امداد غیبی در قرآن: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'علل' به 'علل'
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-{{پانویس2}} +{{پانویس}})) |
جز (جایگزینی متن - 'علل' به 'علل') |
||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
*در [[اثبات]] [[امدادهای غیبی]] و [[سنت]] بودن آن و [[پیروزی]] [[پیامبران]] توجه به انواع عذابهایی که [[خدا]] بر مکذبان رسولانش در گذشته فرو فرستاده، [[کفایت]] میکند<ref>المیزان، ج ۱۵، ص ۳۴.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا تَتْرَا کُلَّ مَا جَاءَ أُمَّةً رَّسُولُهَا كَذَّبُوهُ فَأَتْبَعْنَا بَعْضَهُم بَعْضًا وَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ فَبُعْدًا لِّقَوْمٍ لّا يُؤْمِنُونَ}}<ref> سپس پیامبران خویش را پیدرپی فرستادیم، هر گاه که پیامبری برای امتی آمد او را دروغگو شمردند آنگاه آنان را در پی یکدیگر به هلاکت آوردیم و با نابود کردنشان آنها را موضوع افسانهها گرداندیم پس بر گروهی که [[ایمان]] نمیآورند نفرین باد!؛ سوره مؤمنون، آیه ۴۴.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>. | *در [[اثبات]] [[امدادهای غیبی]] و [[سنت]] بودن آن و [[پیروزی]] [[پیامبران]] توجه به انواع عذابهایی که [[خدا]] بر مکذبان رسولانش در گذشته فرو فرستاده، [[کفایت]] میکند<ref>المیزان، ج ۱۵، ص ۳۴.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا تَتْرَا کُلَّ مَا جَاءَ أُمَّةً رَّسُولُهَا كَذَّبُوهُ فَأَتْبَعْنَا بَعْضَهُم بَعْضًا وَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ فَبُعْدًا لِّقَوْمٍ لّا يُؤْمِنُونَ}}<ref> سپس پیامبران خویش را پیدرپی فرستادیم، هر گاه که پیامبری برای امتی آمد او را دروغگو شمردند آنگاه آنان را در پی یکدیگر به هلاکت آوردیم و با نابود کردنشان آنها را موضوع افسانهها گرداندیم پس بر گروهی که [[ایمان]] نمیآورند نفرین باد!؛ سوره مؤمنون، آیه ۴۴.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>. | ||
*تقاضای [[پیامبران الهی]] نسبت به اینگونه امدادها هم بر اهمیت تأثیر کمکهای ویژه [[خدا]] [[گواهی]] میدهد، و هم بر وجود آنها دلالت دارد. [[قرآن]] این درخواست را از زبان [[نوح]]{{ع}}، [[لوط]]{{ع}} [[طالوت]] و یارانش و همچنین [[پیامبر خاتم|رسول اکرم]]{{صل}} و [[مؤمنان]] [[نقل]] میکند. در [[سوره انفال]]، درخواست کمک از سوی [[پیامبر]] و [[مسلمانان]] در [[جنگ بدر]] را [[نقل]] میکند: {{متن قرآن|إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُم بِأَلْفٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ}}<ref> یاد کن آنگاه را که از پروردگارتان فریادخواهی میکردید و به شما پاسخ داد که من با هزار فرشته پیاپی امدادگر شما خواهم بود؛ سوره انفال، آیه ۹.</ref> در پارهای از [[روایات]] آمده است که [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} نیز با [[مسلمانان]] در [[یاری]] خواستن از [[خدا]] همصدا بود و میگفت: پروردگارا! وعدهای را که به من دادهای تحقق بخش. خدایا، اگر این گروه [[مؤمنان]] نابود شوند، [[پرستش]] تو از [[زمین]] برچیده خواهد شد <ref>مجمع البیان، ج ۴، ص ۸۰۷؛ نمونه، ج ۷، ص ۱۰۳.</ref>. در بقره این درخواست را روش مستمر [[تاریخی]] [[پیغمبران]] [[الهی]] و امتهای آنان میشناساند: {{متن قرآن|أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَزُلْزِلُواْ حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ}}<ref> آیا گمان میکنید به بهشت در خواهید آمد با آنکه هنوز داستان کسانی که پیش از شما در گذشتند بر سر شما نیامده است؟ به آنان سختی و رنج رسید و لرزانده شدند تا جایی که پیامبر و مؤمنان همراه وی میگفتند: یاری خداوند کی در میرسد؟ آگاه باشید که یاری خداوند نزدیک است؛ سوره بقره، آیه ۲۱۴.</ref> گویا این یک [[سنت الهی]] و رمز [[تربیت]] و [[تکامل]] است که همه امتها باید در کوره سخت حوادث قرار گرفته و آبدیده شوند و همچون فولاد از کوره به درآیند، و برای حوادث مهمتر و دشوارتر آماده شوند <ref>نمونه، ج ۲، ص ۱۰۲. </ref>[[مشکلات]]، چنان امتهای [[پیامبران پیشین]] را احاطه میکرده که [[پیامبران]] با آنها همصدا شده، میگفتند: پس [[یاری]] [[خدا]] کجاست؟!<ref>نمونه، ج ۲، ص ۱۰۲. </ref>. جمله {{متن قرآن|أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ}} [[سخن]] [[خدا]] <ref>نمونه، ج ۲، ص ۱۰۱. </ref>و بدین معناست که [[خدا]] به وعدهاش [[جامه]] عمل میپوشاند و آنها را از کمکهای ویژه خویش بهرهمند میسازد، چنانکه خواسته [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[مسلمانان]] را در [[جنگ بدر]] [[اجابت]] کرد و [[فرشتگان]] امدادگر را به یاریشان فرستاد<ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>. | *تقاضای [[پیامبران الهی]] نسبت به اینگونه امدادها هم بر اهمیت تأثیر کمکهای ویژه [[خدا]] [[گواهی]] میدهد، و هم بر وجود آنها دلالت دارد. [[قرآن]] این درخواست را از زبان [[نوح]]{{ع}}، [[لوط]]{{ع}} [[طالوت]] و یارانش و همچنین [[پیامبر خاتم|رسول اکرم]]{{صل}} و [[مؤمنان]] [[نقل]] میکند. در [[سوره انفال]]، درخواست کمک از سوی [[پیامبر]] و [[مسلمانان]] در [[جنگ بدر]] را [[نقل]] میکند: {{متن قرآن|إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُم بِأَلْفٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ}}<ref> یاد کن آنگاه را که از پروردگارتان فریادخواهی میکردید و به شما پاسخ داد که من با هزار فرشته پیاپی امدادگر شما خواهم بود؛ سوره انفال، آیه ۹.</ref> در پارهای از [[روایات]] آمده است که [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} نیز با [[مسلمانان]] در [[یاری]] خواستن از [[خدا]] همصدا بود و میگفت: پروردگارا! وعدهای را که به من دادهای تحقق بخش. خدایا، اگر این گروه [[مؤمنان]] نابود شوند، [[پرستش]] تو از [[زمین]] برچیده خواهد شد <ref>مجمع البیان، ج ۴، ص ۸۰۷؛ نمونه، ج ۷، ص ۱۰۳.</ref>. در بقره این درخواست را روش مستمر [[تاریخی]] [[پیغمبران]] [[الهی]] و امتهای آنان میشناساند: {{متن قرآن|أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَزُلْزِلُواْ حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ}}<ref> آیا گمان میکنید به بهشت در خواهید آمد با آنکه هنوز داستان کسانی که پیش از شما در گذشتند بر سر شما نیامده است؟ به آنان سختی و رنج رسید و لرزانده شدند تا جایی که پیامبر و مؤمنان همراه وی میگفتند: یاری خداوند کی در میرسد؟ آگاه باشید که یاری خداوند نزدیک است؛ سوره بقره، آیه ۲۱۴.</ref> گویا این یک [[سنت الهی]] و رمز [[تربیت]] و [[تکامل]] است که همه امتها باید در کوره سخت حوادث قرار گرفته و آبدیده شوند و همچون فولاد از کوره به درآیند، و برای حوادث مهمتر و دشوارتر آماده شوند <ref>نمونه، ج ۲، ص ۱۰۲. </ref>[[مشکلات]]، چنان امتهای [[پیامبران پیشین]] را احاطه میکرده که [[پیامبران]] با آنها همصدا شده، میگفتند: پس [[یاری]] [[خدا]] کجاست؟!<ref>نمونه، ج ۲، ص ۱۰۲. </ref>. جمله {{متن قرآن|أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ}} [[سخن]] [[خدا]] <ref>نمونه، ج ۲، ص ۱۰۱. </ref>و بدین معناست که [[خدا]] به وعدهاش [[جامه]] عمل میپوشاند و آنها را از کمکهای ویژه خویش بهرهمند میسازد، چنانکه خواسته [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[مسلمانان]] را در [[جنگ بدر]] [[اجابت]] کرد و [[فرشتگان]] امدادگر را به یاریشان فرستاد<ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>. | ||
*گفتنی است که گرچه [[امدادهای غیبی]] سنتی [[الهی]] است، ولی [[سنّت]] دیگر [[خدا]] بر جریان داشتن [[کارها]] براساس | *گفتنی است که گرچه [[امدادهای غیبی]] سنتی [[الهی]] است، ولی [[سنّت]] دیگر [[خدا]] بر جریان داشتن [[کارها]] براساس علل و اسباب طبیعی عادی است: {{عربی|«أَبَى اللَّهُ أَنْ يُجْرِيَ الْأَشْيَاءَ إِلَّا بِالْأَسْبَاب»}}؛ همچنین [[سنّت]] [[خدا]] بر این قرار گرفته که جز در موارد استثنایی و خاص، عوامل غیر عادی را جایگزین اسباب عادی نکند. [[مؤمنان]] [[رزمنده]] بدون بهرهمندی از تجهیزات نظامی و بدون [[جنگیدن]] در میدان [[نبرد]] [[پیروز]] نمیشوند: {{متن قرآن|وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ}}<ref> و آنچه در توان دارید از نیرو و اسبان آماده در برابر آنان فراهم سازید؛ سوره انفال، آیه ۶۰.</ref>؛ ولی در عین حال ممکن است عوامل مادی و عادی نتواند چنان که باید کارساز شود، یا به [[تنهایی]] برای [[شکست]] [[جبهه]] [[باطل]] کافی نباشند، و [[پیروزی]] [[دشمن]] هم برای [[دین]] و [[مسلمانان]] خطرات جدّی و فراوان داشته باشد. در چنین مواردی معمولاً [[امدادهای غیبی]] بهره [[آدمیان]] میشود<ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>. | ||
*بر اساس [[آیه]] {{متن قرآن|أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَزُلْزِلُواْ حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ}}<ref> آیا گمان میکنید به بهشت در خواهید آمد با آنکه هنوز داستان کسانی که پیش از شما در گذشتند بر سر شما نیامده است؟ به آنان سختی و رنج رسید و لرزانده شدند تا جایی که پیامبر و مؤمنان همراه وی میگفتند: یاری خداوند کی در میرسد؟ آگاه باشید که یاری خداوند نزدیک است؛ سوره بقره، آیه ۲۱۴.</ref> جمعی میپنداشتند عامل اصلیِ ورود به [[بهشت]] فقط اظهار [[ایمان]] به خداست، آن هم بدون [[رنج]] و [[ناراحتی]] و [[دشمنان]] را هم [[خدا]] نابود خواهد ساخت. [[قرآن]] در برابر این [[پندار]] [[باطل]] به [[سنّت]] دائمی [[خدا]] اشاره کرده است که پیشینیان نیز به سختیهای فراوانی دچار شدند، به طوری که [[پیامبر]] و آنها که بدو گرویده بودند گفتند: پس [[یاری]] [[خدا]] کی خواهد رسید؟ جمله {{متن قرآن|مَتَى نَصْرُ اللَّهِ }} از سوی [[پیامبران]] و گروندگان به آنها زمانی گفته میشد که سختیها به آخرین [[درجه]] میرسید، و به معنای [[اعتراض]] یا تردید درباره کمک [[الهی]] نیست، بلکه تقاضا و [[انتظار]] است، ازاینرو به دنبال آن [[خداوند]] به آنها [[بشارت]] میداد که: {{متن قرآن|إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ}}<ref>نمونه، ج ۲، ص ۱۰۱.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>. | *بر اساس [[آیه]] {{متن قرآن|أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَزُلْزِلُواْ حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ}}<ref> آیا گمان میکنید به بهشت در خواهید آمد با آنکه هنوز داستان کسانی که پیش از شما در گذشتند بر سر شما نیامده است؟ به آنان سختی و رنج رسید و لرزانده شدند تا جایی که پیامبر و مؤمنان همراه وی میگفتند: یاری خداوند کی در میرسد؟ آگاه باشید که یاری خداوند نزدیک است؛ سوره بقره، آیه ۲۱۴.</ref> جمعی میپنداشتند عامل اصلیِ ورود به [[بهشت]] فقط اظهار [[ایمان]] به خداست، آن هم بدون [[رنج]] و [[ناراحتی]] و [[دشمنان]] را هم [[خدا]] نابود خواهد ساخت. [[قرآن]] در برابر این [[پندار]] [[باطل]] به [[سنّت]] دائمی [[خدا]] اشاره کرده است که پیشینیان نیز به سختیهای فراوانی دچار شدند، به طوری که [[پیامبر]] و آنها که بدو گرویده بودند گفتند: پس [[یاری]] [[خدا]] کی خواهد رسید؟ جمله {{متن قرآن|مَتَى نَصْرُ اللَّهِ }} از سوی [[پیامبران]] و گروندگان به آنها زمانی گفته میشد که سختیها به آخرین [[درجه]] میرسید، و به معنای [[اعتراض]] یا تردید درباره کمک [[الهی]] نیست، بلکه تقاضا و [[انتظار]] است، ازاینرو به دنبال آن [[خداوند]] به آنها [[بشارت]] میداد که: {{متن قرآن|إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ}}<ref>نمونه، ج ۲، ص ۱۰۱.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>. | ||
*افزون بر این، معمولا هنگامِ [[هجوم]] سختیها و یورش [[دشمنان]] است که [[مؤمنان آزموده]] میشوند. "[[خباب بن ارت]]" گوید: از [[آزار]] [[مشرکان]] به [[پیامبر]] [[شکایت]] بردم. فرمود: امّتهایی که پیش از شما بودند، در فشار انواع گرفتاریها قرار میگرفتند، تا آنجا که بعضی از آنها را با ارّه دو نیم میکردند؛ ولی این فشارها هرگز آنها را از [[دین خدا]] منصرف نمیکرد<ref>التفسیر الکبیر، ج ۶، ص ۲۰؛ الدر المنثور، ج ۱، ص ۵۸۴؛ نمونه، ج ۲، ص ۱۰۲.</ref>. | *افزون بر این، معمولا هنگامِ [[هجوم]] سختیها و یورش [[دشمنان]] است که [[مؤمنان آزموده]] میشوند. "[[خباب بن ارت]]" گوید: از [[آزار]] [[مشرکان]] به [[پیامبر]] [[شکایت]] بردم. فرمود: امّتهایی که پیش از شما بودند، در فشار انواع گرفتاریها قرار میگرفتند، تا آنجا که بعضی از آنها را با ارّه دو نیم میکردند؛ ولی این فشارها هرگز آنها را از [[دین خدا]] منصرف نمیکرد<ref>التفسیر الکبیر، ج ۶، ص ۲۰؛ الدر المنثور، ج ۱، ص ۵۸۴؛ نمونه، ج ۲، ص ۱۰۲.</ref>. | ||
| خط ۱۳۷: | خط ۱۳۷: | ||
=== فرزنددار شدن=== | === فرزنددار شدن=== | ||
*فرزنددار شدن زکریای [[پیامبر]] در دوران کهولت در حالی که [[همسر]] وی نیز در [[دوران پیری]] به سر میبرد و در [[جوانی]] نیز نازا بود، از [[امدادهای غیبی]] است، ازاینرو هنگامی که به [[زکریا]]{{ع}} [[بشارت]] [[فرزندی]] به نام [[یحیی]] داده شد، با شگفتی گفت: من چگونه صاحب [[فرزند]] خواهم شد، در حالی که [[پیری]] به سراغ من آمده و همسرم نازاست: {{متن قرآن|أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ}}<ref> چگونه مرا فرزندی میتواند بود؟؛ سوره آل عمران، آیه ۴۰.</ref> و پاسخ شنید که بدینگونه [[خداوند]] هر کاری بخواهد میکند: {{متن قرآن|كَذَلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ مَا يَشَاء }}<ref> چنین است، خداوند هرچه را بخواهد به انجام میرساند؛ سوره آل عمران، آیه ۴۰.</ref> و بدینسان [[زکریا]]{{ع}} که اسباب عادی را برای رسیدن به [[فرزند]] مساعد نمیدید با [[لطف خدا]] و کمک ویژه او به آن دست یافت. درباره [[تولد]] [[عیسی]]{{ع}} نیز آمده است که [[فرشتگان]] به [[مریم]]{{ع}} [[بشارت]] [[فرزندی]] به نام [[عیسی]]{{ع}} دادند. وی شگفت زده پرسید: من چگونه صاحب [[فرزند]] خواهم شد، در حالی که بشری با من تماس نداشته است: {{متن قرآن|رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ }}<ref> پروردگارا! چگونه مرا فرزندی تواند بود که بشری به من دست نزده است؟؛ سوره آل عمران، آیه ۴۷.</ref> آنها پاسخ دادند: [[خداوند]] اینگونه هرچه را بخواهد میآفریند؛ هنگامی که چیزی را مقرر بدارد فقط به آن میگوید: باش، آن نیز فوراً موجود میشود: {{متن قرآن|كَذَلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ مَا يَشَاء إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ }}<ref> چنین است، خداوند هر چه را بخواهد میآفریند؛ چون کاری را اراده کند تنها بدان میفرماید: باش! بیدرنگ خواهد بود؛ سوره آل عمران، آیه ۴۷.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>. | *فرزنددار شدن زکریای [[پیامبر]] در دوران کهولت در حالی که [[همسر]] وی نیز در [[دوران پیری]] به سر میبرد و در [[جوانی]] نیز نازا بود، از [[امدادهای غیبی]] است، ازاینرو هنگامی که به [[زکریا]]{{ع}} [[بشارت]] [[فرزندی]] به نام [[یحیی]] داده شد، با شگفتی گفت: من چگونه صاحب [[فرزند]] خواهم شد، در حالی که [[پیری]] به سراغ من آمده و همسرم نازاست: {{متن قرآن|أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ}}<ref> چگونه مرا فرزندی میتواند بود؟؛ سوره آل عمران، آیه ۴۰.</ref> و پاسخ شنید که بدینگونه [[خداوند]] هر کاری بخواهد میکند: {{متن قرآن|كَذَلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ مَا يَشَاء }}<ref> چنین است، خداوند هرچه را بخواهد به انجام میرساند؛ سوره آل عمران، آیه ۴۰.</ref> و بدینسان [[زکریا]]{{ع}} که اسباب عادی را برای رسیدن به [[فرزند]] مساعد نمیدید با [[لطف خدا]] و کمک ویژه او به آن دست یافت. درباره [[تولد]] [[عیسی]]{{ع}} نیز آمده است که [[فرشتگان]] به [[مریم]]{{ع}} [[بشارت]] [[فرزندی]] به نام [[عیسی]]{{ع}} دادند. وی شگفت زده پرسید: من چگونه صاحب [[فرزند]] خواهم شد، در حالی که بشری با من تماس نداشته است: {{متن قرآن|رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ }}<ref> پروردگارا! چگونه مرا فرزندی تواند بود که بشری به من دست نزده است؟؛ سوره آل عمران، آیه ۴۷.</ref> آنها پاسخ دادند: [[خداوند]] اینگونه هرچه را بخواهد میآفریند؛ هنگامی که چیزی را مقرر بدارد فقط به آن میگوید: باش، آن نیز فوراً موجود میشود: {{متن قرآن|كَذَلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ مَا يَشَاء إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ }}<ref> چنین است، خداوند هر چه را بخواهد میآفریند؛ چون کاری را اراده کند تنها بدان میفرماید: باش! بیدرنگ خواهد بود؛ سوره آل عمران، آیه ۴۷.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>. | ||
*شگفتی [[مریم]]{{ع}} طبیعی بود، زیرا هر موجودی با | *شگفتی [[مریم]]{{ع}} طبیعی بود، زیرا هر موجودی با علل و اسباب عادی خود، پا به عرصه وجود میگذارد؛ لکن [[خداوند]] با بیان اینکه، "کار [[پروردگار]] چنین است، او هرچه بخواهد میآفریند. چون بهکاری [[فرمان]] دهد فقط میگوید: باش، پس میشود" به شگفتی [[مریم]]{{ع}} پایان داد<ref>الفرقان، ج ۳، ص ۱۴۴؛ نمونه، ج ۲، ص ۵۵۱.</ref> زیرا [[نظام]] [[جهان]] را خود پدید آورده و محکوم [[فرمان]] اوست و هرگاه بخواهد میتواند آن را دگرگون ساخته و به وسیله اسباب غیر عادی موجودی بیافریند<ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>. | ||
*در [[قصه]] [[ابراهیم]]{{ع}} نیز وقتی فرشتهها وی و [[همسر]] پیر او را به آمدن [[فرزندی]] به نام «[[اسحاق]]» [[بشارت]] دادند، [[ساره]] که با توجه به سنّ زیاد خویش از این پیشامد [[نومید]] بود با لحنی همراه با شگفتی گفت: آیا من دارای [[فرزند]] میشوم، در حالی که زنی پیر هستم و شوهرم مردی پیر و این چیز عجیبی است: {{متن قرآن|يَا وَيْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَاْ عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِي شَيْخًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ }}<ref> وای بر من! آیا من میزایم در حالی که من زنی پیرم و این هم شوهرم که پیر است؟ بیگمان این چیزی شگرف است!؛ سوره هود، آیه ۷۲.</ref>، {{متن قرآن|قَالُواْ أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَّجِيدٌ }}<ref> گفتند: آیا از کار خداوند در شگفتی با آنکه بخشایش خداوند و برکات او ارزانی شما خاندان (رسالت) است؟ بیگمان او ستودهای ارجمند است؛ سوره هود، آیه ۷۳.</ref><ref>نمونه، ج ۹، ص ۱۷۲ ـ ۱۷۴.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>. | *در [[قصه]] [[ابراهیم]]{{ع}} نیز وقتی فرشتهها وی و [[همسر]] پیر او را به آمدن [[فرزندی]] به نام «[[اسحاق]]» [[بشارت]] دادند، [[ساره]] که با توجه به سنّ زیاد خویش از این پیشامد [[نومید]] بود با لحنی همراه با شگفتی گفت: آیا من دارای [[فرزند]] میشوم، در حالی که زنی پیر هستم و شوهرم مردی پیر و این چیز عجیبی است: {{متن قرآن|يَا وَيْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَاْ عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِي شَيْخًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ }}<ref> وای بر من! آیا من میزایم در حالی که من زنی پیرم و این هم شوهرم که پیر است؟ بیگمان این چیزی شگرف است!؛ سوره هود، آیه ۷۲.</ref>، {{متن قرآن|قَالُواْ أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَّجِيدٌ }}<ref> گفتند: آیا از کار خداوند در شگفتی با آنکه بخشایش خداوند و برکات او ارزانی شما خاندان (رسالت) است؟ بیگمان او ستودهای ارجمند است؛ سوره هود، آیه ۷۳.</ref><ref>نمونه، ج ۹، ص ۱۷۲ ـ ۱۷۴.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>. | ||
*موارد یاد شده گزارشی [[قرآنی]] از پارهای از [[امدادهای غیبی]] بود که به مرحله وقوع رسیده است؛ ولی از برخی [[آیات]] که متضمن [[وعده]] مشروط [[خدا]] نسبت به امدادهای خاص اوست میتوان وقوع [[امدادهای غیبی]] را در شرایط ویژهای برای گروههای خاصی استفاده کرد، چنان که در مورد [[مؤمنان]] و [[صالحان]] [[وعده]] داده شده است که [[خداوند]] [[محبت]] آنها را در [[دل]] دیگران قرار میدهد: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا }}<ref> به زودی خداوند بخشنده برای آنان که [[ایمان]] آورده و کارهای شایسته کردهاند، در دلها مهری خواهد نهاد؛ سوره مریم، آیه ۹۶.</ref>[[آیه]] ۳۹ [[سوره طه]] همین نوع [[امداد غیبی]] را وسیلهای برای [[حفاظت]] [[موسی]] [[پارسایی]]{{ع}}معرفی میکند <ref>مجمع البیان، ج ۷، ص ۱۸؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۱، ص ۱۳۱ ـ ۱۳۲؛ نمونه، ج ۱۳، ص ۱۹۹ ـ ۲۰۰.</ref>: {{متن قرآن|وَأَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِّنِّي }}<ref> و بر تو از خویش مهری افکندم؛ سوره طه، آیه ۳۹.</ref> روایاتی نیز این مطلب را طرح کرده است <ref>نورالثقلین، ج ۳، ص ۳۷۹.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>. | *موارد یاد شده گزارشی [[قرآنی]] از پارهای از [[امدادهای غیبی]] بود که به مرحله وقوع رسیده است؛ ولی از برخی [[آیات]] که متضمن [[وعده]] مشروط [[خدا]] نسبت به امدادهای خاص اوست میتوان وقوع [[امدادهای غیبی]] را در شرایط ویژهای برای گروههای خاصی استفاده کرد، چنان که در مورد [[مؤمنان]] و [[صالحان]] [[وعده]] داده شده است که [[خداوند]] [[محبت]] آنها را در [[دل]] دیگران قرار میدهد: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا }}<ref> به زودی خداوند بخشنده برای آنان که [[ایمان]] آورده و کارهای شایسته کردهاند، در دلها مهری خواهد نهاد؛ سوره مریم، آیه ۹۶.</ref>[[آیه]] ۳۹ [[سوره طه]] همین نوع [[امداد غیبی]] را وسیلهای برای [[حفاظت]] [[موسی]] [[پارسایی]]{{ع}}معرفی میکند <ref>مجمع البیان، ج ۷، ص ۱۸؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۱، ص ۱۳۱ ـ ۱۳۲؛ نمونه، ج ۱۳، ص ۱۹۹ ـ ۲۰۰.</ref>: {{متن قرآن|وَأَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِّنِّي }}<ref> و بر تو از خویش مهری افکندم؛ سوره طه، آیه ۳۹.</ref> روایاتی نیز این مطلب را طرح کرده است <ref>نورالثقلین، ج ۳، ص ۳۷۹.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>. | ||