←فرماندهی ابن عوسجه در محاصره قصر ابن زیاد
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۳۴: | خط ۳۴: | ||
[[عبیدالله بن زیاد]] پس از بازداشت [[هانی بن عروه]] و متفرق شدن یارانش، برای [[تسلط]] بیشتر بر اوضاع [[شهر]]، در [[مسجد]] [[سخنرانی]] بسیار تند و تهدیدآمیزی کرد و سپس به [[دارالاماره]] بازگشت! | [[عبیدالله بن زیاد]] پس از بازداشت [[هانی بن عروه]] و متفرق شدن یارانش، برای [[تسلط]] بیشتر بر اوضاع [[شهر]]، در [[مسجد]] [[سخنرانی]] بسیار تند و تهدیدآمیزی کرد و سپس به [[دارالاماره]] بازگشت! | ||
«[[عبدالله بن حازم]]» که از طرف [[حضرت]] مسلم [[مأمور]] به بررسی اوضاع دارالاماره بود، چون اوضاع را نابسامان و خطرناک دید، فوراً [[خدمت]] حضرت مسلم آمد واوضاع را برای ایشان شرح داد. حضرت برای آنکه غافلگیر نشود، به ابن حازم [[دستور]] داد تا نیروهای [[ذخیره]] آماده شوند، در اندک زمانی، چهار هزار مرد مسلح آماده شدند. حضرت مسلم فرماندهی[[مذحج]] و [[اسد]] را به [[مسلم بن عوسجه]] داد؛ و فرماندهی [[تمیم]] و [[همدان]] را به [[ابو ثمامه صائدی]]؛ و کنده و [[ربیعه]] را به [[عبیدالله بن عمرو بن عزیز کندی]]؛ و فرماندهی سایر گروهها را به [[عباس بن جعده جلالی]] سپرد و فرماندهی کل نیروها را خود عهده دار شد. در مدت کوتاهی قصر دارالاماره ابن زیاد را محاصره کردند. شرایط به گونهای شد که با یورشی، عبیدالله و یارانش نابود میشدند، اما افراد خود فروختهای، مثل [[کثیر بن شهاب]] و [[محمد بن اشعث]] و [[ | «[[عبدالله بن حازم]]» که از طرف [[حضرت]] مسلم [[مأمور]] به بررسی اوضاع دارالاماره بود، چون اوضاع را نابسامان و خطرناک دید، فوراً [[خدمت]] حضرت مسلم آمد واوضاع را برای ایشان شرح داد. حضرت برای آنکه غافلگیر نشود، به ابن حازم [[دستور]] داد تا نیروهای [[ذخیره]] آماده شوند، در اندک زمانی، چهار هزار مرد مسلح آماده شدند. حضرت مسلم فرماندهی[[مذحج]] و [[اسد]] را به [[مسلم بن عوسجه]] داد؛ و فرماندهی [[تمیم]] و [[همدان]] را به [[ابو ثمامه صائدی]]؛ و کنده و [[ربیعه]] را به [[عبیدالله بن عمرو بن عزیز کندی]]؛ و فرماندهی سایر گروهها را به [[عباس بن جعده جلالی]] سپرد و فرماندهی کل نیروها را خود عهده دار شد. در مدت کوتاهی قصر دارالاماره ابن زیاد را محاصره کردند. شرایط به گونهای شد که با یورشی، عبیدالله و یارانش نابود میشدند، اما افراد خود فروختهای، مثل [[کثیر بن شهاب]] و [[محمد بن اشعث]] و [[شبث بن ربعی]] و [[شمر بن ذی الجوشن]] و برخی دیگر که در خفا با ابن زیاد سر وسرّی داشتند، شدند و [[مردم]] شهر را علیه مسلم و [[یاران]] او، شوراندند. هنوز شب فرا نرسیده بود که [[ابن زیاد]] توانست نیروهای مسلم را پراکنده کند. به طوری که تعداد مأمومین [[نماز]] [[مغرب]] [[حضرت]] مسلم به بیش از بیست نفر نمیرسید، و بعد از نماز هم یکه و تنها ماند و ناچار شد به [[خانه]] طوعه (و [[محمد بن کثیر]]) برود<ref>ر.ک: ارشاد مفید، ج۲، ص۵۱؛ تاریخ طبری، ج۵، ص۳۶۵؛ کامل ابن اثیر، ج۲، ص۵۴۰؛ البدایة والنهایة ابن کثیر، ج۸، ص۱۵۷ و ابصارالعین، ص۱۰۰.</ref>. | ||
[[شخصیت]] و [[منزلت]] [[مسلم بن عوسجه]] در این حادثه به خوبی آشکار است که او مورد [[عنایت]] حضرت مسلم{{ع}} بود و حاضر بود تا پای [[جان]] از [[نماینده]] [[امام حسین]]{{ع}} [[حمایت]] نماید.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[ اصحاب امام حسین - ناظمزاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص:۵۷۳-۵۴۴.</ref> | [[شخصیت]] و [[منزلت]] [[مسلم بن عوسجه]] در این حادثه به خوبی آشکار است که او مورد [[عنایت]] حضرت مسلم{{ع}} بود و حاضر بود تا پای [[جان]] از [[نماینده]] [[امام حسین]]{{ع}} [[حمایت]] نماید.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[ اصحاب امام حسین - ناظمزاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص:۵۷۳-۵۴۴.</ref> | ||