قیام زید: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'مقطع' به 'مقطع'
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==پانویس== +== پانویس ==)) |
جز (جایگزینی متن - 'مقطع' به 'مقطع') |
||
| خط ۵۵: | خط ۵۵: | ||
===[[وضعیت اجتماعی]] بعد از قیام زید=== | ===[[وضعیت اجتماعی]] بعد از قیام زید=== | ||
گزارش ویژهای از وضعیت اجتماعی که بعد از قیام زید برای امام صادق{{ع}} ایجاد شده، در [[خبر ثقه]] [[سعید سمان]] آمده است و نشان میدهد [[امام]] در آن | گزارش ویژهای از وضعیت اجتماعی که بعد از قیام زید برای امام صادق{{ع}} ایجاد شده، در [[خبر ثقه]] [[سعید سمان]] آمده است و نشان میدهد [[امام]] در آن مقطع خاص در [[تقیه]] کامل بوده است و مدعیان طرفدار زید با بیادبی با حضرت برخورد میکردند. سعید سمان میگوید: نزد [[امام صادق]]{{ع}} بودم که دو مرد زیدیمذهب بر آن حضرت وارد شدند و گفتند: آیا در میان شما [[امام]] و [[رهبری]] که اطاعتش [[واجب]] باشد هست؟ (و مقصودشان [[اثبات امامت]] [[زید بن علی بن الحسین]]{{ع}} بود) حضرت فرمود: نه (امامی که مقصود شماست در میان ما نیست). آن دو نفر گفتند: [[مردمان]] [[موثق]] به ما خبر دادند که شما به آن [[فتوا]] دادهای و اعتراف کردهای و [[عقیده]] داری و آن خبردهندگان فلان و فلان هستند که نام میبریم و ایشان دارای [[تقوا]] و [[کوشش]] در عبادتاند و [[دروغ]] نمیگویند. امام صادق{{ع}} غضبناک شد و فرمود: من به آنها چنین [[دستوری]] ندادهام. چون آن دو نفر آثار [[غضب]] را بر چهره امام دیدند، بیرون رفتند. | ||
حضرت به من فرمود: این دو نفر را میشناسی؟ عرض کردم: آری، اینها [[اهل]] بازار ما و از [[طایفه]] [[زیدیه]] هستند و عقیده دارند که [[شمشیر پیامبر]]{{صل}} نزد [[عبدالله بن حسن]] است. حضرت فرمود: [[خدا]] لعنتشان کند، دروغ میگویند. به خدا [[سوگند]] عبدالله بن حسن آن را ندیده، نه با یک چشم و نه با دو چشمش و پدرش هم آن را ندیده؛ جز اینکه ممکن است آن را نزد [[علی بن حسین]]{{ع}} دیده باشد. اگر راست میگویند، چه علامتی در دسته آن و چه نشانه و اثری بر لبه تیغه آن است؟ بهتحقیق شمشیر پیامبر{{صل}} نزد من است. [[پرچم]] و جوشن و [[زره]] و خود [[پیامبر]]{{صل}} نزد من است. اگر راست میگویند، در [[زره پیامبر]]{{صل}} چه نشانهای است؟ بهتحقیق [[پرچم]] ظفربخش پیامبر{{صل}} نزد من است. [[الواح موسی]] و عصای او نزد من است. [[انگشتر]] [[سلیمان بن داود]] نزد من است و تشتی که [[موسی]] در آن [[قربانی]] انجام میداد، نزد من است. اسمی که نزد پیامبر{{صل}} بود و چون (در [[جبهه]] [[جنگ]]) آن را میان [[مسلمانان]] و [[کفار]] میگذاشت، چوبه تیری از کفار به مسلمانان نمیرسید نزد من است و من آن را میدانم. بهتحقیق آنچه [[فرشتگان]] (از [[اسلحه]] برای [[پیامبران]] سابق) آوردهاند نزد من است و داستان [[سلاح]] در [[خاندان]] ما همان داستان [[تابوت]] است در [[بنیاسرائیل]]؛ بر در هر خاندانی که تابوت پیدا میشد، [[نشانه]] [[اعطای نبوت]] بود و سلاح به هر کس از ما خاندان رسد، [[امامت]] به او داده میشود. بهتحقیق پدرم [[زره رسول خدا]]{{صل}} را پوشید و دامنش اندکی به [[زمین]] میکشید و من آن را پوشیدم، همچنان بود [گاهی به زمین میکشید و گاهی نمیکشید و [[اختلاف]] محسوسی نداشت] و [[قائم]] ما کسی است که چون آن را بپوشد، به اندازه قامتش باشد، انشاءالله<ref>ابوجعفر محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ج۱، ص۱۷۵؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۳۲؛ همو، أصول الکافی (ترجمه مصطفوی)، ج۱، ص۳۳۷؛ شیخ مفید، الإرشاد، ج۲، ص۱۸۷.</ref>. | حضرت به من فرمود: این دو نفر را میشناسی؟ عرض کردم: آری، اینها [[اهل]] بازار ما و از [[طایفه]] [[زیدیه]] هستند و عقیده دارند که [[شمشیر پیامبر]]{{صل}} نزد [[عبدالله بن حسن]] است. حضرت فرمود: [[خدا]] لعنتشان کند، دروغ میگویند. به خدا [[سوگند]] عبدالله بن حسن آن را ندیده، نه با یک چشم و نه با دو چشمش و پدرش هم آن را ندیده؛ جز اینکه ممکن است آن را نزد [[علی بن حسین]]{{ع}} دیده باشد. اگر راست میگویند، چه علامتی در دسته آن و چه نشانه و اثری بر لبه تیغه آن است؟ بهتحقیق شمشیر پیامبر{{صل}} نزد من است. [[پرچم]] و جوشن و [[زره]] و خود [[پیامبر]]{{صل}} نزد من است. اگر راست میگویند، در [[زره پیامبر]]{{صل}} چه نشانهای است؟ بهتحقیق [[پرچم]] ظفربخش پیامبر{{صل}} نزد من است. [[الواح موسی]] و عصای او نزد من است. [[انگشتر]] [[سلیمان بن داود]] نزد من است و تشتی که [[موسی]] در آن [[قربانی]] انجام میداد، نزد من است. اسمی که نزد پیامبر{{صل}} بود و چون (در [[جبهه]] [[جنگ]]) آن را میان [[مسلمانان]] و [[کفار]] میگذاشت، چوبه تیری از کفار به مسلمانان نمیرسید نزد من است و من آن را میدانم. بهتحقیق آنچه [[فرشتگان]] (از [[اسلحه]] برای [[پیامبران]] سابق) آوردهاند نزد من است و داستان [[سلاح]] در [[خاندان]] ما همان داستان [[تابوت]] است در [[بنیاسرائیل]]؛ بر در هر خاندانی که تابوت پیدا میشد، [[نشانه]] [[اعطای نبوت]] بود و سلاح به هر کس از ما خاندان رسد، [[امامت]] به او داده میشود. بهتحقیق پدرم [[زره رسول خدا]]{{صل}} را پوشید و دامنش اندکی به [[زمین]] میکشید و من آن را پوشیدم، همچنان بود [گاهی به زمین میکشید و گاهی نمیکشید و [[اختلاف]] محسوسی نداشت] و [[قائم]] ما کسی است که چون آن را بپوشد، به اندازه قامتش باشد، انشاءالله<ref>ابوجعفر محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ج۱، ص۱۷۵؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۳۲؛ همو، أصول الکافی (ترجمه مصطفوی)، ج۱، ص۳۳۷؛ شیخ مفید، الإرشاد، ج۲، ص۱۸۷.</ref>. | ||