جز
جایگزینی متن - 'اندیشمندان اسلامی' به 'اندیشمندان اسلامی'
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-{{پانویس2}} +{{پانویس}})) |
جز (جایگزینی متن - 'اندیشمندان اسلامی' به 'اندیشمندان اسلامی') |
||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
*در آخر آنکه در برخی [[ادیان]]، مانند [[اسلام]] آنچه چندان مهم نیست، تعلقات قومی است و آنچه اهمیت واقعی دارد، باورهای مشترک [[دینی]] است که [[اتحاد]] آنها براساس این [[اعتقادات]] واحد میباشد<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۲۴-۲۲۵.</ref>. | *در آخر آنکه در برخی [[ادیان]]، مانند [[اسلام]] آنچه چندان مهم نیست، تعلقات قومی است و آنچه اهمیت واقعی دارد، باورهای مشترک [[دینی]] است که [[اتحاد]] آنها براساس این [[اعتقادات]] واحد میباشد<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۲۴-۲۲۵.</ref>. | ||
==[[اندیشمندان | ==[[اندیشمندان اسلامی]]، اصالت یا اعتباریت [[جامعه]]== | ||
*منابع و متون [[دینی]] و همچنین [[اندیشمندان]] [[مسلمان]]، ضمن ارج نهادن به ارزشهای فردی برای [[جامعه انسانی]]، به فرهنگمداری [[اجتماعی]] با حفظ اصول ارزشی و [[اعتقادی]]، اهمیت وافری میدهند؛ زیرا [[جامعه]] بستر پیدایش و رشد [[ادیان الهی]] است، که انسانهای بزرگی نیز در لوای آن شخصیت یافتهاند. ازاینرو، همواره وجود یک [[جامعه]] مدنی [[الهی]] و متأسی از اولین و [[بهترین]] [[جامعه اسلامی]]، خواسته [[مسلمانان]] بوده است؛ هرچند مهمترین [[اختلاف]] یا مسئلهای که بلاتکلیف مانده است، اصالی یا اعتباری بودن [[جامعه]] از نظر آنهاست. البته این بحث، بدینگونه مطرح نیست که [[جامعه]] یا [[دین]]، کدام مقدم و اصیل است و کدام فرعی و اعتباری؟ به بیان دیگر، بحث بر این است که آیا [[جامعه]]، در کنار [[دین]] اصالت دارد یا نه؟ و از نظر آنها به هیچ نحو [[جامعه]] تعیینکننده خط و مشی [[دین]] نیست<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۲۵.</ref>. | *منابع و متون [[دینی]] و همچنین [[اندیشمندان]] [[مسلمان]]، ضمن ارج نهادن به ارزشهای فردی برای [[جامعه انسانی]]، به فرهنگمداری [[اجتماعی]] با حفظ اصول ارزشی و [[اعتقادی]]، اهمیت وافری میدهند؛ زیرا [[جامعه]] بستر پیدایش و رشد [[ادیان الهی]] است، که انسانهای بزرگی نیز در لوای آن شخصیت یافتهاند. ازاینرو، همواره وجود یک [[جامعه]] مدنی [[الهی]] و متأسی از اولین و [[بهترین]] [[جامعه اسلامی]]، خواسته [[مسلمانان]] بوده است؛ هرچند مهمترین [[اختلاف]] یا مسئلهای که بلاتکلیف مانده است، اصالی یا اعتباری بودن [[جامعه]] از نظر آنهاست. البته این بحث، بدینگونه مطرح نیست که [[جامعه]] یا [[دین]]، کدام مقدم و اصیل است و کدام فرعی و اعتباری؟ به بیان دیگر، بحث بر این است که آیا [[جامعه]]، در کنار [[دین]] اصالت دارد یا نه؟ و از نظر آنها به هیچ نحو [[جامعه]] تعیینکننده خط و مشی [[دین]] نیست<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۲۵.</ref>. | ||
*از میان [[دانشمندان]] [[اسلامی]]، یکی از کسانی که بیش از دیگران به مباحث اجتماع و انواع مدن میپردازد و کتابی در همین جهت با عنوان [[سیاست]] مدنیه تألیف کرده است، ابونصر [[محمد]] فارابی است. شاید بتوان گفت، کمتر فیلسوفی به نقش [[انسان]] در [[تکوین]] و تحولات [[جهان]] اینچنین پرداخته است. [[تفکر]] جامعهشناختی فارابی اساساً انسانمدارانه است. بدین سبب او کوشیده است زاویههای گوناگون و جلوههای مختلف ذات و [[طبیعت]] [[انسان]] و استعدادهای او را در کسب [[فضایل]] و طرد [[رذایل]] و محوریتش را در [[مدینه فاضله]] بررسی کند و [[شأن]] واقعی [[انسان]] را نشان دهد<ref>خلاصهای از پیشگفتار مترجم و محشی بر کتاب سیاست مدینه فارابی، دکتر سید جعفر سجادی.</ref>. | *از میان [[دانشمندان]] [[اسلامی]]، یکی از کسانی که بیش از دیگران به مباحث اجتماع و انواع مدن میپردازد و کتابی در همین جهت با عنوان [[سیاست]] مدنیه تألیف کرده است، ابونصر [[محمد]] فارابی است. شاید بتوان گفت، کمتر فیلسوفی به نقش [[انسان]] در [[تکوین]] و تحولات [[جهان]] اینچنین پرداخته است. [[تفکر]] جامعهشناختی فارابی اساساً انسانمدارانه است. بدین سبب او کوشیده است زاویههای گوناگون و جلوههای مختلف ذات و [[طبیعت]] [[انسان]] و استعدادهای او را در کسب [[فضایل]] و طرد [[رذایل]] و محوریتش را در [[مدینه فاضله]] بررسی کند و [[شأن]] واقعی [[انسان]] را نشان دهد<ref>خلاصهای از پیشگفتار مترجم و محشی بر کتاب سیاست مدینه فارابی، دکتر سید جعفر سجادی.</ref>. | ||