پرش به محتوا

اسماء بن خارجه فزاری: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۶: خط ۶:
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">


'''[[اسماء بن خارجه فزاری]]'''، یکی از [[سربازان]] و نیروهای تحت امر [[عمر بن سعد]] در [[کربلا]] بود.
'''اسماء بن خارجه فزاری'''، یکی از [[سربازان]] و نیروهای تحت امر [[عمر بن سعد]] در [[کربلا]] بود.


==مقدمه==
==مقدمه==
خط ۱۳: خط ۱۳:
دخترش [[هند همسر عبیدالله بن زیاد]] بود که پس از کشتن [[عبیدالله بن زیاد|عبیدالله]] به دست نیروهای [[ابراهیم بن مالک اشتر]] [[اسیر]] شد. [[ابراهیم بن مالک اشتر|ابراهیم]] یکصد هزار [[درهم]] به او داد و همراه سواری، [[هند همسر عبیدالله بن زیاد|هند]] را به [[بصره]] نزد پدرش فرستاد<ref>الاخبار‌الطوال، دینوری، ابوحنیفه احمدبن داود، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره: ۱۹۶۰ میلادی.الطوال، ص۲۲۶. </ref>.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[دوزخیان جاوید (کتاب)|دوزخیان جاوید]]، ص ۱۸۵-۱۸۸.</ref>
دخترش [[هند همسر عبیدالله بن زیاد]] بود که پس از کشتن [[عبیدالله بن زیاد|عبیدالله]] به دست نیروهای [[ابراهیم بن مالک اشتر]] [[اسیر]] شد. [[ابراهیم بن مالک اشتر|ابراهیم]] یکصد هزار [[درهم]] به او داد و همراه سواری، [[هند همسر عبیدالله بن زیاد|هند]] را به [[بصره]] نزد پدرش فرستاد<ref>الاخبار‌الطوال، دینوری، ابوحنیفه احمدبن داود، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره: ۱۹۶۰ میلادی.الطوال، ص۲۲۶. </ref>.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[دوزخیان جاوید (کتاب)|دوزخیان جاوید]]، ص ۱۸۵-۱۸۸.</ref>


==نقش [[اسماء بن خارجه فزاری|اسماء بن خارجه]] در [[دستگیری]] [[هانی بن عروه]]==
==نقش اسماء بن خارجه فزاری در [[دستگیری]] [[هانی بن عروه]]==
[[اسماء بن خارجه]] در [[دستگیری]] [[هانی بن عروه]] نقش مستقیم داشت. [[عبید الله بن زیاد]] با دانستن مخفی‌گاه [[مسلم بن عقیل]] و اطلاع از سران و [[یاران]] و هواداران او، از روسای [[قبایل]] خواست که به دیدارش بیایند. اما [[هانی بن عروه]] به [[دیدار]] او نرفت و خود را به [[بیماری]] زد. [[عبیدالله بن زیاد|عبیدالله]] از راه [[مکر]] و [[حیله]] وارد شد تا بتواند به طریقی او را به [[دار الاماره]] بکشاند و بین او و مسلم جدایی اندازد. او اسماء بن خارجه برادرزاده [[هانی بن عروه|هانی]] را به همراه [[محمد بن اشعث]]، [[دوست]] [[هانی بن عروه|هانی]]<ref>الاخبار‌الطوال، دینوری، ابوحنیفه احمدبن داود، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره: ۱۹۶۰ میلادی.الطوال، ص۲۳۶.</ref> و [[عمرو بن حجاج زبیدی]] [[پدر]] [[روعه همسر هانی]]<ref>تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی.، ج۵، ص۳۴۹؛ الفتوح، ابن اعثم کوفی، احمد، حیدر آباد دکن: ۱۳۹۵ قمری/ ۱۹۷۵ میلادی.، ج۵، ص۴۵؛ الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، عزّالدین علی بن احمد بن ابی الکرم، تحقیق مکتبه التراث، بیروت: ۱۳۸۵-۱۳۸۶ قمری.، ج۴، ص۲۸؛ اعلام الوری باعلام الهدی، طبرسی، ابوعلی فضل‌بن حسن، تحقیق سیدمحمد مهدی و سیدحسن خرسان، تهران: انتشارات علمیه اسلامیه، ۱۳۳۸ قمری.، ج۱، ص۴۴۰.</ref>، که هر سه از [[اقوام]] و [[دوستان]] [[هانی بن عروه|هانی]] بودند و به دربار [[عبیدالله بن زیاد]] رفت و آمد داشتند، خواست تا [[هانی بن عروه|هانی]] را وادار کنند که به نزدش بیاید. هر سه آنان به نزد [[هانی بن عروه|هانی]] رفتند. اگر چه [[هانی بن عروه|هانی]] مایل نبود به نزد [[عبیدالله بن زیاد|عبیدالله]] برود و می‌گفت چون مسلم در نزد من است، [[صلاح]] نیست که بروم، اما آنان از او خواستند تا برای گم کردن راه و [[حفظ جان]] مسلم، به دیدن [[عبیدالله بن زیاد|عبیدالله]] برود. در نزدیکی [[دارالاماره]] [[احساس]] خطر کرد و به [[حسان بن اسماء خارجه]] که همراه پدرش اسماء بن خارجه فزاری بود، گفت: «به [[خدا]] از این مرد هراسناک و نگرانم». اما اسماء بن خارجه فزاری گفت: «هیچ ترسی به [[دل]] راه مده. تو بی‌گناهی».
[[اسماء بن خارجه]] در [[دستگیری]] [[هانی بن عروه]] نقش مستقیم داشت. [[عبید الله بن زیاد]] با دانستن مخفی‌گاه [[مسلم بن عقیل]] و اطلاع از سران و [[یاران]] و هواداران او، از روسای [[قبایل]] خواست که به دیدارش بیایند. اما [[هانی بن عروه]] به [[دیدار]] او نرفت و خود را به [[بیماری]] زد. [[عبیدالله بن زیاد|عبیدالله]] از راه [[مکر]] و [[حیله]] وارد شد تا بتواند به طریقی او را به [[دار الاماره]] بکشاند و بین او و مسلم جدایی اندازد. او اسماء بن خارجه برادرزاده [[هانی بن عروه|هانی]] را به همراه [[محمد بن اشعث]]، [[دوست]] [[هانی بن عروه|هانی]]<ref>الاخبار‌الطوال، دینوری، ابوحنیفه احمدبن داود، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره: ۱۹۶۰ میلادی.الطوال، ص۲۳۶.</ref> و [[عمرو بن حجاج زبیدی]] [[پدر]] [[روعه همسر هانی]]<ref>تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی.، ج۵، ص۳۴۹؛ الفتوح، ابن اعثم کوفی، احمد، حیدر آباد دکن: ۱۳۹۵ قمری/ ۱۹۷۵ میلادی.، ج۵، ص۴۵؛ الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، عزّالدین علی بن احمد بن ابی الکرم، تحقیق مکتبه التراث، بیروت: ۱۳۸۵-۱۳۸۶ قمری.، ج۴، ص۲۸؛ اعلام الوری باعلام الهدی، طبرسی، ابوعلی فضل‌بن حسن، تحقیق سیدمحمد مهدی و سیدحسن خرسان، تهران: انتشارات علمیه اسلامیه، ۱۳۳۸ قمری.، ج۱، ص۴۴۰.</ref>، که هر سه از [[اقوام]] و [[دوستان]] [[هانی بن عروه|هانی]] بودند و به دربار [[عبیدالله بن زیاد]] رفت و آمد داشتند، خواست تا [[هانی بن عروه|هانی]] را وادار کنند که به نزدش بیاید. هر سه آنان به نزد [[هانی بن عروه|هانی]] رفتند. اگر چه [[هانی بن عروه|هانی]] مایل نبود به نزد [[عبیدالله بن زیاد|عبیدالله]] برود و می‌گفت چون مسلم در نزد من است، [[صلاح]] نیست که بروم، اما آنان از او خواستند تا برای گم کردن راه و [[حفظ جان]] مسلم، به دیدن [[عبیدالله بن زیاد|عبیدالله]] برود. در نزدیکی [[دارالاماره]] [[احساس]] خطر کرد و به [[حسان بن اسماء خارجه]] که همراه پدرش اسماء بن خارجه فزاری بود، گفت: «به [[خدا]] از این مرد هراسناک و نگرانم». اما اسماء بن خارجه فزاری گفت: «هیچ ترسی به [[دل]] راه مده. تو بی‌گناهی».


بالاخره [[هانی بن عروه|هانی]] علی‌رغم میل خود به [[دارالاماره]] رفت<ref>ر.ک:الطبقات الکبری، ابن سعد کاتب واقدی، محمد، چاپ احسان عباس، بیروت: دار صادر، ۱۴۰۵ قمری.، ج۵، ص۴۶۲؛ انساب الاشراف، بلاذری، احمدبن یحیی، چاپ محمود فردوس العظم، دمشق: ۱۹۹۶ – ۲۰۰۰ میلادی.، ج۳، ص۳۳۷-۳۳۸؛ الاخبار‌الطوال، دینوری، ابوحنیفه احمدبن داود، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره: ۱۹۶۰ میلادی.الطوال، ص۲۳۶؛ تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی.، ج۵، ص۳۶۰؛ الفتوح، ابن اعثم کوفی، احمد، حیدر آباد دکن: ۱۳۹۵ قمری/ ۱۹۷۵ میلادی.، ج۵، ص۴۴-۴۵؛ الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، عزّالدین علی بن احمد بن ابی الکرم، تحقیق مکتبه التراث، بیروت: ۱۳۸۵-۱۳۸۶ قمری.، ج۴، ص۲۸؛ اعلام الوری باعلام الهدی، طبرسی، ابوعلی فضل‌بن حسن، تحقیق سیدمحمد مهدی و سیدحسن خرسان، تهران: انتشارات علمیه اسلامیه، ۱۳۳۸ قمری.، ج۱، ص۴۴۰.</ref> و همین امر باعث شد تا [[عبیدالله بن زیاد]] بتواند بین او و [[مسلم بن عقیل]] جدایی اندازد که این جدایی در [[شکست]] [[نهضت]] مسلم تأثیر بسیاری داشت. چون اسماء بن خارجه فزاری دید که [[عبیدالله بن زیاد]]، [[هانی بن عروه|هانی]] را مجروح و [[دستور]] [[قتل]] او را صادر کرد، از اینکه باعث شده بود که [[هانی بن عروه|هانی]] به [[دارالاماره]] بیاید، پشیمان شد و به عبیدالله گفت: «ما فرستادگان [[خیانت]] بودیم. به ما گفتی این مرد را پیش تو آریم و چون به نزد تو واردش کردیم، صورتش را در هم شکستی و خونش را بر ریشش روان کردی و گفتی که او را خواهی کشت». [[عبیدالله بن زیاد|عبیدالله]] [[خشمگین]] شد و گفت: «او را بگیرید و [[آزار]] دهید»<ref>تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی.، ج۵، ص۳۶۷؛ الفتوح، ابن اعثم کوفی، احمد، حیدر آباد دکن: ۱۳۹۵ قمری/ ۱۹۷۵ میلادی.، ج۵، ص۴۸؛ الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، عزّالدین علی بن احمد بن ابی الکرم، تحقیق مکتبه التراث، بیروت: ۱۳۸۵-۱۳۸۶ قمری.، ج۴، ص۲۹.</ref>.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[دوزخیان جاوید (کتاب)|دوزخیان جاوید]]، ص ۱۸۵-۱۸۸.</ref>
بالاخره [[هانی بن عروه|هانی]] علی‌رغم میل خود به [[دارالاماره]] رفت<ref>ر.ک:الطبقات الکبری، ابن سعد کاتب واقدی، محمد، چاپ احسان عباس، بیروت: دار صادر، ۱۴۰۵ قمری.، ج۵، ص۴۶۲؛ انساب الاشراف، بلاذری، احمدبن یحیی، چاپ محمود فردوس العظم، دمشق: ۱۹۹۶ – ۲۰۰۰ میلادی.، ج۳، ص۳۳۷-۳۳۸؛ الاخبار‌الطوال، دینوری، ابوحنیفه احمدبن داود، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره: ۱۹۶۰ میلادی.الطوال، ص۲۳۶؛ تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی.، ج۵، ص۳۶۰؛ الفتوح، ابن اعثم کوفی، احمد، حیدر آباد دکن: ۱۳۹۵ قمری/ ۱۹۷۵ میلادی.، ج۵، ص۴۴-۴۵؛ الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، عزّالدین علی بن احمد بن ابی الکرم، تحقیق مکتبه التراث، بیروت: ۱۳۸۵-۱۳۸۶ قمری.، ج۴، ص۲۸؛ اعلام الوری باعلام الهدی، طبرسی، ابوعلی فضل‌بن حسن، تحقیق سیدمحمد مهدی و سیدحسن خرسان، تهران: انتشارات علمیه اسلامیه، ۱۳۳۸ قمری.، ج۱، ص۴۴۰.</ref> و همین امر باعث شد تا [[عبیدالله بن زیاد]] بتواند بین او و [[مسلم بن عقیل]] جدایی اندازد که این جدایی در [[شکست]] [[نهضت]] مسلم تأثیر بسیاری داشت. چون اسماء بن خارجه فزاری دید که [[عبیدالله بن زیاد]]، [[هانی بن عروه|هانی]] را مجروح و [[دستور]] [[قتل]] او را صادر کرد، از اینکه باعث شده بود که [[هانی بن عروه|هانی]] به [[دارالاماره]] بیاید، پشیمان شد و به عبیدالله گفت: «ما فرستادگان [[خیانت]] بودیم. به ما گفتی این مرد را پیش تو آریم و چون به نزد تو واردش کردیم، صورتش را در هم شکستی و خونش را بر ریشش روان کردی و گفتی که او را خواهی کشت». [[عبیدالله بن زیاد|عبیدالله]] [[خشمگین]] شد و گفت: «او را بگیرید و [[آزار]] دهید»<ref>تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی.، ج۵، ص۳۶۷؛ الفتوح، ابن اعثم کوفی، احمد، حیدر آباد دکن: ۱۳۹۵ قمری/ ۱۹۷۵ میلادی.، ج۵، ص۴۸؛ الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، عزّالدین علی بن احمد بن ابی الکرم، تحقیق مکتبه التراث، بیروت: ۱۳۸۵-۱۳۸۶ قمری.، ج۴، ص۲۹.</ref>.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[دوزخیان جاوید (کتاب)|دوزخیان جاوید]]، ص ۱۸۵-۱۸۸.</ref>


==نقش [[اسماء بن خارجه فزاری|اسماء بن خارجه]] در [[قیام]] [[مسلم بن عقیل]]==
==نقش اسماء بن خارجه فزاری در [[قیام]] [[مسلم بن عقیل]]==
هنگام [[قیام]] [[مسلم بن عقیل]]، پسر زیاد چون خود را گرفتار دید، از بیست تن بزرگان [[کوفه]] که گرد او را گرفته بودند، تنی چند را میان [[مردم]] فرستاد تا به وسیله [[زر و زور]] و [[تزویر]] [[جمعیت]] را پراکنده سازند. یکی از آن افراد، [[اسماء بن حسان خارجه]] بود.<ref>انساب الاشراف، بلاذری، احمدبن یحیی، چاپ محمود فردوس العظم، دمشق: ۱۹۹۶ – ۲۰۰۰ میلادی.، ج۳، ص۳۳۷؛ تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی.، ج۵، ص۳۴۸-۳۵۰؛ الفتوح، ابن اعثم کوفی، احمد، حیدر آباد دکن: ۱۳۹۵ قمری/ ۱۹۷۵ میلادی.، ج۵، ص۴۹-۵۰؛ مروج الذهب و معادن الجوهر، مسعودی، علی بن الحسین، چاپ باربیه دومنار و پاوه دوکورتی، پاریس: ۱۸۶۱-۱۸۷۷ میلادی.، ج۲، ص۲۵۲.</ref> به این ترتیب در طی یک [[روز]] مردمی که بر سر [[جان]] خود با مسلم [[پیمان]] بسته بودند، از گرد او پراکنده شدند.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[دوزخیان جاوید (کتاب)|دوزخیان جاوید]]، ص ۱۸۵-۱۸۸.</ref>
هنگام [[قیام]] [[مسلم بن عقیل]]، پسر زیاد چون خود را گرفتار دید، از بیست تن بزرگان [[کوفه]] که گرد او را گرفته بودند، تنی چند را میان [[مردم]] فرستاد تا به وسیله [[زر و زور]] و [[تزویر]] [[جمعیت]] را پراکنده سازند. یکی از آن افراد، [[اسماء بن حسان خارجه]] بود.<ref>انساب الاشراف، بلاذری، احمدبن یحیی، چاپ محمود فردوس العظم، دمشق: ۱۹۹۶ – ۲۰۰۰ میلادی.، ج۳، ص۳۳۷؛ تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی.، ج۵، ص۳۴۸-۳۵۰؛ الفتوح، ابن اعثم کوفی، احمد، حیدر آباد دکن: ۱۳۹۵ قمری/ ۱۹۷۵ میلادی.، ج۵، ص۴۹-۵۰؛ مروج الذهب و معادن الجوهر، مسعودی، علی بن الحسین، چاپ باربیه دومنار و پاوه دوکورتی، پاریس: ۱۸۶۱-۱۸۷۷ میلادی.، ج۲، ص۲۵۲.</ref> به این ترتیب در طی یک [[روز]] مردمی که بر سر [[جان]] خود با مسلم [[پیمان]] بسته بودند، از گرد او پراکنده شدند.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[دوزخیان جاوید (کتاب)|دوزخیان جاوید]]، ص ۱۸۵-۱۸۸.</ref>


==نقش [[اسماء بن خارجه فزاری|اسماء بن خارجه]] در [[واقعه کربلا]]==
==نقش اسماء بن خارجه فزاری در [[واقعه کربلا]]==
[[اسماء بن خارجه فزاری|اسماء]] در [[روز عاشورا]] در [[کربلا]] حضور داشت و یکی از نیروهای [[عمر بن سعد]] بود، اما در اینکه آیا در [[قتل]] [[اصحاب]] و [[خاندان]] [[امام حسین]]{{ع}} دست داشته یا خیر، در [[تاریخ]] ذکری به میان نیامده است.
اسماء بن خارجه فزاری در [[روز عاشورا]] در [[کربلا]] حضور داشت و یکی از نیروهای [[عمر بن سعد]] بود، اما در اینکه آیا در [[قتل]] [[اصحاب]] و [[خاندان]] [[امام حسین]]{{ع}} دست داشته یا خیر، در [[تاریخ]] ذکری به میان نیامده است.


پس از [[شهادت امام حسین]]{{ع}}، [[سپاه کوفه]] قصد کشتن [[حسن بن حسن]] ([[حسن مثنی]])، فرزند [[امام حسن]]{{ع}} را داشتند، که او مانع شد. [[حسن بن حسن]]{{ع}} تنها [[رزمنده]] کربلاست که در [[روز عاشورا]] به میدان [[جنگ]] شتافت و دلیرانه جنگید و در حالی که مجروح شده بود، از اسب به [[زمین]] افتاد. [[دشمن]] به [[گمان]] اینکه به [[قتل]] رسیده او را رها کردند. اما بعد از [[شهادت]] [[امام حسین]]{{ع}}، [[اسماء بن خارجه فزاری]] که از [[اقوام]] [[مادری]] او بود و در [[سپاه]] [[عمر بن سعد]] بود، از کشتن او مانع شد و او را با خود به [[کوفه]] برد و جراحات او را معالجه کرد تا اینکه التیام یافت و آن‌گاه به [[مدینه]] منتقل گردید.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[دوزخیان جاوید (کتاب)|دوزخیان جاوید]]، ص ۱۸۵-۱۸۸.</ref>
پس از [[شهادت امام حسین]]{{ع}}، [[سپاه کوفه]] قصد کشتن [[حسن بن حسن]] ([[حسن مثنی]])، فرزند [[امام حسن]]{{ع}} را داشتند، که او مانع شد. [[حسن بن حسن]]{{ع}} تنها [[رزمنده]] کربلاست که در [[روز عاشورا]] به میدان [[جنگ]] شتافت و دلیرانه جنگید و در حالی که مجروح شده بود، از اسب به [[زمین]] افتاد. [[دشمن]] به [[گمان]] اینکه به [[قتل]] رسیده او را رها کردند. اما بعد از [[شهادت]] [[امام حسین]]{{ع}}، اسماء بن خارجه فزاری که از [[اقوام]] [[مادری]] او بود و در [[سپاه]] [[عمر بن سعد]] بود، از کشتن او مانع شد و او را با خود به [[کوفه]] برد و جراحات او را معالجه کرد تا اینکه التیام یافت و آن‌گاه به [[مدینه]] منتقل گردید.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[دوزخیان جاوید (کتاب)|دوزخیان جاوید]]، ص ۱۸۵-۱۸۸.</ref>


==[[قیام مختار]]==
==[[قیام مختار]]==
به هنگام [[قیام مختار ثقفی]] به [[سال ۶۶ هجری]]، [[اسماء بن خارجه فزاری]] جزو [[سرداران]] [[عبدالله بن مطیع]] [[والی کوفه]] بود. [[اسماء بن خارجه فزاری|اسماء]] هنگام [[حمله]] [[ابراهیم بن مالک اشتر]] [[فرمانده سپاه]] مختار، عقب‌نشینی کرد و تا نزدیک خانه‌های [[کوفه]] متواری شد. هنگامی که [[محاصره]] [[عبدالله بن مطیع]] و یارانش در قصر شدت یافت، [[شبث]] از او خواست که از مختار [[امان]] بخواهد. [[عبدالله بن مطیع]] نظر [[اسماء بن خارجه]] را پرسید. او و دیگر [[اشراف کوفه]] نیز همین نظر را داشتند، اما [[عبدالله بن مطیع]] نپذیرفت و ناگزیر به پیشنهاد دیگر [[شبث]]، مخفیانه گریخت و بزرگان [[کوفه]] از جمله [[اسماء بن خارجه فزاری|اسماء]] با مختار [[بیعت]] کردند.<ref>ر.ک: تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی.، ج۶، ص۱۸-۱۹، ۲۲-۳۲. </ref> زمانی‌که مختار شروع به قتل‌عام [[قاتلین]] [[شهدای کربلا]] نمود، [[اسماء بن خارجه فزاری|اسماء]] از [[بیم]] [[جان]]، از مختار گریخت و همراه تنی چند از افراد [[خانواده]] و [[دوستان]] خود کنار آبی از [[قبیله]] [[بنی اسد]] به نام ذَروَة رفت و همانجا ماند.
به هنگام [[قیام مختار ثقفی]] به [[سال ۶۶ هجری]]، اسماء بن خارجه فزاری جزو [[سرداران]] [[عبدالله بن مطیع]] [[والی کوفه]] بود. اسماء بن خارجه فزاری هنگام [[حمله]] [[ابراهیم بن مالک اشتر]] [[فرمانده سپاه]] مختار، عقب‌نشینی کرد و تا نزدیک خانه‌های [[کوفه]] متواری شد. هنگامی که [[محاصره]] [[عبدالله بن مطیع]] و یارانش در قصر شدت یافت، [[شبث]] از او خواست که از مختار [[امان]] بخواهد. [[عبدالله بن مطیع]] نظر [[اسماء بن خارجه]] را پرسید. او و دیگر [[اشراف کوفه]] نیز همین نظر را داشتند، اما [[عبدالله بن مطیع]] نپذیرفت و ناگزیر به پیشنهاد دیگر [[شبث]]، مخفیانه گریخت و بزرگان [[کوفه]] از جمله اسماء بن خارجه فزاری با مختار [[بیعت]] کردند.<ref>ر.ک: تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی.، ج۶، ص۱۸-۱۹، ۲۲-۳۲. </ref> زمانی‌که مختار شروع به قتل‌عام [[قاتلین]] [[شهدای کربلا]] نمود، اسماء بن خارجه فزاری از [[بیم]] [[جان]]، از مختار گریخت و همراه تنی چند از افراد [[خانواده]] و [[دوستان]] خود کنار آبی از [[قبیله]] [[بنی اسد]] به نام ذَروَة رفت و همانجا ماند.


به [[دستور]] مختار [[خانه]] وی و همچنین [[خانه]] بستگانش که با وی [[همکاری]] داشتند، ویران شد.<ref>بحار الانوار الجامعه لدرر الائمه الاطهار{{ع}}، علامه مجلسی، ملامحمد باقر، تهران: مکتبه الاسلامیه، ۱۳۶۲ شمسی.، ج۴۵، ص۳۷۷. </ref> [[اسماء بن خارجه فزاری|اسماء]] تا هنگام کشته شدن مختار و آمدن [[مصعب بن زبیر]] به [[کوفه]] همچنان مقیم ذروه بود، سپس به [[خانه]] و [[زندگی]] خود در [[کوفه]] برگشت. بالاخره در سال ۶۶ در حالی که ۸۰ ساله بود، درگذشت<ref>الاخبار‌الطوال، دینوری، ابوحنیفه احمدبن داود، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره: ۱۹۶۰ میلادی.الطوال، ص۳۰۲-۳۰۳؛ الاصابه فی تمییز الصحابه، ابن‌حجر عسقلانی، شهاب‌الدین احمدبن علی، به کوشش علی‌محمد بجاوی، بیروت: مؤسسه التاریخ العربی، ۱۳۲۸ قمری.، ج۱، ص۳۳۹. </ref>.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[دوزخیان جاوید (کتاب)|دوزخیان جاوید]]، ص ۱۸۵-۱۸۸.</ref>
به [[دستور]] مختار [[خانه]] وی و همچنین [[خانه]] بستگانش که با وی [[همکاری]] داشتند، ویران شد.<ref>بحار الانوار الجامعه لدرر الائمه الاطهار{{ع}}، علامه مجلسی، ملامحمد باقر، تهران: مکتبه الاسلامیه، ۱۳۶۲ شمسی.، ج۴۵، ص۳۷۷. </ref> اسماء بن خارجه فزاری تا هنگام کشته شدن مختار و آمدن [[مصعب بن زبیر]] به [[کوفه]] همچنان مقیم ذروه بود، سپس به [[خانه]] و [[زندگی]] خود در [[کوفه]] برگشت. بالاخره در سال ۶۶ در حالی که ۸۰ ساله بود، درگذشت<ref>الاخبار‌الطوال، دینوری، ابوحنیفه احمدبن داود، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره: ۱۹۶۰ میلادی.الطوال، ص۳۰۲-۳۰۳؛ الاصابه فی تمییز الصحابه، ابن‌حجر عسقلانی، شهاب‌الدین احمدبن علی، به کوشش علی‌محمد بجاوی، بیروت: مؤسسه التاریخ العربی، ۱۳۲۸ قمری.، ج۱، ص۳۳۹. </ref>.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[دوزخیان جاوید (کتاب)|دوزخیان جاوید]]، ص ۱۸۵-۱۸۸.</ref>


==منابع==
==منابع==
۱۱۵٬۳۵۵

ویرایش