنچه ذکر شد میتوان گفت: سیره در اصطلاح، به معنای نوع رفتن و سبک حرکت و [[رفتار]]، در ابعاد مختلف [[زندگی شخصی]] و [[اجتماعی]] افراد است. | |||
بسیاری از [[اندیشمندان]] معتقدند که [[اکثریت]] قریب بهاتفاق [[مردم]]، در رفتارشان سبک خاصی ندارند؛ به عبارت دیگر سیر دارند؛ اما سیره ندارند. تنها عدهای انگشتشمارند که رفتارشان مبتنی بر یک سلسله معیارهای ثابت عملی است؛ یعنی دارای سیره هستند. از جمله [[پیامبر اکرم]]{{صل}} همواره در [[زندگی]] سیرهای روشن داشت و در شرایط مختلف زمانی و مکانی و اوضاع مختلف اجتماعی، [[منطق عملی]] ثابتی داشت. ازاینرو [[خدای متعال]] در [[قرآن کریم]]، او را [[اسوه]] و الگویی نیکو برای همه جهانیان تا [[روز قیامت]] معرفی کرده و فرموده است: {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ}}<ref>«بیگمان فرستاده خداوند برای شما نمونهای نیکوست» سوره احزاب، آیه ۲۱.</ref>. | |||
درباره معنا و مفهوم سیره، برخی از بزرگان معتقدند آنگاه که سیره بهعنوان یک رشته از مباحث [[تاریخی]]، موضوع بحث [[مورخان]] قرار گرفت، آنچه را که میبایست، در بر نگرفت. مورخانی که در احوال پیامبر اکرم{{صل}} کتاب نوشتند و عنوان [[تاریخ]] خود را «سیرةالنبی» گذاشتند<ref>عروة بن زبیر (م. ۹۲ق)، وهب بن منبه (م. ۱۱۰ق)، عاصم بن عمر بن قتاده (م. ۱۲۰ق)، شرحبیل بن سعید (م. ۱۲۳ق)، محمد بن مسلم بن شهاب زهری (م. ۱۲۴ق)، عبدالله بن ابیبکر بن حزم (م. ۱۳۵ق)، موسی بن عقبه (م. ۱۴۱ق)، معمر بن راشد (م. ۱۵۰ق)، محمد بن اسحاق (م. ۱۵۲ق)، عبدالملک بن هشام (م. ۲۱۸ق)، ابن حزم (م. ۴۵۶ق) و ابن کثیر (م. ۷۷۴ق).</ref>، چهبسا میخواستند رفتارشناسی [[پیامبر]]{{صل}} را بیان کنند؛ اما تنها به بیان [[رفتارها]] و [[سیر]] [[تاریخی]] و شرح وقایع [[زندگی رسول خدا]]{{صل}} و جنگهای آن حضرت بسنده کردند و به [[سیره]] که نوع [[رفتار]] است، نپرداختند<ref>مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۱۶، ص۵۰؛ مصطفی دلشاد تهرانی، سیره نبوی، دفتر اول، ص۳۶.</ref>. | |||
درست است که دانستن سیر تاریخی [[زندگی]] [[معصومان]]{{عم}}، اعم از گزارشی و تحلیلی، بسیار آموزنده است؛ اما برای [[انسان]] چندان نقش [[تربیتی]] ندارد. آنچه انسان را در مطالعه [[تاریخ اسلام]] و سرگذشت معصومان{{عم}} [[تربیت]] میکند، دانستن سیره، بهویژه سیره تحلیلی آن بزرگواران است<ref>حسین میرزاخانی، گزیدهای از تاریخ تحلیلی اسلام، ص۱۰۷.</ref>. یعنی دریافتن اینکه سبک برخورد آنان با مسائل مختلف و نوع رفتار آنان چگونه بوده است. در باب اهمیت سیره همین بس که [[سیره پیامبر اکرم]]{{صل}} و دیگر معصومان{{عم}} یکی از منابع [[شناخت اسلام]] بهشمار میرود. [[هدف]] ما در این نوشته بررسی سبک [[رفتار معصومان]]{{عم}} در امور نظامی است.<ref>[[علی امین رستمی|رستمی، علی امین]]، [[آموزههای فرهنگی در سیره نظامی معصومان (کتاب)|آموزههای فرهنگی در سیره نظامی معصومان]]، ص ۲۹.</ref> | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||