←جستارهای وابسته
| خط ۶۰: | خط ۶۰: | ||
در تفسیر قوله: {{متن قرآن|وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}، تحت عنوان “لزوم [[تعاون]] و [[همکاری]] در نیکیها” شرحی را آورده که ما در این جا تنها قسمتی از آن را عیناً [[نقل]] میکنیم: | در تفسیر قوله: {{متن قرآن|وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}، تحت عنوان “لزوم [[تعاون]] و [[همکاری]] در نیکیها” شرحی را آورده که ما در این جا تنها قسمتی از آن را عیناً [[نقل]] میکنیم: | ||
آنچه در [[آیه]] فوق در زمینه تعاون آمده، یک اصل کلی [[اسلامی]] است که سراسر مسایل [[اجتماعی]]، [[حقوقی]]، [[اخلاقی]] و [[سیاسی]] را در بر میگیرد. طبق این اصل، [[مسلمانان]] موظفند در [[کارهای نیک]]، تعاون و همکاری کنند، ولی همکاری در اهداف [[باطل]]، [[اعمال]] [[نادرست]] و [[ظلم و ستم]]، مطلقاً [[ممنوع]] است، هر چند مرتکب آن، [[دوست]] نزدیک یا [[برادر]] [[انسان]] باشد...<ref>تفسیر نمونه، ج۴، ص۲۵۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۹۲-۳۰۴.</ref> | آنچه در [[آیه]] فوق در زمینه تعاون آمده، یک اصل کلی [[اسلامی]] است که سراسر مسایل [[اجتماعی]]، [[حقوقی]]، [[اخلاقی]] و [[سیاسی]] را در بر میگیرد. طبق این اصل، [[مسلمانان]] موظفند در [[کارهای نیک]]، تعاون و همکاری کنند، ولی همکاری در اهداف [[باطل]]، [[اعمال]] [[نادرست]] و [[ظلم و ستم]]، مطلقاً [[ممنوع]] است، هر چند مرتکب آن، [[دوست]] نزدیک یا [[برادر]] [[انسان]] باشد...<ref>تفسیر نمونه، ج۴، ص۲۵۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۹۲-۳۰۴.</ref> | ||
==[[برّ]] در [[تفاسیر]] [[روایی]]== | |||
#در [[مجمع البیان]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ}}، [[روایت]] نموده که: [[انس بن مالک]] گوید: [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|مَرَرْتُ لَيْلَةَ أُسْرِيَ بِي عَلَى أُنَاسٍ تُقْرَضُ شِفَاهُهُمْ بِمَقَارِيضَ مِنْ نَارٍ فَقُلْتُ مَنْ هَؤُلَاءِ يَا جَبْرَئِيلُ فَقَالَ هَؤُلَاءِ خُطَبَاءُ مِنْ أَهْلِ الدُّنْيَا مِمَّنْ كَانُوا يَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ يَنْسَوْنَ أَنْفُسَهُمْ}}: در [[شب معراج]] مرا بر مردمی عبور دادند که با قیچیهایی از [[آتش]]، لبهایشان قیچی میشد. پس گفتم: ای [[جبرئیل]]! اینها چه کسانی باشند؟ جبرئیل گفت: اینان، خطیبانی از [[اهل]] دنیایند؛ از آن کسانی که [[مردم]] را به [[نیکی]] امر مینمودند و خود را در انجام آن فراموش میکردند<ref>مجمع البیان، ج۱، ص۹۸.</ref>. | |||
#در کتاب [[اصول کافی]]، با اسنادش تا ابن ابییعفور و او از [[ابیعبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، روایت کند که آن [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث|مِنْ أَعْظَمِ النَّاسِ حَسْرَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَنْ وَصَفَ عَدْلًا ثُمَّ خَالَفَهُ إِلَى غَيْرِهِ}}: از بزرگترین حسرتمندان در [[روز قیامت]]، کسی است که [[عدل]] را توصیف نماید، سپس غیر آن را جانشیناش سازد<ref>نورالثقلین، ج۱، ص۷۵، حدیث ۱۷۵.</ref>. | |||
#باز در اصول کافی با اسنادش تا [[خیثمه]]، و او چنین روایت کند که [[ابوجعفر]]، [[امام باقر]]{{ع}}، برای من فرمود: {{متن حدیث|أَبْلِغْ شِيعَتَنَا أَنَ أَعْظَمَ النَّاسِ حَسْرَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَنْ وَصَفَ عَدْلًا ثُمَّ يُخَالِفُهُ إِلَى غَيْرِهِ}}: به [[پیروان]] ما برسان که از عظیمترین حسرتمندان در [[روز قیامت]]، کسی است که [[عدل]] را توصیف کند، سپس غیر آن را جانشیناش سازد<ref>نورالثقلین، ج۱، ص۷۵، حدیث ۱۷۴.</ref>. | |||
#نیز در [[اصول کافی]] با اسنادش تا قتیبة الاعشی، و او از [[ابیعبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، [[روایت]] کند که آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|مِنْ أَشَدِّ النَّاسِ عَذَاباً يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَنْ وَصَفَ عَدْلًا وَ عَمِلَ بِغَيْرِهِ}}؛ یعنی از معذبترین [[مردمان]] در روز قیامت، کسی است که عدل را توصیف نماید و به غیر آن عمل نماید<ref>نورالثقلین، ج۱، ص۷۵، حدیث ۱۷۶.</ref>. | |||
#در اصول کافی با اسنادش تا [[معلی بن خنیس]]، و او از ابیعبدالله، امام صادق{{ع}}، روایت کند که آن [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث|مِنْ أَشَدِّ النَّاسِ عَذَاباً يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَنْ وَصَفَ عَدْلًا وَ عَمِلَ بِغَيْرِهِ}}: همانا شدیدترین [[مردم]] از نظر [[حسرت]] در روز قیامت، کسی است که [[عادل]] را توصیف نماید و سپس به غیر آن عمل کند<ref>نورالثقلین، ج۱، ص۷۵، حدیث ۱۷۷.</ref>. | |||
#در [[تفسیر]] [[علی]] ابن [[ابراهیم]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}، آمده که: [[آیه]] درباره قصّاص و خطّاب<ref>قصاص؛ یعنی داستان سرایانی که در مجامع سخن میگویند. خطاب؛ یعنی کسانی که زیاد سخنرانی میکنند و یا خطبه میخوانند.</ref> نازل شده و آن، فرموده [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} است که: {{متن حدیث|وَ عَلَى كُلِّ مِنْبَرٍ مِنْهُمْ خَطِيبٌ مِصْقَعٌ<ref>خطیب مصقع؛ یعنی بلیغ.</ref> يَكْذِبُ عَلَى اللَّهِ وَ عَلَى رَسُولِهِ وَ عَلَى كِتَابِهِ}}؛ یعنی بر هر منبری از ایشان، [[سخنرانی]] بلیغی هست که بر [[خدا]]، بر [[رسول]] او و بر کتاب او [[دروغ]] میبندد<ref>نورالثقلین، ج۱، ص۷۵، حدیث ۱۷۲؛ برهان، ص۶۰.</ref>. | |||
# [[علی بن ابراهیم]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ...}} هم فرموده: [[شرط ایمان]]، [[تصدیق]] نمودن و [[باور]] داشتن خدا، [[قیامت]]، ملایکه، کتاب و [[پیامبران]] است<ref>برهان، ص۱۱۱.</ref>. | |||
#در کتاب [[احتجاج]]، [[شیخ طبرسی]] از [[اصبغ بن نباته]] [[نقل]] کند که او فرموده: نزد امیرالمؤمنین{{ع}} بودم که ابن الکوا [[خدمت]] آن حضرت رسید و گفت: “یا [[امیرالمؤمنین]]! قول [[الله]] عز و جل: {{متن قرآن|وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا}}، پس آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|نَحْنُ الْبُيُوتُ الَّتِي أَمَرَ اللَّهُ بِهَا أَنْ تُؤْتَى مِنْ أَبْوَابِهَا نَحْنُ بَابُ اللَّهِ وَ بُيُوتُهُ الَّتِي يُؤْتَى مِنْهُ فَمَنْ تَابَعَنَا وَ أَقَرَّ بِوَلَايَتِنَا فَقَدْ أَتَى الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها وَ مَنْ خَالَفَنَا وَ فَضَّلَ عَلَيْنَا غَيْرَنَا فَقَدْ أَتَى الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِها. ان الله عز و جل لو شاء عرف الناس نفسه حتى يعرفونه و يأتونه من بابه، و لكن جعلنا أبوابه و صراطه و سبيله، و بابه الذي يؤتى منه، قال: فمن عدل عن ولايتنا و فضل علينا غيرنا فقد أتى البيوت من ظهورها، و انهم عن الصراط لناكبون}}: ما هستیم آن خانههایی که [[خدای تعالی]] وارد شدن از درب آنها را امر فرموده؛ ما هستیم باب [[خدای متعال]] و خانههای او که به آن در آیند. پس هر کس با ما [[بیعت]] کند و به [[ولایت]] ما [[اقرار]] نماید، از دربهای آن [[خانهها]] وارد شده، و هر کس با ما [[مخالفت]] کند و غیر ما را بر ما [[برتری]] و [[تفضل]] دهد، محققاً از پشت آن خانهها وارد شده است. البته، [[خدای عزوجل]] اگر مشیتش باشد، خود را به [[مردم]] میشناساند تا آنان او را بشناسند و از باب او وارد شوند، و لکن او ما را بابهای خویش، [[راه مستقیم]]، [[راه]] ([[شناسایی]])اش و بابی که از آن باب وارد میشوند، قرار داده است. آن [[حضرت]] فرمود: پس هر که از ولایت ما [[عدول]] نماید و بر ما دیگری را تفضل و برتری دهد، محققاً از پشت آن خانهها آمده، و البته آنان از راه مستقیم منحرفاند<ref>برهان، ص۱۱؛ نورالثقلین، ج۱، ص۱۷۷، حدیث ۶۲۰.</ref>. | |||
#از [[امیر المؤمنین]]{{ع}} در [[حدیثی]] طولانی آمده است که: {{متن حدیث|...قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِلْعِلْمِ أَهْلًا وَ فَرَضَ عَلَى الْعِبَادِ طَاعَتَهُمْ بِقَوْلِهِ: {{متن قرآن|وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا}} و {{متن قرآن|الْبُيُوتَ}} هِيَ بُيُوتُ الْعِلْمِ الَّذِي اسْتُودِعَتْهُ الْأَنْبِيَاءُ وَ أَبْوَابُهَا أَوْصِيَاؤُهُمْ...}}: و [[خدای تعالی]] برای [[علم]]، اهلی را قرار داده است و بر [[بندگان]] [[اطاعت]] از آنان را با این سخن خود [[واجب]] فرموده: {{متن قرآن|وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا}}، و {{متن قرآن|الْبُيُوتَ}}، همان خانههای علم است که آن را نزد [[پیامبران]] به [[ودیعه]] گذاشته و {{متن قرآن|أَبْوَابِهَا}}، اوصیای آن پیامبرانند<ref>نورالثقلین، ج۱، ص۱۷۷، حدیث ۶۲۱.</ref>. | |||
#در [[تفسیر عیاشی]]، سعد، از [[ابوجعفر]]، [[امام باقر]]{{ع}}، [[روایت]] کند که: از آن [[حضرت]] درباره این [[آیه]]: {{متن قرآن|وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا}}، سؤال نمودم آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|آلُ مُحَمَّدٍ{{صل}} أَبْوَابُ اللَّهِ وَ سَبِيلُهُ وَ الدُّعَاةُ إِلَى الْجَنَّةِ وَ الْقَادَةُ إِلَيْهَا وَ الْأَدِلَّاءُ عَلَيْهَا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ}}: [[آل محمد]]{{صل}} بابهای [[خدای متعال]]، [[راه]] روشن به سوی او، دعوتکنندگان به [[بهشت]]، [[فرماندهان]] به سوی آن، و [[راهنمایان]] بر آن تا [[روز]] قیامتاند<ref>برهان، ص۱۱۹؛ نورالثقلین، ج۱، ص۱۷۷، حدیث ۶۲۲.</ref>. | |||
# [[علی بن ابراهیم]] فرموده: درباره [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} این گفته [[پیامبر]]{{صل}} [[نقل]] است که: {{متن حدیث|أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِيٌّ بَابُهَا وَ لا تأتوا المدينة إلا من بابها}}: من [[شهر]] علمم و [[علی]] درب آن شهر، و به جز از درب شهر، به آن وارد نشوید<ref>برهان، ص۱۱۹؛ در نورالثقلین، ج۱، ص۱۷۸، حدیث ۶۲۴، با تغییر مختصری به دنبال حدیث مذکور چنین آورده: و یروی: {{متن حدیث|أَنَا مَدِينَةُ الْحِكْمَةِ}}.</ref>. | |||
#در [[مجمعالبیان]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا}}، فرموده: در آن وجوهی است: یکی از آن وجوه این است که کسانی که مُحْرِم بودند، از درب خانههایشان داخل نمیشدند، بلکه آنان در پشت خانههایشان یعنی در دنباله خانههایشان، نقبی کَنده و از آن رفت و آمد میکردند. پس آنان از این راه و روش منع شدند. [[ابوجارود]] از ابیجعفر، امام باقر{{ع}}، این وجه را روایت کند. وجه دوم آن بدین معنا است که امور و [[کارها]] را از غیر مجرای آن انجام ندهید و سزاوار است که امور، از جهات و [[راه]] خودش باشد؛ آن راه هرگونه که میخواهد باشد. این وجه نیز به [[روایت]] [[جابر]] از ابیجعفر، [[امام باقر]]{{ع}}، [[نقل]] شده است. وجه سوم این است که [[ابوجعفر]]، امام باقر{{ع}}، فرمود: {{متن حدیث|آلُ مُحَمَّدٍ{{صل}} أَبْوَابُ اللَّهِ وَ سَبِيلُهُ وَ الدُّعَاةُ إِلَى الْجَنَّةِ وَ الْقَادَةُ إِلَيْهَا وَ الْأَدِلَّاءُ عَلَيْهَا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ}}: [[آل محمد]]{{صل}} بابهای [[خدای عزوجل]]، راه روشن او، [[دعوت]] کننده به سوی [[بهشت]]، [[فرماندهان]] به سوی آن و [[راهنمایان]] بر آن تا [[روز قیامت]] هستند<ref>برهان، ص۱۱۹؛ نورالثقلین، ج۱، ص۱۷۸، حدیث ۶۲۳.</ref>. | |||
#در [[اصول کافی]]، [[محمد بن یحیی]] با اسنادش تا [[علی بن ابراهیم]]، و او هم با اسنادش تا ابیولاد حناط، و او از [[ابیعبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، روایت کند که درباره قول خدای عزوجل: {{متن قرآن|وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا}}، از آن [[حضرت]] سؤال نمودم که این چه احسانی است؟ آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|الْإِحْسَانُ أَنْ تُحْسِنَ صُحْبَتَهُمَا وَ أَنْ لَا تُكَلِّفَهُمَا أَنْ يَسْأَلَاكَ شَيْئاً مِمَّا يَحْتَاجَانِ إِلَيْهِ وَ إِنْ كَانَا مُسْتَغْنِيَيْنِ أَ لَيْسَ يَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- {{متن قرآن|لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ}}<ref>«هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آنچه دوست دارید (به دیگران) ببخشید و هر چیزی ببخشید بیگمان خداوند آن را میداند» سوره آل عمران، آیه ۹۲.</ref>}}: [[احسان]] به این است که با آن دو [[حسن]] [[مصاحبت]] داشته باشی و آنان را به این [[مشقت]] وا نداری که چیزی را که بدان نیازمندند، از تو بخواهند، گرچه آن دو افرادی [[بینیاز]] باشند. آیا مگر خدای عزوجل نمیفرماید: {{متن قرآن|لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ}}<ref>برهان، ص۲۸۴؛ نورالثقلین، ج۱، ص۳۶۳، حدیث ۲۳۴.</ref>. | |||
#در کافی، [[محمد بن یعقوب]] با اسنادش تا [[عاصم]]، و او از [[یونس]]، و او هم از گوینده روایت، از ابیعبدالله، امام صادق{{ع}}، روایت کند که آن بزرگوار شهد نیشکر را صادقه میداد، پس به آن حضرت گفته شد: آیا شهد نیشکر را [[صدقه]] میدهید؟ آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|نَعَمْ إِنَّهُ لَيْسَ شَيْءٌ أَحَبَّ إِلَيَّ مِنْهُ فَأَنَا أُحِبُّ أَنْ أَتَصَدَّقَ بِأَحَبِّ الْأَشْيَاءِ إِلَيَّ}}: آری. البته، هیچ چیزی برای من [[دوست]] داشتنیتر از آن نیست، پس من دوست دارم که دوست داشتنیترین چیزها نسبت به خودم را [[صدقه]] دهم<ref>برهان، ص۲۸۴؛ نورالثقلین، ج۱، ص۳۶۳، حدیث ۲۳۵.</ref>. | |||
#در [[عوالی]] اللئالی از [[امام حسین]]{{ع}} [[نقل]] کند که آن [[حضرت]] شهد نیشکر را صدقه میداد. پس از آن حضرت در این باره سؤال شد. آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|إِنِّي أُحِبُّهُ وَ قَدْ قَالَ تَعَالَى {{متن قرآن|لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ}} }}: البته، من آن را دوست دارم و همانا [[خدای تعالی]] فرموده است: {{متن قرآن|لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ}}<ref>نورالثقلین، ج۱، ص۳۶۴، حدیث ۲۳۶.</ref>. | |||
#در [[مجمعالبیان]] از ابیطفیل [[روایت]] نموده که او گوید: [[علی]]{{ع}} پیراهنی را خرید، پس از آن در شگفت شد. برای همین آن را صدقه داد و فرمود: {{متن حدیث|سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}}: يَقُولُ مَنْ آثَرَ عَلَى نَفْسِهِ آثَرَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِالْجَنَّةِ وَ مَنْ أَحَبَّ شَيْئاً فَجَعَلَهُ لِلَّهِ قَالَ تَعَالَى يَوْمَ الْقِيَامَةِ قَدْ كَانَ الْعِبَادُ يُكَافِئُونَ فِيمَا بَيْنَهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنَا أُكَافِئُكَ الْيَوْمَ بِالْجَنَّةِ}}: شنیدم [[پیامبر خدا]]{{صل}} میفرمود: هر کس علیه خودش [[ایثار]] نماید، خدای تعالی در [[روز قیامت]] [[بهشت]] را بر او ایثار کند، و هر کس چیزی را دوست بدارد، پس آن را برای [[خدای متعال]] قرار دهد، خدای متعال در روز قیامت فرماید: [[بندگان]] همدیگر را با آنچه میانشان معروف بود، [[پاداش]] میدادند و من امروز با بهشت تو را پاداش میدهم<ref>نورالثقلین ج۱، ص۳۶۴، حدیث ۲۳۷.</ref>. | |||
#در [[تفسیر عیاشی]] از [[مفضل بن عمر]] روایت کند که او گوید: روزی بر [[ابیعبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، وارد شدم در حالی که چیزی با من بود. پس آن را پیش روی خود بر [[زمین]] نهادم. آن حضرت فرمود: {{متن حدیث|مَا هَذَا؟}}: این چیست؟ گفتم: این هدیهای است برای [[فرزندان]] و بردگان شما، پس آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|يَا مُفَضَّلُ إِنِّي لَأَقْبَلُ ذَلِكَ وَ مَا أَقْبَلَ مِنْ حَاجَةٍ بِي إِلَيْهِ وَ مَا أَقْبَلُهُ إِلَّا لِيَزْكُوا بِهِ ثُمَّ قَالَ سَمِعْتُ أَبِي{{ع}} يَقُولُ مَنْ مَضَتْ لَهُ سَنَةٌ لَمْ يَصِلْنَا مِنْ مَالِهِ قَلَّ أَوْ كَثُرَ لَمْ يَنْظُرِ اللَّهُ إِلَيْهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا أَنْ يَعْفُوَ اللَّهُ عَنْهُ ثُمَّ قَالَ يَا مُفَضَّلُ إِنَّهَا فَرِيضَةٌ فَرَضَهَا اللَّهُ عَلَى شِيعَتِنَا فِي كِتَابِهِ إِذْ يَقُولُ {{متن قرآن|لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ}} فَنَحْنُ الْبِرُّ وَ التَّقْوَى وَ سَبِيلُ الْهُدَى وَ بَابُ التَّقْوَى لَا يُحْجَبُ دُعَاؤُنَا عَنِ اللَّهِ اقْتَصِرُوا عَلَى حَلَالِكُمْ وَ حَرَامِكُمْ فَسَلُوا عَنْهُ وَ إِيَّاكُمْ أَنْ تَسْأَلُوا أَحَداً مِنَ الْفُقَهَاءِ عَمَّا لَا يعينكم [يَعْنِيكُمْ] وَ عَمَّا سَتَرَ اللَّهُ عَنْكُمْ}}: ای [[مفضل]]! من این را نمیپذیرم، و آنچه را قبول میکنم، از روی نیاز من بدان است، و آن را قبول نمیکنم، مگر آنکه بدان آنها [[پاک]] و [[تزکیه]] شوند. سپس آن بزرگوار فرمود: شنیدم پدرم میفرمود: هر کس یک سال بر او بگذرد و از مالش کم یا زیاد، هدیهای به ما نرساند، [[خدای متعال]] در [[روز قیامت]] به او نظر نکند، مگر اینکه او را مورد [[عفو]] و [[بخشش]] قرار دهد. پس از آن فرمود: ای مفضل! آن فرضی است از [[واجبات الهی]] بر [[پیروان]] ما که در کتابش آنجا که میفرماید: {{متن قرآن|لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ}}، آمده است. پس ماییم [[بِرّ]] و [[تقوا]] و [[راه]] روشن [[هدایت]] و باب تقوا؛ خواسته ما از خدای متعال پرده و حجابی ندارد. به [[حلال]] و به حرامتان اکتفا کرده، پس آن را از او بخواهید و مبادا که از یکی از [[فقها]] سوال کنید آنچه را که مورد نیازتان نیست و آنچه را که خدای متعال بر شما پوشانده است<ref>نورالثقلین، ج۱، ص۳۶۴، حدیث ۲۳۸؛ برهان، ص۱۸۴.</ref>. | |||
#در [[تفسیر نمونه]] تحت عنوان: “انواع [[نجوا]] و سخنان درگوشی” از [[تفاسیر]] [[مجمع البیان]]، در المنثور و [[نورالثقلین]]، احادیثی را [[نقل]] کرده که ما عیناً آنها را در این جا ذکر میکنیم: در [[حدیثی]] از [[پیغمبر]]{{صل}} میخوانیم: {{متن حدیث|إِذَا كُنْتُمْ ثَلَاثَةً فَلَا يَتَنَاجَ اثْنَانِ دُونَ صاحبهما فَإِنَّ ذَلِكَ يَحْزُنُهُ}}؛ یعنی هنگامی که سه نفر باشید، دو نفر از شما جدای از شخص سوم، به [[نجوا]] نپردازد؛ چراکه این امر نفر سوم را [[غمگین]] میکند. در [[حدیث]] دیگری از [[ابوسعید خدری]] میخوانیم که او میگوید: ما برای [[اجرای دستورات پیامبر]]{{صل}} در شبها که گاهی مطلب لازمی پیش میآید، به تناوب در نزدیکی [[اقامتگاه]] آن [[حضرت]] مراقب بودیم. یک شب عده زیادی گرد هم آمده بودند و آهسته سخن میگفتیم. [[پیامبر]]{{صل}} بیرون آمد و فرمود: {{متن حدیث|ما هذه النجوى؟ الم تنهوا عن النجوى؟}}؛ یعنی این سخنان در گوشی چیست؟ آیا شما از نجوا [[نهی]] نشدهاید؟!. از [[روایات]] متعددی نیز استفاده میشود که [[شیطان]] برای غمگین ساختن [[مؤمنان]]، از هر وسیلهای استفاده میکند، نه فقط از نجوا، بلکه گاه در عالم [[خواب]] صحنههایی در برابر چشم او مجسم میکند که موجب [[اندوه]] او شود، و [[دستور]] داده شده است که مؤمنان در این گونه موارد، با [[پناه]] بردن به ذات [[پاک]] [[خدا]] و [[توکّل]] بر او، این گونه القائات [[شیطانی]] را از خود دور کنند<ref>تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۴۳۶.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۰۴-۳۱۰.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||