معراج در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخهها
←جستارهای وابسته
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۵۷: | خط ۵۷: | ||
*[[رسول خدا]]{{صل}} سوار بر [[براق]] شد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۶؛ عزالدین ابن اثیر، اسدالغابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۲۷ به بعد.</ref> و در حالی که با [[جبرئیل]] هم صحبت بود، از [[مسجدالحرام]] به [[مسجد الاقصی]] [[سفر]] کرد. سپس در جمع [[انبیا]] که به [[شوق]] دیدارشان در [[بیتالمقدس]] جمع شده بودند، حضور یافت و پس از اقامه دو رکعت [[نماز جماعت]]<ref>عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۲؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۳۸۲؛ عبدالرحمن سهیلی، الروض الأنف فی شرح السیرة النبویه، ج۳، ص۳۰۹؛ تقی الدین مقریزی، امتاع الاسماع بما للنبی من الاحوال و الاموال و الحفدة و امتاع، ج۱، ص۴۷.</ref>، از [[بیت المقدس]] به آسمانهای هفتگانه [[عروج]] کرد. ایشان در آسمانهای هفتگانه، به ترتیب با [[انبیای الهی]] "[[آدم]]"، "[[یحیی]]"، "[[عیسی]]"، "[[یوسف]]"، "[[ادریس]]"، "[[هارون]]" و "[[موسی]]"{{عم}} [[دیدار]] کرد و بر آنان [[درود]] فرستاد<ref>تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و امتاع، ج۱، ص۴۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۰۶-۴۰۷؛ قطب الدین راوندی، قصص الانبیاء، ص۲۳۶؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۳-۵۴.</ref>. سپس به [[سدرة المنتهی]] رفت<ref>عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۴؛ قطب الدین راوندی، قصص الانبیاء، ص۳۲۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۶؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۲۹.</ref> و [[جبرئیل]] را با صورتی دید که [[خداوند]] [[خلق]] کرده بود<ref>تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و امتاع، ج۱، ص۴۷.</ref>. از آنجا به اعلی علّیین رفت و بیواسطه با [[خداوند]] [[سخن]] گفت<ref>قطب الدین راوندی، قصص الانبیاء، ص۳۲۶.</ref>. ایشان در این سفر، [[بهشت و جهنم]]<ref>قطب الدین راوندی، قصص الانبیاء، ص۳۲۶؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۶؛ ابن حزم اندلسی، جوامع السیرة النبویه، ص۵۴؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۶.</ref> و نیز [[عرش الهی]]<ref>قطب الدین راوندی، قصص الأنبیاء، ص۳۲۶؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۶.</ref> را [[مشاهده]] کرد و سپس به [[مکه]] بازگشت. توصیه به [[تکریم]] [[ولایت]]<ref>شیخ صدوق، امالی، ص۲۷۶؛ شیخ طوسی، امالی، ص۱۹۳؛ شیخ مفید، امالی، ص۱۷۳.</ref> و نیز [[وجوب]] نمازهای پنجگانه<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۰۷؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۶؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۳۸۱.</ref> از جمله ارمغانهای [[ارزشمند]] این سفر است. | *[[رسول خدا]]{{صل}} سوار بر [[براق]] شد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۶؛ عزالدین ابن اثیر، اسدالغابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۲۷ به بعد.</ref> و در حالی که با [[جبرئیل]] هم صحبت بود، از [[مسجدالحرام]] به [[مسجد الاقصی]] [[سفر]] کرد. سپس در جمع [[انبیا]] که به [[شوق]] دیدارشان در [[بیتالمقدس]] جمع شده بودند، حضور یافت و پس از اقامه دو رکعت [[نماز جماعت]]<ref>عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۲؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۳۸۲؛ عبدالرحمن سهیلی، الروض الأنف فی شرح السیرة النبویه، ج۳، ص۳۰۹؛ تقی الدین مقریزی، امتاع الاسماع بما للنبی من الاحوال و الاموال و الحفدة و امتاع، ج۱، ص۴۷.</ref>، از [[بیت المقدس]] به آسمانهای هفتگانه [[عروج]] کرد. ایشان در آسمانهای هفتگانه، به ترتیب با [[انبیای الهی]] "[[آدم]]"، "[[یحیی]]"، "[[عیسی]]"، "[[یوسف]]"، "[[ادریس]]"، "[[هارون]]" و "[[موسی]]"{{عم}} [[دیدار]] کرد و بر آنان [[درود]] فرستاد<ref>تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و امتاع، ج۱، ص۴۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۰۶-۴۰۷؛ قطب الدین راوندی، قصص الانبیاء، ص۲۳۶؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۳-۵۴.</ref>. سپس به [[سدرة المنتهی]] رفت<ref>عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۴؛ قطب الدین راوندی، قصص الانبیاء، ص۳۲۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۶؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۲۹.</ref> و [[جبرئیل]] را با صورتی دید که [[خداوند]] [[خلق]] کرده بود<ref>تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و امتاع، ج۱، ص۴۷.</ref>. از آنجا به اعلی علّیین رفت و بیواسطه با [[خداوند]] [[سخن]] گفت<ref>قطب الدین راوندی، قصص الانبیاء، ص۳۲۶.</ref>. ایشان در این سفر، [[بهشت و جهنم]]<ref>قطب الدین راوندی، قصص الانبیاء، ص۳۲۶؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۶؛ ابن حزم اندلسی، جوامع السیرة النبویه، ص۵۴؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۶.</ref> و نیز [[عرش الهی]]<ref>قطب الدین راوندی، قصص الأنبیاء، ص۳۲۶؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۶.</ref> را [[مشاهده]] کرد و سپس به [[مکه]] بازگشت. توصیه به [[تکریم]] [[ولایت]]<ref>شیخ صدوق، امالی، ص۲۷۶؛ شیخ طوسی، امالی، ص۱۹۳؛ شیخ مفید، امالی، ص۱۷۳.</ref> و نیز [[وجوب]] نمازهای پنجگانه<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۰۷؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۶؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۳۸۱.</ref> از جمله ارمغانهای [[ارزشمند]] این سفر است. | ||
*در کیفیت و چند و چون این سفر، [[سخن]] بسیار گفته شده است که پرداختن به همه آن، در این مختصر نمیگنجد <ref>جهت مطالعه بیشتر رجوع شود به کتب ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة و معرفة و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۳-۵۶؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار الجامعة لدرر أخبار الائمة الاطهار{{عم}}، ج۱۸، و ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۰۵-۴۱۰ به بعد.</ref>؛ از اینرو توصیه میشود به کتب [[روایی]] و غیر [[روایی]] - که [[روایات]] بسیاری را در خود گرد آوردهاند به مراجعه شود<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[معراج (مقاله)|معراج]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۳۱۴-۳۱۵.</ref>. | *در کیفیت و چند و چون این سفر، [[سخن]] بسیار گفته شده است که پرداختن به همه آن، در این مختصر نمیگنجد <ref>جهت مطالعه بیشتر رجوع شود به کتب ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة و معرفة و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۳-۵۶؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار الجامعة لدرر أخبار الائمة الاطهار{{عم}}، ج۱۸، و ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۰۵-۴۱۰ به بعد.</ref>؛ از اینرو توصیه میشود به کتب [[روایی]] و غیر [[روایی]] - که [[روایات]] بسیاری را در خود گرد آوردهاند به مراجعه شود<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[معراج (مقاله)|معراج]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۳۱۴-۳۱۵.</ref>. | ||
==[[معراج]] در [[تاریخ]]== | |||
مشهور است که [[اسراء]] و معراج اندکی پیش از [[هجرت]] بود. برخی گفتهاند: | |||
شش ماه پیش از هجرت؛ گروهی [[سال دوازدهم بعثت]]، برخی [[سال یازدهم]] و گروهی نیز [[سال دهم بعثت]] گفتهاند. کسانی پس از هجرت هم گفتهاند<ref>بنگرید: تاریخ الخمیس، سیره حلبی.</ref>. در مقابل برخی گفتهاند: اسراء و معراج در [[سال دوم بعثت]] بود<ref>بحار الانوار، ج۱۸، ص۳۱۹.</ref>. [[سال]] پنجم، و [[سال سوم بعثت]] هم گفتهاند. [[ابن عساکر]] هم این واقعه را در اول [[بعثت]] دانسته است<ref>البدایة و النهایه، ج۳، ص۱۰۸.</ref>. ما سال سوم بعثت را ترجیح میدهیم. [[مغلطای]] پس از بیان برخی از دیدگاهها در این باره، میگوید: | |||
گفته شده، پنج سال پس از بعثت بود. یک سال و نیم پس از بعثت هم گفتهاند. [[عیاض]]، این واقعه را پانزده ماه پس از بعثت میداند<ref>سیره مغلطای، ص۲۷.</ref>. | |||
[[ملا علی قاری]] از [[نووی]] نقل کرده که بیشتر [[سلف]]، و [[جمهور]] [[محدّثان]] و [[فقهاء]] [[عقیده]] دارند که اسراء و معراج شانزده ماه پس از بعثت بود<ref>شرح شفاء، ج۱، ص۲۲۲.</ref>. | |||
[[ابن شهر آشوب]] میگوید: | |||
پس از اسرای [[پیامبر]]{{صل}} در [[سال نهم بعثت]]، نمازهای یومیه [[واجب]] شد<ref>مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۴۳.</ref>. | |||
دیار بکری میگوید: | |||
[[زهری]] اسراء را در سال پنجم پس از بعثت میداند. [[قاضی]] عیاض نیز همین سال را از او حکایت کرده است. [[قرطبی]] و نووی هم این سال را ترجیح دادهاند. گفته شده، یک سال پیش از هجرت بود<ref>تاریخ الخمیس، ج۱، ص۳۰۷.</ref>. | |||
ما معتقدیم که اسراء و معراج در سالهای نخست بعثت بوده است. چنان که ترجیح میدهیم که در سال سوم بعثت باشد. علاوه بر اقوال گذشته خصوصا دیدگاه نووی و زهری در [[تأیید]] دیدگاه خود، به موارد زیر اشاره میکنیم؛ | |||
*از [[ابن عبّاس]] [[روایت]] شده که اسراء و معراج دو سال پس از بعثت بود<ref>بحار الانوار، ج۱۸، ص۳۱۹؛ مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۱۷۷؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۶۲.</ref>. | |||
میدانیم که ابن عبّاس به [[زمان رسول خدا]]{{صل}} نزدیکتر بود و از دیگر محدّثان و مورّخان به [[سیره]] و احوال ان [[حضرت]]، آشناتر. بنابراین اگر سخنی از او ثابت شود، بر اقوال دیگران مقدّم داشته میشود. اگر فرض کنیم که [[ابن عبّاس]] سه سال نخست [[بعثت]] را به حساب نیاورده، در این صورت بین دیدگاه او و [[زهری]] اختلافی نخواهد بود. | |||
* [[امام علی بن ابی طالب]]{{ع}} فرمود: [[اسراء]] پس از گذشت سه سال از [[بعثت رسول اکرم]]{{صل}} بود<ref>بحار الانوار، ج۱۸، ص۳۷۹.</ref>. این درستترین [[روایت]] و مورد [[اعتماد]] ماست. | |||
* روایت ابن عبّاس، [[سعد بن مالک]]، [[سعد بن ابی وقّاص]]، [[امام صادق]]{{ع}}، [[عمر بن خطاب]] و [[عایشه]] به صورت [[قاطع]] بر این مطلب دلالت دارد. گفتهاند: وقتی عایشه به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[عتاب]] کرد که چرا این قدر فاطمه{{س}} را میبوسد، آن حضرت فرمود: بلی، عایشه؛ وقتی مرا به [[آسمان]] بردند، [[جبرئیل]] مرا وارد [[بهشت]] کرد و سیبی از آنجا به من داد. من آن سیب را خوردم. سیب در صلب من نطفهای شد. هنگامی که پایین آمدم، با [[خدیجه]] همبستر شدم و فاطمه از آن نطفه به وجود آمد. بنابراین فاطمه، فرشتهای به شکل [[انسان]] است و هرگاه [[شوق]] بهشت میکنم، او را میبوسم<ref>مستدرک حاکم، ج۳، ص۱۶۵؛ ینابیع الموده، ص۹۷؛ مجمع الزوائد، ج۹، ص۲۰۲؛ نزهة المجالس، ج۲، ص۱۷۹؛ کنز العمّال، ج۱۴، ص۹۷؛ میزان الاعتدال، ج۱، ص۳۸.</ref>. از آنچه گذشت، به دست آمد که فاطمه{{س}} در [[سال پنجم بعثت]] به [[دنیا]] آمد. بنابراین میبایست اسراء و [[معراج]] حد اقل نه ماه و چه بسا دو سال پیش از [[تولد]] او باشد. | |||
* [[سوره اسراء]] در اوایل بعثت فرود آمد. | |||
# [[بخاری]] روایت کرده که [[آیه]]: {{متن قرآن|وَلَا تَجْهَرْ بِصَلَاتِكَ وَلَا تُخَافِتْ بِهَا}}<ref>«بگو: چه «الله» را بخوانید و چه «رحمان» را؛ هر چه بخوانید، نامهای نیکوتر او راست و به نمازت نه بانگ بردار و نه آن را بیآوا بخوان و میان آن (دو)، راهی (میانه) بگزین!» سوره اسراء، آیه ۱۱۰.</ref> در [[مکّه]] نازل شد؛ هنگامی که [[رسول خدا]]{{صل}} پنهان بود<ref>صحیح بخاری، ج۳، ص۹۹؛ الدر المنثور، ج۴، ص۲۰۶.</ref>. میدانیم که اختفای در [[خانه ارقم]] در سالهای نخست [[بعثت]] و در دوره [[دعوت سرّی]] بود. | |||
#برخی گفتهاند: [[سوره اسراء]]، سومین سورهای است که پس از [[سوره حجر]] نازل شد<ref>مجلة الوعی الاسلامی، شماره ۱۶۳، ۵۶.</ref>. سوره حجر در دوره دعوت سرّی نازل شد. در این [[سوره]] آمده: {{متن قرآن|فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ}}<ref>«از این روی آنچه فرمان مییابی آشکار کن و از مشرکان روی بگردان» سوره حجر، آیه ۹۴.</ref> [[پیامبر اکرم]]{{صل}} پس از این [[دستور الهی]]، [[دعوت]] خود را علنی کرد. | |||
* [[سوره نجم]] که گفته میشود، واقعه [[معراج]] در این سوره مطرح شده، دیگر سورهای است که در اوایل بعثت نازل شد. این سوره بیست و سومین یا بیست و چهارمین سورهای است که در [[مکّه]] نازل شد. پس از آن، شصت و چهار سوره دیگر در مکّه فرود آمد<ref>بنگرید: الاتقان فی علوم القرآن، ج۱، ص۱۰- ۱۱؛ ۲۵.</ref>. میگویند: این سوره سه ماه پس از [[هجرت به حبشه]] نازل شد. میدانیم که [[هجرت]] مذکور در [[سال پنجم بعثت]] بود.<ref>[[سید جعفر مرتضی عاملی|عاملی، سید جعفر مرتضی]]، [[سیرت جاودانه ج۱ (کتاب)|سیرت جاودانه ج۱]]، ص ۲۹۲.</ref>. | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||