شعائر در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۷: خط ۷:
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[شعائر (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[شعائر (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
'''[[شعائر]]''' به معنای علامت و شعائر الهی، علامت‌هایی است که [[خداوند]] آنها را برای اطاعتش [[نصب]] کرده است. و منظور از شعائر الهی در [[قرآن]]، نشانه‌هایی است که بر عظمت و کبریایی خداوند دلالت دارد مانند  [[نماز]]، روزہ، [[حج]]، [[زکات]]، [[اذان]] و اقامه و دیگر مراسم و شعارهای [[اسلامی]] که یک مسلمان به واسطه آن از دیگران متمایز می‌شود.


==معناشناسی==
==معناشناسی==
[[شعایر]] جمع شعیره به معنای علامت است و [[شعایر الهی]]، علامت‌هایی است که [[خداوند]] آنها را برای اطاعتش [[نصب]] کرده است. شعایر به عنوان جمع [[شعار]] به معنای [[لباس]] و جامه‌ای که روی پوست [[بدن]] قرار می‌گیرد و با موهای بدن تماس دارد، نیز به کار می‌رود (کنایه از [[ارتباطات]] تنگاتنگ این علایم با متن [[دین]])<ref>حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص۴۸۸.</ref> منظور از شعایر الهی در [[قرآن]]، نشانه‌های دقیق و شواهد رقیقی است که بر [[عظمت]] و کبریایی خداوند دلالت دارد<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۶، ص۹۲.</ref>.<ref>[[سید حسین شرف‌الدین|شرف‌الدین، سید حسین]]، [[ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۱۵۵.</ref>
[[شعائر]] جمع شعیره به معنای علامت است و [[شعائر الهی]]، علامت‌هایی است که [[خداوند]] آنها را برای اطاعتش [[نصب]] کرده است. شعائر به عنوان جمع [[شعار]] به معنای [[لباس]] و جامه‌ای که روی پوست [[بدن]] قرار می‌گیرد و با موهای بدن تماس دارد، نیز به کار می‌رود (کنایه از [[ارتباطات]] تنگاتنگ این علایم با متن [[دین]])<ref>حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص۴۸۸.</ref> منظور از شعائر الهی در [[قرآن]]، نشانه‌های دقیق و شواهد رقیقی است که بر [[عظمت]] و کبریایی خداوند دلالت دارد<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۶، ص۹۲.</ref>.<ref>[[سید حسین شرف‌الدین|شرف‌الدین، سید حسین]]، [[ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۱۵۵.</ref>


==مصادیق خارجی شعایر اسلامی==
==مصادیق خارجی شعائر اسلامی==
[[علما]] مصادیق خارجی و [[عینی]] بسیاری برای [[شعایر اسلام]] ذکر کرده‌اند مانند: [[نماز]]، روزہ، [[حج]]، [[زکات]]، [[اذان]] و اقامه و دیگر [[مراسم]] و شعارهای [[اسلامی]] که یک مسلمان به واسطه آن از دیگران متمایز می‌شود. [[احیا]] و [[ترویج]] این شعارها، از [[وظایف سیاسی دولت اسلامی]] است و بر همین اساس، [[اهل ذمّه]] (کفّاری که در [[پناه]] اسلام و در [[کشور]] [[مسلمین]] به عنوان [[ذمّی]] و [[معاهد]] زندگی می‌کنند) [[حق]] [[تظاهر]] به انجام [[اعمال]] غیر اسلامی از قبیل تظاهر به روزه‌خواری و استعمال مشروبات مست‌کننده و گوشت خوک و یا به صدا درآوردن ناقوس کلیساها، بدون اجازه دولت اسلامی را ندارند. این اعمال، خلاف شعارهای اسلامی است؛ در [[کشور اسلامی]] باید شعارهای اسلامی رواج پیدا کند نه غیر آن.
[[علما]] مصادیق خارجی و [[عینی]] بسیاری برای [[شعائر اسلام]] ذکر کرده‌اند مانند: [[نماز]]، روزہ، [[حج]]، [[زکات]]، [[اذان]] و اقامه و دیگر [[مراسم]] و شعارهای [[اسلامی]] که یک مسلمان به واسطه آن از دیگران متمایز می‌شود. [[احیا]] و [[ترویج]] این شعارها، از [[وظایف سیاسی دولت اسلامی]] است و بر همین اساس، [[اهل ذمّه]] (کفّاری که در [[پناه]] اسلام و در [[کشور]] [[مسلمین]] به عنوان [[ذمّی]] و [[معاهد]] زندگی می‌کنند) [[حق]] [[تظاهر]] به انجام [[اعمال]] غیر اسلامی از قبیل تظاهر به روزه‌خواری و استعمال مشروبات مست‌کننده و گوشت خوک و یا به صدا درآوردن ناقوس کلیساها، بدون اجازه دولت اسلامی را ندارند. این اعمال، خلاف شعارهای اسلامی است؛ در [[کشور اسلامی]] باید شعارهای اسلامی رواج پیدا کند نه غیر آن.


همچنین بر فرد [[مسلمان]] [[حرام]] است در جایی سکونت و اقامت کند که [[قادر]] به اظهار [[شعایر]] [[اسلامی]] نیست و در صورت [[توانایی]]، [[هجرت]] از چنین مکانی [[واجب]] است؛ مادامی که [[کفر]] در [[جهان]] وجود دارد، [[وجوب]] هجرت نیز محفوظ است<ref>شهید ثانی، مسالک الافهام، ج۱، ص۱۴۹؛ شرح لمعه، ج۱، ص۲۵۶.</ref>. همچنین بازگشت از [[سرزمین]] اسلامی به دیار [[شرک]] و اقامت در آنجا [[مذموم]] است، اما در صورتی که مسلمان، قادر به اظهار شعایر اسلامی نباشد، این هجرت حرام است: {{عربی|التعرّب بعد الهجرة}}؛ یعنی بازگشت مسلمان به [[جاهلیت]] و شرک، بعد از اینکه از آن دوری گزیده، حرام است.
همچنین بر فرد [[مسلمان]] [[حرام]] است در جایی سکونت و اقامت کند که [[قادر]] به اظهار [[شعائر]] [[اسلامی]] نیست و در صورت [[توانایی]]، [[هجرت]] از چنین مکانی [[واجب]] است؛ مادامی که [[کفر]] در [[جهان]] وجود دارد، [[وجوب]] هجرت نیز محفوظ است<ref>شهید ثانی، مسالک الافهام، ج۱، ص۱۴۹؛ شرح لمعه، ج۱، ص۲۵۶.</ref>. همچنین بازگشت از [[سرزمین]] اسلامی به دیار [[شرک]] و اقامت در آنجا [[مذموم]] است، اما در صورتی که مسلمان، قادر به اظهار شعائر اسلامی نباشد، این هجرت حرام است: {{عربی|التعرّب بعد الهجرة}}؛ یعنی بازگشت مسلمان به [[جاهلیت]] و شرک، بعد از اینکه از آن دوری گزیده، حرام است.


"شیخ حرّ عاملی"، [[راوی]] بزرگ [[شیعه]]، در کتاب [[ارزشمند]] وسائل‌الشیعه در فصل جداگانه‌ای به ذکر [[احادیث]] مربوط در این مورد پرداخته است. عنوان فصل: {{متن حدیث|باب تحریم التعرّب بعد الهجرة و سکنی المسلم دار الحرب و دخولها الا لضرورة و...}}<ref>وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۷۵.</ref> است؛ یعنی فصلی در این‌باره که [[تعرب]] بعد از هجرت و سکونت مسلمان در [[دارالحرب]] حرام است، مگر آنکه ضرورتی باشد و... . به دو دلیل، این عمل، حرام است: اول اینکه مسلمان نمی‌تواند شعایر [[اسلام]] را اظهار کند و دوم اینکه ممکن است تحت تأثیر جو [[زندگی]] [[مشرکان]] قرار گیرد و [[مرتد]] شود<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۱۶.</ref>.
"شیخ حرّ عاملی"، [[راوی]] بزرگ [[شیعه]]، در کتاب [[ارزشمند]] وسائل‌الشیعه در فصل جداگانه‌ای به ذکر [[احادیث]] مربوط در این مورد پرداخته است. عنوان فصل: {{متن حدیث|باب تحریم التعرّب بعد الهجرة و سکنی المسلم دار الحرب و دخولها الا لضرورة و...}}<ref>وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۷۵.</ref> است؛ یعنی فصلی در این‌باره که [[تعرب]] بعد از هجرت و سکونت مسلمان در [[دارالحرب]] حرام است، مگر آنکه ضرورتی باشد و... . به دو دلیل، این عمل، حرام است: اول اینکه مسلمان نمی‌تواند شعائر [[اسلام]] را اظهار کند و دوم اینکه ممکن است تحت تأثیر جو [[زندگی]] [[مشرکان]] قرار گیرد و [[مرتد]] شود<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۱۶.</ref>.


==برخی از شعایر مهم اسلامی==
==برخی از شعائر مهم اسلامی==
می‌دانیم که شعایر اسلام بسیار است، و [[شریعت]] ما [[شعار]] ماست. اما برخی از آنها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده و اساس شعارهای دیگرند. [[شناخت]] این شعایر، بسیار مهم است. در این بخش به بررسی آنها می‌پردازیم:
می‌دانیم که شعائر اسلام بسیار است، و [[شریعت]] ما [[شعار]] ماست. اما برخی از آنها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده و اساس شعارهای دیگرند. [[شناخت]] این شعائر، بسیار مهم است. در این بخش به بررسی آنها می‌پردازیم:


===[[مساجد]]===
===[[مساجد]]===
[[مسجد]]، [[خانه خدا]] و از مراکز باشکوه اسلامی است، لذا اتخاذ مسجد و ساختن آن، از شعایر اسلامی است.‌ صاحب کنز العرفان که یکی از فقهای بنام [[شیعه]] است، ساختن مساجد را بر [[مسلمانان]] [[واجب کفایی]] معرفی می‌کند<ref>فاضل مقداد سیوری، کنز العرفان فی فقه القرآن، ج۱، ص۱۰۵.</ref>.
[[مسجد]]، [[خانه خدا]] و از مراکز باشکوه اسلامی است، لذا اتخاذ مسجد و ساختن آن، از شعائر اسلامی است.‌ صاحب کنز العرفان که یکی از فقهای بنام [[شیعه]] است، ساختن مساجد را بر [[مسلمانان]] [[واجب کفایی]] معرفی می‌کند<ref>فاضل مقداد سیوری، کنز العرفان فی فقه القرآن، ج۱، ص۱۰۵.</ref>.


همچنین [[آیات]] متعددی در مورد [[آداب]] مسجد و ساختن و تعمیر آن در [[قرآن]] آمده است مانند: {{متن قرآن|وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا}}<ref>«و اینکه سجده‌گاه‌ها از آن خداوند است پس با خداوند هیچ کس را (به پرستش) مخوانید» سوره جن، آیه ۱۸.</ref>، {{متن قرآن|وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِي خَرَابِهَا أُولَئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَنْ يَدْخُلُوهَا إِلَّا خَائِفِينَ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«و ستمکارتر از کسی که نمی‌گذارد نام خداوند در مسجدهای او برده شود و در ویرانی آنها می‌کوشد کیست؟ آنان را جز این سزاوار نیست که هراسان در آن پا نهند، آنها در دنیا، خواری و در جهان واپسین عذابی سترگ دارند» سوره بقره، آیه ۱۱۴.</ref>.
همچنین [[آیات]] متعددی در مورد [[آداب]] مسجد و ساختن و تعمیر آن در [[قرآن]] آمده است مانند: {{متن قرآن|وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا}}<ref>«و اینکه سجده‌گاه‌ها از آن خداوند است پس با خداوند هیچ کس را (به پرستش) مخوانید» سوره جن، آیه ۱۸.</ref>، {{متن قرآن|وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِي خَرَابِهَا أُولَئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَنْ يَدْخُلُوهَا إِلَّا خَائِفِينَ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«و ستمکارتر از کسی که نمی‌گذارد نام خداوند در مسجدهای او برده شود و در ویرانی آنها می‌کوشد کیست؟ آنان را جز این سزاوار نیست که هراسان در آن پا نهند، آنها در دنیا، خواری و در جهان واپسین عذابی سترگ دارند» سوره بقره، آیه ۱۱۴.</ref>.
خط ۵۴: خط ۵۶:


===[[اذان]]===
===[[اذان]]===
از دیگر [[شعایر]] اسلام، اذان و اقامه است<ref>شرح لمعه، ج۱، ص۲۵۶؛ مسالک الافهام، ج۱، مبحث صلات.</ref>. [[کفّار]] از اذان می‌هراسند؛ اذان، [[اعلان]] [[بسیج]] همگانی [[مسلمانان]] در شب و [[روز]] است و [[کافران]] چون [[راه]] مبارزه‌ای با آن نمی‌شناسند، آن را مورد [[استهزا]] قرار می‌دهند. لیکن [[مسلمانان]] نباید به [[تمسخر]] آنها اهمیت دهند، بلکه باید [[اذان]] را از مناره‌ها هرچه بلندتر سر دهند و با فریاد اذان و اعلام [[توحید]]، لرزه بر اندام [[کفر]] و [[شرک]] بیندازند. همچنین [[حکومت اسلامی]] موظف به پخش اذان از رسانه‌های گروهی (رادیو و تلویزیون) است. در این مورد [[خداوند]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَإِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا}}<ref>«و چون به نماز بانگ برآورید آن را به ریشخند و بازی می‌گیرند» سوره مائده، آیه ۵۸.</ref>.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۲۵.</ref>
از دیگر [[شعائر]] اسلام، اذان و اقامه است<ref>شرح لمعه، ج۱، ص۲۵۶؛ مسالک الافهام، ج۱، مبحث صلات.</ref>. [[کفّار]] از اذان می‌هراسند؛ اذان، [[اعلان]] [[بسیج]] همگانی [[مسلمانان]] در شب و [[روز]] است و [[کافران]] چون [[راه]] مبارزه‌ای با آن نمی‌شناسند، آن را مورد [[استهزا]] قرار می‌دهند. لیکن [[مسلمانان]] نباید به [[تمسخر]] آنها اهمیت دهند، بلکه باید [[اذان]] را از مناره‌ها هرچه بلندتر سر دهند و با فریاد اذان و اعلام [[توحید]]، لرزه بر اندام [[کفر]] و [[شرک]] بیندازند. همچنین [[حکومت اسلامی]] موظف به پخش اذان از رسانه‌های گروهی (رادیو و تلویزیون) است. در این مورد [[خداوند]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَإِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا}}<ref>«و چون به نماز بانگ برآورید آن را به ریشخند و بازی می‌گیرند» سوره مائده، آیه ۵۸.</ref>.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۲۵.</ref>


===[[نمازها]]===
===[[نمازها]]===
یکی دیگر از [[شعایر]] [[اسلام]] “نماز” است. [[نماز]] [[پرستش]] خالصانه خدای یکتاست و در شبانه‌روز در پنج نوبت به جای آورده می‌شود. همچنین نمازهای دیگری نیز وجود دارند که در مواقع ویژه‌ای از سال اقامه می‌گردد و نیز [[نوافل]] و [[نمازهای مستحبی]] متعدد که هر کدام اهمیت خاصی دارند.
یکی دیگر از [[شعائر]] [[اسلام]] “نماز” است. [[نماز]] [[پرستش]] خالصانه خدای یکتاست و در شبانه‌روز در پنج نوبت به جای آورده می‌شود. همچنین نمازهای دیگری نیز وجود دارند که در مواقع ویژه‌ای از سال اقامه می‌گردد و نیز [[نوافل]] و [[نمازهای مستحبی]] متعدد که هر کدام اهمیت خاصی دارند.


اهمیت نماز از شعایر دیگر بیشتر است. نماز، پیوند [[روح]] با [[خداوند]] است. [[ترویج]] نماز، به ویژه [[نماز جماعت]]، از [[وظایف]] [[فقهای اسلام]] و حکومت اسلامی است.
اهمیت نماز از شعائر دیگر بیشتر است. نماز، پیوند [[روح]] با [[خداوند]] است. [[ترویج]] نماز، به ویژه [[نماز جماعت]]، از [[وظایف]] [[فقهای اسلام]] و حکومت اسلامی است.


نمازهای غیر مستحبی از این قرار است: نمازهای [[یومیه]](روزانه)؛ [[نماز جمعه]]؛ نماز عیدین ([[عید قربان]] و [[عید فطر]])؛ [[نماز آیات]]؛ نماز میّت.
نمازهای غیر مستحبی از این قرار است: نمازهای [[یومیه]](روزانه)؛ [[نماز جمعه]]؛ نماز عیدین ([[عید قربان]] و [[عید فطر]])؛ [[نماز آیات]]؛ نماز میّت.
#'''نمازهای یومیه''': هر [[مسلمانی]] باید در شبانه‌روز، در پنج‌نوبت به نماز بایستد و این نمازها را “یومیه” (روزانه) می‌نامند که عبارت‌اند از: [[نماز صبح]]، ظهر و عصر، [[مغرب]] و عشا. کسی که آنها را منکر شود، [[کافر]] و از [[دین اسلام]] خارج است و باید [[احکام]] “ارتداد” درباره او [[اجرا]] شود. بهتر است نمازهای یومیه، به [[جماعت]] خوانده شوند، حتی اگر نمازگزاران دو نفر باشند.
#'''نمازهای یومیه''': هر [[مسلمانی]] باید در شبانه‌روز، در پنج‌نوبت به نماز بایستد و این نمازها را “یومیه” (روزانه) می‌نامند که عبارت‌اند از: [[نماز صبح]]، ظهر و عصر، [[مغرب]] و عشا. کسی که آنها را منکر شود، [[کافر]] و از [[دین اسلام]] خارج است و باید [[احکام]] “ارتداد” درباره او [[اجرا]] شود. بهتر است نمازهای یومیه، به [[جماعت]] خوانده شوند، حتی اگر نمازگزاران دو نفر باشند.
#'''نماز جمعه''': یکی دیگر از نمازها و به عبارت دیگر، شعایر مهم [[اسلامی]]، نماز جمعه است. نماز جمعه در آخر هر هفته ([[روز جمعه]]) با حضور گروهی از مسلمانان در هر [[شهر]] برگزار می‌شود. نماز جمعه در [[زمان]] [[حضور امام معصوم]]{{ع}} [[واجب عینی]] و در [[زمان غیبت]]، بنا به فتوای عده‌ای از [[فقها]] [[واجب]] تخییری است؛ یعنی در این صورت، [[نمازگزار]] مختار است که بین [[نماز ظهر]] و [[نماز جمعه]]، یکی را برگزیند؛ کسی‌که نماز جمعه می‌خواند، نماز ظهر بر او واجب نیست. برخی از [[فقهای شیعه]]، شرکت در نماز جمعه را در صورت برقراری آن، [[احتیاط]] واجب می‌دانند و [[ضرورت]] شرکت در آن را اعلام می‌دارند. نماز جمعه از [[شعایر]] [[عبادی]] ـ [[سیاسی]] [[اسلام]] و [[شؤون]] [[حکومت اسلامی]] و [[ولایت فقیه]] است؛ آنجا که [[حکومت عدل الهی]] وجود دارد، برقراری نماز جمعه و آماده نمودن مقدمات آن، از [[وظایف]] [[حاکم شرع]] [[اسلامی]] است و در آن، دو [[خطبه]] واجب است؛ در این [[خطبه‌ها]] از مسائل سیاسی، [[اجتماعی]]، [[اقتصادی]]، نظامی، [[تربیتی]]، [[اخلاقی]] و عبادی اسلام یاد می‌گردد. سپس دو رکعت [[نماز]] است که حتماً باید به [[جماعت]] خوانده شود. همچنین [[امام جمعه]] باید [[فقیه]] و یا [[منصوب]] از طرف حاکم شرع باشد. وی هنگام [[قرائت]] خطبه‌ها باید مسلح باشد. شایان ذکر است که نماز جمعه، “قیام [[توحیدی]] هفته” است، نماز جمعه بیانگر [[یگانگی]] [[دین]]، [[سیاست]] و [[اجتماع]] است و حربه آشکاری است علیه کسانی که دین را از سیاست جدا می‌پندارند.
#'''نماز جمعه''': یکی دیگر از نمازها و به عبارت دیگر، شعائر مهم [[اسلامی]]، نماز جمعه است. نماز جمعه در آخر هر هفته ([[روز جمعه]]) با حضور گروهی از مسلمانان در هر [[شهر]] برگزار می‌شود. نماز جمعه در [[زمان]] [[حضور امام معصوم]]{{ع}} [[واجب عینی]] و در [[زمان غیبت]]، بنا به فتوای عده‌ای از [[فقها]] [[واجب]] تخییری است؛ یعنی در این صورت، [[نمازگزار]] مختار است که بین [[نماز ظهر]] و [[نماز جمعه]]، یکی را برگزیند؛ کسی‌که نماز جمعه می‌خواند، نماز ظهر بر او واجب نیست. برخی از [[فقهای شیعه]]، شرکت در نماز جمعه را در صورت برقراری آن، [[احتیاط]] واجب می‌دانند و [[ضرورت]] شرکت در آن را اعلام می‌دارند. نماز جمعه از [[شعائر]] [[عبادی]] ـ [[سیاسی]] [[اسلام]] و [[شؤون]] [[حکومت اسلامی]] و [[ولایت فقیه]] است؛ آنجا که [[حکومت عدل الهی]] وجود دارد، برقراری نماز جمعه و آماده نمودن مقدمات آن، از [[وظایف]] [[حاکم شرع]] [[اسلامی]] است و در آن، دو [[خطبه]] واجب است؛ در این [[خطبه‌ها]] از مسائل سیاسی، [[اجتماعی]]، [[اقتصادی]]، نظامی، [[تربیتی]]، [[اخلاقی]] و عبادی اسلام یاد می‌گردد. سپس دو رکعت [[نماز]] است که حتماً باید به [[جماعت]] خوانده شود. همچنین [[امام جمعه]] باید [[فقیه]] و یا [[منصوب]] از طرف حاکم شرع باشد. وی هنگام [[قرائت]] خطبه‌ها باید مسلح باشد. شایان ذکر است که نماز جمعه، “قیام [[توحیدی]] هفته” است، نماز جمعه بیانگر [[یگانگی]] [[دین]]، [[سیاست]] و [[اجتماع]] است و حربه آشکاری است علیه کسانی که دین را از سیاست جدا می‌پندارند.
#'''نماز عیدین''': یکی دیگر از شعارهای [[الهی]] اسلام، [[نماز عید]] [[فطر]] و [[عید قربان]] است، و از آن به “نماز عیدین” یاد می‌شود. اسلام، دین سیاسی ـ اجتماعی است، و با [[انزوا]] [[مخالف]] است؛ بنابراین تا آنجا که ممکن است، باید نمازهای یومیه را به جماعت خواند و [[مردم]] باید در آخر هر هفته در مرکز [[شهر]] گردآیند و نماز جمعه را به پا دارند و از مسائل [[روز]] [[آگاه]] گردند (کلمه “جمعه” از جمع و جماعت مشتق شده است) و در [[عید فطر]] و قربان به [[نیایش]] و [[عبادت خدا]] بپردازند و [[مستحب]] است که این دو نماز را در خارج از شهر (بیابان و صحرا) به پا دارند. در نماز عیدین نیز قرائت خطبه لازم است. همچنین این دو [[آیین]] عبادی ـ [[سیاسی]]، بهتر است به [[جماعت]] خوانده شود. علاوه بر این، [[مسلمانان]] در یک [[کنگره]] بین‌المللی و جهانی [[اسلام]] ([[حج]]) شرکت می‌کنند و در آنجا به [[عبادت]] و [[نیایش]] [[خداوند]] می‌پردازند. [[مراسم]] پرشکوه و سالانه حج در کنار [[خانه خدا]] ([[کعبه]]) برگزار می‌گردد. اسلام چه [[شعارها]] و مراسم [[زیبا]] و پر محتوایی دارد. این [[شعایر]] هستند که اسلام را [[جاودانه]] کرده و [[روح]] سیاسی و [[معنوی]] خاصی به [[جامعه]] و [[امت اسلام]] می‌بخشند.
#'''نماز عیدین''': یکی دیگر از شعارهای [[الهی]] اسلام، [[نماز عید]] [[فطر]] و [[عید قربان]] است، و از آن به “نماز عیدین” یاد می‌شود. اسلام، دین سیاسی ـ اجتماعی است، و با [[انزوا]] [[مخالف]] است؛ بنابراین تا آنجا که ممکن است، باید نمازهای یومیه را به جماعت خواند و [[مردم]] باید در آخر هر هفته در مرکز [[شهر]] گردآیند و نماز جمعه را به پا دارند و از مسائل [[روز]] [[آگاه]] گردند (کلمه “جمعه” از جمع و جماعت مشتق شده است) و در [[عید فطر]] و قربان به [[نیایش]] و [[عبادت خدا]] بپردازند و [[مستحب]] است که این دو نماز را در خارج از شهر (بیابان و صحرا) به پا دارند. در نماز عیدین نیز قرائت خطبه لازم است. همچنین این دو [[آیین]] عبادی ـ [[سیاسی]]، بهتر است به [[جماعت]] خوانده شود. علاوه بر این، [[مسلمانان]] در یک [[کنگره]] بین‌المللی و جهانی [[اسلام]] ([[حج]]) شرکت می‌کنند و در آنجا به [[عبادت]] و [[نیایش]] [[خداوند]] می‌پردازند. [[مراسم]] پرشکوه و سالانه حج در کنار [[خانه خدا]] ([[کعبه]]) برگزار می‌گردد. اسلام چه [[شعارها]] و مراسم [[زیبا]] و پر محتوایی دارد. این [[شعائر]] هستند که اسلام را [[جاودانه]] کرده و [[روح]] سیاسی و [[معنوی]] خاصی به [[جامعه]] و [[امت اسلام]] می‌بخشند.
#'''[[نماز آیات]]''': هنگام بروز حوادث بزرگ و ترسناک طبیعی، مسلمانان به [[خدا]] [[پناه]] می‌برند و با به‌جا آوردن نماز آیات، به [[آرامش]] [[قلبی]] می‌رسند. هنگام وقوع [[زلزله]]، [[خسوف و کسوف]] و حوادثی از این قبیل، بر مسلمانان [[واجب]] است که دو رکعت [[نماز]] (نماز آیات) به جا آرند؛ این [[فریضه]] نیز از شعارهای اسلام است.
#'''[[نماز آیات]]''': هنگام بروز حوادث بزرگ و ترسناک طبیعی، مسلمانان به [[خدا]] [[پناه]] می‌برند و با به‌جا آوردن نماز آیات، به [[آرامش]] [[قلبی]] می‌رسند. هنگام وقوع [[زلزله]]، [[خسوف و کسوف]] و حوادثی از این قبیل، بر مسلمانان [[واجب]] است که دو رکعت [[نماز]] (نماز آیات) به جا آرند؛ این [[فریضه]] نیز از شعارهای اسلام است.
#'''نماز میّت''': اسلام، [[مرگ]] را پایان [[حیات]] نمی‌داند، بلکه آن را آغاز مرحله جدیدی از [[حیات انسان]] قلمداد می‌کند. مسلمانان، [[مردگان]] را با [[یاد خدا]] و در مراسم ویژه‌ای به [[خاک]] می‌سپارند و آنها را به عنوان یک مسافر بدرقه می‌کنند. یکی از این مراسم، به‌جا آوردن نماز میّت است. باید بر مرده نماز میّت خوانده شود و مضامین آن دارای [[طلب]] [[مغفرت]] برای وی در آن [[دنیا]] می‌باشد که این نیز از شعایر [[اسلامی]] است. [[حکومت اسلامی]] باید نماز را به عنوان [[برترین]] [[شعار]] اسلام در جامعه [[ترویج]] کند و [[مردم]] را با ابعاد آن آشنا سازد. این از [[وظایف دولت]] در [[سیاست داخلی]] است و این [[سیاست]] را با به‌کارگیری اصل [[امربه معروف و نهی از منکر]]، می‌توان عملی ساخت؛ همچنین با طرح‌ریزی برنامه‌های مختلف و [[تشویق]] و [[ارشاد]] مردم، به طور غیر مستقیم می‌توان به این امر خطیر پرداخت<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۲۵.</ref>.
#'''نماز میّت''': اسلام، [[مرگ]] را پایان [[حیات]] نمی‌داند، بلکه آن را آغاز مرحله جدیدی از [[حیات انسان]] قلمداد می‌کند. مسلمانان، [[مردگان]] را با [[یاد خدا]] و در مراسم ویژه‌ای به [[خاک]] می‌سپارند و آنها را به عنوان یک مسافر بدرقه می‌کنند. یکی از این مراسم، به‌جا آوردن نماز میّت است. باید بر مرده نماز میّت خوانده شود و مضامین آن دارای [[طلب]] [[مغفرت]] برای وی در آن [[دنیا]] می‌باشد که این نیز از شعائر [[اسلامی]] است. [[حکومت اسلامی]] باید نماز را به عنوان [[برترین]] [[شعار]] اسلام در جامعه [[ترویج]] کند و [[مردم]] را با ابعاد آن آشنا سازد. این از [[وظایف دولت]] در [[سیاست داخلی]] است و این [[سیاست]] را با به‌کارگیری اصل [[امربه معروف و نهی از منکر]]، می‌توان عملی ساخت؛ همچنین با طرح‌ریزی برنامه‌های مختلف و [[تشویق]] و [[ارشاد]] مردم، به طور غیر مستقیم می‌توان به این امر خطیر پرداخت<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۲۵.</ref>.


===حج===
===حج===
چنان‌که قبلاً اشاره شد، یکی از مهم‌ترین شعایر اسلام “حج” است. خداوند در [[قرآن کریم]]، در مواردی به [[صراحت]]، [[مراسم حج]] را از شعارهای [[الهی]] دانسته است. مراسم حج، بسیار باشکوه است و در ملت‌های غیر [[اسلامی]]، نظیر این [[مراسم]]، [[مشاهده]] نشده است. [[حج]]، [[هجرت]] به مرکز، مبدأ و [[اجتماع]]، از [[سکون]] به حرکت و از [[پستی]] به بلندای هستی و اوج‌گیری [[انسان]] از [[خاک]] به افلاک است. حج، با اینکه یک مراسم [[عبادی]] است، معانی و مفاهیم بسیاری دارد؛ حج، [[کنگره]] سالانه و جهانی [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] [[مسلمانان]] است و در واقع، نمونه‌ای از [[جامعه]] بزرگ اسلامی و از [[شعایر]] [[اسلام]] است. از [[سیاست داخلی]] [[دولت اسلامی]] است که با طرح‌ریزی برنامه‌های مناسب با این مراسم، [[مردم]] را با [[احکام]] و [[مناسک]] حج آشنا سازد<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۲۸.</ref>.
چنان‌که قبلاً اشاره شد، یکی از مهم‌ترین شعائر اسلام “حج” است. خداوند در [[قرآن کریم]]، در مواردی به [[صراحت]]، [[مراسم حج]] را از شعارهای [[الهی]] دانسته است. مراسم حج، بسیار باشکوه است و در ملت‌های غیر [[اسلامی]]، نظیر این [[مراسم]]، [[مشاهده]] نشده است. [[حج]]، [[هجرت]] به مرکز، مبدأ و [[اجتماع]]، از [[سکون]] به حرکت و از [[پستی]] به بلندای هستی و اوج‌گیری [[انسان]] از [[خاک]] به افلاک است. حج، با اینکه یک مراسم [[عبادی]] است، معانی و مفاهیم بسیاری دارد؛ حج، [[کنگره]] سالانه و جهانی [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] [[مسلمانان]] است و در واقع، نمونه‌ای از [[جامعه]] بزرگ اسلامی و از [[شعائر]] [[اسلام]] است. از [[سیاست داخلی]] [[دولت اسلامی]] است که با طرح‌ریزی برنامه‌های مناسب با این مراسم، [[مردم]] را با [[احکام]] و [[مناسک]] حج آشنا سازد<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۲۸.</ref>.


===[[قبله]]===
===[[قبله]]===
یکی دیگر از شعایر اسلام، “قبله” است. قبله‌شناسی اهمیت بسیار دارد و [[شناخت]] آن [[واجب]] است. به‌جا آوردن [[نماز]] و [[ذبح]] حیوانات باید در جهت قبله باشد و نیز به هنگام جان‌دادن، فرد محتضر را باید [[روبه]] قبله خواباند و او را رو به قبله [[دفن]] نمود. تمام نمازهای واجب و [[مستحب]]، در صورت امکان و عدم داشتن عذر (مانند آنکه کسی در بیابانی جهت را نشناسد) واجب است در جهت قبله به‌جا آورده شود و قبله، همان “کعبه” است و کسی که خارج از [[مسجدالحرام]] باشد، [[حرم]] را (که [[کعبه]] در آن واقع شده) پیش‌روی خود قرار می‌دهد و نماز می‌خواند<ref>النهایة فی مجرد الفقه والفتاوی، ص۶۲.</ref>.
یکی دیگر از شعائر اسلام، “قبله” است. قبله‌شناسی اهمیت بسیار دارد و [[شناخت]] آن [[واجب]] است. به‌جا آوردن [[نماز]] و [[ذبح]] حیوانات باید در جهت قبله باشد و نیز به هنگام جان‌دادن، فرد محتضر را باید [[روبه]] قبله خواباند و او را رو به قبله [[دفن]] نمود. تمام نمازهای واجب و [[مستحب]]، در صورت امکان و عدم داشتن عذر (مانند آنکه کسی در بیابانی جهت را نشناسد) واجب است در جهت قبله به‌جا آورده شود و قبله، همان “کعبه” است و کسی که خارج از [[مسجدالحرام]] باشد، [[حرم]] را (که [[کعبه]] در آن واقع شده) پیش‌روی خود قرار می‌دهد و نماز می‌خواند<ref>النهایة فی مجرد الفقه والفتاوی، ص۶۲.</ref>.


قبله از شعایر مهم اسلام است، زیرا مایه [[وحدت]] نژادهاست. همه [[انسان‌ها]] در هر منطقه و از هر نژاد که باشند، در ساعات معینی از [[روز]] (ظهر و عصر، [[مغرب]] و عشا و صبح) با یک زبان، بدون هیچ امتیازی، به یک جهت (قبله) می‌ایستند و [[شعار]] [[توحید]] و آوای [[مناجات با خدا]] را سر می‌دهند. آیا نیروی بشری [[قادر]] به [[بسیج]] انسان‌ها به این‌گونه است؟<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۲۹.</ref>.
قبله از شعائر مهم اسلام است، زیرا مایه [[وحدت]] نژادهاست. همه [[انسان‌ها]] در هر منطقه و از هر نژاد که باشند، در ساعات معینی از [[روز]] (ظهر و عصر، [[مغرب]] و عشا و صبح) با یک زبان، بدون هیچ امتیازی، به یک جهت (قبله) می‌ایستند و [[شعار]] [[توحید]] و آوای [[مناجات با خدا]] را سر می‌دهند. آیا نیروی بشری [[قادر]] به [[بسیج]] انسان‌ها به این‌گونه است؟<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۲۹.</ref>.


===اماکن مقدس (زیارتگاه‌ها)===
===اماکن مقدس (زیارتگاه‌ها)===
یکی دیگر از شعایر اسلامی، وجود اماکن مقدس است که در طول [[تاریخ اسلام]] نقش سیاسی فوق‌العاده‌ای در [[سرنوشت]] مسلمانان داشته و دارند. مشاهد، جمع “مشهد” است، به معنای محل [[شهادت]] و دفن [[شهید]]. [[مزار]] نیز به معنای محلی است که مورد [[زیارت]] واقع می‌شود.
یکی دیگر از شعائر اسلامی، وجود اماکن مقدس است که در طول [[تاریخ اسلام]] نقش سیاسی فوق‌العاده‌ای در [[سرنوشت]] مسلمانان داشته و دارند. مشاهد، جمع “مشهد” است، به معنای محل [[شهادت]] و دفن [[شهید]]. [[مزار]] نیز به معنای محلی است که مورد [[زیارت]] واقع می‌شود.


مهم‌ترین [[زیارتگاه]] [[مسلمانان]]، [[کعبه]]، [[خانه]] خداست، و بعد از آن، [[مشهد]] [[حضرت رسول]] {{صل}} و [[امامان معصوم]] و دیگر [[اولیای خدا]]، دارای اهمیت است. زیارت این اماکن، [[پاداش اخروی]] دارد.
مهم‌ترین [[زیارتگاه]] [[مسلمانان]]، [[کعبه]]، [[خانه]] خداست، و بعد از آن، [[مشهد]] [[حضرت رسول]] {{صل}} و [[امامان معصوم]] و دیگر [[اولیای خدا]]، دارای اهمیت است. زیارت این اماکن، [[پاداش اخروی]] دارد.
خط ۸۴: خط ۸۶:
مشهد و [[قبور]] [[امام حسین]] و [[ائمه]]{{عم}} در [[قبرستان بقیع]] و... نمونه [[تاریخی]] زنده‌ای هستند، مسلمانان از زیارت این مشاهد [[ممنوع]] بوده‌اند و حکومت‌های [[جبار]] [[اموی]] و [[عباسی]]، [[زائران]] [[قبر امام حسین]]{{ع}} را [[مجازات]] می‌نمودند چنان‌که درباره [[متوکل]]، [[خلیفه عباسی]]، در تاریخ نوشته شده است.
مشهد و [[قبور]] [[امام حسین]] و [[ائمه]]{{عم}} در [[قبرستان بقیع]] و... نمونه [[تاریخی]] زنده‌ای هستند، مسلمانان از زیارت این مشاهد [[ممنوع]] بوده‌اند و حکومت‌های [[جبار]] [[اموی]] و [[عباسی]]، [[زائران]] [[قبر امام حسین]]{{ع}} را [[مجازات]] می‌نمودند چنان‌که درباره [[متوکل]]، [[خلیفه عباسی]]، در تاریخ نوشته شده است.


[[قبر]] [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} مدت‌ها از نظرها مخفی بود! اینها شعایری هستند که مفاهیم [[نبرد]] با [[ظلم و جور]] و [[شهادت در راه خدا]] و [[برقراری عدالت]] را زنده می‌کنند، و لذا [[حکومت جباران]] باید از آنها بترسند. زائری در برابر قبر [[امام]] می‌ایستد و چنین می‌گوید: {{متن حدیث|السَّلَامُ‏ عَلَيْكَ‏ يَا ثَارَ اللَّهِ‏ وَ ابْنَ‏ ثَارِهِ‏...}}<ref>شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، ص۴۳۱.</ref>؛ “سلام بر تو ای [[خون خدا]] و فرزند خون خدا! [[سلام]] بر تو ای [[انقلاب]] [[خدا]]! و... من [[گواهی]] می‌دهم که تو [[نماز]] را اقامه کردی و [[زکات]] پرداختی و [[امربه معروف و نهی از منکر]] نمودی. من گواهی می‌دهم که تو برای [[رضای خدا]] کار کردی؛ [[نفرین]] و [[لعنت]] [[خداوند]] بر آنکه تو را کشت و بر کسی که به کشته‌شدن تو کمک نمود و بر آنکه [[شهادت]] تو را شنید و از [[قلب]] [[راضی]] شد و...”.
[[قبر]] [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} مدت‌ها از نظرها مخفی بود! اینها شعائری هستند که مفاهیم [[نبرد]] با [[ظلم و جور]] و [[شهادت در راه خدا]] و [[برقراری عدالت]] را زنده می‌کنند، و لذا [[حکومت جباران]] باید از آنها بترسند. زائری در برابر قبر [[امام]] می‌ایستد و چنین می‌گوید: {{متن حدیث|السَّلَامُ‏ عَلَيْكَ‏ يَا ثَارَ اللَّهِ‏ وَ ابْنَ‏ ثَارِهِ‏...}}<ref>شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، ص۴۳۱.</ref>؛ “سلام بر تو ای [[خون خدا]] و فرزند خون خدا! [[سلام]] بر تو ای [[انقلاب]] [[خدا]]! و... من [[گواهی]] می‌دهم که تو [[نماز]] را اقامه کردی و [[زکات]] پرداختی و [[امربه معروف و نهی از منکر]] نمودی. من گواهی می‌دهم که تو برای [[رضای خدا]] کار کردی؛ [[نفرین]] و [[لعنت]] [[خداوند]] بر آنکه تو را کشت و بر کسی که به کشته‌شدن تو کمک نمود و بر آنکه [[شهادت]] تو را شنید و از [[قلب]] [[راضی]] شد و...”.
این زیارت‌نامه‌ای است که یک [[مسلمان]] بر قبر یک [[شهید]] می‌خواند و با قرائت آن نیرو می‌گیرد و [[عهد]] می‌بندد که [[راه]] آن شهید را ادامه دهد و علیه [[ظلم]] بستیزد.
این زیارت‌نامه‌ای است که یک [[مسلمان]] بر قبر یک [[شهید]] می‌خواند و با قرائت آن نیرو می‌گیرد و [[عهد]] می‌بندد که [[راه]] آن شهید را ادامه دهد و علیه [[ظلم]] بستیزد.


این مزارها به عنوان [[شعایر]] [[اسلامی]] و مدارک [[عینی]] [[جنایت]] [[ستمکاران]] در طول [[تاریخ]]، باید [[احیا]] و [[حفظ]] شوند. هرگز رونق‌دادن به [[مزار]] [[شهیدان]] [[راه]] [[اسلام]] و [[عدالت]]، مرده‌پرستی و [[ارتجاع]] نیست؛ ارتجاع، [[مخالفت]] و [[مبارزه]] با شهیدان و سعی در [[فراموشی]] و محو آثار آنهاست. مگر یک [[مسلمان]] [[زائر]] در [[حرم]] شهیدان، [[امامان]] و [[اولیای خدا]] چه می‌گوید که [[بت‌پرستی]] و [[شرک]] باشد؟ او قبل از هر چیز {{متن حدیث|لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّهُ‏ وَ اللَّهُ‏ أَكْبَرُ وَ سُبْحَانَ‏ اللَّهِ‏}} می‌گوید و دو رکعت [[نماز]] [[زیارت]] به جا می‌آورد و برای [[رضای خدا]]، [[پاداش]] آن را به [[روح]] [[شهید]] اهدا می‌کند و او را به خاطر منزلتش در درگاه [[خدا]]، وسیله [[آمرزش گناهان]] خود قرار می‌دهد و به آنان “متوسّل” می‌شود؛ آیا این شرک و بت‌پرستی است؟ نه، این استفاده از هر موقعیتی برای [[تعظیم]] خدا و یاد اوست و از [[اعمال]] خالصانه [[توحیدی]] است.
این مزارها به عنوان [[شعائر]] [[اسلامی]] و مدارک [[عینی]] [[جنایت]] [[ستمکاران]] در طول [[تاریخ]]، باید [[احیا]] و [[حفظ]] شوند. هرگز رونق‌دادن به [[مزار]] [[شهیدان]] [[راه]] [[اسلام]] و [[عدالت]]، مرده‌پرستی و [[ارتجاع]] نیست؛ ارتجاع، [[مخالفت]] و [[مبارزه]] با شهیدان و سعی در [[فراموشی]] و محو آثار آنهاست. مگر یک [[مسلمان]] [[زائر]] در [[حرم]] شهیدان، [[امامان]] و [[اولیای خدا]] چه می‌گوید که [[بت‌پرستی]] و [[شرک]] باشد؟ او قبل از هر چیز {{متن حدیث|لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّهُ‏ وَ اللَّهُ‏ أَكْبَرُ وَ سُبْحَانَ‏ اللَّهِ‏}} می‌گوید و دو رکعت [[نماز]] [[زیارت]] به جا می‌آورد و برای [[رضای خدا]]، [[پاداش]] آن را به [[روح]] [[شهید]] اهدا می‌کند و او را به خاطر منزلتش در درگاه [[خدا]]، وسیله [[آمرزش گناهان]] خود قرار می‌دهد و به آنان “متوسّل” می‌شود؛ آیا این شرک و بت‌پرستی است؟ نه، این استفاده از هر موقعیتی برای [[تعظیم]] خدا و یاد اوست و از [[اعمال]] خالصانه [[توحیدی]] است.


امام‌زاده‌هایی که در اکناف، گوشه‌ها، تپه‌ها و دره‌های این آب و [[خاک]] مدفونند، هریک شهید و قهرمان و بر ضد [[ستم]] و [[کفر]] و [[مجاهد]] [[راه خدا]] بوده‌اند که در طول تاریخ به دست جلادان، غریبانه به [[شهادت]] رسیده‌اند. و لذا [[مراسم]] [[عزاداری]] نیز باید برای احیای راه و یاد شهیدان زنده بماند، اما باید کوشید که این مراسم از محتوا تھی نگردد و [[عوام]]، آن را به [[خرافات]] نیایند.
امام‌زاده‌هایی که در اکناف، گوشه‌ها، تپه‌ها و دره‌های این آب و [[خاک]] مدفونند، هریک شهید و قهرمان و بر ضد [[ستم]] و [[کفر]] و [[مجاهد]] [[راه خدا]] بوده‌اند که در طول تاریخ به دست جلادان، غریبانه به [[شهادت]] رسیده‌اند. و لذا [[مراسم]] [[عزاداری]] نیز باید برای احیای راه و یاد شهیدان زنده بماند، اما باید کوشید که این مراسم از محتوا تھی نگردد و [[عوام]]، آن را به [[خرافات]] نیایند.


[[عاشورا]]، [[مظهر]] [[قیام]] علیه [[استبداد]] و ستم را همان عزاداری‌ها نگه داشته‌اند و لذا اینها به عنوان [[شعایر]] اسلام و [[مذهب]]، باید حفظ شوند.، برای تحقیق در مفاهیم بلند [[زیارت‌نامه‌ها]]، به مفاتیح‌الجنان و جامع [[عباسی]]، بخش زیارت‌ها [[رجوع]] شود<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۲۹.</ref>.
[[عاشورا]]، [[مظهر]] [[قیام]] علیه [[استبداد]] و ستم را همان عزاداری‌ها نگه داشته‌اند و لذا اینها به عنوان [[شعائر]] اسلام و [[مذهب]]، باید حفظ شوند.، برای تحقیق در مفاهیم بلند [[زیارت‌نامه‌ها]]، به مفاتیح‌الجنان و جامع [[عباسی]]، بخش زیارت‌ها [[رجوع]] شود<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۲۹.</ref>.


===[[تعاون]] به خیر===
===[[تعاون]] به خیر===
یکی دیگر از شعارهای [[اسلامی]]، “تعاون” است. [[قرآن]] [[دستور]] می‌دهد که [[مسلمانان]] باید در خیر و [[نیکی]] و [[تقوا]] “تعاون” داشته باشند. اصل “تعاون” از [[شرایع]] اسلام است و بعضی از [[ناآگاهان]] خواسته‌اند آن را از [[غرب]] بگیرند و به عنوان یک [[کشف]] جدید [[اجتماعی]] و [[اقتصادی]] و تولیدی و... برای [[مردم]] به ارمغان بیاورند! تعاون، عملی غربی نیست، بلکه در متن [[قرآن کریم]] ذکر شده و یکی از [[شعایر]] [[اسلامی]] است.
یکی دیگر از شعارهای [[اسلامی]]، “تعاون” است. [[قرآن]] [[دستور]] می‌دهد که [[مسلمانان]] باید در خیر و [[نیکی]] و [[تقوا]] “تعاون” داشته باشند. اصل “تعاون” از [[شرایع]] اسلام است و بعضی از [[ناآگاهان]] خواسته‌اند آن را از [[غرب]] بگیرند و به عنوان یک [[کشف]] جدید [[اجتماعی]] و [[اقتصادی]] و تولیدی و... برای [[مردم]] به ارمغان بیاورند! تعاون، عملی غربی نیست، بلکه در متن [[قرآن کریم]] ذکر شده و یکی از [[شعائر]] [[اسلامی]] است.


[[تعاون]]، دو بُعد و دو جهت دارد. تعاون بر خیر و در جهت مثبت و [[الهی]] و تعاون در [[گناه]] و [[ظلم]] و رواج [[فحشا]]، [[فساد]] و [[تباهی]]. [[اسلام]]، تعاون به خیر و [[تقوا]] را از شعایر خود قرار داده و [[مسلمانان]] را از تعاون به گناه و ظلم، [[نهی]] فرموده است؛ [[علی]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|كُونَا لِلظَّالِمِ‏ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ‏ عَوْناً}}<ref>“دشمن ظالم و یار و یاور مظلوم باشید” نهج البلاغه، نامه ۴۷.</ref>.
[[تعاون]]، دو بُعد و دو جهت دارد. تعاون بر خیر و در جهت مثبت و [[الهی]] و تعاون در [[گناه]] و [[ظلم]] و رواج [[فحشا]]، [[فساد]] و [[تباهی]]. [[اسلام]]، تعاون به خیر و [[تقوا]] را از شعائر خود قرار داده و [[مسلمانان]] را از تعاون به گناه و ظلم، [[نهی]] فرموده است؛ [[علی]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|كُونَا لِلظَّالِمِ‏ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ‏ عَوْناً}}<ref>“دشمن ظالم و یار و یاور مظلوم باشید” نهج البلاغه، نامه ۴۷.</ref>.


همچنین [[خداوند]] در [[قرآن]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و یکدیگر را در نیکی و پرهیزگاری یاری کنید و در گناه و تجاوز یاری نکنید و از خداوند پروا کنید، بی‌گمان خداوند سخت کیفر است» سوره مائده، آیه ۲.</ref>. این [[آیه]]، مسأله تعاون را به صورت “فعل امر” به مسلمانان [[دستور]] می‌دهد؛ [[دولت اسلامی]] باید [[روحیه]] تعاون را در [[مردم]] ایجاد نموده و زمینه آن را در مسائل مربوط به تولید، تحصیل، تحقیق و [[مصرف]] نیازهای [[زندگی]] آماده سازد و در [[سیاست]] و [[خط مشی]] داخلی، به ویژه در زمینه تولید، بر [[شعار]] اسلامی “تعاون” تکیه کند<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۳۲.</ref>.
همچنین [[خداوند]] در [[قرآن]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و یکدیگر را در نیکی و پرهیزگاری یاری کنید و در گناه و تجاوز یاری نکنید و از خداوند پروا کنید، بی‌گمان خداوند سخت کیفر است» سوره مائده، آیه ۲.</ref>. این [[آیه]]، مسأله تعاون را به صورت “فعل امر” به مسلمانان [[دستور]] می‌دهد؛ [[دولت اسلامی]] باید [[روحیه]] تعاون را در [[مردم]] ایجاد نموده و زمینه آن را در مسائل مربوط به تولید، تحصیل، تحقیق و [[مصرف]] نیازهای [[زندگی]] آماده سازد و در [[سیاست]] و [[خط مشی]] داخلی، به ویژه در زمینه تولید، بر [[شعار]] اسلامی “تعاون” تکیه کند<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۳۲.</ref>.


===[[ذبح]]===
===[[ذبح]]===
یکی از شعایر اسلام، در نحوه سر بریدن و ذبح حیوانات [[حلال]] گوشت است که شرایط آن باید در [[جامعه]] [[حفظ]] گردد. دولت اسلامی باید در [[کشور]]، [[نظام]] غذایی و خوراکی مناسبی را بر قرار سازد؛ گوشت حیواناتی مانند خوک و فیل و نظیر آن حلال نیست، و بعضی از آنها نیز [[مکروه]] هستند، مانند: قاطر، اسب و الاغ. فقط گوشت عده‌ای از حیوانات دریایی، خشکی و هوایی [[مباح]] و حلال می‌باشد، مانند: گوسفند، گاو، آهو، ماهی‌های فلس‌دار، مرغ خانگی، کبوتر، کبک، بوقلمون و.... پاک‌شدن گوشت حیوانات حلال گوشت، “تذکیه” نامیده می‌شود و آن دارای شرایطی است و در صورت عدم رعایت این شرایط، گوشتشان [[حرام]] و غیر قابل مصرف خواهد بود.
یکی از شعائر اسلام، در نحوه سر بریدن و ذبح حیوانات [[حلال]] گوشت است که شرایط آن باید در [[جامعه]] [[حفظ]] گردد. دولت اسلامی باید در [[کشور]]، [[نظام]] غذایی و خوراکی مناسبی را بر قرار سازد؛ گوشت حیواناتی مانند خوک و فیل و نظیر آن حلال نیست، و بعضی از آنها نیز [[مکروه]] هستند، مانند: قاطر، اسب و الاغ. فقط گوشت عده‌ای از حیوانات دریایی، خشکی و هوایی [[مباح]] و حلال می‌باشد، مانند: گوسفند، گاو، آهو، ماهی‌های فلس‌دار، مرغ خانگی، کبوتر، کبک، بوقلمون و.... پاک‌شدن گوشت حیوانات حلال گوشت، “تذکیه” نامیده می‌شود و آن دارای شرایطی است و در صورت عدم رعایت این شرایط، گوشتشان [[حرام]] و غیر قابل مصرف خواهد بود.


[[تذکیه]] و [[ذبح]] [[شرعی]] دارای شرایط زیر است:
[[تذکیه]] و [[ذبح]] [[شرعی]] دارای شرایط زیر است:
خط ۱۲۲: خط ۱۲۴:


===[[تفقه]] و نشر [[علوم]]===
===[[تفقه]] و نشر [[علوم]]===
یکی از [[شعایر]] اسلامی، [[حمایت]] از [[علم]] و مراکز [[علمی]] است. در این میان، علم [[فقه]] ([[حقوق اسلامی]]) و علوم مفید در [[زندگی]] [[بشر]]، مانند: ریاضیات، طب و مقدمات و علوم ابزاری، جایگاه ویژه‌ای دارند.
یکی از [[شعائر]] اسلامی، [[حمایت]] از [[علم]] و مراکز [[علمی]] است. در این میان، علم [[فقه]] ([[حقوق اسلامی]]) و علوم مفید در [[زندگی]] [[بشر]]، مانند: ریاضیات، طب و مقدمات و علوم ابزاری، جایگاه ویژه‌ای دارند.
در [[بینش]] اسلامی، [[علم و دین]]، توأم با یکدیگرند و جدایی آن دو از یکدیگر، منجر به نابودی هریک می‌گردد: {{عربی|العلم والدین توأمان اذا افترقا احترقا}}.
در [[بینش]] اسلامی، [[علم و دین]]، توأم با یکدیگرند و جدایی آن دو از یکدیگر، منجر به نابودی هریک می‌گردد: {{عربی|العلم والدین توأمان اذا افترقا احترقا}}.


[[میزان]] جهل‌ستیزی [[اسلام]] و حمایت آن از [[معارف]] و علوم را به خوبی می‌توان دریافت؛ چه این [[دین]] [[مقدس]]، [[تاریخ]] را به دو [[دوران جاهلیت]] و [[نادانی]] و [[ایمان]] و [[آگاهی]]، تقسیم نموده و اولین دشمنش را [[ابوجهل]] ([[پدر]] نادانی) نامیده است.
[[میزان]] جهل‌ستیزی [[اسلام]] و حمایت آن از [[معارف]] و علوم را به خوبی می‌توان دریافت؛ چه این [[دین]] [[مقدس]]، [[تاریخ]] را به دو [[دوران جاهلیت]] و [[نادانی]] و [[ایمان]] و [[آگاهی]]، تقسیم نموده و اولین دشمنش را [[ابوجهل]] ([[پدر]] نادانی) نامیده است.


به هر حال، این یکی از شعایر مهم اسلامی است و [[پیامبر]]{{صل}} در این‌باره فرموده است: {{متن حدیث|طَلَبُ‏ الْعِلْمِ‏ فَرِيضَةٌ عَلَى‏ كُلِّ‏ مُسْلِمٍ‏}}<ref>منیة المرید، ص۱۷۶.</ref>؛ “طلب علم، [[فریضه]] و [[واجب]] [[دینی]] هر [[مسلمانی]] است”.
به هر حال، این یکی از شعائر مهم اسلامی است و [[پیامبر]]{{صل}} در این‌باره فرموده است: {{متن حدیث|طَلَبُ‏ الْعِلْمِ‏ فَرِيضَةٌ عَلَى‏ كُلِّ‏ مُسْلِمٍ‏}}<ref>منیة المرید، ص۱۷۶.</ref>؛ “طلب علم، [[فریضه]] و [[واجب]] [[دینی]] هر [[مسلمانی]] است”.


[[دولت اسلامی]] باید نشر علوم و حمایت از آن را سر لوحه [[سیاست داخلی]] خود قرار دهد. به‌خصوص علوم مفید در [[اجتماع]]، مانند: اصول [[اعتقادات]] ([[علم کلام]])، علم فقه (حقوق اسلامی)، پزشکی، ریاضیات و علوم مربوط به صنایع، زراعت و فلاحت را باید [[ترویج]] کند، برنامه‌های عملی مناسبی در جهت حمایت از این [[شعار]] اسلامی داشته باشد و از مراکز تفقه و دانشجویی، [[پاسداری]] نماید؛ این از اصول سیاست داخلی است.
[[دولت اسلامی]] باید نشر علوم و حمایت از آن را سر لوحه [[سیاست داخلی]] خود قرار دهد. به‌خصوص علوم مفید در [[اجتماع]]، مانند: اصول [[اعتقادات]] ([[علم کلام]])، علم فقه (حقوق اسلامی)، پزشکی، ریاضیات و علوم مربوط به صنایع، زراعت و فلاحت را باید [[ترویج]] کند، برنامه‌های عملی مناسبی در جهت حمایت از این [[شعار]] اسلامی داشته باشد و از مراکز تفقه و دانشجویی، [[پاسداری]] نماید؛ این از اصول سیاست داخلی است.
۱۳۰٬۰۵۳

ویرایش