زن در معارف و سیره حسینی: تفاوت میان نسخهها
←ام وهب بن عبدالله
| خط ۴۹: | خط ۴۹: | ||
===[[ام وهب بن عبدالله]]=== | ===[[ام وهب بن عبدالله]]=== | ||
===شهیده کربلا=== | |||
اما [[همسر]] [[وهب]] شیرزنی بود که وقتی دید شوهرش را کشتند خود را به شوهر شهیدش رسانید، [[خاک]] و [[خون]] از رخش [[پاک]] میکرد. [[شمر]] او را دید و به غلامش رستم دستور داد، تا با نیزهای که در دست داشت به سرش کوبید و این [[زن]] [[فداکار]] را [[شهید]] کرد. او اول زنی بود که در [[نهضت عاشورا]] به [[شهادت]] رسید<ref>رموز الشهاده، ترجمه نفس المهموم، ص۱۳۰ - ۱۳۱؛ الخصائص الحسینیه ص۲۵۶؛ طبری، ج۳، ص۳۲۶.</ref>. | |||
خانم تازه [[مسلمانی]] که پسرش را فدای [[امام حسین]]{{ع}} کرد | |||
[[محدث قمی]] از امالی [[صدوق]] نقل میکند: [[وهب بن وهب]] و مادرش - که تُرسا بودند یا [[نصرانی]] - به دست امام حسین{{ع}} [[مسلمان]] شده بودند و در کربلا حضور داشتند، وهب به میدان رفت و مبارزهای سخت نمود. هفت، هشت نفر از دشمن را کشت. [[اسیر]] شد و [[عمر سعد]] دستور داد: سر از بدنش جدا کرده و به طرف [[سپاه امام حسین]]{{ع}} انداختند<ref>نفس المهموم، ترجمه آیت الله کمرهای، ص۱۳۱؛ بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۲۰.</ref>. [[مادر]] داغدیده، سر پسر را برداشت و بوسید و به طرف دشمن پرتاب کرد. به مردی خورد که در دم کشته شد، سپس ستون خیمه را برداشت و به دشمن [[حمله]] کرد. دو نفر دیگر را کشت، امام فرمودند: {{عربی|ام وهب رحمك الله}}، خدای تو را بیامرزد برگرد، عرض کرد: آقا ناامیدم مکن؛ یعنی بگذار من هم [[شهید]] شوم! [[حضرت]] فرمود: [[خدا]] تو را [[ناامید]] نکند، آی [[ام وهب]]! او به [[خیمه]] برگشت<ref>شیخ جعفر شوشتری، الخصائص الحسینیه، ص۲۵۵؛ بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۲۱.</ref>.<ref>[[ملیحه خادری|خادری، ملیحه]]، [[زنان در نهضت عاشورا (مقاله)|مقاله «زنان در نهضت عاشورا»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۹ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۹]] ص ۳۷.</ref> | |||
===[[ام عمرو]]=== | ===[[ام عمرو]]=== | ||
===شیرزنی در میان [[لشکر]] [[عمر سعد]]=== | ===شیرزنی در میان [[لشکر]] [[عمر سعد]]=== | ||