افزایش علم معصوم در حدیث: تفاوت میان نسخهها
←پرسشهای وابسته
| خط ۱۲۳: | خط ۱۲۳: | ||
#{{متن حدیث|عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ قَالَ: قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ كُلُّ مَا كَانَ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} فَقَدْ أَعْطَاهُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ بَعْدَهُ ثُمَّ الْحَسَنَ بَعْدَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} ثُمَّ الْحُسَيْنَ ثُمَّ كُلَّ إِمَامٍ إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ قَالَ نَعَمْ مَعَ الزِّيَادَةِ الَّتِي تَحْدُثُ فِي كُلِّ سَنَةٍ وَ فِي كُلِّ شَهْرٍ إِي وَ اللَّهِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ}}<ref>«[[ابوحمزه]] گفته که از [[امام سجاد]]{{ع}} پرسیدم: فدایت شوم، آیا [[رسول الله]]{{صل}} هرچه [علم] داشتند پس از خود به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} اعطا کردند، آنگاه پس از [[امیرالمؤمنین]] به [[حسن]] و سپس به [[حسین]]{{عم}}، آنگاه به هر امامی تا آنکه [[قیامت]] برپا شود؟ [[حضرت]] فرمودند: بله، البته با افزونهای که در هر سال و در هر ماه حادث میشود. بله به [[خدا]] قسم! و در هر لحظهای [این [[علم حادث]] میگردد].» صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۳۹۵.</ref>. | #{{متن حدیث|عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ قَالَ: قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ كُلُّ مَا كَانَ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} فَقَدْ أَعْطَاهُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ بَعْدَهُ ثُمَّ الْحَسَنَ بَعْدَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} ثُمَّ الْحُسَيْنَ ثُمَّ كُلَّ إِمَامٍ إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ قَالَ نَعَمْ مَعَ الزِّيَادَةِ الَّتِي تَحْدُثُ فِي كُلِّ سَنَةٍ وَ فِي كُلِّ شَهْرٍ إِي وَ اللَّهِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ}}<ref>«[[ابوحمزه]] گفته که از [[امام سجاد]]{{ع}} پرسیدم: فدایت شوم، آیا [[رسول الله]]{{صل}} هرچه [علم] داشتند پس از خود به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} اعطا کردند، آنگاه پس از [[امیرالمؤمنین]] به [[حسن]] و سپس به [[حسین]]{{عم}}، آنگاه به هر امامی تا آنکه [[قیامت]] برپا شود؟ [[حضرت]] فرمودند: بله، البته با افزونهای که در هر سال و در هر ماه حادث میشود. بله به [[خدا]] قسم! و در هر لحظهای [این [[علم حادث]] میگردد].» صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۳۹۵.</ref>. | ||
#{{متن حدیث|عَنْ الْمُفَضَّلِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: مَا مِنْ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ إِلَّا وَ لِأَوْلِيَاءِ اللَّهِ فِيهَا سُرُورٌ قُلْتُ كَيْفَ ذَلِكَ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ إِذَا كَانَ لَيْلَةُ الْجُمُعَةِ وَافَى رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} الْعَرْشَ وَ وَافَى الْأَئِمَّةُ{{عم}} وَ وَافَيْتُ مَعَهُمْ فَمَا أَرْجِعُ إِلَّا بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَفِدَ مَا عِنْدِي}}<ref>«[[مفضل]] گزارش میدهد که [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: هیچ شب جمعهای نیست مگر آنکه اولیای [[خداوند]] در آن [[سروری]] دارند. پرسیدم: فدایت شوم، چگونه این اتفاق میافتد؟ حضرت فرمودند: هنگامی که [[شب جمعه]] فرا میرسد، [[رسول الله]]{{صل}} به [[عرش الهی]] میرود؛ [[امامان]]{{ع}} نیز به [[عرش]] میروند؛ من نیز همراه با آنان به عرش میروم. پس باز نمیگردم مگر همراه با [[علمی]] جدید و اگر این رخداد اتفاق نیفتد، هر آن چه دارم از دست خواهم داد.» کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۲۴.</ref>.<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۱۵۰.</ref>. | #{{متن حدیث|عَنْ الْمُفَضَّلِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: مَا مِنْ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ إِلَّا وَ لِأَوْلِيَاءِ اللَّهِ فِيهَا سُرُورٌ قُلْتُ كَيْفَ ذَلِكَ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ إِذَا كَانَ لَيْلَةُ الْجُمُعَةِ وَافَى رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} الْعَرْشَ وَ وَافَى الْأَئِمَّةُ{{عم}} وَ وَافَيْتُ مَعَهُمْ فَمَا أَرْجِعُ إِلَّا بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَفِدَ مَا عِنْدِي}}<ref>«[[مفضل]] گزارش میدهد که [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: هیچ شب جمعهای نیست مگر آنکه اولیای [[خداوند]] در آن [[سروری]] دارند. پرسیدم: فدایت شوم، چگونه این اتفاق میافتد؟ حضرت فرمودند: هنگامی که [[شب جمعه]] فرا میرسد، [[رسول الله]]{{صل}} به [[عرش الهی]] میرود؛ [[امامان]]{{ع}} نیز به [[عرش]] میروند؛ من نیز همراه با آنان به عرش میروم. پس باز نمیگردم مگر همراه با [[علمی]] جدید و اگر این رخداد اتفاق نیفتد، هر آن چه دارم از دست خواهم داد.» کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۲۴.</ref>.<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۱۵۰.</ref>. | ||
===[[احادیث]] [[لیلة القدر]]=== | |||
یکی از مباحث مطرح در احادیث لیلة القدر، [[ازدیاد علم امام]] در این شب میباشد. این [[جهت]]، که یکی از زمانهای ازدیاد علم امام، [[شب قدر]] است، در قسمت پیش مورد اشاره واقع شد؛ اما در این گونه [[حدیثی]]، علت [[نزول]] [[ملائکه]] در شب قدر، تقدیم بسته ارسالی خداوند به [[امام]] بیان شده است. گروهی از این احادیث، مرسوله خداوند را از سنخ [[علم]] معرفی میکنند<ref>برقی، احمد بن محمد، محاسن، ج۲، ص۳۱۴؛ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۲۲۳-۲۲۴، ۲۴۰، ۲۸۰، ۴۴۲؛ کشی، محمد بن عمر، رجال، ص۳۵۷، ح۶۶۴؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۴۵، ۲۴۸-۲۴۹، ۲۵۱، ۳۸۵.</ref>. بنابراین، هر سال در شب قدر، ملائکه علومی را به [[محضر امام]] میآورند و اینچنین [[علم امام]] افزایش پیدا میکند. این [[حقیقت]] در روایاتی متعدد بیان شده است. برای نمونه و به [[جهت]] اهمیت نقش این رویداد در [[ازدیاد علم امام]]، در این جا به انعکاس تعداد بیشتری از [[احادیث]] یادشده میپردازیم. به این نه [[حدیث]] توجه کنید: | |||
*[[روایت]] [[هشام]] از [[امام صادق]]{{ع}} در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ}}<ref>«در آن (شب)، هر کار استواری را (که اجمال دارد) جدا میکنند (و تفصیل میدهند)» سوره دخان، آیه ۴.</ref>: {{متن حدیث|...قَالَ تِلْكَ لَيْلَةُ الْقَدْرِ يُكْتَبُ فِيهَا وَفْدُ الْحَاجِّ وَ مَا يَكُونُ فِيهَا مِنْ طَاعَةٍ أَوْ مَعْصِيَةٍ أَوْ مَوْتٍ أَوْ حَيَاةٍ وَ يُحْدِثُ اللَّهُ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ مَا يَشَاءُ ثُمَّ يُلْقِيهِ إِلَى صَاحِبِ الْأَرْضِ قَالَ الْحَرْثُ بْنُ الْمُغِيرَةِ الْبَصْرِيُّ قُلْتُ وَ مَنْ صَاحِبُ الْأَرْضِ قَالَ صَاحِبُكُمْ}}<ref>«[[حضرت]] فرمودند: آن [شبی که در این [[آیه]] بدان اشاره شده است]، [[شب قدر]] است که در آن باریابی هرحاجی و رخدادهایی که واقع خواهند شد، مانند [[طاعت]]، [[معصیت]]، [[مرگ]]، زندگانی و آنچه [[خداوند]] در شبانه [[روز]] حادث خواهد کرد به گونهای که خواهد، نوشته [و [[قضا]]] خواهد شد. آنگاه خداوند همه این مقدرات را به [[صاحب اختیار]] [[زمین]] [[القا]] مینماید. در این هنگام یکی از [[اصحاب]] به نام [[حرث بن مغیره بصری]] گفت: پرسیدم: چه کسی صاحب اختیار زمین است؟ حضرت فرمودند: [همان کسی که هماکنون] همنشین شما است.» صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۲۲۱.</ref>. در این [[حدیث شریف]] بیان [[افزایش علم امام]] در شب قدر بدین صورت است که خداوند پس از تقدیر مقدرات در شب قدر، [[علم]] همه آنها را در آن شب بر [[امام]] القا میکند و اینچنین [[علم امام]] در شب قدر افزایش مییابد. | |||
*روایت [[عبدالرحمان بن کثیر]] از امام صادق{{ع}} در تفسیر آیه {{متن قرآن|مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا...}}<ref>«هیچ گزندی در زمین و به جانهایتان نمیرسد مگر پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابی (آمده) است؛ این بر خداوند آسان است» سوره حدید، آیه ۲۲.</ref> {{متن حدیث|...كِتَابُهُ فِي السَّمَاءِ عِلْمُهُ بِهَا- وَ كِتَابُهُ فِي الْأَرْضِ عُلُومُنَا فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَ فِي غَيْرِهَا}}<ref>«[[حضرت]] فرمودند: [[کتابی]] که در [[آیه]] بدان اشاره شده، بر دو گونه است، [[کتاب خدا]] در [[آسمان]]، [[علم خداوند]] به آن پیشآمدها، و کتاب خدا در [[زمین]]، [[علوم]] ما در [[شب قدر]] و در غیر شب قدر است.» قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر، ج۲، ص۳۵۱.</ref>. | |||
*گزارش [[اسماعیل بن ابیحمزه]] از گفتگوی [[سلیمان بن خالد]] با [[امام صادق]]{{ع}}: سلیمان بن خالد از امام صادق{{ع}} پرسید: فدایت شوم، [[امام]] نسبت به آنچه در [[روز]] رخ میدهد، [[علم]] دارد؟ حضرت فرمودند: به خدایی که [[محمد]]{{صل}} را برای [[نبوت]] فرستاد و او را برای [[رسالت]] برگزید قسم که قطعاً امام به آنچه در شب، روز، ماه و سالش رخ میدهد، علم دارد. آنگاه فرمود: ای [[سلیمان]]، مگر نمیدانی که [[روح]] در شب قدر بر امام نازل میگردد و نتیجه این [[ملاقات]] آن است که امام به هرچه در آن سال تا سال [[آینده]] رخ خواهد داد علم پیدا میکند و به آنچه در شبانه روز حادث میگردد نیز علم پیدا میکند؟! اکنون یک نمونه از آن را خواهی دید تا قلبت مطمئن شود. سپس حضرت از واقعهای که قرار بود اتفاق بیفتد، خبر دادند و همانگونه شد.<ref>{{متن حدیث|...فَقَالَ لَهُ سُلَيْمَانُ بْنُ خَالِدٍ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَعْلَمُ الْإِمَامُ مَا فِي يَوْمِهِ فَقَالَ يَا سُلَيْمَانُ وَ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً{{صل}} بِالنُّبُوَّةِ وَ اصْطَفَاهُ بِالرِّسَالَةِ، أَنَّهُ لَيَعْلَمُ مَا فِي يَوْمِهِ وَ فِي شَهْرِهِ وَ فِي سَنَتِهِ، ثُمَّ قَالَ يَا سُلَيْمَانُ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ رُوحاً تَنْزِلُ عَلَيْهِ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ فَيَعْلَمُ مَا فِي تِلْكَ السَّنَةِ إِلَى مِثْلِهَا مِنْ قَابِلٍ وَ عَلِمَ مَا يَحْدُثُ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ، وَ السَّاعَةَ تَرَى مَا يَطْمَئِنُّ بِهِ قَلْبُكَ...}} کشی، محمد بن عمر، رجال، ص۳۵۷، ح۶۶۴.</ref>. | |||
*[[روایت]] عبدالرحمان بن کثیر از [[امام کاظم]]{{ع}} در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ}}<ref>«خواهندهای عذابی رخدهنده را خواست» سوره معارج، آیه ۱.</ref>: {{متن حدیث|سَأَلَ رَجُلٌ عَنِ الْأَوْصِيَاءِ- وَ عَنْ شَأْنِ لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَ مَا يُلْهَمُونَ فِيهَا، فَقَالَ النَّبِيُّ{{صل}}: سَأَلْتَ عَنْ عَذَابٍ وَاقِعٍ- ثُمَّ كَفَرَ بِأَنَّ ذَلِكَ لَا يَكُونُ، فَإِذَا وَقَعَ فَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعارِجِ قَالَ: تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِي صُبْحِ لَيْلَةِ الْقَدْرِ إِلَيْهِ مِنْ عِنْدِ النَّبِيِّ{{صل}} وَ الْوَصِيِّ}}<ref>قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر، ج۲، ص۳۸۵.</ref>. [[حضرت]] فرمودند: این اتفاق راجع به مردی است که از [[پیامبر]] پیرامون [[امامان]] و مسئله [[شب قدر]] و آنچه به امامان در شب قدر [[الهام]] میشود، [[پرسش]] کرد [و از [[خدا]] خواست اگر این ماجرا [[حقیقت]] دارد، عذابی بر او فرد آید]. پس پیامبر{{صل}} بدون درنگ فرمودند: تو درخواست [[عذاب]] میکنی، سپس [[کافر]] میشوی که چنین چیزی ناشدنی است؟ اما هنگامی که عذاب فرود آید، دیگر مانعی نمیتواند در برابر خدا از [[عذاب الهی]] جلوگیری کند؛ آن خدایی که صاحب عروجها است. حضرت فرمودند: [منظور از عروجها] [[عروج]] [[ملائکه]] و [[روح]] در [[صبح]] [[لیلة القدر]] است که از نزد پیامبر و [[امام]] به سوی خدا عروج میکنند. همان طور که در این [[حدیث]] [[مشاهده]] میکنید، در شب قدر ملائکه و روح تا صبح نزد امام حاضرند و علومی [[الهی]] را به ایشان الهام میکنند. | |||
*گزارش [[ابوبصیر]] از به [[دنیا]] آمدن [[امام کاظم]]{{ع}} در منطقه [[ابواء]]: {{متن حدیث|فَقَالَ:... فَإِذَا انْقَضَى صَوْتُ الْمُنَادِي أَجَابَهُ الْوَصِيُّ {{متن قرآن|شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِكَةُ وَأُولُو الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref>«خداوند- که به دادگری ایستاده است- و فرشتگان و دانشوران گواهی میدهند که: هیچ خدایی نیست جز او که پیروزمند فرزانه است» سوره آل عمران، آیه ۱۸.</ref> إِلَى آخِرِهَا فَإِذَا قَالَهَا أَعْطَاهُ اللَّهُ عِلْمَ الْأَوَّلِ وَ عِلْمَ الْآخِرِ وَ اسْتَوْجَبَ زِيَادَةَ الرُّوحِ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ لَيْسَ الرُّوحُ جَبْرَئِيلَ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ مِنَ الْمَلَائِكَةِ وَ الرُّوحُ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنَ الْمَلَائِكَةِ أَ لَيْسَ اللَّهُ يَقُولُ {{متن قرآن|تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ}}<ref>«فرشتگان و روح (الامین) در آن، با اذن پروردگارشان برای هر کاری فرود میآیند» سوره قدر، آیه ۴.</ref>}}<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۴۴۲.</ref>. [[امام صادق]] پس از توضیحاتی راجع به رخدادهای بینظیری که هنگام ولادت برای [[امام]] رخ میدهد، اینگونه فرمودند: هنگامی که امام پاسخ منادی [[خداوند]] را داد، خداوند [[علم]] آغازین و واپسین را به او اعطا میفرماید و [[استحقاق]] زیادتی [[روح]] در [[شب قدر]] را پیدا میکند. [[ابوبصیر]] گفت: فدایت شوم، آیا روح همان [[جبرئیل]] نیست؟ [[حضرت]] فرمودند: جبرئیل از [[ملائکه]] است، ولی روح آفریدهای باشکوهتر و بزرگتر از ملائکه است. آیا [[خدا]] [جداگانه] نمیفرماید: “ملائکه و روح نازل میشوند”؟! اگرچه احتمالاتی در “مستوجب شدن امام به زیادتی روح” وجود دارد، اما به نظر میرسد این معنا از [[ظهور]] بیشتری برخوردار است که خداوند علم آغازین و واپسین را به امام اعطا میفرماید، آنگاه علم افزون که توسط روح در شب قدر به امام [[القا]] میشود را نیز به او ارزانی دارد. | |||
*گزارش [[حسن بن عباس بن حریش]] از [[گفتگوی امام صادق]]{{ع}} با یکی از افراد [[خانواده]] ایشان: {{متن حدیث|عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْعَبَّاسِ بْنِ جَرِيشٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} إِنَّا أَنْزَلْناهُ نُورٌ كَهَيْئَةِ الْعَيْنِ عَلَى رَأْسِ النَّبِيِّ{{صل}} وَ الْأَوْصِيَاءِ لَا يُرِيدُ أَحَدٌ مِنَّا عِلْمَ أَمْرٍ مِنْ أَمْرِ الْأَرْضِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ أَمْرِ السَّمَاءِ إِلَى الْحُجُبِ الَّتِي بَيْنَ اللَّهِ وَ بَيْنَ الْعَرْشِ إِلَّا رَفَعَ طَرْفَهُ إِلَى ذَلِكَ النُّورِ فَرَأَى تَفْسِيرَ الَّذِي أَرَادَ فِيهِ مَكْتُوباً}}<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۴۴۲.</ref>. در این [[حدیث]]، [[امام جواد]]{{ع}} از امام صادق{{ع}} نقل کردند که فرمود: [[سوره قدر]] نوری است که در سر [[پیامبر]] و [[امامان]] مانند چشمی عمل میکند. هیچ یک از ما علم چیزی راجع به مسائل [[زمین]] یا [[آسمان]] تا حجابهایی که میان خداوند و [[عرش]] قرار دارد را [[اراده]] نمیکند، مگر آنکه نگاهی به آن [[نور]] میاندازد؛ پس بدون درنگ [[تفسیر]] آن چه اراده کرده بود را به صورت نوشتهای در آن میبیند. | |||
*[[روایت]] حسن بن عباس بن حریش از [[امام جواد]]{{ع}} درباره [[شب قدر]]: {{متن حدیث|قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ- {{متن قرآن|فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ}}<ref>«در آن (شب)، هر کار استواری را (که اجمال دارد) جدا میکنند (و تفصیل میدهند)» سوره دخان، آیه ۴.</ref>... إِنَّهُ لَيَنْزِلُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ إِلَى وَلِيِّ الْأَمْرِ تَفْسِيرُ الْأُمُورِ سَنَةً سَنَةً يُؤْمَرُ فِيهَا فِي أَمْرِ نَفْسِهِ بِكَذَا وَ كَذَا وَ فِي أَمْرِ النَّاسِ بِكَذَا وَ كَذَا وَ إِنَّهُ لَيَحْدُثُ لِوَلِيِّ الْأَمْرِ سِوَى ذَلِكَ كُلَّ يَوْمٍ عِلْمُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الْخَاصُّ وَ الْمَكْنُونُ الْعَجِيبُ الْمَخْزُونُ- مِثْلُ مَا يَنْزِلُ فِي تِلْكَ اللَّيْلَةِ مِنَ الْأَمْرِ ثُمَّ قَرَأَ: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّمَا فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و اگر همه درختان روی زمین قلم میگردید و دریا را هفت دریای دیگر یاری میرساند (و همه مرکّب میشد) نوشتن کلمات خداوند پایان نمیپذیرفت؛ به راستی خداوند پیروزمند فرزانهای است» سوره لقمان، آیه ۲۷.</ref>}}<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۴۸.</ref>. امام جواد{{ع}} که در این روایت پیرامون شب قدر سخن میگفتند، در میانه آن فرمودند:... بدون [[شک]] سال به سال، در شب قدر [[تفسیر]] و جزئیات امور بر [[امام]] نازل میگردد. به امام [[دستور]] داده میشود که درباره خودش این چنین و آن چنان کند و درباره [[مردم]] این چنین و این چنان کند؛ و قطعاً برای امام، غیر از این علومی که در شب قدر بر او نازل میشود، در هر [[روز]] [[علم خاص خداوند]]، حادث میشود. همان [[علمی]] که مکنون، پنهان، عجیب و در [[خزانه]] [[علم خدا]] است. این [[علم]] مانند همان علمی است که در شب قدر راجع به مسائل گوناگون نازل میشود. [گستره این [[علوم]] به اندازهای وسیع و اعجابانگیز است که [[حضرت]] در ادامه به این [[آیه]] [[استشهاد]] کرده و آن را] قرائت فرمودند: “و چنانچه هر درختی در [[زمین]] است، قلم شود و هفت دریای دیگر به [[یاری]] دریا بیاید، کلمات [[خدا]] پایان نمیپذیرند. قطعاً [[خداوند]] [[شکست ناپذیر]] و [[حکیم]] است”. | |||
*[[روایت]] دیگری که [[حسن بن عباس بن حریش]] از [[امام جواد]]{{ع}} راجع به [[شب قدر]] نقل کرده است؛ به جملات آغازین آن بنگرید: {{متن حدیث|عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ: يَا مَعْشَرَ الشِّيعَةِ خَاصِمُوا بِسُورَةِ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ تَفْلُجُوا فَوَ اللَّهِ إِنَّهَا لَحُجَّةُ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَى الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ إِنَّهَا لَسَيِّدَةُ دِينِكُمْ وَ إِنَّهَا لَغَايَةُ عِلْمِنَا...}}<ref>«[[حضرت]] فرمودند: ای [[شیعیان]]! با [[سوره قدر]] به [[مخاصمه]] [با [[مخالفان]]] بپردازید؛ چراکه به خدا قسم پس از [[پیامبر]]{{صل}}، این [[سوره]] [[حجت]] [[خداوند متعال]] بر [[بندگان]] است. این سوره منتها و کمال [[علم]] ما است....» کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۴۹.</ref>. | |||
*[[حدیث]] دیگری که آن را نیز [[حسن بن عباس بن حریث]] از امام جواد{{ع}} درباره شب قدر نقل کرده است؛ به جملات آغازین آن بنگرید: حضرت فرمودند: مطمئناً خداوند از آغاز که [[دنیا]] را آفرید، شب قدر را نیز آفرید؛ و قطعاً در همان شب، نخستین [[نبیّ]] و نخستین [[جانشین]] را آفرید. خداوند این چنین مقدر کرده که در هر سال تا سال [[آینده]]، یک شب وجود داشته باشد که در آن، جزئیات رخدادها را [بر [[پیامبران]] و یا [[جانشینان]] آنان] نازل کند. کسی که این رویداد را در شب قدر [[انکار]] کند، علم خدای را مردود دانسته است؛ زیرا پیامبران، [[رسولان]] و محدَّثان [که [[علوم الهی]] را از طریق [[ارتباط با فرشتگان]] دریافت میکنند]، پا برجا نمیمانند، مگر آنکه به واسطه علومی که در آن شب برای آنها آورده میشود، [[حجت]] و دلیلی بر آنها وجود داشته باشد؛ همراه با حجت و دلیلی که [[جبرئیل]] برای آنان میآورد....<ref>{{متن حدیث|وَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ: لَقَدْ خَلَقَ اللَّهُ جَلَّ ذِكْرُهُ- لَيْلَةَ الْقَدْرِ أَوَّلَ مَا خَلَقَ الدُّنْيَا وَ لَقَدْ خَلَقَ فِيهَا أَوَّلَ نَبِيٍّ يَكُونُ وَ أَوَّلَ وَصِيٍّ يَكُونُ وَ لَقَدْ قَضَى أَنْ يَكُونَ فِي كُلِّ سَنَةٍ لَيْلَةٌ يَهْبِطُ فِيهَا بِتَفْسِيرِ الْأُمُورِ إِلَى مِثْلِهَا مِنَ السَّنَةِ الْمُقْبِلَةِ مَنْ جَحَدَ ذَلِكَ فَقَدْ رَدَّ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِلْمَهُ لِأَنَّهُ لَا يَقُومُ الْأَنْبِيَاءُ وَ الرُّسُلُ وَ الْمُحَدَّثُونَ إِلَّا أَنْ تَكُونَ عَلَيْهِمْ حُجَّةٌ بِمَا يَأْتِيهِمْ فِي تِلْكَ اللَّيْلَةِ مَعَ الْحُجَّةِ الَّتِي يَأْتِيهِمْ بِهَا جَبْرَئِيلُ{{ع}}...}} کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۵۰.</ref>. نتیجهای که از مجموع این [[خانواده]] [[حدیثی]] به دست میآید، آن است که یکی از مهمترین رخدادهای [[شب قدر]]، علمآوری [[فرشتگان]] از سوی [[خداوند]] برای [[امام]] است و در این شب، [[علوم]] بیکرانی بر [[علوم امام]] افزوده میشود. | |||
*[[حدیث]] نموّ [[علم امام]]: [[امام رضا]]{{ع}} در حدیث پردامنهای راجع به [[صفات امام]] میفرمایند: {{متن حدیث|وَ الْإِمَامُ عَالِمٌ لَا يَجْهَلُ... نَامِي الْعِلْمِ... إِنَّ الْأَنْبِيَاءَ وَ الْأَئِمَّةَ{{عم}} يُوَفِّقُهُمُ اللَّهُ وَ يُؤْتِيهِمْ مِنْ مَخْزُونِ عِلْمِهِ وَ حِكَمِهِ مَا لَا يُؤْتِيهِ غَيْرَهُمْ}}<ref>نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبة، ص۲۲۲؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی (طبع دار الحدیث)، ج۱، ص۴۹۹.</ref>. امام عالِمی است که [[جهل]] ندارد... علمش همواره در حال نمو است... بیشک خداوند [[پیامبران]] و [[امامان]] را همواره موفق میگرداند و از [[خزانه]] [[علم]] و حکمتش به اندازهای به آنها ارزانی خواهد کرد که هیچگاه به دیگران نمیدهد. “نمو” به معنای ازدیاد شیء است<ref>فراهیدی، خلیل، العین، ج۸، ص۳۸۴؛ صاحب بن عباد، المحیط فی اللغة، ج۱۰، ص۴۱۷؛ ابنفارس، احمد، معجم مقاییس اللغة، ج۵، ص۴۷۹؛ ابنمنظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۱، ص۴۲۱؛ ج۱۵، ص۳۴۱.</ref>. پس علم امام همواره در حال [[رشد]] و ارتقا میباشد. اگرچه در این حدیث واژه ازدیاد صراحتاً به کار نرفته است، اما این سخن معادل [[روایات]] [[ازدیاد علم امام]] است که با واژه “نمو” بیان شده است. در نتیجه، با [[چشمپوشی]] از به کار نرفتن واژه ازدیاد، میتوان این حدیث را نیز در شمار [[احادیث]] صریح جای داد. | |||
*احادیث بارش دائمی علم برای امام: در احادیثی از اعطای علم به امام، به {{عربی|صَبّ العلم و إفراغ العلم}} تعبیر شده است. واژه {{عربی|صَبَب}} در لغت به معنای ریختن از بالا به پایین، مانند ریختن آب است. [[خداوند]] در [[آیه]] {{متن قرآن|أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاءَ صَبًّا}}<ref>«ما آب را به فراوانی فرو ریختهایم» سوره عبس، آیه ۲۵.</ref>، برای فرو فرستادن آب از [[آسمان]]، واژه {{عربی|صَبّ}} را به کار برده است. کاربست این واژه معمولاً در جایی است که گونهای از استمرار و دوام در آن نهفته باشد. خداوند [[باران]] را یک بار نازل نکرده که دیگر آن را فرو نفرستد؛ بلکه در طول سالیان متمادی، هرگاه [[بشر]] و [[زمین]] [[نیازمند]] آب است، آن را فرو میریزد. از اینرو در [[آیه شریفه]]، واژه {{عربی|صب}} به کار بسته شده است. لغتشناسان نیز به این نکته ظریف اشاره کردهاند<ref>مدنی شیرازی، سید علیخان کبیر، الطراز الأول، ج۲، ص۱۹۳؛ قرشی، علیاکبر، قاموس قرآن، ج۴، ص۱۰۴. تنها [[حسن بن عبدالله بن سهل]] (معروف به ابوهلال عسکری، متوفای ۳۹۵ق) «صَبّ» را به معنای ریختن دفعی - در مقابل «سکب» که ریزش دائمی و مستمر است- میداند؛ ر.ک: الفروق فی اللغة، ص۳۰۸. در اینجا قصد تحلیل این نظریه را نداریم، اما آیه پیشگفته، دلیل روشنی بر خطا بودن این نظریه میباشد.</ref>. در [[زیارت]] “آل یاسین” خطاب به [[امام زمان]]{{ع}} عرضه میداریم: {{متن حدیث|...السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصُوبُ وَ الْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ...}}<ref>«... [[سلام]] بر تو ای [[پرچم]] برافراشته، و ای [عالم به] [[علمی]] [که همواره برای تو از سوی [[پروردگار]]] ریخته میشود.» طبرسی، احمد بن علی، احتجاج، ج۲، ص۴۹۲؛ ابنمشهدی، محمد بن جعفر، المزار الکبیر، ص۵۶۸.</ref>. در این فراز از زیارت، آن [[حضرت]] عالِم به علمی معرفی شدهاند که مصبوب است. این بدان معنا است که در [[طول عمر]] [[مبارک]] امام زمان دائماً [[علم]] به ایشان رسیده و خواهد رسید. این همان [[ازدیاد علم]] است که در طول صدها سال برای ایشان تحقق یافته است. همین [[حقیقت]] در روایاتی دیگر با واژه “إفراغ العلم” بیان شده است: {{متن حدیث|عَنْ إِسْحَاقَ الْقُمِّيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا قَدْرُ الْإِمَامِ قَالَ يَسْمَعُ فِي بَطْنِ أُمِّهِ فَإِذَا وَصَلَ إِلَى الْأَرْضِ كَانَ عَلَى مَنْكِبِهِ الْأَيْمَنِ مَكْتُوباً {{متن قرآن|وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}<ref>«و سخن پروردگارت به راستی و دادگری کامل شد؛ هیچ دگرگون کنندهای برای سخنان وی نیست و او شنوای داناست» سوره انعام، آیه ۱۱۵.</ref> ثُمَّ يَبْعَثُ أَيْضاً لَهُ عَمُوداً مِنْ نُورٍ تَحْتَ بُطْنَانِ الْعَرْشِ إِلَى الْأَرْضِ يَرَى فِيهِ أَعْمَالَ الْخَلَائِقِ كُلَّهَا ثُمَّ يَتَشَعَّبُ لَهُ عَمُودٌ آخَرُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِلَى أُذُنِ الْإِمَامِ كُلَّمَا احْتَاجَ إِلَى مَزْيَدٍ أُفْرِغَ فِيهِ إِفْرَاغاً}}<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۴۴۲.</ref>. [[اسحاق قمی]] گزارش داده که از [[امام باقر]]{{ع}} پرسیدم: فدایت شوم، [[شأن]] و [[مقام]] والای [[امام]] تا چه اندازه است؟ [[حضرت]] فرمودند: در شکم [[مادر]] میشنود. پس وقتی پای بر [[زمین]] نهاد، بر روی شانه راستش [این [[آیه]]] نوشته شده: {{متن قرآن|وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}. آنگاه [[ستونی از نور]] نیز برای امام از زیر عمق [[عرش]] تا زمین کشیده میشود که [[اعمال]] [[بندگان]] را در آن میبیند. سپس ستون دیگری از نزد [[خداوند]] تا گوش امام منشعب میشود تا هرگاه [[نیازمند]] افزودنیای بود، [[علم]] از آنجا به گوش امام ریخته شود. {{عربی|افراغ الماء}} نیز همانند {{متن حدیث|صَبِّ الْمَاءِ}} به معنای ریختن آب از بالا به پایین است<ref>ابنفارس، احمد، معجم مقاییس اللغة، ج۴، ص۴۹۳.</ref>. {{متن حدیث|عَنْ إِسْحَاقَ الْحَرِيرِيِّ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} فَسَمِعْتُهُ وَ هُوَ يَقُولُ إِنَّ لِلَّهِ عَمُوداً مِنْ نُورٍ حَجَبَهُ اللَّهُ عَنْ جَمِيعِ الْخَلَائِقِ طَرَفُهُ عِنْدَ اللَّهِ وَ طَرَفُهُ الْآخَرُ فِي أُذُنِ الْإِمَامِ فَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ شَيْئاً أَوْحَاهُ فِي أُذُنِ الْإِمَامِ}}<ref>«[[اسحاق حریری]] [یا جریری] نیز گفته که نزد [[امام صادق]]{{ع}} بودم؛ شنیدم که میفرمود: قطعاً خداوند ستونی از نور دارد که آن را از همه آفریدهها پنهان داشته است. یک سر آن نزد [[خدا]] است و سر دیگران در گوش امام است. در نتیجه هر گاه چیزی را [[اراده]] کند، بلافاصله آن را در گوش امام [[وحی]] میکند.» صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۴۳۹.</ref>. در این [[احادیث]] تصریح شده که هرگاه [[امام]] [[نیازمند]] [[افزایش علم]] باشد یا [[خداوند]] بخواهد، آن را در [[گوش]] [[مبارک]] امام میریزد. | |||
*احادیث چشمه جوشان: در احادیثی از [[ائمه اطهار]]{{عم}}، به {{متن حدیث|عَيْنٍ صَافِيَةٍ}}، به معنای چشمه جوشان، صاف و گوارا تعبیر شده است. در میانه [[حدیثی]] که سعد اسکاف از [[امام باقر]]{{ع}} نقل کرده، [[حضرت]] فرمودهاند:... کسی که نزد [[آل محمد]] بیاید [و به ایشان [[تمسک]] کند]، نزد چشمهای جوشان آمده که این چشمه همواره به وسیله [[علم خداوند]] جاری است و هیچگاه از بین نمیرود و هیچگاه [[قطع]] نمیگردد....<ref>{{متن حدیث|عَنْ سَعْدٍ الْإِسْكَافِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ{{ع}}... فَقَالَ يَا سَعْدُ... مَنْ أَتَى آلَ مُحَمَّدٍ أَتَى عَيْناً صَافِيَةً تَجْرِي بِعِلْمِ اللَّهِ لَيْسَ لَهَا نَفَادٌ وَ لَا انْقِطَاعَ ذَلِكَ...}}صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۴۹۹، ح۱۱.</ref>. چشمه وقتی همواره جوشان و جاری است که به منبع آبی متصل باشد که همواره آبهای آسمانی آن منبع را پُر کنند؛ وگرنه چشمه از جوشش میافتد و میخشکد. ویژگی چشمهای که در این احادیث بیان شده آن است که به امر [[پروردگار]]، دوام دارد و هیچ پایان و یا قطع شدنی برای آن متصور نیست؛ زیرا به [[منبع علم]] بیپایان [[الهی]] متصل است. شکی نیست، در احادیثی که قید [[علم]] وجود ندارد<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۱۸۴.</ref>، منقطع نشدن [[امامان]] به معنای پایانناپذیری ایشان نمیباشد و چنین تعبیری بدان معنا نیست که همواره بر [[تعداد امامان]] افزوده میشود، بلکه مراد آن است که علم آنان همواره و دائماً از سوی خداوند [[منان]] افزایش مییابد. در این [[حدیث]] که کاملاً همسو با احادیث بدون قید علم میباشد، به این معنا تصریح شده است. این [[روایت]]، [[اهل بیت]]{{عم}} را چشمه صافی معرفی مینماید که به واسطه علم خداوند در حال جریان است و هیچ تمام شدن و انقطاعی در آن نیست. جریان دائمی این چشمه که به [[علم الهی]] متصل است، نیاز به افزایش دائمی [[علم امام]] از طرف [[خداوند]] دارد. | |||
*[[احادیث]] باریابی [[ملائکه]] به [[محضر امام]]: در این گونه [[حدیثی]]، [[اهل بیت]]{{عم}} به ما آموختهاند که ملائکه همواره به محضر امام شرفیاب میشوند. به این سه [[حدیث]] توجه کنید: | |||
#{{متن حدیث|عَنْ مِسْمَعٍ كِرْدِينٍ الْبَصْرِيِّ قَالَ:... فَقَالَ يَا أَبَا سَيَّارٍ إِنَّكَ تَأْكُلُ طَعَامَ قَوْمٍ صَالِحِينَ تُصَافِحُهُمُ الْمَلَائِكَةُ عَلَى فُرُشِهِمْ قَالَ قُلْتُ وَ يَظْهَرُونَ لَكُمْ قَالَ فَمَسَحَ يَدَهُ عَلَى بَعْضِ صِبْيَانِهِ فَقَالَ هُمْ أَلْطَفُ بِصِبْيَانِنَا مِنَّا بِهِمْ}}<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۳۹۳.</ref>. مِسمَع کِرْدِین که از [[بیماری]] گوارشی [[رنج]] میبرد و به همین خاطر سعی میکرد در طول شبانه [[روز]] یک [[وعده]] بیشتر [[غذا]] نخورد، میگوید: من هرگاه نزد [[امام صادق]]{{ع}} غذا میخوردم، بیماریام عود نمیکرد و به من آزاری نمیرساند. وقتی این را به [[امام]] عرض کردم، ایشان فرمودند: ای اباسیار، تو غذای گروه صالحی را میخوری که [[فرشتگان]] با آنان، روی فرششان [[مصافحه]] میکنند. عرض کردم: برای شما آشکار هم میشوند؟ [[حضرت]] دست خود را بر یکی از کودکانش کشید و فرمود: آنان نسبت به [[کودکان]] ما از خود ما مهربانترند. | |||
#{{متن حدیث|عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي الْيَسَعِ قَالَ: دَخَلَ حُمْرَانُ بْنُ أَعْيَنَ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} وَ قَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَبْلُغُنَا أَنَّ الْمَلَائِكَةَ تَنْزِلُ عَلَيْكُمْ فَقَالَ إِنَّ الْمَلَائِكَةَ وَ اللَّهِ لَتَنْزِلُ عَلَيْنَا تَطَأُ فَرَشْنَا أَ مَا تَقْرَأُ كِتَابَ اللَّهِ تَعَالَى...؟!}}<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۹۱.</ref>. ابوالیسع گزارش میدهد که [[حمران بن اعین]] به [[خدمت]] [[امام باقر]]{{ع}} رسید و پرسید: فدایت شوم، به ما خبر رسیده که ملائکه همیشه بر شما نازل میشوند. [آیا این خبر را [[تأیید]] میکنید؟] حضرت فرمودند: به [[خدا]] قسم شکی نیست که قطعاً ملائکه بر ما نازل شده و قدم روی فرشهای ما مینهند. آیا [[قرآن]]، [[کتاب الهی]] را نخواندهای [که فرمود:] {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ}}<ref>«فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود میآیند که نهراسید و اندوهناک نباشید و شما را به بهشتی که وعده میدادند مژده باد!» سوره فصلت، آیه ۳۰.</ref> | |||
#{{متن حدیث|عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ: إِنَّ الْمَلَائِكَةَ لَتُزَاحِمُنَا وَ إِنَّا لَنَأْخُذُ مِنْ زَغَبِهِمْ فَنَجْعَلُهُ سِخَاباً لِأَوْلَادِنَا}}<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۹۳.</ref>. [[ابوحمزه]] گزارش میدهد که [[حضرت]] [[امام باقر]]{{ع}} فرمودند: [از بس تعداد فرشتگانی که نزد ما حاضر میشوند، زیاد است] [[فرشتگان]] جا را بر ما تنگ میکنند[در اثر رفت و آمد زیادی که فرشتگان در [[منزل]] ما دارند، پرهای آنان در [[خانه]] ما میریزد] و ما از پر فرشتگان برگرفته و گردنبند برای [[فرزندان]] خود درست میکنیم. | |||
در اینجا این سؤال مطرح است که [[ملائکه]] به چه [[انگیزه]] و با چه مأموریتی بر [[امام]] وارد میشوند؟ ممکن است این ورود به [[جهت]] [[زیارت]] امام، روشن شدن [[فضیلت]] امام نسبت به دیگران، [[تسلیت]] و دلداری دادن به امام، کمک به امام، تبرکجویی از امام، محافظت از امام یا مأموریتهای دیگری باشد. همان طور که [[مشاهده]] کردید، سه [[حدیث]] گذشته و نیز گروهی از این [[خانواده]] [[حدیثی]]، از این جهت مطلقاند و [[مأموریت]] ملائکه در آنها مشخص نشده است. برخی دیگر اما، شرفیابی ملائکه به [[محضر امام]] را به خبر آوردن برای امام قید میزنند. به این دو حدیث دقت کنید: | |||
#{{متن حدیث|عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ{{ع}} قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ مَا مِنْ مَلَكٍ يُهْبِطُهُ اللَّهُ فِي أَمْرٍ مَا يُهْبِطُهُ إِلَّا بَدَأَ بِالْإِمَامِ فَعَرَضَ ذَلِكَ عَلَيْهِ وَ إِنَّ مُخْتَلَفَ الْمَلَائِكَةِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِلَى صَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ}}<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۳۹۴.</ref>. [[علی بن ابی حمزه]] گفته که از حضرت [[امام کاظم]]{{ع}} شنیدم که میفرمود: هر فرشتهای که [[خداوند]] برای امری او را به [[زمین]] فرو میفرستد، او را فرو نمیفرستد، جز آنکه ابتدا نزد امام آید و آن امر را به او عرض کند و اساساً رفت و آمد ملائکه از نزد [[خدای تبارک و تعالی]] به سوی [[امام]] است. | |||
#{{متن حدیث|عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بَكْرٍ الْأَرَّجَانِيِّ قَالَ: صَحِبْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} فِي طَرِيقِ مَكَّةَ مِنَ الْمَدِينَةِ... قَالَ يَا ابْنَ بَكْرٍ إِنَّ قُلُوبَنَا غَيْرُ قُلُوبِ النَّاسِ إِنَّا مُطِيعُونَ مُصَفَّوْنَ مُصْطَفَوْنَ نَرَى مَا لَا يَرَى النَّاسُ وَ نَسْمَعُ مَا لَا يَسْمَعُ النَّاسُ وَ إِنَّ الْمَلَائِكَةَ تَنْزِلُ عَلَيْنَا فِي رِحَالِنَا وَ تَتَقَلَّبُ فِي فُرُشِنَا وَ تَشْهَدُ طَعَامَنَا وَ تَحْضُرُ مَوْتَانَا وَ تَأْتِينَا بِأَخْبَارِ مَا يَحْدُثُ قَبْلَ أَنْ يَكُونَ وَ تُصَلِّي مَعَنَا وَ تَدْعُو لَنَا وَ تُلْقِي عَلَيْنَا أَجْنِحَتَهَا وَ تَتَقَلَّبُ عَلَى أَجْنِحَتِهَا صِبْيَانُنَا وَ تَمْنَعُ الدَّوَابَّ أَنْ تَصِلَ إِلَيْنَا وَ تَأْتِينَا مِمَّا فِي الْأَرَضِينَ مِنْ كُلِّ نَبَاتٍ فِي زَمَانِهِ وَ تَسْقِينَا مِنْ مَاءِ كُلِّ أَرْضٍ نَجِدُ ذَلِكَ فِي آنِيَتِنَا وَ مَا مِنْ يَوْمٍ وَ لَا سَاعَةٍ وَ لَا وَقْتِ صَلَاةٍ إِلَّا وَ هِيَ تَتَهَيَّأُ لَهَا وَ مَا مِنْ لَيْلَةٍ تَأْتِي عَلَيْنَا إِلَّا وَ أَخْبَارُ كُلِّ أَرْضٍ عِنْدَنَا وَ مَا يَحْدُثُ فِيهَا وَ أَخْبَارُ الْجِنِّ وَ أَخْبَارُ أَهْلِ الْهَوَى مِنَ الْمَلَائِكَةِ وَ مَا مِنْ مَلِكٍ يَمُوتُ فِي الْأَرْضِ وَ يَقُومُ غَيْرُهُ إِلَّا أَتَانَا خَبَرُهُ وَ كَيْفَ سِيرَتُهُ فِي الَّذِينَ قَبْلَهُ وَ مَا مِنْ أَرْضٍ مِنْ سِتَّةِ أَرَضِينَ إِلَى السَّابِعَةِ إِلَّا وَ نَحْنُ نُؤْتَى بِخَبَرِهِمْ...}}<ref>ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، ص۳۲۷.</ref>. | |||
[[عبدالله بن بکر أرجانی]] که [[امام صادق]]{{ع}} را در [[راه]] [[مدینه]] به [[مکه]] [[همراهی]] میکرد، در بین [[حدیث]] پردامنهای که از آن امام شنیده بود، میگوید: [[حضرت]] فرمود: ای پسر بَکر، قلبهای ما غیر از قلبهای [[مردم]] است؛ چراکه ما اطاعتکننده، [[خالص]] و [[برگزیده]] هستیم. ما چیزی را میبینیم که مردم نمیبینند و چیزی را میشنویم که مردم نمیشنوند؛ و قطعاً [[ملائکه]] در [مسافرتها در] جهاز شتر و با روبُنه [[سفر]] بر ما فرود میآیند و [نیز در [[خانهها]]] روی فرشهایمان میگردند و هنگام [[غذا خوردن]] ما [[شاهد]] بوده و برای اموات ما نیز حضور پیدا میکنند. آنان همواره خبر رویداد هرچه قرار است اتفاق بیفتد را پیش از وقوع آن برای ما میآورند. آنان با ما [[نماز]] میگذارند و برای مادعا میکنند و بالهایشان را روی ما میاندازند و [[کودکان]] ما روی بالهای آنان میچرخند. آنان از آسیب زدن حشرات موذی به ما جلوگیری میکنند. آنان از ثمرات هر گیاهی که در [[زمینها]] میروید، در فصل خودش برای ما میآورند و از آب هر زمینی ما را [[سیراب]] میکنند. ما این آبها را در ظرفهایمان مییابیم. آنان هر [[روز]] و هر [[ساعت]] و در هر وقت نمازی ما را مطلع میکنند؛ و هیچ شبی بر ما نمیگذرد، مگر آنکه [[اخبار]] هر [[زمین]] و آنچه در آن حادث میگردد، نزد ما است. و اخبار [[جنیان]] و اخبار [[ملائکه]] که از اهالی هوا هستند، نزد ما است. هیچ [[پادشاهی]] در زمین نمیمیرد و دیگری [[جانشین]] او میشود، مگر آنکه خبرش و چگونگی [[رفتار]] او با پیشینیانش را برای ما میآورند. و هر یک از شش زمین تا زمین هفتم، خبرش برای ما آورده میشود. | |||
شکی نیست که یکی از جهات باریابی ملائکه به [[محضر امام]]، علمآوری آنان از طرف [[خدای متعال]] برای ایشان است و این [[مأموریت]]، از [[روایات]] دیگر به خوبی استفاده میشود. پس در پایینترین حالت میتوان گفت، هر گاه از بین [[انگیزهها]] و مأموریتهای مختلف، ملائکه با مأموریت علمآوری بر [[امام]] وارد شدند، [[ازدیاد علم]] برای امام تحقق مییابد. در این صورت [[احادیث]] یادشده دلالت بر مطلوب داشته و مرتبط با رویداد [[تحدیث]] میشود<ref>باید توجه داشت که در هر حال، این دسته از احادیث، گروهی متفاوت نسبت به احادیث تحدیث هستند.</ref>. به نظر میرسد، از همین رو مرحوم صفار و [[کلینی]]، هردو، قید “آوردن [[علم]] برای امام” را در عنوان باب گنجاندهاند<ref>{{عربی|بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ تَدْخُلُ الْمَلَائِكَةُ بُيُوتَهُمْ وَ تَطَأُ بُسُطَهُمْ وَ تَأْتِيهِمْ بِالْأَخْبَارِ}}؛ این باب درباره روایاتی است که بیان میدارد، ملائکه به خانههای امامان داخل میشوند و روی فرشهای آنان گام مینهند و برای آنان خبرها را میآورند؛ ر.ک: صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۹۰؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۳۹۳.</ref>. | |||
*[[احادیث]] [[عمود نور]]: در این احادیث میآموزیم که در هنگام [[تولد]]، [[طفولیت]]، یا از لحظه [[تصدی]] [[امامت]]، [[ستونی از نور]] برای [[امام]] برافراشته میشود و امام بدین واسطه، [[اعمال]] [[بندگان]] را در سرتا سر [[زمین]] میبیند. در اینجا سخن از چیستی عمود نور نداریم، اما عمود نور هرچه باشد<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۳۸۸، ح۷.</ref>، کاربریهایی برای آن برشمردهاند؛ دیدن اعمال عباد، دیدن شهرهای دیگر و آنچه بین [[مشرق]] و [[مغرب]] یا [[دنیا]] میباشد و باخبرشدن از احوال آنها، از این جملهاند. برایند این مجموعه [[حدیثی]] آن است که عمود نور، ابزاری است که [[خدای متعال]] برای امام قرار داده است تا ایشان با نگاه کردن در آن، از [[اخبار]] [[گستره امامت]] و [[ولایت]] خویش اطلاع یابد. از این منظر، هرگاه امام در آن نظر میافکند، بر [[علم]] و خبری از طرف خدای متعال راجع به حیطه ولایت خویش، مطلع میگردد و این همان [[ازدیاد علم امام]] است که در این گونه حدیثی، با ابزار عمود نور برای امام تحقق مییابد؛ همانند گونههای حدیثی پیشین، که [[فرشتگان]] این نقش واسطهگونه را ایفا کرده و از طرف [[خداوند]]، برای امام علم میآوردند. در گونههای حدیثی پیشین، با بخشی از متون حدیثی عمود نور آشنا شدیم. در این جا به نمونهای دیگر از این [[میراث]] گرانبها توجه کنید: [[محمد بن مروان]] گفت: [[حضرت باقر]]{{ع}} فرمودند: هر گاه یکی از شما [[خدمت]] [[امام]] میرسد، باید دقت کند چه میگوید؛ زیرا امام در شکم [[مادر]] میشنود. وقتی مادر او را میزاید، نوری به جانب [[آسمان]] برایش میدرخشد. هنگام به [[دنیا]] آمدن، روی بازوی راستش نوشته شده است: {{متن قرآن|وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}<ref>«و سخن پروردگارت به راستی و دادگری کامل شد؛ هیچ دگرگون کنندهای برای سخنان وی نیست و او شنوای داناست» سوره انعام، آیه ۱۱۵.</ref>. وقتی او سخن گفت، [[خداوند]] برایش ستونی برافراشته میکند که به وسیله آن بر [[زمین]] اشراف مییابد و به [[اعمال]] [[بندگان]] [[علم]] پیدا میکند. <ref>{{متن حدیث|عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ{{ع}}: إِذَا دَخَلَ أَحَدُكُمْ عَلَى الْإِمَامِ فَلْيَنْظُرْ مَا يَتَكَلَّمُ بِهِ فَإِنَّ الْإِمَامَ يَسْمَعُ الْكَلَامَ فِي بَطْنِ أُمِّهِ فَإِذَا هِيَ وَضَعَتْهُ سَطَعَ لَهَا نُورٌ سَاطِعٌ إِلَى السَّمَاءِ وَ سَقَطَ وَ فِي عَضُدِهِ الْأَيْمَنِ مَكْتُوبٌ]] {{متن قرآن|وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}} «و سخن پروردگارت به راستی و دادگری کامل شد؛ هیچ دگرگون کنندهای برای سخنان وی نیست و او شنوای داناست» سوره انعام، آیه ۱۱۵. {{متن حدیث|فَإِذَا هُوَ تَكَلَّمَ رَفَعَ اللَّهُ لَهُ عَمُوداً وَ يُشْرِفُ بِهِ عَلَى الْأَرْضِ يَعْلَمُ بِهِ أَعْمَالَهُمْ}} صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۴۳۱.</ref>. در برخی از [[روایات]] مجموعه [[احادیث]] [[عمود نور]]، به [[صراحت]] از برافراشته شدن [[عمود]] دیگری برای امام سخن گفته شده که یک سر آن نزد [[خدای متعال]] و سر دیگران در [[گوش]] [[مبارک]] امام است تا هرگاه امام [[نیازمند]] ازدیاد بود، برای او علم مورد نیاز ریخته شود<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۴۴۲، ح۶.</ref>. | |||
از سویی دیگر، [[آیات]] و احادیثی در دست داریم که روی “عَرضه اعمال اُمت بر امام، تأکید دارد؛ نگاه کنید: [[روایت]] شده که قطعاً هر [[روز]] اعمال بندگان، چه بندگان [[نیکوکار]] و چه بندگان [[بدکردار]]، بر [[رسول الله]]{{صل}} و [[امامان]]{{عم}} عرضه خواهد شد. پس مواظب باشید [کار ناشایستی انجام ندهید]؛ و این سخن [[خدا]] است که فرمود: {{متن قرآن|وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ...}}<ref>«و بگو (آنچه در سر دارید) انجام دهید، به زودی خداوند و پیامبرش و مؤمنان کار شما را خواهند دید.».. سوره توبه، آیه ۱۰۵.</ref>.<ref>{{متن حدیث|وَ رُوِيَ أَنَّ أَعْمَالَ الْعِبَادِ تُعْرَضُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ عَلَى الْأَئِمَّةِ{{عم}} كُلَّ يَوْمٍ أَبْرَارِهَا وَ فُجَّارِهَا فَاحْذَرُوا وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ}} {{متن قرآن|وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ...}} صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۴۱۸.</ref>. | |||
به نظر میرسد بتوان این [[ادله]] را نیز به مجموعه [[احادیث]] [[عمود نور]] افزود؛ زیرا از یک سو در این ادله به بیان [[عرضه اعمال]] [[امت]] بر [[پیامبر]] و [[امام]] پرداخته شده و بر زمانهای این رویداد، به ویژه پنجشنبهها، تأکید شده است<ref>{{متن قرآن|يَعْتَذِرُونَ إِلَيْكُمْ إِذَا رَجَعْتُمْ إِلَيْهِمْ قُلْ لَا تَعْتَذِرُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكُمْ قَدْ نَبَّأَنَا اللَّهُ مِنْ أَخْبَارِكُمْ وَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}} «چون نزد آنان باز گردید، برای شما عذر میآورند؛ بگو عذر نیاورید که هرگز باورتان نخواهیم داشت؛ خداوند ما را از اخبار شما آگاه کرده است و به زودی خداوند و پیامبرش کردار شما را خواهند دید سپس به سوی دانای پنهان و آشکار برگردانده میشوید آنگاه او شما را از آنچه انجام میدادید آگاه میگرداند» سوره توبه، آیه ۹۴؛ {{متن قرآن|وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}} «و بگو (آنچه در سر دارید) انجام دهید، به زودی خداوند و پیامبرش و مؤمنان کار شما را خواهند دید و به سوی داننده پنهان و آشکار بازگردانده خواهید شد و او شما را از آنچه انجام میدادهاید آگاه خواهد ساخت» سوره توبه، آیه ۱۰۵؛ جمعی از اصحاب المه، الأصول الستة عشر، ص۲۳۷، ۲۴۰؛ اهوازی، حسین بن سعید، الزهد، ص۱۶؛ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۴۲۴-۴۳۰، ۴۴۳-۴۴۵؛ قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر، ج۱، ص۲۷۷، ۳۰۴؛ کوفی، فرات بن ابراهیم، تفسیر، ص۲۶۷؛ عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر، ج۲، ص۵۴-۵۵، ۱۰۸-۱۱۰؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۱۹-۲۲۰؛ ج۴، ص۹۴؛ ج۸، ص۲۵۴؛ ابنحیون، نعمان بن محمد، شرح الأخبار، ص۳۹۸؛ صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۱۹۱؛ ج۲، ص۸۳؛ همو، خصال، ج۲، ص۳۹۰؛ همو، معانی الأخبار، ص۳۹۲، ۴۱۰-۴۱۱؛ همو، امالی، ص۵۶۳؛ همو، ثواب الأعمال، ص۸۰؛ همو، فضائل الشیعة، ص۱۸؛ همو، علل الشرایع، ج۲، ص۳۸۱؛ مفید، محمد بن محمد، امالی، ص۱۹۶؛ کراجکی، محمد بن علی، کنزالفوائد، ج۱، ص۳۰۷؛ طوسی، محمد بن حسن، امالی، ص۴۰۹، ۵۳۷.</ref>؛ نگاه کنید: از [[معلی بن خنیس]] گزارش رسیده که [[امام صادق]]{{ع}} درباره این سخن [[خداوند متعال]]: {{متن قرآن|وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«و بگو (آنچه در سر دارید) انجام دهید، به زودی خداوند و پیامبرش و مؤمنان کار شما را خواهند دید» سوره توبه، آیه ۱۰۵.</ref> فرمود: این [[رسول الله]] و [[امامان]] هستند؛ چرا که هر [[پنجشنبه]] [[اعمال]] [[بندگان]] برایشان عرضه میشود.<ref>{{متن حدیث|عَنْ مُعَلَّى بْنِ خُنَيْسٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} فِي قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى {{متن قرآن|وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ}} قَالَ هُوَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} وَ الْأَئِمَّةُ تُعْرَضُ عَلَيْهِمْ أَعْمَالُ الْعِبَادِ كُلَّ خَمِيسٍ}} صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۴۲۷.</ref>. | |||
و از سوی دیگر، بیشترین کاربری [[عمود نور]] هم برای دیدن اعمال بندگان است. حاصل [[ارتباط]] این دو دسته از [[احادیث]] آن است که در احادیث [[عرض اعمال]]، [[زمان]] [[عرضه اعمال]] بندگان مطرح شده و در احادیث عمود نور، ابزار دیدن آن بیان شده است. در کتاب [[جعفر بن محمد بن شریح حضرمی]] که از اصول اربعمائة میباشد، از [[عبدالله بن طلحة نهدی]]، [[حدیثی]] نقل شده است که در جملات آغازین آن، سخن از [[ضرورت]] [[ازدیاد علم امام]] و در جملات پایانی آن، سخن از عرض اعمال در پنجشنبه است؛ ببینید: [[عبدالله]] گفته که شنیدم، [[امام صادق]]{{ع}} به ذَریح که راجع به چگونگی [[علم امام]] سؤال کرده بود، فرمودند:... ای ذَریح، [[آگاه]] باش به [[خدا]] قسم، چنانچه ما افزایش پیدا نکنیم، همه داشتههایمان از بین خواهد رفت. عبدالله میگوید: [[حضرت]] پس از گفتگویی راجع به نسبت [[افزایش علم امام]] و [[علم پیامبر]]{{صل}} فرمودند:... آیا نشنیدهای که پدرم میفرمود: بدون [[شک]] [[اعمال]] [[بندگان]] هر [[پنجشنبه]] بر [[رسول الله]]{{صل}} عرضه میگردد...؟!.<ref>{{متن حدیث|عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ طَلْحَةَ النَّهْدِيِّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} يَقُولُ- وَ سَأَلَهُ ذَرِيحٌ،... يَا ذَرِيحُ! أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ لَا أَنَّا نُزَادُ لَأَنْفَدْنَا... أَ وَ مَا سَمِعْتَ أَبِي يَقُولُ: إِنَّ أَعْمَالَ الْعِبَادِ تُعْرَضُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} كُلَّ خَمِيسٍ...}} جمعی از اصحاب ائمه، الأصول الستة عشر، ص۲۴۰.</ref>. | |||
همانطور که [[مشاهده]] میکنید، امام صادق{{ع}} از [[ضرورت]] [[ازدیاد علم امام]]، به [[عرض اعمال]] رسیدند. این بدان معنا است که میان افزایش علم امام و عرض اعمال، رابطه تنگاتنگی وجود دارد؛ به ویژه آنکه از لحاظ [[زمان]] [[افزایش علم]] و زمان عرض اعمال، تأکید ویژهای بر پنجشنبه شده است؛ بدین ترتیب که یکی از زمانهای شاخص عرض اعمال، ساعات پایانی [[روز]] پنجشنبه است و یکی از زمانهای شاخص افزایش علم امام نیز [[شب جمعه]] در همان ساعات است<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۵۳-۲۵۴؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۱۳۰-۱۳۲.</ref>. [[شاهد]] دیگر بر [[همسویی]] و همافزایی این دو دسته [[حدیثی]]، درج آن دو توسط برخی مانند مرحوم صفار و [[شیخ طوسی]]، در کنار یکدیگر است<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۴۲۳-۴۶۶؛ طوسی، محمد بن حسن، امالی، ص۴۰۷-۴۰۹.</ref>. | |||
*[[احادیث]] [[وفات]] [[امام]] پیشین: وقتی امام از [[دنیا]] [[رحلت]] میکند، [[علوم]] وراثتیای که در [[اختیار]] او بوده، به امام پس از وی منتقل میشود<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۴۶۸-۴۶۹.</ref>. علوم دیگری نیز به امام انتقال مییابد<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۴۶۵-۴۶۶، ۴۷۷.</ref> و رسماً ابزار دریافت علوم جدید برای امام ایجاد میشود. برافراشته شدن [[عمود نور]] برای امام<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۴۳۲، ح۵ و ص۴۳۴، ح۱۱ و ص۴۳۵، ح۱ و ص۴۳۶، ح۴، ۶ و ص۴۳۷، ح۲، ۷ و ص۴۴۰، ح۳؛ قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر، ج۱، ص۲۱۵؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۳۸۷-۳۸۸.</ref>، نگاه کردن به اعمال بندگان و باخبرشدن از [[رفتار]] آنان<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۴۳۲.</ref>، خبردار شدن از [[رحلت]] [[امام]] پیشین در همان لحظه با وجود دوری از او<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۴۶۶، ح۱ و ص۴۶۷.</ref>، ایجاد حالتهای عجیب در نفس امام به خاطر [[تصدی]] [[امامت]]<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۴۶۷.</ref> و افزوده شدن پنج جزء (زیادة خمسة أجزاء) به امام جدید، از مواردی است که در لحظة [[وفات]] امام پیشین، برای امام جدید اتفاق میافتد. هر کدام از این موارد، یا خود [[علم]] جدید - غیر از [[علوم]] پیشین - است که به صورت غیرعادی و الهامگونه به امام میرسد، و یا ابزاری برای دریافت علوم جدید است. به هر حال، این [[احادیث]] به دلالت التزامی بر [[افزایش علم امام]] دلالت دارند. در بخشی دیگر از این [[روایات]] اما، بر افزایش تصریح شده است؛ ببینید: [[عمر بن یزید]] گزارش داده که از [[حضرت]] [[امام صادق]]{{ع}} پرسیدم: وقتی امامی از [[دنیا]] رفت، [در آن لحظه] در همان شبی که از دنیا میرود، علم او به امام پس از او به همان مقداری که امام گذشته میدانست، انتقال مییابد؟ حضرت فرمودند: هر مقدار از آن [به امام جدید میرسد] که [[خداوند]] بخواهد. امام جدید کتابهایی [را که در [[اختیار]] امام پیشین بود،] به [[ارث]] میبرد. ولی با این حال، [هیچگاه خداوند] امام را به حال خود رها نمیکند و همواره در شبانهروزش، [[اعلم]] او را افزایش خواهد داد.<ref>{{متن حدیث|عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} إِذَا مَضَى الْإِمَامُ يُفْضِي مِنْ عِلْمِهِ فِي اللَّيْلَةِ الَّتِي يَمْضِي فِيهَا إِلَى الْإِمَامِ الْقَائِمِ مِنْ بَعْدِهِ مِثْلَ مَا كَانَ يَعْلَمُ الْمَاضِي قَالَ وَ مَا شَاءَ اللَّهُ مِنْ ذَلِكَ يُورَثُ كُتُباً وَ لَا يُوكَلُ إِلَى نَفْسِهِ وَ يُزَادُ فِي لَيْلِهِ وَ نَهَارِهِ}} صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۴۶۵.</ref>. | |||
در این جا دو نکته باقی میماند: | |||
اول: اشاره شد که در بخشی از این احادیث سخن از افزودن پنج جزء به امام جدید است: {{متن حدیث|عَنْ أَبِي إِسْمَاعِيلَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: لَيْسَ مِنْ إِمَامٍ يَمْضِي إِلَّا وَ أُوتِيَ الَّذِي مِنْ بَعْدِهِ مِثْلَ مَا أُوتِيَ الْأَوَّلُ وَ زِيَادَةَ خَمْسَةِ أَجْزَاءٍ}}<ref>«ابواسماعیل گفته که [[حضرت]] [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: هیچ امامی از [[دنیا]] نمیرود، مگر آنکه مثل آنچه به [[امام]] پیشینی داده شده بود، به امام پس از او نیز داده میشود. علاوه بر آن، پنج جزء به امام پسینی افزوده خواهد شد.» صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۴۲۳.</ref>. | |||
نکته نخست، [[پرسش]] از چیستی پنج جزئی است که به امام جدید اضافه میگردد. مرحوم [[علامه مجلسی]] میفرماید که احتمال دارد پنج جزء افزون، اشاره به پنج رویدادی باشد که [[قرآن]] [[علم]] آن را در [[اختیار]] [[خداوند]] میداند. آن پنج رویداد عبارتاند از: علم [[زمان]] [[برپایی قیامت]]، [[نزول]] [[باران]]، آن چه در [[رحم]] [[مادران]] است، آن چه [[انسان]] فرداروزی [در [[قیامت]]] به دست میآورد، و اینکه در کدام [[زمین]] خواهد مُرد: | |||
{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}<ref>«بیگمان، تنها خداوند است که دانش رستخیز نزد اوست و او باران را فرو میفرستد و از آنچه در زهدانهاست آگاه است و هیچ کس نمیداند فردا چه به دست خواهد آورد و هیچ کس نمیداند در کدام سرزمین خواهد مرد؛ بیگمان خداوند دانایی آگاه است» سوره لقمان، آیه ۳۴.</ref>. | |||
دلیل این احتمال آن است که خداوند علم این موارد را به کسی نداده است و در میان آنها، رخدادهای بداپذیر وجود دارد. ممکن است آنچه بر امام جدید افزوده میشود، علم این موارد باشد. احتمال دیگر، ارتقای امام در [[معرفت]] [[پروردگار]] است؛ زیرا [[معرفت خدا]] پنج قسمت است: صفات ثبوتیه - شامل علم، [[قدرت]] و [[اراده]] (یا به جای اراده، [[حیات]]) - صفات سلبیه و [[صفات فعل]]. این احتمال، یکی از معانی [[علمی]] است که شبانه [[روز]] برای امام حادث میشود<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، ج۲۶، ص۱۷۵.</ref>. به نظر میرسد [[مرحوم مجلسی]]، نخست “افزایش پنج جزء” را، افزایش [[علمی]] [[تصور]] فرموده، سپس در محتوای این [[علم]] افزون، دو احتمال مطرح کرده است. میتوان گفت که [[روایت]] [[اجمال]] دارد؛ کاملاً روشن است که [[حدیث شریف]] در صدد بیان آن پنج جزء نیست. در نتیجه این افزایش، شامل احتمالاتی میشود: [[افزایش علم]]، [[قدرت]]، [[ولایت]]، افزایش درجات یا حقایقی دیگر. اما به قرینه [[احادیث]] [[ازدیاد علم امام]] و نیز احادیث انتقال [[علم امام]] پیشین به [[امام]] جدید<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۴۶۵-۴۶۶، ۴۷۷.</ref>، افزایش علمی پیشتر به [[ذهن]] تبادر میکند. با پذیرش این [[ظهور]]، احادیث “افزایش پنج جزء” از بین “احادیث [[وفات]] امام قبل” دلالت ویژهای بر ازدیاد علم امام دارند. | |||
نکته دوم اینکه، گاهی امام در حال [[حیات]] خود، علمی را از روشهای غیرعادی و نامحسوس به امام پس از خود انتقال میدهد؛ مانند انتقال [[علوم]] نامحسوس در هنگام وفات امام پیشین به امام جدید یا رویداد “ألف باب” برای [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}<ref>در احادیث بسیاری این واقعه گزارش شده است که پیامبر اکرم{{صل}} در حالتی رازگونه و به صورت دهان به دهان و با در آغوش گرفتن امیرالمؤمنین{{ع}}، هزار باب از علم را که از هرباب آن هزار باب دیگر بازمیگردد، به ایشان انتقال دادند؛ ر.ک: صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۳۰۴-۳۱۴.</ref>! آیا این علم، در شمار [[علوم وراثتی]] به حساب میآید، تا ویژگیها و [[احکام]] آن را داشته باشد یا در ردیف علوم افزون جای میگیرد؟ میتوان گفت از آنجا که در احادیثی، این دست از علوم در مقابل علم افزون قرار داده شده، در زمره علوم وراثتی امام طبقهبندی میشوند<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۴۶۵-۴۶۶.</ref>. احتمال دیگر این است که، چون کیفیت اخذ و همچنین ابزار آنها، غیرمتعارف میباشد، در ردیف علوم افزون دستهبندی شوند و بتوان آنها را نوعی [[الهام الهی]] قلمداد کرد؛ زیرا این [[خداوند]] است که یکباره از طریق غیرمتعارف، تمامی علم امام پیشین را بر [[قلب]] امام جدید [[الهام]] میکند<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۴۶۶-۴۶۷.</ref>. رخداد “ألف باب” نیز به همین منوال بوده است<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۳۹.</ref>. اما به نظر میرسد این دست از [[علوم]]، در واقع [[علم وراثتی]] میباشند و تنها شباهتی در کیفیت اخذ آنها با [[علم]] افزون وجود دارد. به این [[حدیث]] توجه کنید. | |||
[[ابوبصیر]] گفت: نزد [[امام صادق]]{{ع}} رفتم و... عرض کردم: فدایت شوم، [[شیعیان]] در میان خود [[حدیثی]] نقل میکنند که [[رسول الله]]{{صل}} به [[علی]]{{ع}} بابی از علم را آموخت که از آن، [[هزار باب علم]] گشوده میشود. فرمودند: ای ابامحمد، رسول الله{{صل}} به علی{{ع}} [[هزار باب]] از علم آموخت که از هر باب آن، هزار باب گشوده میشود. عرض کردم: به خدای قسم که این حتماً علم است. امام صادق{{ع}} برای مدتی [مانند شخص متفکر که در حال [[تفکر]] انگشت، چوب یا وسیلهای را روی [[زمین]] میکشد و اثری از آن بر روی [[خاک]] نقش میبندد] بر زمین خطوطی کشیدند؛ سپس فرمودند: بدون [[شک]] آن علم است ولی [آن [[علم امام]] که مد نظر ما است] این علم نیست.... عرض کردم: فدایت شوم، پس آن چیزی که علم است [و حقیقتاً به عنوان علم امام مد نظر شما است چیست؟ امام صادق{{ع}} فرمودند: [[علمی]] است که در طول شب و [[روز]] [به صورت] امری پس از امر دیگر و چیزی پس از چیز دیگر تا [[روز قیامت]] حادث میشود.<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}... قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَ الشِّيعَةِ يَتَحَدَّثُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} عَلَّمَ عَلِيّاً{{ع}} بَاباً يُفْتَحُ مِنْهُ أَلْفُ بَابٍ قَالَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} يَا أَبَا مُحَمَّدٍ عَلَّمَ وَ اللَّهِ رَسُولُ اللَّهِ عَلِيّاً أَلْفَ بَابٍ يُفْتَحُ لَهُ مِنْ كُلِّ بَابٍ أَلْفُ بَابٍ قَالَ قُلْتُ لَهُ وَ اللَّهِ هَذَا لَعِلْمٌ فَنَكَتَ سَاعَةً فِي الْأَرْضِ ثُمَّ قَالَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ وَ مَا هُوَ بِذَلِكَ... قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَأَيُّ شَيْءٍ هُوَ الْعِلْمُ قَالَ مَا يَحْدُثُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ الْأَمْرُ بَعْدَ الْأَمْرِ وَ الشَّيْءُ بَعْدَ الشَّيْءِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ}}صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۱۵۱؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۳۹.</ref>. | |||
در این [[حدیث شریف]]، [[علم]] “ألف باب” در شمار [[علوم وراثتی]] در کنار [[جامعه]]، [[جفر]] و {{عربی|علم ما کان و ما یکون}}، و در مقابل علم افزون قرار گرفته و بسیار به [[صراحت]] از آن، [[نفی]] علم (مخصوص [[امام]]) شده است. در این حدیث شریف، حتی [[مصحف فاطمه]]{{س}} نیز که به [[الهام]] [[جبرئیل]]{{ع}} بوده است- در زمره علوم وراثتی محسوب شده و از آن، نفی علم شده است. در [[حقیقت]] از مجموع [[روایات]] چنین برمیآید که [[علم امام]]، تنها [[علمی]] است که ایشان آن را مستقیماً از [[خدا]] با ابزار و کیفیتی مخصوص طی تشریفاتی در زمانهایی خاص، مانند [[شبهای قدر]] و شبهای [[جمعه]]، و یا در زمانهایی عام، به صورت لحظه به لحظه و تازه به تازه، دریافت میکند. دیگر [[علوم]] اگرچه علم هستند و در [[اختیار]] امام نیز میباشند، اما علم مخصوص امام قلمداد نمیشوند. | |||
*[[احادیث]] علم منوط به [[مشیت]] امام: دراین احادیث میآموزیم که هر گاه امام بخواهد بر چیزی [[آگاهی]] یابد، [[علم لازم]] در اختیار او قرار میگیرد. به برخی از این احادیث بنگرید: {{متن حدیث|عَنْ أَبِي الرَّبِيعِ الشَّامِيِّ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} الْعَالِمُ إِذَا شَاءَ أَنْ يَعْلَمَ عَلِمَ}}<ref>«ابو [[ربیع]] شامی گفته که [[حضرت]] [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: بیشک هرگاه امام بخواهد، میداند.» کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۵۸.</ref>. راجع به واژه پایانی - “عَلِمَ”- در حدیث شریف، [[اختلاف]] وجود دارد که آیا به صیغه معلوم وثلاثی مجرد - “عَلِمَ” - قرائت شود و یا به صیغه مجهول و از باب تفعیل - “عُلِّمَ” - قرائت شود؟ نظر بیشتر تصحیحکنندگان [[نسخ]] و شارحان این [[خانواده]] [[حدیثی]] آن است که قرائت دوم صحیح است؛ بدین معنا که هرگاه امام بخواهد بر چیزی آگاهی یابد، علم لازم به او [[تعلیم]] داده میشود. این واژه تنها در یکی دو [[حدیث]] به کار گرفته شده و در بیشتر [[احادیث]] این باب تصریح شده است که در صورت [[مشیت]] [[امام]]، این [[خداوند]] است که [[علم لازم]] را به امام [[تعلیم]] میدهد. به یک نمونه توجه کنید: {{متن حدیث|عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ الْمَدَائِنِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: إِذَا أَرَادَ الْإِمَامُ أَنْ يَعْلَمَ شَيْئاً أَعْلَمَهُ اللَّهُ ذَلِكَ}}<ref>«[[ابوعبیده]] مدائنی گفته که [[حضرت]] [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: هرگاه امام [[اراده]] کند راجع به چیزی [[علم]] پیدا کند، خداوند علم آن را به امام تعلیم میدهد.» کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۵۸.</ref>. بر این اساس، نظر کارشناسان گروه دوم را صائب میدانیم. باید گفت که این احادیث، قرینه بر [[صحت]] قرائت واژه “عُلِّمَ” به صیغه مجهول از باب تفعیل است. با توجه به این معنا، فاعل و تعلیم دهنده این علم به امام، کسی جز [[خدای متعال]] نیست. این تعلیم -که یا به واسطه [[فرشته]] است و یا خدای متعال مستقیماً به صورت [[نکت]] و [[نقر]]، علم لازم را به امام [[الهام]] میکند- همان [[افزایش علم امام]] است. نکته قابل اشاره در این مجال این است که، بر اساس این گروه [[حدیثی]]، رویداد [[ازدیاد علم امام]] جریانی دوسویه است. فرایند این رویداد گاه بنا به نیاز، درخواست و مشیت امام از سوی امام آغاز میگردد و گاه بنا به [[حکمت]]، اراده و [[مشیت خداوند]] از سوی خداوند آغاز میشود. برخی از گونههای حدیثی یادشده، مانند همین گونه، نوع نخست را بیان میدارند و برخی از گونهها، مانند احادیث [[شب قدر]]، قسم دوم را بیان میکنند. به این [[حدیث]] دقت کنید: [[اسحاق]] حریری [یا جریری] نیز گفته که نزد امام صادق{{ع}} بودم؛ شنیدم که میفرمود: قطعاً خداوند [[ستونی از نور]] دارد که آن را از همه آفریدهها پنهان داشته است. یک سر آن نزد [[خدا]] است و سر دیگران در گوش [[امام]] است. پس هر گاه [[خداوند]] چیزی را [[اراده]] کند، فوری آن را در گوش امام [[وحی]] میکند.<ref>{{متن حدیث|عَنْ إِسْحَاقَ الْحَرِيرِيِّ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} فَسَمِعْتُهُ وَ هُوَ يَقُولُ إِنَّ لِلَّهِ عَمُوداً مِنْ نُورٍ حَجَبَهُ اللَّهُ عَنْ جَمِيعِ الْخَلَائِقِ طَرَفُهُ عِنْدَ اللَّهِ وَ طَرَفُهُ الْآخَرُ فِي أُذُنِ الْإِمَامِ فَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ شَيْئاً أَوْحَاهُ فِي أُذُنِ الْإِمَامِ}} صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۴۳۹.</ref>. | |||
*[[احادیث]] رخداد [[ازدیاد علم]] به صورت عملی: در بین [[آیات قرآن]] و منابع [[حدیث]]، گزارشاتی وجود دارد که نشان میدهد، به صورت جزئی در وقایعی خاص، خبرها و علومی برای [[اهل بیت]]{{عم}}، به ویژه [[پیامبر اکرم]]{{صل}}، آورده شده است؛ مانند اخباری که خداوند برای [[پیشگیری]] از دسیسههای [[منافقان]]، به آن [[حضرت]] میداد. آیاتی که در پی میآید، بیانگر برخی از این دست خبرها است: {{متن قرآن|يَعْتَذِرُونَ إِلَيْكُمْ إِذَا رَجَعْتُمْ إِلَيْهِمْ قُلْ لَا تَعْتَذِرُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكُمْ قَدْ نَبَّأَنَا اللَّهُ مِنْ أَخْبَارِكُمْ...}}<ref>«چون نزد آنان باز گردید، برای شما عذر میآورند؛ بگو عذر نیاورید که هرگز باورتان نخواهیم داشت؛ خداوند ما را از اخبار شما آگاه کرده است.».. سوره توبه، آیه ۹۴.</ref>. {{متن قرآن|وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلَى بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِيثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنْبَأَكَ هَذَا قَالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ}}<ref>«و آنگاه که پیامبر به یکی از همسرانش سخنی را، نهانی گفت و چون او آن را (به همسر دیگر) خبر داد و خداوند پیامبر را از آن آگاه کرد وی بخشی از آن را (به همسران خود) گفت و در (گفتن) بخشی دیگر خودداری ورزید، پس هنگامی که (پیامبر) آن (همسر رازگشا) را از این (امر) باخبر ساخت (همسر) گفت: چه کسی تو را از این (رازگشایی من) آگاه کرد؟ (پیامبر) گفت: خداوند دانای آگاه مرا با خبر ساخت» سوره تحریم، آیه ۳.</ref>. {{متن قرآن|وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که کافران با تو نیرنگ میباختند تا تو را بازداشت کنند یا بکشند یا بیرون رانند، آنان نیرنگ میباختند و خداوند تدبیر میکرد و خداوند بهترین تدبیر کنندگان است» سوره انفال، آیه ۳۰.</ref>. | |||
[[آیه]] اخیر راجع به واقعه [[لیلة المبیت]] است. وقتی [[قریش]] در [[دارالندوه]] برای [[کشتن پیامبر]]{{صل}} [[برنامهریزی]] کردند، [[خداوند]] توسط [[جبرئیل]]{{ع}} این خبر را به [[پیامبر]]{{صل}} رساند: [[شیطان]] که در آن واقعه به صورت یک پیرمرد نجدی درآمده بود، وقتی پیشنهاد [[قتل پیامبر]]{{صل}} را به نوعی خاص داد، [[قریشیان]] متفقاً گفتند: نظر پیرمرد نجدی درست است و آن را [[اجرا]] خواهیم کرد. [[ابولهب]] [[عموی پیامبر]] نیز، نظر به همین [[رأی]] داشت. در اینجا بود که جبرئیل{{ع}} بر پیامبر{{صل}} نازل شد و ایشان را از این [[توطئه]] مطلع کرد، و در این باره آیه {{متن قرآن|وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ}} نازل شد.... <ref>{{متن حدیث|ثُمَّ قَالُوا الرَّأْيُ رَأْيُ الشَّيْخِ النَّجْدِيِّ، فَاجْتَمَعُوا وَ دَخَلَ مَعَهُمْ فِي ذَلِكَ أَبُو لَهَبٍ عَمُّ النَّبِيِّ، وَ نَزَلَ جَبْرَئِيلُ{{ع}} عَلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ أَخْبَرَهُ أَنَّ قُرَيْشاً قَدِ اجْتَمَعَتْ فِي دَارِ النَّدْوَةِ يُدَبِّرُونَ عَلَيْكَ- وَ أَنْزَلَ عَلَيْهِ فِي ذَلِكَ}} {{متن قرآن|وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ}} قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر، ج۱، ص۲۷۵.</ref>. | |||
گاهی گزارشهای [[افزایش علم]] پیامبر و [[امام]]، با موضوع [[آموزههای اخلاقی]] است. باید گفت این گزارشات نیز دلیلی بر مدعا میباشد و از لحاظ موضوع، هیچ تفاوتی ندارد. به این [[حدیث]] که در آن یک مطلب [[اخلاقی]] بیان شده است، توجه کنید: [[ابوحمزه]] از [[امام باقر]]{{ع}} گزارش میدهد که [[رسول الله]]{{صل}} در [[حجة الوداع]] [[سخنرانی]] کرده و فرمودند: ای [[مردم]]! همانا [[روح القدس]] در دلم افکند که هیچ کس نمیمیرد تا روزیاش را کامل بگیرد. از [[خدا]] بپرهیزید و در [[طلب]] روزی آرام باشید [حریص نباشید و خود را به [[زحمت]] نیفکنید] و دیررسیدن روزی، شما را وادار به کسب آن از [[راه]] [[حرام]] نکند؛ زیرا آنچه نزد خدا است، جز به وسیله اطاعتش به دست نمیآید.<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ: خَطَبَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} فِي حَجَّةِ الْوَدَاعِ فَقَالَ يَا أَيُّهَا النَّاسُ... إِنَّهُ قَدْ نَفَثَ فِي رُوعِي رُوحُ الْقُدُسِ- أَنَّهُ لَنْ تَمُوتَ نَفْسٌ حَتَّى تَسْتَوْفِيَ رِزْقَهَا وَ إِنْ أَبْطَأَ عَلَيْهَا فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَجْمِلُوا فِي الطَّلَبِ وَ لَا يَحْمِلَنَّكُمُ اسْتِبْطَاءُ شَيْءٍ مِمَّا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تُصِيبُوهُ بِمَعْصِيَةِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُنَالُ مَا عِنْدَهُ إِلَّا بِالطَّاعَةِ}} جمعی از اصحاب ائمه، الأصول الستة عشر، ص۱۵۰، ۳۶۲؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۲، ص۷۴؛ اسکافی، محمد بن همام، التمحیص، ص۵۳.</ref>. | |||
از مصادیق این گزارشها میتوان به داستان پیداشدن [[الواح حضرت موسی]]{{ع}} در [[زمان پیامبر]]{{صل}} اشاره کرد. خلاصه ماجرا از این قرار است: | |||
[[ابوحمزه ثمالی]] از [[امام صادق]]{{ع}} گزارش کرده که ایشان فرمودند: در کتاب [[جفر]] [که نزد [[امامان]]{{عم}} است، نوشته شده] که... وقتی [[روزگار]] زندگانی [[حضرت موسی]]{{ع}} به سررسید، [[خداوند]] به وی [[وحی]] کرد که [[الواح]] را که از زَبرجد بهشتی بود، در کوهی پنهان کند. از همین روی، حضرت موسی{{ع}} به سوی آن [[کوه]] رفت. کوه برای او شکافته شد و او الواح را پیچیده، در آن گذاشت. وقتی آنها را در شکاف [[قرارداد]]، شکاف کوه به هم پیوست. الواح پیوسته در آن کوه بود تا [[حضرت محمد]]{{صل}} [[مبعوث]] گردید. | |||
روزی قافلهای از [[یمن]]، که قصد شرفیابی [[خدمت]] [[پیامبر]] را داشتند، در راه خود به آن کوه رسیدند. ناگهان کوه باز شد و الواح همان طور پیچیده، به همان صورتی که [[موسی]]{{ع}} نهاده بود، از [[کوه]] بیرون آمد. وقتی کاروانیان آنها را برداشتند، [[الواح]] در نظرشان بزرگ جلوه کرد و در دلشان افتاد که به آنها دست نزنند و نگاه نکنند تا آنها را به دست [[پیامبر]]{{صل}} برسانند. در همین حال [[خداوند]] [[جبرئیل]]{{ع}} را بر پیامبر نازل کرد و ماجرای کاروان و الواح را به اطلاع پیامبر{{صل}} رساند. | |||
وقتی کاروانیان [[خدمت]] پیامبر{{صل}} رسیدند، پیامبر{{صل}} از آنان پیشی گرفتند و آغاز به سخن نمودند و از آنان راجع به آنچه یافته بودند، سؤال کردند. آنان شگفتزده پرسیدند: از کجا فهمیدی که ما چیزی پیدا کردهایم؟ [[حضرت]] فرمودند: [[خدا]] به من اطلاع داد و آنچه شما یافتهاید، الواح است. آنان گفتند که ما به [[پیامبری]] تو [[شهادت]] میدهیم، و الواح را در آورده و تقدیم کردند. با اینکه به زبان [[عبرانی]] نوشته شده بود، حضرت به آنها نگاه کردند و خواندند. آنگاه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} را خواسته و فرمودند: این را داشته باش که در آن [[علم]] گذشتگان و آیندگان است. اینها [[الواح موسی]]{{ع}} است و خدا به من [[دستور]] داده تا آنها را در [[اختیار]] تو بگذارم. عرض کرد: یا [[رسول الله]]! من نمیتوانم درست آنها را بخوانم! پیامبر{{صل}} فرمودند: جبرئیل{{ع}} به من گفته که به تو بگویم، این الواح را امشب زیر سرخود بگذار تا فردا صبح که برخیزی، علم خواندن آنها به تو [[تعلیم]] داده شده است. | |||
[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: امیرالمؤمنین{{ع}} شب آنها را زیر سرخود گذاشتند؛ صبح که شد، خداوند علم همه محتوای الواح را به ایشان تعلیم داده بود. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به ایشان دستور دادند تا از آن نسخهبرداری کنند. پس امیرالمؤمنین{{ع}} در یک پوست گوسفند، نسخهای از روی آن نوشتند و این همان [[جفر]] است که در آن علم گذشتگان و آیندگان است و آن به همراه الواح و [[عصای موسی]]{{ع}} نزد ما است و ما از پیامبر به [[ارث]] بردهایم<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۱۴۰؛ عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر، ج۲، ص۲۸.</ref>. | |||
لازم نیست افزایش [[علمی]] در [[جهان]] کنونی برای [[امام]] تحقق یابد، بلکه در [[عوالم]] پیشین نیز از این دست افزایشهای عملی، اتفاق افتاده است؛ به این [[حدیث]] دقت کنید: [[مفضل]] گزارش کرده که از [[امام صادق]]{{ع}} پرسیدم: شما هنگامی که [در [[عوالم]] پیشین] به صورت سایههایی بودید، چگونه بودید؟ [[حضرت]] پاسخ فرمودند: ای مفضل، ما در سایه سبزی نزد پروردگارمان بودیم و این در حالی بود که غیر از ما هیچ کس وجود نداشت. همواره به [[تسبیح]]، [[تقدیس]]، [[تهلیل]] و [[تمجید]] [[خداوند]] مشغول بودیم. جز ما نه [[فرشته]] مقربی بود و نه صاحب [[روحی]]، تا آنکه [[خدا]] [[آفرینش]] اشیا را [[اراده]] کرد. پس آنچه از [[ملائکه]] و غیرملائکه خواست، به هر طور که خواست، آفرید. سپس [[علم]] این آفرینش را به ما رساند و [[ابلاغ]] کرد.<ref>{{متن حدیث|عَنِ الْمُفَضَّلِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}: كَيْفَ كُنْتُمْ حَيْثُ كُنْتُمْ فِي الْأَظِلَّةِ فَقَالَ يَا مُفَضَّلُ كُنَّا عِنْدَ رَبِّنَا لَيْسَ عِنْدَهُ أَحَدٌ غَيْرُنَا فِي ظُلَّةٍ خَضْرَاءَ نُسَبِّحُهُ وَ نُقَدِّسُهُ وَ نُهَلِّلُهُ وَ نُمَجِّدُهُ وَ مَا مِنْ مَلَكٍ مُقَرَّبٍ وَ لَا ذِي رُوحٍ غَيْرُنَا حَتَّى بَدَا لَهُ فِي خَلْقِ الْأَشْيَاءِ فَخَلَقَ مَا شَاءَ كَيْفَ شَاءَ مِنَ الْمَلَائِكَةِ وَ غَيْرِهِمْ ثُمَّ أَنْهَى عِلْمَ ذَلِكَ إِلَيْنَا}} کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۴۴۱، ح۷.</ref>. | |||
در این حدیث، بر [[ازدیاد علم امام]] تصریحی وجود ندارد، ولی در دو مرحله، یکی در [[مقام علم]] به ذات، [[اسما]] و [[صفات الهی]]، و دیگری در مقام علم به [[افعال الهی]]، [[علوم]] بیکرانی به امام ارزانی شده است که دستکم در مرحله دوم، [[علم امام]] افزایش یافته است. توضیح بیشتر در مبحث [[زمان]] آغاز [[افزایش علم امام]] خواهد آمد. | |||
در این گونه از گزارشات، سخنی از [[ازدیاد علم]] [[پیامبر]]{{صل}} یا امام و یا [[حکم]] آن مطرح نیست، اما در این وقایع، به صورت عملی، از سوی خداوند علمی بر علوم ایشان افزوده شده است. اگر این وقایع تنها برای پیامبر{{صل}} هم نقل شده باشد، کافی است تا این [[شأن]] برای [[امام]] نیز به [[اثبات]] برسد و به نقل مصادیق آن برای امام نیاز نیست؛ چراکه بر اساس [[ضرورت]] شراکت امام در [[علم پیامبر]]<ref>در صفحه ۱۲۹ همین نوشتار، درباره شراکت امام در علم پیامبر سخن گفتیم.</ref> و نیز [[قانون]] کلی “اثبات تمام [[مقامات]] و [[شئون پیامبر]] برای [[ائمه]] بعد از ایشان، مگر مقامات خاصی مانند [[نبوت]] و افضلیت”<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، ج۲۵، ص۳۵۲؛ ج۳۵، ص۲۵۷.</ref>، به ویژه با ضمیمه [[روایات]] [[نزول]] و ورود [[فرشتگان]] بر [[ائمه اطهار]]{{عم}}، این شأن برای امام نیز به اثبات میرسد.<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۱۵۱-۱۸۶.</ref>.. | |||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||