جهان غیب چیست و مصداقهای آن کداماند؟ (پرسش): تفاوت میان نسخهها
جهان غیب چیست و مصداقهای آن کداماند؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۲۱ دسامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۴:۴۲
، ۲۱ دسامبر ۲۰۲۱ربات: جایگزینی خودکار متن (-}} [[پرونده: + | تصویر = )
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-{{جمع شدن| +{{پاسخ پرسش | عنوان پاسخدهنده = )) |
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-}} [[پرونده: + | تصویر = )) |
||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
{{یادآوری پاسخ}} | {{یادآوری پاسخ}} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| عنوان پاسخدهنده = ۱. آیتالله امینی؛ | | عنوان پاسخدهنده = ۱. آیتالله امینی؛ | ||
| تصویر = 173589.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[ابراهیم امینی]]]] | |||
آیتالله '''[[ابراهیم امینی]]'''، در کتاب ''«[[بررسی مسائل کلی امامت (کتاب)|بررسی مسائل کلی امامت]]»'' در اینباره گفته است: | آیتالله '''[[ابراهیم امینی]]'''، در کتاب ''«[[بررسی مسائل کلی امامت (کتاب)|بررسی مسائل کلی امامت]]»'' در اینباره گفته است: | ||
::::::«[[عالم غیب]] در مقابل [[عالم شهود]] است، چیزهایی که با حواس قابل درک نباشند و از قلمرو حواس برتر و بالاتر باشند از [[عالم غیب]] محسوب میشوند. مانند: اوضاع [[قیامت]] و [[معاد]]، [[بهشت]] و [[دوزخ]]، ثوابها و عقابهای اخروی. و مانند: خدا وصفات او، و مانند ملائکه و فرشتگان. این قبیل امور چون دیدنی و شنیدنی و بوییدنی و چشیدنی و لمس کردنی نیستند و حواس ما تاب درک آنها را ندارند از [[جهان غیب]] شمرده میشوند. تنها راه علم بدانها این است که به وسیله براهین عقلی و ارشاد و تأیید کسی که بر [[جهان غیب]] و شهود احاطه دارد یک مفهوم علمی برای ما حاصل میشود و بدین وسیله ایمان و اعتقاد پیدا میکنیم. ما از [[جهان غیب]] بیش از یک سلسله مفاهیم و صورتهای علمی نمیتوانیم تصور نماییم، و بر واقع آن جهان احاطه نداریم. در واقع، ما از واقعیت جهان و حقیقت آن غایب هستیم نه آن که آنها غایب باشند. اما امور مادی و اجسام و خواص آنها را میتوانیم درک کنیم، زیرا وجود آنها با حواس و آلات علمی ما سنخیت و مناسبت وجودی دارد. بدین جهت میتوانند مشاهد و محسوس ما واقع شوند»<ref>[http://www.ibrahimamini.com/fa/node/568 بررسی مسائل کلی امامت، ص ۲۶۳.]</ref>. | ::::::«[[عالم غیب]] در مقابل [[عالم شهود]] است، چیزهایی که با حواس قابل درک نباشند و از قلمرو حواس برتر و بالاتر باشند از [[عالم غیب]] محسوب میشوند. مانند: اوضاع [[قیامت]] و [[معاد]]، [[بهشت]] و [[دوزخ]]، ثوابها و عقابهای اخروی. و مانند: خدا وصفات او، و مانند ملائکه و فرشتگان. این قبیل امور چون دیدنی و شنیدنی و بوییدنی و چشیدنی و لمس کردنی نیستند و حواس ما تاب درک آنها را ندارند از [[جهان غیب]] شمرده میشوند. تنها راه علم بدانها این است که به وسیله براهین عقلی و ارشاد و تأیید کسی که بر [[جهان غیب]] و شهود احاطه دارد یک مفهوم علمی برای ما حاصل میشود و بدین وسیله ایمان و اعتقاد پیدا میکنیم. ما از [[جهان غیب]] بیش از یک سلسله مفاهیم و صورتهای علمی نمیتوانیم تصور نماییم، و بر واقع آن جهان احاطه نداریم. در واقع، ما از واقعیت جهان و حقیقت آن غایب هستیم نه آن که آنها غایب باشند. اما امور مادی و اجسام و خواص آنها را میتوانیم درک کنیم، زیرا وجود آنها با حواس و آلات علمی ما سنخیت و مناسبت وجودی دارد. بدین جهت میتوانند مشاهد و محسوس ما واقع شوند»<ref>[http://www.ibrahimamini.com/fa/node/568 بررسی مسائل کلی امامت، ص ۲۶۳.]</ref>. | ||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| عنوان پاسخدهنده = ۲. آیتالله جوادی آملی؛ | | عنوان پاسخدهنده = ۲. آیتالله جوادی آملی؛ | ||
| تصویر = 769540432.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی]]]] | |||
::::::'''[[عبدالله جوادی آملی]]''' در کتاب ''«[[تفسیر تسنیم (کتاب)|تفسیر تسنیم]]»'' در این باره گفته است: | ::::::'''[[عبدالله جوادی آملی]]''' در کتاب ''«[[تفسیر تسنیم (کتاب)|تفسیر تسنیم]]»'' در این باره گفته است: | ||
::::::«{{متن قرآن|عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ}} بودن خدا به این معنا نیست که برخی اشیا برای خدا، [[غیب]] و برخی [[شهادت]] است و خدای سبحان به هر دو قسم آن آگاه است، بلکه غیب و شهادت در این تعبیر، امری اضافی و فقط نسبت به دید انسانهاست؛ چون حقیقت علم، عبارت از شهود و حضور معلوم است و حضور معلوم با غایب بودن آن سازگار نیست. سراسر جهان مشهود خداست و چیزی برای او غیب نیست. تقسیم جهان به غیب و شهادت نظیر تقسیم موجود به مجرد و مادی نیست که تقسیمی حقیقی است، بلکه نسبت به خداوند از قبیل نفی موضوع است؛ یعنی آنچه نزد شما بر دو قسم (غیب و شهادت) است، نزد خدا بیش از یک قسم (شهادت) نیست. | ::::::«{{متن قرآن|عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ}} بودن خدا به این معنا نیست که برخی اشیا برای خدا، [[غیب]] و برخی [[شهادت]] است و خدای سبحان به هر دو قسم آن آگاه است، بلکه غیب و شهادت در این تعبیر، امری اضافی و فقط نسبت به دید انسانهاست؛ چون حقیقت علم، عبارت از شهود و حضور معلوم است و حضور معلوم با غایب بودن آن سازگار نیست. سراسر جهان مشهود خداست و چیزی برای او غیب نیست. تقسیم جهان به غیب و شهادت نظیر تقسیم موجود به مجرد و مادی نیست که تقسیمی حقیقی است، بلکه نسبت به خداوند از قبیل نفی موضوع است؛ یعنی آنچه نزد شما بر دو قسم (غیب و شهادت) است، نزد خدا بیش از یک قسم (شهادت) نیست. | ||
| خط ۳۹: | خط ۳۹: | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| عنوان پاسخدهنده = ۳. حجت الاسلام و المسلمین نادم؛ | | عنوان پاسخدهنده = ۳. حجت الاسلام و المسلمین نادم؛ | ||
| تصویر = 673639443601.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[محمد حسن نادم]]]] | |||
حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[محمد حسن نادم]]'''، در کتاب ''«[[علم غیب از نگاه عقل و وحی (کتاب)|علم غیب از نگاه عقل و وحی]]»'' در اینباره گفته است: | حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[محمد حسن نادم]]'''، در کتاب ''«[[علم غیب از نگاه عقل و وحی (کتاب)|علم غیب از نگاه عقل و وحی]]»'' در اینباره گفته است: | ||
«[[عالم غیب]] عالمیاست که در درون همین [[جهان مشهود]] قرار دارد، عالم غیب و [[عالم شهود]] از منظر [[قرآن|قرآن کریم]] دو عالم فرض شده؛ ولی بین این دو عالم انفکاک و جدایی وجود ندارد، بلکه [[غیب]] مرتبهای از عالم هستی است همانگونه که مرتبه [[عقل]] از مراتب وجود آدمیاست»<ref>[[علم غیب از نگاه عقل و وحی (کتاب)|علم غیب از نگاه عقل و وحی]]، ص۹۵</ref>. | «[[عالم غیب]] عالمیاست که در درون همین [[جهان مشهود]] قرار دارد، عالم غیب و [[عالم شهود]] از منظر [[قرآن|قرآن کریم]] دو عالم فرض شده؛ ولی بین این دو عالم انفکاک و جدایی وجود ندارد، بلکه [[غیب]] مرتبهای از عالم هستی است همانگونه که مرتبه [[عقل]] از مراتب وجود آدمیاست»<ref>[[علم غیب از نگاه عقل و وحی (کتاب)|علم غیب از نگاه عقل و وحی]]، ص۹۵</ref>. | ||
| خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| عنوان پاسخدهنده = ۴. حجت الاسلام و المسلمین سجادی؛ | | عنوان پاسخدهنده = ۴. حجت الاسلام و المسلمین سجادی؛ | ||
| تصویر = 11003232.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[سید احمد سجادی|سجادی]]]] | |||
حجت الاسلام و المسلمین '''[[سید احمد سجادی]]''' در کتاب ''«[[پرچمداران هدایت (کتاب)|پرچمداران هدایت]]»'' در اینباره گفتهاست: | حجت الاسلام و المسلمین '''[[سید احمد سجادی]]''' در کتاب ''«[[پرچمداران هدایت (کتاب)|پرچمداران هدایت]]»'' در اینباره گفتهاست: | ||
::::::«غیب در مقابل حضور قرار دارد و به چهار امر اطلاق میگردد: | ::::::«غیب در مقابل حضور قرار دارد و به چهار امر اطلاق میگردد: | ||
| خط ۵۷: | خط ۵۷: | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| عنوان پاسخدهنده = ۴. حجت الاسلام و المسلمین جزائری؛ | | عنوان پاسخدهنده = ۴. حجت الاسلام و المسلمین جزائری؛ | ||
| تصویر = 11905.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[سید محمود جزائری|جزائری]]]] | |||
::::::حجت الاسلام و المسلمین '''[[سید محمود جزائری]]''' پژوهشگر پایاننامه ''«[[کارکردهای علم غیب امامان معصوم در شئون ایشان (پایاننامه)|کارکردهای علم غیب امامان معصوم در شئون ایشان]]»'' در پاسخ به این پرسش گفته است: | ::::::حجت الاسلام و المسلمین '''[[سید محمود جزائری]]''' پژوهشگر پایاننامه ''«[[کارکردهای علم غیب امامان معصوم در شئون ایشان (پایاننامه)|کارکردهای علم غیب امامان معصوم در شئون ایشان]]»'' در پاسخ به این پرسش گفته است: | ||
:::::*«'''مصادیق غیب در قرآن:''' مبدأ و معاد، اسماء [[اهل بیت]]{{عم}} یا اسماء کل اشیاء که به [[حضرت آدم]] تعلیم شد، تاریکی، آیات قرآن قبل از نزول، اسرار و قوانین نهفته در طبیعت، اعمال مردم که دور از چشم پیامبر{{صل}} یا سایر مردم انجام داده اند، [[لوح محفوظ]]، حالت عدم حضور شخصی در مکانی، امور غایب از حواس مثل اخبار گذشتگان: [[حضرت مریم]] و [[حضرت عیسی|عیسی]] و [[حضرت نوح|نوح]] و [[حضرت یوسف|یوسف]]، زمان نزول عذاب الهی، ظنّ و گمان، [[وحی]]، معجزه، اسرار خانوادگی، [[آیا علم به خطورات قلبی یا ضمائر و نهان آدمیان علم غیب است و معصوم از آن آگاهی دارد؟ (پرسش)|آنچه در دلها میگذرد]]، دانشهای خارج از ظرفیت و محاسبات انسانی، قیامت، بهشت، حقیقت مطلب در مسائل مورد اختلاف بین بندگان، سخنان و حرکات سری افراد، {{متن قرآن|[[آیا آیه ۳۴ سوره لقمان علم غیب غیر خدا را نفی نمیکند؟ (پرسش)|إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَّاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ...]]}} <ref>بیگمان، تنها خداوند است که دانش رستخیز نزد اوست و او باران را فرو میفرستد و از آنچه در زهدانهاست آگاه است و هیچ کس نمیداند فردا چه به دست خواهد آورد و هیچ کس نمیداند در کدام سرزمین خواهد مرد ...؛ سوره لقمان، آیه: ۳۴.</ref> ( بالتفصیل: با تمام جزئیات)، [[آیا علم به آنچه در رحم مادران است علم غیب شمرده میشود و معصوم از آن آگاهی دارد؟ (پرسش)|جنین و طفل در رحم مادران و سرنوشت او]]، هر چه قرار است به خلقت اضافه شود، باطن انسان. | :::::*«'''مصادیق غیب در قرآن:''' مبدأ و معاد، اسماء [[اهل بیت]]{{عم}} یا اسماء کل اشیاء که به [[حضرت آدم]] تعلیم شد، تاریکی، آیات قرآن قبل از نزول، اسرار و قوانین نهفته در طبیعت، اعمال مردم که دور از چشم پیامبر{{صل}} یا سایر مردم انجام داده اند، [[لوح محفوظ]]، حالت عدم حضور شخصی در مکانی، امور غایب از حواس مثل اخبار گذشتگان: [[حضرت مریم]] و [[حضرت عیسی|عیسی]] و [[حضرت نوح|نوح]] و [[حضرت یوسف|یوسف]]، زمان نزول عذاب الهی، ظنّ و گمان، [[وحی]]، معجزه، اسرار خانوادگی، [[آیا علم به خطورات قلبی یا ضمائر و نهان آدمیان علم غیب است و معصوم از آن آگاهی دارد؟ (پرسش)|آنچه در دلها میگذرد]]، دانشهای خارج از ظرفیت و محاسبات انسانی، قیامت، بهشت، حقیقت مطلب در مسائل مورد اختلاف بین بندگان، سخنان و حرکات سری افراد، {{متن قرآن|[[آیا آیه ۳۴ سوره لقمان علم غیب غیر خدا را نفی نمیکند؟ (پرسش)|إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَّاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ...]]}} <ref>بیگمان، تنها خداوند است که دانش رستخیز نزد اوست و او باران را فرو میفرستد و از آنچه در زهدانهاست آگاه است و هیچ کس نمیداند فردا چه به دست خواهد آورد و هیچ کس نمیداند در کدام سرزمین خواهد مرد ...؛ سوره لقمان، آیه: ۳۴.</ref> ( بالتفصیل: با تمام جزئیات)، [[آیا علم به آنچه در رحم مادران است علم غیب شمرده میشود و معصوم از آن آگاهی دارد؟ (پرسش)|جنین و طفل در رحم مادران و سرنوشت او]]، هر چه قرار است به خلقت اضافه شود، باطن انسان. | ||
| خط ۸۱: | خط ۸۱: | ||
{{پایان جمع شدن}} | {{پایان جمع شدن}} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| عنوان پاسخدهنده = ۵. آقای رهبری (پژوهشگر دانشگاه علمی کاربردی تبریز)؛ | | عنوان پاسخدهنده = ۵. آقای رهبری (پژوهشگر دانشگاه علمی کاربردی تبریز)؛ | ||
| تصویر = 11012314343.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[حسن رهبری]]]] | |||
::::::آقای '''[[حسن رهبری]]''' در مقاله ''«[[علم پیامبر و امام در تفسیر من وحی القرآن (مقاله)|علم پیامبر و امام در تفسیر "من وحی القرآن"]]»'' در اینباره گفته است: | ::::::آقای '''[[حسن رهبری]]''' در مقاله ''«[[علم پیامبر و امام در تفسیر من وحی القرآن (مقاله)|علم پیامبر و امام در تفسیر "من وحی القرآن"]]»'' در اینباره گفته است: | ||
::::::«فقیه دامغانی با توجه به مفهوم غیب در آیات قرآنی، یازده مورد را با شواهد قرآنی آورده است که عبارتاند از: مبدأ و معاد، تاریکی، مرگ نامحسوس حضرت سلیمان، زمان مرگ، زمان بارش باران، لوح محفوظ، شرف و دارایی، نزول عذاب، ظنّ و گمان، امور پنهانی، و وحی. اما به نظر میرسد آن لغت شناس نامی قرآن به علّت نبود کشف الآیات، همه موارد غیب در قرآن را متذکر نشده است. ازاین رو با استفاده از جستجوی ایشان و دیگر مفسران قرآن، موارد غیب به شرح زیر از قرآن قابل استخراج است: | ::::::«فقیه دامغانی با توجه به مفهوم غیب در آیات قرآنی، یازده مورد را با شواهد قرآنی آورده است که عبارتاند از: مبدأ و معاد، تاریکی، مرگ نامحسوس حضرت سلیمان، زمان مرگ، زمان بارش باران، لوح محفوظ، شرف و دارایی، نزول عذاب، ظنّ و گمان، امور پنهانی، و وحی. اما به نظر میرسد آن لغت شناس نامی قرآن به علّت نبود کشف الآیات، همه موارد غیب در قرآن را متذکر نشده است. ازاین رو با استفاده از جستجوی ایشان و دیگر مفسران قرآن، موارد غیب به شرح زیر از قرآن قابل استخراج است: | ||
| خط ۱۰۸: | خط ۱۰۸: | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| عنوان پاسخدهنده = ۶. آقای دکتر فنایی اشکوری؛ | | عنوان پاسخدهنده = ۶. آقای دکتر فنایی اشکوری؛ | ||
| تصویر = 11756.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد فنایی اشکوری|فنایی اشکوری]]]] | |||
آقای دکتر '''[[محمد فنایی اشکوری|فنایی اشکوری]]''' در مقاله ''«[http://marifat.nashriyat.ir/node/2559 دو ساحت ظاهر و باطن در جهان بینی جلالالدین مولوی]»'' در اینباره گفته اند: | آقای دکتر '''[[محمد فنایی اشکوری|فنایی اشکوری]]''' در مقاله ''«[http://marifat.nashriyat.ir/node/2559 دو ساحت ظاهر و باطن در جهان بینی جلالالدین مولوی]»'' در اینباره گفته اند: | ||
::::::«قرآن از دو عالم غیب و شهادت سخن میگوید که تعبیر دیگری از ظاهر و باطن است. هر عالمی تابع اسمی است که از آن ناشی شده است. عالم شهادت از اسم الظاهر حق و عالم غیب از اسم الباطن حق تجلی یافته است. عالم شهادت عالم محسوس و مادی است و عالم غیب عالم غیر محسوس و مجرد است. مرز دین داری و بی دینی، ایمان به عالم غیب است و مؤمنان کسانی هستند که به عالم غیب ایمان دارند: {{متن قرآن|الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ}}<ref> همان کسانی که غیب را باور میدارند؛ سوره بقره، آیه: ۳.</ref>. متعلق باورهای دینی حقایق غیبی است. خدا، فرشتگان، وحی، حیات پس از مرگ و عالم آخرت همه حقایق نامحسوس، غیرمادی و غیبی هستند. معنویت گرایی یعنی فراتر رفتن از عالم حس و گرایش به عالم معنا و غیب. دینداری معمولی، ایمان و قبول عالم غیب است و ایمان عرفانی، شهود عالم غیب. بدین سان، ایمان و عرفان چشم آدمی را به جهانی بس بزرگتر از آنچه که در ظاهر به نظر میرسد میگشاید. به تعبیر مولوی، آنچه از باطن به ظاهر و از عالم غیب به عالم شهادت رسیده، تنها شاخهای است کوچک از باغی بزرگ. آری، عالمی هست کین فلک یک برگ اوست».<ref>[http://marifat.nashriyat.ir/node/2559 دو ساحت ظاهر و باطن در جهان بینی جلالالدین مولوی]</ref>. | ::::::«قرآن از دو عالم غیب و شهادت سخن میگوید که تعبیر دیگری از ظاهر و باطن است. هر عالمی تابع اسمی است که از آن ناشی شده است. عالم شهادت از اسم الظاهر حق و عالم غیب از اسم الباطن حق تجلی یافته است. عالم شهادت عالم محسوس و مادی است و عالم غیب عالم غیر محسوس و مجرد است. مرز دین داری و بی دینی، ایمان به عالم غیب است و مؤمنان کسانی هستند که به عالم غیب ایمان دارند: {{متن قرآن|الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ}}<ref> همان کسانی که غیب را باور میدارند؛ سوره بقره، آیه: ۳.</ref>. متعلق باورهای دینی حقایق غیبی است. خدا، فرشتگان، وحی، حیات پس از مرگ و عالم آخرت همه حقایق نامحسوس، غیرمادی و غیبی هستند. معنویت گرایی یعنی فراتر رفتن از عالم حس و گرایش به عالم معنا و غیب. دینداری معمولی، ایمان و قبول عالم غیب است و ایمان عرفانی، شهود عالم غیب. بدین سان، ایمان و عرفان چشم آدمی را به جهانی بس بزرگتر از آنچه که در ظاهر به نظر میرسد میگشاید. به تعبیر مولوی، آنچه از باطن به ظاهر و از عالم غیب به عالم شهادت رسیده، تنها شاخهای است کوچک از باغی بزرگ. آری، عالمی هست کین فلک یک برگ اوست».<ref>[http://marifat.nashriyat.ir/node/2559 دو ساحت ظاهر و باطن در جهان بینی جلالالدین مولوی]</ref>. | ||
{{پایان جمع شدن}} | {{پایان جمع شدن}} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| عنوان پاسخدهنده = ۷. خانم مرادی (پژوهشگر دانشگاه قم)؛ | | عنوان پاسخدهنده = ۷. خانم مرادی (پژوهشگر دانشگاه قم)؛ | ||
| تصویر = 11942.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[ژاله مرادی|مرادی]]]] | |||
::::::خانم '''[[ژاله مرادی]]''' در پایاننامه کارشناسی ارشد خود با عنوان ''«[[تبیین فلسفی عرفانی از مسئله ایمان به غیب (پایاننامه)|تبیین فلسفی عرفانی از مسئله ایمان به غیب]]»'' در اینباره گفته است: | ::::::خانم '''[[ژاله مرادی]]''' در پایاننامه کارشناسی ارشد خود با عنوان ''«[[تبیین فلسفی عرفانی از مسئله ایمان به غیب (پایاننامه)|تبیین فلسفی عرفانی از مسئله ایمان به غیب]]»'' در اینباره گفته است: | ||
::::::«جهان غیب که انسان نمیتواند، آن را بشناسد مگر به واسطة پیامبران. {{متن قرآن|الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ}}<ref>«همان کسانی که «غیب» را باور دارند.»؛ سوره بقره، آیه ۳.</ref> غیب، در اینجا به معنای هر چیزی است که حواس انسان از درک آن ناتوان باشد، وقتی به یک چیز میگوییم غیب و غایب با در نظر گرفتن آن نسبت به مردم است، نه نسبت به خداوند؛ زیرا، هیچ چیز از خدا پنهان نیست و منظور از اینکه خداوند عالم الغیب و الشهاده است؛ یعنی تمامی موجودات چه آنها که قابل رؤیت هستند و چه آنها که نیستند همه در برابر خدا یکسانند. معنای دیگر غیب عبارت است از هر حقیقتی که از دیدگاه انسانی غایب است؛ یعنی، میان انسان و آن حقیقت مانعی وجود دارد که از رابطه درکی میان انسان و آن حقیقت، فاصله و حجاب انداخته است. | ::::::«جهان غیب که انسان نمیتواند، آن را بشناسد مگر به واسطة پیامبران. {{متن قرآن|الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ}}<ref>«همان کسانی که «غیب» را باور دارند.»؛ سوره بقره، آیه ۳.</ref> غیب، در اینجا به معنای هر چیزی است که حواس انسان از درک آن ناتوان باشد، وقتی به یک چیز میگوییم غیب و غایب با در نظر گرفتن آن نسبت به مردم است، نه نسبت به خداوند؛ زیرا، هیچ چیز از خدا پنهان نیست و منظور از اینکه خداوند عالم الغیب و الشهاده است؛ یعنی تمامی موجودات چه آنها که قابل رؤیت هستند و چه آنها که نیستند همه در برابر خدا یکسانند. معنای دیگر غیب عبارت است از هر حقیقتی که از دیدگاه انسانی غایب است؛ یعنی، میان انسان و آن حقیقت مانعی وجود دارد که از رابطه درکی میان انسان و آن حقیقت، فاصله و حجاب انداخته است. | ||
| خط ۱۲۱: | خط ۱۲۱: | ||
{{پایان جمع شدن}} | {{پایان جمع شدن}} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| عنوان پاسخدهنده = ۸. پژوهشگران وبگاه اسلام کوئست. | | عنوان پاسخدهنده = ۸. پژوهشگران وبگاه اسلام کوئست. | ||
| تصویر = 9030760879.jpg|بندانگشتی|right|100px|]] | |||
پژوهشگران ''«[http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa3936 وبگاه اسلام کوئست]» در اینباره گفتهاند: | پژوهشگران ''«[http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa3936 وبگاه اسلام کوئست]» در اینباره گفتهاند: | ||
::::::*«به هر چه خارج از ساحت ادراک حسی است، غیب گفته میشود. بسیاری از حقایق دینی و غیر دینی قابل درک با حواس ظاهری نمیباشند و از راههای دیگر شناخت؛ مانند عقل و وحی درک میشوند. بخشی از حقایق هستی که از دایره ادراک حسی بیرون است، از مصادیق غیب به شمار میآیند (...) باید توجه داشت همه موجودات نسبت به خدا آشکار هستند و هیچ موجودی از او غایب نیست و تقسیم موجودات به غیب و آشکار نسبت به ما انسانها است و هر موجودی که فراتر از حس و ادراک حسی انسان باشد، نسبت به او غیب محسوب میشود. بعضی از حقایق غیبی که در روایات آمده و در اسلام، ایمان به آنها واجب شمرده شده است عبارتند از: | ::::::*«به هر چه خارج از ساحت ادراک حسی است، غیب گفته میشود. بسیاری از حقایق دینی و غیر دینی قابل درک با حواس ظاهری نمیباشند و از راههای دیگر شناخت؛ مانند عقل و وحی درک میشوند. بخشی از حقایق هستی که از دایره ادراک حسی بیرون است، از مصادیق غیب به شمار میآیند (...) باید توجه داشت همه موجودات نسبت به خدا آشکار هستند و هیچ موجودی از او غایب نیست و تقسیم موجودات به غیب و آشکار نسبت به ما انسانها است و هر موجودی که فراتر از حس و ادراک حسی انسان باشد، نسبت به او غیب محسوب میشود. بعضی از حقایق غیبی که در روایات آمده و در اسلام، ایمان به آنها واجب شمرده شده است عبارتند از: | ||