پرش به محتوا

یزید بن ثبیط عبدی در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۵: خط ۵:


==مقدمه==
==مقدمه==
{{متن حدیث|اَلسَّلاَمُ عَلَى زَيْدِ بْنِ ثُبَيْتٍ اَلْقَيْسِيِّ}}<ref>زیارت ناحیه مقدسه، بحارالأنوار، ج۴۵، ص۷۲. در زیارت ناحیه کلمه ثبیت با تاء آمده و در کتب رجالی ثبیط با طاء آمده و فرقی در نامگذاری ندارد. و نیز در زیارت ناحیه کلمه زید آمده و در کتب رجالی یزید آمده، ظاهرا یزید، أصح است و در زیارت ناحیه، نساخ به جای یزید کلمه زید را اشتباها ضبط کرده‌اند، و لذا در همین زیارت در ادامه می‌‌فرماید: {{متن حدیث|اَلسَّلاَمُ عَلَى عَبْدِ اَللَّهِ وَ عُبَيْدِ اَللَّهِ اِبْنَيْ يَزِيدَ بْنِ ثُبَيْتٍ}} </ref>؛
یزید<ref>در برخی منابع نام او «زید» و «بدر» ثبت شده است (الاقبال، ج۳، ص۷۸ و ۳۴۵)</ref> بن ثبیط<ref>برخی منابع نام پدرش را رُقِیط (الاقبال، ج۳، ص۳۴۵) و برخی دیگر رُقِید، ذکر کرده‌اند (معجم الرجال الحدیث، ج۳، ص۲۷۲).</ref> عبدی قیسی بصری از شهدای کربلاست. ایشان از بزرگان و شخصیت‌های بنام [[شیعه]]<ref>تنقیح المقال، ج۳، ص۳۲۵.</ref> در [[بصره]] ـ از [[دوستان]] [[ابوالاسود دئلی]] ـ و از [[یاران]] باوفای [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} بود. وی در زمره [[اصحاب]] [[امام حسین]]{{ع}}<ref>رجال الطوسی، ص۸۱.</ref> درآمد و در [[کربلا]] به [[شهادت]] رسید<ref>ر.ک: تنقیح المقال، ج۳، ص۳۲۵ وقاموس الرجال، ج۱۱، ص۹۵.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظم‌زاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص:۶۱۹-۶۲۰؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص ۵۱۳.</ref>
 
«یزید» (زید) فرزند [[ثُبیت عبدی قیسی بصری]] از بزرگان و شخصیت‌های بنام [[شیعه]]<ref>تنقیح المقال، ج۳، ص۳۲۵.</ref> در [[بصره]] - از [[دوستان]] [[ابوالاسود دئلی]] - و از [[یاران]] با وفای [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} بود، به شمار می‌‌آمد. وی در زمره [[اصحاب]] [[امام حسین]]{{ع}}<ref>رجال الطوسی، ص۸۱.</ref> درآمد و در [[کربلا]] به [[شهادت]] رسید<ref>ر.ک: تنقیح المقال، ج۳، ص۳۲۵ وقاموس الرجال، ج۱۱، ص۹۵.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظم‌زاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص:۶۱۹-۶۲۰.</ref>


==حرکت از بصره به سوی [[مکه]]==
==حرکت از بصره به سوی [[مکه]]==
[[محمد بن جریر طبری]] و دیگران نوشته‌اند: در بصره بانویی می‌‌زیست به نام «[[ماریه]]» که وی دختر «[[منقذ عبدی]]» از [[شیعیان]] [[اهل بیت]]{{ع}} بود و [[خانه]] او محل تجمع و گردهمایی شیعیان بصری بود که در آنجا به بحث و گفت و گو می‌‌پرداختند. هنگامی که شیعیان بصره با خبر شدند که [[حسین بن علی]]{{ع}} از [[بیعت]] با یزید خودداری نموده و از [[مدینه]] حرکت کرده و وارد مکه شده و قصد عزیمت به [[عراق]] را دارد بارقه‌ای از [[امید]] در [[دل]] آنها تابید. در همان روزها [[ابن زیاد]] نیز از آمدن [[امام حسین]]{{ع}} به عراق [[آگاه]] شد؛ لذا [[برادر]] خود [[عثمان بن زیاد]] را به [[فرمانروایی]] بصره [[منصوب]] کرد و به او [[دستور]] داد بر کلیه راه‌های خروجی [[شهر]] دیده‌بان و جاسوس بگمارد و گذرگاه‌ها را ببندد تا کسی نتواند به کاروان حسین بن علی ملحق شود.
[[محمد بن جریر طبری]] و دیگران نوشته‌اند: در بصره بانویی می‌‌زیست به نام «[[ماریه]]» که وی دختر «[[منقذ عبدی]]» از [[شیعیان]] [[اهل بیت]]{{ع}} بود و [[خانه]] او محل تجمع و گردهمایی شیعیان بصری بود که در آنجا به بحث و گفت و گو می‌‌پرداختند. هنگامی که شیعیان بصره به واسطه نامۀ [[سیدالشهدا]]{{ع}} باخبر شدند [[حسین بن علی]]{{ع}} از [[بیعت]] با یزید خودداری نموده و از [[مدینه]] حرکت کرده و وارد مکه شده و قصد عزیمت به [[عراق]] را دارد بارقه‌ای از [[امید]] در [[دل]] آنها تابید. در همان روزها [[ابن زیاد]] نیز از آمدن [[امام حسین]]{{ع}} به عراق [[آگاه]] شد؛ لذا [[برادر]] خود [[عثمان بن زیاد]] را به [[فرمانروایی]] بصره [[منصوب]] کرد و به او [[دستور]] داد بر کلیه راه‌های خروجی [[شهر]] دیده‌بان و جاسوس بگمارد و گذرگاه‌ها را ببندد تا کسی نتواند به کاروان حسین بن علی ملحق شود.


اما با تمام کنترل‌ها که انجام شد، یزید بن ثبیط [[تصمیم]] گرفت به سوی [[امام]]{{ع}} بشتابد و او را [[یاری]] کند، از این رو پسرانش را که ده نفر بودند برای این کار مهم و عزیمت به مکه فرا خواند و به آنها گفت: کدام یک از شما حاضر است همراه من بیاید؟
اما با تمام کنترل‌ها که انجام شد، یزید بن ثبیط [[تصمیم]] گرفت به سوی [[امام]]{{ع}} بشتابد و او را [[یاری]] کند، از این رو پسرانش را که ده نفر بودند برای این کار مهم و عزیمت به مکه فرا خواند و به آنها گفت: کدام یک از شما حاضر است همراه من بیاید؟
خط ۱۸: خط ۱۶:
[[یزید]] گفت: به [[خدا]] [[سوگند]]، اگر راه‌ها را با سم اسبان پر کنند، برای من [[سهل]] و آسان‌تر است از تعقیب مأموران، و من پروایی ندارم!.
[[یزید]] گفت: به [[خدا]] [[سوگند]]، اگر راه‌ها را با سم اسبان پر کنند، برای من [[سهل]] و آسان‌تر است از تعقیب مأموران، و من پروایی ندارم!.


این جمله را گفت و از نزد آنان بیرون آمد و با دو پسرش - و به قول سماوی به همراه [[عامر بن مسلم عبدی]] و [[غلام]] او به نام [[اسلم]]؛ و [[سیف بن مالک عبدی]]؛ و [[ادهم بن امیه عبدی|أدهم بن امیة عبدی]]، هفت نفری - از [[بصره]] خارج شدند و در بیابان خشک و بی‌آب و علف به سرعت راه پیمودند و در منطقه [[ابطح]] مکه، به [[امام]]{{ع}} رسیدند.
این جمله را گفت و از نزد آنان بیرون آمد و با دو پسرش ـ و به قول سماوی به همراه [[عامر بن مسلم عبدی]] و [[غلام]] او به نام [[اسلم]] و [[سیف بن مالک عبدی]] و [[ادهم بن امیه عبدی|أدهم بن امیة عبدی]]، هفت نفری ـ از [[بصره]] خارج شدند و در بیابان خشک و بی‌آب و علف به سرعت راه پیمودند و در منطقه [[ابطح]] مکه، به [[امام]]{{ع}} رسیدند.


یزید با [[فرزندان]] - و سایر همراهان -[[شب]] را در محلی به استراحت گذراندند و صبح عازم محل استقرار امام شد، اما از طرفی امام{{ع}} هم که از ورود یزید و همراهانش [[آگاه]] شده بود به سوی محل استراحت ایشان تشریف آوردند، اما به ایشان عرض شد که آنها به سراغ شما آمده‌اند؛ لذا امام در منزلگاه یزید به [[انتظار]] نشست، از سویی یزید به منزلگاه امام که رسید [[حضرت]] را ندید، شنید آن بزرگوار به محل اقامت او تشریف فرما شده‌اند. به سرعت به منزلگاه خود بازگشت و هنگامی که دیدگانش به حضرت افتاد از فرط [[شادی]] این [[آیه شریفه]] را خواند: {{متن قرآن|بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُو}}<ref>«بگو: به بخشش خداوند و به بخشایش وی- آری، به آن- باید شاد گردند، این از آنچه فراهم می‌آورند بهتر است» سوره یونس، آیه ۵۸.</ref>.
یزید با [[فرزندان]] ـ و سایر همراهان ـ [[شب]] را در محلی به استراحت گذراندند و صبح عازم محل استقرار امام شد، اما از طرفی امام{{ع}} هم که از ورود یزید و همراهانش [[آگاه]] شده بود به سوی محل استراحت ایشان تشریف آوردند، اما به ایشان عرض شد که آنها به سراغ شما آمده‌اند؛ لذا امام در منزلگاه یزید به [[انتظار]] نشست، از سویی یزید به منزلگاه امام که رسید حضرت را ندید، شنید آن بزرگوار به محل اقامت او تشریف فرما شده‌اند. به سرعت به منزلگاه خود بازگشت و هنگامی که دیدگانش به حضرت افتاد از فرط [[شادی]] این [[آیه شریفه]] را خواند: {{متن قرآن|بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُو}}<ref>«بگو: به بخشش خداوند و به بخشایش وی- آری، به آن- باید شاد گردند، این از آنچه فراهم می‌آورند بهتر است» سوره یونس، آیه ۵۸.</ref>.


بعد از [[سلام]] کرد و پاسخ امام در مقابل حضرت نشست وآن بزرگوار را از [[تصمیم]] خود و همراهان و دو فرزندش [[آگاه]] ساخت. [[امام]]{{ع}} در [[حق]] او (و همراهان او) [[دعای خیر]] کرد و سپس [[یزید]] و همراهان [[خیمه]] خود را به نزدیک [[خیمه گاه]] [[اباعبدالله الحسین]]{{ع}} منتقل ساختند و همواره ملازم رکاب بودند تا آنکه در [[کربلا]] فرود آمدند<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۳۵۴؛ تنقیح المقال، ج۳، ص۳۲۵؛ قاموس الرجال، ج۱۱، ص۹۵؛ ابصارالعین، ص۱۶۵ و با اختصار، کامل ابن اثیر، ج۲، ص۵۳۴.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظم‌زاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص:۶۲۰-۶۲۲.</ref>
بعد از [[سلام]] کرد و پاسخ امام در مقابل حضرت نشست وآن بزرگوار را از [[تصمیم]] خود و همراهان و دو فرزندش [[آگاه]] ساخت. [[امام]]{{ع}} در [[حق]] او (و همراهان او) [[دعای خیر]] کرد و سپس [[یزید]] و همراهان [[خیمه]] خود را نزدیک [[خیمه گاه]] [[اباعبدالله الحسین]]{{ع}} منتقل ساختند و همواره ملازم رکاب بودند تا آنکه در [[کربلا]] فرود آمدند<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۳۵۴؛ تنقیح المقال، ج۳، ص۳۲۵؛ قاموس الرجال، ج۱۱، ص۹۵؛ ابصارالعین، ص۱۶۵ و با اختصار، کامل ابن اثیر، ج۲، ص۵۳۴.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظم‌زاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص۶۲۰-۶۲۲؛ [[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۵۶۳؛ [[محمد صادق مزینانی|مزینانی، محمد صادق]]، [[نقش زنان در حماسه عاشورا (کتاب)|نقش زنان در حماسه عاشورا]]، ص۴۰-۴۲.</ref>


==[[شهادت]] در [[روز عاشورا]]==
==[[شهادت]] در [[روز عاشورا]]==
در روز عاشورا این مرد [[خدا]] و [[عاشق]] [[اهل بیت پیامبر]]{{صل}} با اجازه امام{{ع}} عازم میدان شد و در برابر دیدگان [[حضرت]] در [[جنگ]] تن به تن به [[مبارزه]] پرداخت تا به [[فیض]] شهادت رسید و دو فرزندش «عبدالله» و «عبیدالله» نیز در همان [[روز]] به [[افتخار]] شهادت نائل آمدند.
در روز عاشورا این مرد [[خدا]] و [[عاشق]] [[اهل بیت پیامبر]]{{صل}} با اجازه امام{{ع}} عازم میدان شد و در برابر دیدگان حضرت در [[جنگ]] تن به تن به [[مبارزه]] پرداخت تا به [[فیض]] شهادت رسید و دو فرزندش «عبدالله» و «عبیدالله» نیز در همان [[روز]] به [[افتخار]] شهادت نائل آمدند.


وی با دو فرزندش در [[زیارت ناحیه مقدسه]] مورد [[سلام]] و [[درود]] قرار گرفته است. یکی از [[فرزندان]] این [[شهید]] بزرگوار به نام «عامر» که در [[بصره]] باقی ماند و [[پدر]] را [[همراهی]] نکرد، در سوگ [[امام حسین]]{{ع}} و پدر و دو برادرش چنین سروده است:
وی با دو فرزندش در [[زیارت ناحیه مقدسه]] مورد [[سلام]] و [[درود]] قرار گرفته است: {{متن حدیث|اَلسَّلاَمُ عَلَى زَيْدِ بْنِ ثُبَيْتٍ اَلْقَيْسِيِّ}}<ref>زیارت ناحیه مقدسه، بحارالأنوار، ج۴۵، ص۷۲. در زیارت ناحیه کلمه ثبیت با تاء آمده و در کتب رجالی ثبیط با طاء آمده و فرقی در نامگذاری ندارد. و نیز در زیارت ناحیه کلمه زید آمده و در کتب رجالی یزید آمده، ظاهرا یزید، أصح است و در زیارت ناحیه، نساخ به جای یزید کلمه زید را اشتباها ضبط کرده‌اند، و لذا در همین زیارت در ادامه می‌‌فرماید: {{متن حدیث|اَلسَّلاَمُ عَلَى عَبْدِ اَللَّهِ وَ عُبَيْدِ اَللَّهِ اِبْنَيْ يَزِيدَ بْنِ ثُبَيْتٍ}}</ref>. یکی از [[فرزندان]] این [[شهید]] بزرگوار به نام «عامر» که در [[بصره]] باقی ماند و [[پدر]] را [[همراهی]] نکرد، در سوگ [[امام حسین]]{{ع}} و پدر و دو برادرش چنین سروده است:
{{شعر}}
{{شعر}}
{{ب|''يَا فَرْوُ قُومِي‏ فَانْدُبِي‏''|2=''خَيْرَ الْبَرِيَّةِ فِي الْقُبُورِ''}}
{{ب|''يَا فَرْوُ قُومِي‏ فَانْدُبِي‏''|2=''خَيْرَ الْبَرِيَّةِ فِي الْقُبُورِ''}}
خط ۳۷: خط ۳۵:
{{ب|''يا لَهفَ نفْسِي لمْ تفُزْ''|2=''معهمْ بجنّاتٍ وحُورِ''}}
{{ب|''يا لَهفَ نفْسِي لمْ تفُزْ''|2=''معهمْ بجنّاتٍ وحُورِ''}}
{{پایان شعر}}
{{پایان شعر}}
:ای فرو (خطاب به [[مادر]] یا یکی از [[زنان]] [[قبیله]]) برخیز و برای [[انسان]] [[بهترین]] ([[حسین]]) [[گریه]] کن که در [[قبر]] آرمیده است، و ناله آغاز کن بر آن شهید و [[اشک]] بریز چون سیلاب بر گونه‌های برای حسین [[سوگواری]] کن همراه با [[آه]] و ناله و فغان، چرا که این امام محترم را در [[ماه حرام]] به شهادت رساندند، بر یزید به [[خون]] آغشته و برای دو پسرش - عبدالله و عبیدالله - که در گرمای سوزان روی [[زمین]] افتاده‌اند [[گریه]] کن، بر آغشتگانی که با [[لباس]] خونین، پوشانده شدند و [[خون]] آنها بر سینه و گردنشان جاری است. [[حزن]] و [[حسرت]] بر من، که به همراه آنان به [[بهشت]] و حوریان دست ست نیافتم <ref>ابصارالعین، ص۱۶۶.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظم‌زاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص:۶۲۲-۶۲۳.</ref>
:ای فرو (خطاب به [[مادر]] یا یکی از [[زنان]] [[قبیله]]) برخیز و برای [[انسان]] [[بهترین]] ([[حسین]]) [[گریه]] کن که در [[قبر]] آرمیده است، و ناله آغاز کن بر آن شهید و [[اشک]] بریز چون سیلاب بر گونه‌های برای حسین [[سوگواری]] کن همراه با [[آه]] و ناله و فغان، چرا که این امام محترم را در [[ماه حرام]] به شهادت رساندند، بر یزید به [[خون]] آغشته و برای دو پسرش - عبدالله و عبیدالله - که در گرمای سوزان روی [[زمین]] افتاده‌اند [[گریه]] کن، بر آغشتگانی که با [[لباس]] خونین، پوشانده شدند و [[خون]] آنها بر سینه و گردنشان جاری است. [[حزن]] و [[حسرت]] بر من، که به همراه آنان به [[بهشت]] و حوریان دست ست نیافتم <ref>ابصارالعین، ص۱۶۶.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظم‌زاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص۶۲۲-۶۲۳؛ [[محمد صادق مزینانی|مزینانی، محمد صادق]]، [[نقش زنان در حماسه عاشورا (کتاب)|نقش زنان در حماسه عاشورا]]، ص۴۰-۴۲.</ref>


==جستارهای وابسته==
==جستارهای وابسته==
۱۳۳٬۶۷۸

ویرایش