تعیین جانشین در سیره معصوم: تفاوت میان نسخه‌ها

(صفحه‌ای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233)...» ایجاد کرد)
 
خط ۱۶: خط ۱۶:
در هر حال تأکید و اهتمامی که از سوی [[ائمه]] [[معصومان]]{{عم}} نسبت به مسئله [[امامت]] و [[ولایت]] دیده می‌شود، از نقش و اصلاحی عمیق امام در جامعه است. به طوری که اگر امامت و [[رهبری صالح]] و [[الهی]]، از [[نظام]] [[عقیدتی]] - [[سیاسی]] [[امت اسلامی]] حذف شود، با هیچ وسیله‌ای نمی‌توان این خلاء بزرگ را پر کرد. چنان که [[امام باقر]]{{ع}} فرموده‌اند: {{متن حدیث|...وَ لَمْ‏ يُنَادَ بِشَيْ‏ءٍ كَمَا نُودِيَ‏ بِالْوَلَايَةِ}}<ref>ابوجعفر محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۸.</ref>؛
در هر حال تأکید و اهتمامی که از سوی [[ائمه]] [[معصومان]]{{عم}} نسبت به مسئله [[امامت]] و [[ولایت]] دیده می‌شود، از نقش و اصلاحی عمیق امام در جامعه است. به طوری که اگر امامت و [[رهبری صالح]] و [[الهی]]، از [[نظام]] [[عقیدتی]] - [[سیاسی]] [[امت اسلامی]] حذف شود، با هیچ وسیله‌ای نمی‌توان این خلاء بزرگ را پر کرد. چنان که [[امام باقر]]{{ع}} فرموده‌اند: {{متن حدیث|...وَ لَمْ‏ يُنَادَ بِشَيْ‏ءٍ كَمَا نُودِيَ‏ بِالْوَلَايَةِ}}<ref>ابوجعفر محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۸.</ref>؛
از میان [[تکالیف]] اصولی [[اسلام]]، هیچ تکلیفی به اندازه ولایت مورد [[دعوت]] و تأکید قرار نگرفته است. بر این اساس و به [[دلیل]] اهتمام عمیق [[پیشوایان معصوم]] به موضوع امامت و رهبری [[امت]]، اصل [[تعیین وصی]] و [[جانشین]] از اصولی است که هرگز مورد [[غفلت]] ایشان واقع نشده است.<ref>[[محمد ملک‌زاده|ملک‌زاده، محمد]]، [[سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور (کتاب)|سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور]]، ص ۸۰.</ref>
از میان [[تکالیف]] اصولی [[اسلام]]، هیچ تکلیفی به اندازه ولایت مورد [[دعوت]] و تأکید قرار نگرفته است. بر این اساس و به [[دلیل]] اهتمام عمیق [[پیشوایان معصوم]] به موضوع امامت و رهبری [[امت]]، اصل [[تعیین وصی]] و [[جانشین]] از اصولی است که هرگز مورد [[غفلت]] ایشان واقع نشده است.<ref>[[محمد ملک‌زاده|ملک‌زاده، محمد]]، [[سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور (کتاب)|سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور]]، ص ۸۰.</ref>
==سیره امامان معصوم در تعیین جانشین و وصی==
افزون بر [[سیره رسول خدا]]{{صل}} در تعیین وصی و جانشین و همچنین خبر دادن آن حضرت از [[دوازده امام]] و جانشین پس از خود<ref>ابی‌جعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه قمی، کمال‌الدین و تمام‌النعمة، ج۱، ص۲۵۸، حدیث ۳.</ref>، [[امامان معصوم]]{{عم}} نیز بر این امر تأکید داشته و [[جانشینان]] پس از خود را [[تعیین]] می‌کردند. در این بخش به اختصار مواردی از آنها را بر می‌شماریم.
==[[وصیت]] و تصریح [[امام حسین]]{{ع}} بر [[امامت امام سجاد]]{{ع}}==
در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} آمده است هنگامی که امام حسین{{ع}} [[تصمیم]] گرفت از [[مدینه]] به سوی [[عراق]] ([[کربلا]]) حرکت کند کتب و [[وصیت]] خود را به امّ‌سلمه ([[همسر رسول خدا]]{{صل}}) سپرد تا آن را به اهلش سپارد و [[ام‌سلمه]] نیز در مدینه آن را به [[امام سجاد]]{{ع}} تحویل داد<ref>ابوجعفر محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۰۴.</ref>. همچنین در روایتی از [[امام باقر]]{{ع}} آمده است: هنگامی که [[زمان]] [[شهادت امام حسین]]{{ع}} فرا رسید، چون [[علی بن الحسین]] امام سجاد به [[سختی]] [[بیمار]] بود، [[امام حسین]] دختر بزرگش [[فاطمه]] راخواند و وصیتی به او تحویل داد و فاطمه{{س}} نیز آن را گرفت و به برادرش [[علی‌بن‌الحسین]]{{ع}} داد. سپس امام باقر{{ع}} فرمود: [[سوگند]] به [[خدا]] هم‌اینک آن وصیت‌نامه به دست ما رسیده است<ref>ابوجعفر محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۰۳.</ref>.<ref>[[محمد ملک‌زاده|ملک‌زاده، محمد]]، [[سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور (کتاب)|سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور]]، ص ۸۷.</ref>
==[[وصیت امام]] [[سجاد]]{{ع}}==
زمانی که امام سجاد{{ع}} در بستر [[بیماری]] و [[رحلت]] قرار داشت، امام باقر{{ع}} را‌طلبید و صندوقی را به او تحویل داد تا به [[خانه]] خود ببرد. بعد از [[رحلت امام سجاد]]{{ع}} [[برادران امام باقر]]{{ع}} از محتویات آن صندوق سؤال کردند و [[امام]] فرمود: در آن صندوق [[سلاح رسول خدا]]{{صل}} (که نشانه [[صدق]] [[امامت]] است) قرار داشت<ref>ابوجعفر محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۰۵.</ref>.<ref>[[محمد ملک‌زاده|ملک‌زاده، محمد]]، [[سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور (کتاب)|سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور]]، ص ۸۸.</ref>
==تصریح امام باقر{{ع}} به [[امامت امام صادق]]{{ع}}==
یکی از [[فقها]] و [[شاگردان]] برجسته امام باقر{{ع}} به نام [[محمد بن مسلم]] [[نقل]] می‌کند: روزی در [[محضر امام]] [[باقر]]{{ع}} نشسته بودم که [[امام صادق]]{{ع}} وارد شد... امام باقر{{ع}} به من رو کرد و فرمود: بعد از من امام تو این است، از او [[پیروی]] کن و از [[علم]] او بهره بگیر...<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۷، ص۱۴-۱۵.</ref>.
در حکایت دیگر از [[جابر بن یزید جعفی]] آمده است: از امام باقر{{ع}} در مورد [[قائم]] سؤال کردم. آن [[حضرت]] دست خود را بر سر امام صادق{{ع}} نهاد و فرمود: {{متن حدیث|هَذَا وَ اللَّهِ‏ قَائِمُ‏ آلِ‏ مُحَمَّدٍ}} سوگند به خدا این [[قائم آل محمد]] (یعنی قیام‌کننده به امر امامت) است. [[عنبسه]] می‌گوید: بعد از [[رحلت امام باقر]]{{ع}} به [[محضر امام]] صادق{{ع}} رفتم و [[حدیث جابر]] را یاداور شدم، فرمود: [[جابر]] راست گفته است. سپس (برای [[رفع شبهه]] از تعبیر به [[قائم]]) فرمود: آیا به نظر شما هر امامی بعد از [[امام]] قبل، قائم (به امر [[خدا]]) نیست؟<ref>ابوجعفر محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۰۷.</ref>.<ref>[[محمد ملک‌زاده|ملک‌زاده، محمد]]، [[سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور (کتاب)|سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور]]، ص ۸۸.</ref>
==تصریح [[امام صادق]]{{ع}} به [[امامت امام کاظم]]{{ع}}==
[[معاد]] بن [[کثیر]] می‌گوید: به امام صادق{{ع}} عرض کردم: از درگاه خداوندی که این [[مقام]] را به شما [[عنایت]] فرموده مسئلت می‌کنم که پیش از [[رحلت]] شما، [[فرزندی]] را که [[شایسته]] این مقام باشد به شما عنایت فرماید، امام صادق{{ع}} فرمود: [[خداوند]] آن را عنایت فرموده است. عرض کردم: او کیست؟ فرمود: همین که در [[خواب]] است. نگاه کردم دیدم [[حضرت موسی بن جعفر]]{{ع}} است که در آن وقت [[کودک]] بود<ref>امین‌الاسلام بن علی فضل بن حسن طبرسی، اعلام الوری، ص۲۸۹. گفتنی ذکر است گاهی ائمه معصومان{{عم}} به دلیل خفقان حاکم مجبور بودند امام و جانشین بعد از خود را فقط نزد خواص شیعیان معرفی کنند. چنان‌که در عصر حکومت منصور دوانیقی دومین خلیفه عباسی امام صادق{{ع}} با تدابیر ویژه‌ای جانشین بعد از خود را معرفی فرمود: اگرچه آن حضرت نزد خواص شیعیان تصریح به جانشینی امام کاظم{{ع}} نموده بود اما برای حفظ جان آن حضرت وصیت مخصوصی کرد و پنج نفر به عنوان وصی خویش معرفی نمود که از جمله این پنج نفر خود منصور دوانیقی بود. پس از شهادت امام صادق{{ع}} منصور تصمیم گرفت وصی آن حضرت را نیز به شهادت برساند، که وقتی از وصیت امام صادق{{ع}} مطلع شد، توطئه‌اش ناکام ماند (ر.ک: ابوجعفر محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۱۰؛ امین‌الاسلام بن علی فضل بن حسن طبرسی، اعلام الوری، ص۲۹۰).</ref>.<ref>[[محمد ملک‌زاده|ملک‌زاده، محمد]]، [[سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور (کتاب)|سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور]]، ص ۸۹.</ref>
==تصریح [[امام کاظم]]{{ع}} به [[امامت امام رضا]]{{ع}}==
از نجمه خاتون [[مادر امام رضا]]{{ع}} [[نقل]] شده: هنگامی که پسرم [[علی بن موسی الرضا]]{{ع}} به [[دنیا]] آمد... پدرش حضرت موسی بن جعفر بر من وارد شد و فرمود: {{متن حدیث|هَنِيئاً لَكِ‏ يَا نَجْمَةُ كَرَامَةُ رَبِّكِ‏}}: ای نجمه! [[کرامت]] پروردگارت بر تو گوارا باد. نوزاد را به پارچه سفیدی پیچیدم و به [[حضرت]] موسی‌بن‌جعفر{{ع}} دادم، [[امام]] بعد از آنکه در گوش راستش [[اذان]] و گوش چپش اقامه گفت، او را به من سپرد و فرمود: {{متن حدیث|خُذِيهِ فَإِنَّهُ‏ بَقِيَّةُ اللَّهِ‏ فِي‏ أَرْضِهِ‏}}: این [[کودک]] را بگیر که بقیه [[خدا]] در زمینش است<ref>ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه قمی، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۲۰. در روایت دیگر مخزومی نوه جعفر طیار نقل می‌کند روزی امام کاظم{{ع}} ما را به خانه خود دعوت کرد و در آنجا فرمود: گواهی دهید که این پسرم (اشاره به امام رضا{{ع}}) وصیّ من و خلیفه بعد از من است و در روایت دیگر امام کاظم{{ع}} خطاب به محمد بن سنان فرمود: هر کس در حقّ این پسر [امام رضا{{ع}}] ستم کرده و امامتش را رد کند مانند کسی است که به حقّ امام علی{{ع}} ظلم کرده و امامت او را بعد از رسول خدا{{صل}} انکار کرده است. علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة، ج۳، ص۹۶ و ۹۷.</ref>.<ref>[[محمد ملک‌زاده|ملک‌زاده، محمد]]، [[سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور (کتاب)|سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور]]، ص ۹۰.</ref>
==تصریح [[امام رضا]]{{ع}} به [[امامت امام جواد]]{{ع}} پیش از [[تولد]] آن حضرت==
پیش از تولد [[حضرت جواد]]{{ع}}، امام رضا{{ع}} در موارد متعدد از او یاد می‌کرد و او را می‌ستود. با توجه به آنکه امام رضا{{ع}} تا مدت‌ها دارای [[فرزندی]] نبود، این امر پرسش‌هایی در اذهان [[شیعیان]] و [[پیروان]] آن حضرت ایجاد کرده بود و امام رضا{{ع}} نیز ایشان را به تولد فرزندی که میان [[حق و باطل]] را جدا سازد، مژده می‌داد. روزی “ابن قیاما واسطی” که از طرفداران [[مذهب]] [[واقفیه]] بود از امام رضا{{ع}} پرسید: آیا ممکن است در یک [[زمان]] دو امام وجود داشته باشد؟ امام رضا{{ع}} فرمود: نه، مگر اینکه یکی از آنها ساکت باشد [مانند [[امام حسین]] در [[عصر امام حسن]]{{عم}}]. او پرسید: شما اکنون امام ساکتی همراه ندارید؟ امام رضا{{ع}} پاسخ داد: [[سوگند]] به خدا که او برای من [[فرزندی]] به وجود می‌آورد که به وسیله او [[حق]] و صاحبان حق را [[ثابت]] کند و [[باطل]] و [[اهل باطل]] را نابود نماید<ref>ابوجعفر محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۲۱.</ref>.
در [[روایت]] دیگر [[عقبة بن جعفر]] می‌گوید: از [[امام رضا]]{{ع}} پرسیدم: شما به این سن و سال رسیده‌اید، ولی هنوز فرزندی ندارید. [[امام]]{{ع}} فرمود: ای [[عقبه]] همانا صاحب امر [[امامت]] نمی‌میرد مگر اینکه [[جانشین]] پس از خود را می‌بیند<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۵۰، ص۳۵.</ref>.<ref>[[محمد ملک‌زاده|ملک‌زاده، محمد]]، [[سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور (کتاب)|سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور]]، ص ۹۰.</ref>
==تصریح [[امام جواد]]{{ع}} به [[امامت امام هادی]]{{ع}}==
[[شیخ کلینی]] در [[اصول کافی]] از [[اسماعیل بن مهران]] روایت کرده که گفت: هنگامی که امام جواد{{ع}} نخستین بار (در عصر [[مأمون]]) از [[مدینه]] به [[بغداد]] آمد، به آن [[حضرت]] عرض کردم: فدایت شوم من در مورد شما نسبت به این [[سفر]] [[هراس]] دارم، بعد از شما چه کسی عهده‌دار امامت می‌شود؟ آن حضرت با لبخند فرمود: آنچه را [[گمان]] می‌کنی در این سال رخ نمی‌دهد. هنگامی که [[معتصم]] آن حضرت را از مدینه به بغداد‌طلبید، (در [[سال ۲۲۰ق]]) به محضرش رفتم و عرض کردم فدایت گردم، شما از مدینه می‌روید، امام بعد از شما کیست؟ آن حضرت گریست به طوری که محاسنش خیس شد، سپس فرمود: در این سال بر من نگران باش، امامت بعد از من از آن پسرم [[علی]] [[[امام هادی]]{{ع}}] است<ref>ابوجعفر محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۲۳.</ref>.<ref>[[محمد ملک‌زاده|ملک‌زاده، محمد]]، [[سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور (کتاب)|سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور]]، ص ۹۱.</ref>
==تصریح امام هادی{{ع}} به [[امامت امام حسن عسکری]]==
امام هادی{{ع}} نیز در موارد گوناگون به امامت امام حسن عسکری{{ع}} و به عنوان [[وصی]] و جانشین خویش تصریح فرمودند. از جمله در یک مورد، [[یحیی]] بن [[یسار]] قنبری می‌گوید: چهار ماه پیش از [[شهادت امام هادی]]{{ع}} آن حضرت [[وصیت]] کرد و من و جمعی از [[موالی]] ([[غلامان]] [[آزاد]] شده) را بر آن [[گواه]] گرفت. وصیتش این بود که امام بعد از من و جانشین من، حضرت [[حسن عسکری]]{{ع}} است<ref>امین‌الاسلام بن علی فضل بن حسن طبرسی، اعلام‌الوری، ص۳۱۵.</ref>.<ref>[[محمد ملک‌زاده|ملک‌زاده، محمد]]، [[سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور (کتاب)|سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور]]، ص ۹۱.</ref>
==تصریح [[امام حسن عسکری]]{{ع}} به [[امامت]] [[مهدی آل محمد]]{{صل}}==
[[حضرت مهدی]] تنها فرزند [[امام حسن عسکری]]{{ع}} در سال ۲۵۵ ه. ق در [[سامرا]] دیده به [[جهان]] گشود و به مدت پنج سال (تا سال ۲۶۰ ه. ق) در کنار [[پدر]] بود. در این [[زمان]]، بیشترین فشارها و تهدیدها از سوی [[حاکمان]] وقت متوجه [[خاندان عصمت]] و [[طهارت]] بود و به طور جدی در صدد نابودی [[نسل]] [[ائمه]]{{عم}} بر آمده بودند. از این‌رو امام حسن عسکری{{ع}} در این مدت به طور کامل [[مهدی]]{{ع}} را پنهان می‌کرد. حتی غیر از افراد خاص از [[تولد]] او نیز اطلاع نیافته بودند. با این حال در موارد اندک، آن [[حضرت]] را به [[یاران خاص]] و مطمئن می‌داد و معرفی می‌کرد که در [[روایات]] متعدد به آنها اشاره شده است<ref>ر.ک: محمد بن حسن حر عاملی، اثبات الهداة النصوص و المعجزات، ج۳، ص۷۰۰؛ ابوجعفر محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۲۹؛ ابی‌جعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه قمی؛ کمال‌الدین و تمام‌النعمة، ج۱، ص۱۵۰-۱۵۲؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۵۰، ص۳۳، ص۲-۳۳۳.</ref>.<ref>[[محمد ملک‌زاده|ملک‌زاده، محمد]]، [[سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور (کتاب)|سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور]]، ص ۹۲.</ref>
==[[تعیین]] [[نایبان چهارگانه]] توسط [[امام مهدی]]{{ع}}==
با توجه به فشارها و شرایط سخت در اواخر [[عمر]] [[شریف]] امام حسن عسکری{{ع}}، پس از [[شهادت]] آن حضرت در سال۲۶۰ [[هجری]]، حضرت مهدی{{ع}} [[غایب]] شد. در این وضعیت، حتی [[شیعیان]] خاص نیز جز در موارد نادر از [[دیدار]] ایشان [[محروم]] بودند، با [[غیبت امام]] [[معصوم]]، نیاز [[جامعه اسلامی]] به [[جانشینان]] یا نایبانی که به [[نمایندگی از امام]] معصوم با [[مردم]] [[ارتباط]] برقرار کنند و نیازهای [[اجتماعی]] و [[دینی]] آنها را پاسخ گویند، بیش از پیش [[احساس]] شد. از این‌رو در [[غیبت صغری]] که حدود هفتاد سال به طول انجامید، آن حضرت توسط [[نمایندگان]] خاصش که به [[نواب اربعه]] معروف‌اند، با مردم تماس داشتند<ref>نام این چهار [[نایب]] و مدت نیابتشان از این قرار است:
#[[عثمان بن سعید عمری]]، از سال ۲۶۰ تا ۳۰۰ هجری به مدت [[چهل]] سال، وی در سال ۳۰۰ از [[دنیا]] رفت.
#[[محمد بن عثمان]]. وی از سال ۳۰۰ تا ۳۰۵ [[هجری]] به مدت پنج سال [[نیابت]] کرد.
#[[حسین بن روح نوبختی]] از سال ۳۰۵ تا [[سال ۳۲۶ هجری]] به مدت ۲۱ سال عهده‌دار [[مقام]] نیابت بود.
#[[علی بن محمد سمری]] که در [[نیمه شعبان]] [[سال ۳۲۹ هجری]] پس از سه سال نیابت [[وفات]] نمود. این چهار [[نایب]] که هر کدام از فقهای دانشمند و ممتاز بودند، واسطه [[ارتباط]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} با [[مردم]] بودند و نیازهای [[دوره غیبت]] صغری (از [[سال ۲۶۰ هجری]] تا ۳۲۹ هجری) را برطرف کرده و پاسخگوی پرسش‌های [[دینی]]، [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] مردم بودند. لازم به توضیح است که چهار [[نایب خاص]] پیش‌گفته، هر کدام نمایندگانی داشتند که در مناطق مختلف مستقر و با [[شیعیان]] [[ارتباط مستقیم]] برقرار می‌کردند. اینان [[نامه‌ها]]، سؤالات و [[اموال]] [[سهم امام]] را از آنها می‌گرفتند و به [[نایبان خاص]] تحویل می‌دادند و یا طبق [[دستور]] آنها، آن اموال را به [[مصرف]] می‌رساندند. نایبان خاص چهارگانه، هر کدام به دستور مستقیم حضرت مهدی{{ع}} یکی پس از دیگری [[نصب]] می‌شدند. پس از وفات علی بن محمد سمری [[نایب چهارم امام مهدی]]{{ع}}، دوران [[نیابت خاص]] و [[غیبت صغری]] به پایان رسید. شش [[روز]] پیش از وفات وی نامه‌ای از حضرت مهدی{{ع}} به او [[ابلاغ]] شد که برای شیعیان خاص آن را خواند. در این [[نامه]] به وی اطلاع داده شده بود که تو پس از ۶ روز از [[دنیا]] می‌روی. امور خود را سامان بده و با هیچ کس در مورد [[جانشینی]] صحبت نکن. [[غیبت]] کامل ([[غیبت کبری]]) واقع شد، دیگر ظهوری نیست مگر بعد از [[اذن الهی]] و این [[ظهور]] پس از مدتی طولانی در آن هنگام است که [[دل‌ها]] سخت شده و [[زمین]] پر از [[ظلم و جور]] شود (ر.ک: ابی‌جعفر [[محمد بن علی بن الحسین بن بابویه قمی]]، کمال‌الدین و تمام‌النعمة، ج۲، ص۵۱۶).</ref>. از این‌رو اصل [[تعیین وصی]] و [[جانشین]] اصلی، همواره در [[سیره سیاسی]] و [[اجتماعی]] [[پیشوایان معصوم]] مورد توجه بوده است تا در هیچ [[زمان]] [[جامعه اسلامی]] در تأمین نیازهای [[سیاسی]] - اجتماعی و [[دینی]] خود سرگردان نماند. با توجه به نیاز اساسی [[مردم]] به [[وجود امام معصوم]] که در عصر [[غیبت صغری]] (۳۲۹-۲۶۰ [[هجری]]) توسط [[نایبان خاص]] چهارگانه تا حدودی [[مرتفع]] می‌شد، پس از اتمام [[دوره غیبت]] صغری و آغاز [[غیبت کبری]]، نایبان خاص به [[نایبان عام]] تبدیل شدند که از آن با عنوان “ولایت فقیه” یاد می‌کنیم.<ref>[[محمد ملک‌زاده|ملک‌زاده، محمد]]، [[سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور (کتاب)|سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور]]، ص ۹۲.</ref>
==[[جانشینان]] و [[نایبان عام امام معصوم]] در عصر غیبت کبری==
بر اساس [[ادله عقلی]] و [[نقلی]] فراوان، در عصر غیبت کبری امور و [[شئون]] سیاسی، [[فرهنگی]]، اجتماعی و برنامه‌های عملی مردم تحت [[نظارت]] و [[رهبری]] [[ولی فقیه]] و [[مجتهد]] جامع‌الشرایط اداره می‌شود. [[اسحاق بن یعقوب]] می‌گوید: از عثمان‌بن‌سعید نخستین [[نایب خاص امام]] زمان{{ع}} خواستم تا [[نامه]] مرا به آن [[حضرت]] برساند. در آن نامه پرسیده بودم در [[عصر غیبت]]، به چه کسی مراجعه کنیم. [[امام زمان]]{{ع}} در پاسخ من چنین مرقوم فرمود: {{متن حدیث|وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ‏ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ...}}؛
در حوادث و رخدادها به [[راویان حدیث]] ما ([[فقها]]) مراجعه کنید که آنها [[حجت]] من بر شما و من [[حجت خدا]] بر آنها هستم<ref>علی بن عیسی اربلی، کشف‌الغمه، ج۳، ص۴۵۷؛ امین‌الاسلام بن علی فضل‌بن‌حسن طبرسی، اعلام الوری، ص۴۲۳.</ref>. پیش از آن، [[حضرت امام حسن عسکری]]{{ع}} نیز در روایتی فرموده‌اند: {{متن حدیث|فَأَمَّا مَنْ كَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِينِهِ‏ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يُقَلِّدُوهُ}}؛
هر کدام از فقها که نگهدارنده نفس خود از [[گناه]] و [[انحراف]]، [[نگهبان دین]] خود و [[مخالف هوای نفس]] خود و [[مطیع]] [[فرمان]] مولایش ([[خدا]]) است، بر مردم لازم است که از او [[تقلید]] کنند<ref>ابومنصور احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۲۶۳. ادله نقلی دال بر ولایت فقیه در عصر غیبت زیاد است که در این مجال جای پرداختن و شرح و تفصیل آنها نیست. در حدیث مقبوله عمر بن حنظله امام صادق{{ع}} در مورد متابعت از فقیه جامعالشرایط فرمود: {{متن حدیث|... فَإِنِّي قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيْكُمْ حَاكِماً فَإِذَا حَكَمَ بِحُكْمِنَا فَلَمْ‏ يَقْبَلْهُ‏ مِنْهُ‏ فَإِنَّمَا اسْتَخَفَّ بِحُكْمِ اللَّهِ وَ عَلَيْنَا رَدَّ وَ الرَّادُّ عَلَيْنَا الرَّادُّ عَلَى اللَّهِ وَ هُوَ عَلَى حَدِّ الشِّرْكِ بِاللَّهِ}}؛ من او (فقیه جامع‌الشرایط) را حاکم شما قرار دادم، هنگامی که او طبق حکم ما، حکم کرد ولی حکم او پذیرفته نشد، قطعاً حکم خدا سبک شمرده شده است و ما را رد کرده است. آن کس که ما را رد کند، خدا را رد کرده و چنین کسی در مرز شرک به خدا است. محمد بن حسن الحر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۹۸.</ref>.<ref>[[محمد ملک‌زاده|ملک‌زاده، محمد]]، [[سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور (کتاب)|سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور]]، ص ۹۴.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۸۲٬۱۳۴

ویرایش