پرش به محتوا

مبانی نظام سیاسی در جهان‌بینی الهی چیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'مقطع' به 'مقطع'
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-== پاسخ نخست== +== پاسخ نخست ==))
جز (جایگزینی متن - 'مقطع' به 'مقطع')
خط ۴۶: خط ۴۶:
:::::*'''تکاملی‌بودن روند کلی [[ولایت الهی]]''': [[نظام الهی]] و [[حکومت دینی]]، [[حکومتی]] است که [[سرمایه]] اصلی خود را در تحقق‌یافتن، [[مردم]] و [[پذیرش مردمی]] می‌داند. [[تاریخ]] حکومت‌های [[دینی]] و [[نظام سیاسی اسلام]] بر این مطلب [[گواه]] است که هر وقت مردم حکومت دینی را پذیرا شدند و دست [[زمامداران]] [[الهی]] را به [[بیعت]] [[یاری]] و [[تبعیت]] فشردند. [[قدرت]] و شکوه دین رو به فراگیری گذاشت و آنگاه که به هر دلیلی، از [[رهبران]] [[حقیقی]] دینی رویگردان شدند و حاضر به [[پذیرش ولایت]] و [[سرپرستی]] آنها نشدند، [[دست]] [[رهبران الهی]] در [[حکومت]] بسته شد و نتیجه طبیعی و منطقی آن به صورت [[ضعف]] و [[سستی]] [[دولت]] و [[حکومت الهی]] و باعث [[غلبه]] [[ارزش‌ها]] و حکومت‌های طاغوتی، مادی و [[نفسانی]] گردید. البته [[فرمانبری]] و [[پذیرش مردم]] از [[حکومت‌های الهی]] و عادلانه، تناسب مستقیم با [[علم]] و [[آگاهی]] آنان دارد؛ چنانچه در مقاطعی از تاریخ به تبع تفاوت [[فهم]] و [[بینش]] مردم، فراز و نشیب محسوس و مشخص را در پذیرش حکومت‌های الهی مشاهد می‌کنیم<ref>پذیرش، حکومت رسول الله{{صل}}، عدم تمکین به حکومت امیرالمؤمنین{{ع}}، بازگشت به امیرالمؤمنین، پس از چشیدن طعم حکومت سه خلیفه، تن‌دادن به حکومت معاویه و یزید و شانه خالی‌کردن مردم از حکومت امام حسن مجتبی{{ع}}، و... و بالاخره روی‌آوردن مردم به دین و حکومت دینی و استقرار نظام اسلامی در ایران.</ref>.
:::::*'''تکاملی‌بودن روند کلی [[ولایت الهی]]''': [[نظام الهی]] و [[حکومت دینی]]، [[حکومتی]] است که [[سرمایه]] اصلی خود را در تحقق‌یافتن، [[مردم]] و [[پذیرش مردمی]] می‌داند. [[تاریخ]] حکومت‌های [[دینی]] و [[نظام سیاسی اسلام]] بر این مطلب [[گواه]] است که هر وقت مردم حکومت دینی را پذیرا شدند و دست [[زمامداران]] [[الهی]] را به [[بیعت]] [[یاری]] و [[تبعیت]] فشردند. [[قدرت]] و شکوه دین رو به فراگیری گذاشت و آنگاه که به هر دلیلی، از [[رهبران]] [[حقیقی]] دینی رویگردان شدند و حاضر به [[پذیرش ولایت]] و [[سرپرستی]] آنها نشدند، [[دست]] [[رهبران الهی]] در [[حکومت]] بسته شد و نتیجه طبیعی و منطقی آن به صورت [[ضعف]] و [[سستی]] [[دولت]] و [[حکومت الهی]] و باعث [[غلبه]] [[ارزش‌ها]] و حکومت‌های طاغوتی، مادی و [[نفسانی]] گردید. البته [[فرمانبری]] و [[پذیرش مردم]] از [[حکومت‌های الهی]] و عادلانه، تناسب مستقیم با [[علم]] و [[آگاهی]] آنان دارد؛ چنانچه در مقاطعی از تاریخ به تبع تفاوت [[فهم]] و [[بینش]] مردم، فراز و نشیب محسوس و مشخص را در پذیرش حکومت‌های الهی مشاهد می‌کنیم<ref>پذیرش، حکومت رسول الله{{صل}}، عدم تمکین به حکومت امیرالمؤمنین{{ع}}، بازگشت به امیرالمؤمنین، پس از چشیدن طعم حکومت سه خلیفه، تن‌دادن به حکومت معاویه و یزید و شانه خالی‌کردن مردم از حکومت امام حسن مجتبی{{ع}}، و... و بالاخره روی‌آوردن مردم به دین و حکومت دینی و استقرار نظام اسلامی در ایران.</ref>.
::::::[[تکامل]] و استقرار کامل [[حکومت دینی]]، بستگی به پیدایش کمال در [[ناحیه]] [[پذیرش مردمی]] و [[اجتماعی]] دارد و آن نیز در گرو، کمال [[فهم]] و [[ادراک]] [[بشریت]] از [[دین]] خواهد بود. هرچه [[بشر]] [[تاریخ]] را بیشتر پشت‌سر می‌گذارد، در میدان‌های جدیدتری [[توفیق]] کسب [[آزمون]]، ارتقا [[دانش]] و [[آگاهی]] می‌یابد، و این فزونی آگاهی، وی را برای [[پذیرش حکومت]] [[رهبران الهی]]، آماده و مهیا می‌سازد؛ البته هر چند که [[دوران غیبت امام عصر]] ارواحنا فداه [[ضعف]] و [[ناتوانی]] بشر را در [[کسب آمادگی]] لازم برای پذیرش [[ولیّ الهی]]، [[ثابت]] می‌کند؛ ولی از طرف دیگر دورانی است که بشریت همه راه‌های ممکن را طی خواهد نمود و در نهایت به ضعف و ناتوانی خویش، بدون [[راهنمایی]] دین و [[سرپرستی]] [[اولیای الهی]] در [[اداره امور]] واقف می‌شود و آنگاه که [[شعور]] و آگاهی بشر ارتقاء یابد، بیشترین ظرفیت پذیرش را، نسبت به ولی [[الهی]] و [[احکام]] [[نورانی]] دین پیدا خواهد کرد. بر همین اساس، [[حکومت امام عصر]] ارواحنا فداه با روند [[تاریخی]] و رو به کمال [[ولایت الهی]]، در عالی‌ترین سطح از [[قدرت]] و تعالی قرار دارد و شاید بتوان رمز اصلی آن را پیدایش عالی‌ترین سطح آگاهی و شعور بشر و در نتیجه پیدایش بیشترین امکان [[پیروی]] و پذیرش دانست.
::::::[[تکامل]] و استقرار کامل [[حکومت دینی]]، بستگی به پیدایش کمال در [[ناحیه]] [[پذیرش مردمی]] و [[اجتماعی]] دارد و آن نیز در گرو، کمال [[فهم]] و [[ادراک]] [[بشریت]] از [[دین]] خواهد بود. هرچه [[بشر]] [[تاریخ]] را بیشتر پشت‌سر می‌گذارد، در میدان‌های جدیدتری [[توفیق]] کسب [[آزمون]]، ارتقا [[دانش]] و [[آگاهی]] می‌یابد، و این فزونی آگاهی، وی را برای [[پذیرش حکومت]] [[رهبران الهی]]، آماده و مهیا می‌سازد؛ البته هر چند که [[دوران غیبت امام عصر]] ارواحنا فداه [[ضعف]] و [[ناتوانی]] بشر را در [[کسب آمادگی]] لازم برای پذیرش [[ولیّ الهی]]، [[ثابت]] می‌کند؛ ولی از طرف دیگر دورانی است که بشریت همه راه‌های ممکن را طی خواهد نمود و در نهایت به ضعف و ناتوانی خویش، بدون [[راهنمایی]] دین و [[سرپرستی]] [[اولیای الهی]] در [[اداره امور]] واقف می‌شود و آنگاه که [[شعور]] و آگاهی بشر ارتقاء یابد، بیشترین ظرفیت پذیرش را، نسبت به ولی [[الهی]] و [[احکام]] [[نورانی]] دین پیدا خواهد کرد. بر همین اساس، [[حکومت امام عصر]] ارواحنا فداه با روند [[تاریخی]] و رو به کمال [[ولایت الهی]]، در عالی‌ترین سطح از [[قدرت]] و تعالی قرار دارد و شاید بتوان رمز اصلی آن را پیدایش عالی‌ترین سطح آگاهی و شعور بشر و در نتیجه پیدایش بیشترین امکان [[پیروی]] و پذیرش دانست.
:::::*'''[[حاکمیت]] نهایی ولایت الهی''': در تزاحم و [[تقابل]] دو نوع [[حکومت]] و ولایت الهی و طاغوتی، عنصر تعیین‌کننده، [[علم]] و [[جهل]] است؛ چنانچه استقرار حکومت [[طاغوت]]، مبتنی بر پذیرش مردمی است که البته این پذیرش، ریشه در جهل آنان دارد. و در مقابل، [[حکومت الهی]] نیز بر پذیرشی [[استوار]] است که بر پایه علم و آگاهی بنا شده است. در گذر [[زمان]] و تداوم حرکت تاریخ، سطوح و لایه‌های علم و جهل بشر پیچیده‌تر شده و اشکال مقابله و [[تعارض]] نظام‌های الهی و طاغوتی نیز در هر [[مقطع]] تاریخی نمود پیچیده‌تری می‌یابد؛ چنانچه گاهی [[جهل]]، موجب [[پذیرش حکومت]] [[طاغوت]] می‌شود و در شکل [[ترس]] و یا به خاطر [[حفظ]] [[منافع]] فردی، بروز می‌کند و گاهی مواقع نیز در شکل پیچیده‌تر آن، [[جهل مرکب]] ظاهر می‌شود؛ یعنی به [[بشریت]] در عین اینکه نمی‌داند و [[توانایی]] ندارد، گفته می‌شود که می‌دانید و می‌توانید و به شکلی در الگوهای [[فهم]] و [[قدرت]] او [[تصرف]] نموده و [[بشر]] با خواست خود و با رغبت و [[رضا]]، [[حکومت ظلم]] و طاغوت را [[اختیار]] و [[انتخاب]] می‌کند.
:::::*'''[[حاکمیت]] نهایی ولایت الهی''': در تزاحم و [[تقابل]] دو نوع [[حکومت]] و ولایت الهی و طاغوتی، عنصر تعیین‌کننده، [[علم]] و [[جهل]] است؛ چنانچه استقرار حکومت [[طاغوت]]، مبتنی بر پذیرش مردمی است که البته این پذیرش، ریشه در جهل آنان دارد. و در مقابل، [[حکومت الهی]] نیز بر پذیرشی [[استوار]] است که بر پایه علم و آگاهی بنا شده است. در گذر [[زمان]] و تداوم حرکت تاریخ، سطوح و لایه‌های علم و جهل بشر پیچیده‌تر شده و اشکال مقابله و [[تعارض]] نظام‌های الهی و طاغوتی نیز در هر مقطع تاریخی نمود پیچیده‌تری می‌یابد؛ چنانچه گاهی [[جهل]]، موجب [[پذیرش حکومت]] [[طاغوت]] می‌شود و در شکل [[ترس]] و یا به خاطر [[حفظ]] [[منافع]] فردی، بروز می‌کند و گاهی مواقع نیز در شکل پیچیده‌تر آن، [[جهل مرکب]] ظاهر می‌شود؛ یعنی به [[بشریت]] در عین اینکه نمی‌داند و [[توانایی]] ندارد، گفته می‌شود که می‌دانید و می‌توانید و به شکلی در الگوهای [[فهم]] و [[قدرت]] او [[تصرف]] نموده و [[بشر]] با خواست خود و با رغبت و [[رضا]]، [[حکومت ظلم]] و طاغوت را [[اختیار]] و [[انتخاب]] می‌کند.
::::::از خلال افت و خیز دائمی [[جوامع انسانی]] و [[سیر]] [[خروج]] از [[جهل و نادانی]] و رسیدن به [[آگاهی]] در مورد خود، دیگران و [[نظام هستی]]، زمینه‌های پذیرش حکومت کمال مطلوب [[الهی]] که سازگار با [[فطرت]] الهی نوع بشر است، فراهم خواهد شد و [[خداوند]] در پاسخ به تقاضای بشریت، [[دین]] خود و [[نعمت]] ولی خود را بر آنان ارزانی خواهد نمود»<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۹۲-۱۰۶.</ref>
::::::از خلال افت و خیز دائمی [[جوامع انسانی]] و [[سیر]] [[خروج]] از [[جهل و نادانی]] و رسیدن به [[آگاهی]] در مورد خود، دیگران و [[نظام هستی]]، زمینه‌های پذیرش حکومت کمال مطلوب [[الهی]] که سازگار با [[فطرت]] الهی نوع بشر است، فراهم خواهد شد و [[خداوند]] در پاسخ به تقاضای بشریت، [[دین]] خود و [[نعمت]] ولی خود را بر آنان ارزانی خواهد نمود»<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۹۲-۱۰۶.</ref>


۲۲۴٬۹۷۴

ویرایش