|
|
| (۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| ==م الاحادیث العلویة== | | ==م الاحادیث العلویة== |
| {{فهرست اثر}} | | {{فهرست اثر}} |
| {{ستون-شروع|3}}
| |
| ===[[توحید|التوحيد]]=== | | ===[[توحید|التوحيد]]=== |
|
| |
|
| خط ۱۱: |
خط ۱۰: |
|
| |
|
| ===[[معاد|المعاد]]=== | | ===[[معاد|المعاد]]=== |
| {{پایان}} | | {{پایان فهرست اثر}} |
| {{پایان}}
| |
| | |
| ==مقدمه==
| |
| *هر [[دینی]] اصول و فروعی دارد. مراد از اصول، [[پایههای اعتقادی دین]] است که نخست باید بدانها [[ایمان]] آورد و آن گاه به فروعی که از آنها برخاستهاند، [[پای بندی]] کرد. اصول دین مربوط به [[اعتقاد]] است و [[فروع دین]]، مربوط به عمل<ref>فرهنگ معارف اسلامی، ۱/ ۲۲۲.</ref>. [[اعتقاد]] به اصول دین باید از روی تحقیق باشد، نه [[تقلید]]. کسی که به اصول دین [[ایمان]] ندارد، از [[دین]] بیرون است. در آغاز برخی رسالههای عملیه از اصول دین سخن رفته است. [[توحید]]، [[نبوت]]، [[معاد]]، اصول دین اسلاماند و دو اصل [[امامت]] و [[عدل]] از مسلمات [[مذهب]] شیعهاند و هر کس بدانها [[ایمان]] ندارد، از [[مذهب شیعه]] بیرون است اگر چه از [[اسلام]] بیرون نیست<ref>آموزش دین، ۱۸.</ref>. "[[توحید]]" نخستین اصل است به معنای [[یگانگی خداوند]] [[متعال]]. "[[نبوت]]" اصلی دیگر است به معنای [[پیامبری]] حضرت [[محمد بن عبدالله]]{{صل}} و دیگر [[پیامبران الهی]]{{ع}}. "[[معاد]]" از دیگر اصول دین به معنای آن است که روزی همه [[مکلفان]] برای بازخواست و حساب در پیشگاه [[الهی]] گرد هم میآیند و هر کس به [[پاداش]] و [[کیفر]] خویش میرسد. "[[عدل]]" به معنای آن است که [[افعال]] [[خداوند متعال]] از سر [[دادگری]] و [[شایستگی]] است و به هیچ کس [[ستم]] نمیکند و هر چیز را در جای خویش نگاه میدارد و با هر موجودی، چنان که [[شایسته]] است، [[رفتار]] میکند. "[[امامت]]" اصل دیگر از [[اصول مذهب]] است بدین معنا که پس از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} [[دوازده امام]] [[معصوم]]{{ع}} [[منصب]] [[خلافت]] و [[امامت]] را بر عهده دارند و آنان [[منصوب]] [[خداوند]] متعالاند. اهمیت اصول دین بسیاری از [[دانشمندان شیعه]] را برانگیخته است تا پژوهشهایی سامان دهند و آثار مکتوبی درباره آن بیافرینند. کتاب الذریعه، نام هفتاد و [[پنج تن]] از این [[دانشمندان]] را آورده است<ref>الذریعة، ۲/ ۱۹۶- ۱۸۱.</ref>. اصول دین، اصطلاحی [[کلامی]] است و در [[علم]] [[کلام اسلامی]] بررسی میشود<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 83-84.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==مقدمه== | | ==مقدمه== |
| خط ۳۹: |
خط ۳۴: |
| اصول عقاید، یعنی چیزهایی که [[وظیفه]] هر [[فرد]] [[کوشش]] درباره تحصیل [[عقیده]] درباره آنهاست. کاری که در این زمینه بر عهده [[انسان]] از نوع کار تحقیقی و [[علمی]] است<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۶۳.</ref>. اصول [[عقاید اسلامی]] برحسب [[مذهب شیعه]] پنج اصل است: [[توحید]]، [[عدل]]، [[نبوّت]]، [[امامت]]، [[معاد]]. | | اصول عقاید، یعنی چیزهایی که [[وظیفه]] هر [[فرد]] [[کوشش]] درباره تحصیل [[عقیده]] درباره آنهاست. کاری که در این زمینه بر عهده [[انسان]] از نوع کار تحقیقی و [[علمی]] است<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۶۳.</ref>. اصول [[عقاید اسلامی]] برحسب [[مذهب شیعه]] پنج اصل است: [[توحید]]، [[عدل]]، [[نبوّت]]، [[امامت]]، [[معاد]]. |
| [[اسلام]] درباره اصول عقاید که وظیفه هر فرد تحصیل عقیده صحیح درباره آنهاست، [[تقلید]] و تعبّد را کافی نمیداند، بلکه لازم میداند که هر فردی مستقلاً و آزادانه صحّت آن [[عقاید]] را به دست آورد<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۶۴.</ref>. [[اصول دین]] هم یعنی مسائل مربوط به مبدا و معاد<ref>مجموعه آثار، ج۱، ص۷۷.</ref><ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۱۰۹.</ref> | | [[اسلام]] درباره اصول عقاید که وظیفه هر فرد تحصیل عقیده صحیح درباره آنهاست، [[تقلید]] و تعبّد را کافی نمیداند، بلکه لازم میداند که هر فردی مستقلاً و آزادانه صحّت آن [[عقاید]] را به دست آورد<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۶۴.</ref>. [[اصول دین]] هم یعنی مسائل مربوط به مبدا و معاد<ref>مجموعه آثار، ج۱، ص۷۷.</ref><ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۱۰۹.</ref> |
|
| |
| ==؟؟؟==
| |
| اصول دين از ديدگاه اهل سنت
| |
| در اينجا به اعتقادات دو فرقه مشهور و معروف از ايشان (اشاعره و معتزله) اشاره ميكنيم:
| |
|
| |
| الف) مذهب معتزله
| |
| مذهب معتزله بر پايهي پنج اصل استوار است كه هر كسي به آنها اعتقاد داشته باشد معتزلي خوانده ميشود. اينك به اختصار به شرح و بررسي اصول ياد شده ميپردازيم:
| |
|
| |
| 1- اصل توحيد
| |
| همانگونه كه گفته شد اين اصل مشترك بين همه مسلمانان بلكه همه اديان الهي است.
| |
|
| |
| 2- اصل عدل
| |
| بحث درباره توحيد، مربوط به صفات ذات خداوند است، ولي بحث از عدل مربوط به صفت فعل الهي است. در اينكه عدل از صفات جمال الهي است اختلافي نيست. ليكن سخن در تفسير معناي عدل است، آياعدل معيار روشن و ثابتي دارد كه ابتدا عقل آن را يافته، آنگاه بر پايه آن افعال خداوند را به عدل توصيف ميكند، يا چنين معيار ثابت عقلي وجود ندارد. معتزله طرفدار نظر نخست و اشاعره طرفدار نظر دوماند.
| |
|
| |
| 3- وعد و وعيد
| |
| وفاي به وعد (وعده به پاداش) عقلاً و نقلاً واجب است ولي درباره وفاي به وعيد (وعده به مجازات) دو نظريه است: اكثريت معتزله وفاي به وعيد را نيز واجب ميدانند و آنان به "وعيديه" معروفند و ديگران كه قائل به وجوب آن نيستند به "تفضليه" مشهورند.
| |
|
| |
| 4- المنزلة بين المنزلتين
| |
| اين اصل مربوط به مرتكبان گناه كبيره است و اين نظريه را ابتدائاً معتزله مطرح كردند.
| |
|
| |
| درباره مرتكبان گناهان كبيره دو بحث مطرح است: يكي اينكه مؤمن هستند يا نه؟ كه در اين باره سه نظريه معروف ابراز گرديده است، اكثريت امت اسلامي آنان را مؤمن و فاسق و اكثريت خوارج آنان را كافر و مشرك مي دانستند و معتزله نظريه "المنزلة بين المنزلتين" را ابراز كردند.
| |
|
| |
| و بحث ديگر درباره وضع اخروي و عقوبت آنان است، كه معتزله فعليت يافتن عذاب را براي گنهكاران حتمي ميدانند و علاوه بر اين به جاودانگي و خلود عذاب براي مرتكبان كبائر نيز عقيده دارند.
| |
|
| |
| 5- امر به معروف و نهي از منكر
| |
| معتزله وجوب آن را كفايي و مشروط به شرايطي ميدانستند. و در اجراي اين فريضه ديني، اهتمام بسيار داشتند به ويژه با زندقه و الحاد شديداً مبارزه ميكردند.(5)
| |
|
| |
| ب) اشاعره
| |
| اشاعره نيز علاوه بر اصول اعتقادي به توحيد، نبوت، معاد؛ عقايدي دارند كه با آن اعتقادات از اصول اهل السنة دفاع كرده و يا به نوي عقيده اهل السنة را تأويل و توجيه كرده اند.(6)
| |
|
| |
| 5- سبحاني، جعفر، منشور عقايد اماميه، مؤسسه امام صادق عليه السلام
| |
|
| |
| 6- مطهري، مرتضي، آشنايي با علوم اسلامي، دفتر انتشارات اسلامي
| |
|
| |
|
| ==پانویس== | | ==پانویس== |
| {{یادآوری پانویس}} | | {{پانویس}} |
| {{پانویس2}}
| |