قواعد حقوق بینالملل اسلامی چیست؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۲۴ دسامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۷:۵۳
، ۲۴ دسامبر ۲۰۲۱ربات: جایگزینی خودکار متن (-:::::# +#)
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-:::::* +*)) |
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-:::::# +#)) |
||
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
'''قاعده چهارم: [[اسلام]] و [[حمایت از مبارزات حقطلبانه]]''': [[قرآن]] مسئله حمایت از مبارزات حقطلبانه و حرکتهای رهاییبخش را در موارد متعدد مورد توجه قرار داده و به صورتهای مختلف بر آن تأکید ورزیده است: | '''قاعده چهارم: [[اسلام]] و [[حمایت از مبارزات حقطلبانه]]''': [[قرآن]] مسئله حمایت از مبارزات حقطلبانه و حرکتهای رهاییبخش را در موارد متعدد مورد توجه قرار داده و به صورتهای مختلف بر آن تأکید ورزیده است: | ||
*خداوند خود [[وعده]] [[نصرت]] به کسانی داده که برای به دست آوردن [[حق]] خویش [[قیام]] میکنند. | *خداوند خود [[وعده]] [[نصرت]] به کسانی داده که برای به دست آوردن [[حق]] خویش [[قیام]] میکنند. | ||
#{{متن قرآن|إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا}}<ref>«ما پیامبران خویش و مؤمنان را در زندگی این جهان و در روزی که گواهان (به گواهی) برخیزند یاری میکنیم» سوره غافر، آیه ۵۱.</ref> | |||
#{{متن قرآن|وَإِنْ قُوتِلْتُمْ لَنَنْصُرَنَّكُمْ}}<ref>«و اگر با شما جنگ شود به شما یاری خواهیم رساند» سوره حشر، آیه ۱۱.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|وَيَنْصُرَكَ اللَّهُ نَصْرًا عَزِيزًا}}<ref>«و خداوند تو را با یاری کردنی بیهمتا یاری کند» سوره فتح، آیه ۳.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|وَيَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ}}<ref>«و شما را بر آنان پیروزی دهد» سوره توبه، آیه ۱۴.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ}}<ref>«و بیگمان خداوند به کسی که وی را یاری کند یاری خواهد رساند» سوره حج، آیه ۴۰.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|ثُمَّ بُغِيَ عَلَيْهِ لَيَنْصُرَنَّهُ اللَّهُ}}<ref>«سپس بر او ستم رود خداوند او را یاری خواهد کرد» سوره حج، آیه ۶۰.</ref> | |||
*کسانی را که در [[حمایت]] از [[مبارزه]] و فعالیت حقطلبانه، یکدیگر را به [[یاری]] نمیطلبند مورد [[سرزنش]] قرار میدهد: {{متن قرآن|مَا لَكُمْ لَا تَنَاصَرُونَ}}<ref>«چرا یکدیگر را یاری نمیکنید؟» سوره صافات، آیه ۲۵.</ref>. | *کسانی را که در [[حمایت]] از [[مبارزه]] و فعالیت حقطلبانه، یکدیگر را به [[یاری]] نمیطلبند مورد [[سرزنش]] قرار میدهد: {{متن قرآن|مَا لَكُمْ لَا تَنَاصَرُونَ}}<ref>«چرا یکدیگر را یاری نمیکنید؟» سوره صافات، آیه ۲۵.</ref>. | ||
*کمکطلبیدن را [[حق]] هر [[مظلوم]] میشمارد. [[بدیهی]] است که مفهوم مقابل این حق آن است که مظلوم وقتی کمک میطلبد باید مورد حمایت قرار گیرد: | *کمکطلبیدن را [[حق]] هر [[مظلوم]] میشمارد. [[بدیهی]] است که مفهوم مقابل این حق آن است که مظلوم وقتی کمک میطلبد باید مورد حمایت قرار گیرد: | ||
#{{متن قرآن|وَلَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولَئِكَ مَا عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ}}<ref>«و بر آنانکه پس از ستم دیدن داد ستانند ایرادی نیست» سوره شوری، آیه ۴۱.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا وَانْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا}}<ref>«و خداوند را بسیار یاد میکنند و پس از آنکه ستم دیده باشند داد میستانند» سوره شعراء، آیه ۲۲۷.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|وَالَّذِينَ إِذَا أَصَابَهُمُ الْبَغْيُ هُمْ يَنْتَصِرُونَ}}<ref>«و آنان که چون بدیشان ستم رسد داد (خود) میستانند» سوره شوری، آیه ۳۹.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|لَا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ}}<ref>«خداوند بانگ برداشتن به بدگویی را دوست نمیدارد مگر (از) کسی که بر او ستم رفته است» سوره نساء، آیه ۱۴۸.</ref>. | |||
*در مواردی نیز صریحاً حمایت و یاری نمودن [[مظلومان]] و [[مردم]] به بند کشیده شده را که کمک میطلبند یک [[فریضه]] میشمارد: | *در مواردی نیز صریحاً حمایت و یاری نمودن [[مظلومان]] و [[مردم]] به بند کشیده شده را که کمک میطلبند یک [[فریضه]] میشمارد: | ||
#{{متن قرآن|وَإِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ}}<ref>«و اگر از شما در دین یاری بجویند باید یاری کنید» سوره انفال، آیه ۷۲.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ}}<ref>«و چرا شما در راه خداوند نبرد نمیکنید و (نیز) در راه (رهایی) مستضعفان از مردان و زنان و کودکان.».. سوره نساء، آیه ۷۵.</ref>. | |||
'''قاعده پنجم: مسئله [[مداخله]] از دیدگاه [[اسلام]]''': اسلام، [[استکبار]] و [[سیاست]] [[سلطه]] را بهعنوان عامل اصلی مداخلههای تجاوزکارانه تلقی میکند و بر این اصل [[اصرار]] میورزد که نابود کردن سیاستهای استکباری تنها [[راه]] خاتمه دادن به مداخله در امور داخلی مربوط به ملتهاست. لازم به [[یادآوری]] است که تا ملتهای تحت [[سیطره]] خارجی، از [[حق]] اولیه خود در زمینه برخورداری از [[آزادی]]، [[استقلال]] و [[حاکمیت]] بر [[سرنوشت]] خود [[محروم]] هستند، صحبت از منع مداخله به میان آوردن بینتیجه است. [[قرآن]]، [[تحمیل]] و [[زور]] را بهعنوان خمیر مایه اصلی دخالت، [[نفی]] میکند {{متن قرآن|لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ}}<ref>«در (کار) دین هیچ اکراهی نیست» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref> و سلطهطلبی را که ریشه مداخله است مردود میشمارد: {{متن قرآن|لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا}}<ref>«و هرگز خداوند برای کافران به زیان مؤمنان راهی نمیگشاید» سوره نساء، آیه ۱۴۱.</ref> و هرنوع سیطره جوئی را که خدشهای در [[اراده]] بشری ایجاد کند [[ممنوع]] دانسته {{متن قرآن|لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ}}<ref>«تو بر آنان چیره نیستی» سوره غاشیه، آیه ۲۲.</ref> و فرمانروائی و جباریت را [[نهی]] {{متن قرآن|وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ}}<ref>«و تو بر آنان چیره نیستی» سوره ق، آیه ۴۵.</ref> و به جای دیگران [[تصمیم]] گرفتن را نفی نموده است {{متن قرآن|وَمَا أَنَا عَلَيْكُمْ بِوَكِيلٍ}}<ref>«و من کارگزار شما نیستم» سوره یونس، آیه ۱۰۸.</ref> و خود را [[حافظ]] و [[نگهبان]] دیگران فرض کردن و بر این اساس مداخله در امور اختصاصی دیگران روا داشتن را مردود شمرده است {{متن قرآن|وَمَا أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ}}<ref>«و من بر شما نگهبان نیستم» سوره انعام، آیه ۱۰۴.</ref>. | '''قاعده پنجم: مسئله [[مداخله]] از دیدگاه [[اسلام]]''': اسلام، [[استکبار]] و [[سیاست]] [[سلطه]] را بهعنوان عامل اصلی مداخلههای تجاوزکارانه تلقی میکند و بر این اصل [[اصرار]] میورزد که نابود کردن سیاستهای استکباری تنها [[راه]] خاتمه دادن به مداخله در امور داخلی مربوط به ملتهاست. لازم به [[یادآوری]] است که تا ملتهای تحت [[سیطره]] خارجی، از [[حق]] اولیه خود در زمینه برخورداری از [[آزادی]]، [[استقلال]] و [[حاکمیت]] بر [[سرنوشت]] خود [[محروم]] هستند، صحبت از منع مداخله به میان آوردن بینتیجه است. [[قرآن]]، [[تحمیل]] و [[زور]] را بهعنوان خمیر مایه اصلی دخالت، [[نفی]] میکند {{متن قرآن|لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ}}<ref>«در (کار) دین هیچ اکراهی نیست» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref> و سلطهطلبی را که ریشه مداخله است مردود میشمارد: {{متن قرآن|لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا}}<ref>«و هرگز خداوند برای کافران به زیان مؤمنان راهی نمیگشاید» سوره نساء، آیه ۱۴۱.</ref> و هرنوع سیطره جوئی را که خدشهای در [[اراده]] بشری ایجاد کند [[ممنوع]] دانسته {{متن قرآن|لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ}}<ref>«تو بر آنان چیره نیستی» سوره غاشیه، آیه ۲۲.</ref> و فرمانروائی و جباریت را [[نهی]] {{متن قرآن|وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ}}<ref>«و تو بر آنان چیره نیستی» سوره ق، آیه ۴۵.</ref> و به جای دیگران [[تصمیم]] گرفتن را نفی نموده است {{متن قرآن|وَمَا أَنَا عَلَيْكُمْ بِوَكِيلٍ}}<ref>«و من کارگزار شما نیستم» سوره یونس، آیه ۱۰۸.</ref> و خود را [[حافظ]] و [[نگهبان]] دیگران فرض کردن و بر این اساس مداخله در امور اختصاصی دیگران روا داشتن را مردود شمرده است {{متن قرآن|وَمَا أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ}}<ref>«و من بر شما نگهبان نیستم» سوره انعام، آیه ۱۰۴.</ref>. | ||
| خط ۶۴: | خط ۶۴: | ||
'''قاعده ششم: [[اصل مقابله به مثل]] در [[اسلام]]''': در [[قرآن]] دو نوع برخورد با [[مقابله به مثل]] دیده میشود: | '''قاعده ششم: [[اصل مقابله به مثل]] در [[اسلام]]''': در [[قرآن]] دو نوع برخورد با [[مقابله به مثل]] دیده میشود: | ||
#مقابله به مثل در [[حقیقت]] شیوه مشابهی است که ستمدیده را وادار به کاری میکند که شروع به آن ظالمانه بوده و [[ظالم]] و [[مظلوم]] را در عمل یکسان جلوه میدهد: {{متن قرآن|وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى}}<ref>«و نباید دشمنی با گروهی شما را وادارد که دادگری نکنید، دادگری ورزید که به پرهیزگاری نزدیکتر است» سوره مائده، آیه ۸.</ref>. مقابله به مثل در این تبیین بهعنوان نوعی [[بیعدالتی]] در برابر بیعدالتی تلقی شده و مورد [[نهی]] صریح قرآن قرار گرفته است. بیشک بیعدالتی را با [[عدالت]] نمیتوان مقابله به مثل کرد اگر مقابله به مثل در برابر بیعدالتی را بپذیریم خواه ناخواه مصداق مقابله به مثل در این صورت روش غیرعادلانه خواهد بود. اما این بیعدالتی بدان [[جهت]] عادلانه است که در برابر بیعدالتی [[اعمال]] میگردد. | |||
#[[تجاوز]] در برابر تجاوز، در حقیقت نوعی [[دفاع]] در مقابل [[ستم]] است و مقابله به مثل در برابر تجاوز گرچه به ظاهر خود تجاوزی بیش نیست، ولی چون [[دفاع مشروع]] است در [[حقیقت]] بین آن دو فقط یک نوع مشابهت ظاهری حکمفرماست، و در بررسی نهائی معلوم میگردد تجاوزی که بهعنوان [[مقابله به مثل]] انجام گرفته نه تنها [[تجاوز]] [[نامشروع]] و [[ستم]] نیست بلکه روشی برای از میان بردن تجاوز میباشد: {{متن قرآن|فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ}}<ref>«پس هر کس بر شما ستم روا داشت همانگونه که با شما ستم روا داشته است با وی ستم روا دارید» سوره بقره، آیه ۱۹۴.</ref>. | |||
با دقت در مفهوم دو [[آیه]] مذکور، میتوان به جمع بین آن دو پی برد؛ زیرا آنچه در آیه اول [[نفی]] شده [[بیعدالتی]] در مقابل بیعدالتی است، ولی مقابله به مثل هرگز بیعدالتی نیست و اگر به [[دفاع]] عادلانه در برابر بیعدالتی مقابله به مثل گفته میشود، صرفاً یک تشابه صوری است. | با دقت در مفهوم دو [[آیه]] مذکور، میتوان به جمع بین آن دو پی برد؛ زیرا آنچه در آیه اول [[نفی]] شده [[بیعدالتی]] در مقابل بیعدالتی است، ولی مقابله به مثل هرگز بیعدالتی نیست و اگر به [[دفاع]] عادلانه در برابر بیعدالتی مقابله به مثل گفته میشود، صرفاً یک تشابه صوری است. | ||
| خط ۷۸: | خط ۷۸: | ||
اینک به قسمتی از این [[نصوص]] دقیقاً توجه نمائید: | اینک به قسمتی از این [[نصوص]] دقیقاً توجه نمائید: | ||
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ}}<ref>«ای مؤمنان! به پیمانها وفا کنید» سوره مائده، آیه ۱.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|وَأَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ إِذَا عَاهَدْتُمْ وَلَا تَنْقُضُوا الْأَيْمَانَ بَعْدَ تَوْكِيدِهَا}}<ref>«و چون با خداوند پیمان بستید وفا کنید و سوگندهای خود را چون استوار کردید در حالی که خداوند را بر خود گواه گرفتهاید مشکنید» سوره نحل، آیه ۹۱.</ref>. نکتهای که در این [[آیه]] بیشتر جلب توجه مینماید این است که [[قرآن]] در این آیه از [[قراردادها]] بهعنوان پیمان [[خدا]] یاد نموده و متعاهدین را یادآور میشود که با [[عقد]] پیمان، گوئی با خدا [[قرارداد]] نمودهاند و پیمان خدا نیز مورد بازخواست خواهد بود {{متن قرآن|وَكَانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْئُولًا}}<ref>«و پیمان خداوند بازخواست میگردد» سوره احزاب، آیه ۱۵.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولًا}}<ref>«و به پیمان وفا کنید که از پیمان خواهند پرسید» سوره اسراء، آیه ۳۴.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا}}<ref>«چون پیمان بندند وفا کنند» سوره بقره، آیه ۱۷۷.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَلَا يَنْقُضُونَ الْمِيثَاقَ}}<ref>«آنان که به عهد خداوند وفا میکنند و پیمان را نمیشکنند» سوره رعد، آیه ۲۰.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ}}<ref>«و آنان که سپردههای نزد خویش و پیمان خود را پاس میدارند» سوره مؤمنون، آیه ۸.</ref>. | |||
در این چند [[آیه]] اخیر موضوع اهمیت قرار داد و [[لزوم]] وفای به آن از جنبه [[حقوقی]] پا فراتر نهاده و بهعنوان ممیز و علامت [[ایمان]] معرفی شده است. گویی [[حس]] [[وفای به عهد]] از ایمان سرچشمه میگیرد و [[خیانت]] به [[عهد]] ناشی از [[نقص]] یا [[فقدان ایمان]] میباشد. چنانکه بررسی آیاتی نظیر آیه ۴ و ۷ [[سوره]] [[برائت]] نیز این نکته را به دست میدهد که [[احترام]] به [[پیمان]] و وفای به آن [[همبستگی]] کامل با [[تقوی]] و [[روح]] [[پرهیزکاری]] دارد و تفکیک آن دو موجب انهدام روح [[تقوا]] میباشد. | در این چند [[آیه]] اخیر موضوع اهمیت قرار داد و [[لزوم]] وفای به آن از جنبه [[حقوقی]] پا فراتر نهاده و بهعنوان ممیز و علامت [[ایمان]] معرفی شده است. گویی [[حس]] [[وفای به عهد]] از ایمان سرچشمه میگیرد و [[خیانت]] به [[عهد]] ناشی از [[نقص]] یا [[فقدان ایمان]] میباشد. چنانکه بررسی آیاتی نظیر آیه ۴ و ۷ [[سوره]] [[برائت]] نیز این نکته را به دست میدهد که [[احترام]] به [[پیمان]] و وفای به آن [[همبستگی]] کامل با [[تقوی]] و [[روح]] [[پرهیزکاری]] دارد و تفکیک آن دو موجب انهدام روح [[تقوا]] میباشد. | ||
| خط ۹۱: | خط ۹۱: | ||
'''قاعده هشتم: [[قراردادهای بینالمللی در اسلام]]''' | '''قاعده هشتم: [[قراردادهای بینالمللی در اسلام]]''' | ||
::::::در تنظیم عادلانه [[روابط]] بینالمللی هیچ نوع ابزار و تکنیکی کارسازتر از [[قرارداد]] نیست. [[اسلام]] در روابط بینالمللی نه تنها از اهمیت و [[ارزش]] این اساس [[زندگی]] بینالمللی نکاست بلکه بر [[ضرورت]] آن تأکید و [[اصرار]] ورزید. کافی است در این زمینه [[نصوص]] [[قرآنی]] را مورد مطالعه قرار دهیم: | ::::::در تنظیم عادلانه [[روابط]] بینالمللی هیچ نوع ابزار و تکنیکی کارسازتر از [[قرارداد]] نیست. [[اسلام]] در روابط بینالمللی نه تنها از اهمیت و [[ارزش]] این اساس [[زندگی]] بینالمللی نکاست بلکه بر [[ضرورت]] آن تأکید و [[اصرار]] ورزید. کافی است در این زمینه [[نصوص]] [[قرآنی]] را مورد مطالعه قرار دهیم: | ||
#{{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ يَصِلُونَ إِلَى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ}}<ref>«مگر آنان را که با گروهی وابستگی دارند که میان شما و ایشان پیمانی است» سوره نساء، آیه ۹۰.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ}}<ref>«جز کسانی که با آنها در کنار مسجد الحرام پیمان بستهاید پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید» سوره توبه، آیه ۷.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«پیمان اینان را تا پایان زمانشان پاس بدارید؛ بیگمان خداوند پرهیزکاران را دوست میدارد» سوره توبه، آیه ۴.</ref>. | |||
در [[سیره سیاسی]] [[پیامبر]]{{صل}} نمونه زیادی از [[معاهدات]] با قبائل و [[دولتها]] دیده میشود که نشانگر [[مشروعیت]] [[قراردادهای بینالمللی در اسلام]] است. [[پیامبر اسلام]]{{صل}} حتی [[قبل از بعثت]] بر اصل تنظیم [[روابط]] عادلانه بین [[قبایل]]، بر پایه [[پیمان]] [[اصرار]] میورزید و مکرر میفرمود: {{متن حدیث|لقد شَهِدْت في دارِ عبدِ اللَّهِ بنِ جُدْعان حِلْفاً ما احب ان لی حمر النعم و لو ادعی به في الإسْلامِ لأَجَبْت}}<ref>سیره ابن هشام، ج۱، صفحه ۳۴؛ البدایه و النهایة، ج۲، ص۲۹۱.</ref>؛ من در [[خانه]] [[عبدالله بن جدعان]]، در [[جاهلیت]] [[شاهد]] بستن پیمان مشترک [[جهت]] [[حمایت از مظلومان]]، بین [[نمایندگان]] قبائل مختلف [[عرب]] بودم، و چنان بر این پیمان [[دل]] بسته بودم که حاضر نبودم در ازای نقض آن، صاحب پربهاترین شتران باشم. اگر در اسلام به چنین پیمانی [[دعوت]] شوم فوراً [[اجابت]] خواهم کرد. | در [[سیره سیاسی]] [[پیامبر]]{{صل}} نمونه زیادی از [[معاهدات]] با قبائل و [[دولتها]] دیده میشود که نشانگر [[مشروعیت]] [[قراردادهای بینالمللی در اسلام]] است. [[پیامبر اسلام]]{{صل}} حتی [[قبل از بعثت]] بر اصل تنظیم [[روابط]] عادلانه بین [[قبایل]]، بر پایه [[پیمان]] [[اصرار]] میورزید و مکرر میفرمود: {{متن حدیث|لقد شَهِدْت في دارِ عبدِ اللَّهِ بنِ جُدْعان حِلْفاً ما احب ان لی حمر النعم و لو ادعی به في الإسْلامِ لأَجَبْت}}<ref>سیره ابن هشام، ج۱، صفحه ۳۴؛ البدایه و النهایة، ج۲، ص۲۹۱.</ref>؛ من در [[خانه]] [[عبدالله بن جدعان]]، در [[جاهلیت]] [[شاهد]] بستن پیمان مشترک [[جهت]] [[حمایت از مظلومان]]، بین [[نمایندگان]] قبائل مختلف [[عرب]] بودم، و چنان بر این پیمان [[دل]] بسته بودم که حاضر نبودم در ازای نقض آن، صاحب پربهاترین شتران باشم. اگر در اسلام به چنین پیمانی [[دعوت]] شوم فوراً [[اجابت]] خواهم کرد. | ||