فرهنگ جاهلی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
(←پانویس) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
==نخست: [[پندارهای جاهلی|پندارها]] و [[اندیشههای جاهلی]] ([[اعتقادات جاهلی|اعتقادات]])== | ==نخست: [[پندارهای جاهلی|پندارها]] و [[اندیشههای جاهلی]] ([[اعتقادات جاهلی|اعتقادات]])== | ||
[[جهل]] و [[خرافه]]، سراسر [[زندگی]] [[اعراب جاهلی]] را فرا گرفته بود که علت آن را میتوان در دوری از [[فرهنگ]] و تمدنهای پیشرفته بررسی کرد. خرافههای [[جاهلی]] در میان آنان به گونهای بود که [[قرآن]] از آن به [[غل و زنجیر]] بر اعضایشان تعبیر میکند: {{متن قرآن|وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ}}<ref>«و بار (تکلیف) های گران و بندهایی را که بر آنها (بسته) بود از آنان برمیدارد» سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref> و برخی از این خرافهها عبارتاند از: کتک زدن گاو نر برای آب [[نوشیدن]] گاو ماده<ref>ر.ک: شکری آلوسی، محمود، بلوغ الإرب فی معرفة احوال العرب، ج۲، ص۳۰۳.</ref>؛ داغ کردن شتر نر سالم موقع مریض شدن شتر ماده و...<ref>ر.ک: شکری آلوسی، محمود، بلوغ الإرب فی معرفة احوال العرب، ج۲، ص۳۰۳ـ۳۶۷.</ref>. [[امام علی]]{{ع}} در مورد | [[جهل]] و [[خرافه]]، سراسر [[زندگی]] [[اعراب جاهلی]] را فرا گرفته بود که علت آن را میتوان در دوری از [[فرهنگ]] و تمدنهای پیشرفته بررسی کرد. خرافههای [[جاهلی]] در میان آنان به گونهای بود که [[قرآن]] از آن به [[غل و زنجیر]] بر اعضایشان تعبیر میکند: {{متن قرآن|وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ}}<ref>«و بار (تکلیف) های گران و بندهایی را که بر آنها (بسته) بود از آنان برمیدارد» سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref> و برخی از این خرافهها عبارتاند از: کتک زدن گاو نر برای آب [[نوشیدن]] گاو ماده<ref>ر.ک: شکری آلوسی، محمود، بلوغ الإرب فی معرفة احوال العرب، ج۲، ص۳۰۳.</ref>؛ داغ کردن شتر نر سالم موقع مریض شدن شتر ماده و...<ref>ر.ک: شکری آلوسی، محمود، بلوغ الإرب فی معرفة احوال العرب، ج۲، ص۳۰۳ـ۳۶۷.</ref>. [[امام علی]]{{ع}} در مورد فرهنگ جاهلی [[عرب]] میفرماید: «[[خداوند]]، [[محمد]]{{صل}} را [[مبعوث]] داشت که [[بیم]] دهندۀ جهانیان باشد و [[امین وحی]] او و شما ای [[جماعت]] عربها، پیش از آن، بدترین [[آیین]] را داشتید و در بدترین مکانها به سر میبردید و در زمینهای سنگلاخ و ناهموار [[زندگی]] میکردید و با مارهای سخت و کرّ (مارهای فاقد [[شنوایی]] که از هیچ چیز نمیترسیدند و خطرشان بسیار زیاد بود) همخانه بودید. آبی تیره و ناگوار مینوشیدید و طعامی درشت و [[خشن]](غذاهایی بسیار ناگوار) میخوردید و [[خون]] یکدیگر میریختید و پیوند [[خویشاوندی]] خویش را پیوسته [[قطع]] میکردید. بتان در میان شما برپا بودند و خود غرقه [[گناه]] بودید»<ref>{{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ [تَعَالَی] بَعَثَ مُحَمَّداً{{صل}} نَذِیراً لِلْعَالَمِینَ وَ أَمِیناً عَلَی التَّنْزِیلِ وَ أَنْتُمْ مَعْشَرَ الْعَرَبِ عَلَی شَرِّ دِینٍ وَ فِی شَرِّ دَارٍ، مُنِیخُونَ بَیْنَ حِجَارَةٍ خُشْنٍ وَ حَیَّاتٍ صُمٍّ تَشْرَبُونَ الْکَدِرَ وَ تَأْکُلُونَ الْجَشِبَ وَ تَسْفِکُونَ دِمَاءَکُمْ وَ تَقْطَعُونَ أَرْحَامَکُمْ، الْأَصْنَامُ فِیکُمْ مَنْصُوبَةٌ وَ الْآثَامُ بِکُمْ مَعْصُوبَةٌ}}؛ نهج البلاغه، خطبۀ ۲۶.</ref>.<ref>ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۳۹.</ref> | ||
خخخخ | خخخخ | ||
===[[علم]] و [[دانش]] در [[عصر جاهلیت]]=== | ===[[علم]] و [[دانش]] در [[عصر جاهلیت]]=== | ||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
===[[اخلاق جاهلی]]=== | ===[[اخلاق جاهلی]]=== | ||
===[[تعصب جاهلی]]=== | ===[[تعصب جاهلی]]=== | ||
عنصر "[[تعصب]]" نقطۀ مشترک و قوام و [[همبستگی]] [[قبیله]] را تشکیل میداد و این [[تعصب]] به ویژه در [[نبردها]]، [[ضرورت]] کامل داشت<ref>ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۱، ص۱۶۰ـ۱۶۱.</ref> و بر اساس این عنصر هر فرد [[قبیله]]، حاضر بود هر نوع [[فداکاری]] و ایثاری را در [[راه]] [[قبیله]] بپذیرد و اگر به فردی از افراد [[قبیله]] [[ظلم]] و یا ستمی میشد، افراد [[قبیله]]، خود را ملزم به [[یاری]] او میدانستند. آنان [[معتقد]] بودند "[[خون]] را جز [[خون]] نمیشوید" و حتی حاضر بودند به [[جهنم]] بروند؛ ولی [[انتقام]] خود را بگیرند<ref> نویری، شهاب الدین احمد، نهایة الارب فی فنون الأدب، ج۶، ص۶۷.</ref>. این [[احساس]]، [[حمیت]] ([[عصبیت]]) یا " | عنصر "[[تعصب]]" نقطۀ مشترک و قوام و [[همبستگی]] [[قبیله]] را تشکیل میداد و این [[تعصب]] به ویژه در [[نبردها]]، [[ضرورت]] کامل داشت<ref>ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۱، ص۱۶۰ـ۱۶۱.</ref> و بر اساس این عنصر هر فرد [[قبیله]]، حاضر بود هر نوع [[فداکاری]] و ایثاری را در [[راه]] [[قبیله]] بپذیرد و اگر به فردی از افراد [[قبیله]] [[ظلم]] و یا ستمی میشد، افراد [[قبیله]]، خود را ملزم به [[یاری]] او میدانستند. آنان [[معتقد]] بودند "[[خون]] را جز [[خون]] نمیشوید" و حتی حاضر بودند به [[جهنم]] بروند؛ ولی [[انتقام]] خود را بگیرند<ref> نویری، شهاب الدین احمد، نهایة الارب فی فنون الأدب، ج۶، ص۶۷.</ref>. این [[احساس]]، [[حمیت]] ([[عصبیت]]) یا "فرهنگ جاهلی" نامیده میشد<ref>ر.ک: دانشنامۀ نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۴۰.</ref>. [[عصبیت]] قبیلهای همواره تنشهایی را میان [[قبایل]] رقیب یا همجوار پدید میآورد. در [[سال هشتم هجری]] که تقریبا عمدۀ [[قبایل]] [[حجاز]]، [[اسلام]] را پذیرفته بودند، همچنان [[تصفیه]] حسابهای [[قبیله]] ای وجود داشت و در گزارشهایی منسوب به [[پیامبر]]{{صل}}، ایشان از آن با عنوان "امر الجاهلیه" یاد کردهاند<ref>المغازی، ج ۳، ص ۸۸۲؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص ۴۳۰ ـ ۴۳۱؛ شرح الاخبار، ج ۱، ص ۳۰۹ ـ۳۱۰.</ref>.<ref>ر.ک: اسماعیلی، مهران، مقاله «جاهلیت»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۹، ص؟؟؟</ref> [[امام علی]]{{ع}} در [[نهج البلاغه]] به این [[سنت]] [[زشت]] اشاره کرده و فرموده: «پس شرارههای [[تعصّب]] و کینههای [[جاهلی]] را در [[قلب]] خود خاموش سازید، که [[تکبّر]] و خود پرستی در [[دل]] [[مسلمان]] از آفتهای [[شیطان]]، غرورها و کششها و وسوسههای اوست.»<ref>{{متن حدیث|فَأَطْفِئُوا مَا کَمَنَ فِی قُلُوبِکُمْ مِنْ نِیرَانِ الْعَصَبِیَّةِ وَ أَحْقَادِ الْجَاهِلِیَّةِ فَإِنَّمَا تِلْکَ الْحَمِیَّةُ تَکُونُ فِی الْمُسْلِمِ مِنْ خَطَرَاتِ الشَّیْطَانِ وَ نَخَوَاتِهِ وَ نَزَغَاتِهِ وَ نَفَثَاتِهِ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲.</ref>. [[عرب]] بیابانی برای ابراز [[قدرت]] خود [[عادت]] کرده بود بلند سخن بگوید و کمتر [[مهربان]]، خوش [[اخلاق]] و [[خنده]] رو باشد و در [[وصف]] [[کرم]]، [[شجاعت]] و دیگر صفات نیکوی خود [[مبالغه]] کند<ref>الرسائل، ص ۴۷۷، ۵۲۲؛ المفصل، ج ۴، ص ۲۹۱ ـ ۲۹۹.</ref>.<ref>ر.ک: اسماعیلی، مهران، مقاله «جاهلیت»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۹، ص؟؟؟</ref> | ||
== تلاشهای معصومان در برابر فرهنگ جاهلی== | == تلاشهای معصومان در برابر فرهنگ جاهلی== | ||
یکی از تلاشهای [[معصومان]]، به ویژه [[پیامبر اعظم]]{{صل}}، [[مبارزه]] با [[فرهنگ]] و [[آداب]] منحط [[دوران جاهلیت]] قبل از [[اسلام]] بود. [[تحول]] در یک [[جامعه]] با ازبین رفتن رسوبات منحط [[فرهنگی]] آن میسر است. بدون نابودی فرهنگ [[فاسد]]، امکان تحول در جامعه و پیمودن مسیر [[رشد]] و [[ترقی]] وجود ندارد؛ چراکه بسیاری از [[آداب و رسوم]] فرهنگی مانع تعالی جامعه میگردد. تحول و [[انقلاب]] فرهنگی زمینه ساز تحول [[اجتماعی]] و [[تکامل]] و ترقی جامعه است. | یکی از تلاشهای [[معصومان]]، به ویژه [[پیامبر اعظم]]{{صل}}، [[مبارزه]] با [[فرهنگ]] و [[آداب]] منحط [[دوران جاهلیت]] قبل از [[اسلام]] بود. [[تحول]] در یک [[جامعه]] با ازبین رفتن رسوبات منحط [[فرهنگی]] آن میسر است. بدون نابودی فرهنگ [[فاسد]]، امکان تحول در جامعه و پیمودن مسیر [[رشد]] و [[ترقی]] وجود ندارد؛ چراکه بسیاری از [[آداب و رسوم]] فرهنگی مانع تعالی جامعه میگردد. تحول و [[انقلاب]] فرهنگی زمینه ساز تحول [[اجتماعی]] و [[تکامل]] و ترقی جامعه است. | ||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
اسلام با [[عقاید]] [[نادرست]] و [[خرافی]] دوران [[جاهلی]] که [[بت پرستی]] بود، مبارزه کرد و با [[تغییر]] [[باورها]] و نگرش [[مردم]] و توجه به خداوندی که [[ارزشها]] را [[ارج]] مینهد و [[انسانها]] را از هر نژاد و قومی برابر میداند، تحولی [[عظیم]] در میان [[توده]] مردم ایجاد کرد و حصار چرخه محدود [[حاکمیت]] [[اشراف قریش]] را در هم [[شکست]]. برای مردم مطرح کرد که [[برتری]] تنها با تقواست، نه [[قوم]] و [[قبیله]] و نژاد؛ تا جایی که مؤذنش یک مرد سیاه چهره آفریقائی به نام [[بلال]] شد<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۳۰۷.</ref> و در برابر طرد انسانهای [[فقیر]] که گرد پیامبرش جمع میشدند و اشراف از حضور خود در کنار آنان در ردیف [[پیامبر]]{{صل}} ناراحت بودند<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر القمی، ج۱، ص۲۰۲.</ref>، [[وحی]] نازل شد<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ}} «و کسانی را که پروردگارشان را در سپیدهدمان و در پایان روز در پی به دست آوردن خشنودی وی میخوانند از خود مران» سوره انعام، آیه ۵۲.</ref>. | اسلام با [[عقاید]] [[نادرست]] و [[خرافی]] دوران [[جاهلی]] که [[بت پرستی]] بود، مبارزه کرد و با [[تغییر]] [[باورها]] و نگرش [[مردم]] و توجه به خداوندی که [[ارزشها]] را [[ارج]] مینهد و [[انسانها]] را از هر نژاد و قومی برابر میداند، تحولی [[عظیم]] در میان [[توده]] مردم ایجاد کرد و حصار چرخه محدود [[حاکمیت]] [[اشراف قریش]] را در هم [[شکست]]. برای مردم مطرح کرد که [[برتری]] تنها با تقواست، نه [[قوم]] و [[قبیله]] و نژاد؛ تا جایی که مؤذنش یک مرد سیاه چهره آفریقائی به نام [[بلال]] شد<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۳۰۷.</ref> و در برابر طرد انسانهای [[فقیر]] که گرد پیامبرش جمع میشدند و اشراف از حضور خود در کنار آنان در ردیف [[پیامبر]]{{صل}} ناراحت بودند<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر القمی، ج۱، ص۲۰۲.</ref>، [[وحی]] نازل شد<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ}} «و کسانی را که پروردگارشان را در سپیدهدمان و در پایان روز در پی به دست آوردن خشنودی وی میخوانند از خود مران» سوره انعام، آیه ۵۲.</ref>. | ||
اسلام بخشهایی از آداب و رسوم فرهنگی جامعه را که بر خلاف [[عقل]] و [[عدالت]] بود، تغییر داد. در خبری [[محمد بن مسلم]] از [[امام باقر]]{{ع}} درباره [[سیره]] [[قائم]]{{ع}} میپرسد؛ [[حضرت]] سیرۀ ایشان را همانند [[سیره پیامبر]]{{صل}} میداند که باعث [[موفقیت]] اسلام شد و درباره سیره پیامبر{{صل}} میفرماید: آنچه در [[جاهلیت]] بود، [[باطل]] کرد و با مردم به عدالت [[رفتار]] نمود و همین روش را [[قائم]] تعقیب خواهد کرد<ref>شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۶، ص۱۵۴: {{متن حدیث|وَ مَا كَانَتْ سِيرَةُ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}}؟ قَالَ: أَبْطَلَ مَا كَانَ فِي الْجَاهِلِيَّةِ وَ اسْتَقْبَلَ النَّاسَ بِالْعَدْلِ}}.</ref>. طبق این سخن، ملاک برخورد با | اسلام بخشهایی از آداب و رسوم فرهنگی جامعه را که بر خلاف [[عقل]] و [[عدالت]] بود، تغییر داد. در خبری [[محمد بن مسلم]] از [[امام باقر]]{{ع}} درباره [[سیره]] [[قائم]]{{ع}} میپرسد؛ [[حضرت]] سیرۀ ایشان را همانند [[سیره پیامبر]]{{صل}} میداند که باعث [[موفقیت]] اسلام شد و درباره سیره پیامبر{{صل}} میفرماید: آنچه در [[جاهلیت]] بود، [[باطل]] کرد و با مردم به عدالت [[رفتار]] نمود و همین روش را [[قائم]] تعقیب خواهد کرد<ref>شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۶، ص۱۵۴: {{متن حدیث|وَ مَا كَانَتْ سِيرَةُ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}}؟ قَالَ: أَبْطَلَ مَا كَانَ فِي الْجَاهِلِيَّةِ وَ اسْتَقْبَلَ النَّاسَ بِالْعَدْلِ}}.</ref>. طبق این سخن، ملاک برخورد با فرهنگ جاهلی [[عدالت]] است. ارزشهایی باقی میماند که عادلانه باشد و جز آن باید نابود گردد؛ ازاین رو [[اسلام]] مواردی را که [[فرهنگ]] [[مردم]] همراه با [[ارزشهای انسانی]] بود، پذیرفت و برخی از امور را تعدیل و [[اصلاح]] کرد؛ موارد زیادی از [[قوانین]] [[حقوقی]] و [[آداب]] [[فرهنگی]] و [[اجتماعی]] مردم را [[تغییر]] داد و برای موارد زیادی از نیازهای مردم [[قانون]] جدید وضع کرد. مجموعه فعالیتهای اسلام را درباره فرهنگ و باورهای [[جاهلی]] را میتوان به سه دسته تقسیم کرد: | ||
===دسته اول=== | ===دسته اول=== | ||