بدون خلاصۀ ویرایش
(←منابع) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | ||
'''رسالت''' به معنای مأموریت و فرستادگی از جمله عالیترین مقامهای | '''رسالت''' به معنای مأموریت و فرستادگی از جمله عالیترین مقامهای الهی است که به بعضی از انسانهای شایسته داده میشود تا پیام الهی را از طریق [[وحی]] دریافت کرده و به انسانها برساند و یا کاری را از طرف [[خداوند]] انجام دهند و به دارندگان چنین مقامی [[رسول]] گفته میشود. [[عصمت]]، [[معجزه]] و [[علم خدادادی]] از جملۀ ویژگیهای ایشان است و خداوند با فرستادن [[رسول|رسولان]] [[حجت]] را بر انسانها تمام کرده است. | ||
==معناشناسی رسالت== | ==معناشناسی رسالت== | ||
رسالت در لغت به معنای پیام، کتاب<ref>دهخدا، لغتنامه، ج ۷، ص ۱۰۵۸۵.</ref>، [[پیغمبری]]<ref>دهخدا، لغتنامه، ج ۷، ص ۱۰۵۸۴.</ref>، مأموریت و فرستادگی<ref>دهخدا، لغتنامه، ج ۷، ص ۱۰۵۸۴.</ref> آمده است که در تمام | رسالت در لغت به معنای پیام، کتاب<ref>دهخدا، لغتنامه، ج ۷، ص ۱۰۵۸۵.</ref>، [[پیغمبری]]<ref>دهخدا، لغتنامه، ج ۷، ص ۱۰۵۸۴.</ref>، مأموریت و فرستادگی<ref>دهخدا، لغتنامه، ج ۷، ص ۱۰۵۸۴.</ref> آمده است که در تمام کاربستها و مشتقات آن به معنای برانگیختن<ref>التحقیق، ج ۴، ص ۱۲۸ (ذیل واژۀ رسل).</ref> و فرستادن چیزی است؛ به صورتی که حامل پیامی باشد<ref>التحقیق، ج ۴، ص ۱۳۰.</ref>. "[[رسول]]" نیز به معنای برانگیختن و کشیدن است<ref>احمدبنفارس، معجم مقاییس اللغة، ج۲، ص۳۹۲.</ref>. | ||
در اصطلاح [[قرآن|قرآنی]]، رسالت، تحمل یک نوع مأموریت از جانب کسی، خواه به صورت ابلاغ پیامی از او به دیگران، یا تحقق بخشیدن به کاری در خارج<ref>ر.ک: سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج ۳، ص ۸۸.</ref> و [[رسول]] نیز در بیشتر [[آیات قرآن]] به [[پیامبران الهی]] که وظیفهشان رساندنِ پیام و یا انجام کاری از طرف [[خداوند]] است، گفته شده است<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمد | در اصطلاح [[قرآن|قرآنی]]، رسالت، تحمل یک نوع مأموریت از جانب کسی، خواه به صورت ابلاغ پیامی از او به دیگران، یا تحقق بخشیدن به کاری در خارج<ref>ر.ک: سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج ۳، ص ۸۸.</ref> و [[رسول]] نیز در بیشتر [[آیات قرآن]] به [[پیامبران الهی]] که وظیفهشان رساندنِ پیام و یا انجام کاری از طرف [[خداوند]] است، گفته شده است<ref>ر.ک: [[محمد تقی مصباح یزدی|مصباح یزدی، محمد تقی]]، [[راه و راهنماشناسی (کتاب)|راه و راهنماشناسی]]، ص ۴۴ ـ ۴۹.</ref>. | ||
در اصطلاح [[دین|دینی]]، رسالت، سفارت و وساطت یکی از بندگان خاص میان [[خدا]] و [[بندگان]] برای زدودن کاستیها و بیماریهای روحی و تعلیم مصالح دنیایی و [[آخرت|آخرتی]] آنان است که [[عقل]] ایشان از فهم آن ناتوان است<ref>جامع العلوم، ج ۲، ص۱۳۵؛ شرح العقاید النسفیه، ص۲۰۶.</ref> و [[رسول]] نیز در اصطلاح [[دینی]]، [[مأمور]] [[تبلیغ]] [[احکام]]<ref>التعریفات، ص ۱۴۸ (ذیل واژۀ رسول).</ref> و [[معارف الهی]] است<ref>شرح مصطلحات کلامیه، ص ۱۵۹.</ref>.<ref>ر.ک: رضایی، | |||
در اصطلاح [[دین|دینی]]، رسالت، سفارت و وساطت یکی از بندگان خاص میان [[خدا]] و [[بندگان]] برای زدودن کاستیها و بیماریهای روحی و تعلیم مصالح دنیایی و [[آخرت|آخرتی]] آنان است که [[عقل]] ایشان از فهم آن ناتوان است<ref>جامع العلوم، ج ۲، ص۱۳۵؛ شرح العقاید النسفیه، ص۲۰۶.</ref> و [[رسول]] نیز در اصطلاح [[دینی]]، [[مأمور]] [[تبلیغ]] [[احکام]]<ref>التعریفات، ص ۱۴۸ (ذیل واژۀ رسول).</ref> و [[معارف الهی]] است<ref>شرح مصطلحات کلامیه، ص ۱۵۹.</ref>.<ref>ر.ک: [[حسن رضایی|رضایی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ج۱۳، ص ۵۹۸ ـ ۶۰۹.</ref> | |||
==تفاوت [[نبوت]] و رسالت در [[قرآن]]== | ==تفاوت [[نبوت]] و رسالت در [[قرآن]]== | ||
{{اصلی|رسالت در قرآن}} | {{اصلی|رسالت در قرآن}} | ||
[[قرآن کریم]] برای اشاره به [[پیامبران الهی]] از دو واژۀ «[[رسول]]» و «[[نبی]]» استفاده میکند و حتی برخی از پیامبران را با هر دو وصف نبی و رسول میخواند. نظرات متفاوتی درباره اینکه این دو واژه مترادفاند یا معنایی متفاوت دارند، بیان شده است:<ref>ر.ک: اورنگی، | [[قرآن کریم]] برای اشاره به [[پیامبران الهی]] از دو واژۀ «[[رسول]]» و «[[نبی]]» استفاده میکند و حتی برخی از پیامبران را با هر دو وصف نبی و رسول میخواند. نظرات متفاوتی درباره اینکه این دو واژه مترادفاند یا معنایی متفاوت دارند، بیان شده است:<ref>ر.ک: [[طیبه اورنگی|اورنگی، طیبه]]، [[مهدی مهریزی|مهریزی، مهدی]]، [[سید محمد باقر حجتی|حجتی، سید محمد باقر]]، [[رسول و نبی در اندیشه مفسران و متکلمان؛ سیر تطور و نقد دیدگاهها (مقاله)|رسول و نبی در اندیشه مفسران و متکلمان؛ سیر تطور و نقد دیدگاهها]]، مجله مطالعات قرآن و حدیث»؛ ص ۱۶۵ ـ ۱۹۹.</ref>: | ||
#این دو واژه مترادفند: | #این دو واژه مترادفند: | ||
برخی معتقدند این دو اصطلاح هیچ فرقی با هم ندارند. طرفداران این نظریه شاهدی برای مدعای خود نیاوردهاند. | برخی معتقدند این دو اصطلاح هیچ فرقی با هم ندارند. طرفداران این نظریه شاهدی برای مدعای خود نیاوردهاند. | ||
| خط ۲۶: | خط ۲۷: | ||
==نسبت بین رسالت با [[امامت]]== | ==نسبت بین رسالت با [[امامت]]== | ||
روایات بر این امر تأکید دارند که [[امامت]] مقامی فراتر از [[نبوت]] و رسالت است<ref> برای نمونه، امام رضا{{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|انَّ الامامة خص الله بها ابراهیم الخلیل{{ع}} بعد النبوة والخلة مرتبة ثالثة}}؛ حسینی بحرانی، هاشمبنسلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۳۱۷، ح۵؛ اهل سنت، امامت را در این آیه به مقام نبوت تفسیر کردهاند، اما شواهد حاکی از نادرستی این تفسیر است.</ref>. معنای رسالت این است که مأموریتی بر عهده کسی بگذارند و او موظف به [[تبلیغ]] و ادای آن شود<ref> | روایات بر این امر تأکید دارند که [[امامت]] مقامی فراتر از [[نبوت]] و رسالت است<ref> برای نمونه، امام رضا{{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|انَّ الامامة خص الله بها ابراهیم الخلیل{{ع}} بعد النبوة والخلة مرتبة ثالثة}}؛ حسینی بحرانی، هاشمبنسلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۳۱۷، ح۵؛ اهل سنت، امامت را در این آیه به مقام نبوت تفسیر کردهاند، اما شواهد حاکی از نادرستی این تفسیر است.</ref>. معنای رسالت این است که مأموریتی بر عهده کسی بگذارند و او موظف به [[تبلیغ]] و ادای آن شود<ref>حقجو، عبدالله، ولایت در قرآن، ص ۵۶ ـ ۵۸.</ref>. رسالت جنبه ظاهر و [[هدایت ظاهری]] را [[رهبری]] میکند که [[امام]] علاوه بر این، [[هدایت باطنی]] را هم به عهده دارد. [[امامت]] [[مقام ولایت]] کلّیه و مطلقه [[الهی]] و مرتبه خاصی از [[قرب الهی]] است و رسالت این گونه نیست. [[قرآن]] همچنین بعد از یادکرد از چند [[پیامبر الهی]]، میفرماید: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}<ref>«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری میکردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.</ref>؛ دربارۀ برخی [[پیامبران الهی]] نیز آمده است: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ}}<ref>«و چون شکیب ورزیدند و به آیات ما یقین داشتند برخی از آنان را پیشوایانی گماردیم که به فرمان ما (مردم را) رهنمایی میکردند» سوره سجده، آیه ۲۴.</ref>. از مجموع این [[آیات]] استفاده میشود بعضی [[پیامبران]] از جمله [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} دارای [[مقام امامت]] نیز بودهاند<ref>ر.ک: [[محمد تقی مصباح یزدی|مصباح یزدی، محمد تقی]]، [[راه و راهنماشناسی (کتاب)|راه و راهنماشناسی]]، ص ۴۴۱ ـ ۴۴۲.</ref> و [[خداوند]] [[مقام امامت]] را در اواخر [[عمر]] [[ابراهیم]]{{ع}} و پس از سالها [[نبوت]] و رسالت و بعد از قبولیاش در یک [[امتحان]] بزرگ به او [[عنایت]] فرمود<ref>با توجه این نکته که حضرت ابراهیم{{ع}} این مقام را برای فرزندان خود نیز خواسته است، فهمیده میشود که حضرت اسماعیل و اسحاق{{ع}} به دنیا آمده بودهاند و حضرت ابراهیم{{ع}} هم در سنین پیری فرزنددار شده بود؛ زیرا قرآن از قول آن حضرت میفرماید: الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِی وَهَبَ لِی عَلَی الْکِبَرِ إِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَق»؛ سورۀ ابراهیم، آیۀ ۳۹؛ برای آگاهی بیشتر، ر.ک: سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۲۷۰، ۲۸۰.</ref>، از این رو گفته شده" [[نبوّت]] حاصل نمیشود مگر پس از [[عبودیّت]] [[خداوند]] و رسالت ممکن نیست مگر بعد از [[نبوّت]] و رسیدن به [[مقام]] خلّت ممکن نیست مگر پس از نیل به [[مقام رسالت]] و [[مقام امامت]] به کسی داده نمیشود، مگر اینکه به [[مقام]] خلّت ([[خلیل]] اللهی) رسیده باشد»<ref>ر.ک: [[محمدعلی مروجی طبسی|مروجی طبسی، محمد علی]]، [[علی قورچیان|قورچیان، علی]]، [[مفهوم شناسی تطبیقی ـ تحلیلی «رسول» و «نبی» در لغت و روایات اهل بیت (علیهم السلام) (مقاله)|مفهوم شناسی تطبیقی ـ تحلیلی «رسول» و «نبی» در لغت و روایات اهل بیت (علیهم السلام)]]؛ مجله حسنا، ص ۳۳ ـ ۵۷.</ref>. | ||
در [[قرآن مجید]]، [[امام]] بر مصادیق مختلفی استعمال شده است که به دو دسته تقسیم میشود: | در [[قرآن مجید]]، [[امام]] بر مصادیق مختلفی استعمال شده است که به دو دسته تقسیم میشود: | ||
#مصادیق غیر بشری، مانند [[لوح]] محفوظ: {{متن قرآن|وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ}}<ref>«و هر چیزی را در نوشتهای روشن بر شمردهایم» سوره یس، آیه ۱۲.</ref>. | #مصادیق غیر بشری، مانند [[لوح]] محفوظ: {{متن قرآن|وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ}}<ref>«و هر چیزی را در نوشتهای روشن بر شمردهایم» سوره یس، آیه ۱۲.</ref>. | ||
| خط ۳۷: | خط ۳۹: | ||
==ویژگیهای رسالت و [[امامت]]== | ==ویژگیهای رسالت و [[امامت]]== | ||
برخی از ویژگیهای رسالت و [[امامت]] عبارتاند از: | برخی از ویژگیهای رسالت و [[امامت]] عبارتاند از: | ||
# [[عصمت]]: [[عصمت]]، ملکهای [[نفسانی]] و قوهای [[روحانی]] است که [[خدا]] به برخی افراد میدهد و همین مانع از [[لغزش]] آنان به سمت [[گناه]] و [[خطا]] میشود و همچنین موهبتی [[الهی]] به بندگانی است که [[خدا]] میداند هرگز به اختیار [[گناه]] نمیکنند: {{متن قرآن|اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ}}<ref>«خدا بهتر مى داند رسالتش را كجا قرار دهد» سوره انعام، آیه ۱۲۴.</ref>. [[عصمت]] مراتب مختلفی دارد؛ مانند [[عصمت]] در تلقی و [[ابلاغ وحی]]، [[عصمت]] در عمل به [[احکام شرعی]]، [[عصمت از خطا]] در [[تطبیق]] [[احکام]] بر مصادیق، [[عصمت از خطا]] در [[تشخیص مصالح]] و [[مفاسد]] امور و [[عصمت از خطا]] در امور عادی روزمره [[زندگی]] و در این میان، [[عصمت]] از [[کذب]] حتی [[خطا]] در دریافت و [[ابلاغ وحی]]، افزون بر ایجاد [[اطمینان]] [[مردم]] از مفاد [[دعوت]] ایشان<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج ۲، ص ۱۳۸ ـ ۱۳۷.</ref> مستند به [[دلیل عقلی]] است؛ زیرا با احتمال [[خطا]] در دریافت و [[تبلیغ وحی]]، غرض از [[فرستادن پیامبر]] نقض میگردد | # [[عصمت]]: [[عصمت]]، ملکهای [[نفسانی]] و قوهای [[روحانی]] است که [[خدا]] به برخی افراد میدهد و همین مانع از [[لغزش]] آنان به سمت [[گناه]] و [[خطا]] میشود و همچنین موهبتی [[الهی]] به بندگانی است که [[خدا]] میداند هرگز به اختیار [[گناه]] نمیکنند: {{متن قرآن|اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ}}<ref>«خدا بهتر مى داند رسالتش را كجا قرار دهد» سوره انعام، آیه ۱۲۴.</ref>. [[عصمت]] مراتب مختلفی دارد؛ مانند [[عصمت]] در تلقی و [[ابلاغ وحی]]، [[عصمت]] در عمل به [[احکام شرعی]]، [[عصمت از خطا]] در [[تطبیق]] [[احکام]] بر مصادیق، [[عصمت از خطا]] در [[تشخیص مصالح]] و [[مفاسد]] امور و [[عصمت از خطا]] در امور عادی روزمره [[زندگی]] و در این میان، [[عصمت]] از [[کذب]] حتی [[خطا]] در دریافت و [[ابلاغ وحی]]، افزون بر ایجاد [[اطمینان]] [[مردم]] از مفاد [[دعوت]] ایشان<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج ۲، ص ۱۳۸ ـ ۱۳۷.</ref> مستند به [[دلیل عقلی]] است؛ زیرا با احتمال [[خطا]] در دریافت و [[تبلیغ وحی]]، غرض از [[فرستادن پیامبر]] نقض میگردد [[شیعیان]] همۀ [[پیامبران]] را از ابتدای [[تولد]] تا پایان [[عمر]] از همۀ [[گناهان]] [[معصوم]] میدانند<ref>ر.ک: [[محمد تقی مصباح یزدی|مصباح یزدی، محمد تقی]]، [[راه و راهنماشناسی (کتاب)|راه و راهنماشناسی]]، ص ۱۵۳ ـ ۱۵۴ و [[آموزش عقائد (کتاب)| آموزش عقائد]]، ج ۲، ص ۳۶؛ [[حسن رضایی|رضایی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]].</ref>. | ||
# [[نصب از سوی خدا]]: [[آیۀ تبلیغ]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرساندهای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه میگیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمیکند» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref> [[امامت]] را همسنگ [[رسالت پیامبر]]{{صل}} و [[آیۀ اکمال]]: {{متن قرآن|ِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا}}<ref>«امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم» سوره مائده، آیه ۳.</ref> آن را کاملکنندۀ [[دین]] معرفی میکند. این دو [[آیه]] و برخی [[آیات]] دیگر بر [[لزوم]] [[نصب امام]] از سوی [[خدا]] دلالت دارند<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمد | # [[نصب از سوی خدا]]: [[آیۀ تبلیغ]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرساندهای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه میگیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمیکند» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref> [[امامت]] را همسنگ [[رسالت پیامبر]]{{صل}} و [[آیۀ اکمال]]: {{متن قرآن|ِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا}}<ref>«امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم» سوره مائده، آیه ۳.</ref> آن را کاملکنندۀ [[دین]] معرفی میکند. این دو [[آیه]] و برخی [[آیات]] دیگر بر [[لزوم]] [[نصب امام]] از سوی [[خدا]] دلالت دارند<ref>ر.ک: [[محمد تقی مصباح یزدی|مصباح یزدی، محمد تقی]]، [[راه و راهنماشناسی (کتاب)|راه و راهنماشناسی]]، ص ۶۰۷ ـ ۶۱۰.</ref>. | ||
# [[علم خدادادی]]: در [[قرآن کریم]] [[آیات]] متعددی هست که بر [[علم خدادادی]] [[امام]] دلالت دارد از جمله: {{متن قرآن|وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}}<ref>«و کافران میگویند: تو فرستاده (خداوند) نیستی؛ بگو: میان من و شما خداوند و کسی که دانش کتاب نزد اوست، گواه بس است» سوره رعد، آیه ۴۳.</ref>. روایاتی از طریق [[اهل سنت]] و [[شیعه]] [[نقل]] شده که میگوید مقصود از «مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتاب»، [[امام علی]]{{ع}} است. از جمله: از [[امام باقر]]{{ع}} سؤال شد: «مقصود از آیۀ {{متن قرآن|قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}} چیست؟» فرمودند: «مقصود [[خداوند]]، ما [[اهلبیت]] هستیم و [[علی]] نخستین و [[برترین]] و [[بهترین]] ما پس از [[پیامبر]] است»<ref>{{متن حدیث|قال: قلت لابی جعفر{{ع}}: قُلْ کَفی بِاللّهِ شَهِیداً بَیْنِی وَبَیْنَکُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ. قال: اِیّانا عَنی، وعلیٌّ اَوّلُنا واَفْضلُنا وخَیْرُنا بعدَ النبیّ{{صل}}}}؛ اصول الکافی، ج۱، ص۲۲۹ـ۲۵۷؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۵ـ۶، ص۳۰۱.</ref> در این [[روایت]] [[امام باقر]]{{ع}}، [[امامان]] را مصداق {{متن قرآن|مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}} میداند و [[حضرت علی]]{{ع}} را اولین و [[بهترین]] ایشان معرفی میکند<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمد | # [[علم خدادادی]]: در [[قرآن کریم]] [[آیات]] متعددی هست که بر [[علم خدادادی]] [[امام]] دلالت دارد از جمله: {{متن قرآن|وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}}<ref>«و کافران میگویند: تو فرستاده (خداوند) نیستی؛ بگو: میان من و شما خداوند و کسی که دانش کتاب نزد اوست، گواه بس است» سوره رعد، آیه ۴۳.</ref>. روایاتی از طریق [[اهل سنت]] و [[شیعه]] [[نقل]] شده که میگوید مقصود از «مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتاب»، [[امام علی]]{{ع}} است. از جمله: از [[امام باقر]]{{ع}} سؤال شد: «مقصود از آیۀ {{متن قرآن|قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}} چیست؟» فرمودند: «مقصود [[خداوند]]، ما [[اهلبیت]] هستیم و [[علی]] نخستین و [[برترین]] و [[بهترین]] ما پس از [[پیامبر]] است»<ref>{{متن حدیث|قال: قلت لابی جعفر{{ع}}: قُلْ کَفی بِاللّهِ شَهِیداً بَیْنِی وَبَیْنَکُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ. قال: اِیّانا عَنی، وعلیٌّ اَوّلُنا واَفْضلُنا وخَیْرُنا بعدَ النبیّ{{صل}}}}؛ اصول الکافی، ج۱، ص۲۲۹ـ۲۵۷؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۵ـ۶، ص۳۰۱.</ref> در این [[روایت]] [[امام باقر]]{{ع}}، [[امامان]] را مصداق {{متن قرآن|مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}} میداند و [[حضرت علی]]{{ع}} را اولین و [[بهترین]] ایشان معرفی میکند<ref>ر.ک: [[محمد تقی مصباح یزدی|مصباح یزدی، محمد تقی]]، [[راه و راهنماشناسی (کتاب)|راه و راهنماشناسی]]، ص ۶۱۲ ـ ۶۱۴.</ref>. | ||
==جایگاه رسالت و [[امامت]] در [[قرآن]]== | ==جایگاه رسالت و [[امامت]] در [[قرآن]]== | ||
رسالت و [[امامت]]، عالیترین [[مقامات]] [[الهی]] هستند که در [[قرآن کریم]] از آنها یاد شده و بر [[عظمت]] و اهمیت آنها تأکید شده است و با استناد به [[آیات]] صریح [[قرآنی]] از جمله: {{متن قرآن|الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا}}<ref>«امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم» سوره مائده، آیه ۳.</ref>؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرساندهای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه میگیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمیکند» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref> و روایاتی<ref>حسکانی، از دانشمندان شافعی، نقل میکند: {{عربی|ان النبی دعا الناس الی علیّ فاخذ بضبعیه فرفعهما ثم لم یتفرقا حتی نزلت هذه الآیة: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی. فقال رسول الله{{صل}}: الله اکبر علی اکمال الدین واتمام النعمة ورضا الرب برسالتی والولایة لعلی ثم قال للقوم: من کنت مولاه فعلی مولاه}}؛ «پیامبر اسلام{{صل}} مردم را [به بیعت با علی{{ع}} بهعنوان خلیفة پس از خود] فراخواند و بازوان آن حضرت را گرفت و بالا برد و از یکدیگر جدا نشدند تا آیة شریفة {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ}} نازل شد. پس پیامبر{{صل}} فرمود: الله اکبر بر اکمال دین و اتمام نعمت و خشنودی خداوند به رسالت من و ولایت علی. آنگاه [خطاب] به مردم فرمود: من کنت مولاه فعلی مولاه»؛ عبیداللهبنعبدالله حسکانی، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج۱، ص۱۵۷ـ۱۵۸؛ موفقبناحمد خوارزمی، المناقب، ص۱۳۵؛ جلالالدین عبدالرحمان سیوطی، الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، ج۳، ص۱۹؛ سیدعبدالحسین شرفالدین، المراجعات، ص۳۷۹؛ روایت دیگر، نقل شده: «پیامبر اکرم{{صل}} در غدیر خم برخاست و به مردم فرمود: «آیا من سزاوارتر از خود شما بر شما نیستم؟» مردم گفتند: «چرا ای فرستادة خدا». پیامبر{{صل}} فرمود: «هرکس من مولای اویم، علی مولای اوست». سپس این آیه نازل شد: {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا}}. در این هنگام پیامبر تکبیر گفت و مردم دریافتند که بر پیامبر وحی نازل شده است. پس از آن پیامبر{{صل}} فرمود: «الله اکبر بر اکمال دین و اتمام نعمت؛ تمام شدنِ نبوت من، همان ولایت علی{{ع}} پس از من است». آنگاه ابوبکر و عمر از جا برخاستند و از پیامبر پرسیدند: آیا این ولایت مخصوص علی{{ع}} است؟ حضرت فرمود: «مخصوص علی و اوصیای من تا روز قیامت است» و در پاسخ به پرسش از اوصیای خویش، نام دوازده امام معصوم شیعه را ذکر فرمود»؛ هاشمبنسلیمان حسینی بحرانی، غایة المرام و حجة الخصام، تصحیح علی عاشوری، ج۱۰، باب ۵۸، ح۴.</ref> که در [[شأن نزول]] این [[آیات]] آمده میتوان فهمید [[ولایت]] [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} باعث تکمیل رسالت [[نبوی]] است و [[دین]] بدون [[پذیرش ولایت]] [[امامان دوازدهگانه]]، [[دینی]] ناقص بوده و مورد رضای [[خداوند]] نیست<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمد | رسالت و [[امامت]]، عالیترین [[مقامات]] [[الهی]] هستند که در [[قرآن کریم]] از آنها یاد شده و بر [[عظمت]] و اهمیت آنها تأکید شده است و با استناد به [[آیات]] صریح [[قرآنی]] از جمله: {{متن قرآن|الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا}}<ref>«امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم» سوره مائده، آیه ۳.</ref>؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرساندهای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه میگیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمیکند» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref> و روایاتی<ref>حسکانی، از دانشمندان شافعی، نقل میکند: {{عربی|ان النبی دعا الناس الی علیّ فاخذ بضبعیه فرفعهما ثم لم یتفرقا حتی نزلت هذه الآیة: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی. فقال رسول الله{{صل}}: الله اکبر علی اکمال الدین واتمام النعمة ورضا الرب برسالتی والولایة لعلی ثم قال للقوم: من کنت مولاه فعلی مولاه}}؛ «پیامبر اسلام{{صل}} مردم را [به بیعت با علی{{ع}} بهعنوان خلیفة پس از خود] فراخواند و بازوان آن حضرت را گرفت و بالا برد و از یکدیگر جدا نشدند تا آیة شریفة {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ}} نازل شد. پس پیامبر{{صل}} فرمود: الله اکبر بر اکمال دین و اتمام نعمت و خشنودی خداوند به رسالت من و ولایت علی. آنگاه [خطاب] به مردم فرمود: من کنت مولاه فعلی مولاه»؛ عبیداللهبنعبدالله حسکانی، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج۱، ص۱۵۷ـ۱۵۸؛ موفقبناحمد خوارزمی، المناقب، ص۱۳۵؛ جلالالدین عبدالرحمان سیوطی، الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، ج۳، ص۱۹؛ سیدعبدالحسین شرفالدین، المراجعات، ص۳۷۹؛ روایت دیگر، نقل شده: «پیامبر اکرم{{صل}} در غدیر خم برخاست و به مردم فرمود: «آیا من سزاوارتر از خود شما بر شما نیستم؟» مردم گفتند: «چرا ای فرستادة خدا». پیامبر{{صل}} فرمود: «هرکس من مولای اویم، علی مولای اوست». سپس این آیه نازل شد: {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا}}. در این هنگام پیامبر تکبیر گفت و مردم دریافتند که بر پیامبر وحی نازل شده است. پس از آن پیامبر{{صل}} فرمود: «الله اکبر بر اکمال دین و اتمام نعمت؛ تمام شدنِ نبوت من، همان ولایت علی{{ع}} پس از من است». آنگاه ابوبکر و عمر از جا برخاستند و از پیامبر پرسیدند: آیا این ولایت مخصوص علی{{ع}} است؟ حضرت فرمود: «مخصوص علی و اوصیای من تا روز قیامت است» و در پاسخ به پرسش از اوصیای خویش، نام دوازده امام معصوم شیعه را ذکر فرمود»؛ هاشمبنسلیمان حسینی بحرانی، غایة المرام و حجة الخصام، تصحیح علی عاشوری، ج۱۰، باب ۵۸، ح۴.</ref> که در [[شأن نزول]] این [[آیات]] آمده میتوان فهمید [[ولایت]] [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} باعث تکمیل رسالت [[نبوی]] است و [[دین]] بدون [[پذیرش ولایت]] [[امامان دوازدهگانه]]، [[دینی]] ناقص بوده و مورد رضای [[خداوند]] نیست<ref>ر.ک: [[محمد تقی مصباح یزدی|مصباح یزدی، محمد تقی]]، [[راه و راهنماشناسی (کتاب)|راه و راهنماشناسی]]، ص ۵۹۴ ـ ۵۹۹.</ref>. بنابراین [[امامت]]، لازمۀ رسالت است و به هیچ وجه از آن جدا نمیشود؛ زیرا طبق فرمایش [[قرآن]] بدون [[امامت]]، مقصود اصلی [[ارسال رسولان]] [[الهی]] و انزال [[کتب آسمانی]] که همان برقراری [[جامعۀ عدل]] [[الهی]] است، محقق نمیشود: {{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ}}<ref>«ما پیامبرانمان را با برهانها (ی روشن) فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند» سوره حدید، آیه ۲۵.</ref>، در این [[آیه]] مصداق کتاب و [[میزان]]، [[قرآن]] و [[علی]]{{ع}} و [[اولاد]] پاکش هستند که در طول زمان گذشته تا به امروز بوده و [[حجت الهی]] بر تمام [[اهل]] [[زمین]] تمام شده است و علت [[غایب]] بودن [[امام زمان]]{{ع}} هم خواست خود [[مردم]] است<ref>ر.ک: [[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[نگاهی به رسالت و امامت (کتاب)|نگاهی به رسالت و امامت]]، ص ۲۰-۲۷.</ref>. | ||
==جستارهای وابسته== | ==جستارهای وابسته== | ||