امدادهای غیبی: تفاوت میان نسخه‌ها

۳۲٬۹۸۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۷ آوریل ۲۰۱۷
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{خرد}}
{{خرد}}
{{مهدویت}}
==واژه شناسی لغوی ==
==واژه شناسی لغوی ==
امداد غيبى تعبيرى مركب از دو واژه "امداد" و "غيب" است<ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۲۹۹]</ref>.
امداد غيبى تعبيرى مركب از دو واژه "امداد" و "غيب" است<ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۲۹۹]</ref>.
خط ۷۳: خط ۷۲:


سرعت اين باد به اندازه‌اى بود كه ديگهاى غذايشان را سرنگون و طنابهاى خيمه‌ها را پاره مى‌كرد. برخى مفسران از اين باد ويرانگر كه خدا به كمك لشكر اسلام فرستاد، به "باد صبا" تعبير كرده‌اند<ref>جامع البيان، مج ۱۱، ج ۲۱، ص ۱۵۴.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۹]</ref>.
سرعت اين باد به اندازه‌اى بود كه ديگهاى غذايشان را سرنگون و طنابهاى خيمه‌ها را پاره مى‌كرد. برخى مفسران از اين باد ويرانگر كه خدا به كمك لشكر اسلام فرستاد، به "باد صبا" تعبير كرده‌اند<ref>جامع البيان، مج ۱۱، ج ۲۱، ص ۱۵۴.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۹]</ref>.
به نقلى پيامبر فرمودند: " نُصِرت بالصبا ..."<ref>تفسير قرطبى، ج ۱۴، ص ۹۵.</ref>. نكته‌اى كه به خوبى ثابت مى‌كند كه وزيدن اين باد مانند بادهاى عادى نبوده، بلكه امداد غيبى محسوب مى‌شود، اين است كه در محل وزيدن آن لشكر اسلام نيز حضور داشت، و بين آنها و لشكر دشمن به جز يك خندق فاصله‌اى نبود، با اين حال، طوفان فقط به لشكر احزاب لطمه وارد ساخت و كمترين آسيبى به مسلمانان وارد نشد. شدّت و سرعت باد به قدرى بود كه ترس بر دشمن چيره شد و وادار به فرار شدند <ref>تفسير قرطبى، ج ۱۴، ص ۹۵.</ref>. پس از وزش اين باد سركرده مشركان، ابوسفيان به آنها گفت: اين باد هيچ چيزى را براى ما نمى‌گذارد <ref>مجمع البيان، ج ۸ ، ص ۵۴۰ .</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۹]</ref>.
به نقلى پيامبر فرمودند: " نُصِرت بالصبا ..."<ref>تفسير قرطبى، ج ۱۴، ص ۹۵.</ref>. نكته‌اى كه به خوبى ثابت مى‌كند كه وزيدن اين باد مانند بادهاى عادى نبوده، بلكه امداد غيبى محسوب مى‌شود، اين است كه در محل وزيدن آن لشكر اسلام نيز حضور داشت، و بين آنها و لشكر دشمن به جز يك خندق فاصله‌اى نبود، با اين حال، طوفان فقط به لشكر احزاب لطمه وارد ساخت و كمترين آسيبى به مسلمانان وارد نشد. شدّت و سرعت باد به قدرى بود كه ترس بر دشمن چيره شد و وادار به فرار شدند <ref>تفسير قرطبى، ج ۱۴، ص ۹۵.</ref>. پس از وزش اين باد سركرده مشركان، ابوسفيان به آنها گفت: اين باد هيچ چيزى را براى ما نمى‌گذارد <ref>مجمع البيان، ج ۸ ، ص ۵۴۰ .</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۹]</ref>.
طوفانى كه در جنگ احزاب به يارى مسلمانان آمد، هم تند بود و هم سرد، آن هم در شبى سرد و هوايى زمستانى، و بدين جهت نه اسباب جنگ آنها باقى ماند، و نه خود مى‌توانستند در آنجا بمانند<ref> من وحى القرآن، ج ۱۸، ص ۲۷۱.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۹]</ref>.
طوفانى كه در جنگ احزاب به يارى مسلمانان آمد، هم تند بود و هم سرد، آن هم در شبى سرد و هوايى زمستانى، و بدين جهت نه اسباب جنگ آنها باقى ماند، و نه خود مى‌توانستند در آنجا بمانند<ref> من وحى القرآن، ج ۱۸، ص ۲۷۱.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۹]</ref>.
برخى گفته‌اند كه بادهاى ويرانگرى كه در اين آيه آمده، قسمتى از لشكر خداست كه ديده مى‌شود، چنان‌كه لشكرهايى نيز دارد كه ديده نمى‌شود و ازاين‌رو در آيه، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| جُنودًا لَم تَرَوها}}﴾}} را بر جمله {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَاَرسَلنا عَلَيهِم ريحـًا}}﴾}} عطف كرده است <ref>غزوة الاحزاب فى ضوء القرآن، ص ۱۶۳.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۹]</ref>.
برخى گفته‌اند كه بادهاى ويرانگرى كه در اين آيه آمده، قسمتى از لشكر خداست كه ديده مى‌شود، چنان‌كه لشكرهايى نيز دارد كه ديده نمى‌شود و ازاين‌رو در آيه، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| جُنودًا لَم تَرَوها}}﴾}} را بر جمله {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَاَرسَلنا عَلَيهِم ريحـًا}}﴾}} عطف كرده است <ref>غزوة الاحزاب فى ضوء القرآن، ص ۱۶۳.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۹]</ref>.
===كم جلوه دادن لشكر دشمن===
===كم جلوه دادن لشكر دشمن===
خط ۸۰: خط ۸۲:


برخى بر اين اعتقادند كه نه در خواب بلكه در بيدارى دشمن را در ديدگاه پيامبر كم نشان داد؛ ولى حق آن است كه هم در خواب و هم در بيدارى آنان را كم جلوه‌گر ساخت <ref>جامع البيان، مج ۶ ، ج ۱۰، ص ۱۸؛ الميزان، ج ۹، ص ۹۳.</ref>، زيرا آيه بعد به كم جلوه دادن به هنگام درگيرى تصريح كرده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَإِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلاً}}﴾}} و اين مسئله سبب تجديد روحيه مسلمانان و آمادگى بيشتر آنها براى كارزار شد<ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۰]</ref>.
برخى بر اين اعتقادند كه نه در خواب بلكه در بيدارى دشمن را در ديدگاه پيامبر كم نشان داد؛ ولى حق آن است كه هم در خواب و هم در بيدارى آنان را كم جلوه‌گر ساخت <ref>جامع البيان، مج ۶ ، ج ۱۰، ص ۱۸؛ الميزان، ج ۹، ص ۹۳.</ref>، زيرا آيه بعد به كم جلوه دادن به هنگام درگيرى تصريح كرده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَإِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلاً}}﴾}} و اين مسئله سبب تجديد روحيه مسلمانان و آمادگى بيشتر آنها براى كارزار شد<ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۰]</ref>.
نشانه‌هايى وجود دارد كه دست‌كم گروهى از مسلمانان، اگر از كم و كيف واقعى دشمن باخبر بودند، تن به درگيرى نمى‌دادند؛ ولى چون خدا اراده كرده بود تا اين جهاد رقم بخورد و مسلمانان به پيروزى رسند، دشمن را در خواب و بيدارى به رسول اكرم{{صل}} و مسلمانان كم نشان داد <ref>نمونه، ج ۷، ص ۱۸۹.</ref> از سوى ديگر، دشمن كه با تصرف خداوند، مسلمانان را كم‌شمار مى‌ديد و از روحيه بالا و ايمان آنان آگاه نبود لشكر اسلام را دست‌كم گرفت، چنان‌كه ابوجهل مى‌گفت: ياران محمد{{صل}} به اندازه خوراك يك شترند، بدين جهت نه از مكه كمك خواستند و نه از همه نيروى خويش براى رويارويى با مسلمانان بهره بردند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَيُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولاً }}﴾}} پايان اين ماجرا نيز جز پيروزى مسلمانان و شكست و فرار مشركان نبود <ref>روح المعانى، مج ۶ ، ج ۱۰، ص ۱۳؛ نمونه، ج ۷، ص ۱۹۱.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۹]</ref>.
نشانه‌هايى وجود دارد كه دست‌كم گروهى از مسلمانان، اگر از كم و كيف واقعى دشمن باخبر بودند، تن به درگيرى نمى‌دادند؛ ولى چون خدا اراده كرده بود تا اين جهاد رقم بخورد و مسلمانان به پيروزى رسند، دشمن را در خواب و بيدارى به رسول اكرم{{صل}} و مسلمانان كم نشان داد <ref>نمونه، ج ۷، ص ۱۸۹.</ref> از سوى ديگر، دشمن كه با تصرف خداوند، مسلمانان را كم‌شمار مى‌ديد و از روحيه بالا و ايمان آنان آگاه نبود لشكر اسلام را دست‌كم گرفت، چنان‌كه ابوجهل مى‌گفت: ياران محمد{{صل}} به اندازه خوراك يك شترند، بدين جهت نه از مكه كمك خواستند و نه از همه نيروى خويش براى رويارويى با مسلمانان بهره بردند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَيُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولاً }}﴾}} پايان اين ماجرا نيز جز پيروزى مسلمانان و شكست و فرار مشركان نبود <ref>روح المعانى، مج ۶ ، ج ۱۰، ص ۱۳؛ نمونه، ج ۷، ص ۱۹۱.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۹]</ref>.
===فرستادن لشكر پرندگان===
===فرستادن لشكر پرندگان===
خط ۹۰: خط ۹۳:


منظور از ربط قلب در اين آيه، تقويت دل مادر موسى{{ع}}است تا به وحى الهى ايمان داشته و اين حادثه بزرگ را تحمل كند، و بداند كه وعده خدا در زمينه نگهدارى و بازگرداندن موسى{{ع}} به وى حق است <ref>نمونه، ج ۱۶، ص ۳۲ ـ ۳۳.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۱]</ref>.
منظور از ربط قلب در اين آيه، تقويت دل مادر موسى{{ع}}است تا به وحى الهى ايمان داشته و اين حادثه بزرگ را تحمل كند، و بداند كه وعده خدا در زمينه نگهدارى و بازگرداندن موسى{{ع}} به وى حق است <ref>نمونه، ج ۱۶، ص ۳۲ ـ ۳۳.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۱]</ref>.
اين تعبير درباره اصحاب كهف نيز آمده است. آنان در جامعه‌اى مى‌زيستند كه بر ابراز عقايد توحيدى خود قادر نبودند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَرَبَطْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ}}﴾}}<ref> و دل‌هایشان را استوار داشتیم؛ سوره کهف، آیه ۱۴.</ref> خداوند دلهايشان را استحكام بخشيد، و در نتيجه با قدرت و شهامت برپا خاستند و نداى توحيد سر دادند. <ref>نمونه، ج ۱۶، ص ۳۲ ـ ۳۳.</ref> در شرايط دشوار جنگ بدر نيز خداوند با فرستادن باران در زمانى كه لشكر اسلام سخت به آن نياز داشت، دلهاى آنان را محكم ساخت: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُم مِّن السَّمَاء مَاء لِّيُطَهِّرَكُم بِهِ وَيُذْهِبَ عَنكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الأَقْدَامَ}}﴾}}<ref> و از آسمان آبی فرو می‌باراند تا شما را بدان پاکیزه گرداند و پلیدی شیطان را از شما بزداید و دل‌هایتان را نیرومند  سازد و گام‌ها یتان را بدان استوار دارد؛ سوره انفال، آیه ۱۱.</ref> <ref>نمونه، ج ۱۲، ص ۳۶۱.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۱]</ref>.
 
اين تعبير درباره اصحاب كهف نيز آمده است. آنان در جامعه‌اى مى‌زيستند كه بر ابراز عقايد توحيدى خود قادر نبودند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَرَبَطْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ}}﴾}}<ref> و دل‌هایشان را استوار داشتیم؛ سوره کهف، آیه ۱۴.</ref> خداوند دلهايشان را استحكام بخشيد، و در نتيجه با قدرت و شهامت برپا خاستند و نداى توحيد سر دادند. <ref>نمونه، ج ۱۶، ص ۳۲ ـ ۳۳.</ref> در شرايط دشوار جنگ بدر نيز خداوند با فرستادن باران در زمانى كه لشكر اسلام سخت به آن نياز داشت، دلهاى آنان را محكم ساخت: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُم مِّن السَّمَاء مَاء لِّيُطَهِّرَكُم بِهِ وَيُذْهِبَ عَنكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الأَقْدَامَ}}﴾}}<ref> و از آسمان آبی فرو می‌باراند تا شما را بدان پاکیزه گرداند و پلیدی شیطان را از شما بزداید و دل‌هایتان را نیرومند  سازد و گام‌ها یتان را بدان استوار دارد؛ سوره انفال، آیه ۱۱.</ref>
<ref>نمونه، ج ۱۲، ص ۳۶۱.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۱]</ref>.
===الهام===
القاى مطالبى از جانب خدا بر قلب انسان كه او را به انجام دادن يا ترك كارى برمى‌انگيزد الهام است  <ref>لسان العرب، ج ۱۲، ۳۴۶؛ المنجد، ص ۷۳۷، «لهم».</ref><ref>نمونه، ج ۱۲، ص ۳۶۱.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۲]</ref>.
 
در مواردى الهام به لفظ "وحى" در قرآن آمده است، چنان كه مادر موسى{{ع}} در لحظاتى بحرانى و ترسناک كه از كشته شدن فرزند خويش بيمناک و قدرت تصميم‌گيرى او كاهش يافته بود، "الهام قلبى" به ياريش آمد. الهامى كه او را به‌ كارى خطرناک فرا مى‌خواند؛ ولى با اين همه احساس آرامش مى‌كرد، زيرا به وى الهام مى‌شد كه نترس و اندوهگين نباش. ما حتماً موسى{{ع}} را به تو باز مى‌گردانيم <ref>نمونه، ج ۱۶، ص ۲۳ ـ ۲۵.</ref>: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلا تَخَافِي وَلا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ}}﴾}}<ref> و به مادر موسی الهام کردیم که به او شیر بده و اگر بر جان او ترسیدی او را در صندوقی بنه و به دریا فکن و مهراس و اندوهگین مباش! ما او را به تو باز می‌گردانیم و او را از پیامبران خواهیم کرد ؛ سوره قصص، آیه ۷.</ref><ref>نمونه، ج ۱۲، ص ۳۶۱.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۲]</ref>.
 
درباره حواريان عيسى{{ع}} نيز لفظ وحى به‌كار رفته است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُواْ بِي وَبِرَسُولِي قَالُواْ آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ}}﴾}}<ref> و یاد کن که به حواریان وحی کردم که به من و فرستاده‌ام ایمان آورید گفتند: (خداوندا) ایمان آوردیم و گواه باش که ما گردن نهاده‌ایم؛ سوره مائده، آیه ۱۱۱.</ref> امام باقر{{ع}} در تفسير اين آيه مراد از وحى را الهامى دانسته‌اند كه به حواريان شد <ref>تفسير عياشى، ج۲، ص ۸۵ ؛ البرهان، ج۱، ص ۳۸۱.</ref> و مفادش اين بود كه به خدا و رسول او ايمان آورند. آنان نيز به اين دعوت پاسخ مثبت دادند <ref>نمونه، ج ۵ ، ص ۱۲۷.</ref><ref>نمونه، ج ۱۲، ص ۳۶۱.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۲]</ref>.
 
درباره حضرت يوسف مى‌فرمايد: هنگامى كه برادران وى تصميم گرفتند او را در چاه قرار دهند ما به او وحى كرديم كه تو آنها را از اين امر آگاه خواهى ساخت: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فَلَمَّا ذَهَبُواْ بِهِ وَأَجْمَعُواْ أَن يَجْعَلُوهُ فِي غَيَابَةِ الْجُبِّ وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُم بِأَمْرِهِمْ هَذَا وَهُمْ لاَ يَشْعُرُونَ}}﴾}}<ref> پس چون او را بردند و همدل شدند که وی را در نهانگاه چاه نهند چنین کردند و ما به او وحی کردیم که روزی آنان را از این کارشان آگاه می‌کنی، در حالی که آنان درنیابند؛ سوره یوسف، آیه ۱۵.</ref> گرچه برخى از اهل تفسير وحى را در اين آيه همان وحىِ نبوت گرفته‌اند <ref>الميزان، ج ۱۱، ص ۱۰۰.</ref>؛ امّا به قرينه آيه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا }}﴾}}<ref> و چون به برنایی خویش رسید بدو نیروی داوری و دانش بخشیدیم؛ سوره یوسف، آیه ۲۲.</ref> بايد گفت كه مراد از آن الهامى بوده كه در آن شرايط بحرانى و در تنهايى و ژرفاى چاه به يوسف شد تا بداند تنها نيست و نگهدارى دارد، ازاين‌رو نور اميد بر دلش تابيد، و تاريكيهاى نوميدى را از جان وى زدود <ref>نمونه، ج ۹، ص ۳۴۳.</ref> در موارد ديگرى نيز واژه وحى به معناى الهام به‌كار رفته است؛ مانند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَإِذَا رَأى الَّذِينَ أَشْرَكُواْ شُرَكَاءَهُمْ قَالُواْ رَبَّنَا هَؤُلاء شُرَكَاؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُوْ مِن دُونِكَ فَأَلْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكَاذِبُونَ}}﴾}}<ref> و چون مشرکان شریک‌هایشان را که برای خداوند می‌پنداشتند ببینند می‌گویند: پروردگارا! اینانند شریک‌هایی که ما به جای تو به پرستش می‌خواندیم آنگاه آن شریکان به آنان پاسخ می‌دهند که: بی‌گمان شما دروغگویید؛ سوره نحل، آیه ۸۶.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا}}﴾}}<ref> زیرا پروردگارت به آن، وحی کرده است ؛ سوره زلزال، آیه ۵.</ref><ref>الميزان، ج ۶ ، ص ۲۲۳.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۲]</ref>.
 
برخى محققان بر اين باورند كه منشأ اكتشافات بزرگ تاريخ، و نيز نظريه‌هاى علمى تحول آفرين در دنياى علم، الهاماتى است كه به صاحبان اين نظريه‌ها و اكتشافات مى‌شود، و اين را از مصاديق امدادهاى غيبى دانسته‌اند<ref>مجموعه آثار، ج ۳، ص ۳۵۱، "امدادهاى غيبى در زندگى بشر"؛ منشور جاويد، ج ۸ ، ص ۲۹۷ ـ ۳۰۶.</ref><ref>نمونه، ج ۱۲، ص ۳۶۱.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۲]</ref>.
 
===جارى ساختن حكمت بر دل لقمان===
خداوند به لقمان حكمت عطا كرد: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ}}﴾}}<ref>و به راستی ما به لقمان فرزانگی  داده‌ایم؛ سوره لقمان، آیه ۱۲.</ref> حكمت چندگونه تفسير شده است؛ از جمله شناخت‌رازهاى جهان هستى و آگاهى از حقايق <ref>نمونه، ج‌۱۷، ص‌۳۶.</ref> برخى از مفسّران در ضمن آوردن روايتى طولانى به تبيين چگونگى اعطاى حكمت لقمان حكيم پرداخته‌اند <ref>مجمع البيان، ج ۸، ص ۴۹۴.</ref><ref>نمونه، ج ۱۲، ص ۳۶۱.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۲]</ref>.
=== توفيق انجام دادن نيكيها===
آيه ۷۳ سوره انبياء ضمن بر شمردن برخى از ويژگيهاى گروهى از پيامبران مى‌فرمايد: انجام دادن كارهاى نيك را به آنها وحى كرديم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ}}﴾}}<ref> و به آنها انجام کارهای نیک وحی کردیم؛ سوره انبیاء، آیه ۷۳.</ref> برخى گفته‌اند: مراد از وحى در اين آيه ممكن است وحى تشريعى و همچنين وحى تكوينى به معناى توفيق انجام دادن كارهاى نيك باشد <ref>نمونه، ج ۱۳، ص ۴۵۶.</ref>. برخى ديگر اعتقاد دارند اين وحى، نوعى امداد غيبى بود كه آنان را به سوى كارهاى شايسته مى‌كشاند <ref>منشور جاويد، ج ۱۰، ص ۹۱ ـ ۹۳.</ref><ref>نمونه، ج ۱۲، ص ۳۶۱.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۳]</ref>.
===فرود آمدن سفره آسمانى و غذا يا ميوه بهشتى===
دست كم در ۴ مورد قرآن به اين حقيقت پرداخته شده است:
#درباره مريم{{ع}} مى‌فرمايد: هرگاه زكريا در محراب بر مريم وارد مى‌شد رزقى را نزد او مى‌يافت. حضرت مريم در پاسخ اين سؤال كه اين رزق از كجاست مى‌گفت از نزد خداست: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقًا قَالَ يَا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَن يَشَاء بِغَيْرِ حِسَابٍ}}﴾}}<ref>و هرگاه زکریّا در محراب عبادت نزد وی می‌رفت کنار او، رزقی می‌یافت و می‌پرسید: ای مریم! این از کجا برای تو آمده است؟ و او می‌گفت: از نزد خداوند؛ آری خداوند به هر که بخواهد بی‌حساب و شمار روزی می‌دهد؛ سوره آل عمران، آیه ۳۷.</ref> درباره منظور از رزق در اين آيه اختلاف است؛ برخى آن را غذايى ويژه مى‌دانند كه بوى خوشى از آن استشمام مى‌شد  <ref>من وحى القرآن، ج ۵ ، ص ۳۴۸. </ref>بعضى هم آن را انواع غذاهايى دانسته‌اند كه در آن زمان يافت نمى‌شد <ref>تفسير مراغى، ج ۳، ص ۱۴۵؛ المنير، ج ۳، ص ۲۱۴.</ref> برخى اعتقاد دارند كه ميوه‌هاى تابستانى در فصل زمستان و عكس آن بوده است <ref>تفسير قرطبى، ج ۴، ص ۷۱.</ref><ref>نمونه، ج ۱۲، ص ۳۶۱.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۳]</ref>.
 
روايات فراوانى مراد از رزق را در آيه بالا، نوعى ميوه بهشتى مى‌داند كه در غير فصل آن، نزد مريم{{ع}} حاضر مى‌شده و اين به لطف خدا و امداد غيبى بوده است. شواهدى در خود آيه، اين تفسير را تقويت مى‌كند؛ مانند نكره آوردن واژه "رزق" و پاسخ مريم{{ع}} به زكريا كه اين روزى از سوى خداست، و نيز شگفتى زكريا{{ع}}از ديدن اين حادثه و تقاضاى فرزند در همان لحظه از خداوند<ref>الميزان، ج ۳، ص ۱۷۴؛ نمونه، ج ۲، ص ۵۳۰.</ref>
<ref>نمونه، ج ۱۲، ص ۳۶۱.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۳]</ref>.
 
برخى مفسران نيز اين واقعه را دليل بر سر زدن كرامت از اوليا دانسته و مريم{{ع}} را از جمله اين انسانها دانسته‌اند كه از اين قاعده مستثنا نيست <ref>تفسير قاسمى، ج ۴، ص ۹۳.</ref><ref>نمونه، ج ۱۲، ص ۳۶۱.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۳]</ref>.
 
#بهره‌مندى بنى‌اسرائيل از غذايى آسمانى كه آيات: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَظَلَّلْنَا عَلَيْكُمُ الْغَمَامَ وَأَنزَلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ}}﴾}}<ref>  و ابر را سایه‌بان  شما کردیم و ترانگبین و بلدرچین برایتان فرو فرستادیم و گفتیم از چیزهای پاکیزه‌ای که روزیتان کرده‌ایم، بخورید. و آنان بر ما ستم نکردند بلکه بر خویشتن ستم روا می‌داشتند؛ سوره بقره، آیه ۵۷.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَقَطَّعْنَاهُمُ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أَسْبَاطًا أُمَمًا وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى إِذِ اسْتَسْقَاهُ قَوْمُهُ أَنِ اضْرِب بِّعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَّشْرَبَهُمْ وَظَلَّلْنَا عَلَيْهِمُ الْغَمَامَ وَأَنزَلْنَا عَلَيْهِمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ}}﴾}}<ref>  و آنان را به دوازده سبط که هر یک امتی بود بخش کردیم و چون قوم موسی از وی آب خواستند به موسی وحی کردیم که با چوبدست خود به آن سنگ بزن! و دوازده چشمه از آن فرا جوشید هر گروهی آبشخور خویش بازشناخت، و ابر را بر آنان سایه‌بان کردیم  و بر آنها ترانگبین و بلدرچین فرو فرستادیم و گفتیم: از چیزهای پاکیزه‌ای که روزیتان کرده‌ایم بخورید و آنان به ما ستم نورزیدند که بر خویشتن ستم می‌کردند؛ سوره اعراف، آیه ۱۶۰.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ قَدْ أَنجَيْنَاكُم مِّنْ عَدُوِّكُمْ وَوَاعَدْنَاكُمْ جَانِبَ الطُّورِ الأَيْمَنَ وَنَزَّلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى}}﴾}}<ref>  ای بنی اسرائیل! ما شما را از دشمنتان رهایی بخشیدیم و با شما در سوی راست کوه طور وعده نهادیم و برای شما ترنجبین و بلدرچین  فرو فرستادیم ؛ سوره طه، آیه ۸۰.</ref>از آن خبر مى‌دهد. آنان در دوران سرگردانى در صحراى سينا: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الأَرْضِ }}﴾}}<ref>  خداوند فرمود: که آمدن به این سرزمین چهل سال بر آنان حرام است؛ روی زمین سرگردان می‌شوند؛ سوره مائده، آیه ۲۶.</ref> از گناه و نافرمانى خدا، پشيمان گشته و از خداوند خواستند تا بار ديگر نعمتهاى خود را بر آنان ارزانى دارد. خداوند در اين باره مى‌فرمايد: "منّ" و "سلوى" بر شما نازل كرديم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَظَلَّلْنَا عَلَيْكُمُ الْغَمَامَ وَأَنزَلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى }}﴾}}<ref>و ابر را سایه‌بان  شما کردیم و ترانگبین و بلدرچین برایتان فرو فرستادیم؛ سوره بقره، آیه ۵۷.</ref> درباره مراد از "منّ" و "سلوى" در بين مفسران اختلاف است؛ برخى ۶ معنا براى آن ذكر كرده‌اند؛ از جمله اينكه "منّ" نوعى خوردنى شبيه برف بوده كه از آسمان بر بنى اسرائيل فرود مى‌آمده است <ref>تفسير قرطبى، ج ۱، ص ۲۷۶.</ref><ref>نمونه، ج ۱۲، ص ۳۶۱.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۴]</ref>.
 
اين نكته هم شايان توجه است كه، فروفرستادن اين غذا، به مدت ۴۰ سال، آن هم در بيابان و به مقدار كافى براى آنها، امرى غير عادى است.
<ref>نمونه، ج ۱۲، ص ۳۶۱.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۴]</ref>.
#فرود آمدن غذاى آسمانى، بر ياران نزديك حضرت عيسى{{ع}} كه در آيات ۱۱۲ ـ ۱۱۵ سوره مائده آمده است. حواريان آن را از عيسى{{ع}} درخواست كردند، و عيسى{{ع}} هم آن را از خداى خويش تقاضا كرد. اين تقاضا پذيرفته شد و آنها از سفره غذاى آسمانى بهره‌مند گشتند. البته در اين مورد گرچه لطف خدا و امداد غيبى او در فرود آمدن سفره آسمانى نقش داشته؛ ولى مى‌توان اين را معجزه‌اى از حضرت عيسى{{ع}} دانست، بر خلاف دو مورد پيشگفته كه فرود آمدن غذاهاى آسمانى با واسطه و درخواست پيامبرى صورت نگرفته است<ref>نمونه، ج ۱۲، ص ۳۶۱.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۴]</ref>.
#باردار شدن مريم{{ع}}؛ آنگاه كه مريم{{ع}}به لحاظ شرايط دشوار جسمى و روحى آرزوى مرگ كرد: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَكُنتُ نَسْيًا مَّنسِيًّا}}﴾}}<ref>  کاش پیش از این مرده و از یاد رفته بودم؛ سوره مریم، آیه ۲۳.</ref> چنين ندا آمد: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَلاَّ تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا  وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَبًا جَنِيًّا}}﴾}}<ref> غمگین مباش، خداوند از بن پای تو جویباری روان کرده است  و تنه نخل را به سوی خود بتکان تا خرمایی چیده بر تو فرو ریزد؛ سوره مریم، آیه ۲۴ - ۲۵.</ref> اينكه با تكان دادن درخت خشكيده خرما، خرمايى تازه از آن فرو ريزد امرى غير عادى است كه جز با امداد الهى امكان‌پذير نيست. گرچه مفسّران در اينجا اختلاف كرده‌اند و عدّه‌اى آن را معجزه زكريا{{ع}} <ref>التفسير الكبير، ج ۲۱، ص ۲۰۶.</ref> و گروهى نيز آن را از "ارهاصات" يا معجزات مقدّماتى و پيش درآمد نبوت حضرت عيسى{{ع}} دانسته‌اند؛ ليكن حقيقت آن است كه اين كار غير عادى با كمك ويژه الهى محقّق شده است <ref>نمونه، ج ۱۳، ص ۴۵.</ref>، افزون بر اين جوى آبى نيز كه براساس برخى روايات ناگهان براى مريم{{ع}} ايجاد شد: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا}}﴾}} از امور غير عادى است كه با امداد غيبى، تحقق يافته است.<ref>نمونه، ج ۱۲، ص ۳۶۱.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۴]</ref>.
=== شرح صدر===
از موهبتهاى بزرگ الهى كه با لطف خاص او نصيب انسان مى‌شود، شرح صدر يا توسعه روح انسان <ref>نمونه، ج ۲۷، ص ۱۲۱.</ref> و به تعبيرى ديگر توسعه ظرفيت معنوى انسان است. شرح صدر مقابل "ضيق صدر" است، كه در آيه ۹۷ سوره حجر آمده است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ}}﴾}}<ref> و ما به درستی می‌دانیم که تو از آنچه می‌گویند دلتنگ می‌گردی؛ سوره حجر، آیه ۹۷.</ref> هيچ پيامبر يا رهبر بزرگى بدون اين ويژگى توان تحمّل سختيها را نخواهد داشت و آن‌كس كه رسالتش از همه بزرگ‌تر است "مانند نبى اكرم{{صل}}" بايد از شرح صدرى افزون‌تر از ديگران هم برخوردار باشد و خداوند اين هديه معنوى را به وى ارزانى داشت: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ}}﴾}}<ref> آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است خداوند را به پاکی می‌ستاید و او پیروزمند فرزانه است ؛ سوره حشر، آیه ۱.</ref> و اين بزرگ‌ترين هديه الهى به آن حضرت بود <ref>نمونه، ج ۲۷، ص ۱۲۲.</ref>. حالات و رفتارهاى پيامبر اكرم{{صل}} در برخورد با مشكلات و حوادث پيچيده دوران حياتش نشان مى‌دهد كه ظرفيت معنوى و قدرت تحمل وى نه امرى عادى، بلكه تأييدى الهى و ربّانى بوده است <ref>نمونه، ج ۲۷، ص ۱۲۳.</ref>. برخى مفسران اين آيه را به معناى ظاهرى آن گرفته و گفته‌اند كه در كودكى قلب پيامبر{{صل}} توسط فرشته‌ها با شكافتن سينه وى بيرون آورده و شست و شو داده شد و سپس با علم و رأفت و رحمت پُر گشت <ref>التفسير الكبير، ج ۳۲، ص ۲؛ الدرالمنثور، ج ۸ ، ص ۵۴۷ ـ ۵۴۸ .</ref>. برخى ديگر گفته‌اند: منظور، قلب جسمانى نيست، بلكه اشاره به امدادهاى الهى، از نظر روحى و تقويت عزم و اراده آن رسول خدا و پاكسازى وى از هرگونه نقص اخلاقى و وسوسه شيطانى است <ref>نمونه، ج ۲۷، ص ۱۲۳.</ref>. اين مطلب را روايتى از پيامبر اكرم{{صل}} تأييد مى‌كند <ref>مجمع البيان، ج ۱۰، ص ۷۷۰.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۴ - ۳۱۵]</ref>.
===تأييد به روح القدس===
برخى از پيامبران، به وسيله روح القدس تأييد و يارى شده و كارهايى بزرگ و گاه خارق عادت از آنها سر مى‌زده است، چنان كه عيسى‌ابن مريم{{ع}} با تأييد روح‌القدس در گهواره با مردم سخن گفته است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ}}﴾}}<ref> به یاد آور هنگامی که تو را با روح القدس پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن می‌گفتی ؛ سوره مائده، آیه ۱۱۰.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۵]</ref>.
===رهايى بخشيدن از گرفتارى و عذاب===
اين‌گونه كمكهاى ويژه الهى را در مورد پيامبرانى همچون موسى، ابراهيم، يونس و برخى ديگر از پيام‌آوران آسمانى{{عم}} به ويژه پيامبر خاتم{{صل}} مى‌يابيم. در اين رابطه قرآن بيشتر با واژگانى برگرفته از لفظ "نجات" سخن گفته است، چنان‌كه درباره رهايى موسى بن عمران{{ع}} از ميان امواج سهمگين و خروشان نيل مى‌فرمايد: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَأَنجَيْنَا مُوسَى وَمَن مَّعَهُ أَجْمَعِينَ ثُمَّ أَغْرَقْنَا الآخَرِينَ}}﴾}}<ref> به یاد آور هنگامی که تو را با روح القدس پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن می‌گفتی ؛ سوره شعراء، آیه ۶۴ - ۶۵.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۵]</ref>.
 
يونس{{ع}} نيز بر اثر رها كردن قوم خويش در دريا گرفتار نهنگى بزرگ شد كه وى را بلعيد. او در آن زندان ترسناك و در آن تاريكيهاى متراكم، خدا را خواند و تقاضاى فريادرسى كرد. خداوند نيز با كمك ويژه خود، او را از آن وضعيت خطرناك نجات بخشيده و اندوه وى را زدود: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ}}﴾}}<ref> آنگاه او را پاسخ گفتیم و او را از اندوه رهاندیم؛ سوره انبیاء، آیه 88.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۵]</ref>.
 
آيه ۵۸ سوره هود هم درباره رها ساختن حضرت هود{{ع}} است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا هُودًا وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِّنَّا وَنَجَّيْنَاهُم مِّنْ عَذَابٍ غَلِيظٍ}}﴾}}<ref> و چون «امر» ما در رسید هود و مؤمنان همراه او را به بخشایشی از خویش رهاندیم و آنان را از عذابی سخت رهایی بخشیدیم؛ سوره هود، آیه ۵۸.</ref>هنگام فرود آمدن عذاب سخت الهى بر گروهى كه هود{{ع}} مأمور هدايتشان بود، خداوند خود و مؤمنان همراه او را به مكان امن و آرامى برد، چنان‌كه پيش از فرا رسيدن طوفان، كشتى نجات نوح آماده بود و پيش از آنكه شهرهاى لوط{{ع}} درهم كوبيده شود، شب هنگام، لوط پيامبر و شمار اندكى از ياران با ايمان وى به فرمان خدا آن شهر را ترك كردند <ref>نمونه، ج ۹، ص ۱۴۱.</ref> با تعبيرى نزديك به آنچه در آيه پيشگفته آمده در آيات {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَأَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُواْ فِي دِيَارِهِمْ جَاثِمِينَ}}﴾}}<ref> و بانگ آسمانی ستمگران را فرو گرفت و در خانه‌های خویش از پا درافتادند؛ سوره هود، آیه ۶۷.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا شُعَيْبًا وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِّنَّا وَأَخَذَتِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُواْ فِي دِيَارِهِمْ جَاثِمِينَ}}﴾}}<ref> و چون امر ما دررسید شعیب و مؤمنان همراه او را با بخشایشی از سوی خویش رهایی بخشیدیم و بانگ آسمانی ستمگران را فرو گرفت و در خانه‌های خود از پا در افتادند؛ سوره هود، آیه ۹۴.</ref> از نجات حضرت صالح{{ع}} و ديگرى حضرت شعيب{{ع}} نيز سخن رفته است<ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۶]</ref>.
 
افزون بر اينها، برخى از آيات، رهايى مردم حجاز را از وضع نابسامان و خطرناكى كه داشتند، بيان كرده و كمكهاى خدا در اين زمينه و نعمت بزرگ اسلام و رسول اكرم{{صل}} را به آنان يادآورى مى‌كند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا}}﴾}}<ref> و نعمت‌های خداوند را بر خود فرا یاد آورید که دشمنان (همدیگر) بودید و خداوند دل‌های شما را الفت داد و به نعمت او با هم برادر شدید و در لبه پرتگاهی از آتش بودید که شما را از آن رهانید؛ سوره آل عمران، آیه ۱۰۳.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۶]</ref>.
 
خداى سبحان در اين آيه، الفت دادن دلهاى آنان را به خود نسبت داده و با اين تعبير به معجزه اجتماعى دين خدا اشاره كرده است؛ يعنى ايجاد دوستى و برادرى ميان مردمى كه به اندك بهانه‌اى سالها به جنگ و خونريزى مى‌پرداختند از راههاى عادى ممكن نبود؛ ولى در سايه لطف خدا و يارى او در سالهايى اندك، ممكن شد <ref>نمونه، ج ۳، ص ۲۹ ـ ۳۰.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۶]</ref>.
===خنثا كردن نقشه‌هاى دشمنان===
خداوند در پاره‌اى ازموارد، برهم زدن نقشه‌هاى دقيق و حيله گرانه دشمنان راه حق را به خود نسبت مى‌دهد، و در شكست دادن آنها دست غيبى را مؤثر مى‌داند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا }}﴾}}<ref> و هزل نیست آنان نیرنگی می‌بازند ؛ سوره طارق، آیه 14 - 15.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۶]</ref>.


==منابع==
==منابع==
۱۱۵٬۳۵۵

ویرایش