آیا فراست و حدس یا تیزبینی نوعی علم غیب است؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۲۳ دسامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۹:۱۲
، ۲۳ دسامبر ۲۰۲۱جایگزینی متن - '\ه\s=\s(.*)\|(.*)\]\]\]\] (.*)\s' به 'ه = $1 | پاسخ = $3 '
جز (جایگزینی متن - '\ه\s=\s(.*)\|(.*)\]\]\]\] \:\:\:\:\:\:' به 'ه = $1 | پاسخ = ') |
جز (جایگزینی متن - '\ه\s=\s(.*)\|(.*)\]\]\]\] (.*)\s' به 'ه = $1 | پاسخ = $3 ') |
||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
| عنوان پاسخدهنده = ۱. حجت الاسلام و المسلمین مهری؛ | | عنوان پاسخدهنده = ۱. حجت الاسلام و المسلمین مهری؛ | ||
| تصویر = 3456234.jpg | | تصویر = 3456234.jpg | ||
| پاسخدهنده = سید مرتضی مهری| | | پاسخدهنده = سید مرتضی مهری | ||
حجت الاسلام و المسلمین '''[[سید مرتضی مهری]]''' در مقاله ''«[[آگاهیهای غیبی (مقاله)|آگاهیهای غیبی]]»'' در اینباره گفته است: | | پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[سید مرتضی مهری]]''' در مقاله ''«[[آگاهیهای غیبی (مقاله)|آگاهیهای غیبی]]»'' در اینباره گفته است: | ||
::::::«افراد مانند مرتاضان که با ریاضت و تحمل سختیهای غیر معمول، نفس و روح خود را قوت و بصیرت زیادی میبخشند که میتوانند از جاهای دور دست و از آینده خبر دهند، این گونه خبردادنها مشمول آن آیات نیست، زیرا اینها علم به غیب به حساب نمیآید بلکه حدس است که گاهی درست میآید و گاهی نادرست و معمولاً طوری بیان میشود که دو پهلو باشد و به طور قطع و جزم گفته نمیشود و در بسیاری از اوقات با قدری اختلاف محقق میشود. حدس، ممکن است برای افراد عادی هم در بعضی موارد، حاصل شود. در موارد زیادی انسان به طور مرموزی آیندهای را پیشبینی میکند و این را فراست میگویند و معمولاً این گونه فراستها هم با قدری کم و زیاد محقق میشود ولی هیچکدام از اینها علم به غیب نیست بلکه حدس است. عالِم به غیب که آینده و حال برای او یکسان است فقط خداوند است و اولیای او هم از راه او بر غیب جهان آگاه میشوند. بنابراین مرتاضان و جادوگران و فالبینان و امثال آنها گرچه خبر از غیب میدهند ولی علم به آن ندارند و قرآن [[آیا علم غیب منحصر به خداست؟ (پرسش)|علم به غیب را منحصر در خدا دانسته است]] نه حدس و گمان را»<ref>[http://daftarmags.ir/Journal/Text/PasdarEslam/Article/index.aspx?ArticleNumber=39089 مقاله آگاهیهای غیبی، ماهنامه پاسدار اسلام، شماره ۱۵۵.]</ref>. | ::::::«افراد مانند مرتاضان که با ریاضت و تحمل سختیهای غیر معمول، نفس و روح خود را قوت و بصیرت زیادی میبخشند که میتوانند از جاهای دور دست و از آینده خبر دهند، این گونه خبردادنها مشمول آن آیات نیست، زیرا اینها علم به غیب به حساب نمیآید بلکه حدس است که گاهی درست میآید و گاهی نادرست و معمولاً طوری بیان میشود که دو پهلو باشد و به طور قطع و جزم گفته نمیشود و در بسیاری از اوقات با قدری اختلاف محقق میشود. حدس، ممکن است برای افراد عادی هم در بعضی موارد، حاصل شود. در موارد زیادی انسان به طور مرموزی آیندهای را پیشبینی میکند و این را فراست میگویند و معمولاً این گونه فراستها هم با قدری کم و زیاد محقق میشود ولی هیچکدام از اینها علم به غیب نیست بلکه حدس است. عالِم به غیب که آینده و حال برای او یکسان است فقط خداوند است و اولیای او هم از راه او بر غیب جهان آگاه میشوند. بنابراین مرتاضان و جادوگران و فالبینان و امثال آنها گرچه خبر از غیب میدهند ولی علم به آن ندارند و قرآن [[آیا علم غیب منحصر به خداست؟ (پرسش)|علم به غیب را منحصر در خدا دانسته است]] نه حدس و گمان را»<ref>[http://daftarmags.ir/Journal/Text/PasdarEslam/Article/index.aspx?ArticleNumber=39089 مقاله آگاهیهای غیبی، ماهنامه پاسدار اسلام، شماره ۱۵۵.]</ref>. | ||
{{پایان جمع شدن}} | {{پایان جمع شدن}} | ||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
| عنوان پاسخدهنده = ۲. حجت الاسلام و المسلمین هاشمی؛ | | عنوان پاسخدهنده = ۲. حجت الاسلام و المسلمین هاشمی؛ | ||
| تصویر = 11720.JPG | | تصویر = 11720.JPG | ||
| پاسخدهنده = سید علی هاشمی ۱| | | پاسخدهنده = سید علی هاشمی ۱ | ||
حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[سید علی هاشمی ۱|سید علی هاشمی]]''' در مقاله ''«[[شهود یکی از روشهای علمآموزی ائمه (مقاله)|شهود یکی از روشهای علمآموزی ائمه]]»'' در اینباره گفته است: | | پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[سید علی هاشمی ۱|سید علی هاشمی]]''' در مقاله ''«[[شهود یکی از روشهای علمآموزی ائمه (مقاله)|شهود یکی از روشهای علمآموزی ائمه]]»'' در اینباره گفته است: | ||
:::::*«روشن است که حالات معنوی افراد مانند ایمان و کفر، امری مادی نیست که در ظاهر آنان قابل مشاهده باشد. روایات بسیاری دلالت دارند که [[ائمه]]{{عم}} از نیتها و افکار مردم آگاهاند این آگاهی میتواند از طریق شهود، [[الهام]]، خبر دادن فرشتگان یا دیگر شیوهها باشد. در این بحث به روایاتی اشاره میکنیم که بر شهود اینگونه امور، دلالت روشنی داشته باشند. روایاتی که ائمه را مصداق «متوسمین» در آیه شریفه: {{متن قرآن|إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّلْمُتَوَسِّمِينَ}} معرفی میکنند، از شواهدی است که بر شهود [[ائمه]]{{عم}} تصریح دارند. "توسم" به معنای فراست و زیرکی است. اما در روایات، ضمن معرفی [[اهل بیت]]{{عم}} به متوسمین، از دیدن ایمان، نفاق یا کفر افراد به عنوان مصداقی از توسم آنان خبر داده شده است. ظاهر تعابیر این روایات این است که [[ائمه]]{{عم}} به هنگام ملاقات با افراد، از طریق نوعی مشاهده، از ایمان یا کفر آنان آگاه میشوند، نه از طریق آزمودن و استنباط از حالات و رفتار آنها. در این روایات بیان نشده است که ائمه تنها مصداق متوسمین هستند یا افراد دیگری نیز میتوانند به این مقام برسند. در روایتی از [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}} نقل شده است که [[پیامبر|پیامبر اکرم]]{{صل}} از متوسمان بود و پس از ایشان، خود آن حضرت و امامان پس از ایشان، مصداق متوسمین در آیه شریفه هستند. از [[امام رضا]]{{ع}} نیز با سند صحیح نقل شده است که: ما وقتی فردی را میبینیم، حقیقت ایمان یا نفاقش را میشناسیم، معنای این روایات این است که ائمه به هنگام روبهرو شدن با افراد، ایمان یا کفر و برخی حالات آنان را در چهره ایشان مشاهده میکنند. | :::::*«روشن است که حالات معنوی افراد مانند ایمان و کفر، امری مادی نیست که در ظاهر آنان قابل مشاهده باشد. روایات بسیاری دلالت دارند که [[ائمه]]{{عم}} از نیتها و افکار مردم آگاهاند این آگاهی میتواند از طریق شهود، [[الهام]]، خبر دادن فرشتگان یا دیگر شیوهها باشد. در این بحث به روایاتی اشاره میکنیم که بر شهود اینگونه امور، دلالت روشنی داشته باشند. روایاتی که ائمه را مصداق «متوسمین» در آیه شریفه: {{متن قرآن|إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّلْمُتَوَسِّمِينَ}} معرفی میکنند، از شواهدی است که بر شهود [[ائمه]]{{عم}} تصریح دارند. "توسم" به معنای فراست و زیرکی است. اما در روایات، ضمن معرفی [[اهل بیت]]{{عم}} به متوسمین، از دیدن ایمان، نفاق یا کفر افراد به عنوان مصداقی از توسم آنان خبر داده شده است. ظاهر تعابیر این روایات این است که [[ائمه]]{{عم}} به هنگام ملاقات با افراد، از طریق نوعی مشاهده، از ایمان یا کفر آنان آگاه میشوند، نه از طریق آزمودن و استنباط از حالات و رفتار آنها. در این روایات بیان نشده است که ائمه تنها مصداق متوسمین هستند یا افراد دیگری نیز میتوانند به این مقام برسند. در روایتی از [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}} نقل شده است که [[پیامبر|پیامبر اکرم]]{{صل}} از متوسمان بود و پس از ایشان، خود آن حضرت و امامان پس از ایشان، مصداق متوسمین در آیه شریفه هستند. از [[امام رضا]]{{ع}} نیز با سند صحیح نقل شده است که: ما وقتی فردی را میبینیم، حقیقت ایمان یا نفاقش را میشناسیم، معنای این روایات این است که ائمه به هنگام روبهرو شدن با افراد، ایمان یا کفر و برخی حالات آنان را در چهره ایشان مشاهده میکنند. | ||
:::::*در روایات متعددی نیز بدون بیان آیه یاد شده، این نکته تأکید شده است که: ما حقیقت ایمان یا نفاق افراد را زمانی که میبینیم، میشناسیم. در یکی از این روایات آمده است که [[امام صادق]]{{ع}} از اصحابش درباره وضعیت اعتقادی و معنوی فردی پرسیدند. آنان شروع به تعریف و تمجید از آن فرد کردند. امام به آنان فرمود: شما مردم را خوب نمیشناسید. من به یک لحظه دیدنِ شخص اکتفا میکنم، [[امام صادق]]{{ع}} در ادامه، آن فرد را از خبیثترین افراد معرفی کردند. زراره و سایر اصحاب بعدها با مشاهده کارهای آن فرد، صحت سخن [[امام صادق]]{{ع}} را به طور واضح مشاهده کردند. اینگونه شناختها نیز گویا به همان شناخت شهودی مربوط است. روایات یاد شده بیشتر به بیان اصل مسئله شهود باورها و حالات روحی و معنوی افراد توسط ائمه و کمتر به تحلیل چگونگی این مطلب پرداختهاند. ممکن است گفته شود علم به ایمان و کفر افراد، ممکن است در نتیجه حدس دقیق و قوی ائمه از ظاهر آنان باشد. اما به قرینه روایات پیشین و برخی دیگر از روایات به نظر میرسد، مقصود این روایات همان شهود است؛ مثلاً در یکی از این روایات آمده است: هیچ مخلوقی نیست، مگر آنکه بین دو چشم او نوشته شده است: مؤمن یا کافر. این مطلب از شما پنهان است، اما از امامان خاندان محمد پنهان نیست. این نوع شناخت، همان شهودی است که از آن سخن گفتیم؛ البته به نظر میرسد تعبیر "نوشته بر پیشانی"، از باب تشبیه معقول به محسوس است. | :::::*در روایات متعددی نیز بدون بیان آیه یاد شده، این نکته تأکید شده است که: ما حقیقت ایمان یا نفاق افراد را زمانی که میبینیم، میشناسیم. در یکی از این روایات آمده است که [[امام صادق]]{{ع}} از اصحابش درباره وضعیت اعتقادی و معنوی فردی پرسیدند. آنان شروع به تعریف و تمجید از آن فرد کردند. امام به آنان فرمود: شما مردم را خوب نمیشناسید. من به یک لحظه دیدنِ شخص اکتفا میکنم، [[امام صادق]]{{ع}} در ادامه، آن فرد را از خبیثترین افراد معرفی کردند. زراره و سایر اصحاب بعدها با مشاهده کارهای آن فرد، صحت سخن [[امام صادق]]{{ع}} را به طور واضح مشاهده کردند. اینگونه شناختها نیز گویا به همان شناخت شهودی مربوط است. روایات یاد شده بیشتر به بیان اصل مسئله شهود باورها و حالات روحی و معنوی افراد توسط ائمه و کمتر به تحلیل چگونگی این مطلب پرداختهاند. ممکن است گفته شود علم به ایمان و کفر افراد، ممکن است در نتیجه حدس دقیق و قوی ائمه از ظاهر آنان باشد. اما به قرینه روایات پیشین و برخی دیگر از روایات به نظر میرسد، مقصود این روایات همان شهود است؛ مثلاً در یکی از این روایات آمده است: هیچ مخلوقی نیست، مگر آنکه بین دو چشم او نوشته شده است: مؤمن یا کافر. این مطلب از شما پنهان است، اما از امامان خاندان محمد پنهان نیست. این نوع شناخت، همان شهودی است که از آن سخن گفتیم؛ البته به نظر میرسد تعبیر "نوشته بر پیشانی"، از باب تشبیه معقول به محسوس است. | ||