شیوه قضاوت امام مهدی چگونه خواهد بود؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '\: \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به ': $1 '
جز (جایگزینی متن - '\. \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به '. $1 ')
جز (جایگزینی متن - '\: \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به ': $1 ')
خط ۱۹: خط ۱۹:
[[پرونده:151949.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد جواد خراسانی]]]]
[[پرونده:151949.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد جواد خراسانی]]]]
::::::آیت‌‌الله '''[[محمد جواد خراسانی]]'''، در کتاب ''«[[مهدی منتظر ۱ (کتاب)|مهدی منتظر]]»'' در این‌باره گفته است:
::::::آیت‌‌الله '''[[محمد جواد خراسانی]]'''، در کتاب ''«[[مهدی منتظر ۱ (کتاب)|مهدی منتظر]]»'' در این‌باره گفته است:
::::::«آن حضرت به مقتضای علم [[امامت]] و [[وحی]] قضاوت کند مانند داود و سلیمان، و بینه نطلبد و به توسم علامت‌ صالح را از طالح می‌شناسد و به مقتضای آن حکم می‌کند و به کتب انبیاء سلف مابین اهل آن حکم می‌کند و به حکم‌های انبیاء نیز حکم می‌کند، پس این حکم‌ها بر شخصی گران آید و مخالفت کند پس گردن او را بزند، و چون این حکم‌ها بر باطن کند و گردن زند خوف او در همه دل‌ها جا کند.
 
«آن حضرت به مقتضای علم [[امامت]] و [[وحی]] قضاوت کند مانند داود و سلیمان، و بینه نطلبد و به توسم علامت‌ صالح را از طالح می‌شناسد و به مقتضای آن حکم می‌کند و به کتب انبیاء سلف مابین اهل آن حکم می‌کند و به حکم‌های انبیاء نیز حکم می‌کند، پس این حکم‌ها بر شخصی گران آید و مخالفت کند پس گردن او را بزند، و چون این حکم‌ها بر باطن کند و گردن زند خوف او در همه دل‌ها جا کند.


در چند حدیث از [[حضرت صادق]] {{ع}} فرمود: "قائم {{ع}} به حکم داود و آل داود و سلیمان حکم کند و بینه نطلبد"<ref>بصائر الدرجات، ص ۲۷۸.</ref>.
در چند حدیث از [[حضرت صادق]] {{ع}} فرمود: "قائم {{ع}} به حکم داود و آل داود و سلیمان حکم کند و بینه نطلبد"<ref>بصائر الدرجات، ص ۲۷۸.</ref>.
خط ۵۰: خط ۵۱:
| پاسخ‌دهنده = سید محمد کاظم قزوینی
| پاسخ‌دهنده = سید محمد کاظم قزوینی
| پاسخ = آیت‌الله '''[[سید محمد کاظم قزوینی]]'''، در کتاب ''«[[امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور (کتاب)|امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور]]»'' در این‌باره گفته است:
| پاسخ = آیت‌الله '''[[سید محمد کاظم قزوینی]]'''، در کتاب ''«[[امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور (کتاب)|امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور]]»'' در این‌باره گفته است:
::::::«قضاوت [[امام زمان]] {{ع}} بین مردم، نسبت به قضاوت اجداد پاکش، امتیاز خاصی دارد و آن امتیاز، این است که او با علم و اطلاعش از حوادث، حکم می‌دهد و منتظر شهادت شهود و دلایلی که ادعا را ثابت کنند، نخواهد بود. سخن ما در این جا بر دو محور است:  
 
«قضاوت [[امام زمان]] {{ع}} بین مردم، نسبت به قضاوت اجداد پاکش، امتیاز خاصی دارد و آن امتیاز، این است که او با علم و اطلاعش از حوادث، حکم می‌دهد و منتظر شهادت شهود و دلایلی که ادعا را ثابت کنند، نخواهد بود. سخن ما در این جا بر دو محور است:  
::::::'''محور اول:''' حدیث مشهوری از [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} و از [[ائمه]]{{عم}} روایت شده: "[[مهدی]] {{ع}} زمین را پر از عدل و داد می‌کند بعد از اینکه از ظلم و ستم پر شده باشد"<ref>{{عربی|" إِنَ‏ الْإِمَامَ‏ الْمَهْدِيَ‏ يَمْلَأُ الْأَرْضَ‏ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ‏ ظُلْماً وَ جَوْراً ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}؛ بحار؛ ج ۳۶، ص ۳۵۸.</ref>. لازم است، بگوییم که این حدیث به خودی خود در کتب احادیث، صدها بار روایت شده است به طوری که جایی برای شک در صحتش باقی نمی‌ماند. طبیعی است که از [[امام زمان]] {{ع}} می‌خواهد بر هر ظلمی پیروز شود و ریشه هر ستمی را در هر مکان و از هر انسانی قطع کند، [[انتظار]] نداریم، شکایتش را پیش او ببرد و [[امام]]{{ع}} از مدعی بخواهد که دلیل بیاورد و مستندات و امثال آن را برای اثبات ادعایش نشان دهد. هرگز! زیرا ممکن است، مدعی، دلیل و برهانی برای اثبات ادعایش پیدا نکند یا از اثبات حقش عاجز باشد یا اینکه نتواند، دروغ بودن ادعاهای ظالم را ثابت کند. ممکن است، ظلم در بسیاری از جاهای دنیا واقع شود و مظلوم، نتواند آن را به اطلاع [[امام زمان]] {{ع}} برساند و ممکن است، انسان، پنهانی و ظالمانه کشته شود و هیچ کس از کشته شدنش با خبر نشود و کسی قاتلش را نشناسد؛ آیا خون او هدر می‌رود؟! پس چگونه زمین پر از عدل و داد می‌شود؟!  
::::::'''محور اول:''' حدیث مشهوری از [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} و از [[ائمه]]{{عم}} روایت شده: "[[مهدی]] {{ع}} زمین را پر از عدل و داد می‌کند بعد از اینکه از ظلم و ستم پر شده باشد"<ref>{{عربی|" إِنَ‏ الْإِمَامَ‏ الْمَهْدِيَ‏ يَمْلَأُ الْأَرْضَ‏ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ‏ ظُلْماً وَ جَوْراً ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}؛ بحار؛ ج ۳۶، ص ۳۵۸.</ref>. لازم است، بگوییم که این حدیث به خودی خود در کتب احادیث، صدها بار روایت شده است به طوری که جایی برای شک در صحتش باقی نمی‌ماند. طبیعی است که از [[امام زمان]] {{ع}} می‌خواهد بر هر ظلمی پیروز شود و ریشه هر ستمی را در هر مکان و از هر انسانی قطع کند، [[انتظار]] نداریم، شکایتش را پیش او ببرد و [[امام]]{{ع}} از مدعی بخواهد که دلیل بیاورد و مستندات و امثال آن را برای اثبات ادعایش نشان دهد. هرگز! زیرا ممکن است، مدعی، دلیل و برهانی برای اثبات ادعایش پیدا نکند یا از اثبات حقش عاجز باشد یا اینکه نتواند، دروغ بودن ادعاهای ظالم را ثابت کند. ممکن است، ظلم در بسیاری از جاهای دنیا واقع شود و مظلوم، نتواند آن را به اطلاع [[امام زمان]] {{ع}} برساند و ممکن است، انسان، پنهانی و ظالمانه کشته شود و هیچ کس از کشته شدنش با خبر نشود و کسی قاتلش را نشناسد؛ آیا خون او هدر می‌رود؟! پس چگونه زمین پر از عدل و داد می‌شود؟!  
::::::'''محور دوم:''' [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: "من بین شما به وسیله قَسَم و دلیل، حکم می‌کنم"<ref>{{عربی|" إِنَّمَا أَقْضِي‏ بَيْنَكُمْ‏ بِالْأَيْمَانِ‏ وَ الْبَيِّنَاتِ‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}؛ تهذیب؛ ج ۶، ص ۲۲۹.</ref>. شاید معنای ظاهری این حدیث، این باشد که [[پیامبر]] {{صل}} بین مردم با علم شخصی خود و اطلاع خاصش، قضاوت نمی‌کرد، برای مثال: اگر [[پیامبر]] {{صل}} با علم نبوتش می‌دانست، فلان شخص، دزدی کرده است، بر او حد جاری نمی‌کرد؛ بلکه منتظر شهادت شهود می‌ماند و اگر دلیلی بر سرقت دزد پیدا می‌شد بر او حد جاری می‌نمود. اگر [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} بین مردم بر حسب اطلاعات الهی و شخصی‌‌اش حکم می‌کرد، علم او سنت و بین امتش، دلیل قرار می‌گرفت. در این هنگام، جایز بود هر قاضی و حاکمی- که بعد از [[پیامبر]] {{صل}} می‌آمد- بر هر کس که بخواهد، حد جاری کند و ضد هر کس که اراده کند، حکم دهد؛ بدون اعتنا به دلیل و شواهد، چنین کاری را انجام دهد و ادعا خواهد کرد که به علم شخصی‌‌اش حکم می‌کند. به واسطه این کار، نظام اجتماعی مختل می‌شد و آشفتگی در زمینه حکم و قضاوت پدیدار می‌گشت و موازین فقهی و عرفی مختل می‌شد. ولی [[پیامبر]] {{صل}}، این درها را بر قاضیان بد و حاکمان ستمکار بست تا نتوانند بین مردم طبق امیال و هوای نفسشان قضاوت کنند و سپس ادعا نمایند که طبق معلومات شخصی شان حکم کرده‌اند. اما نمی‌ترسیم، از اینکه [[امام]] عادل، در حکم و قضاوتش به هوی و هوسش تمایل پیدا کند، زیرا در حق و شأن او، هیچ گونه انحرافی متصور نیست؛ پس می‌تواند طبق علم شخصی‌اش، نسبت به قضایا حکم دهد و منتظر شهادت شهود و ارائه دلیل از جانب مدعی نمانَد و بر سوگندی که مدعی یا متهم می‌خورند چه هر دو راست و چه هر دو دروغ بگویند، اثری مترتب نمی‌کند.
::::::'''محور دوم:''' [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: "من بین شما به وسیله قَسَم و دلیل، حکم می‌کنم"<ref>{{عربی|" إِنَّمَا أَقْضِي‏ بَيْنَكُمْ‏ بِالْأَيْمَانِ‏ وَ الْبَيِّنَاتِ‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}؛ تهذیب؛ ج ۶، ص ۲۲۹.</ref>. شاید معنای ظاهری این حدیث، این باشد که [[پیامبر]] {{صل}} بین مردم با علم شخصی خود و اطلاع خاصش، قضاوت نمی‌کرد، برای مثال: اگر [[پیامبر]] {{صل}} با علم نبوتش می‌دانست، فلان شخص، دزدی کرده است، بر او حد جاری نمی‌کرد؛ بلکه منتظر شهادت شهود می‌ماند و اگر دلیلی بر سرقت دزد پیدا می‌شد بر او حد جاری می‌نمود. اگر [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} بین مردم بر حسب اطلاعات الهی و شخصی‌‌اش حکم می‌کرد، علم او سنت و بین امتش، دلیل قرار می‌گرفت. در این هنگام، جایز بود هر قاضی و حاکمی- که بعد از [[پیامبر]] {{صل}} می‌آمد- بر هر کس که بخواهد، حد جاری کند و ضد هر کس که اراده کند، حکم دهد؛ بدون اعتنا به دلیل و شواهد، چنین کاری را انجام دهد و ادعا خواهد کرد که به علم شخصی‌‌اش حکم می‌کند. به واسطه این کار، نظام اجتماعی مختل می‌شد و آشفتگی در زمینه حکم و قضاوت پدیدار می‌گشت و موازین فقهی و عرفی مختل می‌شد. ولی [[پیامبر]] {{صل}}، این درها را بر قاضیان بد و حاکمان ستمکار بست تا نتوانند بین مردم طبق امیال و هوای نفسشان قضاوت کنند و سپس ادعا نمایند که طبق معلومات شخصی شان حکم کرده‌اند. اما نمی‌ترسیم، از اینکه [[امام]] عادل، در حکم و قضاوتش به هوی و هوسش تمایل پیدا کند، زیرا در حق و شأن او، هیچ گونه انحرافی متصور نیست؛ پس می‌تواند طبق علم شخصی‌اش، نسبت به قضایا حکم دهد و منتظر شهادت شهود و ارائه دلیل از جانب مدعی نمانَد و بر سوگندی که مدعی یا متهم می‌خورند چه هر دو راست و چه هر دو دروغ بگویند، اثری مترتب نمی‌کند.
خط ۷۲: خط ۷۴:
| پاسخ‌دهنده = سید منذر حکیم
| پاسخ‌دهنده = سید منذر حکیم
| پاسخ = آیت الله [[سید منذر حکیم]] در کتاب ''«[[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]»'' در اين باره گفته است:
| پاسخ = آیت الله [[سید منذر حکیم]] در کتاب ''«[[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]»'' در اين باره گفته است:
::::::«[[مهدی موعود]] {{ع}} کسی است خداوند متعال به دست او زمین را آکنده از عدل و داد می‌کند چنان که پر از ستم و بیداد شده باشد که در این باره روایات متواتر از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} نیز وارد شده است و به ثمر رسیدن این مأموریت مهم نیاز به روش قضایی قاطعی دارد، به همین جهت سیره قضایی [[حضرت مهدی]] {{ع}} همان سیره جدش [[حضرت علی]] {{ع}} است که برای پیگیری حقوق غصب شده مردم و باز پس ستاندن آن از غاصبان شدت عمل به خرج می‌داده است؛ حتی اگر آن حقوق زیر دندان غاصب بوده یا کابین زنی شده باشد و حضرت مهدی هم چنین است: "باز پس ستاندن حقوق غصب شده مردم توسط مهدی بدان حد می‌رسد که اگر حق غصب شده کسی زیر دندان دیگری باشد آن را از وی باز خواهد ستاند"<ref>ابن حماد، ۹۸، الحاوی ۲، ۸۳، القول المختصر، ۲۵، عقد الدرر، ۳۶.</ref>. عدالت او تا بدان پایه می‌رسد که در زمان حکومتش "زندگان آرزوی مردگان را می‌کنند"<ref>ابن حماد، ۹۹، القول المختصر، ۵.</ref> یعنی آرزو می‌کنند ای کاش مردگان، زنده می‌شدند و از برکات عدالت او بهره‌مند می‌شدند.
 
«[[مهدی موعود]] {{ع}} کسی است خداوند متعال به دست او زمین را آکنده از عدل و داد می‌کند چنان که پر از ستم و بیداد شده باشد که در این باره روایات متواتر از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} نیز وارد شده است و به ثمر رسیدن این مأموریت مهم نیاز به روش قضایی قاطعی دارد، به همین جهت سیره قضایی [[حضرت مهدی]] {{ع}} همان سیره جدش [[حضرت علی]] {{ع}} است که برای پیگیری حقوق غصب شده مردم و باز پس ستاندن آن از غاصبان شدت عمل به خرج می‌داده است؛ حتی اگر آن حقوق زیر دندان غاصب بوده یا کابین زنی شده باشد و حضرت مهدی هم چنین است: "باز پس ستاندن حقوق غصب شده مردم توسط مهدی بدان حد می‌رسد که اگر حق غصب شده کسی زیر دندان دیگری باشد آن را از وی باز خواهد ستاند"<ref>ابن حماد، ۹۸، الحاوی ۲، ۸۳، القول المختصر، ۲۵، عقد الدرر، ۳۶.</ref>. عدالت او تا بدان پایه می‌رسد که در زمان حکومتش "زندگان آرزوی مردگان را می‌کنند"<ref>ابن حماد، ۹۹، القول المختصر، ۵.</ref> یعنی آرزو می‌کنند ای کاش مردگان، زنده می‌شدند و از برکات عدالت او بهره‌مند می‌شدند.


دسته‌ای از احادیث شریف نیز ذکر کرده‌اند که آن حضرت {{ع}} همچون حضرت داود و [[حضرت سلیمان]] بدون احتجاج به بینه (شهادت شهود) بر مبنای "[[علم لدنی]]" حکم می‌کند<ref>کافی ۱، ۳۹۷، اثبات الهداة ۳، ۴۴۷.</ref>، و شاید این امر برخاسته از مأموریت آن حضرت در بر قرار کردن عدالت واقعی - نه عدالت ظاهری - باشد، زیرا با اقامه بینه (شهود) عدالت ظاهری برقرار می‌شود، اگرچه در متن واقع مخالف‌ عدالت واقعی باشد. و این حقیقتی شناخته شده است که تاریخ اسلام و تاریخ بشری بهترین شاهد آن است چه بسا که در اثر التزام به همین بینه‌های ظاهری عدالت حقیقی پوشیده مانده است. و فقط عدالت ظاهری استقرار یافته است»<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ص ۲۹۶.</ref>.
دسته‌ای از احادیث شریف نیز ذکر کرده‌اند که آن حضرت {{ع}} همچون حضرت داود و [[حضرت سلیمان]] بدون احتجاج به بینه (شهادت شهود) بر مبنای "[[علم لدنی]]" حکم می‌کند<ref>کافی ۱، ۳۹۷، اثبات الهداة ۳، ۴۴۷.</ref>، و شاید این امر برخاسته از مأموریت آن حضرت در بر قرار کردن عدالت واقعی - نه عدالت ظاهری - باشد، زیرا با اقامه بینه (شهود) عدالت ظاهری برقرار می‌شود، اگرچه در متن واقع مخالف‌ عدالت واقعی باشد. و این حقیقتی شناخته شده است که تاریخ اسلام و تاریخ بشری بهترین شاهد آن است چه بسا که در اثر التزام به همین بینه‌های ظاهری عدالت حقیقی پوشیده مانده است. و فقط عدالت ظاهری استقرار یافته است»<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ص ۲۹۶.</ref>.
خط ۸۱: خط ۸۴:
| پاسخ‌دهنده = عباس رحیمی
| پاسخ‌دهنده = عباس رحیمی
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[عباس رحیمی]]'''، در کتاب ''«[[امید فردا (کتاب)|امید فردا]]»'' در این‌باره گفته است:
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[عباس رحیمی]]'''، در کتاب ''«[[امید فردا (کتاب)|امید فردا]]»'' در این‌باره گفته است:
::::::«[[حضرت مهدی]] {{ع}} به سیره [[حضرت داوود]] حکم می‌کند، یعنی به علم خود عمل می‌کند و نیاز به دلیل، شهود، سند و مدرک ندارد. بنابر این، کسانی که حقشان ضایع شده، ولی سند و مدرک ندارند و نمی‌توانند حق خود را ثابت کنند، از شیرینی عدالت بهره‌مند می‌شوند و به حقشان می‌رسند<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۲۰.</ref>»<ref>[[عباس رحیمی|رحیمی، عباس]]، [[امید فردا (کتاب)|امید فردا]]، ص۶۲.</ref>.
 
«[[حضرت مهدی]] {{ع}} به سیره [[حضرت داوود]] حکم می‌کند، یعنی به علم خود عمل می‌کند و نیاز به دلیل، شهود، سند و مدرک ندارد. بنابر این، کسانی که حقشان ضایع شده، ولی سند و مدرک ندارند و نمی‌توانند حق خود را ثابت کنند، از شیرینی عدالت بهره‌مند می‌شوند و به حقشان می‌رسند<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۲۰.</ref>»<ref>[[عباس رحیمی|رحیمی، عباس]]، [[امید فردا (کتاب)|امید فردا]]، ص۶۲.</ref>.
}}
}}
{{پاسخ پرسش  
{{پاسخ پرسش  
خط ۸۸: خط ۹۲:
| پاسخ‌دهنده =
| پاسخ‌دهنده =
| پاسخ = نویسندگان کتاب ''«[[آفتاب مهر ج۲ (کتاب)|آفتاب مهر]]»'' در این‌باره گفته‌اند:
| پاسخ = نویسندگان کتاب ''«[[آفتاب مهر ج۲ (کتاب)|آفتاب مهر]]»'' در این‌باره گفته‌اند:
::::::«دوران ظهور، دوران اجرای کامل احکام و مقررات [[دین اسلام]] در ابعاد گوناگون زندگی انسانی است. در آن روزگار، وضعیت فرهنگی، علمی، اجتماعی و اقتصادی مردم و جامعه بر اساس ارزش‌ها شکل گرفته، وهنجارها در جامعه نهادینه می‌شود. امنیت، همه جا را فرا گرفته، نیاز‌های مختلف مردم به درستی تأمین می‌شود. با رشد عقول، نگاه مردم به دنیا تغییر می‌کند و آن را مقدمه سعادت آخرت قرار می‌دهند. با از بین رفتن کینه‌ها و رذایل، برادری و تعاون و صفا و صداقت، شیرینی خود را به کام انسان‌ها می‌چشاند. طبیعی است که در این زندگی، مرافعه و خصومت و تقابل، به تعامل تبدیل می‌شود. در روایات آمده است: "هنگام قیام قائم، کنیه‌ها از دل‌های بندگان، می‌رود"<ref>{{عربی|" لَوْ قَدْ قَامَ قَائِمُنَا ... ذَهَبَتِ الشَّحْنَاءُ مِنْ‏ قُلُوبِ‏ الْعِبَادِ ‏‏"}}؛ رک : خصال، ص ۶۲۶.۲- بحار الانوار، ج۵۱، ص۷۳، ح۱۹.</ref>
 
«دوران ظهور، دوران اجرای کامل احکام و مقررات [[دین اسلام]] در ابعاد گوناگون زندگی انسانی است. در آن روزگار، وضعیت فرهنگی، علمی، اجتماعی و اقتصادی مردم و جامعه بر اساس ارزش‌ها شکل گرفته، وهنجارها در جامعه نهادینه می‌شود. امنیت، همه جا را فرا گرفته، نیاز‌های مختلف مردم به درستی تأمین می‌شود. با رشد عقول، نگاه مردم به دنیا تغییر می‌کند و آن را مقدمه سعادت آخرت قرار می‌دهند. با از بین رفتن کینه‌ها و رذایل، برادری و تعاون و صفا و صداقت، شیرینی خود را به کام انسان‌ها می‌چشاند. طبیعی است که در این زندگی، مرافعه و خصومت و تقابل، به تعامل تبدیل می‌شود. در روایات آمده است: "هنگام قیام قائم، کنیه‌ها از دل‌های بندگان، می‌رود"<ref>{{عربی|" لَوْ قَدْ قَامَ قَائِمُنَا ... ذَهَبَتِ الشَّحْنَاءُ مِنْ‏ قُلُوبِ‏ الْعِبَادِ ‏‏"}}؛ رک : خصال، ص ۶۲۶.۲- بحار الانوار، ج۵۱، ص۷۳، ح۱۹.</ref>
:::::*بررسی روایات مربوط به سیره و روش [[امام مهدی]] {{ع}} حاکی از هماهنگی سنت آن حضرت با سنت سایر [[اهل بیت]]{{عم}} است. از [[پیامبر خاتم| پیامبر اعظم]]{{ع}} نقل شده است: "سیرت و سنت او، سیرت و سنت من است. مردم را بر دین و آیین من به پا خواهد داشت و آنان را به کتاب پروردگارم دعوت می‌کند"<ref>{{عربی|" سُنَّتُهُ سُنَّتِي يُقِيمُ النَّاسَ عَلَى مِلَّتِي وَ شَرِيعَتِي وَ يَدْعُوهُمْ إِلَى كِتَابِ رَبِّي عَزَّ وَ جَلَّ ‏‏"}}؛ بحار الانوار، ج۵۲، ص۳۲۰، ح۲۴.</ref>. از [[امام صادق]]{{ع}} نیز آمده است: "همانا قائم ما [[اهل بیت]]، هنگامی‌ قیام کند، همچون لباس [[امام علی|علی]]{{ع}} می‌پوشد و به سیره [[امام علی|علی]]{{ع}} عمل می‌کند"<ref>{{عربی|" أَنَ‏ قَائِمَنَا أَهْلَ‏ الْبَيْتِ‏ إِذَا قَامَ‏ لَبِسَ‏ ثِيَابَ‏ عَلِيٍ‏ {{ع}} وَ سَارَ بِسِيرَةِ عَلِيٍّ {{ع}}‏‏"}}؛ کافی، ج۱، ص۴۱۱، ح۴.</ref>. در حدیث دیگری از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده است: " هنگامی‌ که قائم آل محمد{{صل}} قیام کند به مانند حکم کردن [[حضرت داوود]]{{ع}} و [[حضرت سلیمان]]{{ع}} حکم می‌کند؛ یعنی بینه و گواه از مردم نمی‌خواهد<ref>بحار الانوار، ج۵۲، ص۳۲۰، ح۲۴.</ref>
:::::*بررسی روایات مربوط به سیره و روش [[امام مهدی]] {{ع}} حاکی از هماهنگی سنت آن حضرت با سنت سایر [[اهل بیت]]{{عم}} است. از [[پیامبر خاتم| پیامبر اعظم]]{{ع}} نقل شده است: "سیرت و سنت او، سیرت و سنت من است. مردم را بر دین و آیین من به پا خواهد داشت و آنان را به کتاب پروردگارم دعوت می‌کند"<ref>{{عربی|" سُنَّتُهُ سُنَّتِي يُقِيمُ النَّاسَ عَلَى مِلَّتِي وَ شَرِيعَتِي وَ يَدْعُوهُمْ إِلَى كِتَابِ رَبِّي عَزَّ وَ جَلَّ ‏‏"}}؛ بحار الانوار، ج۵۲، ص۳۲۰، ح۲۴.</ref>. از [[امام صادق]]{{ع}} نیز آمده است: "همانا قائم ما [[اهل بیت]]، هنگامی‌ قیام کند، همچون لباس [[امام علی|علی]]{{ع}} می‌پوشد و به سیره [[امام علی|علی]]{{ع}} عمل می‌کند"<ref>{{عربی|" أَنَ‏ قَائِمَنَا أَهْلَ‏ الْبَيْتِ‏ إِذَا قَامَ‏ لَبِسَ‏ ثِيَابَ‏ عَلِيٍ‏ {{ع}} وَ سَارَ بِسِيرَةِ عَلِيٍّ {{ع}}‏‏"}}؛ کافی، ج۱، ص۴۱۱، ح۴.</ref>. در حدیث دیگری از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده است: " هنگامی‌ که قائم آل محمد{{صل}} قیام کند به مانند حکم کردن [[حضرت داوود]]{{ع}} و [[حضرت سلیمان]]{{ع}} حکم می‌کند؛ یعنی بینه و گواه از مردم نمی‌خواهد<ref>بحار الانوار، ج۵۲، ص۳۲۰، ح۲۴.</ref>
:::::*البته این روایات متعدد است. با توجه به سیره این بزرگواران و تاریخ زندگی ایشان، روشن می‌شود که حرکت حکومتی ایشان بر اساس دستورات خداوند می‌باشد. خداوند برای رسیدن به اهداف، از جمله قضاوت عادلانه و دادن حق به صاحبش، راه و روشی قرار داده است که منطبق بر عقل و فطرت انسانی نیز می‌باشد. البته [[انبیا]] و اولیای خدا در مواردی که صلاح باشد از خارق عادت و علم ویژه خود نیز بهره می‌برند؛ همان گونه که قضاوت‌های حیرت انگیز [[امام علی|امیرالمؤمنین]] {{ع}} یا [[حضرت داوود]]{{ع}} در کتاب‌ها ذکر شده است. بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت قضاوت کردن [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} در زمان ظهور، به همان روشی است که در دین به آن‌ها امر شده است. البته با توجه به این مطلب که آن حضرت در برخی موارد و بر اساس شرایط، از علم ویژه و خرق عادت نیز بهره خواهد برد.
:::::*البته این روایات متعدد است. با توجه به سیره این بزرگواران و تاریخ زندگی ایشان، روشن می‌شود که حرکت حکومتی ایشان بر اساس دستورات خداوند می‌باشد. خداوند برای رسیدن به اهداف، از جمله قضاوت عادلانه و دادن حق به صاحبش، راه و روشی قرار داده است که منطبق بر عقل و فطرت انسانی نیز می‌باشد. البته [[انبیا]] و اولیای خدا در مواردی که صلاح باشد از خارق عادت و علم ویژه خود نیز بهره می‌برند؛ همان گونه که قضاوت‌های حیرت انگیز [[امام علی|امیرالمؤمنین]] {{ع}} یا [[حضرت داوود]]{{ع}} در کتاب‌ها ذکر شده است. بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت قضاوت کردن [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} در زمان ظهور، به همان روشی است که در دین به آن‌ها امر شده است. البته با توجه به این مطلب که آن حضرت در برخی موارد و بر اساس شرایط، از علم ویژه و خرق عادت نیز بهره خواهد برد.
خط ۹۹: خط ۱۰۴:
| پاسخ‌دهنده =
| پاسخ‌دهنده =
| پاسخ = نویسندگان کتاب ''«[[نگین آفرینش ج۱ (کتاب)|نگین آفرینش]]»'' در این باره گفته‌اند:
| پاسخ = نویسندگان کتاب ''«[[نگین آفرینش ج۱ (کتاب)|نگین آفرینش]]»'' در این باره گفته‌اند:
::::::«از آنجا که موعود منتظر برای استقرار [[عدالت]] در تمام زمین ذخیره شده است، برای انجام رسالت خود به یک سیستم قضایی مستحکم نیاز دارد؛ بنابراین آن حضرت در این بخش به شیوه جدّ بزرگوارش [[امام علی|امیر المؤمنین]]{{ع}} عمل می‌کند و با جدّیت و قدرت به دنبال به دست آوردن حقوق پایمال شده مردمان است و حق را در هر کجا باشد، گرفته، به صاحب آن برمی‌گرداند. آن حضرت چنان به [[عدالت]] رفتار می‌کند که مطابق روایات، زندگان آرزو می‌کنند که مردگان برگردند و از برکت عدل او بهره‌مند شوند.<ref>الفتن، ص ۹۹.</ref> گفتنی است که بخشی از روایات، بیان‌گر آن است که [[امام مهدی]]{{ع}} در مقام قضاوت مانند [[حضرت سیلمان]] و [[حضرت داوود]]{{عم}} عمل می‌کند و مانند آن‌ها با علم الهی‌ای که دارد، حکم می‌کند، نه با استناد به شاهد و گواه. [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: "وقتی قائم آل محمد قیام کند، مانند [[حضرت داوود]] و [[حضرت سلیمان]]{{عم}} داوری می‌کند؛ یعنی شاهد و گواه، طلب نمی‌کند.<ref>اثبات الهداة، ج ۳، ص ۴۴۷.</ref> شاید راز این گونه داوری، آن است که به سبب اعتماد بر علم الهی، عدالت واقعی بر پا می‌شود؛ در حالی که وقتی بر گواهان و سخن آن‌ها تکیه می‌شود، عدالت ظاهری حاکم می‌شود؛ زیرا به هر حال شاهدان از میان انسان‌ها هستند و احتمال اشتباه هست. البته درکِ چگونگی قضاوت [[امام مهدی]]{{ع}} به شیوه گفته شده، کار دشواری است؛ ولی می‌توان فهمید که این شیوه با اوضاع روزگار آن حضرت، سازگار است»<ref>[[محمد امین بالادستان|بالادستان، محمد امین]]؛ [[محمد مهدی حائری‌‎پور|حائری‌‎پور، محمد مهدی]]؛ [[مهدی یوسفیان|یوسفیان، مهدی]]، [[نگین آفرینش ج۱ (کتاب)|نگین آفرینش]]، ج۱، ص ۲۳۰ - ۲۳۱.</ref>.
 
«از آنجا که موعود منتظر برای استقرار [[عدالت]] در تمام زمین ذخیره شده است، برای انجام رسالت خود به یک سیستم قضایی مستحکم نیاز دارد؛ بنابراین آن حضرت در این بخش به شیوه جدّ بزرگوارش [[امام علی|امیر المؤمنین]]{{ع}} عمل می‌کند و با جدّیت و قدرت به دنبال به دست آوردن حقوق پایمال شده مردمان است و حق را در هر کجا باشد، گرفته، به صاحب آن برمی‌گرداند. آن حضرت چنان به [[عدالت]] رفتار می‌کند که مطابق روایات، زندگان آرزو می‌کنند که مردگان برگردند و از برکت عدل او بهره‌مند شوند.<ref>الفتن، ص ۹۹.</ref> گفتنی است که بخشی از روایات، بیان‌گر آن است که [[امام مهدی]]{{ع}} در مقام قضاوت مانند [[حضرت سیلمان]] و [[حضرت داوود]]{{عم}} عمل می‌کند و مانند آن‌ها با علم الهی‌ای که دارد، حکم می‌کند، نه با استناد به شاهد و گواه. [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: "وقتی قائم آل محمد قیام کند، مانند [[حضرت داوود]] و [[حضرت سلیمان]]{{عم}} داوری می‌کند؛ یعنی شاهد و گواه، طلب نمی‌کند.<ref>اثبات الهداة، ج ۳، ص ۴۴۷.</ref> شاید راز این گونه داوری، آن است که به سبب اعتماد بر علم الهی، عدالت واقعی بر پا می‌شود؛ در حالی که وقتی بر گواهان و سخن آن‌ها تکیه می‌شود، عدالت ظاهری حاکم می‌شود؛ زیرا به هر حال شاهدان از میان انسان‌ها هستند و احتمال اشتباه هست. البته درکِ چگونگی قضاوت [[امام مهدی]]{{ع}} به شیوه گفته شده، کار دشواری است؛ ولی می‌توان فهمید که این شیوه با اوضاع روزگار آن حضرت، سازگار است»<ref>[[محمد امین بالادستان|بالادستان، محمد امین]]؛ [[محمد مهدی حائری‌‎پور|حائری‌‎پور، محمد مهدی]]؛ [[مهدی یوسفیان|یوسفیان، مهدی]]، [[نگین آفرینش ج۱ (کتاب)|نگین آفرینش]]، ج۱، ص ۲۳۰ - ۲۳۱.</ref>.
}}
}}


۴۱۵٬۰۷۸

ویرایش