نشانه‌های نزدیک بودن ظهور چیستند؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '\. \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به '. $1 '
جز (جایگزینی متن - '\ه\s=\s(.*)\]\]\]\] \:\:\:\:\:\:' به 'ه = $1 | پاسخ = ')
جز (جایگزینی متن - '\. \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به '. $1 ')
خط ۱۸: خط ۱۸:
::::::آیت‌‌الله '''[[محمد جواد خراسانی]]'''، در کتاب ''«[[مهدی منتظر ۱ (کتاب)|مهدی منتظر]]»'' در این‌باره گفته است:
::::::آیت‌‌الله '''[[محمد جواد خراسانی]]'''، در کتاب ''«[[مهدی منتظر ۱ (کتاب)|مهدی منتظر]]»'' در این‌باره گفته است:
:::::*«'''شدت [[فتنه]] و [[فساد]] و [[اختلاف]] و [[ظلم و جور]]''': اجمالا به‌طور کلی می‌توان گفت که: از بزرگ‌ترین [[نشانه‌ها]] و مهم‌ترین علامات [[قرب]] و نزدیکی، شدت همان فسادهایی است که در وقایع [[دوران غیبت]] گذشت، از فسادهای دینی و [[اجتماعی]] و مملکتی و تربیتی و [[اخلاقی]]، یعنی هرچه این امور شدت پیدا کند [[ظهور]] نزدیک‌تر شود، زیراکه او براندازنده همین امور است و [[قیام]] او برای برداشتن همین [[فسادها]] است و تا عالم پر از [[جور]] و [[فساد]] نشود که دیگر چاره‌پذیر نباشد و قابل [[اصلاح]] نباشد، قیامی نخواهد بود.
:::::*«'''شدت [[فتنه]] و [[فساد]] و [[اختلاف]] و [[ظلم و جور]]''': اجمالا به‌طور کلی می‌توان گفت که: از بزرگ‌ترین [[نشانه‌ها]] و مهم‌ترین علامات [[قرب]] و نزدیکی، شدت همان فسادهایی است که در وقایع [[دوران غیبت]] گذشت، از فسادهای دینی و [[اجتماعی]] و مملکتی و تربیتی و [[اخلاقی]]، یعنی هرچه این امور شدت پیدا کند [[ظهور]] نزدیک‌تر شود، زیراکه او براندازنده همین امور است و [[قیام]] او برای برداشتن همین [[فسادها]] است و تا عالم پر از [[جور]] و [[فساد]] نشود که دیگر چاره‌پذیر نباشد و قابل [[اصلاح]] نباشد، قیامی نخواهد بود.
::::::پس هرچه دامنه [[فساد]] وسعت پیدا کند و [[بی‌دینی]] زیادتر گردد و [[ظلم و جور]] و [[تعدی]] و فواحش و فجایع عمومی‌تر شود و عالم‌گیر گردد، [[امیدواری]] بیش‌تر و به [[فرج]] نزدیک‌تر خواهد بود. پس [[مؤمنین]] اگرچه از دیدن این امور و مشاهده این احوال سخت دلگیرند، اما از جهت دیگر باید دلگیر نباشند که زودتر به آرزوی دیرینه نائل خواهند شد. انشاء الله‌
 
پس هرچه دامنه [[فساد]] وسعت پیدا کند و [[بی‌دینی]] زیادتر گردد و [[ظلم و جور]] و [[تعدی]] و فواحش و فجایع عمومی‌تر شود و عالم‌گیر گردد، [[امیدواری]] بیش‌تر و به [[فرج]] نزدیک‌تر خواهد بود. پس [[مؤمنین]] اگرچه از دیدن این امور و مشاهده این احوال سخت دلگیرند، اما از جهت دیگر باید دلگیر نباشند که زودتر به آرزوی دیرینه نائل خواهند شد. انشاء الله‌
::::::به این [[احادیث]] توجه کنید که پایه بلا و [[فتنه]] را تا چه حدی بالا برده‌اند، [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: "بلای این [[امت]] به‌نحوی باشد که پناهگاهی نباشد که به وی [[پناه]] برند"<ref>ینابیع المودة، ج ۳، ۲۵۸، ح ۱۱؛ منتخب الاثر، ص ۱۹۷، ح ۱۳.</ref>. و [[حضرت باقر]] {{ع}} فرمود: "چنان باشید که مانند بزهای ترسان که نه [[قدرت]] [[دفاع]] از خود دارند و نه پناهگاهی دارند، به‌نحوی که قصاب دست بر هرکدام که خواهد می‌گذارد"<ref>غیبت نعمانی، ص ۱۲۸؛ بشارة الاسلام، ص ۱۰۵.</ref>.
::::::به این [[احادیث]] توجه کنید که پایه بلا و [[فتنه]] را تا چه حدی بالا برده‌اند، [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: "بلای این [[امت]] به‌نحوی باشد که پناهگاهی نباشد که به وی [[پناه]] برند"<ref>ینابیع المودة، ج ۳، ۲۵۸، ح ۱۱؛ منتخب الاثر، ص ۱۹۷، ح ۱۳.</ref>. و [[حضرت باقر]] {{ع}} فرمود: "چنان باشید که مانند بزهای ترسان که نه [[قدرت]] [[دفاع]] از خود دارند و نه پناهگاهی دارند، به‌نحوی که قصاب دست بر هرکدام که خواهد می‌گذارد"<ref>غیبت نعمانی، ص ۱۲۸؛ بشارة الاسلام، ص ۱۰۵.</ref>.
::::::و [[حضرت صادق]] {{ع}} فرمود: "تا این‌که اکثر [[مردم]] بگویند: [[خدا]] را به [[آل محمد]] احتیاجی نیست!"<ref>کمال الدین، ج۲، ۳۴۲، ح ۲۲؛ غیبت طوسی، ص ۳۴۰، ح ۲۹۰.</ref>
 
و [[حضرت صادق]] {{ع}} فرمود: "تا این‌که اکثر [[مردم]] بگویند: [[خدا]] را به [[آل محمد]] احتیاجی نیست!"<ref>کمال الدین، ج۲، ۳۴۲، ح ۲۲؛ غیبت طوسی، ص ۳۴۰، ح ۲۹۰.</ref>
::::::و هم‌چنین [[امیر المؤمنین]] {{ع}} از [[پیامبر]] {{صل}} که فرمود: "چنان [[زمین]] پر از [[جور]] و [[ظلم]] شود که نتواند کسی بگوید [[الله]]، مگر مخفیانه"<ref>امالی طوسی، ص ۳۸۲ مجلس سیزدهم، ح ۸۲۱؛ بحارالانوار، ج ۵۱، ۱۱۷، ح ۱۷.</ref> (شاید این مختص بعضی اوقات یا بعضی امکنه باشد و یا مقصود این است که [[ظلم]] را ببیند و [[قدرت]] نداشته باشد که از [[ظلم]] ناله و داد کند و [[الله]] بگوید و این اظهر است).
::::::و هم‌چنین [[امیر المؤمنین]] {{ع}} از [[پیامبر]] {{صل}} که فرمود: "چنان [[زمین]] پر از [[جور]] و [[ظلم]] شود که نتواند کسی بگوید [[الله]]، مگر مخفیانه"<ref>امالی طوسی، ص ۳۸۲ مجلس سیزدهم، ح ۸۲۱؛ بحارالانوار، ج ۵۱، ۱۱۷، ح ۱۷.</ref> (شاید این مختص بعضی اوقات یا بعضی امکنه باشد و یا مقصود این است که [[ظلم]] را ببیند و [[قدرت]] نداشته باشد که از [[ظلم]] ناله و داد کند و [[الله]] بگوید و این اظهر است).
::::::و خود آن [[حضرت]] {{ع}} در [[توقیع]] مبارک فرمود: "[[ظهور]] نخواهد بود مگر بعد از طول مدت و قساوت [[دل‌ها]] و پرشدن [[زمین]] از [[جور]]"<ref>غیبت طوسی، ص ۳۹۵، ح ۳۶۵؛ کمال الدین، ج۲، ۵۱۶، ح ۴۴.</ref>
 
و خود آن [[حضرت]] {{ع}} در [[توقیع]] مبارک فرمود: "[[ظهور]] نخواهد بود مگر بعد از طول مدت و قساوت [[دل‌ها]] و پرشدن [[زمین]] از [[جور]]"<ref>غیبت طوسی، ص ۳۹۵، ح ۳۶۵؛ کمال الدین، ج۲، ۵۱۶، ح ۴۴.</ref>
::::::و [[حضرت باقر]] {{ع}} فرمود: "به طوری باشد که آرزوکننده در صبح و [[شام]] آرزوی [[مرگ]] کند از عظم (- بزرگی) آن‌چه می‌بینند، از در افتادن [[مردم]] به یکدیگر و خوردن بعضی، بعضی را"<ref>مختصر بصائر الدرجات، ص ۲۱۳؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ۲۳۱، ح ۹۶.</ref>. (یعنی مستأصل و نابود کردن).
::::::و [[حضرت باقر]] {{ع}} فرمود: "به طوری باشد که آرزوکننده در صبح و [[شام]] آرزوی [[مرگ]] کند از عظم (- بزرگی) آن‌چه می‌بینند، از در افتادن [[مردم]] به یکدیگر و خوردن بعضی، بعضی را"<ref>مختصر بصائر الدرجات، ص ۲۱۳؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ۲۳۱، ح ۹۶.</ref>. (یعنی مستأصل و نابود کردن).
::::::در کتاب "[[ملاحم و فتن]]" [[سید بن طاووس]] از [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: "زود است رو آورد بر شما [[فتنه]] کور و کر که [[عقول]] مردان در وی معوج شود، تا این‌که دور باشد که مرد عاقلی ببینی، چنان [[عقول]] [[مردم]] برود که گویا [[مردم]] بهائم هستند و تا این‌که هیچ فردی از [[مردم]] پناهی از آن [[فتنه]] نیابد و هیچ فردی [[قدرت]] آن نداشته باشد که بگوید مه مه (چرا چرا، یا بس است بس است) [[فتنه]] از ناحیه‌ای بلند نشود مگر این‌که در [[ناحیه]] دیگر فرود آید، هر کس خود را گمان کند که بر چیزی هست (یعنی هرکس خود را [[عاقل]] و باایمان و [[عقیده]] صحیح بگمارد) و حال این‌که بر چیزی نیست و در آن هنگام تمنی [[مرگ]] می‌کند و به قبرستان می‌آید، پس خود را مانند چارپایان بر [[قبر]] می‌اندازد و به [[خاک]] می‌غلطد و به [[صاحب]] [[قبر]] می‌گوید:‌ای کاش من به جای تو می‌بودم و می‌گوید: [[نجات]] یافتی، [[نجات]] یافتی، کاش من به جای تو می‌بودم، تا این‌که هیچ خانه‌ای نماند مگر این‌که [[فتنه]] داخل او شود و هیچ مسلمانی نماند مگر این‌که به او آسیبی زند، تا این‌که مردی از [[عترت]] من [[خروج]] کند"<ref>التشریف بالمنن، ص ۷۰، ح ۹.</ref>
 
در کتاب "[[ملاحم و فتن]]" [[سید بن طاووس]] از [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: "زود است رو آورد بر شما [[فتنه]] کور و کر که [[عقول]] مردان در وی معوج شود، تا این‌که دور باشد که مرد عاقلی ببینی، چنان [[عقول]] [[مردم]] برود که گویا [[مردم]] بهائم هستند و تا این‌که هیچ فردی از [[مردم]] پناهی از آن [[فتنه]] نیابد و هیچ فردی [[قدرت]] آن نداشته باشد که بگوید مه مه (چرا چرا، یا بس است بس است) [[فتنه]] از ناحیه‌ای بلند نشود مگر این‌که در [[ناحیه]] دیگر فرود آید، هر کس خود را گمان کند که بر چیزی هست (یعنی هرکس خود را [[عاقل]] و باایمان و [[عقیده]] صحیح بگمارد) و حال این‌که بر چیزی نیست و در آن هنگام تمنی [[مرگ]] می‌کند و به قبرستان می‌آید، پس خود را مانند چارپایان بر [[قبر]] می‌اندازد و به [[خاک]] می‌غلطد و به [[صاحب]] [[قبر]] می‌گوید:‌ای کاش من به جای تو می‌بودم و می‌گوید: [[نجات]] یافتی، [[نجات]] یافتی، کاش من به جای تو می‌بودم، تا این‌که هیچ خانه‌ای نماند مگر این‌که [[فتنه]] داخل او شود و هیچ مسلمانی نماند مگر این‌که به او آسیبی زند، تا این‌که مردی از [[عترت]] من [[خروج]] کند"<ref>التشریف بالمنن، ص ۷۰، ح ۹.</ref>
:::::*'''بنای قصر عتیق و بنای عمارت‌ها در اطراف [[مسجد]] کوفه‌''': [[حضرت صادق]] {{ع}} به [[مفضل]] فرمود: "چون [[مهدی]] {{ع}} ظاهر شود، قصر عتیق (دار الاماره) و خانه‌های جبابره را که اطراف [[مسجد کوفه]] است خراب کند، [[ملعون]] است کسی که او را بنا کند"<ref>الزام الناصب، ج ۲، ۲۶۰؛ بحارالانوار، ج ۵۳، ۱۱.</ref>.
:::::*'''بنای قصر عتیق و بنای عمارت‌ها در اطراف [[مسجد]] کوفه‌''': [[حضرت صادق]] {{ع}} به [[مفضل]] فرمود: "چون [[مهدی]] {{ع}} ظاهر شود، قصر عتیق (دار الاماره) و خانه‌های جبابره را که اطراف [[مسجد کوفه]] است خراب کند، [[ملعون]] است کسی که او را بنا کند"<ref>الزام الناصب، ج ۲، ۲۶۰؛ بحارالانوار، ج ۵۳، ۱۱.</ref>.
::::::مخفی نیست که مدت‌ها بود که دار الاماره خراب و اطراف [[مسجد]] مخروبه بود، این حقیر که مدت ده سال در [[نجف اشرف]] مشرف بودم جز [[مسجد کوفه]] بنایی نبود و از دیوار [[مسجد کوفه]] تا [[نجف]] بیابان و تا نزدیک شط نیز قسمتی بیابان بود و قسمتی باغستان متصل به قصبه‌ای که در اطراف به نام [[کوفه]] جدید معروف بود و هیچ اثری از آثار دار الاماره نبود ولی در سال ۱۳۸۱ که مشرف شدم دیدم خیابان از [[کوفه]] تا [[نجف]] کشیده شده و اطراف [[مسجد]] خانه‌های بسیار و عمارت‌های دولتی احداث شده و در پشت [[مسجد]] دار الأماره را حفر کرده بودند، سرداب‌های او ظاهر بود، پس [[امید]] است انشاء [[الله]] این بناها از آثار قریبه باشد.
 
مخفی نیست که مدت‌ها بود که دار الاماره خراب و اطراف [[مسجد]] مخروبه بود، این حقیر که مدت ده سال در [[نجف اشرف]] مشرف بودم جز [[مسجد کوفه]] بنایی نبود و از دیوار [[مسجد کوفه]] تا [[نجف]] بیابان و تا نزدیک شط نیز قسمتی بیابان بود و قسمتی باغستان متصل به قصبه‌ای که در اطراف به نام [[کوفه]] جدید معروف بود و هیچ اثری از آثار دار الاماره نبود ولی در سال ۱۳۸۱ که مشرف شدم دیدم خیابان از [[کوفه]] تا [[نجف]] کشیده شده و اطراف [[مسجد]] خانه‌های بسیار و عمارت‌های دولتی احداث شده و در پشت [[مسجد]] دار الأماره را حفر کرده بودند، سرداب‌های او ظاهر بود، پس [[امید]] است انشاء [[الله]] این بناها از آثار قریبه باشد.
:::::*'''بنای جسر کوفه‌''': [[امیر المؤمنین]] {{ع}} فرمود: "[[سفیانی]] لشکری به سوی [[کوفه]] می‌فرستد، پس امیری از [[بغداد]] با پنج هزار به محاربه او حرکت می‌کند و بر [[جسر کوفه]] [[جنگ]] واقع شود، تا این‌که هفتاد هزار از طرفین بر [[جسر کوفه]] کشته گردند به طوری که از [[خون]] آن‌ها [[آب]] [[فرات]] رنگین و از جسدهاشان که در [[آب]] افتد، [[آب]] متعفن شود که سه روز [[مردم]] از [[آب]] [[فرات]] خودداری کنند"<ref>الزام الناصب، ج ۲، ۱۱۹؛ بحارالانوار، ج ۵۳، ۸۳، ح ۸۶.</ref>.
:::::*'''بنای جسر کوفه‌''': [[امیر المؤمنین]] {{ع}} فرمود: "[[سفیانی]] لشکری به سوی [[کوفه]] می‌فرستد، پس امیری از [[بغداد]] با پنج هزار به محاربه او حرکت می‌کند و بر [[جسر کوفه]] [[جنگ]] واقع شود، تا این‌که هفتاد هزار از طرفین بر [[جسر کوفه]] کشته گردند به طوری که از [[خون]] آن‌ها [[آب]] [[فرات]] رنگین و از جسدهاشان که در [[آب]] افتد، [[آب]] متعفن شود که سه روز [[مردم]] از [[آب]] [[فرات]] خودداری کنند"<ref>الزام الناصب، ج ۲، ۱۱۹؛ بحارالانوار، ج ۵۳، ۸۳، ح ۸۶.</ref>.
::::::این حقیر نیز در همان سال ۱۳۸۱ دیدم جسر آهنی ثابت پهنی کشیده بودند که پیش از آن نبود، بلکه جسر چوبی مختصری برای عبور بود و او را هم برای عبور کشتی‌ها و طراده‌ها قطع می‌کردند، چون آن جسر عظیم را مشاهده کردم [[تصدیق]] کردم که مراد این جسر است که گنجایش [[جنگ]] بر روی وی و کشته شدن هفتاد هزار را دارد، و در "[[الزام الناصب]]" از [[حدیث]] [[سلمان]] گفت: {{عربی|""و یوشک أن یبنی جسرها و یبنی جنبیها""}} "نزدیک است که [[جسر کوفه]] بنا شود و در دو طرف شط خانه‌ها ساخته شود"<ref>الزام الناصب، ج ۲، ۱۵۴.</ref>.
 
این حقیر نیز در همان سال ۱۳۸۱ دیدم جسر آهنی ثابت پهنی کشیده بودند که پیش از آن نبود، بلکه جسر چوبی مختصری برای عبور بود و او را هم برای عبور کشتی‌ها و طراده‌ها قطع می‌کردند، چون آن جسر عظیم را مشاهده کردم [[تصدیق]] کردم که مراد این جسر است که گنجایش [[جنگ]] بر روی وی و کشته شدن هفتاد هزار را دارد، و در "[[الزام الناصب]]" از [[حدیث]] [[سلمان]] گفت: {{عربی|""و یوشک أن یبنی جسرها و یبنی جنبیها""}} "نزدیک است که [[جسر کوفه]] بنا شود و در دو طرف شط خانه‌ها ساخته شود"<ref>الزام الناصب، ج ۲، ۱۵۴.</ref>.
:::::*'''[[خندق]] برای [[کوفه]] و [[کشف هیکل]] و تعطیل مساجد [[چهل]] روز''': [[امیر المؤمنین]] {{ع}} فرمود: "علاماتی است: اول آن‌ها حصاربندی [[کوفه]] است به [[خندق]] و رصد و خراب کردن زاویه‌ها است در کوچه‌های [[کوفه]] و تعطیل مسجدها [[چهل]] شبانه روز و [[کشف هیکل]] (مجسمه) و به اهتزاز درآمدن سه [[بیرق]] در اطراف [[مسجد]] اکبر ([[مسجد کوفه]])"<ref>همان ۲، ۱۱۹؛ بحارالانوار، ج ۵۳، ۸۳، ح ۸۶.</ref>. اما خراب کردن زاویه‌ها را که من خود مشاهده کردم در اثر خیابانی که از [[کوفه]] تا [[نجف]] کشیده‌اند واقع شده. و اما [[کشف هیکل]] بعید نیست به همین زودی واقع شود زیراکه نزدیک [[مسجد]]، میدانی ساخته‌اند و بعید نیست که چنان‌چه متعارف روز است که در هر میدانی مجسمه‌ای می‌سازند در آن‌جا نیز بسازند و مقصود از [[کشف]] او ظاهر ساختن او است بعد از اتمامش.
:::::*'''[[خندق]] برای [[کوفه]] و [[کشف هیکل]] و تعطیل مساجد [[چهل]] روز''': [[امیر المؤمنین]] {{ع}} فرمود: "علاماتی است: اول آن‌ها حصاربندی [[کوفه]] است به [[خندق]] و رصد و خراب کردن زاویه‌ها است در کوچه‌های [[کوفه]] و تعطیل مسجدها [[چهل]] شبانه روز و [[کشف هیکل]] (مجسمه) و به اهتزاز درآمدن سه [[بیرق]] در اطراف [[مسجد]] اکبر ([[مسجد کوفه]])"<ref>همان ۲، ۱۱۹؛ بحارالانوار، ج ۵۳، ۸۳، ح ۸۶.</ref>. اما خراب کردن زاویه‌ها را که من خود مشاهده کردم در اثر خیابانی که از [[کوفه]] تا [[نجف]] کشیده‌اند واقع شده. و اما [[کشف هیکل]] بعید نیست به همین زودی واقع شود زیراکه نزدیک [[مسجد]]، میدانی ساخته‌اند و بعید نیست که چنان‌چه متعارف روز است که در هر میدانی مجسمه‌ای می‌سازند در آن‌جا نیز بسازند و مقصود از [[کشف]] او ظاهر ساختن او است بعد از اتمامش.
::::::و اما رصد پس شاید مراد، سیم‌های خاردار باشد به طوری که متعارف روز است، پس مراد این باشد که اطراف [[کوفه]] را سیم‌های خاردار بکشند، چنان‌که الآن هم بعضی مواضع آن را کشیده‌اند.
 
::::::و اما [[خندق]]: پیش از این به فاصله یک کیلومتر از [[مسجد]] خندقی بود و الآن تا حدودی که خیابان از وسط او عبور کرده پر کرده‌اند، پس شاید همان [[خندق]] را بار دیگر [[احیاء]] خواهند کرد یا [[خندق]] دیگر احداث خواهد شد.
و اما رصد پس شاید مراد، سیم‌های خاردار باشد به طوری که متعارف روز است، پس مراد این باشد که اطراف [[کوفه]] را سیم‌های خاردار بکشند، چنان‌که الآن هم بعضی مواضع آن را کشیده‌اند.
::::::و در [[جنگ]] عمومی پیش که [[عراق]] در [[تصرف]] [[دولت]] [[عثمانی]] بود اطراف [[نجف]] را سیم‌بندی کرده بودند و [[چهل]] روز محاصره بوده و نمازها هم تعطیل بود، پس ممکن است همان باشد و ممکن است غیر آن واقع شود. و اما سه [[بیرق]]: پس معلوم نیست که صاحبانش کیست، الا این‌که آن [[حضرت]] فرمود: "آن سه [[بیرق]] شبیهند به [[هدایت]] ولکن [[قاتل]] و مقتول در [[آتش]] است".
 
و اما [[خندق]]: پیش از این به فاصله یک کیلومتر از [[مسجد]] خندقی بود و الآن تا حدودی که خیابان از وسط او عبور کرده پر کرده‌اند، پس شاید همان [[خندق]] را بار دیگر [[احیاء]] خواهند کرد یا [[خندق]] دیگر احداث خواهد شد.
 
و در [[جنگ]] عمومی پیش که [[عراق]] در [[تصرف]] [[دولت]] [[عثمانی]] بود اطراف [[نجف]] را سیم‌بندی کرده بودند و [[چهل]] روز محاصره بوده و نمازها هم تعطیل بود، پس ممکن است همان باشد و ممکن است غیر آن واقع شود. و اما سه [[بیرق]]: پس معلوم نیست که صاحبانش کیست، الا این‌که آن [[حضرت]] فرمود: "آن سه [[بیرق]] شبیهند به [[هدایت]] ولکن [[قاتل]] و مقتول در [[آتش]] است".


:::::*'''[[بغداد]] بار دیگر پایتخت شود با تشکیل دار الشوری‌''': "در [[ملاحم و فتن]]" [[سید بن طاووس]] از [[امیر المؤمنین]] {{ع}} فرمود: {{عربی|""و تعود دار الملک الی الزوراء و تصیر الأمور شوری من غلب علی شی‌ء فعله، فعند ذلک خروج السفیانی""}}. [[دار الملک]] به [[بغداد]] برگردد (و این اشاره به این است که مدتی از وی قطع خواهد شد چنان‌که شده بود) و امور به [[شوری]] موکول می‌شود. هرکس بر هرچه غالب شود انجام دهد، پس در آن وقت است [[خروج سفیانی]]"<ref>التشریف المنن، ص ۲۶۶، ح ۳۸۶.</ref>.
:::::*'''[[بغداد]] بار دیگر پایتخت شود با تشکیل دار الشوری‌''': "در [[ملاحم و فتن]]" [[سید بن طاووس]] از [[امیر المؤمنین]] {{ع}} فرمود: {{عربی|""و تعود دار الملک الی الزوراء و تصیر الأمور شوری من غلب علی شی‌ء فعله، فعند ذلک خروج السفیانی""}}. [[دار الملک]] به [[بغداد]] برگردد (و این اشاره به این است که مدتی از وی قطع خواهد شد چنان‌که شده بود) و امور به [[شوری]] موکول می‌شود. هرکس بر هرچه غالب شود انجام دهد، پس در آن وقت است [[خروج سفیانی]]"<ref>التشریف المنن، ص ۲۶۶، ح ۳۸۶.</ref>.
:::::*'''[[جسر بغداد]] و کشته شدن بسیاری بر وی‌''': در "[[ملاحم و فتن]]" از [[امیر المؤمنین]] {{ع}} در علامت بلای سوم [[بغداد]] فرمود: {{عربی|""اذا عقد الجسر بأرضها و طلعت النجوم ذات الذوانب من المشرق، هنالک یقتل علی جسرها کتائب""}}. هرگاه جسر در [[زمین]] [[بغداد]] بسته شود و [[ستارگان]] دنباله‌دار از [[مشرق]] طلوع کند، در آن‌وقت کتیبه‌هایی از [[لشکر]] بر جسر او کشته شود"<ref>بحارالانوار، ج ۴۱، ۱۷۸، ح ۱۴.</ref>.
:::::*'''[[جسر بغداد]] و کشته شدن بسیاری بر وی‌''': در "[[ملاحم و فتن]]" از [[امیر المؤمنین]] {{ع}} در علامت بلای سوم [[بغداد]] فرمود: {{عربی|""اذا عقد الجسر بأرضها و طلعت النجوم ذات الذوانب من المشرق، هنالک یقتل علی جسرها کتائب""}}. هرگاه جسر در [[زمین]] [[بغداد]] بسته شود و [[ستارگان]] دنباله‌دار از [[مشرق]] طلوع کند، در آن‌وقت کتیبه‌هایی از [[لشکر]] بر جسر او کشته شود"<ref>بحارالانوار، ج ۴۱، ۱۷۸، ح ۱۴.</ref>.
::::::پس اگر مراد از [[عقد]] جسر، کشیدن جسر باشد امری است واقع‌شده و گذشته، چنان که پیش گفته شد و گویا رضی الدین برادر [[علامه حلی]] همین معنا را فهمیده که در کتاب عدد گفته: {{عربی|""و مد الجسر مما یلی الکرخ""}} کشیدن جسر از [[ناحیه]] [[کرخ]] و او را در حساب گذشته‌ها و واقع‌شده‌ها ذکر کرده، ولی [[شیخ مفید]] در "[[ارشاد]]" به همان [[عقد]] تعبیر کرده و فرموده {{عربی|""عقد الجسر مما یلی الکرخ""}}<ref>ارشاد مفید، ج ۳۴۶.</ref>. و اگر به معنی بنای جسر باشد پس این امر به‌تازگی واقع شده در زمان ما، جسر ثابت و محکم ساخته‌اند، و شاید رضی الدین و امثال او که به معنی کشیدن معنی کرده‌اند، نظر به این بوده که تصور نمی‌کرده‌اند که بشود جسر ثابتی بنا کنند.
 
پس اگر مراد از [[عقد]] جسر، کشیدن جسر باشد امری است واقع‌شده و گذشته، چنان که پیش گفته شد و گویا رضی الدین برادر [[علامه حلی]] همین معنا را فهمیده که در کتاب عدد گفته: {{عربی|""و مد الجسر مما یلی الکرخ""}} کشیدن جسر از [[ناحیه]] [[کرخ]] و او را در حساب گذشته‌ها و واقع‌شده‌ها ذکر کرده، ولی [[شیخ مفید]] در "[[ارشاد]]" به همان [[عقد]] تعبیر کرده و فرموده {{عربی|""عقد الجسر مما یلی الکرخ""}}<ref>ارشاد مفید، ج ۳۴۶.</ref>. و اگر به معنی بنای جسر باشد پس این امر به‌تازگی واقع شده در زمان ما، جسر ثابت و محکم ساخته‌اند، و شاید رضی الدین و امثال او که به معنی کشیدن معنی کرده‌اند، نظر به این بوده که تصور نمی‌کرده‌اند که بشود جسر ثابتی بنا کنند.
:::::*'''[[ظهور]] آتشی در [[ثویه]] [[کوفه]] تا کناسه [[بنی اسد]]''': [[حضرت صادق]] {{ع}} در این [[آیه]]: {{متن قرآن|سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ}}<ref>معارج، ۱.</ref> فرمود: "[[تأویل]] او خواهد آمد: عذابی است یعنی آتشی است که واقع خواهد شد در [[ثویه]] [[کوفه]] تا منتهی شود به کناسه [[بنی اسد]]، تا این‌که عبور کند به محله ثقیف، هیچ وتری را (آن‌که بر گردن او خونی است) برای [[آل محمد]] باقی نگذارد، مگر این‌که بسوزاند او را و این قبل از خروج‌ [[قائم]] {{ع}} است"<ref>الزام الناصب، ج ۲، ۱۲۳؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ۲۴۳، ح ۱۱۵.</ref>.
:::::*'''[[ظهور]] آتشی در [[ثویه]] [[کوفه]] تا کناسه [[بنی اسد]]''': [[حضرت صادق]] {{ع}} در این [[آیه]]: {{متن قرآن|سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ}}<ref>معارج، ۱.</ref> فرمود: "[[تأویل]] او خواهد آمد: عذابی است یعنی آتشی است که واقع خواهد شد در [[ثویه]] [[کوفه]] تا منتهی شود به کناسه [[بنی اسد]]، تا این‌که عبور کند به محله ثقیف، هیچ وتری را (آن‌که بر گردن او خونی است) برای [[آل محمد]] باقی نگذارد، مگر این‌که بسوزاند او را و این قبل از خروج‌ [[قائم]] {{ع}} است"<ref>الزام الناصب، ج ۲، ۱۲۳؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ۲۴۳، ح ۱۱۵.</ref>.
::::::مؤلف گوید: [[ثویه]] موضعی بوده در [[کوفه]] معروف و هم‌چنین کناسه، ولی آن [[کوفه]] اصلی فعلا اثری از وی نمانده و این محل‌ها هم معروف نیست، فقط منظور از ذکر این واقعه آن است که اگر آتشی در [[کوفه]] احیانا ظاهر شود؛ بدانند که این همان است که [[اخبار]] شده.
 
مؤلف گوید: [[ثویه]] موضعی بوده در [[کوفه]] معروف و هم‌چنین کناسه، ولی آن [[کوفه]] اصلی فعلا اثری از وی نمانده و این محل‌ها هم معروف نیست، فقط منظور از ذکر این واقعه آن است که اگر آتشی در [[کوفه]] احیانا ظاهر شود؛ بدانند که این همان است که [[اخبار]] شده.
:::::*'''جفا و تعدی‌های [[بنی هاشم‌]]''': [[حضرت صادق]] {{ع}} به أبان بن تغلب فرمود: "هرگاه [[رایت]] [[حق]] ظاهر شود [[لعنت]] کند او را اهل شرق و غرب. سپس فرمود: آیا می‌دانی برای چه؟ عرض کرد: نه. فرمود: به جهت آن‌چه که [[مردم]] پیش از [[خروج]] او از [[اهل بیت]] او می‌بینند". و مثل این به [[منصور]] بن حازم فرمود<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ۳۶۳، ح ۱۳۵ و ۱۳۶.</ref>.
:::::*'''جفا و تعدی‌های [[بنی هاشم‌]]''': [[حضرت صادق]] {{ع}} به أبان بن تغلب فرمود: "هرگاه [[رایت]] [[حق]] ظاهر شود [[لعنت]] کند او را اهل شرق و غرب. سپس فرمود: آیا می‌دانی برای چه؟ عرض کرد: نه. فرمود: به جهت آن‌چه که [[مردم]] پیش از [[خروج]] او از [[اهل بیت]] او می‌بینند". و مثل این به [[منصور]] بن حازم فرمود<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ۳۶۳، ح ۱۳۵ و ۱۳۶.</ref>.
::::::پس از این [[حدیث]] ظاهر می‌شود که قبل از آن [[حضرت]] [[بنی هاشم]] [[جور]] و تعدیاتی خواهند داشت که [[مردم]] از ایشان به تنگ آمده باشند که چون [[رایت]] [[حق]] را هم ببینند بر آنان [[قیاس]] کنند. اما در کدام [[کشور]]؟ ظاهر این است که در همه‌جا است.
 
پس از این [[حدیث]] ظاهر می‌شود که قبل از آن [[حضرت]] [[بنی هاشم]] [[جور]] و تعدیاتی خواهند داشت که [[مردم]] از ایشان به تنگ آمده باشند که چون [[رایت]] [[حق]] را هم ببینند بر آنان [[قیاس]] کنند. اما در کدام [[کشور]]؟ ظاهر این است که در همه‌جا است.
:::::*'''[[ظهور]] [[یأس]] و نومیدی‌''': [[حضرت رسول]] {{صل}} فرمود: "[[قیام]] او در هنگام تغیر بلاد و ضعیف شدن عباد و [[یأس]] از [[فرج]] خواهد بود"<ref>منتخب الاثر، ص ۲۰۶، ح ۴۴؛ بحارالانوار، ج ۲۸، ۴۵، ح ۸.</ref>. و [[حضرت باقر]] {{ع}} فرمود: "[[خروج]] او در وقتی خواهد بود که [[مردم]] مأیوس و [[ناامید]] باشند"<ref>الزام الناصب، ج ۲، ۱۶۲؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ۲۳۱، ح ۹۶.</ref>.
:::::*'''[[ظهور]] [[یأس]] و نومیدی‌''': [[حضرت رسول]] {{صل}} فرمود: "[[قیام]] او در هنگام تغیر بلاد و ضعیف شدن عباد و [[یأس]] از [[فرج]] خواهد بود"<ref>منتخب الاثر، ص ۲۰۶، ح ۴۴؛ بحارالانوار، ج ۲۸، ۴۵، ح ۸.</ref>. و [[حضرت باقر]] {{ع}} فرمود: "[[خروج]] او در وقتی خواهد بود که [[مردم]] مأیوس و [[ناامید]] باشند"<ref>الزام الناصب، ج ۲، ۱۶۲؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ۲۳۱، ح ۹۶.</ref>.
:::::*'''سال‌های فریبنده‌''': [[امیر المؤمنین]] {{ع}} فرمود: {{عربی|""بین یدی القائم سنین خداعة""}} پیشاپیش [[قیام قائم]] سال‌هایی است [[فریبنده]]. پس فرمود: "در آن سال‌ها راستگو [[تکذیب]] شود و [[دروغگو]] [[تصدیق]] و شخص مکار [[مقرب]] گردد و [[رویبضه]] (مردمان پست غیر قابل اعتناء) در امر [[مردم]] دخالت کنند و [[سخنرانی]] کنند"<ref>الزام الناصب، ج ۱، ۶۹ و ۲، ۱۱۸؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ۲۴۵، ح ۲۴.</ref>. پس وجه فریبندگیش معلوم شد، یعنی اشخاص ضعیف الایمان چون چنین ببینند نتوانند [[تحمل]] و [[استقامت]] بورزند، یا اسباب تشکیک ایشان شود و یا [[فریب]] وضع زمان را خورند و از [[دروغگویان]] و مکاران و بی‌اعتباران [[تقلید]] و [[تبعیت]] کنند.
:::::*'''سال‌های فریبنده‌''': [[امیر المؤمنین]] {{ع}} فرمود: {{عربی|""بین یدی القائم سنین خداعة""}} پیشاپیش [[قیام قائم]] سال‌هایی است [[فریبنده]]. پس فرمود: "در آن سال‌ها راستگو [[تکذیب]] شود و [[دروغگو]] [[تصدیق]] و شخص مکار [[مقرب]] گردد و [[رویبضه]] (مردمان پست غیر قابل اعتناء) در امر [[مردم]] دخالت کنند و [[سخنرانی]] کنند"<ref>الزام الناصب، ج ۱، ۶۹ و ۲، ۱۱۸؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ۲۴۵، ح ۲۴.</ref>. پس وجه فریبندگیش معلوم شد، یعنی اشخاص ضعیف الایمان چون چنین ببینند نتوانند [[تحمل]] و [[استقامت]] بورزند، یا اسباب تشکیک ایشان شود و یا [[فریب]] وضع زمان را خورند و از [[دروغگویان]] و مکاران و بی‌اعتباران [[تقلید]] و [[تبعیت]] کنند.
:::::*'''نوع [[مردم]] شریر باشند''': [[حضرت باقر]] {{ع}} فرمود: {{عربی|""و لا یکون الا علی رأس شرار الناس""}} "[[ظهور]] نخواهد بود مگر بر سر مردمان شریر، پس هرچه شرارت [[مردم]] بیش و [[مردم]] شریر بیش‌تر گردند به [[ظهور]] نزدیک‌تر خواهد بود"<ref>کمال الدین، ج۲، ۳۳۸، ح ۱۰؛ غیبت طوسی، ص ۴۵۷، ح ۴۶۸.</ref>. [[مردم]] شریر در هر دوره‌ای بوده و لهذا به هر کتابی که مراجعه می‌کنی می‌بینی [[صاحب]] آن کتاب از اهل زمان خود شکایت کرده، اما‌ای کاش آن اشخاص که از صدر اول تا [[حدود]] نیم قرن پیش بودند، در این زمان ما می‌بودند تا ببینند اشرار یعنی چه؟ و تا [[تصدیق]] کنند که تاکنون معنی [[حدیث]] مصداق پیدا نکرده بوده، [[پناه]] می‌بریم به [[خدا]] از شر اهل این زمان که از هیچ چیز پروا ندارند و شرارت در همه طبقات ساری شده و آن‌هایی هم که اهل [[ایمان]] و ظاهر الصلاح شمرده می‌شوند، چون موقعش برسد دست کمی از اشرار ندارند!
:::::*'''نوع [[مردم]] شریر باشند''': [[حضرت باقر]] {{ع}} فرمود: {{عربی|""و لا یکون الا علی رأس شرار الناس""}} "[[ظهور]] نخواهد بود مگر بر سر مردمان شریر، پس هرچه شرارت [[مردم]] بیش و [[مردم]] شریر بیش‌تر گردند به [[ظهور]] نزدیک‌تر خواهد بود"<ref>کمال الدین، ج۲، ۳۳۸، ح ۱۰؛ غیبت طوسی، ص ۴۵۷، ح ۴۶۸.</ref>. [[مردم]] شریر در هر دوره‌ای بوده و لهذا به هر کتابی که مراجعه می‌کنی می‌بینی [[صاحب]] آن کتاب از اهل زمان خود شکایت کرده، اما‌ای کاش آن اشخاص که از صدر اول تا [[حدود]] نیم قرن پیش بودند، در این زمان ما می‌بودند تا ببینند اشرار یعنی چه؟ و تا [[تصدیق]] کنند که تاکنون معنی [[حدیث]] مصداق پیدا نکرده بوده، [[پناه]] می‌بریم به [[خدا]] از شر اهل این زمان که از هیچ چیز پروا ندارند و شرارت در همه طبقات ساری شده و آن‌هایی هم که اهل [[ایمان]] و ظاهر الصلاح شمرده می‌شوند، چون موقعش برسد دست کمی از اشرار ندارند!
:::::*'''شدت [[اختلاف]] در [[شیعه]] و [[تبری]] از یکدیگر''': در وقایع [[خاصه]] راجع به [[شیعه]] گذشت از [[امیر المؤمنین]] {{ع}} و [[حضرت]] مجتبی {{ع}} که فرمودند: "وقتی که [[شیعه]] مختلف شوند و به هم درافتند و از یکدیگر [[تبری]] کنند و یکدیگر را [[لعن]] کنند و [[آب]] دهن بر روی یکدیگر افکنند!" [[راوی]] گفت: هیچ خیری در آن زمان نیست. فرمودند: "همه خیر در آن زمان است که [[قائم]] [[قیام]] کند و همه این‌ها را بردارد"<ref>غیبت طوسی، ص ۴۳۷، ح ۴۲۹؛ اصول کافی، ج ۱، ۶۰۱.</ref>.
:::::*'''شدت [[اختلاف]] در [[شیعه]] و [[تبری]] از یکدیگر''': در وقایع [[خاصه]] راجع به [[شیعه]] گذشت از [[امیر المؤمنین]] {{ع}} و [[حضرت]] مجتبی {{ع}} که فرمودند: "وقتی که [[شیعه]] مختلف شوند و به هم درافتند و از یکدیگر [[تبری]] کنند و یکدیگر را [[لعن]] کنند و [[آب]] دهن بر روی یکدیگر افکنند!" [[راوی]] گفت: هیچ خیری در آن زمان نیست. فرمودند: "همه خیر در آن زمان است که [[قائم]] [[قیام]] کند و همه این‌ها را بردارد"<ref>غیبت طوسی، ص ۴۳۷، ح ۴۲۹؛ اصول کافی، ج ۱، ۶۰۱.</ref>.
::::::[[امیر المؤمنین]] {{ع}} علاوه کرده فرمود: "پس هفتاد نفر را که بر [[خدا]] و [[رسول]] [[دروغ]] می‌گفتند پیش کشد و گردنشان را بزند، پس [[خداوند]] همه را بر یک امر جمع کند"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ۱۱۵، ح ۳۴.</ref>. از این معلوم می‌شود که وجه [[اختلاف]] و [[تبری]] همان دروغگویانی هستند که تشکیل حزب و مسلک و مرام داده و [[مردم]] را به خود جمع و از [[وحدت]] متفرق می‌سازند.
 
[[امیر المؤمنین]] {{ع}} علاوه کرده فرمود: "پس هفتاد نفر را که بر [[خدا]] و [[رسول]] [[دروغ]] می‌گفتند پیش کشد و گردنشان را بزند، پس [[خداوند]] همه را بر یک امر جمع کند"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ۱۱۵، ح ۳۴.</ref>. از این معلوم می‌شود که وجه [[اختلاف]] و [[تبری]] همان دروغگویانی هستند که تشکیل حزب و مسلک و مرام داده و [[مردم]] را به خود جمع و از [[وحدت]] متفرق می‌سازند.
:::::*'''سال‌های پراختلاف و سرعت زوال [[حکومت‌ها]]''': [[حضرت صادق]] {{ع}} فرمود: "پس در آن زمان سال‌های پراختلاف رو خواهد کرد، [[حکومت]] به سرعت منقضی خواهد شد، بسا شود که اول روز شخصی به [[حکومت]] رسد و آخر روز او کشتن و پاره شدن باشد"<ref>کمال الدین، ج۲، ۳۴۸، ح ۳۶؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ۱۱۲، ح ۲۲.</ref>.
:::::*'''سال‌های پراختلاف و سرعت زوال [[حکومت‌ها]]''': [[حضرت صادق]] {{ع}} فرمود: "پس در آن زمان سال‌های پراختلاف رو خواهد کرد، [[حکومت]] به سرعت منقضی خواهد شد، بسا شود که اول روز شخصی به [[حکومت]] رسد و آخر روز او کشتن و پاره شدن باشد"<ref>کمال الدین، ج۲، ۳۴۸، ح ۳۶؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ۱۱۲، ح ۲۲.</ref>.
::::::[[امیر المؤمنین]] {{ع}} فرمود: "پس در هنگام سال، ماه گردد و ماه هفته و هفته مانند روز و روز مانند ساعت"<ref>الزام الناصب، ج ۲، ۱۸۴.</ref>.
 
::::::این دو [[حدیث]] در سابق هم گذشت و مقصود از حدیث [[امیر المؤمنین]] {{ع}} یا همان مضمون [[حدیث]] اول است و یا مراد این است که وضع [[قوانین]] و نقض آن‌ها و سرعت اجراء [[قوانین]] و مرام‌های پرفساد به‌طوری است که چیزی که باید در یک سال انجام گیرد، در یک ماه واقع شود و آن‌چه باید در یک ماه باشد در یک هفته و هم‌چنین روز و ساعت.
[[امیر المؤمنین]] {{ع}} فرمود: "پس در هنگام سال، ماه گردد و ماه هفته و هفته مانند روز و روز مانند ساعت"<ref>الزام الناصب، ج ۲، ۱۸۴.</ref>.
 
این دو [[حدیث]] در سابق هم گذشت و مقصود از حدیث [[امیر المؤمنین]] {{ع}} یا همان مضمون [[حدیث]] اول است و یا مراد این است که وضع [[قوانین]] و نقض آن‌ها و سرعت اجراء [[قوانین]] و مرام‌های پرفساد به‌طوری است که چیزی که باید در یک سال انجام گیرد، در یک ماه واقع شود و آن‌چه باید در یک ماه باشد در یک هفته و هم‌چنین روز و ساعت.
:::::*'''[[خوف]] و جوع و [[نقص]] ثمرات‌''': این [[آیه کریمه]] بدان اشارت فرموده: {{متن قرآن|وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمْوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ}}<ref>بقره، ۱۵۵.</ref> "هرآینه شما را مبتلا خواهیم ساخت البته به چیزی از [[خوف]] و [[گرسنگی]] و نقصان [[اموال]] و [[نفوس]] و میوه‌ها و مژده بده صابرین را".
:::::*'''[[خوف]] و جوع و [[نقص]] ثمرات‌''': این [[آیه کریمه]] بدان اشارت فرموده: {{متن قرآن|وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمْوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ}}<ref>بقره، ۱۵۵.</ref> "هرآینه شما را مبتلا خواهیم ساخت البته به چیزی از [[خوف]] و [[گرسنگی]] و نقصان [[اموال]] و [[نفوس]] و میوه‌ها و مژده بده صابرین را".
::::::در [[روایات]] از [[حضرت باقر]] و [[صادق]] {{عم}} [[تفسیر]] شده [[خوف]] به سبب [[جنگ]] و [[اختلاف]] [[دولت‌ها]] و [[گرسنگی]] به سبب [[قحطی]] و کمی [[باران]]، و نقصان [[اموال]] به کسب و تجارات، و نقصان [[نفوس]] به کثرت [[کشتارها]]، و نقصان میوه‌ها به [[فساد]] آن‌ها بر درختان و کمی [[برکت]] در زراعت‌ها<ref>کشف الغمه، ج ۲، ۴۶۲؛ الزام الناصب، ج ۲، ۱۱۲.</ref>. اما [[روایات]] در تحدید وقت آن مختلف است، ولی آن‌چه از مجموع استفاده می‌شود آن است که این امر دو مرتبه تکرر یابد: یکی: در اواخر [[دولت]] [[بنی العباس]] و آن گذشته و تواریخ از قحط در [[شام]] و [[مصر]] و [[عراق]] و قتل [[نفوس]] و کمی ثمرات به تفصیل حاکی است. دیگر: در اوان نزدیک به [[ظهور]]، از اخباری که دال بر قسمت دوم است این است: [[حضرت صادق]] {{ع}} فرمود: "در جلو [[قائم]] ناچار است که سالی باشد که [[مردم]] مبتلا به جوع و [[خوف]] شدید از قتل شوند و نقصان [[مال]] و [[نفوس]] و ثمرات نیز ببینند". و فرمود: "این در کتاب خداست‌ {{متن قرآن|وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ}}.
 
::::::و [[حضرت باقر]] {{ع}} فرمود: "مژده بده صابرین را در آن هنگام به تعجیل [[خروج قائم]] {{ع}}"<ref>اعلام الوری، ج ۲، ۲۸۱ از امام صادق {{ع}}؛ منتخب الاثر، ص ۵۴۵، ح ۴.</ref>.
در [[روایات]] از [[حضرت باقر]] و [[صادق]] {{عم}} [[تفسیر]] شده [[خوف]] به سبب [[جنگ]] و [[اختلاف]] [[دولت‌ها]] و [[گرسنگی]] به سبب [[قحطی]] و کمی [[باران]]، و نقصان [[اموال]] به کسب و تجارات، و نقصان [[نفوس]] به کثرت [[کشتارها]]، و نقصان میوه‌ها به [[فساد]] آن‌ها بر درختان و کمی [[برکت]] در زراعت‌ها<ref>کشف الغمه، ج ۲، ۴۶۲؛ الزام الناصب، ج ۲، ۱۱۲.</ref>. اما [[روایات]] در تحدید وقت آن مختلف است، ولی آن‌چه از مجموع استفاده می‌شود آن است که این امر دو مرتبه تکرر یابد: یکی: در اواخر [[دولت]] [[بنی العباس]] و آن گذشته و تواریخ از قحط در [[شام]] و [[مصر]] و [[عراق]] و قتل [[نفوس]] و کمی ثمرات به تفصیل حاکی است. دیگر: در اوان نزدیک به [[ظهور]]، از اخباری که دال بر قسمت دوم است این است: [[حضرت صادق]] {{ع}} فرمود: "در جلو [[قائم]] ناچار است که سالی باشد که [[مردم]] مبتلا به جوع و [[خوف]] شدید از قتل شوند و نقصان [[مال]] و [[نفوس]] و ثمرات نیز ببینند". و فرمود: "این در کتاب خداست‌ {{متن قرآن|وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ}}.
 
و [[حضرت باقر]] {{ع}} فرمود: "مژده بده صابرین را در آن هنگام به تعجیل [[خروج قائم]] {{ع}}"<ref>اعلام الوری، ج ۲، ۲۸۱ از امام صادق {{ع}}؛ منتخب الاثر، ص ۵۴۵، ح ۴.</ref>.
:::::*'''سه سال خشکی و کمی باران‌''': در "[[الزام الناصب]]" از "دمعة الساکبة" از اسماء بنت [[یزید]] از [[پیامبر]] {{صل}} [[نقل]] کرده که فرمود: "پیش از [[دجال]] سه سال خواهد بود: سال اول ثلث [[باران]] خود را امساک خواهد کرد. سال دوم دو ثلث و سال سوم تمام [[باران]] را امساک خواهد کرد. تا این‌که هیچ حیوانی از بهائم نماند مگر این‌که هلاک شود"<ref>الزام الناصب، ج ۲، ۱۳۴.</ref>. این [[حدیث]] اگرچه از جهت اصل خشکی و [[قحطی]] موافق با [[تفسیر]] [[آیه]] پیش است؛ اما از جهت کیفیت و خصوصیت سه سال، و خشکی تا این حد، چون [[حدیث]] از موثقات نیست چندان اطمینانی به تحقیق این خصوصیت نیست، پس اگر موافق نشد مستند به ضعف [[راوی]] است نه [[کذب]] خبر، به‌علاوه این امور از حتمیات نیست.
:::::*'''سه سال خشکی و کمی باران‌''': در "[[الزام الناصب]]" از "دمعة الساکبة" از اسماء بنت [[یزید]] از [[پیامبر]] {{صل}} [[نقل]] کرده که فرمود: "پیش از [[دجال]] سه سال خواهد بود: سال اول ثلث [[باران]] خود را امساک خواهد کرد. سال دوم دو ثلث و سال سوم تمام [[باران]] را امساک خواهد کرد. تا این‌که هیچ حیوانی از بهائم نماند مگر این‌که هلاک شود"<ref>الزام الناصب، ج ۲، ۱۳۴.</ref>. این [[حدیث]] اگرچه از جهت اصل خشکی و [[قحطی]] موافق با [[تفسیر]] [[آیه]] پیش است؛ اما از جهت کیفیت و خصوصیت سه سال، و خشکی تا این حد، چون [[حدیث]] از موثقات نیست چندان اطمینانی به تحقیق این خصوصیت نیست، پس اگر موافق نشد مستند به ضعف [[راوی]] است نه [[کذب]] خبر، به‌علاوه این امور از حتمیات نیست.
:::::*'''[[اختلاف]] و [[خوف]] و تزلزل و اضطراب [[مردم]] در اثر آن‌''': [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: "[[مهدی]] {{ع}} [[خروج]] خواهد کرد در هنگام [[اختلاف]] و تزلزل شدید ایشان"<ref>غیبت طوسی، ص ۱۷۸، ح ۱۳۶؛ الزام الناصب، ج ۲، ۴۰۵.</ref>. [[حضرت باقر]] {{ع}} فرمود: "[[قیام]] نکند مگر بر [[خوف]] شدید و زلازل ([[زلزله‌ها]] یا تزلزل و اضطراب) و [[فتنه]] و بلایی که به [[مردم]] برسد و [[اختلاف]] شدید در بین [[مردم]] و پراکندگی در دینشان و تغیر احوالشان، تا این‌که آرزوکننده در صبح و [[شام]] آرزوی [[مرگ]] کند از بزرگی آن‌چه در [[مردم]] مشاهده می‌کند، از افتادن به [[جان]] یکدیگر و خوردن بعضی، بعضی را"<ref>الزام الناصب، ج ۲، ۱۶۲؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ۲۳۱، ح ۹۶.</ref>.
:::::*'''[[اختلاف]] و [[خوف]] و تزلزل و اضطراب [[مردم]] در اثر آن‌''': [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: "[[مهدی]] {{ع}} [[خروج]] خواهد کرد در هنگام [[اختلاف]] و تزلزل شدید ایشان"<ref>غیبت طوسی، ص ۱۷۸، ح ۱۳۶؛ الزام الناصب، ج ۲، ۴۰۵.</ref>. [[حضرت باقر]] {{ع}} فرمود: "[[قیام]] نکند مگر بر [[خوف]] شدید و زلازل ([[زلزله‌ها]] یا تزلزل و اضطراب) و [[فتنه]] و بلایی که به [[مردم]] برسد و [[اختلاف]] شدید در بین [[مردم]] و پراکندگی در دینشان و تغیر احوالشان، تا این‌که آرزوکننده در صبح و [[شام]] آرزوی [[مرگ]] کند از بزرگی آن‌چه در [[مردم]] مشاهده می‌کند، از افتادن به [[جان]] یکدیگر و خوردن بعضی، بعضی را"<ref>الزام الناصب، ج ۲، ۱۶۲؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ۲۳۱، ح ۹۶.</ref>.
:::::*'''[[هرج]] و مرج‌''': [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: "از علامات [[مهدی]] این است: هرگاه در [[دنیا]] [[هرج و مرج]] شود و فتنه‌ها پشت سر یکدیگر ظاهر شود و راه‌ها قطع گردد و بعضی، بعضی را [[غارت]] کنند، پس نه کبیر رحم بر صغیر و نه صغیر از کبیر توقیر کند، در آن هنگام [[خداوند]]، [[مهدی]] ما را برانگیزاند، نهمین از صلب [[حسین]] {{ع}} تا بگشاید حصارهای [[گمراهی]] و دل‌های بسته شده را، او در آخر [[زمان قیام]] کند چنان‌که من در اول [[زمان قیام]] کردم، پس پرکند [[زمین]] را از [[عدل]]، چنان‌که پر شده است از [[جور]]"<ref>بحارالانوار، ج ۳۶، ۳۰۷، ح ۱۴۶.</ref>. و در "[[ملاحم و فتن]]" از [[پیامبر]] {{صل}} [روایت‌] فرمود: "در جلو ساعت، [[هرج]] است".
:::::*'''[[هرج]] و مرج‌''': [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: "از علامات [[مهدی]] این است: هرگاه در [[دنیا]] [[هرج و مرج]] شود و فتنه‌ها پشت سر یکدیگر ظاهر شود و راه‌ها قطع گردد و بعضی، بعضی را [[غارت]] کنند، پس نه کبیر رحم بر صغیر و نه صغیر از کبیر توقیر کند، در آن هنگام [[خداوند]]، [[مهدی]] ما را برانگیزاند، نهمین از صلب [[حسین]] {{ع}} تا بگشاید حصارهای [[گمراهی]] و دل‌های بسته شده را، او در آخر [[زمان قیام]] کند چنان‌که من در اول [[زمان قیام]] کردم، پس پرکند [[زمین]] را از [[عدل]]، چنان‌که پر شده است از [[جور]]"<ref>بحارالانوار، ج ۳۶، ۳۰۷، ح ۱۴۶.</ref>. و در "[[ملاحم و فتن]]" از [[پیامبر]] {{صل}} [روایت‌] فرمود: "در جلو ساعت، [[هرج]] است".
::::::گفتند: یا [[رسول الله]]! [[هرج]] چیست؟ فرمود: کشتن.
 
::::::گفتند: یا [[رسول الله]]! بیش‌تر از آن‌چه الآن کشته می‌شود؟
گفتند: یا [[رسول الله]]! [[هرج]] چیست؟ فرمود: کشتن.
 
گفتند: یا [[رسول الله]]! بیش‌تر از آن‌چه الآن کشته می‌شود؟
::::::فرمود: نه این است که شما را [[کفار]] می‌کشند ولکن مرد [[همسایه]] خود را می‌کشد و آن دیگر برادر خود را می‌کشند و پسر عموی خود را می‌کشد.
::::::فرمود: نه این است که شما را [[کفار]] می‌کشند ولکن مرد [[همسایه]] خود را می‌کشد و آن دیگر برادر خود را می‌کشند و پسر عموی خود را می‌کشد.
::::::گفتند: یا [[رسول الله]] آیا عقل‌های ما با ماست؟ فرمود: عقل‌ها از [[مردم]] آن زمان گرفته می‌شود"<ref>التشریف بالمنن، ص ۷۱، ح ۱۱.</ref>.
 
گفتند: یا [[رسول الله]] آیا عقل‌های ما با ماست؟ فرمود: عقل‌ها از [[مردم]] آن زمان گرفته می‌شود"<ref>التشریف بالمنن، ص ۷۱، ح ۱۱.</ref>.
:::::*'''[[طاعون ابیض]] و احمر''' [[امیر المؤمنین]] {{ع}} فرمود: "در جلو [[قائم]] {{ع}} [[مرگ سرخ]] و [[مرگ سفید]] خواهد بود"<ref>اعلام الوری، ج ۲، ۲۸۱؛ غیبت طوسی، ص ۴۳۸، ح ۴۳۰.</ref>.
:::::*'''[[طاعون ابیض]] و احمر''' [[امیر المؤمنین]] {{ع}} فرمود: "در جلو [[قائم]] {{ع}} [[مرگ سرخ]] و [[مرگ سفید]] خواهد بود"<ref>اعلام الوری، ج ۲، ۲۸۱؛ غیبت طوسی، ص ۴۳۸، ح ۴۳۰.</ref>.
::::::[[حضرت باقر]] {{ع}} به [[ابی بصیر]] فرمود: "ناچار است که پیش از [[قائم]] دو [[طاعون]] باشد:
 
[[حضرت باقر]] {{ع}} به [[ابی بصیر]] فرمود: "ناچار است که پیش از [[قائم]] دو [[طاعون]] باشد:
::::::[[طاعون]] سفید و [[طاعون]] سرخ. عرض کرد: [[طاعون]] سفید و سرخ چیست؟ فرمود: [[طاعون]] سفید [[مرگ سریع]] است و [[طاعون]] سرخ، [[شمشیر]] است"<ref>منتخب الاثر، ص ۵۶۰، ح ۳؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ۱۱۹، ح ۴۸.</ref>.
::::::[[طاعون]] سفید و [[طاعون]] سرخ. عرض کرد: [[طاعون]] سفید و سرخ چیست؟ فرمود: [[طاعون]] سفید [[مرگ سریع]] است و [[طاعون]] سرخ، [[شمشیر]] است"<ref>منتخب الاثر، ص ۵۶۰، ح ۳؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ۱۱۹، ح ۴۸.</ref>.
::::::و [[حضرت صادق]] {{ع}} فرمود: "پیشاپیش [[قائم]] دو [[مرگ]] است: [[مرگ سرخ]] و [[مرگ سفید]]، تا این‌که برود از هر هفت نفر پنج نفر، [[مرگ سرخ]] [[شمشیر]] و [[مرگ سفید]] طاعون‌ است"<ref>منتخب الاثر، ص ۵۴۶، ح ۷؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ۲۰۷، ح ۴۲.</ref>. ([[طاعون]]: وباء و هر مرض مهلک مسری است).
 
::::::ممکن است این [[حدیث]] از [[حضرت صادق]] {{ع}} که فرمود: "دو ثلث [[مردم]] بروند یا نه عشر [[مردم]] بروند"<ref>الزام الناصب، ج ۲، ۱۲۵؛ منتخب الاثر، ص ۵۶۰، ح ۵.</ref> از همین باب باشد ولی ظاهر چنان است که پیش نوشته شد که آن از جهت [[ارتداد]] و [[خروج از دین]] است.
و [[حضرت صادق]] {{ع}} فرمود: "پیشاپیش [[قائم]] دو [[مرگ]] است: [[مرگ سرخ]] و [[مرگ سفید]]، تا این‌که برود از هر هفت نفر پنج نفر، [[مرگ سرخ]] [[شمشیر]] و [[مرگ سفید]] طاعون‌ است"<ref>منتخب الاثر، ص ۵۴۶، ح ۷؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ۲۰۷، ح ۴۲.</ref>. ([[طاعون]]: وباء و هر مرض مهلک مسری است).
 
ممکن است این [[حدیث]] از [[حضرت صادق]] {{ع}} که فرمود: "دو ثلث [[مردم]] بروند یا نه عشر [[مردم]] بروند"<ref>الزام الناصب، ج ۲، ۱۲۵؛ منتخب الاثر، ص ۵۶۰، ح ۵.</ref> از همین باب باشد ولی ظاهر چنان است که پیش نوشته شد که آن از جهت [[ارتداد]] و [[خروج از دین]] است.
:::::*'''[[ظهور]] [[جذام]] و [[بواسیر]] و [[مرگ]] فجأة''': از [[حضرت موسی بن جعفر]] {{ع}} از آباء خود از [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: "[[ظهور]] [[بواسیر]] و [[مرگ]] فجأة و [[جذام]] (خوره) از علامت نزدیکی ساعت است"<ref>الزام الناصب، ج ۲، ۱۲۵؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ۲۶۹، ح ۱۵۷.</ref>.
:::::*'''[[ظهور]] [[جذام]] و [[بواسیر]] و [[مرگ]] فجأة''': از [[حضرت موسی بن جعفر]] {{ع}} از آباء خود از [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: "[[ظهور]] [[بواسیر]] و [[مرگ]] فجأة و [[جذام]] (خوره) از علامت نزدیکی ساعت است"<ref>الزام الناصب، ج ۲، ۱۲۵؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ۲۶۹، ح ۱۵۷.</ref>.
::::::[[علامه مجلسی]] این [[حدیث]] را در باب [[علائم ظهور]] [[نقل]] کرده و این از جهت آن است که ساعت اعم است از ساعت [[قیام]] و ساعت [[ظهور]].
 
[[علامه مجلسی]] این [[حدیث]] را در باب [[علائم ظهور]] [[نقل]] کرده و این از جهت آن است که ساعت اعم است از ساعت [[قیام]] و ساعت [[ظهور]].
:::::*'''[[دوازده]] [[رایت]] مشتبه بلند شود''': [[حضرت صادق]] {{ع}} به [[مفضل]] فرمود: "هرآینه [[دوازده]] [[رایت]] مشتبه بلند شود که معلوم نشود کدام از کدام است. [[مفضل]] گریان شد. فرمود: چرا [[گریه]] می‌کنی؟ عرض کرد: چگونه [[گریه]] نکنم با این‌که شما می‌فرمایید: [[دوازده]] [[رایت]] مشتبه بلند خواهد شد که هیچ کدام از دیگری معلوم نشود؟ پس نظر به [[خورشید]] افکند که داخل صفه شده بود. فرمود: این [[خورشید]] را می‌بینی؟ عرض کرد: بلی. فرمود: به [[خدا]] که امر ما از این [[خورشید]] ظاهرتر است"<ref>غیبت طوسی، ص ۳۳۸، ح ۲۸۵؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ۲۸۱، ح ۹.</ref>. از ظاهر [[حدیث]] معلوم می‌شود که این [[دوازده]] [[رایت]] متصل است به [[زمان ظهور]] آن [[حضرت]]، ولی ابتدای [[ظهور]] آن‌ها معلوم نیست، لذا در حوادث قریبه ذکر شد.
:::::*'''[[دوازده]] [[رایت]] مشتبه بلند شود''': [[حضرت صادق]] {{ع}} به [[مفضل]] فرمود: "هرآینه [[دوازده]] [[رایت]] مشتبه بلند شود که معلوم نشود کدام از کدام است. [[مفضل]] گریان شد. فرمود: چرا [[گریه]] می‌کنی؟ عرض کرد: چگونه [[گریه]] نکنم با این‌که شما می‌فرمایید: [[دوازده]] [[رایت]] مشتبه بلند خواهد شد که هیچ کدام از دیگری معلوم نشود؟ پس نظر به [[خورشید]] افکند که داخل صفه شده بود. فرمود: این [[خورشید]] را می‌بینی؟ عرض کرد: بلی. فرمود: به [[خدا]] که امر ما از این [[خورشید]] ظاهرتر است"<ref>غیبت طوسی، ص ۳۳۸، ح ۲۸۵؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ۲۸۱، ح ۹.</ref>. از ظاهر [[حدیث]] معلوم می‌شود که این [[دوازده]] [[رایت]] متصل است به [[زمان ظهور]] آن [[حضرت]]، ولی ابتدای [[ظهور]] آن‌ها معلوم نیست، لذا در حوادث قریبه ذکر شد.
:::::*'''فرار کردن یازده نفر از [[مؤمنین]] و پناهنده شدن به روم‌''' در کتاب "محجة" [[سید]] هاشم [[بحرانی]] از [[حضرت صادق]] {{ع}} در شماره [[اصحاب]] [[حضرت صاحب]] {{ع}} یازده نفر را ذکر فرمود: (ظاهر این است که از [[ایران]] هستند) که از اذیت [[سلطان]] و اهالی خود به [[روم]] فرار کنند و به [[سلطان]] [[روم]] پناهنده شوند و او آن‌ها را [[پناه]] دهد و در محلی از اراضی [[قسطنطنیه]] ایشان را جا دهد و آن‌ها در آن‌جا بمانند تا هنگامی که ندای آن [[حضرت]] از [[کعبه]] بلند شود، پس نایاب شوند و خود را به او برسانند<ref>المحجة، ص ۳۶؛ التشریف بالمنن، ص ۳۸۲، ح ۵۴۷.</ref>. چون ابتداء فرار ایشان معلوم نیست، جزء حوادث قریبه ذکر شد»<ref>[[محمد جواد خراسانی|خراسانی، محمد جواد]]، [[مهدی منتظر ۱ (کتاب)|مهدی منتظر]]، ص۱۶۷-۱۸۰.</ref>.
:::::*'''فرار کردن یازده نفر از [[مؤمنین]] و پناهنده شدن به روم‌''' در کتاب "محجة" [[سید]] هاشم [[بحرانی]] از [[حضرت صادق]] {{ع}} در شماره [[اصحاب]] [[حضرت صاحب]] {{ع}} یازده نفر را ذکر فرمود: (ظاهر این است که از [[ایران]] هستند) که از اذیت [[سلطان]] و اهالی خود به [[روم]] فرار کنند و به [[سلطان]] [[روم]] پناهنده شوند و او آن‌ها را [[پناه]] دهد و در محلی از اراضی [[قسطنطنیه]] ایشان را جا دهد و آن‌ها در آن‌جا بمانند تا هنگامی که ندای آن [[حضرت]] از [[کعبه]] بلند شود، پس نایاب شوند و خود را به او برسانند<ref>المحجة، ص ۳۶؛ التشریف بالمنن، ص ۳۸۲، ح ۵۴۷.</ref>. چون ابتداء فرار ایشان معلوم نیست، جزء حوادث قریبه ذکر شد»<ref>[[محمد جواد خراسانی|خراسانی، محمد جواد]]، [[مهدی منتظر ۱ (کتاب)|مهدی منتظر]]، ص۱۶۷-۱۸۰.</ref>.
۴۱۵٬۰۷۸

ویرایش