مؤلفههای شناخت امام مهدی چیست؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۲۴ دسامبر ۲۰۲۱، ساعت ۰۰:۰۱
، ۲۴ دسامبر ۲۰۲۱ربات: جایگزینی خودکار متن (-}} {{پاسخ پرسش +}} {{پاسخ پرسش )
جز (جایگزینی متن - '\ه\s=\s(.*)\]\]\]\] \:\:\:\:\:\:' به 'ه = $1 | پاسخ = ') |
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-}} {{پاسخ پرسش +}} {{پاسخ پرسش )) |
||
| خط ۶۲: | خط ۶۲: | ||
::::::و [[آیات]] و روایاتی که بر این مطلب دلالت میکند بسیار است، پس بر [[بندگان]] لازم است که از درگاه [[خداوند]] [[شناخت]] و [[معرفت امام]] زمانشان را به آنان روزی نماید و کامل گرداند»<ref>[[سید محمد تقی موسوی اصفهانی|موسوی اصفهانی، سید محمد تقی]]، [[تکالیف بندگان نسبت به امام زمان (کتاب)|تکالیف بندگان نسبت به امام زمان]]، ص ۱۴۴-۱۴۵.</ref>. | ::::::و [[آیات]] و روایاتی که بر این مطلب دلالت میکند بسیار است، پس بر [[بندگان]] لازم است که از درگاه [[خداوند]] [[شناخت]] و [[معرفت امام]] زمانشان را به آنان روزی نماید و کامل گرداند»<ref>[[سید محمد تقی موسوی اصفهانی|موسوی اصفهانی، سید محمد تقی]]، [[تکالیف بندگان نسبت به امام زمان (کتاب)|تکالیف بندگان نسبت به امام زمان]]، ص ۱۴۴-۱۴۵.</ref>. | ||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| عنوان پاسخدهنده = 2. آیتالله مصباح یزدی؛ | | عنوان پاسخدهنده = 2. آیتالله مصباح یزدی؛ | ||
| خط ۷۰: | خط ۶۹: | ||
::::::«شناختن [[امام عصر]]{{ع}} این نیست که [[آدم]] اسمش و اسم پدر و مادرش را بداند؛ بلکه به این معنا است که او را به [[ولایت]] و [[امامت]] بشناسد. او را [[ولی امر]] و [[واجب]] الإطاعه بداند؛ زیرا اگر نداند از چه کسی باید [[اطاعت]] کند، در بازیهای [[سیاسی]] هضم و [[گمراه]] خواهد شد و آن گاه [[جامعه اسلامی]] به [[تفرقه]] و از هم پاشیدگی تهدید خواهد شد. بر این [[مقام]] [[مطاع]] بودن، اسمهای گوناگونی را میتوان اطلاق کرد. اسمی که در [[فرهنگ]] ما پس از [[انقلاب]] رایج شده، "[[ولایت]]" است. [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}}، [[مقام]] [[ولایت]] امر [[مسلمانان]] را داشت و از اینرو اطاعتش بر همه [[مسلمانها]] [[واجب]] بود. به [[عقیده]] ما [[شیعیان]]، این [[مقام]]، پس از [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} به [[امام علی|امیرمؤمنان]]{{ع}} منتقل شد. این همان نقطه افتراق [[شیعیان]] با فرقههای دیگر اسلامی است. ما معتقدیم که این [[مقام]] از طرف [[خدای متعال]] به [[امام علی|امیرمؤمنان]]{{ع}} [[افاضه]] شد؛ همانگونه که به شخص [[پیامبر]]{{صل}} [[افاضه]] شده بود. همان کسی که گفت: {{متن قرآن|وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ}}، بعدش فرمود: {{متن قرآن|وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُم}}، و مصداق {{متن قرآن|أُولِي الْأَمْرِ}} چنان که در [[حدیث]] [[جابر]] و دیگر [[روایات]] آمده است، [[دوازده]] [[امامان]]{{عم}} هستند»<ref>[[محمد تقی مصباح یزدی|مصباح یزدی، محمد تقی]]، [[آفتاب ولایت (کتاب)|آفتاب ولایت]]، ص۵۶.</ref>. | ::::::«شناختن [[امام عصر]]{{ع}} این نیست که [[آدم]] اسمش و اسم پدر و مادرش را بداند؛ بلکه به این معنا است که او را به [[ولایت]] و [[امامت]] بشناسد. او را [[ولی امر]] و [[واجب]] الإطاعه بداند؛ زیرا اگر نداند از چه کسی باید [[اطاعت]] کند، در بازیهای [[سیاسی]] هضم و [[گمراه]] خواهد شد و آن گاه [[جامعه اسلامی]] به [[تفرقه]] و از هم پاشیدگی تهدید خواهد شد. بر این [[مقام]] [[مطاع]] بودن، اسمهای گوناگونی را میتوان اطلاق کرد. اسمی که در [[فرهنگ]] ما پس از [[انقلاب]] رایج شده، "[[ولایت]]" است. [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}}، [[مقام]] [[ولایت]] امر [[مسلمانان]] را داشت و از اینرو اطاعتش بر همه [[مسلمانها]] [[واجب]] بود. به [[عقیده]] ما [[شیعیان]]، این [[مقام]]، پس از [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} به [[امام علی|امیرمؤمنان]]{{ع}} منتقل شد. این همان نقطه افتراق [[شیعیان]] با فرقههای دیگر اسلامی است. ما معتقدیم که این [[مقام]] از طرف [[خدای متعال]] به [[امام علی|امیرمؤمنان]]{{ع}} [[افاضه]] شد؛ همانگونه که به شخص [[پیامبر]]{{صل}} [[افاضه]] شده بود. همان کسی که گفت: {{متن قرآن|وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ}}، بعدش فرمود: {{متن قرآن|وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُم}}، و مصداق {{متن قرآن|أُولِي الْأَمْرِ}} چنان که در [[حدیث]] [[جابر]] و دیگر [[روایات]] آمده است، [[دوازده]] [[امامان]]{{عم}} هستند»<ref>[[محمد تقی مصباح یزدی|مصباح یزدی، محمد تقی]]، [[آفتاب ولایت (کتاب)|آفتاب ولایت]]، ص۵۶.</ref>. | ||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| عنوان پاسخدهنده = 3. آیتالله جوادی آملی؛ | | عنوان پاسخدهنده = 3. آیتالله جوادی آملی؛ | ||
| خط ۹۲: | خط ۹۰: | ||
::::::از میان این سه خواسته معرفتی، تکیه اصلی [[انسان]] [[منتظر]] بر [[معرفت]] [[حجت]]، یعنی [[امام عصر]]{{ع}} است، چون سررشته [[دیانت]] و [[هدایت]] [[انسان]] در دست [[حجت]] عصر است و دو [[معرفت]] پیشین نیز در [[معرفت]] [[حجت]] تکمیل میشود، زیرا [[امامت]] نماد کامل [[توحید]] و [[نبوت]] است و دستیابی به [[معرفت]] تمام و کامل [[توحیدی]]، تنها از مجرای [[معرفت]] پیشوای [[معصوم]]{{ع}} شدنی است. هنگامی که از [[امام حسین]]{{ع}} درباره [[خداشناسی]] پرسیده شد: {{متن حدیث| فَمَا مَعْرِفَةُ اللَّهِ؟}} آن [[حضرت]] در پاسخ چنین فرمود: {{متن حدیث| مَعْرِفَةُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِي يَجِبُ عَلَيْهِمْ طَاعَتُهُ}}<ref>علل الشرایع، ج ۱، ص ۹؛ بحار الأنوار، ج ۵، ص ۳۱۲.</ref>؛ [[معرفت خدا]] همان [[شناخت]] اهل هر زمان به امامی است که [[خدای سبحان]] اطاعتش را بر همگان [[واجب]] شمرده است»<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[ادب فنای مقربان ج۹ (کتاب)|ادب فنای مقربان]]، ج۹، ص۳۷۳، ۳۷۷.</ref>. | ::::::از میان این سه خواسته معرفتی، تکیه اصلی [[انسان]] [[منتظر]] بر [[معرفت]] [[حجت]]، یعنی [[امام عصر]]{{ع}} است، چون سررشته [[دیانت]] و [[هدایت]] [[انسان]] در دست [[حجت]] عصر است و دو [[معرفت]] پیشین نیز در [[معرفت]] [[حجت]] تکمیل میشود، زیرا [[امامت]] نماد کامل [[توحید]] و [[نبوت]] است و دستیابی به [[معرفت]] تمام و کامل [[توحیدی]]، تنها از مجرای [[معرفت]] پیشوای [[معصوم]]{{ع}} شدنی است. هنگامی که از [[امام حسین]]{{ع}} درباره [[خداشناسی]] پرسیده شد: {{متن حدیث| فَمَا مَعْرِفَةُ اللَّهِ؟}} آن [[حضرت]] در پاسخ چنین فرمود: {{متن حدیث| مَعْرِفَةُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِي يَجِبُ عَلَيْهِمْ طَاعَتُهُ}}<ref>علل الشرایع، ج ۱، ص ۹؛ بحار الأنوار، ج ۵، ص ۳۱۲.</ref>؛ [[معرفت خدا]] همان [[شناخت]] اهل هر زمان به امامی است که [[خدای سبحان]] اطاعتش را بر همگان [[واجب]] شمرده است»<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[ادب فنای مقربان ج۹ (کتاب)|ادب فنای مقربان]]، ج۹، ص۳۷۳، ۳۷۷.</ref>. | ||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| عنوان پاسخدهنده = 4. آیتالله فاضل همدانی؛ | | عنوان پاسخدهنده = 4. آیتالله فاضل همدانی؛ | ||
| خط ۱۰۰: | خط ۹۷: | ||
::::::«مهمتر از همه شناختها، [[شناخت]] ویژگیها و صفات برجسته [[امام]]{{ع}} و [[امامت]] او هست. علاوه بر [[شناخت]] نام و [[نسب]] و آباء و اجداد او، و از امتیازات ویژه [[امام]]{{ع}} [[علم]]، [[عصمت]]، [[ورع]]، [[شجاعت]]، [[ایثار]]، و دهها چون این صفات میباشد. در [[روایت]] آمده است که کمترین درجه [[شناخت امام]] این است که او را همتای [[پیغمبر]]{{صل}} بدانیم به جز در درجه [[نبوّت]]، و بدانیم که [[امام]] [[وارث]] [[پیغمبر]] است و [[اطاعت امام]] [[اطاعت خداوند]] و [[اطاعت]] [[رسول خدا]]{{صل}} است. مرحوم [[شیخ کلینی]] به [[سند]] خود از [[ابوبصیر]] [[نقل]] کرده که [[امام باقر]]{{ع}} به من فرمود: {{متن حدیث|هَلْ عَرَفْتَ إِمَامَكَ؟ قَالَ قُلْتُ: إِي وَ اللَّهِ قَبْلَ أَنْ أَخْرُجَ مِنَ الْكُوفَةِ. فَقَالَ: حَسْبُكَ إِذاً}}<ref>اصول کافی، ج ۱، ص ۱۸۵، ح ۱۲.</ref>؛ "آیا [[امامت]] را شناختهای؟" عرض نمودم: "آری به [[خدا]] [[سوگند]] قبل از آنکه از [[کوفه]] خارج شوم". فرمود: "بس است تو را در این هنگام"»<ref>[[سید یحیی فاضل همدانی|فاضل همدانی، سید یحیی]]، [[نشانههای قائم آل محمد (کتاب)|نشانههای قائم آل محمد]]، ص ۶۰.</ref>. | ::::::«مهمتر از همه شناختها، [[شناخت]] ویژگیها و صفات برجسته [[امام]]{{ع}} و [[امامت]] او هست. علاوه بر [[شناخت]] نام و [[نسب]] و آباء و اجداد او، و از امتیازات ویژه [[امام]]{{ع}} [[علم]]، [[عصمت]]، [[ورع]]، [[شجاعت]]، [[ایثار]]، و دهها چون این صفات میباشد. در [[روایت]] آمده است که کمترین درجه [[شناخت امام]] این است که او را همتای [[پیغمبر]]{{صل}} بدانیم به جز در درجه [[نبوّت]]، و بدانیم که [[امام]] [[وارث]] [[پیغمبر]] است و [[اطاعت امام]] [[اطاعت خداوند]] و [[اطاعت]] [[رسول خدا]]{{صل}} است. مرحوم [[شیخ کلینی]] به [[سند]] خود از [[ابوبصیر]] [[نقل]] کرده که [[امام باقر]]{{ع}} به من فرمود: {{متن حدیث|هَلْ عَرَفْتَ إِمَامَكَ؟ قَالَ قُلْتُ: إِي وَ اللَّهِ قَبْلَ أَنْ أَخْرُجَ مِنَ الْكُوفَةِ. فَقَالَ: حَسْبُكَ إِذاً}}<ref>اصول کافی، ج ۱، ص ۱۸۵، ح ۱۲.</ref>؛ "آیا [[امامت]] را شناختهای؟" عرض نمودم: "آری به [[خدا]] [[سوگند]] قبل از آنکه از [[کوفه]] خارج شوم". فرمود: "بس است تو را در این هنگام"»<ref>[[سید یحیی فاضل همدانی|فاضل همدانی، سید یحیی]]، [[نشانههای قائم آل محمد (کتاب)|نشانههای قائم آل محمد]]، ص ۶۰.</ref>. | ||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| عنوان پاسخدهنده = 5. حجت الاسلام و المسلمین مهدویفرد؛ | | عنوان پاسخدهنده = 5. حجت الاسلام و المسلمین مهدویفرد؛ | ||
| خط ۱۱۵: | خط ۱۱۱: | ||
::::::مطالعه در باب [[مهدی]]{{ع}}، میآموزد که [[حضرت حجت]]{{ع}} در بین [[امامان]] پیش از خود نیز از [[جایگاه]] ویژهای برخوردار بودهاند. [[امام صادق]]{{ع}} در پاسخ کسی که از ایشان میپرسد: آیا [[قائم]]{{ع}} متولد شده است؟ میفرماید:"خیر، اگر او را دریابم در طول زندگیم خدمتگذارش خواهم بود"<ref>{{متن حدیث|"لَا وَ لَوْ أَدْرَكْتُهُ لَخَدَمْتُهُ أَيَّامَ حَيَاتِي"}}؛ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۴۸.</ref>»<ref>[[میرزا عباس مهدویفرد|مهدویفرد، میرزا عباس]]، [[فلسفه انتظار (کتاب)|فلسفه انتظار]]، ص144-147.</ref>. | ::::::مطالعه در باب [[مهدی]]{{ع}}، میآموزد که [[حضرت حجت]]{{ع}} در بین [[امامان]] پیش از خود نیز از [[جایگاه]] ویژهای برخوردار بودهاند. [[امام صادق]]{{ع}} در پاسخ کسی که از ایشان میپرسد: آیا [[قائم]]{{ع}} متولد شده است؟ میفرماید:"خیر، اگر او را دریابم در طول زندگیم خدمتگذارش خواهم بود"<ref>{{متن حدیث|"لَا وَ لَوْ أَدْرَكْتُهُ لَخَدَمْتُهُ أَيَّامَ حَيَاتِي"}}؛ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۴۸.</ref>»<ref>[[میرزا عباس مهدویفرد|مهدویفرد، میرزا عباس]]، [[فلسفه انتظار (کتاب)|فلسفه انتظار]]، ص144-147.</ref>. | ||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| عنوان پاسخدهنده = 6. حجت الاسلام و المسلمین صمدی؛ | | عنوان پاسخدهنده = 6. حجت الاسلام و المسلمین صمدی؛ | ||
| خط ۱۳۸: | خط ۱۳۳: | ||
::::#[[اعتقاد]] به گسترش [[عدل]] و برچیده شدن بساط [[ظلم]] در سایه [[حاکمیت جهانی]] [[دین اسلام]] به وسیله آن [[حضرت]] در عصر [[ظهور]]. باور قلبی به این عناصر، در خصوص [[امام مهدی|امام عصر]]{{ع}} امر ضروری است؛ به گونهای که نبود هر کدام، سبب نفی [[معرفت]] صحیح در حوزه مهدیشناسی خواهد بود»<ref>[[قنبر علی صمدی|صمدی، قنبر علی]]، [[آخرین منجی (کتاب)|آخرین منجی]]، ص ۵۳ - ۵۹.</ref>. | ::::#[[اعتقاد]] به گسترش [[عدل]] و برچیده شدن بساط [[ظلم]] در سایه [[حاکمیت جهانی]] [[دین اسلام]] به وسیله آن [[حضرت]] در عصر [[ظهور]]. باور قلبی به این عناصر، در خصوص [[امام مهدی|امام عصر]]{{ع}} امر ضروری است؛ به گونهای که نبود هر کدام، سبب نفی [[معرفت]] صحیح در حوزه مهدیشناسی خواهد بود»<ref>[[قنبر علی صمدی|صمدی، قنبر علی]]، [[آخرین منجی (کتاب)|آخرین منجی]]، ص ۵۳ - ۵۹.</ref>. | ||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| عنوان پاسخدهنده = 7. حجت الاسلام و المسلمین موسوینسب؛ | | عنوان پاسخدهنده = 7. حجت الاسلام و المسلمین موسوینسب؛ | ||
| خط ۱۶۸: | خط ۱۶۲: | ||
::::::پس باید گفت که عصاره [[دین]] [[معرفت خداوند]] و رسولش {{صل}} و [[ائمه]] {{ع}} و [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} است و [[معرفت]] [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} با [[تسلیم]] است و تا [[معرفت]] نباشد [[تسلیم]] نیست. بنابراین باید گفت وقتی که [[معرفت]] و [[شناخت]] حاصل شد [[محبت]] و [[عشق]] خواهد آمد و براساس [[عشق]] و [[محبت]] [[اطاعت]] و فرمانبرداری میآید و اطاعت به ضمیمه [[معرفت]] و [[محبت]] [[انسان]] را در برابر [[حجت خدا]] [[تسلیم]] مینماید و او را مراد خود و خود را [[مرید]] محض میکند»<ref>[[دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (کتاب)|دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان]]، ص۵۴-۵۶.</ref>. | ::::::پس باید گفت که عصاره [[دین]] [[معرفت خداوند]] و رسولش {{صل}} و [[ائمه]] {{ع}} و [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} است و [[معرفت]] [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} با [[تسلیم]] است و تا [[معرفت]] نباشد [[تسلیم]] نیست. بنابراین باید گفت وقتی که [[معرفت]] و [[شناخت]] حاصل شد [[محبت]] و [[عشق]] خواهد آمد و براساس [[عشق]] و [[محبت]] [[اطاعت]] و فرمانبرداری میآید و اطاعت به ضمیمه [[معرفت]] و [[محبت]] [[انسان]] را در برابر [[حجت خدا]] [[تسلیم]] مینماید و او را مراد خود و خود را [[مرید]] محض میکند»<ref>[[دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (کتاب)|دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان]]، ص۵۴-۵۶.</ref>. | ||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| عنوان پاسخدهنده = 8. حجت الاسلام و المسلمین سجادی؛ | | عنوان پاسخدهنده = 8. حجت الاسلام و المسلمین سجادی؛ | ||
| خط ۱۷۷: | خط ۱۷۰: | ||
::::::امام صادق{{ع}} فرمودند: ماییم آن گروهی که [[خداوند]] اطاعت از ما را واجب و لازم گرداند. شما به کسی [[اقتدا]] میکنید که [[مردم]] در نشناختن او معذور نیستند.علاوه بر [[شناخت امام]]، باید [[حقوق]] آنان نیز شناخته شده، آن حقها پاس گذارده شود. {{متن حدیث|قَالَ عَلِيٌّ{{ع}}: أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ لِي عَلَيْكُمْ حَقّاً وَ لَكُمْ عَلَيَّ حَقٌّ... وَ أَمَّا حَقِّي عَلَيْكُمْ فَالْوَفَاءُ بِالْبَيْعَةِ وَ النَّصِيحَةُ فِي الْمَشْهَدِ وَ الْمَغِيبِ وَ الْإِجَابَةُ حِينَ أَدْعُوكُمْ وَ الطَّاعَةُ حِينَ آمُرُكُم}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۳۴.</ref>؛ [[امام علی]]{{ع}} فرمودند: ای مردم مرا بر شما حقی است و شما نیز بر من حقی دارید... و امّا [[حق]] من بر شما این است که به [[بیعت]] با من [[وفادار]] باشید و در آشکار و [[نهان]] برایم [[خیرخواهی]] کنید. هرگاه شما را فرا خواندم [[اجابت]] نمایید و [[فرمان]] دادم [[اطاعت]] کنید. لازمۀ قرار گرفتن در زمرۀ عارفین به [[مقام]] [[ائمه]]{{عم}} و به حقوق آنها، آن است که به [[مقام امامت]] و [[ولایت]] [[معرفت]] یافته و به آن [[اقرار]] نماییم و در برابر [[دستورات]] آنها [[مطیع]] گردیم و [[محبت]] و [[مودت]] آنها را در [[دل]] [[روز]] افزون نماییم و با هر وسیلهای به [[یاری]] آنها شتابیم و با [[خودسازی]]، برای [[قیام]] در رکاب آنها آماده شویم و از [[دشمنان]] آنان [[بیزاری]] جسته با [[دوستان]] آنها با [[انصاف]] و [[مهربانی]] برخورد نماییم. {{متن حدیث|وَ فِي زُمْرَةِ الْمَرْحُومِينَ بِشَفَاعَتِهِمْ}} منظور از این فراز این است که از [[شفاعت]] [[امامان معصوم]]{{عم}} [[محروم]] نباشیم و مانند [[مشرکان]] و [[اهل]] [[شک]] و [[گناهان کبیره]] نباشیم تا شفاعت ایشان نصیب ما نگردد. {{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: الشَّفَاعَةُ لَا تَكُونُ لِأَهْلِ الشَّكِّ وَ الشِّرْكِ وَ لَا لِأَهْلِ الْكُفْرِ وَ الْجُحُودِ بَلْ يَكُونُ لِلْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَهْلِ التَّوْحِيدِ}}<ref>بحارالانوار، ج۸، ص۵۸.</ref>؛ [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمودند: نه شکّاکان و مشرکان شفاعت شوند و نه [[کافران]] و [[منکران]]. بلکه شفاعت مخصوص [[مؤمنان]] یکتاپرست است»<ref>[[سجادی، سید احمد|سید احمد سجادی]]، [[ پرچمداران هدایت (کتاب)|پرچمداران هدایت]]، ص296، 297، 462، 463، 464.</ref>. | ::::::امام صادق{{ع}} فرمودند: ماییم آن گروهی که [[خداوند]] اطاعت از ما را واجب و لازم گرداند. شما به کسی [[اقتدا]] میکنید که [[مردم]] در نشناختن او معذور نیستند.علاوه بر [[شناخت امام]]، باید [[حقوق]] آنان نیز شناخته شده، آن حقها پاس گذارده شود. {{متن حدیث|قَالَ عَلِيٌّ{{ع}}: أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ لِي عَلَيْكُمْ حَقّاً وَ لَكُمْ عَلَيَّ حَقٌّ... وَ أَمَّا حَقِّي عَلَيْكُمْ فَالْوَفَاءُ بِالْبَيْعَةِ وَ النَّصِيحَةُ فِي الْمَشْهَدِ وَ الْمَغِيبِ وَ الْإِجَابَةُ حِينَ أَدْعُوكُمْ وَ الطَّاعَةُ حِينَ آمُرُكُم}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۳۴.</ref>؛ [[امام علی]]{{ع}} فرمودند: ای مردم مرا بر شما حقی است و شما نیز بر من حقی دارید... و امّا [[حق]] من بر شما این است که به [[بیعت]] با من [[وفادار]] باشید و در آشکار و [[نهان]] برایم [[خیرخواهی]] کنید. هرگاه شما را فرا خواندم [[اجابت]] نمایید و [[فرمان]] دادم [[اطاعت]] کنید. لازمۀ قرار گرفتن در زمرۀ عارفین به [[مقام]] [[ائمه]]{{عم}} و به حقوق آنها، آن است که به [[مقام امامت]] و [[ولایت]] [[معرفت]] یافته و به آن [[اقرار]] نماییم و در برابر [[دستورات]] آنها [[مطیع]] گردیم و [[محبت]] و [[مودت]] آنها را در [[دل]] [[روز]] افزون نماییم و با هر وسیلهای به [[یاری]] آنها شتابیم و با [[خودسازی]]، برای [[قیام]] در رکاب آنها آماده شویم و از [[دشمنان]] آنان [[بیزاری]] جسته با [[دوستان]] آنها با [[انصاف]] و [[مهربانی]] برخورد نماییم. {{متن حدیث|وَ فِي زُمْرَةِ الْمَرْحُومِينَ بِشَفَاعَتِهِمْ}} منظور از این فراز این است که از [[شفاعت]] [[امامان معصوم]]{{عم}} [[محروم]] نباشیم و مانند [[مشرکان]] و [[اهل]] [[شک]] و [[گناهان کبیره]] نباشیم تا شفاعت ایشان نصیب ما نگردد. {{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: الشَّفَاعَةُ لَا تَكُونُ لِأَهْلِ الشَّكِّ وَ الشِّرْكِ وَ لَا لِأَهْلِ الْكُفْرِ وَ الْجُحُودِ بَلْ يَكُونُ لِلْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَهْلِ التَّوْحِيدِ}}<ref>بحارالانوار، ج۸، ص۵۸.</ref>؛ [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمودند: نه شکّاکان و مشرکان شفاعت شوند و نه [[کافران]] و [[منکران]]. بلکه شفاعت مخصوص [[مؤمنان]] یکتاپرست است»<ref>[[سجادی، سید احمد|سید احمد سجادی]]، [[ پرچمداران هدایت (کتاب)|پرچمداران هدایت]]، ص296، 297، 462، 463، 464.</ref>. | ||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| عنوان پاسخدهنده = 9. حجت الاسلام و المسلمین تحریری؛ | | عنوان پاسخدهنده = 9. حجت الاسلام و المسلمین تحریری؛ | ||
| خط ۱۸۶: | خط ۱۷۸: | ||
::::::'''تقاضای معرفت به [[حق]] [[ائمه]]{{عم}}''': حق نوعاً به وظیفهای گفته میشود که [[انسان]] نسبت به موجودی که با او نوعی رابطه دارد، بر عهده او میباشد، چه این [[وظیفه]] [[تکوینی]] باشد، مانند: وظیفهای که انسان نسبت به اعضاء و جوارحش دارد و چه [[تشریعی]] که در محدوده قراردادهای [[اجتماعی]] است که موجودات و به ویژه انسان به جهت [[روابط]] تکوینی (وساطت در فیوضات وجودی) و تشریعی (وساطت در امر [[هدایت]] و [[رشد]] آن) با ائمه{{عم}} دارند خود ایشان [[حقوق]] تکوینی و تشریعی گوناگونی بر عهدۀ موجودات دارند و [[مردم]] باید با [[شناخت کامل]] و جامع نسبت به این دسته از حقوق ائمه{{عم}}، پس از قبول [[ولایت]] ایشان، آنها را در برنامههای [[زندگی]] خویشتن رعایت کنند تا مبادا جزو کسانی قرار گیرند که حق ایشان را ضایع نمودند و [[بهترین]] این حقوق،[[ تسلیم]] در برابر [[فرامین]] ایشان و [[اطاعت]] از ایشان در تمامی [[شئون زندگی]] به ویژه در [[امور اجتماعی]] و [[سیاسی]]، و [[فدا]] کردن [[جان]] و [[مال]] و متعلقات خود در برابر اهداف ایشان و عدم [[اعتراض]] نسبت به فرمایشات و دستوراتشان میباشد»<ref>[[تحریری|محمد باقر| محمد باقر تحریری]]، [[جلوههای لاهوتی ج۳ (کتاب)|جلوههای لاهوتی]]، ص437، 438.</ref>. | ::::::'''تقاضای معرفت به [[حق]] [[ائمه]]{{عم}}''': حق نوعاً به وظیفهای گفته میشود که [[انسان]] نسبت به موجودی که با او نوعی رابطه دارد، بر عهده او میباشد، چه این [[وظیفه]] [[تکوینی]] باشد، مانند: وظیفهای که انسان نسبت به اعضاء و جوارحش دارد و چه [[تشریعی]] که در محدوده قراردادهای [[اجتماعی]] است که موجودات و به ویژه انسان به جهت [[روابط]] تکوینی (وساطت در فیوضات وجودی) و تشریعی (وساطت در امر [[هدایت]] و [[رشد]] آن) با ائمه{{عم}} دارند خود ایشان [[حقوق]] تکوینی و تشریعی گوناگونی بر عهدۀ موجودات دارند و [[مردم]] باید با [[شناخت کامل]] و جامع نسبت به این دسته از حقوق ائمه{{عم}}، پس از قبول [[ولایت]] ایشان، آنها را در برنامههای [[زندگی]] خویشتن رعایت کنند تا مبادا جزو کسانی قرار گیرند که حق ایشان را ضایع نمودند و [[بهترین]] این حقوق،[[ تسلیم]] در برابر [[فرامین]] ایشان و [[اطاعت]] از ایشان در تمامی [[شئون زندگی]] به ویژه در [[امور اجتماعی]] و [[سیاسی]]، و [[فدا]] کردن [[جان]] و [[مال]] و متعلقات خود در برابر اهداف ایشان و عدم [[اعتراض]] نسبت به فرمایشات و دستوراتشان میباشد»<ref>[[تحریری|محمد باقر| محمد باقر تحریری]]، [[جلوههای لاهوتی ج۳ (کتاب)|جلوههای لاهوتی]]، ص437، 438.</ref>. | ||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| عنوان پاسخدهنده = 10. آقای میرباقری؛ | | عنوان پاسخدهنده = 10. آقای میرباقری؛ | ||
| خط ۲۰۵: | خط ۱۹۶: | ||
::::::بنابراین چارهای جز [[توسل]] نیست تا اینکه شخص در این امور موفق گردد یعنی در فراگیری علومشان و عمل به آن و پس از آن [[توسل]] جویند در اینکه این کارشان پذیرفته شود و از دست [[شیطان]] حفظ گردد و بر آن ثابت بمانند و [[امامان]] [[تفضل]] کامل بر آنان نمایند تا از [[بهترین]] شیعیانشان باشند و در [[دنیا]] و [[آخرت]] در حضورشان باشند. همانگونه که افراد زیادی پیدا میشوند که این امور برایشان فراهم نشد ولی مخلصانه [[دعا]] کردند و [[خداوند]] به آنان داد»<ref>[[سید محمد حسین میرباقری|میرباقری، سید محمد حسین]]، [[وظایف منتظران (کتاب)|وظایف منتظران]] ص ۵۳-۵۷.</ref>. | ::::::بنابراین چارهای جز [[توسل]] نیست تا اینکه شخص در این امور موفق گردد یعنی در فراگیری علومشان و عمل به آن و پس از آن [[توسل]] جویند در اینکه این کارشان پذیرفته شود و از دست [[شیطان]] حفظ گردد و بر آن ثابت بمانند و [[امامان]] [[تفضل]] کامل بر آنان نمایند تا از [[بهترین]] شیعیانشان باشند و در [[دنیا]] و [[آخرت]] در حضورشان باشند. همانگونه که افراد زیادی پیدا میشوند که این امور برایشان فراهم نشد ولی مخلصانه [[دعا]] کردند و [[خداوند]] به آنان داد»<ref>[[سید محمد حسین میرباقری|میرباقری، سید محمد حسین]]، [[وظایف منتظران (کتاب)|وظایف منتظران]] ص ۵۳-۵۷.</ref>. | ||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| عنوان پاسخدهنده = 11. پژوهشگران مؤسسه آینده روشن؛ | | عنوان پاسخدهنده = 11. پژوهشگران مؤسسه آینده روشن؛ | ||
| خط ۲۱۴: | خط ۲۰۴: | ||
::::::مرتبه دیگر از [[شناخت امام]]، با بررسی [[دعاها]] و زیارتهایی که مربوط به [[امامان]] است به دست میآید؛ زیرا [[معارف]] بسیار بلند درباره [[مقام]] [[امامت]] در آنها نهفته است. فرازهای [[زیارت جامعه کبیره]]، بیان گر [[مقام]] و الای [[امامت]] میباشد. در [[روایات]]، مخصوصاً [[نهج البلاغه]]، جنبههای مختلف [[امامت]] به ویژه [[رهبری سیاسی]] [[اجتماعی]] [[امام]] مورد بررسی قرار گرفته است. هرکس به اندازه توان علمی و عملی خود میتواند به درجه ای از [[مقام]] [[امامت]] دست یابد. در این راه مراجعه به [[علمای ربانی]] و کتابهای متقن راه گشاست»<ref>[[مهدویت پرسشها و پاسخها (کتاب)|مهدویت پرسشها و پاسخها]]، ص ۱۳۰.</ref>. | ::::::مرتبه دیگر از [[شناخت امام]]، با بررسی [[دعاها]] و زیارتهایی که مربوط به [[امامان]] است به دست میآید؛ زیرا [[معارف]] بسیار بلند درباره [[مقام]] [[امامت]] در آنها نهفته است. فرازهای [[زیارت جامعه کبیره]]، بیان گر [[مقام]] و الای [[امامت]] میباشد. در [[روایات]]، مخصوصاً [[نهج البلاغه]]، جنبههای مختلف [[امامت]] به ویژه [[رهبری سیاسی]] [[اجتماعی]] [[امام]] مورد بررسی قرار گرفته است. هرکس به اندازه توان علمی و عملی خود میتواند به درجه ای از [[مقام]] [[امامت]] دست یابد. در این راه مراجعه به [[علمای ربانی]] و کتابهای متقن راه گشاست»<ref>[[مهدویت پرسشها و پاسخها (کتاب)|مهدویت پرسشها و پاسخها]]، ص ۱۳۰.</ref>. | ||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| عنوان پاسخدهنده = 12. سرکار خانم فرحمند؛ | | عنوان پاسخدهنده = 12. سرکار خانم فرحمند؛ | ||