عبدالرحمان بن ابی خشکاره بجلی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحهای تازه حاوی «{{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85...» ایجاد کرد) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | ||
''' | '''[[عبدالرحمان بن ابی خشکاره بجلی]]'''، یکی از [[سربازان]] و نیروهای تحت امر [[عمر بن سعد]] بود که در [[کربلا]] حضور فعال داشت. | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
[[عبدالرحمان]] بن ابی خشکاره علاوه بر اینکه در [[قتل]] [[مسلم بن عوسجه اسدی]] سهیم بود،<ref> تاریخ طبری، ج۵، ص۴۳۶؛ الفتوح، ج۵، ص۱۰۶؛ الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۶۸.</ref> جزء کسانی نیز بود که خیمهها و لباسهای [[امام حسین]]{{ع}} و [[خاندان]] و [[اصحاب]] آن [[حضرت]] را [[غارت]] کردهاند. گفتهاند او [[لباس]] خونین [[امام]] را به [[غارت]] برد. | |||
[[مختار ثقفی]] توسط [[سعر بن | [[مختار ثقفی]] توسط [[سعر بن ابی سعر حنفی]] یکی از [[یاران]] نزدیک خود، از مخفیگاه [[عبدالرحمن]] بن ابی خشکاره، [[زیاد بن مالک ضبعی]]، [[عمران بن خالد قشیری]] و [[عبدالله بن قیس خولانی|عبدالله بن قیس خولانی]] اطلاع پیدا کرد. مختار، [[عبدالله بن کامل]] را با گروهی برای [[دستگیری]] آنان فرستاد. | ||
[[ابو سعید صیقل]] که خود نیز یکی از نیروهای تحت امر | [[ابو سعید صیقل]] که خود نیز یکی از نیروهای تحت امر [[عبدالله بن کامل]] بود، گوید: ما برای این [[مأموریت]] حرکت کردیم تا به [[طایفه]] [[بنی ضبیعه]] رسیدیم و [[زیاد بن مالک]] را دستگیر کردیم و سپس ابن کامل مرا با گروهی به [[مأموریت]] دیگری فرستاد و ما به خانهای در منطقه حمراء آمدیم و [[عبدالرحمن]] بن ابی خشکاره و [[عبدالله بن قیس خولانی]] را دستگیر کردیم و همه دستگیرشدگان را به نزد مختار آوردیم. | ||
مختار با دیدن آنان فریاد زد: «ای [[قاتلان]] [[سرور]] [[جوانان بهشت]]! دیدید [[خداوند]] چگونه شما را به دست [[انتقام]] سپرد؟ دیدید که آن پیراهن سرخ رنگ چه نحوستی برای شما پیش آورد؟» سپس مختار [[دستور]] داد تا آنان را به بازار [[کوفه]] برده و در ملاء عام گردن بزنند.<ref>تاریخ طبری، ج۶، ص۵۸؛ الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۲۴۰؛ مقتل الحسین خوارزمی، ج۲، ص۲۵۰؛ تجارب الامم، ج۲، ص۱۷۹.</ref> | مختار با دیدن آنان فریاد زد: «ای [[قاتلان]] [[سرور]] [[جوانان بهشت]]! دیدید [[خداوند]] چگونه شما را به دست [[انتقام]] سپرد؟ دیدید که آن پیراهن سرخ رنگ چه نحوستی برای شما پیش آورد؟» سپس مختار [[دستور]] داد تا آنان را به بازار [[کوفه]] برده و در [[ملاء]] عام گردن بزنند.<ref>تاریخ طبری، ج۶، ص۵۸؛ الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۲۴۰؛ مقتل الحسین خوارزمی، ج۲، ص۲۵۰؛ تجارب الامم، ج۲، ص۱۷۹.</ref> | ||
در [[زیارت ناحیه مقدسه]] با نام «[[عبدالله]] بن خشکاره» [[لعنت]] شده است.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[دوزخیان جاوید (کتاب)|دوزخیان جاوید]]، ص۲۵۴.</ref> | |||
==جستارهای وابسته== | ==جستارهای وابسته== | ||