آیا فراست و حدس یا تیزبینی نوعی علم غیب است؟ (پرسش): تفاوت میان نسخهها
آیا فراست و حدس یا تیزبینی نوعی علم غیب است؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۲۲ دسامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۲:۱۲
، ۲۲ دسامبر ۲۰۲۱جایگزینی متن - '\ر\s=\s(.*)\.jpg\|' به 'ر = $1.jpg|تپس|'
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-}} [[پرونده: + | تصویر = )) |
جز (جایگزینی متن - '\ر\s=\s(.*)\.jpg\|' به 'ر = $1.jpg|تپس|') |
||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| عنوان پاسخدهنده = ۱. حجت الاسلام و المسلمین مهری؛ | | عنوان پاسخدهنده = ۱. حجت الاسلام و المسلمین مهری؛ | ||
| تصویر = 3456234.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[سید مرتضی مهری|مهری]]]] | | تصویر = 3456234.jpg|تپس|بندانگشتی|right|100px|[[سید مرتضی مهری|مهری]]]] | ||
حجت الاسلام و المسلمین '''[[سید مرتضی مهری]]''' در مقاله ''«[[آگاهیهای غیبی (مقاله)|آگاهیهای غیبی]]»'' در اینباره گفته است: | حجت الاسلام و المسلمین '''[[سید مرتضی مهری]]''' در مقاله ''«[[آگاهیهای غیبی (مقاله)|آگاهیهای غیبی]]»'' در اینباره گفته است: | ||
::::::«افراد مانند مرتاضان که با ریاضت و تحمل سختیهای غیر معمول، نفس و روح خود را قوت و بصیرت زیادی میبخشند که میتوانند از جاهای دور دست و از آینده خبر دهند، این گونه خبردادنها مشمول آن آیات نیست، زیرا اینها علم به غیب به حساب نمیآید بلکه حدس است که گاهی درست میآید و گاهی نادرست و معمولاً طوری بیان میشود که دو پهلو باشد و به طور قطع و جزم گفته نمیشود و در بسیاری از اوقات با قدری اختلاف محقق میشود. حدس، ممکن است برای افراد عادی هم در بعضی موارد، حاصل شود. در موارد زیادی انسان به طور مرموزی آیندهای را پیشبینی میکند و این را فراست میگویند و معمولاً این گونه فراستها هم با قدری کم و زیاد محقق میشود ولی هیچکدام از اینها علم به غیب نیست بلکه حدس است. عالِم به غیب که آینده و حال برای او یکسان است فقط خداوند است و اولیای او هم از راه او بر غیب جهان آگاه میشوند. بنابراین مرتاضان و جادوگران و فالبینان و امثال آنها گرچه خبر از غیب میدهند ولی علم به آن ندارند و قرآن [[آیا علم غیب منحصر به خداست؟ (پرسش)|علم به غیب را منحصر در خدا دانسته است]] نه حدس و گمان را»<ref>[http://daftarmags.ir/Journal/Text/PasdarEslam/Article/index.aspx?ArticleNumber=39089 مقاله آگاهیهای غیبی، ماهنامه پاسدار اسلام، شماره ۱۵۵.]</ref>. | ::::::«افراد مانند مرتاضان که با ریاضت و تحمل سختیهای غیر معمول، نفس و روح خود را قوت و بصیرت زیادی میبخشند که میتوانند از جاهای دور دست و از آینده خبر دهند، این گونه خبردادنها مشمول آن آیات نیست، زیرا اینها علم به غیب به حساب نمیآید بلکه حدس است که گاهی درست میآید و گاهی نادرست و معمولاً طوری بیان میشود که دو پهلو باشد و به طور قطع و جزم گفته نمیشود و در بسیاری از اوقات با قدری اختلاف محقق میشود. حدس، ممکن است برای افراد عادی هم در بعضی موارد، حاصل شود. در موارد زیادی انسان به طور مرموزی آیندهای را پیشبینی میکند و این را فراست میگویند و معمولاً این گونه فراستها هم با قدری کم و زیاد محقق میشود ولی هیچکدام از اینها علم به غیب نیست بلکه حدس است. عالِم به غیب که آینده و حال برای او یکسان است فقط خداوند است و اولیای او هم از راه او بر غیب جهان آگاه میشوند. بنابراین مرتاضان و جادوگران و فالبینان و امثال آنها گرچه خبر از غیب میدهند ولی علم به آن ندارند و قرآن [[آیا علم غیب منحصر به خداست؟ (پرسش)|علم به غیب را منحصر در خدا دانسته است]] نه حدس و گمان را»<ref>[http://daftarmags.ir/Journal/Text/PasdarEslam/Article/index.aspx?ArticleNumber=39089 مقاله آگاهیهای غیبی، ماهنامه پاسدار اسلام، شماره ۱۵۵.]</ref>. | ||
| خط ۴۳: | خط ۴۳: | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| عنوان پاسخدهنده = ۳. حجت الاسلام و المسلمین شاکر؛ | | عنوان پاسخدهنده = ۳. حجت الاسلام و المسلمین شاکر؛ | ||
| تصویر = 847645352.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد تقی شاکر|شاکر]]]] | | تصویر = 847645352.jpg|تپس|بندانگشتی|right|100px|[[محمد تقی شاکر|شاکر]]]] | ||
::::::حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[محمد تقی شاکر]]''' در پایاننامه کارشناسی ارشد خود با عنوان ''«[[منابع علم امام در قرآن و روایات (پایاننامه)|منابع علم امام در قرآن و روایات]]»'' در اینباره گفته است: | ::::::حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[محمد تقی شاکر]]''' در پایاننامه کارشناسی ارشد خود با عنوان ''«[[منابع علم امام در قرآن و روایات (پایاننامه)|منابع علم امام در قرآن و روایات]]»'' در اینباره گفته است: | ||
::::::«یک نکته کلی و اساسی در مسئله [[علم غیب]] آن است که تلقی و تعریف [[علم غیب]] در طول ۱۴ سده از اسلام دچار تطور بوده است. توضیح اجمالی این سخن آنکه تا حدود قرن ششم تلقی از [[علم غیب]]، علم ذاتی و استقلالی بود که تنها وصف بردار از آن ذات الهی است. از این رو اتصاف عنوان [[علم غیب]] به غیر ما سوی الله در حکم بار کردن ویژگی علم ذاتی برای غیر خداوند است که این امر به منزله شریک قرار دادن مخلوق با خالق در این ویژگی میباشد و پیامد آن شرک است. با توجه به این تلقی است که در روایاتی مشاهده میشود که [[ائمه|ائمه معصومین]]{{عم}} با وجود برخورداری از علمی فراتر از دیگران از انتساب [[علم غیب]] به خود اجتناب داشتهاند چرا که بر اساس تلقی عمومی چنین ادعایی در حکم ادعای ربوبیت بود. آنچه پیشوایان دینی با توجه به این فضا ادعا داشتهاند تبیین برتری دانش خویش و بهرهمندی از علومی الهی است که دیگران را برای رسیدن به حقیقت و سعادت نیازمند مراجعه به ایشان میکند. از این رو پیشوایان امامیه کوشیدند با تطبیق گفتار خود بر برخی آموزههای قرآنی اساس و اصل ادعای برخورداری از علمی ویژه و الهی را تثبیت و راه را برای فهم جایگاه [[اهل بیت]]{{عم}} فراهم سازند. یکی از شواهد این گفتار تطبیق دادن مصداق متوسمین به [[امامان]]{{عم}} شیعه است که امام مصداق متوسم را [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}} و اوصیا پس از ایشان معرفی کردهاند. صاحب مجمع البیان به نقل از مجاهد در معنای متوسم مینویسد: یعنی اهل فراست. سپس به این روایات که در تفسیر قمی آمده است اشاره میکند که گویای مطلبی است که اشاره رفت؛ از پیامبر اسلام است که: از فراست مؤمن، بپرهیزید که او بنور خداوند، مینگرد. و نیز فرموده: خداوند را بندگانی است که مردم را به نشانه، میشناسند آن گاه همین آیه را قرائت کرد. [[امام صادق]]{{ع}} فرموده: مائیم کسانی که میاندیشیم و عبرت میگیریم. راه سعادت، در ما اقامه شده و این راه، بهسوی بهشت است. در نتیجه باید گفت پیشوایان شیعه با استفاده از تعبیری قرآنی کوشیدهاند برترین حالت آن را به تصویر کشیده و بر مصادیق حقیقی آن یعنی اهل بیت تطبیق دهند. از این رو متوسم با این نگاه، اهل فراستی است که فراست خود را با ارتباط یافتن به غیب و علم الهی به اوج رسانده است به گونهای که پیشوای ایشان تضمین کننده درستی مسیر حرکت بشر در بعد فردی و اجتماعی آن خواهد بود»<ref>محمد تقی شاکر، [[منابع علم امام در قرآن و روایات (پایاننامه)|منابع علم امام در قرآن و روایات]]، ص۱۲۸.</ref>. | ::::::«یک نکته کلی و اساسی در مسئله [[علم غیب]] آن است که تلقی و تعریف [[علم غیب]] در طول ۱۴ سده از اسلام دچار تطور بوده است. توضیح اجمالی این سخن آنکه تا حدود قرن ششم تلقی از [[علم غیب]]، علم ذاتی و استقلالی بود که تنها وصف بردار از آن ذات الهی است. از این رو اتصاف عنوان [[علم غیب]] به غیر ما سوی الله در حکم بار کردن ویژگی علم ذاتی برای غیر خداوند است که این امر به منزله شریک قرار دادن مخلوق با خالق در این ویژگی میباشد و پیامد آن شرک است. با توجه به این تلقی است که در روایاتی مشاهده میشود که [[ائمه|ائمه معصومین]]{{عم}} با وجود برخورداری از علمی فراتر از دیگران از انتساب [[علم غیب]] به خود اجتناب داشتهاند چرا که بر اساس تلقی عمومی چنین ادعایی در حکم ادعای ربوبیت بود. آنچه پیشوایان دینی با توجه به این فضا ادعا داشتهاند تبیین برتری دانش خویش و بهرهمندی از علومی الهی است که دیگران را برای رسیدن به حقیقت و سعادت نیازمند مراجعه به ایشان میکند. از این رو پیشوایان امامیه کوشیدند با تطبیق گفتار خود بر برخی آموزههای قرآنی اساس و اصل ادعای برخورداری از علمی ویژه و الهی را تثبیت و راه را برای فهم جایگاه [[اهل بیت]]{{عم}} فراهم سازند. یکی از شواهد این گفتار تطبیق دادن مصداق متوسمین به [[امامان]]{{عم}} شیعه است که امام مصداق متوسم را [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}} و اوصیا پس از ایشان معرفی کردهاند. صاحب مجمع البیان به نقل از مجاهد در معنای متوسم مینویسد: یعنی اهل فراست. سپس به این روایات که در تفسیر قمی آمده است اشاره میکند که گویای مطلبی است که اشاره رفت؛ از پیامبر اسلام است که: از فراست مؤمن، بپرهیزید که او بنور خداوند، مینگرد. و نیز فرموده: خداوند را بندگانی است که مردم را به نشانه، میشناسند آن گاه همین آیه را قرائت کرد. [[امام صادق]]{{ع}} فرموده: مائیم کسانی که میاندیشیم و عبرت میگیریم. راه سعادت، در ما اقامه شده و این راه، بهسوی بهشت است. در نتیجه باید گفت پیشوایان شیعه با استفاده از تعبیری قرآنی کوشیدهاند برترین حالت آن را به تصویر کشیده و بر مصادیق حقیقی آن یعنی اهل بیت تطبیق دهند. از این رو متوسم با این نگاه، اهل فراستی است که فراست خود را با ارتباط یافتن به غیب و علم الهی به اوج رسانده است به گونهای که پیشوای ایشان تضمین کننده درستی مسیر حرکت بشر در بعد فردی و اجتماعی آن خواهد بود»<ref>محمد تقی شاکر، [[منابع علم امام در قرآن و روایات (پایاننامه)|منابع علم امام در قرآن و روایات]]، ص۱۲۸.</ref>. | ||
| خط ۵۰: | خط ۵۰: | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| عنوان پاسخدهنده = ۴. حجت الاسلام و المسلمین ایمانی؛ | | عنوان پاسخدهنده = ۴. حجت الاسلام و المسلمین ایمانی؛ | ||
| تصویر = 1368216.jpg|100px|right|بندانگشتی|]] | | تصویر = 1368216.jpg|تپس|100px|right|بندانگشتی|]] | ||
حجت الاسلام و المسلمین '''[[احد ایمانی]]''' در ''«[http://sokhanha.ir/wp-content/uploads/2014/07/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%8C-%D8%A7%D9%86%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%A1-%D9%88-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D9%86%D8%A8%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF%D8%9F.htm وبگاه بهترین سخنها]»'' در پاسخ به این پرسش آورده است: | حجت الاسلام و المسلمین '''[[احد ایمانی]]''' در ''«[http://sokhanha.ir/wp-content/uploads/2014/07/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%8C-%D8%A7%D9%86%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%A1-%D9%88-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D9%86%D8%A8%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF%D8%9F.htm وبگاه بهترین سخنها]»'' در پاسخ به این پرسش آورده است: | ||
::::::«انسانهای مؤمن نیز غیب را مشاهده نمیکنند؛ ولی به سبب وجود همین نفس، چنان حالتی به آنها دست میدهد که گویا نادیدهها را میبینند. از این نوع ادراک، تعبیر میشود به کیاست و فراست ایمانی. خود این حالت نیز مراتبی دارد؛ که دائر مدار مراتب تقواست؛ یعنی هر چه تقوا بالا رود، این حالت نیز شدّت مییابد؛ تا جایی که شخص حقیقتاً برخی امور غیبی را مشاهده میکند که از آن تعبیر میشود به کشف و شهود. فراتر از این مرتبه از روح، روحی است موسوم به [[روح القدس]]، که تنها معصومین از آن برخوردار میباشند. صاحب این مرتبه از نفس، نه تنها غیب را شهود میکند بلکه غیبِ غیب را هم شهود مینماید»<ref>[http://sokhanha.ir/wp-content/uploads/2014/07/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%8C-%D8%A7%D9%86%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%A1-%D9%88-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D9%86%D8%A8%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF%D8%9F.htm وبگاه بهترین سخنها]</ref>. | ::::::«انسانهای مؤمن نیز غیب را مشاهده نمیکنند؛ ولی به سبب وجود همین نفس، چنان حالتی به آنها دست میدهد که گویا نادیدهها را میبینند. از این نوع ادراک، تعبیر میشود به کیاست و فراست ایمانی. خود این حالت نیز مراتبی دارد؛ که دائر مدار مراتب تقواست؛ یعنی هر چه تقوا بالا رود، این حالت نیز شدّت مییابد؛ تا جایی که شخص حقیقتاً برخی امور غیبی را مشاهده میکند که از آن تعبیر میشود به کشف و شهود. فراتر از این مرتبه از روح، روحی است موسوم به [[روح القدس]]، که تنها معصومین از آن برخوردار میباشند. صاحب این مرتبه از نفس، نه تنها غیب را شهود میکند بلکه غیبِ غیب را هم شهود مینماید»<ref>[http://sokhanha.ir/wp-content/uploads/2014/07/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%8C-%D8%A7%D9%86%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%A1-%D9%88-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D9%86%D8%A8%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF%D8%9F.htm وبگاه بهترین سخنها]</ref>. | ||
| خط ۵۷: | خط ۵۷: | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| عنوان پاسخدهنده = ۵. پژوهشگران پایگاه اطلاعرسانی شیعه؛ | | عنوان پاسخدهنده = ۵. پژوهشگران پایگاه اطلاعرسانی شیعه؛ | ||
| تصویر = 9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|]] | | تصویر = 9030760879.jpg|تپس|100px|right|بندانگشتی|]] | ||
'''پژوهشگران [http://www.hadith.net/post/5465/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D8%AF%D9%8A%D8%AB-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%8A%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86%D9%8A/p291/ پایگاه اطلاعرسانی شیعه]'''، در پاسخ به این پرسش آوردهاند: | '''پژوهشگران [http://www.hadith.net/post/5465/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D8%AF%D9%8A%D8%AB-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%8A%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86%D9%8A/p291/ پایگاه اطلاعرسانی شیعه]'''، در پاسخ به این پرسش آوردهاند: | ||
::::::«[[عبدالعظیم حسنی]] به سندش از أسباط نقل میکند: نزد [[امام صادق]]{{ع}} بودم که شخصی از تفسیر قول خداوند {{متن قرآن|إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّلْمُتَوَسِّمِينَ}} سؤال نمود. آن حضرت در جواب فرمود: مقصود از متوسمین ما هستیم. و سبیل مقیم هم راهی است که ما آن را به پا داشتهایم. [[امام باقر]]{{ع}} دراین حدیث شریف به این نکته اشاره میکند که بزرگترین شخصیتهایی که با فراست تمام به اشیا نظر کرده و با نورانیّت آنها را میشناسند، ما [[اهل بیت]]{{عم}} هستیم و ما انسانهای کاملیم که باید مردم از طریق ما راه را طی نمایند تا به سر منزل مقصود برسند»<ref>[http://www.hadith.net/post/5465/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D8%AF%D9%8A%D8%AB-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%8A%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86%D9%8A/p291/ پایگاه اطلاعرسانی شیعه]</ref>. | ::::::«[[عبدالعظیم حسنی]] به سندش از أسباط نقل میکند: نزد [[امام صادق]]{{ع}} بودم که شخصی از تفسیر قول خداوند {{متن قرآن|إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّلْمُتَوَسِّمِينَ}} سؤال نمود. آن حضرت در جواب فرمود: مقصود از متوسمین ما هستیم. و سبیل مقیم هم راهی است که ما آن را به پا داشتهایم. [[امام باقر]]{{ع}} دراین حدیث شریف به این نکته اشاره میکند که بزرگترین شخصیتهایی که با فراست تمام به اشیا نظر کرده و با نورانیّت آنها را میشناسند، ما [[اهل بیت]]{{عم}} هستیم و ما انسانهای کاملیم که باید مردم از طریق ما راه را طی نمایند تا به سر منزل مقصود برسند»<ref>[http://www.hadith.net/post/5465/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D8%AF%D9%8A%D8%AB-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%8A%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86%D9%8A/p291/ پایگاه اطلاعرسانی شیعه]</ref>. | ||
| خط ۶۴: | خط ۶۴: | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| عنوان پاسخدهنده = ۶. پژوهشگران مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی. | | عنوان پاسخدهنده = ۶. پژوهشگران مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی. | ||
| تصویر = 9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|]] | | تصویر = 9030760879.jpg|تپس|100px|right|بندانگشتی|]] | ||
'''پژوهشگران [http://www.askquran.ir/archive/index.php/t-11491.html مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی]'''، در پاسخ به این پرسش آوردهاند: | '''پژوهشگران [http://www.askquran.ir/archive/index.php/t-11491.html مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی]'''، در پاسخ به این پرسش آوردهاند: | ||
::::::«[[ابی بکر حضرمی]] از [[امام باقر]]{{ع}} نقل کرده است هیچ مخلوقی نیست مگر آن که بین دو چشمش نوشته شده که مؤمن است یا کافر و این نوشته از شما پنهان است ولی از نظر امامان آل محمد{{صل}} پنهان نیست. هیچ کس بر آنها داخل نمیشود مگر آن که میدانستند که او مؤمن است یا کافر. [[عمار ابن ابی مطروف]] از [[امام صادق]]{{ع}} نقل میکند: که فرمود هر کسی در پیشانیش نوشته شده مؤمن است یا کافر است اما کسی جز [[ائمه]]{{عم}} و اوصیاء اطلاع ندارند ولی از ایشان پوشیده نیست سپس آیه {{متن قرآن|إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّلْمُتَوَسِّمِينَ}} تلاوت کردند و فرمود ما متوسمین هستیم به خدا سوگند هر کس پیش ما بیاید با همین علامت او را میشناسیم. {{متن قرآن|إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي الْمَوْتَى وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَكُلَّ شَيْءٍ أحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ}}<ref>«به یقین ما مردگان را زنده میکنیم و آن چه را از پیش فرستادهاند و تمام آثار آنها را مینویسیم و همه چیز در کتاب آشکار کنندهای بر شمردهایم» سوره یس آیه۱۲.</ref>.»<ref>[http://www.askquran.ir/archive/index.php/t-11491.html مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی]</ref>. | ::::::«[[ابی بکر حضرمی]] از [[امام باقر]]{{ع}} نقل کرده است هیچ مخلوقی نیست مگر آن که بین دو چشمش نوشته شده که مؤمن است یا کافر و این نوشته از شما پنهان است ولی از نظر امامان آل محمد{{صل}} پنهان نیست. هیچ کس بر آنها داخل نمیشود مگر آن که میدانستند که او مؤمن است یا کافر. [[عمار ابن ابی مطروف]] از [[امام صادق]]{{ع}} نقل میکند: که فرمود هر کسی در پیشانیش نوشته شده مؤمن است یا کافر است اما کسی جز [[ائمه]]{{عم}} و اوصیاء اطلاع ندارند ولی از ایشان پوشیده نیست سپس آیه {{متن قرآن|إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّلْمُتَوَسِّمِينَ}} تلاوت کردند و فرمود ما متوسمین هستیم به خدا سوگند هر کس پیش ما بیاید با همین علامت او را میشناسیم. {{متن قرآن|إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي الْمَوْتَى وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَكُلَّ شَيْءٍ أحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ}}<ref>«به یقین ما مردگان را زنده میکنیم و آن چه را از پیش فرستادهاند و تمام آثار آنها را مینویسیم و همه چیز در کتاب آشکار کنندهای بر شمردهایم» سوره یس آیه۱۲.</ref>.»<ref>[http://www.askquran.ir/archive/index.php/t-11491.html مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی]</ref>. | ||