پرش به محتوا

آیا داوود پیامبر علم غیب داشت؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
ربات: جایگزینی خودکار متن (-::::# +#)
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-:::::* +*))
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-::::# +#))
خط ۵۸: خط ۵۸:
[[ابو حمزه]] از [[امام باقر]]{{ع}} نقل کرده که ایشان فرمود: داوود{{ع}} از خداوند تقاضا کرد که یکی از داوری‌های جهان آخرت را به وی نشان دهد. خطاب آمد: ای داوود! این موضوع را من به احدی از بندگانم نشان نمی‌دهم و نباید کسی غیر از من به آنها آگاه باشد. این، باعث انصراف داوود نشد و [بار دیگر] از خداوند تقاضا کرد یکی از قضاوت های جهان آخرت را به وی نشان دهد. [[جبرئیل]] نازل شد و به داوود گفت: ای [[داوود|حضرت داوود]]! تو از خداوند چیزی را خواسته‌ای که تاکنون هیچ پیامبری درخواست نکرده. ای داوود! آنچه تو خواسته‌ای احدی از بندگان خدا بر آن آگاهی ندارد. و نباید کسی غیر از خداوند بر اساس آنان حکم کند. ولی خداوند خواسته تو را اجابت کرد و آنچه را که خواسته بودی، به تو عنایت کرده است. ای [[داوود|حضرت داوود]]! فردا صبح دو نفر به نزد تو می‌آیند. داوری در بین آن به سان داوری آخرت خواهد بود. گفت: هنگامی که صبح شد و داوود در مجلس قضاوت نشست، پیرمردی از در وارد شد و جوانی را می‌کشید و در دست آن جوان، یک خوشه انگور بود. پیرمرد به داوود گفت: ای پیامبر خدا! این جوان، داخل تاکستان من شده و انگورهای مرا خراب کرده و بدون اجازه من از آن خورده و این خوشه انگور را بدون اجازه من برداشته است. داوود{{ع}} رو به جوان کرد و گفت: در مقابل ادّعای این پیرمرد چه می‌گویی؟ جوان اقرار کرد که این کار را کرده است. در همان هنگام، خداوند به داوود [[وحی]] فرمود: ای داوود! اگر من یکی از داوری‌های آخرت را برای تو کشف کنم و تو به واسطه آن، میان پیرمرد و جوان داوری کنی، هم خودت نمی‌توانی آن داوری را تحمّل کنی و هم قومت آن را قبول نمی‌کنند. ای داوود! این پیرمرد شاکی، مدّتی قبل به بستان پدر این جوان تجاوز کرد و پدرش را در همان باغ کشت و بستان پدر او را غصب کرد و چهل‌هزار درهم پول از او برداشت و او را در کنار همان بستان دفن نمود. پس شمشیر به دست این جوان بده و به او امر کن گردن این پیرمرد را بزند و بعد برود فلان محل، باغ را بکند و مالش را هم از آن جا در بیاورد. امام{{ع}} فرمود: داوود از این وحی به وحشت افتاد. علما و یاران خود را دور هم جمع کرد و وحی خداوند را به آنان گفت و قضاوت را هم طبق دستور خداوند، انجام داد.<ref>]الكافى: ج ۷ ص ۴۲۱ ح ۱.</ref> (...)
[[ابو حمزه]] از [[امام باقر]]{{ع}} نقل کرده که ایشان فرمود: داوود{{ع}} از خداوند تقاضا کرد که یکی از داوری‌های جهان آخرت را به وی نشان دهد. خطاب آمد: ای داوود! این موضوع را من به احدی از بندگانم نشان نمی‌دهم و نباید کسی غیر از من به آنها آگاه باشد. این، باعث انصراف داوود نشد و [بار دیگر] از خداوند تقاضا کرد یکی از قضاوت های جهان آخرت را به وی نشان دهد. [[جبرئیل]] نازل شد و به داوود گفت: ای [[داوود|حضرت داوود]]! تو از خداوند چیزی را خواسته‌ای که تاکنون هیچ پیامبری درخواست نکرده. ای داوود! آنچه تو خواسته‌ای احدی از بندگان خدا بر آن آگاهی ندارد. و نباید کسی غیر از خداوند بر اساس آنان حکم کند. ولی خداوند خواسته تو را اجابت کرد و آنچه را که خواسته بودی، به تو عنایت کرده است. ای [[داوود|حضرت داوود]]! فردا صبح دو نفر به نزد تو می‌آیند. داوری در بین آن به سان داوری آخرت خواهد بود. گفت: هنگامی که صبح شد و داوود در مجلس قضاوت نشست، پیرمردی از در وارد شد و جوانی را می‌کشید و در دست آن جوان، یک خوشه انگور بود. پیرمرد به داوود گفت: ای پیامبر خدا! این جوان، داخل تاکستان من شده و انگورهای مرا خراب کرده و بدون اجازه من از آن خورده و این خوشه انگور را بدون اجازه من برداشته است. داوود{{ع}} رو به جوان کرد و گفت: در مقابل ادّعای این پیرمرد چه می‌گویی؟ جوان اقرار کرد که این کار را کرده است. در همان هنگام، خداوند به داوود [[وحی]] فرمود: ای داوود! اگر من یکی از داوری‌های آخرت را برای تو کشف کنم و تو به واسطه آن، میان پیرمرد و جوان داوری کنی، هم خودت نمی‌توانی آن داوری را تحمّل کنی و هم قومت آن را قبول نمی‌کنند. ای داوود! این پیرمرد شاکی، مدّتی قبل به بستان پدر این جوان تجاوز کرد و پدرش را در همان باغ کشت و بستان پدر او را غصب کرد و چهل‌هزار درهم پول از او برداشت و او را در کنار همان بستان دفن نمود. پس شمشیر به دست این جوان بده و به او امر کن گردن این پیرمرد را بزند و بعد برود فلان محل، باغ را بکند و مالش را هم از آن جا در بیاورد. امام{{ع}} فرمود: داوود از این وحی به وحشت افتاد. علما و یاران خود را دور هم جمع کرد و وحی خداوند را به آنان گفت و قضاوت را هم طبق دستور خداوند، انجام داد.<ref>]الكافى: ج ۷ ص ۴۲۱ ح ۱.</ref> (...)
::::::می‌توان گفت آنچه قضاوت داوودی محسوب می‌شد - که ویژه ایشان بود و وی را از دیگران ممتاز می‌کرد - قضاوت بر پایه [[علم غیب الهی]] و دیگری قضاوت بر پایه فنون بازجویی علم‌آور است. البته قضاوت بر اساس بیّنه و قسم، وظیفه عمومی و متداول داوود{{ع}} بوده، چنان که دستور پیامبران پیش از او و بعد از او نیز بوده است و در ذیل چند روایت نیز بدان اشاره شد. حال می‌توان گفت قضاوت مهدوی که تشبیه به قضاوت داوود شده نیز به یکی از این دو صورت خواهد بود:
::::::می‌توان گفت آنچه قضاوت داوودی محسوب می‌شد - که ویژه ایشان بود و وی را از دیگران ممتاز می‌کرد - قضاوت بر پایه [[علم غیب الهی]] و دیگری قضاوت بر پایه فنون بازجویی علم‌آور است. البته قضاوت بر اساس بیّنه و قسم، وظیفه عمومی و متداول داوود{{ع}} بوده، چنان که دستور پیامبران پیش از او و بعد از او نیز بوده است و در ذیل چند روایت نیز بدان اشاره شد. حال می‌توان گفت قضاوت مهدوی که تشبیه به قضاوت داوود شده نیز به یکی از این دو صورت خواهد بود:
::::#این که [[آیا امام مهدی علم غیب دارد؟ (پرسش)|خداوند به مهدی توانایی‌های ماورایی و غیبی اِعطا می‌کند]] که واقعیت‌ها از منظری فراتر از عالم ماده برایش مکشوف می‌شود و این اجازه را می‌یابد که بر اساس همان کشف واقعیت‌ها داوری کند. پیامبران و امامان دیگر گرچه به اذن خدا، آن بُعد کشف واقعیت را می‌توانستند دارا باشند، ولی مجاز به اِعمال آن در این عالَم نبوده‌اند.
#این که [[آیا امام مهدی علم غیب دارد؟ (پرسش)|خداوند به مهدی توانایی‌های ماورایی و غیبی اِعطا می‌کند]] که واقعیت‌ها از منظری فراتر از عالم ماده برایش مکشوف می‌شود و این اجازه را می‌یابد که بر اساس همان کشف واقعیت‌ها داوری کند. پیامبران و امامان دیگر گرچه به اذن خدا، آن بُعد کشف واقعیت را می‌توانستند دارا باشند، ولی مجاز به اِعمال آن در این عالَم نبوده‌اند.
::::#دومین احتمال، آن است که مضمون و محتوای این احادیث را تعبیر و نشانه‌ای از رشد دانش انسانی در آن برهه از تاریخ بدانیم. چنان که انسان امروزی، برای کشف جرم به راه هایی دست یافته که در گذشته نبود. مانند انگشت نگاری، چهره نگاری، تجزیه و تحلیل ژن (DNA) و دیگر اجزای بدن که به واسطه آن، به سهولت و دقّت، نتایجی بهتر و دقیق تر از سوگند و بیّنه در مقام قضا و داوری به دست می‌آید. این رشد علمی در زمان حکومت [[امام مهدی]]{{ع}} به بالاترین حد می‌رسد و راه‌هایی دقیق تر و سریع برای بشر مکشوف می‌شود و [[امام زمان]]{{ع}} و یارانش از آنها استفاده می‌کنند.
#دومین احتمال، آن است که مضمون و محتوای این احادیث را تعبیر و نشانه‌ای از رشد دانش انسانی در آن برهه از تاریخ بدانیم. چنان که انسان امروزی، برای کشف جرم به راه هایی دست یافته که در گذشته نبود. مانند انگشت نگاری، چهره نگاری، تجزیه و تحلیل ژن (DNA) و دیگر اجزای بدن که به واسطه آن، به سهولت و دقّت، نتایجی بهتر و دقیق تر از سوگند و بیّنه در مقام قضا و داوری به دست می‌آید. این رشد علمی در زمان حکومت [[امام مهدی]]{{ع}} به بالاترین حد می‌رسد و راه‌هایی دقیق تر و سریع برای بشر مکشوف می‌شود و [[امام زمان]]{{ع}} و یارانش از آنها استفاده می‌کنند.


با توجّه به این که احتمال اوّل برای داوود{{ع}} نیز به صورت نادر اتفاق افتاد و امری فراگیر و همگانی نشد و خداوند به داوود تأکید کرد که خودش و جامعه‌اش طاقت و تحمّل آن را ندارند و داوود هم درخواست کرد آن حکم برداشته شود، در باره قضاوت های امام مهدی{{ع}} نیز احتمال دوم، طبیعی تر و سازگارتر است؛ زیرا احتمال دوم، دو امتیاز به همراه دارد: یکی جنبه اقناعی آن برای انسان‌ها و مخاطبان و دیگری قابلیت تعمیم و توسعه به دیگر قاضیان و داوران منصوب از طرف [[امام مهدی]]{{ع}}. برای هر دو امتیاز می‌توان از احادیث اسلامی نیز شاهد آورد.
با توجّه به این که احتمال اوّل برای داوود{{ع}} نیز به صورت نادر اتفاق افتاد و امری فراگیر و همگانی نشد و خداوند به داوود تأکید کرد که خودش و جامعه‌اش طاقت و تحمّل آن را ندارند و داوود هم درخواست کرد آن حکم برداشته شود، در باره قضاوت های امام مهدی{{ع}} نیز احتمال دوم، طبیعی تر و سازگارتر است؛ زیرا احتمال دوم، دو امتیاز به همراه دارد: یکی جنبه اقناعی آن برای انسان‌ها و مخاطبان و دیگری قابلیت تعمیم و توسعه به دیگر قاضیان و داوران منصوب از طرف [[امام مهدی]]{{ع}}. برای هر دو امتیاز می‌توان از احادیث اسلامی نیز شاهد آورد.
۴۱۵٬۰۷۸

ویرایش