←پاک از پلیدیها
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
{{همچنین ببینید|آیه تطهیر}} | {{همچنین ببینید|آیه تطهیر}} | ||
*بر اساس بخشی از آیه ۳۳ سوره احزاب که به آیه تطهیر شهرت یافته، اراده تخلفناپذیر خداوند بر این تعلق گرفته است که هرگونه پلیدی را از اهلبیت بزداید و آنان را به طور کامل پاک و پاکیزه گرداند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}﴾}} <ref> خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند؛ سوره احزاب، آیه: ۳۳.</ref> دانشمندان شیعه این فضیلت را برابر با عصمت میدانند. چنین برداشتی از آیه با توجه به نکات ذیل تأیید میگردد: | *بر اساس بخشی از آیه ۳۳ سوره احزاب که به آیه تطهیر شهرت یافته، اراده تخلفناپذیر خداوند بر این تعلق گرفته است که هرگونه پلیدی را از اهلبیت بزداید و آنان را به طور کامل پاک و پاکیزه گرداند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}﴾}} <ref> خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند؛ سوره احزاب، آیه: ۳۳.</ref> دانشمندان شیعه این فضیلت را برابر با عصمت میدانند. چنین برداشتی از آیه با توجه به نکات ذیل تأیید میگردد: | ||
====اراده تکوینی خدا بر تطهیر اهلبیت از هرگونه پلیدی==== | |||
*بیتردید، اراده در آیه تطهیر تکوینی است؛ نه تشریعی، زیرا اراده تشریعی خداوند به تطهیر همه مؤمنان تعلق گرفته است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَكِن يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ }}﴾}} <ref> میخواهد شما را پاکیزه گرداند؛ سوره مائده، آیه: ۶.</ref> و برای کسی فضیلتی به ارمغان نمیآورد، در حالی که این آیه ویژه اهلبیت {{عم}}است و به اعتراف همگان آنان را در جایگاهی بس والا مینشاند<ref>تلخیص الشافی، ج۲، ص۲۵۰، ۲۵۳؛ مجمع البیان، ج۸، ص۵۶۰؛ المیزان، ج۱۶، ص۳۱۲ـ۳۱۳.</ref>. البته ناگفته نماند که اراده تکوینی خداوند در طول اراده انسانهاست و با آن منافاتی ندارد. از سوی دیگر، با نگاهی گذرا به آیات قرآن کریم درمییابیم که واژه "رجس" درباره مجموعهای از آلودگیهای ظاهری و باطنی به کار رفته است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلامُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ }}﴾}} <ref> ای مؤمنان! جز این نیست که شراب و قمار و انصاب و ازلام ، پلیدی (و) کار شیطان است پس، از آنها دوری گزینید باشد که رستگار گردید؛ سوره مائده، آیه: ۹۰.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| كَذَلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ}}﴾}} <ref> بدین گونه خداوند عذاب را بر کسانی که ایمان نمیآورند؛ برمیگمارد؛ سوره اعراف، آیه: ۱۲۵.</ref>؛{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قُل لاَّ أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلاَّ أَن يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَّسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}﴾}} <ref> بگو: در آنچه به من وحی شده است چیزی نمییابم که برای خورندهای که آن را میخورد حرام باشد؛ مگر مردار و یا خون ریخته یا گوشت خوک که پلید است و یا (آنچه) از سر نافرمانی جز به نام خداوند ذبح شده باشد اما کسی که (از خوردن آنها) ناگزیر شده است در حالی که افزونخواه (برای رسیدن به لذت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بیگمان پروردگارت آمرزنده بخشاینده است؛ سوره انعام، آیه: ۱۴۵.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قَالَ قَدْ وَقَعَ عَلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ رِجْسٌ وَغَضَبٌ أَتُجَادِلُونَنِي فِي أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا نَزَّلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ فَانتَظِرُواْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ}}﴾}} <ref> گفت: بیگمان عذاب و خشمی از (سوی) پروردگارتان برای شما رقم خورده است آیا در نامهایی که شما و پدرانتان آنها را نامگذاری کردهاید- (و) خداوند هیچ برهانی بر (تأیید) آنها نفرستاده است- با من چالش میورزید؟ پس چشم به راه (عذاب خداوند) بدارید که من نیز با شما از چشم به راه داشتگانم؛ سوره اعراف، آیه: ۷۱.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| سَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ إِذَا انقَلَبْتُمْ إِلَيْهِمْ لِتُعْرِضُواْ عَنْهُمْ فَأَعْرِضُواْ عَنْهُمْ إِنَّهُمْ رِجْسٌ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ جَزَاء بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ}}﴾}} <ref> هنگامی که نزد ایشان باز گردید برای شما به خداوند سوگند خواهند خورد که دست از سر آنان بدارید؛ بنابراین از آنان رو بگردانید که پلیدند و به کیفر آنچه انجام میدادند جایگاهشان دوزخ است؛ سوره توبه، آیه: ۹۵.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَتْهُمْ رِجْسًا إِلَى رِجْسِهِمْ وَمَاتُواْ وَهُمْ كَافِرُونَ}}﴾}} <ref> و اما در بیماردلان بر پلیدیشان پلیدی میافزاید و آنان کافر خواهند مرد؛ سوره توبه، آیه: ۱۲۵.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَن تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ}}﴾}} <ref> و هیچ کس را جز به اذن خداوند یارایی نیست که ایمان آورد و (خداوند) عذاب را بر آنان که خرد نمیورزند برقرار میدارد؛ سوره یونس، آیه: ۱۰۰.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| ذَلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ حُرُمَاتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ عِندَ رَبِّهِ وَأُحِلَّتْ لَكُمُ الأَنْعَامُ إِلاَّ مَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ }}﴾}} <ref> چنین است؛ و هر که حرمتهای خداوند را سترگ بدارد همان نزد پروردگارش برای او بهتر است. و (گوشت) چارپایان بر شما حلال است جز آنچه (حرام بودن آن) برایتان خوانده شود پس، از پلیدیها که بتهایند دوری گزینید و از گفتار دروغ (نیز) بپرهیزید ؛ سوره حج، آیه: ۳۰.</ref> و چون در این آیه با الف و لام جنس یا استغراق همراه گشته است همه نوع پلیدی را در برمیگیرد<ref>فتح القدیر، ج۴، ص۲۷۸؛ روح المعانی، مج۱۲، ج۲۲، ص۱۸؛ الالهیات، ج۴، ص۱۲۸ـ۱۲۹.</ref>، در نتیجه پیام آیه این است که خداوند با اراده تکوینی تخلفناپذیر خود هرگونه پلیدی را از اهلبیت زدوده و آنان را پاک و مطهّر ساخته است، چنانکه برخی از راویان و مفسران اهلسنت، در تفسیر آیه شریفه این حدیث را از [[پیامبر|پیامبر اکرم]]{{صل}} گزارش کردهاند که من و اهلبیتم از همه گناهان پاکیزه و مبرا هستیم<ref>دلائل النبوه، ج۱، ص۱۷۱؛ الدرالمنثور، ج۶، ص۶۰۶؛ فتحالقدیر، ج۴، ص۲۸۰.</ref>. [[فاطمه زهرا|حضرت زهرا]]{{س}} نیز در ضمن احتجاجهای خویش در ماجرای فدک به آیه استشهاد کرده و اهلبیت{{عم}} را از هر بدی معصوم و از هر زشتی پاکیزه دانستهاند<ref>کتاب سلیمبن قیس، ص۲۲۷؛ بحارالانوار، ج۳۰، ص۳۰۶.</ref>. | *بیتردید، اراده در آیه تطهیر تکوینی است؛ نه تشریعی، زیرا اراده تشریعی خداوند به تطهیر همه مؤمنان تعلق گرفته است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَكِن يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ }}﴾}} <ref> میخواهد شما را پاکیزه گرداند؛ سوره مائده، آیه: ۶.</ref> و برای کسی فضیلتی به ارمغان نمیآورد، در حالی که این آیه ویژه اهلبیت {{عم}}است و به اعتراف همگان آنان را در جایگاهی بس والا مینشاند<ref>تلخیص الشافی، ج۲، ص۲۵۰، ۲۵۳؛ مجمع البیان، ج۸، ص۵۶۰؛ المیزان، ج۱۶، ص۳۱۲ـ۳۱۳.</ref>. البته ناگفته نماند که اراده تکوینی خداوند در طول اراده انسانهاست و با آن منافاتی ندارد. از سوی دیگر، با نگاهی گذرا به آیات قرآن کریم درمییابیم که واژه "رجس" درباره مجموعهای از آلودگیهای ظاهری و باطنی به کار رفته است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلامُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ }}﴾}} <ref> ای مؤمنان! جز این نیست که شراب و قمار و انصاب و ازلام ، پلیدی (و) کار شیطان است پس، از آنها دوری گزینید باشد که رستگار گردید؛ سوره مائده، آیه: ۹۰.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| كَذَلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ}}﴾}} <ref> بدین گونه خداوند عذاب را بر کسانی که ایمان نمیآورند؛ برمیگمارد؛ سوره اعراف، آیه: ۱۲۵.</ref>؛{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قُل لاَّ أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلاَّ أَن يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَّسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}﴾}} <ref> بگو: در آنچه به من وحی شده است چیزی نمییابم که برای خورندهای که آن را میخورد حرام باشد؛ مگر مردار و یا خون ریخته یا گوشت خوک که پلید است و یا (آنچه) از سر نافرمانی جز به نام خداوند ذبح شده باشد اما کسی که (از خوردن آنها) ناگزیر شده است در حالی که افزونخواه (برای رسیدن به لذت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بیگمان پروردگارت آمرزنده بخشاینده است؛ سوره انعام، آیه: ۱۴۵.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قَالَ قَدْ وَقَعَ عَلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ رِجْسٌ وَغَضَبٌ أَتُجَادِلُونَنِي فِي أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا نَزَّلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ فَانتَظِرُواْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ}}﴾}} <ref> گفت: بیگمان عذاب و خشمی از (سوی) پروردگارتان برای شما رقم خورده است آیا در نامهایی که شما و پدرانتان آنها را نامگذاری کردهاید- (و) خداوند هیچ برهانی بر (تأیید) آنها نفرستاده است- با من چالش میورزید؟ پس چشم به راه (عذاب خداوند) بدارید که من نیز با شما از چشم به راه داشتگانم؛ سوره اعراف، آیه: ۷۱.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| سَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ إِذَا انقَلَبْتُمْ إِلَيْهِمْ لِتُعْرِضُواْ عَنْهُمْ فَأَعْرِضُواْ عَنْهُمْ إِنَّهُمْ رِجْسٌ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ جَزَاء بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ}}﴾}} <ref> هنگامی که نزد ایشان باز گردید برای شما به خداوند سوگند خواهند خورد که دست از سر آنان بدارید؛ بنابراین از آنان رو بگردانید که پلیدند و به کیفر آنچه انجام میدادند جایگاهشان دوزخ است؛ سوره توبه، آیه: ۹۵.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَتْهُمْ رِجْسًا إِلَى رِجْسِهِمْ وَمَاتُواْ وَهُمْ كَافِرُونَ}}﴾}} <ref> و اما در بیماردلان بر پلیدیشان پلیدی میافزاید و آنان کافر خواهند مرد؛ سوره توبه، آیه: ۱۲۵.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَن تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ}}﴾}} <ref> و هیچ کس را جز به اذن خداوند یارایی نیست که ایمان آورد و (خداوند) عذاب را بر آنان که خرد نمیورزند برقرار میدارد؛ سوره یونس، آیه: ۱۰۰.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| ذَلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ حُرُمَاتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ عِندَ رَبِّهِ وَأُحِلَّتْ لَكُمُ الأَنْعَامُ إِلاَّ مَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ }}﴾}} <ref> چنین است؛ و هر که حرمتهای خداوند را سترگ بدارد همان نزد پروردگارش برای او بهتر است. و (گوشت) چارپایان بر شما حلال است جز آنچه (حرام بودن آن) برایتان خوانده شود پس، از پلیدیها که بتهایند دوری گزینید و از گفتار دروغ (نیز) بپرهیزید ؛ سوره حج، آیه: ۳۰.</ref> و چون در این آیه با الف و لام جنس یا استغراق همراه گشته است همه نوع پلیدی را در برمیگیرد<ref>فتح القدیر، ج۴، ص۲۷۸؛ روح المعانی، مج۱۲، ج۲۲، ص۱۸؛ الالهیات، ج۴، ص۱۲۸ـ۱۲۹.</ref>، در نتیجه پیام آیه این است که خداوند با اراده تکوینی تخلفناپذیر خود هرگونه پلیدی را از اهلبیت زدوده و آنان را پاک و مطهّر ساخته است، چنانکه برخی از راویان و مفسران اهلسنت، در تفسیر آیه شریفه این حدیث را از [[پیامبر|پیامبر اکرم]]{{صل}} گزارش کردهاند که من و اهلبیتم از همه گناهان پاکیزه و مبرا هستیم<ref>دلائل النبوه، ج۱، ص۱۷۱؛ الدرالمنثور، ج۶، ص۶۰۶؛ فتحالقدیر، ج۴، ص۲۸۰.</ref>. [[فاطمه زهرا|حضرت زهرا]]{{س}} نیز در ضمن احتجاجهای خویش در ماجرای فدک به آیه استشهاد کرده و اهلبیت{{عم}} را از هر بدی معصوم و از هر زشتی پاکیزه دانستهاند<ref>کتاب سلیمبن قیس، ص۲۲۷؛ بحارالانوار، ج۳۰، ص۳۰۶.</ref>. | ||
====ب. سازگاری «اذهاب» و «تطهیر» با عصمت==== | |||
*برخی از کسانی که آیه تطهیر را دلیل بر عصمت اهلبیت نمیدانند، بر این نکته پای میفشارند که پاک ساختن از پلیدیها (تطهیر) و زدودن آلودگیها (اِذهاب رجس) نه تنها گواه بر عصمت اهلبیت نیست، بلکه نشان آن است که آنان نیز، همچون دیگران، از آلوده شدن به گناه ایمنی ندارند، زیرا اذهاب و تطهیر درباره «رفع» پلیدیهای موجود به کار میرود؛ نه «دفع» آنچه هنوز تحقق نیافتهاست<ref>روح المعانی، مج۱۲، ج۲۲، ص۱۸.</ref>، در حالی که دامنه کاربرد این واژه، فراتر از رفع آلودگیهای موجود است و دفع پلیدیهای تحقق نیافته را نیز در برمیگیرد. | *برخی از کسانی که آیه تطهیر را دلیل بر عصمت اهلبیت نمیدانند، بر این نکته پای میفشارند که پاک ساختن از پلیدیها (تطهیر) و زدودن آلودگیها (اِذهاب رجس) نه تنها گواه بر عصمت اهلبیت نیست، بلکه نشان آن است که آنان نیز، همچون دیگران، از آلوده شدن به گناه ایمنی ندارند، زیرا اذهاب و تطهیر درباره «رفع» پلیدیهای موجود به کار میرود؛ نه «دفع» آنچه هنوز تحقق نیافتهاست<ref>روح المعانی، مج۱۲، ج۲۲، ص۱۸.</ref>، در حالی که دامنه کاربرد این واژه، فراتر از رفع آلودگیهای موجود است و دفع پلیدیهای تحقق نیافته را نیز در برمیگیرد. | ||
*[[شیخ مفید]] برای توضیح معنای اذهاب از یکی از مترادفهای آن کمک میگیرد که در قالب دعا چنین به کار میرود: «خداوند هر گونه ناگواری را از شما دور گرداند». روشن است که مقصود گوینده تنها بر طرف شدن گرفتاریهای موجود نیست، بلکه میخواهد که از آغاز، گَرد بلا بر او ننشیند<ref>سلسله مؤلفات، ج۶، ص۲۷؛ «المسائل العکبریه»؛ منشور جاوید، ج۵، ص۲۹۳ـ۲۹۴.</ref>. چگونگی کاربرد این واژه در روایات نیز شاهدی گویا بر مدعاست، چنان که [[پیامبر|پیامبراکرم{{صل}} میفرماید: {{عربی|اندازه=150%|« مَنْ أَطْعَمَ أَخَاهُ حَلَاوَةً أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُ مَرَارَةَ الْمَوْت»}}<ref>هرکس کام برادر مؤمن خود را شیرین سازد خداوند تلخی مرگ را از وی دور گرداند؛ بحارالانوار، ج۱۸، ص۱۶؛ ج۲۳، ص۱۱۶؛ ج۴۷، ص۱۳۳؛ ج۶۳، ص۳۹۷؛ ج۷۲، ص۴۵۶.</ref>. واضح است که منظور از این سخن آن نیست که ابتدا تلخی مرگ را به وی میچشاند و سپس آن را برطرف میسازد، بلکه مقصود این است که از ابتدا مرگ برای چنین شخصی گوارا خواهد بود. | *[[شیخ مفید]] برای توضیح معنای اذهاب از یکی از مترادفهای آن کمک میگیرد که در قالب دعا چنین به کار میرود: «خداوند هر گونه ناگواری را از شما دور گرداند». روشن است که مقصود گوینده تنها بر طرف شدن گرفتاریهای موجود نیست، بلکه میخواهد که از آغاز، گَرد بلا بر او ننشیند<ref>سلسله مؤلفات، ج۶، ص۲۷؛ «المسائل العکبریه»؛ منشور جاوید، ج۵، ص۲۹۳ـ۲۹۴.</ref>. چگونگی کاربرد این واژه در روایات نیز شاهدی گویا بر مدعاست، چنان که [[پیامبر|پیامبراکرم{{صل}} میفرماید: {{عربی|اندازه=150%|« مَنْ أَطْعَمَ أَخَاهُ حَلَاوَةً أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُ مَرَارَةَ الْمَوْت»}}<ref>هرکس کام برادر مؤمن خود را شیرین سازد خداوند تلخی مرگ را از وی دور گرداند؛ بحارالانوار، ج۱۸، ص۱۶؛ ج۲۳، ص۱۱۶؛ ج۴۷، ص۱۳۳؛ ج۶۳، ص۳۹۷؛ ج۷۲، ص۴۵۶.</ref>. واضح است که منظور از این سخن آن نیست که ابتدا تلخی مرگ را به وی میچشاند و سپس آن را برطرف میسازد، بلکه مقصود این است که از ابتدا مرگ برای چنین شخصی گوارا خواهد بود. | ||
*نگاهی گذرا به موارد کاربرد واژه تطهیر در قرآن نیز بر آنچه گفته شد مهر تأیید میزند؛ از باب نمونه در سوره واقعه، در وصف کتاب مکنون آمده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لّا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ}}﴾}} <ref> که جز پاکان را به آن دسترس نیست؛ سوره واقعه، آیه: ۷۹.</ref> یکی از احتمالاتی که بیشتر مفسران [[اهل سنت]] به آن اشاره کردهاند این است که منظور از {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الْمُطَهَّرُونَ}}﴾}} فرشتگان الهی است که از آغاز آفرینش از وسوسههای شیطانی و آلودگی به طبیعت جسمانی، پاک و منزه بودهاند<ref>التفسیرالکبیر، ج۲۹، ص۱۹۵ـ۱۹۶؛ تفسیر بیضاوی، ج۵، ص۲۳۹ـ۲۹۲؛ روح المعانی، مج۱۵، ج۲۷، ص۲۳۵.</ref>؛ همچنین در سوره مدثّر به [[پیامبر|پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} دستور داده شده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ }}﴾}} <ref> و جامهات را پاکیزه گردان؛ سوره مدثر، آیه: ۴.</ref> از جمله اقوال مفسران در این آیه این است که مقصود از لباس، همین لباس ظاهری است و منظور از سفارش به تطهیر یا این است که پیامبر و دیگر مسلمانان باید لباس آلوده به نجاست را شست و شو دهند "رفع" یا آنکه، بر خلاف شیوه رایج در دوران جاهلیت، لباسهای خود را کوتاه کرده، بر زمین نکشانند تا به نجاست آلوده نگردد "دفع"<ref>التفسیرالکبیر، ج۳۰، ص۱۹۱ـ۱۹۲؛ تفسیر بیضاوی، ج۵، ص۴۱۱.</ref>. این مفسران عربزبان در تفسیرهای خود بر احادیثی اعتماد کردهاند که زبان مادری غالب راویان آنها نیز عربی بوده است و هیچ یک از آنان استفاده از واژه تطهیر درباره دفع آلودگیهای تحقق نیافته را ناسازگار با برداشت زبانی خود نمیدیدهاند. | *نگاهی گذرا به موارد کاربرد واژه تطهیر در قرآن نیز بر آنچه گفته شد مهر تأیید میزند؛ از باب نمونه در سوره واقعه، در وصف کتاب مکنون آمده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لّا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ}}﴾}} <ref> که جز پاکان را به آن دسترس نیست؛ سوره واقعه، آیه: ۷۹.</ref> یکی از احتمالاتی که بیشتر مفسران [[اهل سنت]] به آن اشاره کردهاند این است که منظور از {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الْمُطَهَّرُونَ}}﴾}} فرشتگان الهی است که از آغاز آفرینش از وسوسههای شیطانی و آلودگی به طبیعت جسمانی، پاک و منزه بودهاند<ref>التفسیرالکبیر، ج۲۹، ص۱۹۵ـ۱۹۶؛ تفسیر بیضاوی، ج۵، ص۲۳۹ـ۲۹۲؛ روح المعانی، مج۱۵، ج۲۷، ص۲۳۵.</ref>؛ همچنین در سوره مدثّر به [[پیامبر|پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} دستور داده شده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ }}﴾}} <ref> و جامهات را پاکیزه گردان؛ سوره مدثر، آیه: ۴.</ref> از جمله اقوال مفسران در این آیه این است که مقصود از لباس، همین لباس ظاهری است و منظور از سفارش به تطهیر یا این است که پیامبر و دیگر مسلمانان باید لباس آلوده به نجاست را شست و شو دهند "رفع" یا آنکه، بر خلاف شیوه رایج در دوران جاهلیت، لباسهای خود را کوتاه کرده، بر زمین نکشانند تا به نجاست آلوده نگردد "دفع"<ref>التفسیرالکبیر، ج۳۰، ص۱۹۱ـ۱۹۲؛ تفسیر بیضاوی، ج۵، ص۴۱۱.</ref>. این مفسران عربزبان در تفسیرهای خود بر احادیثی اعتماد کردهاند که زبان مادری غالب راویان آنها نیز عربی بوده است و هیچ یک از آنان استفاده از واژه تطهیر درباره دفع آلودگیهای تحقق نیافته را ناسازگار با برداشت زبانی خود نمیدیدهاند. | ||
====مقصود از اهلبیت==== | |||
*[[پیامبر|پیامبر اکرم]]{{صل}} پیش و پس از نزول آیه تطهیر، با شیوههایی به یاد ماندنی اهلبیت را به همگان معرفی کرده، راهِ هرگونه توجیهی را بسته است. براساس روایات فراوانی که به «حدیث کساء» شهرت یافته، [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}} پارچهای بر روی خود و [[امام علی|علی]]{{ع}} و [[فاطمه زهرا|فاطمه]]{{س}} و فرزندانشان، [[امام حسن|حسن]]{{ع}} و [[امام حسین|حسین]]{{ع}} انداخته، جمله {{عربی|اندازه=150%|« اللَّهُمَ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَيْتِي»}} را برای آیندگان به یادگار گذاشت<ref>مسند احمد، ج۷، ص۴۱۶ـ۴۱۷؛ ج۵، ص۷۹؛ صحیح مسلم، سنوسی، ج۸، ص۲۷۶؛ سنن الترمذی، ج۵، ص۳۱، ۳۲۸، ۳۶۱.</ref> و در پاسخ به [[امّ سلمه]] که از شایستهترین همسران [[پیامبر]] بود و پیوستن به اصحاب کساء را درخواست میکرد، فرمود: «رحمت خدا بر تو باد. تو همواره به راه خیر و رستگاری بودهای و چقدر من از تو راضیام؛ لیکن این فضیلت ویژه من و این گرامیان است»<ref>جامعالبیان، مج۱۲، ج۲۲، ص۱۱ـ۱۳؛ تاریخ دمشق، ج۴۲، ص۲۶۰ـ۲۶۱؛ بحارالانوار، ج۱۰، ص۱۴۱.</ref>. [[پیامبر|پیامبر خدا]]{{صل}} برای آنکه وظیفه خویش در تبیین آیات الهی را به گونهای شایسته به جای آورد، به این مقدار نیز بسنده نکرده، بلکه با به کارگیری شیوهای فراموش نشدنی و در مدت زمانی نسبتاً طولانی، آن هم به صورت هر روزه، به معرفی اهلبیت پرداخت. در روایتی از [[ابن عباس]] در اینباره آمده است: [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}} تا ۹ ماه، روزی۵ بار، هنگام فرا رسیدن وقت نماز به در خانه [[امام علی|علی بن ابی طالب]]{{ع}} میآمد و میفرمود: درود و رحمت خدا بر شما اهلبیت، خداوند اراده کرده است که هرگونه پلیدی را از شما اهلبیت دورگرداند و به طور کامل و شایسته پاکتان سازد. وقت نماز است، آماده شوید. رحمت خدا بر شما باد<ref>عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، ج۱، ص۴۹۵؛ الدرالمنثور، ج۶، ص۶۰۶؛ سننالترمذی، ج۵، ص۳۱.</ref>. مضمون این حدیث در تفسیر آیه شریفه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا }}﴾}} <ref>و خانوادهات را به نماز فرمان ده و بر آن شکیب کن؛ سوره طه، آیه: ۱۳۲.</ref> نیز به چشم میخورد<ref>تاریخ دمشق، ج۴۲، ص۱۳۶؛ الدرالمنثور، ج۵، ص۶۱۳.</ref>، با این همه، برخی از مفسران با دستاویز قرار دادن روایاتی از عِکرمه، [[عروة بن زبیر]] و [[مقاتل بن سلیمان]]<ref>تفسیر ابنابی حاتم، ج۹، ص۳۱۳۲؛ الدرالمنثور، ج۶، ص۶۰۳؛ روح المعانی، مج۱۲، ج۲۲، ص۱۹.</ref>، یا با استناد به این نکته که آیات پیش و پس از فقره معروف به آیه تطهیر درباره همسران [[پیامبر]] است<ref>تفسیر قرطبی، ج۱۴، ص۱۱۹؛ غرائب القرآن، ج۵، ص۴۶۰؛ تفسیر ابنکثیر، ج۳، ص۴۹۱، ۴۹۴.</ref> تلاش کردهاند که اصحاب کساء را از گستره تطهیر خارج سازند، یا دست کم زنان [[پیامبر|پیامبر اکرم]]{{صل}} را نیز در قلمرو آن بگنجانند. در این باره به بیان چند نکته بسنده میکنیم: | *[[پیامبر|پیامبر اکرم]]{{صل}} پیش و پس از نزول آیه تطهیر، با شیوههایی به یاد ماندنی اهلبیت را به همگان معرفی کرده، راهِ هرگونه توجیهی را بسته است. براساس روایات فراوانی که به «حدیث کساء» شهرت یافته، [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}} پارچهای بر روی خود و [[امام علی|علی]]{{ع}} و [[فاطمه زهرا|فاطمه]]{{س}} و فرزندانشان، [[امام حسن|حسن]]{{ع}} و [[امام حسین|حسین]]{{ع}} انداخته، جمله {{عربی|اندازه=150%|« اللَّهُمَ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَيْتِي»}} را برای آیندگان به یادگار گذاشت<ref>مسند احمد، ج۷، ص۴۱۶ـ۴۱۷؛ ج۵، ص۷۹؛ صحیح مسلم، سنوسی، ج۸، ص۲۷۶؛ سنن الترمذی، ج۵، ص۳۱، ۳۲۸، ۳۶۱.</ref> و در پاسخ به [[امّ سلمه]] که از شایستهترین همسران [[پیامبر]] بود و پیوستن به اصحاب کساء را درخواست میکرد، فرمود: «رحمت خدا بر تو باد. تو همواره به راه خیر و رستگاری بودهای و چقدر من از تو راضیام؛ لیکن این فضیلت ویژه من و این گرامیان است»<ref>جامعالبیان، مج۱۲، ج۲۲، ص۱۱ـ۱۳؛ تاریخ دمشق، ج۴۲، ص۲۶۰ـ۲۶۱؛ بحارالانوار، ج۱۰، ص۱۴۱.</ref>. [[پیامبر|پیامبر خدا]]{{صل}} برای آنکه وظیفه خویش در تبیین آیات الهی را به گونهای شایسته به جای آورد، به این مقدار نیز بسنده نکرده، بلکه با به کارگیری شیوهای فراموش نشدنی و در مدت زمانی نسبتاً طولانی، آن هم به صورت هر روزه، به معرفی اهلبیت پرداخت. در روایتی از [[ابن عباس]] در اینباره آمده است: [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}} تا ۹ ماه، روزی۵ بار، هنگام فرا رسیدن وقت نماز به در خانه [[امام علی|علی بن ابی طالب]]{{ع}} میآمد و میفرمود: درود و رحمت خدا بر شما اهلبیت، خداوند اراده کرده است که هرگونه پلیدی را از شما اهلبیت دورگرداند و به طور کامل و شایسته پاکتان سازد. وقت نماز است، آماده شوید. رحمت خدا بر شما باد<ref>عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، ج۱، ص۴۹۵؛ الدرالمنثور، ج۶، ص۶۰۶؛ سننالترمذی، ج۵، ص۳۱.</ref>. مضمون این حدیث در تفسیر آیه شریفه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا }}﴾}} <ref>و خانوادهات را به نماز فرمان ده و بر آن شکیب کن؛ سوره طه، آیه: ۱۳۲.</ref> نیز به چشم میخورد<ref>تاریخ دمشق، ج۴۲، ص۱۳۶؛ الدرالمنثور، ج۵، ص۶۱۳.</ref>، با این همه، برخی از مفسران با دستاویز قرار دادن روایاتی از عِکرمه، [[عروة بن زبیر]] و [[مقاتل بن سلیمان]]<ref>تفسیر ابنابی حاتم، ج۹، ص۳۱۳۲؛ الدرالمنثور، ج۶، ص۶۰۳؛ روح المعانی، مج۱۲، ج۲۲، ص۱۹.</ref>، یا با استناد به این نکته که آیات پیش و پس از فقره معروف به آیه تطهیر درباره همسران [[پیامبر]] است<ref>تفسیر قرطبی، ج۱۴، ص۱۱۹؛ غرائب القرآن، ج۵، ص۴۶۰؛ تفسیر ابنکثیر، ج۳، ص۴۹۱، ۴۹۴.</ref> تلاش کردهاند که اصحاب کساء را از گستره تطهیر خارج سازند، یا دست کم زنان [[پیامبر|پیامبر اکرم]]{{صل}} را نیز در قلمرو آن بگنجانند. در این باره به بیان چند نکته بسنده میکنیم: | ||
*یک. سه راوی یاد شده کینه اهلبیت را در دل میپرورانده و به تصریح تذکره نویسان اهلسنت، اشخاصی فاسق، غیر قابل اعتماد، و دروغگو بودهاند؛ [[احمد بن حنبل]] و [[مالک بن انس]]، از پیشوایان چهارگانه [[اهل سنت]]، و نیز مسلم ـ که کتاب صحیح او از معتبرترین کتب روایی [[اهل سنت]] به شمار میرود ـ به نکوهش عکرمه پرداخته و از نقل روایاتش خودداری میورزیدهاند<ref>وفیات الاعیان، ج۳، ص۲۶۵ـ۲۶۶؛ میزان الاعتدال، ج۵، ص۱۱۶؛ تهذیب التهذیب، ج۷، ص۲۳۰، ۲۳۳.</ref>. نسائی، صاحب سنن، مقاتل را یکی از ۴ نفری میشمارد که در جعل حدیث پرآوازهاند و [[خارجة بن مصعب]]، از معاصران مقاتل، میگوید: من خون یهودی را حلال نمیشمارم؛ امّا اگر بر [[مقاتل بن سلیمان]] دست یابم، شکمش را میدرم<ref>وفیات الاعیان، ج۵، ص۲۵۶ـ۲۵۷؛ میزان الاعتدال، ج۶، ص۵۰۵، ۵۰۷؛ تهذیب التهذیب، ج۱۰، ص۲۵۳، ۲۵۵.</ref>. [[عروة بن زبیر]] نیز همچون برادرش عبدالله با اهلبیت [[پیامبر]] دشمنی میورزیده و با شنیدن نام [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} به شدت دگرگون میشده است. به گفته [[ابو جعفر اسکافی]] وی از کسانی بود که با دریافت مبالغی هنگفت از معاویه در نکوهش [[امیر مؤمنان]]{{ع}} به جعل حدیث میپرداخت<ref>شرح نهج البلاغه، ج۴، ص۶۳ـ۶۴، ۶۹، ۱۰۲.</ref>. | *یک. سه راوی یاد شده کینه اهلبیت را در دل میپرورانده و به تصریح تذکره نویسان اهلسنت، اشخاصی فاسق، غیر قابل اعتماد، و دروغگو بودهاند؛ [[احمد بن حنبل]] و [[مالک بن انس]]، از پیشوایان چهارگانه [[اهل سنت]]، و نیز مسلم ـ که کتاب صحیح او از معتبرترین کتب روایی [[اهل سنت]] به شمار میرود ـ به نکوهش عکرمه پرداخته و از نقل روایاتش خودداری میورزیدهاند<ref>وفیات الاعیان، ج۳، ص۲۶۵ـ۲۶۶؛ میزان الاعتدال، ج۵، ص۱۱۶؛ تهذیب التهذیب، ج۷، ص۲۳۰، ۲۳۳.</ref>. نسائی، صاحب سنن، مقاتل را یکی از ۴ نفری میشمارد که در جعل حدیث پرآوازهاند و [[خارجة بن مصعب]]، از معاصران مقاتل، میگوید: من خون یهودی را حلال نمیشمارم؛ امّا اگر بر [[مقاتل بن سلیمان]] دست یابم، شکمش را میدرم<ref>وفیات الاعیان، ج۵، ص۲۵۶ـ۲۵۷؛ میزان الاعتدال، ج۶، ص۵۰۵، ۵۰۷؛ تهذیب التهذیب، ج۱۰، ص۲۵۳، ۲۵۵.</ref>. [[عروة بن زبیر]] نیز همچون برادرش عبدالله با اهلبیت [[پیامبر]] دشمنی میورزیده و با شنیدن نام [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} به شدت دگرگون میشده است. به گفته [[ابو جعفر اسکافی]] وی از کسانی بود که با دریافت مبالغی هنگفت از معاویه در نکوهش [[امیر مؤمنان]]{{ع}} به جعل حدیث میپرداخت<ref>شرح نهج البلاغه، ج۴، ص۶۳ـ۶۴، ۶۹، ۱۰۲.</ref>. | ||