بدون خلاصۀ ویرایش
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-{{پانویس2}} +{{پانویس}})) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
===چیستی و [[ارزش]] [[عقل]] | {{امامت}} | ||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | |||
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخههای بحث '''[[عقل]]''' است. "'''[[عقل]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div> | |||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | |||
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[عقل در قرآن]] - [[عقل در حدیث]] - [[عقل در نهج البلاغه]] - [[عقل در معارف دعا و زیارات]] - [[عقل در کلام اسلامی]] - [[عقل در فلسفه اسلامی]] - [[عقل در اخلاق اسلامی]] - [[عقل در معارف مهدویت]]</div> | |||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | |||
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[عقل (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div> | |||
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | |||
==چیستی و [[ارزش]] [[عقل]]== | |||
*"[[عقل]]"، به معنای قوۀ مدرکۀ حقایق و مرکز تشخیص خوبی از [[بدی]] و همچنین ابزار تحلیل مفاهیم، در نگاه [[دین]] از [[جایگاه]] و [[شرافت]] بالایی برخوردار است. [[قوه]] [[عقل]] در وجود [[انسان]]، اصلیترین وجه تمایز او با سایر موجودات است. [[قرآن کریم]] در نزدیک به سیصد [[آیه]] به [[عقل]]، [[تفکر]] در [[عالم هستی]]، دوری از تقلیدهای غیر منطقی و [[تعقل]] تأکید کرده است. آدمیبا [[بهکارگیری عقل]] ([[تعقل]]) به [[شناخت]] و [[معرفت]] [[دست]] مییابد و بر اساس [[شناخت]]، به دستاوردهای گوناگون خواهد رسید. این رهیافتها به صورت قوانینی برای همه افراد [[بشر]] کاربرد دارد. [[ارزش]] و اهمیت [[انسان]] در [[بهکارگیری عقل]] و عملکردهایی است که با [[شناخت]] حاصل از [[تعقل]]، با [[اراده]] و [[اختیار]] خود انجام میدهد. این موضوع وجه تمایز [[انسان]] از حیوان است. از اینرو [[امام علی]]{{ع}} [[انسانیت]] [[انسان]] را با عقلش میسنجد و فقدان [[عقل]] را با فقدان [[زندگی]] برابر میداند و ضمن عباراتی بر [[برتری]] [[عقل]] صحه میگذارد. تعبیرهای چون مرکب [[علم]]، مایه انسانیَت، [[عقل]] در وجود [[انسان]] به مثابه [[روح]] در کالبد او، [[فرستاده خدا]]، ملاک هر چیز، [[رهبر]] [[فکر]]،.... و تعابیری دیگر، از [[ضرورت]] حیاتی [[عقل]] و [[تعقل]] در [[زندگی]] آدمیحکایت دارد. از این رو به [[فرزند]] خویش فرمود: «بزرگترین [[بینیازی]] [[عقل]] است و بزرگترین [[فقر]] و [[ناداری]]، [[نادانی]]»<ref>{{متن حدیث|لَا غِنَی کَالْعَقْلِ وَ لَا فَقْرَ کَالْجَهْل}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۵۱.</ref>. | *"[[عقل]]"، به معنای قوۀ مدرکۀ حقایق و مرکز تشخیص خوبی از [[بدی]] و همچنین ابزار تحلیل مفاهیم، در نگاه [[دین]] از [[جایگاه]] و [[شرافت]] بالایی برخوردار است. [[قوه]] [[عقل]] در وجود [[انسان]]، اصلیترین وجه تمایز او با سایر موجودات است. [[قرآن کریم]] در نزدیک به سیصد [[آیه]] به [[عقل]]، [[تفکر]] در [[عالم هستی]]، دوری از تقلیدهای غیر منطقی و [[تعقل]] تأکید کرده است. آدمیبا [[بهکارگیری عقل]] ([[تعقل]]) به [[شناخت]] و [[معرفت]] [[دست]] مییابد و بر اساس [[شناخت]]، به دستاوردهای گوناگون خواهد رسید. این رهیافتها به صورت قوانینی برای همه افراد [[بشر]] کاربرد دارد. [[ارزش]] و اهمیت [[انسان]] در [[بهکارگیری عقل]] و عملکردهایی است که با [[شناخت]] حاصل از [[تعقل]]، با [[اراده]] و [[اختیار]] خود انجام میدهد. این موضوع وجه تمایز [[انسان]] از حیوان است. از اینرو [[امام علی]]{{ع}} [[انسانیت]] [[انسان]] را با عقلش میسنجد و فقدان [[عقل]] را با فقدان [[زندگی]] برابر میداند و ضمن عباراتی بر [[برتری]] [[عقل]] صحه میگذارد. تعبیرهای چون مرکب [[علم]]، مایه انسانیَت، [[عقل]] در وجود [[انسان]] به مثابه [[روح]] در کالبد او، [[فرستاده خدا]]، ملاک هر چیز، [[رهبر]] [[فکر]]،.... و تعابیری دیگر، از [[ضرورت]] حیاتی [[عقل]] و [[تعقل]] در [[زندگی]] آدمیحکایت دارد. از این رو به [[فرزند]] خویش فرمود: «بزرگترین [[بینیازی]] [[عقل]] است و بزرگترین [[فقر]] و [[ناداری]]، [[نادانی]]»<ref>{{متن حدیث|لَا غِنَی کَالْعَقْلِ وَ لَا فَقْرَ کَالْجَهْل}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۵۱.</ref>. | ||
*[[روایات]] نیز به بیانهای مختلف به [[ارزش]] و اهمیت [[عقل]] از جنبههای مختلف پرداختهاند که [[بهترین]] نمونه آن، کتاب العقل و الجهل [[اصول کافی]] مرحوم [[کلینی]] است که این بحث را فصل آغازین و مطلع مباحث کتاب خود قرار داده و به تفصیل [[روایات]] مربوط به [[عقل]] و [[جهل]] را با سندهای صحیح و معتبر جمعآوری کرده است. از جمله [[احادیث]] آن، اینکه [[خداوند]] در [[حدیث قدسی]] میفرماید: «[[آفریده]] ای محبوبتر از [[عقل]] نیافریده است»<ref>{{متن حدیث|مَا خَلَقْتُ خَلْقاً هُوَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْک}}؛ کافی، ج۱، کتاب عقل و جهل، ص۱۰.</ref>. در [[حدیث]] دیگری آمده است: «[[حیا]] و [[دین]] موظف شدند همواره با [[عقل]] ملازم باشند و از آن جدا نشوند»<ref>{{متن حدیث|إِنَّا أُمِرْنَا أَنْ نَکُونَ مَعَ الْعَقْلِ حَیْثُ کَانَ قَالَ فَشَأْنَکُمَا وَ عَرَج}}؛ کافی، ج۱، کتاب عقل و جهل، ص۱۰.</ref>. | *[[روایات]] نیز به بیانهای مختلف به [[ارزش]] و اهمیت [[عقل]] از جنبههای مختلف پرداختهاند که [[بهترین]] نمونه آن، کتاب العقل و الجهل [[اصول کافی]] مرحوم [[کلینی]] است که این بحث را فصل آغازین و مطلع مباحث کتاب خود قرار داده و به تفصیل [[روایات]] مربوط به [[عقل]] و [[جهل]] را با سندهای صحیح و معتبر جمعآوری کرده است. از جمله [[احادیث]] آن، اینکه [[خداوند]] در [[حدیث قدسی]] میفرماید: «[[آفریده]] ای محبوبتر از [[عقل]] نیافریده است»<ref>{{متن حدیث|مَا خَلَقْتُ خَلْقاً هُوَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْک}}؛ کافی، ج۱، کتاب عقل و جهل، ص۱۰.</ref>. در [[حدیث]] دیگری آمده است: «[[حیا]] و [[دین]] موظف شدند همواره با [[عقل]] ملازم باشند و از آن جدا نشوند»<ref>{{متن حدیث|إِنَّا أُمِرْنَا أَنْ نَکُونَ مَعَ الْعَقْلِ حَیْثُ کَانَ قَالَ فَشَأْنَکُمَا وَ عَرَج}}؛ کافی، ج۱، کتاب عقل و جهل، ص۱۰.</ref>. | ||
*بالاتر اینکه [[عقل]] بال دیگر [[دین]] است؛ همانگونه که فرمودند: «در مقابل [[پیامبران]] و [[امامان]] که حجتهای بیرونی هستند، [[عقل]] [[حجت]] درونی است»<ref>{{متن حدیث|یَا هِشَامُ إِنَّ لِلَّهِ عَلَی النَّاسِ حُجَّتَیْنِ حُجَّةً ظَاهِرَةً وَ حُجَّةً بَاطِنَةً فَأَمَّا الظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الْأَنْبِیَاءُ وَ الْأَئِمَّةُ{{ع}}وَ أَمَّا الْبَاطِنَةُ فَالْعُقُولُ}}؛ کافی، ج۱، کتاب عقل و جهل، ص۶۰.</ref>. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: «[[عقل]] چیزی است که به واسطه آن خدای پرستیده میشود و [[انسان]] را سزاوار رفتن به [[بهشت]] مینماید»<ref>{{متن حدیث|الْعَقْلُ مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اکْتُسِبَ بِهِ الْجِنَانُ}}؛ هدایة الأمة إلی أحکام الأئمة{{عم}}، ج۱، ص۴.</ref>.<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۵؛ حیدرزاده، عباس، فرهنگنامه آخرالزمان. ص ۴۲۶.</ref> | *بالاتر اینکه [[عقل]] بال دیگر [[دین]] است؛ همانگونه که فرمودند: «در مقابل [[پیامبران]] و [[امامان]] که حجتهای بیرونی هستند، [[عقل]] [[حجت]] درونی است»<ref>{{متن حدیث|یَا هِشَامُ إِنَّ لِلَّهِ عَلَی النَّاسِ حُجَّتَیْنِ حُجَّةً ظَاهِرَةً وَ حُجَّةً بَاطِنَةً فَأَمَّا الظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الْأَنْبِیَاءُ وَ الْأَئِمَّةُ{{ع}}وَ أَمَّا الْبَاطِنَةُ فَالْعُقُولُ}}؛ کافی، ج۱، کتاب عقل و جهل، ص۶۰.</ref>. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: «[[عقل]] چیزی است که به واسطه آن خدای پرستیده میشود و [[انسان]] را سزاوار رفتن به [[بهشت]] مینماید»<ref>{{متن حدیث|الْعَقْلُ مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اکْتُسِبَ بِهِ الْجِنَانُ}}؛ هدایة الأمة إلی أحکام الأئمة{{عم}}، ج۱، ص۴.</ref>.<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۵؛ حیدرزاده، عباس، فرهنگنامه آخرالزمان. ص ۴۲۶.</ref> | ||
==[[عقل]]، [[رسول باطنی]]== | |||
*در تعابیر [[دینی]] و [[روایات]] از [[عقل]] به [[رسول باطنی]] یا [[حجت باطنی]] (در کنار [[رسول ظاهری]]) یاد شده است. [[امام صادق]]{{ع}} در تعریفی که از [[عقل]] ارائه میدهد از [[حقیقت]] آن پرده برمیدارد. [[عقل]] همان [[نور]] و [[نیروی درونی]] است که [[خداپرستان]]، [[خدا]] را به واسطه آن میپرستند و میشناسند. طبق این تعریف، [[عقل]] نوری است از [[درون انسان]] که مبنای [[شناخت]] و [[پرستش]] [[خداوند]] است، یعنی شناختی بر پایۀ [[فطرت آدمی]]. بر این اساس، [[عقل]]، [[حجت]] میان [[خدا]] و [[بندگان]] است. از اینرو [[رجوع]] به [[عقل]] در مسائل گوناگون و بهکارگیری و [[استنتاج]] از آن امری اساسی و بنیادین است و [[مکتب اسلام]] آدمیرا از ترک [[عقل]] و گوش ندادن به ندای درونی آن به شدت برحذر میدارد<ref>ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص ۵۶۷- ۵۶۸.</ref>. | *در تعابیر [[دینی]] و [[روایات]] از [[عقل]] به [[رسول باطنی]] یا [[حجت باطنی]] (در کنار [[رسول ظاهری]]) یاد شده است. [[امام صادق]]{{ع}} در تعریفی که از [[عقل]] ارائه میدهد از [[حقیقت]] آن پرده برمیدارد. [[عقل]] همان [[نور]] و [[نیروی درونی]] است که [[خداپرستان]]، [[خدا]] را به واسطه آن میپرستند و میشناسند. طبق این تعریف، [[عقل]] نوری است از [[درون انسان]] که مبنای [[شناخت]] و [[پرستش]] [[خداوند]] است، یعنی شناختی بر پایۀ [[فطرت آدمی]]. بر این اساس، [[عقل]]، [[حجت]] میان [[خدا]] و [[بندگان]] است. از اینرو [[رجوع]] به [[عقل]] در مسائل گوناگون و بهکارگیری و [[استنتاج]] از آن امری اساسی و بنیادین است و [[مکتب اسلام]] آدمیرا از ترک [[عقل]] و گوش ندادن به ندای درونی آن به شدت برحذر میدارد<ref>ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص ۵۶۷- ۵۶۸.</ref>. | ||
*از تعریفی که دربارۀ [[عقل]] گفته شد و لغزشها و غفلتهایی که در طول [[زندگی]] فراروی [[انسان]] قرار میگیرند و از دلالت [[عقل]] میکاهند، فعالسازی [[عقل]] [[نیازمند]] [[رسول ظاهری]] ([[الهی]]) است. [[خداوند]] اولیای خاص خود را در مسیر [[زندگی]] [[انسانها]] قرار داده است تا آدمیبر اساس آموزههای آنها با [[تعقل]] [[فطری]] خویش آشنا شود و مسیر [[اندیشه]] خود را مطابق با [[حقیقت]] هستی برگزیند. از اینرو [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] بر این نکته اشاره داشته است: «اگر نمیدانید از [[اهل ذکر]] بپرسید»<ref>{{متن قرآن|فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ}}«اگر نمیدانید از اهل دانش بپرسید» سوره نحل، آیه ۴۳.</ref>. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: «[[عقل]] چیزی است که به واسطه آن خدای پرستیده میشود و [[انسان]] را سزاوار رفتن به [[بهشت]] مینماید»<ref>{{متن حدیث|الْعَقْلُ مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اکْتُسِبَ بِهِ الْجِنَانُ}}؛ هدایة الأمة إلی أحکام الأئمة{{عم}}، ج۱، ص۴.</ref>.<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۵؛ حیدرزاده، عباس، فرهنگنامه آخرالزمان. ص ۴۲۶.</ref> | *از تعریفی که دربارۀ [[عقل]] گفته شد و لغزشها و غفلتهایی که در طول [[زندگی]] فراروی [[انسان]] قرار میگیرند و از دلالت [[عقل]] میکاهند، فعالسازی [[عقل]] [[نیازمند]] [[رسول ظاهری]] ([[الهی]]) است. [[خداوند]] اولیای خاص خود را در مسیر [[زندگی]] [[انسانها]] قرار داده است تا آدمیبر اساس آموزههای آنها با [[تعقل]] [[فطری]] خویش آشنا شود و مسیر [[اندیشه]] خود را مطابق با [[حقیقت]] هستی برگزیند. از اینرو [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] بر این نکته اشاره داشته است: «اگر نمیدانید از [[اهل ذکر]] بپرسید»<ref>{{متن قرآن|فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ}}«اگر نمیدانید از اهل دانش بپرسید» سوره نحل، آیه ۴۳.</ref>. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: «[[عقل]] چیزی است که به واسطه آن خدای پرستیده میشود و [[انسان]] را سزاوار رفتن به [[بهشت]] مینماید»<ref>{{متن حدیث|الْعَقْلُ مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اکْتُسِبَ بِهِ الْجِنَانُ}}؛ هدایة الأمة إلی أحکام الأئمة{{عم}}، ج۱، ص۴.</ref>.<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۵؛ حیدرزاده، عباس، فرهنگنامه آخرالزمان. ص ۴۲۶.</ref> | ||
==[[عقل]] در [[اندیشه]] [[اسلامی]]== | |||
*در مجموعه اندیشههای [[اسلامی]]، سه نوع [[عقل]] جهت [[فهم]] حقایق [[دینی]] میتوان برشمرد: | *در مجموعه اندیشههای [[اسلامی]]، سه نوع [[عقل]] جهت [[فهم]] حقایق [[دینی]] میتوان برشمرد: | ||
# [[عقل نظری]] و [[معارف]] بنیادین: "[[عقل نظری]]"، جنبه ای از [[عقل]] است که به [[کشف]] واقعیتها و هست و نیستها، مانند [[خداشناسی]] و [[انسانشناسی]] میپردازد. [[دینشناسی]] مبتنی بر [[عقل]]، از [[استدلال]] منطقی برخوردار است؛ چه در اصل [[خداشناسی]] که [[امام صادق]]{{ع}} در اینباره میفرماید: «[[بندگان]] به سبب [[عقل]]، [[خداوند]] خویش را میشناسند و میفهمند که خود [[آفریده]] هستند»<ref>{{متن حدیث|فَبِالْعَقْلِ عَرَفَ الْعِبَادُ خَالِقَهُمْ وَ أَنَّهُمْ مَخْلُوقُون}}؛ کافی، ج۱، ص۲۹.</ref> و چه در [[ثبات]] و ماندگاری [[اعتقادات]]، همانگونه که [[امام علی]]{{ع}} میفرماید: «با خردها [[شناخت خدا]] پایدار میگردد»<ref>"بِالْعُقُولِ تُعْتَقَدُ مَعْرِفَتُه"؛ تحف العقول، ص۶۲.</ref>.<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۶.</ref> | # [[عقل نظری]] و [[معارف]] بنیادین: "[[عقل نظری]]"، جنبه ای از [[عقل]] است که به [[کشف]] واقعیتها و هست و نیستها، مانند [[خداشناسی]] و [[انسانشناسی]] میپردازد. [[دینشناسی]] مبتنی بر [[عقل]]، از [[استدلال]] منطقی برخوردار است؛ چه در اصل [[خداشناسی]] که [[امام صادق]]{{ع}} در اینباره میفرماید: «[[بندگان]] به سبب [[عقل]]، [[خداوند]] خویش را میشناسند و میفهمند که خود [[آفریده]] هستند»<ref>{{متن حدیث|فَبِالْعَقْلِ عَرَفَ الْعِبَادُ خَالِقَهُمْ وَ أَنَّهُمْ مَخْلُوقُون}}؛ کافی، ج۱، ص۲۹.</ref> و چه در [[ثبات]] و ماندگاری [[اعتقادات]]، همانگونه که [[امام علی]]{{ع}} میفرماید: «با خردها [[شناخت خدا]] پایدار میگردد»<ref>"بِالْعُقُولِ تُعْتَقَدُ مَعْرِفَتُه"؛ تحف العقول، ص۶۲.</ref>.<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۶.</ref> | ||
| خط ۱۹: | خط ۳۰: | ||
*از آنجا که تطور معنایی [[عقل]] در اروپا از دیرباز تاکنون، داستان مفصل و بغرنجی را پشت سر گذرانده است، تقسیم مذکور را میتوان [[بیان]] دیگر و کاملتری دانست: در قرون وسطی و [[عهد]] [[قدرت]] [[کلیسا]]، میان [[عقل]] و گزارههای [[الهی]] تعارضی به چشم نمیخورد. [[عقلگرایی]] در قرن شانزدهم و هفدهم در برابر [[تجربهگرایی]] و مدافع جدی [[دین]] بود. نمونه روشن آن، [[عقلگرایی]] دکارتی است که مفهوم [[خدا]] را از مفاهیم [[فطری]] برشمرد و برخی دیگر، مانند مالبرانش و لایبنیتس با دلائل [[عقلی]] به [[اثبات خدا]] پرداختند. رویکرد [[عقلگرایی]] کلامینیز از دو قالب حداکثری و انتقادی بیرون نبوده و در آثار [[دانشمندان]] دورههای مختلف [[غرب]] قابل بررسی است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۷.</ref>. | *از آنجا که تطور معنایی [[عقل]] در اروپا از دیرباز تاکنون، داستان مفصل و بغرنجی را پشت سر گذرانده است، تقسیم مذکور را میتوان [[بیان]] دیگر و کاملتری دانست: در قرون وسطی و [[عهد]] [[قدرت]] [[کلیسا]]، میان [[عقل]] و گزارههای [[الهی]] تعارضی به چشم نمیخورد. [[عقلگرایی]] در قرن شانزدهم و هفدهم در برابر [[تجربهگرایی]] و مدافع جدی [[دین]] بود. نمونه روشن آن، [[عقلگرایی]] دکارتی است که مفهوم [[خدا]] را از مفاهیم [[فطری]] برشمرد و برخی دیگر، مانند مالبرانش و لایبنیتس با دلائل [[عقلی]] به [[اثبات خدا]] پرداختند. رویکرد [[عقلگرایی]] کلامینیز از دو قالب حداکثری و انتقادی بیرون نبوده و در آثار [[دانشمندان]] دورههای مختلف [[غرب]] قابل بررسی است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۷.</ref>. | ||
*اما اوج قدرتنمایی [[عقل]] و به زیر کشیدن قامت [[دین]] در قرن هجدهم (که آن را عصر [[عقل]] و روشنگری مینامند) و نوزدهم شکل میگیرد؛ زمانی که هیوم، با رویکرد نفی رابطه [[علی]] و معلولی، [[دفاع]] [[عقلانی]] از [[دین]] را محکوم میکند. لازمه این [[تفکر]] حذف [[دین]] از [[زندگی]] عمومیبشر در دوران مدرنیته شد؛ تا جایی که [[عقل]] در این دوره [[حاکمیت]] بیچون و چرا یافت و [[حس]] تنفر از [[دین]] [[وحیانی]] رواج یافت و [[دین]] طبیعی جایگزین [[دین]] آسمانی و [[الهی]] شد و [[عقل]] نه تنها در حوزۀ [[دین]]، بلکه در همۀ امور طبیعی و ماورای طبیعی فصلالخطاب شد و نقش محوری یافت<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۸.</ref>. | *اما اوج قدرتنمایی [[عقل]] و به زیر کشیدن قامت [[دین]] در قرن هجدهم (که آن را عصر [[عقل]] و روشنگری مینامند) و نوزدهم شکل میگیرد؛ زمانی که هیوم، با رویکرد نفی رابطه [[علی]] و معلولی، [[دفاع]] [[عقلانی]] از [[دین]] را محکوم میکند. لازمه این [[تفکر]] حذف [[دین]] از [[زندگی]] عمومیبشر در دوران مدرنیته شد؛ تا جایی که [[عقل]] در این دوره [[حاکمیت]] بیچون و چرا یافت و [[حس]] تنفر از [[دین]] [[وحیانی]] رواج یافت و [[دین]] طبیعی جایگزین [[دین]] آسمانی و [[الهی]] شد و [[عقل]] نه تنها در حوزۀ [[دین]]، بلکه در همۀ امور طبیعی و ماورای طبیعی فصلالخطاب شد و نقش محوری یافت<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۸.</ref>. | ||
==[[عقل]] در [[عصر ظهور]]== | |||
*یکی از [[نشانههای آخرالزمان]] کم شدن [[عقول]] [[مردم]] است. البته این کم شدن [[عقول]] به معنای [[جنون]] و دیوانگی نیست، یعنی [[مردم]] در ظاهر بسیار آراسته و متشخص هستند، اما اثرات [[عقل]] که همان [[پرستش]] [[خداوند]] و ترجیح [[آخرت]] است کمرنگ میشود. [[مردم]] سراسیمه به دنبال [[دنیا]] میروند و جز [[دنیاطلبی]] هیچ اندیشهای ندارند. [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: «فتنهای روی خواهد داد که در آن [[عقلها]] برداشته شود، تا جایی که مرد عاقلی را نمیبینید»<ref>ملاحم، ص ۲۳.</ref>. در چنین زمانی [[ظهور حضرت مهدی]]{{ع}} به وقوع خواهد پیوست. [[حضرت]] با دست [[الهی]] خود [[عقول]] [[مردم]] را کامل خواهد نمود. یکی از خصوصیات [[زمان ظهور]] کامل شدن [[عقول]] [[مردم]] به [[برکت]] [[حضرت]] است. او دست مبارکش را بر سر [[مؤمنین]] مینهد و [[کینه]] و حسدی که از زمان [[قابیل]] در [[دل]] [[بشر]] کاشته شده است از بین خواهد رفت و [[علم]] و [[حکمت]] در میان [[مردم]] رواج مییابد<ref>ر.ک: تونهای، مجتبی، موعودنامه، ص۴۹۸.</ref>. [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: «هرگاه [[حضرت قائم]]{{ع}} [[ظهور]] نماید، [[دست]] مبارکش را بر سر [[بندگان]] نهاده و بدین سبب [[عقول]] [[مردم]] جمع میشود و [[خرد]] آنان کامل میگردد»<ref>{{متن حدیث|إِذَا قَامَ قَائِمُنَا{{ع}}وَضَعَ یَدَهُ عَلَی رُءُوسِ الْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ وَ کَمَلَتْ بِهَا أَحْلَامُهُمْ}}؛ کمال الدین، ج۲، ص۶۷۵.</ref>.<ref>ر.ک: حیدرزاده، عباس، فرهنگنامه آخرالزمان. ص ۴۲۶.</ref> | *یکی از [[نشانههای آخرالزمان]] کم شدن [[عقول]] [[مردم]] است. البته این کم شدن [[عقول]] به معنای [[جنون]] و دیوانگی نیست، یعنی [[مردم]] در ظاهر بسیار آراسته و متشخص هستند، اما اثرات [[عقل]] که همان [[پرستش]] [[خداوند]] و ترجیح [[آخرت]] است کمرنگ میشود. [[مردم]] سراسیمه به دنبال [[دنیا]] میروند و جز [[دنیاطلبی]] هیچ اندیشهای ندارند. [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: «فتنهای روی خواهد داد که در آن [[عقلها]] برداشته شود، تا جایی که مرد عاقلی را نمیبینید»<ref>ملاحم، ص ۲۳.</ref>. در چنین زمانی [[ظهور حضرت مهدی]]{{ع}} به وقوع خواهد پیوست. [[حضرت]] با دست [[الهی]] خود [[عقول]] [[مردم]] را کامل خواهد نمود. یکی از خصوصیات [[زمان ظهور]] کامل شدن [[عقول]] [[مردم]] به [[برکت]] [[حضرت]] است. او دست مبارکش را بر سر [[مؤمنین]] مینهد و [[کینه]] و حسدی که از زمان [[قابیل]] در [[دل]] [[بشر]] کاشته شده است از بین خواهد رفت و [[علم]] و [[حکمت]] در میان [[مردم]] رواج مییابد<ref>ر.ک: تونهای، مجتبی، موعودنامه، ص۴۹۸.</ref>. [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: «هرگاه [[حضرت قائم]]{{ع}} [[ظهور]] نماید، [[دست]] مبارکش را بر سر [[بندگان]] نهاده و بدین سبب [[عقول]] [[مردم]] جمع میشود و [[خرد]] آنان کامل میگردد»<ref>{{متن حدیث|إِذَا قَامَ قَائِمُنَا{{ع}}وَضَعَ یَدَهُ عَلَی رُءُوسِ الْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ وَ کَمَلَتْ بِهَا أَحْلَامُهُمْ}}؛ کمال الدین، ج۲، ص۶۷۵.</ref>.<ref>ر.ک: حیدرزاده، عباس، فرهنگنامه آخرالزمان. ص ۴۲۶.</ref> | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
{{منابع}} | |||
* [[پرونده:10119661.jpg|22px]] [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات علم کلام''']] | * [[پرونده:10119661.jpg|22px]] [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات علم کلام''']] | ||
* [[پرونده:13681049.jpg|22px]] [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۲''']] | * [[پرونده:13681049.jpg|22px]] [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۲''']] | ||
* [[پرونده:29873800.jpg|22px]] [[مجتبی تونهای|مجتبی تونهای]]، [[موعودنامه (کتاب)|'''موعودنامه''']] | * [[پرونده:29873800.jpg|22px]] [[مجتبی تونهای|مجتبی تونهای]]، [[موعودنامه (کتاب)|'''موعودنامه''']] | ||
* [[پرونده:13681151.jpg|22px]] [[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|'''فرهنگنامه آخرالزمان''']] | * [[پرونده:13681151.jpg|22px]] [[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|'''فرهنگنامه آخرالزمان''']] | ||
{{پایان منابع}} | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده:مفاهیم در کلام اسلامی]] | [[رده:مفاهیم در کلام اسلامی]] | ||