جاسوسی: تفاوت میان نسخهها
←جنگ احزاب
| خط ۴۵: | خط ۴۵: | ||
پس از [[جنگ احد]] و بازگشت مسلمانان به [[مدینه]]، خبر رسید که [[مشرکان]] با توقف در منطقه ای به نام "[[روحاء]]" برای [[یورش]] و [[جنگ]] دوباره آماده میشوند. [[رزمندگان]] [[اسلام]] در پاسخ به فراخوان پیامبر اکرم{{صل}} به سوی [[دشمن]] حرکت کرده، پس از رسیدن به منطقه حمراء الاسد در ۸ میلی مدینه، بدون درگیری بازگشتند: "اَلَّذینَ استَجابوا لِلّهِ والرَّسولِ مِن بَعدِ ما اَصابَهُمُ القَرحُ... * اَلَّذینَ قالَ لَهُمُ النّاسُ اِنَّ النّاسَ قَد جَمَعوا لَکُمفَاخشَوهُم... * فَانقَلَبوا بِنِعمَةٍ مِنَ اللّهِ و فَضلٍ لَم یَمسَسهُم سوءٌ."... ([[آل عمران]] / ۳، ۱۷۲ ـ ۱۷۴) بر اساس گزارشهای رسیده، [[سپاه قریش]] پس از رسیدن به منطقه "روحاء" و پشیمان از نیمه تمام گذاشتن کار مسلمانان، زمزمه بازگشت دوباره سر دادند تا با [[کشتن پیامبر]]{{صل}} و دیگر سران، کار مسلمانان را یکسره کنند. [[رسول خدا]] پس از [[آگاهی]] از این [[توطئه]]، برای [[قدرت]] نمایی و [[ترساندن]] دشمن، با ۷۰ [[نفر]] از مسلمانان در پی دشمن روانه شدند و در منطقه حمراء الاسد اردو زدند. [[پیامبر]]{{صل}} داوطلبی خواست تا از وضع دشمن خبر آورد. به جز [[امام علی]]{{ع}} کسی داوطلب نشد و رسول خدا به او فرمود: اگر دیدی که [[مشرکان]] سوار بر شتران، از اسبان کناره گرفتهاند، معلوم میشود که به سوی [[مکه]] روانهاند؛ ولی اگر سوار بر اسبان و بر کنار از شتران بودند، بدان که عازم مدینهاند. [[امام علی]]{{ع}} با تنی مجروح نزدیک [[دشمن]] رفت و عزیمت آنان به سوی مکه را به [[پیامبر]]{{صل}} گزارش داد <ref> مجمع البیان، ج ۲، ص ۴۴۶ - ۴۴۷؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص ۴۳۸ - ۴۳۹؛ البدایة والنهایه، ج ۴، ص ۵۶. </ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[جاسوسی (مقاله)|مقاله "جاسوسی"]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۹.</ref> | پس از [[جنگ احد]] و بازگشت مسلمانان به [[مدینه]]، خبر رسید که [[مشرکان]] با توقف در منطقه ای به نام "[[روحاء]]" برای [[یورش]] و [[جنگ]] دوباره آماده میشوند. [[رزمندگان]] [[اسلام]] در پاسخ به فراخوان پیامبر اکرم{{صل}} به سوی [[دشمن]] حرکت کرده، پس از رسیدن به منطقه حمراء الاسد در ۸ میلی مدینه، بدون درگیری بازگشتند: "اَلَّذینَ استَجابوا لِلّهِ والرَّسولِ مِن بَعدِ ما اَصابَهُمُ القَرحُ... * اَلَّذینَ قالَ لَهُمُ النّاسُ اِنَّ النّاسَ قَد جَمَعوا لَکُمفَاخشَوهُم... * فَانقَلَبوا بِنِعمَةٍ مِنَ اللّهِ و فَضلٍ لَم یَمسَسهُم سوءٌ."... ([[آل عمران]] / ۳، ۱۷۲ ـ ۱۷۴) بر اساس گزارشهای رسیده، [[سپاه قریش]] پس از رسیدن به منطقه "روحاء" و پشیمان از نیمه تمام گذاشتن کار مسلمانان، زمزمه بازگشت دوباره سر دادند تا با [[کشتن پیامبر]]{{صل}} و دیگر سران، کار مسلمانان را یکسره کنند. [[رسول خدا]] پس از [[آگاهی]] از این [[توطئه]]، برای [[قدرت]] نمایی و [[ترساندن]] دشمن، با ۷۰ [[نفر]] از مسلمانان در پی دشمن روانه شدند و در منطقه حمراء الاسد اردو زدند. [[پیامبر]]{{صل}} داوطلبی خواست تا از وضع دشمن خبر آورد. به جز [[امام علی]]{{ع}} کسی داوطلب نشد و رسول خدا به او فرمود: اگر دیدی که [[مشرکان]] سوار بر شتران، از اسبان کناره گرفتهاند، معلوم میشود که به سوی [[مکه]] روانهاند؛ ولی اگر سوار بر اسبان و بر کنار از شتران بودند، بدان که عازم مدینهاند. [[امام علی]]{{ع}} با تنی مجروح نزدیک [[دشمن]] رفت و عزیمت آنان به سوی مکه را به [[پیامبر]]{{صل}} گزارش داد <ref> مجمع البیان، ج ۲، ص ۴۴۶ - ۴۴۷؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص ۴۳۸ - ۴۳۹؛ البدایة والنهایه، ج ۴، ص ۵۶. </ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[جاسوسی (مقاله)|مقاله "جاسوسی"]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۹.</ref> | ||
=== [[جنگ احزاب]]=== | === [[جنگ احزاب]]=== | ||
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} در این [[جنگ]] [[حذیفة بن یمان]] را برای کسب خبر از اوضاع دشمن، روانه اردوگاه آنان میکرد. این گزارش ذیل [[آیه]] ۹ | [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در این [[جنگ]] [[حذیفة بن یمان]] را برای کسب خبر از اوضاع دشمن، روانه اردوگاه آنان میکرد. این گزارش ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا وَجُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا وَكَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرًا}}<ref>«ای مؤمنان! نعمت خداوند را بر خویش به یاد آورید هنگامی که سپاهیانی بر شما تاختند و ما بر (سر) آنان بادی و (نیز) سپاهیانی را که آنان را نمیدیدید فرستادیم و خداوند به آنچه انجام میدهید بیناست» سوره احزاب، آیه ۹.</ref> بازتاب یافته است<ref> نک: جامع البیان، ج ۲۱، ص ۱۵۲؛ مجمع البیان، ج ۸، ص ۱۳۵؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص ۴۷۹ - ۴۸۰. </ref>. اوضاع سخت [[جنگی]] که در آیه مزبور ترسیم شده است، موجب شد که به رغم درخواست سه باره پیامبر{{صل}} و [[وعده]] [[بهشت]] و [[همنشینی]] با خویش در آن، کسی از شدت [[ترس]]، [[گرسنگی]] و سرما برای کسب خبر از اردوگاه دشمن داوطلب نشود. سرانجام [[رسول خدا]]{{صل}} [[حذیفه]] را به نام خواند و با تأکید بر [[پرهیز]] از هرگونه اقدامی، او را روانه این [[مأموریت]] کرد. حذیفه در [[تاریکی]] [[شب]] وارد اردوگاه دشمن شد و دید که باد و توفان شعلههای [[آتش]] آنان را خاموش کرده، خیمهها را از جا کنده و اوضاعشان را به هم ریخته است و [[ابوسفیان]] دور آتش کوچکی و در حلقه ای از [[یاران]] خود ضمن تشریح اوضاع سخت و [[بحرانی]] پیش آمده، از بازگشت به مکه خبر میدهد. وی در آغاز سخن و برای [[اطمینان]] از عدم حضور [[جاسوسی]] از [[مسلمانان]]، از اطرافیان خواست که هرکس نام شخص کناری خود را بپرسد. در این هنگام [[حذیفه]]، پیش دستی کرده، نام افراد در کنار خود را پرسید و در نتیجه آنان از [[پرسش]] نام وی [[غفلت]] کردند. [[ابوسفیان]] پس از پایان سخن، سوار بر شتر به سوی [[مکه]] حرکت کرد. از حذیفه نقل شده است که اگر سفارش [[پیامبر]]{{صل}} نبود، با یک تیر میتوانسته او را بکشد. <ref> تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۴۴؛ السیرة النبویه، ج ۳، ص۷۱۴- ۷۱۵؛ السنن الکبری، ج۹، ص۱۴۸-۱۴۹. </ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[جاسوسی (مقاله)|مقاله "جاسوسی"]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۹.</ref> | ||
==[[حکم فقهی]] [[جاسوسی]]== | ==[[حکم فقهی]] [[جاسوسی]]== | ||
فقهای [[مسلمان]]، جاسوسی برای [[دشمنان اسلام]] را [[حرام]]،<ref>شرح مسلم،ج ۱۶، ص ۵۵.</ref> [[گناه کبیره]]،<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص ۴۴۷.</ref> مستوجب [[کیفر]] و جاسوسی به سود [[مسلمانان]] را [[ممدوح]] و در برخی موارد <ref>تذکرة الفقهاء،ج ۹،ص ۴۹؛ روضة الطالبین، ج ۷، ص ۴۴۰؛ مغنی المحتاج، ج ۴، ص ۲۲۰.</ref> ضروری <ref>دراسات فی ولایة الفقیه، ج ۲، ص ۷۴۰.</ref> دانستهاند. [[حرمت]] و [[ضرورت]] مزبور، افزون بر [[نهی]] وارد شده در [[آیات]] مربوط {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَخُونُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُوا أَمَانَاتِكُمْ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! به خداوند و پیامبر خیانت نکنید و در امانتهای خود دانسته خیانت نورزید» سوره انفال، آیه ۲۷.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاء تُلْقُونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُم مِّنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِيَّاكُمْ أَن تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِن كُنتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِي سَبِيلِي وَابْتِغَاء مَرْضَاتِي تُسِرُّونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَيْتُمْ وَمَا أَعْلَنتُمْ وَمَن يَفْعَلْهُ مِنكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِيلِ إِن يَثْقَفُوكُمْ يَكُونُوا لَكُمْ أَعْدَاء وَيَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ وَأَلْسِنَتَهُم بِالسُّوءِ وَوَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ }}<ref>«ای مؤمنان! اگر برای جهاد در راه من و به دست آوردن خرسندی من (از شهر خود) بیرون میآیید، دشمن من و دشمن خود را دوست مگیرید که به آنان مهربانی ورزید در حالی که آنان به آنچه از سوی حق برای شما آمده است کفر ورزیدهاند؛ پیامبر و شما را (از شهر خود) بیرون میکنند که چرا به خداوند -پروردگارتان- ایمان دارید، پنهانی به آنان مهربانی میورزید و من به آنچه پنهان و آنچه آشکار میدارید داناترم و از شما هر کس چنین کند به یقین، راه میانه را گم کرده است اگر بر شما دست یابند دشمنانتان خواهند بود و بر شما به بدی دست دراز میکنند و زبان میگشایند و دوست میدارند که کاش شما نیز کافر میشدید» سوره ممتحنه، آیه ۱-۲.</ref>.<ref>المنیر، ج ۲۸، ص ۱۵۶.</ref> و نیز [[سنت عملی]] پیامبر{{صل}} <ref> المنیر، ج ۲۱، ص ۲۸۶.</ref> که بدان استناد شده، به قاعده "[[نفی سبیل]]" نیز استنادپذیر است: {{متن قرآن| وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا}}<ref>« هرگز خداوند برای کافران به زیان مؤمنان راهی نمیگشاید» سوره نساء، آیه ۱۴۱.</ref> که هرگونه [[چیرگی]] [[کافران]] بر [[مؤمنان]] را ناروا و خلاف [[رضایت خداوند]] میشمرد. اصل [[مجازات]] برای جاسوس مسلمان، [[حربی]] و [[ذمی]] [[مورد اتفاق]]، ولی نوع آن مورد [[اختلاف]] فقهاست. اغلب [[علمای شیعه]] <ref>برای نمونه ر. ک: المبسوط، ج ۲، ص ۱۵؛ جواهر الفقه، ص ۵۱؛ قواعد الاحکام، ج ۱،ص ۵۰۵.</ref> و [[سنی]]<ref>ر. ک: فتح الباری، ج ۱۲، ص ۲۷۶؛ شرح مسلم، ج ۱۶، ص ۵۵ - ۵۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۸، ص ۵۳.</ref> در مورد جاسوس مسلمان قائل به تعزیرند، هرچند [[حکم]] به اعدام،<ref>ر. ک: کشاف القناع، ج ۶، ص ۱۶۱؛ فتح الباری، ج ۱۲، ص ۲۷۶؛ دراسات فی ولایة الفقیه، ج ۲، ص ۷۴۰.</ref>[[زندان]]،<ref>معالم السنن، ج ۲، ص ۲۷۴؛ عمدة القاری، ج ۱۴، ص ۲۵۶؛ المجموع، ج ۱۹، ص ۳۴۳.</ref> [[تبعید]] <ref>ر. ک: المجموع، ج ۱۹، ص ۳۴۳؛ النفی والتغریب، ص ۳۳۷؛ اقضیة رسول الله، ص ۸۰.</ref> و [[وانهادن]] به [[اجتهاد]]<ref>نک: شرح مسلم، ج ۱۶، ص ۵۵ - ۵۶؛ عمدة القاری، ج ۱۴، ص ۲۵۶؛ التحریر والتنویر، ج ۳، ص ۲۱۹.</ref> [[حاکم]] نیز در میان [[فتواها]] دیده میشود. درباره جاسوس [[حربی]] و [[ذمی]] نیز اغلب [[فتوا]] به [[قتل]] دادهاند.<ref> المجموع، ج ۱۹، ص ۳۴۲؛ نیل الاوطار، ج ۸، ص ۱۵۴ - ۱۵۵.</ref> در همه موارد مزبور، طرح یا [[نقد]] آراء با استناد به برخی [[آیات]]، [[احادیث]] و برخوردهای [[پیامبر]]{{صل}} با [[جاسوسان]] صورت پذیرفته است.<ref>المبسوط، ج ۲، ص ۱۵؛ قواعد الاحکام، ج ۱، ص ۵۰۵؛ المجموع، ج ۱۹، ص ۳۴۰.</ref> افزون بر [[مجازات]]، مباحث دیگری هم در رویکرد [[فقهی]] به پدیده [[جاسوسی]] مطرح است.<ref> ر. ک: نیل الاوطار، ج ۸، ص ۱۵۵؛ الجامع للشرایع، ص ۲۳۴؛ جواهرالکلام، ج ۲۱، ص ۲۶۸.</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[جاسوسی (مقاله)|مقاله "جاسوسی"]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۹.</ref> | فقهای [[مسلمان]]، جاسوسی برای [[دشمنان اسلام]] را [[حرام]]،<ref>شرح مسلم،ج ۱۶، ص ۵۵.</ref> [[گناه کبیره]]،<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص ۴۴۷.</ref> مستوجب [[کیفر]] و جاسوسی به سود [[مسلمانان]] را [[ممدوح]] و در برخی موارد <ref>تذکرة الفقهاء،ج ۹،ص ۴۹؛ روضة الطالبین، ج ۷، ص ۴۴۰؛ مغنی المحتاج، ج ۴، ص ۲۲۰.</ref> ضروری <ref>دراسات فی ولایة الفقیه، ج ۲، ص ۷۴۰.</ref> دانستهاند. [[حرمت]] و [[ضرورت]] مزبور، افزون بر [[نهی]] وارد شده در [[آیات]] مربوط {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَخُونُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُوا أَمَانَاتِكُمْ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! به خداوند و پیامبر خیانت نکنید و در امانتهای خود دانسته خیانت نورزید» سوره انفال، آیه ۲۷.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاء تُلْقُونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُم مِّنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِيَّاكُمْ أَن تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِن كُنتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِي سَبِيلِي وَابْتِغَاء مَرْضَاتِي تُسِرُّونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَيْتُمْ وَمَا أَعْلَنتُمْ وَمَن يَفْعَلْهُ مِنكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِيلِ إِن يَثْقَفُوكُمْ يَكُونُوا لَكُمْ أَعْدَاء وَيَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ وَأَلْسِنَتَهُم بِالسُّوءِ وَوَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ }}<ref>«ای مؤمنان! اگر برای جهاد در راه من و به دست آوردن خرسندی من (از شهر خود) بیرون میآیید، دشمن من و دشمن خود را دوست مگیرید که به آنان مهربانی ورزید در حالی که آنان به آنچه از سوی حق برای شما آمده است کفر ورزیدهاند؛ پیامبر و شما را (از شهر خود) بیرون میکنند که چرا به خداوند -پروردگارتان- ایمان دارید، پنهانی به آنان مهربانی میورزید و من به آنچه پنهان و آنچه آشکار میدارید داناترم و از شما هر کس چنین کند به یقین، راه میانه را گم کرده است اگر بر شما دست یابند دشمنانتان خواهند بود و بر شما به بدی دست دراز میکنند و زبان میگشایند و دوست میدارند که کاش شما نیز کافر میشدید» سوره ممتحنه، آیه ۱-۲.</ref>.<ref>المنیر، ج ۲۸، ص ۱۵۶.</ref> و نیز [[سنت عملی]] پیامبر{{صل}} <ref> المنیر، ج ۲۱، ص ۲۸۶.</ref> که بدان استناد شده، به قاعده "[[نفی سبیل]]" نیز استنادپذیر است: {{متن قرآن| وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا}}<ref>« هرگز خداوند برای کافران به زیان مؤمنان راهی نمیگشاید» سوره نساء، آیه ۱۴۱.</ref> که هرگونه [[چیرگی]] [[کافران]] بر [[مؤمنان]] را ناروا و خلاف [[رضایت خداوند]] میشمرد. اصل [[مجازات]] برای جاسوس مسلمان، [[حربی]] و [[ذمی]] [[مورد اتفاق]]، ولی نوع آن مورد [[اختلاف]] فقهاست. اغلب [[علمای شیعه]] <ref>برای نمونه ر. ک: المبسوط، ج ۲، ص ۱۵؛ جواهر الفقه، ص ۵۱؛ قواعد الاحکام، ج ۱،ص ۵۰۵.</ref> و [[سنی]]<ref>ر. ک: فتح الباری، ج ۱۲، ص ۲۷۶؛ شرح مسلم، ج ۱۶، ص ۵۵ - ۵۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۸، ص ۵۳.</ref> در مورد جاسوس مسلمان قائل به تعزیرند، هرچند [[حکم]] به اعدام،<ref>ر. ک: کشاف القناع، ج ۶، ص ۱۶۱؛ فتح الباری، ج ۱۲، ص ۲۷۶؛ دراسات فی ولایة الفقیه، ج ۲، ص ۷۴۰.</ref>[[زندان]]،<ref>معالم السنن، ج ۲، ص ۲۷۴؛ عمدة القاری، ج ۱۴، ص ۲۵۶؛ المجموع، ج ۱۹، ص ۳۴۳.</ref> [[تبعید]] <ref>ر. ک: المجموع، ج ۱۹، ص ۳۴۳؛ النفی والتغریب، ص ۳۳۷؛ اقضیة رسول الله، ص ۸۰.</ref> و [[وانهادن]] به [[اجتهاد]]<ref>نک: شرح مسلم، ج ۱۶، ص ۵۵ - ۵۶؛ عمدة القاری، ج ۱۴، ص ۲۵۶؛ التحریر والتنویر، ج ۳، ص ۲۱۹.</ref> [[حاکم]] نیز در میان [[فتواها]] دیده میشود. درباره جاسوس [[حربی]] و [[ذمی]] نیز اغلب [[فتوا]] به [[قتل]] دادهاند.<ref> المجموع، ج ۱۹، ص ۳۴۲؛ نیل الاوطار، ج ۸، ص ۱۵۴ - ۱۵۵.</ref> در همه موارد مزبور، طرح یا [[نقد]] آراء با استناد به برخی [[آیات]]، [[احادیث]] و برخوردهای [[پیامبر]]{{صل}} با [[جاسوسان]] صورت پذیرفته است.<ref>المبسوط، ج ۲، ص ۱۵؛ قواعد الاحکام، ج ۱، ص ۵۰۵؛ المجموع، ج ۱۹، ص ۳۴۰.</ref> افزون بر [[مجازات]]، مباحث دیگری هم در رویکرد [[فقهی]] به پدیده [[جاسوسی]] مطرح است.<ref> ر. ک: نیل الاوطار، ج ۸، ص ۱۵۵؛ الجامع للشرایع، ص ۲۳۴؛ جواهرالکلام، ج ۲۱، ص ۲۶۸.</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[جاسوسی (مقاله)|مقاله "جاسوسی"]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۹.</ref> | ||