پرش به محتوا

نواب چهارگانه امام مهدی چه کسانی بودند؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '\:\n \s(.*)\s' به ': $1 '
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-::::# +#))
جز (جایگزینی متن - '\:\n \s(.*)\s' به ': $1 ')
خط ۳۵: خط ۳۵:
| پاسخ = [[آیت الله]] '''[[ابراهیم امینی]]'''، در کتاب ''«[[دادگستر جهان (کتاب)|دادگستر جهان]]»'' در این‌باره گفته است:
| پاسخ = [[آیت الله]] '''[[ابراهیم امینی]]'''، در کتاب ''«[[دادگستر جهان (کتاب)|دادگستر جهان]]»'' در این‌باره گفته است:


«در عدد [[نواب]] [[اختلاف]] است. [[سید]] بن طاوس در کتاب "[[ربیع]] الشیعه" [[اسامی]] آنان را بدین قرار ذکر کرده: [[ابو هاشم]] [[داود]] بن القاسم، [[محمد بن علی بن بلال]]، [[عثمان بن سعید]]، [[محمد بن عثمان]]، [[عمر]] الاهوازی، [[احمد بن اسحاق]]، [[ابو محمد]] الوجنای، [[ابراهیم بن مهزیار]]، [[محمد]] بن ابراهیم‌<ref>رجال بوعلی ط سال «۱۱۰۲»، ص ۳۱۲.</ref>.
«در عدد [[نواب]] [[اختلاف]] است. [[سید]] بن طاوس در کتاب "[[ربیع]] الشیعه" [[اسامی]] آنان را بدین قرار ذکر کرده: [[ابو هاشم]] [[داود]] بن القاسم، [[محمد بن علی بن بلال]]، [[عثمان بن سعید]]، [[محمد بن عثمان]]، [[عمر]] الاهوازی، [[احمد بن اسحاق]]، [[ابو محمد]] الوجنای، [[ابراهیم بن مهزیار]]، [[محمد]] بن ابراهیم‌<ref>رجال بوعلی ط سال «۱۱۰۲»، ص ۳۱۲.</ref>.


[[شیخ طوسی]] [[وکلا]] را بدین [[اسامی]] معرفی نموده است: از [[بغداد]]، عمری و پسرش و [[حاجز]] و [[بلالی]] و [[عطار]]، از [[کوفه]]، [[عاصمی]]. از [[اهواز]]، [[محمد بن ابراهیم بن مهزیار]]. از [[قم]]، [[احمد بن اسحاق]]. از [[همدان]]، [[محمد بن صالح]]. از [[ری]]، شامی و [[اسدی]]. از [[آذربایجان]]، [[قاسم بن العلاء]]. از [[نیشابور]]، [[محمد بن شاذان‌]]<ref>رجال مامقانی ط نجف سال ۱۳۵۲، ج ۱، ص ۲۰۰ و اثبات الهداة، ج ۷، ص ۲۹۴.</ref>
[[شیخ طوسی]] [[وکلا]] را بدین [[اسامی]] معرفی نموده است: از [[بغداد]]، عمری و پسرش و [[حاجز]] و [[بلالی]] و [[عطار]]، از [[کوفه]]، [[عاصمی]]. از [[اهواز]]، [[محمد بن ابراهیم بن مهزیار]]. از [[قم]]، [[احمد بن اسحاق]]. از [[همدان]]، [[محمد بن صالح]]. از [[ری]]، شامی و [[اسدی]]. از [[آذربایجان]]، [[قاسم بن العلاء]]. از [[نیشابور]]، [[محمد بن شاذان‌]]<ref>رجال مامقانی ط نجف سال ۱۳۵۲، ج ۱، ص ۲۰۰ و اثبات الهداة، ج ۷، ص ۲۹۴.</ref>
خط ۴۶: خط ۴۶:
| پاسخ = [[حجت الاسلام و المسلمین]] '''[[سید جعفر موسوی‌نسب]]'''، در کتاب ''«[[دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (کتاب)|دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان]]»'' در این‌باره گفته است:
| پاسخ = [[حجت الاسلام و المسلمین]] '''[[سید جعفر موسوی‌نسب]]'''، در کتاب ''«[[دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (کتاب)|دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان]]»'' در این‌باره گفته است:


«[[حضرت]] [[امام مهدی|ولی عصر]]{{ع}} در دوران [[غیبت]] صغرای خود چهار سفیر و [[نایب]] داشتند که به زندگانی هر چهار نفر اشاره کوتاهی می‌نماییم.
«[[حضرت]] [[امام مهدی|ولی عصر]]{{ع}} در دوران [[غیبت]] صغرای خود چهار سفیر و [[نایب]] داشتند که به زندگانی هر چهار نفر اشاره کوتاهی می‌نماییم.


۱. '''[[نایب اول]]: [[ابو عمرو عثمان بن سعید عمری]]:''' او انسانی مورد [[اعتماد]] همگان و به عنوان [[وکیل]] خاص [[امام هادی]]{{ع}} و بعد از [[شهادت]] [[امام هادی]]{{ع}} [[وکیل]] خاص [[امام عسکری]]{{ع}} مطرح بوده است<ref>منتهى المقال و المهدى، ص ۱۸۱؛ بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۳۴۵.</ref>. او در روایاتی از طرف [[امام هادی]]{{ع}} و [[امام عسکری]]{{ع}} مورد تأیید و [[تمجید]] قرار گرفته است. [[امام هادی]] درباره او می‌فرمایند: [[عثمان بن سعید]] مورد [[اطمینان]] من و [[امین]] من است و آنچه به شما بگوید از [[ناحیه]] من می‌گوید<ref>اعیان الشیعه، ج ۴، بخش ۳، ص ۱۶.</ref>. [[احمد بن اسحاق]] می‌گوید بعد از [[شهادت]] [[امام هادی]] نزد [[امام عسکری]]{{ع}} رفتم، فرمودند: [[عثمان بن سعید]] [[امین]] من است و [[وکیل]] من است و فرزندش [[وکیل]] فرزندم [[امام مهدی|مهدی]] است<ref>مجلسى، بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۳۴۴.</ref>. [[نقل]] شده است در [[مجلسی]] که [[عثمان بن سعید عمری]] همراه [[چهل]] تن از [[شیعیان]] [[امام عسکری]]{{ع}} بودند [[حضرت]] [[فرزند]] خود [[امام مهدی|مهدی]] را به او نشان داد، و بر [[امامت]] و [[غیبت]] او تصریح کرد و درباره [[وکالت]] او فرمود هر آنچه [[عثمان بن سعید]] می‌گوید قبول کنید<ref>مجلسى، بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۳۴۶، ح ۱.</ref>. [[عثمان بن سعید]] بعد از [[شهادت]] [[امام عسکری]]{{ع}} به تصریح آن [[حضرت]] و [[نصّ]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} هنگام ورود [[قمی‌ها]] به [[سامرا]] به عنوان سفیر اوّل آن [[حضرت]] [[منصوب]] گردید و از آن موقع به انجام [[وظایف]] می‌پرداخت تا آنکه وقت وفاتش فرا رسید، فرزندش [[ابو جعفر]] [[محمد بن عثمان]] متولّی تجهیز او شد و در جانب غربی [[بغداد]] به [[خاک]] سپرده شد<ref>مجلسى، بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۳۵۰، ح ۳.</ref>.
۱. '''[[نایب اول]]: [[ابو عمرو عثمان بن سعید عمری]]:''' او انسانی مورد [[اعتماد]] همگان و به عنوان [[وکیل]] خاص [[امام هادی]]{{ع}} و بعد از [[شهادت]] [[امام هادی]]{{ع}} [[وکیل]] خاص [[امام عسکری]]{{ع}} مطرح بوده است<ref>منتهى المقال و المهدى، ص ۱۸۱؛ بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۳۴۵.</ref>. او در روایاتی از طرف [[امام هادی]]{{ع}} و [[امام عسکری]]{{ع}} مورد تأیید و [[تمجید]] قرار گرفته است. [[امام هادی]] درباره او می‌فرمایند: [[عثمان بن سعید]] مورد [[اطمینان]] من و [[امین]] من است و آنچه به شما بگوید از [[ناحیه]] من می‌گوید<ref>اعیان الشیعه، ج ۴، بخش ۳، ص ۱۶.</ref>. [[احمد بن اسحاق]] می‌گوید بعد از [[شهادت]] [[امام هادی]] نزد [[امام عسکری]]{{ع}} رفتم، فرمودند: [[عثمان بن سعید]] [[امین]] من است و [[وکیل]] من است و فرزندش [[وکیل]] فرزندم [[امام مهدی|مهدی]] است<ref>مجلسى، بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۳۴۴.</ref>. [[نقل]] شده است در [[مجلسی]] که [[عثمان بن سعید عمری]] همراه [[چهل]] تن از [[شیعیان]] [[امام عسکری]]{{ع}} بودند [[حضرت]] [[فرزند]] خود [[امام مهدی|مهدی]] را به او نشان داد، و بر [[امامت]] و [[غیبت]] او تصریح کرد و درباره [[وکالت]] او فرمود هر آنچه [[عثمان بن سعید]] می‌گوید قبول کنید<ref>مجلسى، بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۳۴۶، ح ۱.</ref>. [[عثمان بن سعید]] بعد از [[شهادت]] [[امام عسکری]]{{ع}} به تصریح آن [[حضرت]] و [[نصّ]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} هنگام ورود [[قمی‌ها]] به [[سامرا]] به عنوان سفیر اوّل آن [[حضرت]] [[منصوب]] گردید و از آن موقع به انجام [[وظایف]] می‌پرداخت تا آنکه وقت وفاتش فرا رسید، فرزندش [[ابو جعفر]] [[محمد بن عثمان]] متولّی تجهیز او شد و در جانب غربی [[بغداد]] به [[خاک]] سپرده شد<ref>مجلسى، بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۳۵۰، ح ۳.</ref>.
خط ۶۲: خط ۶۲:
| پاسخ = [[حجت الاسلام و المسلمین]] '''[[عبدالمجید زهادت]]'''، در کتاب  ''«[[معارف و عقاید ۵ ج۲ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۲]]»'' در این‌باره گفته است:
| پاسخ = [[حجت الاسلام و المسلمین]] '''[[عبدالمجید زهادت]]'''، در کتاب  ''«[[معارف و عقاید ۵ ج۲ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۲]]»'' در این‌باره گفته است:


«در دوره [[غیبت صغرا]]، رابطۀ [[شیعیان]] با [[امام]] [[غائب]] به کلی قطع نشد؛ بلکه آن [[حضرت]]، چهار نفر از بزرگان و [[خواص]] [[شیعه]] را که همگی از [[عالمان]] و [[پارسایان]] بودند، [[نایب خاص]] خود قرار داد<ref>این چهار نفر را وکلای خاص، نواب اربعه و نیز سفرای اربعه می‌خوانند.</ref>.
«در دوره [[غیبت صغرا]]، رابطۀ [[شیعیان]] با [[امام]] [[غائب]] به کلی قطع نشد؛ بلکه آن [[حضرت]]، چهار نفر از بزرگان و [[خواص]] [[شیعه]] را که همگی از [[عالمان]] و [[پارسایان]] بودند، [[نایب خاص]] خود قرار داد<ref>این چهار نفر را وکلای خاص، نواب اربعه و نیز سفرای اربعه می‌خوانند.</ref>.


'''۱. [[نایب اول]]، [[عثمان بن سعید عمری]]''': او نخستین [[نایب]] [[امام مهدی]]{{ع}} است که به زیّات و سمّان (= روغن فروش) معروف بوده؛ زیرا فعالیت‌های [[سیاسی]] – مذهبی خود را در پوشش این کار انجام می‌داد<ref>الغیبه طوسی، ص ۲۱۴؛ بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۳۴۴.</ref> [[عثمان بن سعید]] از [[جوانی]] خدمت‌گذار چند [[امام]] بود. وی [[وکیل]] [[امام هادی]]{{ع}} و در ده سال آخر [[امامت]] آن [[حضرت]]، [[رهبر]] [[سازمان وکالت]]<ref>رجال طوسی، ص ۵۲۶.</ref> و [[رئیس]] وکلای [[امام عسکری]]{{ع}} بود. وجوهات [[پیروان]] [[امام عسکری]]{{ع}} به او تحویل می‌شد<ref>تاریخ سیاسی امام دوازدهم، ص ۱۴۹.</ref> و سپس [[وکیل]] ویژه و [[نائب خاص]] [[امام مهدی]]{{ع}} شد.
'''۱. [[نایب اول]]، [[عثمان بن سعید عمری]]''': او نخستین [[نایب]] [[امام مهدی]]{{ع}} است که به زیّات و سمّان (= روغن فروش) معروف بوده؛ زیرا فعالیت‌های [[سیاسی]] – مذهبی خود را در پوشش این کار انجام می‌داد<ref>الغیبه طوسی، ص ۲۱۴؛ بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۳۴۴.</ref> [[عثمان بن سعید]] از [[جوانی]] خدمت‌گذار چند [[امام]] بود. وی [[وکیل]] [[امام هادی]]{{ع}} و در ده سال آخر [[امامت]] آن [[حضرت]]، [[رهبر]] [[سازمان وکالت]]<ref>رجال طوسی، ص ۵۲۶.</ref> و [[رئیس]] وکلای [[امام عسکری]]{{ع}} بود. وجوهات [[پیروان]] [[امام عسکری]]{{ع}} به او تحویل می‌شد<ref>تاریخ سیاسی امام دوازدهم، ص ۱۴۹.</ref> و سپس [[وکیل]] ویژه و [[نائب خاص]] [[امام مهدی]]{{ع}} شد.
خط ۸۶: خط ۸۶:
| پاسخ = [[حجت الاسلام و المسلمین]] '''[[خدامراد سلیمیان]]'''، در کتاب ''«[[پرسمان مهدویت (کتاب)|پرسمان مهدویت]]»'' در این‌باره گفته است:
| پاسخ = [[حجت الاسلام و المسلمین]] '''[[خدامراد سلیمیان]]'''، در کتاب ''«[[پرسمان مهدویت (کتاب)|پرسمان مهدویت]]»'' در این‌باره گفته است:


«در مدت [[غیبت صغرا]]، چهار سفیر یا [[نایب]] خاصّ، [[نامه‌ها]] و [[توقیعات]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} را به [[مردم]] می‌رساندند و خود به [[زیارت]] ایشان نایل می‌شدند. این سفیران یا [[نواب چهارگانه]]، به ترتیب عبارتاند از:
«در مدت [[غیبت صغرا]]، چهار سفیر یا [[نایب]] خاصّ، [[نامه‌ها]] و [[توقیعات]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} را به [[مردم]] می‌رساندند و خود به [[زیارت]] ایشان نایل می‌شدند. این سفیران یا [[نواب چهارگانه]]، به ترتیب عبارتاند از:
#'''[[عثمان بن سعید عمری|ابو عمرو عثمان بن سعید عمری]]:''' نام وی "[[عثمان بن سعید]]"، کنیه‌اش "ابو عمرو" و لقبش "العمری"، "سمّان"، "[[اسدی]]" و "[[عسکری]]" می‌باشد. [[علت]] ملقب شدن او به "سمّان" این بود که به [[تجارت]] روغن می‌پرداخت تا این کار، [[مسؤولیت]] اصلی او را بپوشاند و از شرّ [[حکومت]] حفظش نماید<ref>ر. ک: سید محمّد صدر، تاریخ الغیبة الصغری، ص ۳۵۴.</ref> [[شیعه]]، [[اموال]] و [[نامه‌ها]] را به ایشان می‌رساندند و وی آنها را در پوست گوسفند و امثال آن- که به عنوان ظرف روغن به کار می‌برد- مینهاد تا کسی به آنها پی [[نبرد]]. آنگاه آنها را به سوی [[امام]]{{ع}} می‌فرستاد<ref>سید محمّد صدر، تاریخ الغیبة الصغری، ص ۳۵۳، ح ۳۱۴.</ref>. وی از [[یاران]]، [[اصحاب]] و [[شاگردان]] مورد [[وثوق]] [[امام دهم]] و [[امام یازدهم]] بود. او مردی [[جلیل]] القدر و مورد [[اطمینان]] بود که از یازده سالگی در محضر [[امام هادی]]{{ع}} به [[خدمتگزاری]] و کسب [[فقه]] و [[حدیث]] و [[آموزه‌های اسلامی]] اشتغال داشت و [[شاگرد]] [[تربیت یافته]] در زیر سایه [[ولایت]] و [[امامت]] بود. شاید یکی از ادله‌ای که ایشان در محضر دو [[امام]] پیش از [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} قرار گرفته بود، برای این بود که دیگر کسی در [[شأن]] و [[عظمت]] او [[تردید]] نداشته و به راحتی [[نیابت]] او از طرف [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} را بپذیرد. از [[احمد بن اسحاق]] [[نقل]] شده است: "از [[امام هادی|حضرت هادی]]{{ع}} سؤال کردم: با چه کسی معامله کنیم؟ و از چه کسی مطلب را بگیریم؟ و گفته چه کسی را بپذیریم؟ [[امام]] فرمود: "عمری مورد [[اعتماد]] من است؛ آنچه را از من به تو برساند قطعا از من می‌رساند و آنچه را از قول من برای تو گوید، قطعا از من می‌گوید. سخن وی را گوش کرده [[اطاعت]] نما؛ زیرا او مورد [[اعتماد]] و [[امین]] است"<ref>شیخ کلینی، کافی، ج ۱، ص ۳۲۰؛ شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۳۵۴، ح ۳۱۵.</ref> وی پس از سپری شدن [[عمر]] شریفش، به [[دستور]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}}، فرزندش [[محمد بن عثمان]] را پس از خود به عنوان [[نایب]] خاصّ [[منصوب]] کرد. البته پیش از این، [[فرزند]] [[عثمان بن سعید]] از سوی [[امام عسکری]]{{ع}} به عنوان فردی مورد [[وثوق]] برای فرزندش [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} معین شده بود<ref>ر. ک: شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۳۵۶.</ref>.
#'''[[عثمان بن سعید عمری|ابو عمرو عثمان بن سعید عمری]]:''' نام وی "[[عثمان بن سعید]]"، کنیه‌اش "ابو عمرو" و لقبش "العمری"، "سمّان"، "[[اسدی]]" و "[[عسکری]]" می‌باشد. [[علت]] ملقب شدن او به "سمّان" این بود که به [[تجارت]] روغن می‌پرداخت تا این کار، [[مسؤولیت]] اصلی او را بپوشاند و از شرّ [[حکومت]] حفظش نماید<ref>ر. ک: سید محمّد صدر، تاریخ الغیبة الصغری، ص ۳۵۴.</ref> [[شیعه]]، [[اموال]] و [[نامه‌ها]] را به ایشان می‌رساندند و وی آنها را در پوست گوسفند و امثال آن- که به عنوان ظرف روغن به کار می‌برد- مینهاد تا کسی به آنها پی [[نبرد]]. آنگاه آنها را به سوی [[امام]]{{ع}} می‌فرستاد<ref>سید محمّد صدر، تاریخ الغیبة الصغری، ص ۳۵۳، ح ۳۱۴.</ref>. وی از [[یاران]]، [[اصحاب]] و [[شاگردان]] مورد [[وثوق]] [[امام دهم]] و [[امام یازدهم]] بود. او مردی [[جلیل]] القدر و مورد [[اطمینان]] بود که از یازده سالگی در محضر [[امام هادی]]{{ع}} به [[خدمتگزاری]] و کسب [[فقه]] و [[حدیث]] و [[آموزه‌های اسلامی]] اشتغال داشت و [[شاگرد]] [[تربیت یافته]] در زیر سایه [[ولایت]] و [[امامت]] بود. شاید یکی از ادله‌ای که ایشان در محضر دو [[امام]] پیش از [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} قرار گرفته بود، برای این بود که دیگر کسی در [[شأن]] و [[عظمت]] او [[تردید]] نداشته و به راحتی [[نیابت]] او از طرف [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} را بپذیرد. از [[احمد بن اسحاق]] [[نقل]] شده است: "از [[امام هادی|حضرت هادی]]{{ع}} سؤال کردم: با چه کسی معامله کنیم؟ و از چه کسی مطلب را بگیریم؟ و گفته چه کسی را بپذیریم؟ [[امام]] فرمود: "عمری مورد [[اعتماد]] من است؛ آنچه را از من به تو برساند قطعا از من می‌رساند و آنچه را از قول من برای تو گوید، قطعا از من می‌گوید. سخن وی را گوش کرده [[اطاعت]] نما؛ زیرا او مورد [[اعتماد]] و [[امین]] است"<ref>شیخ کلینی، کافی، ج ۱، ص ۳۲۰؛ شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۳۵۴، ح ۳۱۵.</ref> وی پس از سپری شدن [[عمر]] شریفش، به [[دستور]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}}، فرزندش [[محمد بن عثمان]] را پس از خود به عنوان [[نایب]] خاصّ [[منصوب]] کرد. البته پیش از این، [[فرزند]] [[عثمان بن سعید]] از سوی [[امام عسکری]]{{ع}} به عنوان فردی مورد [[وثوق]] برای فرزندش [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} معین شده بود<ref>ر. ک: شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۳۵۶.</ref>.
#'''[[محمد بن عثمان بن سعید عمری|محمد بن عثمان]]:''' [[محمد بن عثمان]]، دومین [[نائب]] از "[[نواب چهارگانه]]" [[امام زمان]]{{ع}} و [[فرزند]] [[نایب]] اوّل است، در زمان حیات پدرش از طرف [[امام عسکری]]{{ع}} به [[نیابت امام غایب]] معرفی شده بود. [[عثمان بن سعید]] به هنگام [[مرگ]] خود، [[نیابت امام مهدی|نیابت]] را به [[دستور]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} به [[فرزند]] خود "[[محمّد]]" سپرد. به علاوه خود [[امام زمان|حضرت ولی عصر]]{{ع}} نیز در توقیعاتی، تصریح به [[نیابت امام مهدی|نیابت]] او فرمود<ref>ر. ک: شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۵۱۰، ح ۴۱؛ شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۳۶۱.</ref>. آن [[حضرت]] در توقیعی چنین فرمود: "ما برای خداییم و بازگشتمان به سوی او است، [[تسلیم]] [[فرمان خدا]] و [[راضی]] به [[قضای الهی]] هستیم. پدرت سعادتمندانه زیست و [[نیکو]] از این [[جهان]] دیده بربست. خدای رحمتش کند و او را به [[اولیا]] و موالی خود ملحق سازد که همواره در راه آنان کوشا بود و در چیزهایی که او را به [[خدا]] نزدیک سازد، تلاش فراوانی داشت. خدای- تبارک و تعالی- رویش را سفید و درخشنده گرداند و لغزش‌هایش را ببخشد"<ref>شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۱۸۸، ح ۳۸.</ref>. در بخش دیگری از آن [[توقیع شریف]] فرمود: "از کمال [[سعادت]] او بود که [[خداوند]] چون تو فرزندی را روزیاش ساخت که [[جانشین]] او باشد و به امر او [[قیام]] کند"<ref>شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۱۸۸، ح ۳۸.</ref>. همچنین در [[توقیع]] دیگری فرمود: "... و اما [[محمد بن عثمان عمری]]، پس [[خداوند]] از او و پدرش [[خشنود]] و [[راضی]] باشد، همانا او مورد [[وثوق]] من و نوشته او نوشته من است"<ref>شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۳۶۲، ح ۳۲۶.</ref>. [[محمد بن عثمان]]، به رغم مخالفت‌هایی که از طرف [[مدعیان دروغین نیابت]]، با وی صورت میگرفت و با وجود فشارهایی که از طرف [[حکام]] و خلفای آن دوران [[اعمال]] می‌شد، توانست [[جایگاه]] [[سفارت]] [[امام مهدی|ولی عصر]]{{ع}} را در کارهای واگذاشته به خود، به گونه‌ای [[شایسته]] حفظ نماید و نگذاشت [[غالیان]] با ترفندهای دروغین خود، [[شیعیان]] را متوجه خود سازند و [[نیابت امام مهدی|نیابت]] او را متزلزل کنند. از این‌رو دوستداران [[ائمه]]{{عم}} هیچگاه درباره [[نیابت امام مهدی|نیابت]] و [[وثاقت]] ایشان، دچار [[شک]] و [[تردید]] نگشتند. [[نایب دوم]]، بیشترین مدت را از جهت بقا در سمت نمایندگی [[امام زمان]]{{ع}} به خود اختصاص داد و حدود [[چهل]] سال به عنوان [[نایب]] و رابط بین [[امام]] و [[شیعیان]] بود. لذا [[توفیق]] یافت مشکلات و مسائل [[فقهی]]، [[کلامی]]، [[اجتماعی]] و...  بیشتری از محضر [[مبارک]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} استفسار کند و در [[اختیار]] عموم [[مردم]] قرار دهد. [[ابو جعفر محمد بن عثمان]] طبق قول مشهور در سال ۳۰۵ﻫ. ق در آخر ماه [[جمادی الاولی]] [[وفات]] یافت. [[قبر]] او در کنار [[قبر]] مادرش <ref>علامه حلی، رجال، ص ۱۴۹؛ شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۳۶۶.</ref> بر سر راه [[کوفه]] و در محلی که خانه‌اش آنجا بود، واقع است. این محل در سمت غربی [[بغداد]] واقع است<ref>ر. ک: شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۳۶۶.</ref>.
#'''[[محمد بن عثمان بن سعید عمری|محمد بن عثمان]]:''' [[محمد بن عثمان]]، دومین [[نائب]] از "[[نواب چهارگانه]]" [[امام زمان]]{{ع}} و [[فرزند]] [[نایب]] اوّل است، در زمان حیات پدرش از طرف [[امام عسکری]]{{ع}} به [[نیابت امام غایب]] معرفی شده بود. [[عثمان بن سعید]] به هنگام [[مرگ]] خود، [[نیابت امام مهدی|نیابت]] را به [[دستور]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} به [[فرزند]] خود "[[محمّد]]" سپرد. به علاوه خود [[امام زمان|حضرت ولی عصر]]{{ع}} نیز در توقیعاتی، تصریح به [[نیابت امام مهدی|نیابت]] او فرمود<ref>ر. ک: شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۵۱۰، ح ۴۱؛ شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۳۶۱.</ref>. آن [[حضرت]] در توقیعی چنین فرمود: "ما برای خداییم و بازگشتمان به سوی او است، [[تسلیم]] [[فرمان خدا]] و [[راضی]] به [[قضای الهی]] هستیم. پدرت سعادتمندانه زیست و [[نیکو]] از این [[جهان]] دیده بربست. خدای رحمتش کند و او را به [[اولیا]] و موالی خود ملحق سازد که همواره در راه آنان کوشا بود و در چیزهایی که او را به [[خدا]] نزدیک سازد، تلاش فراوانی داشت. خدای- تبارک و تعالی- رویش را سفید و درخشنده گرداند و لغزش‌هایش را ببخشد"<ref>شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۱۸۸، ح ۳۸.</ref>. در بخش دیگری از آن [[توقیع شریف]] فرمود: "از کمال [[سعادت]] او بود که [[خداوند]] چون تو فرزندی را روزیاش ساخت که [[جانشین]] او باشد و به امر او [[قیام]] کند"<ref>شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۱۸۸، ح ۳۸.</ref>. همچنین در [[توقیع]] دیگری فرمود: "... و اما [[محمد بن عثمان عمری]]، پس [[خداوند]] از او و پدرش [[خشنود]] و [[راضی]] باشد، همانا او مورد [[وثوق]] من و نوشته او نوشته من است"<ref>شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۳۶۲، ح ۳۲۶.</ref>. [[محمد بن عثمان]]، به رغم مخالفت‌هایی که از طرف [[مدعیان دروغین نیابت]]، با وی صورت میگرفت و با وجود فشارهایی که از طرف [[حکام]] و خلفای آن دوران [[اعمال]] می‌شد، توانست [[جایگاه]] [[سفارت]] [[امام مهدی|ولی عصر]]{{ع}} را در کارهای واگذاشته به خود، به گونه‌ای [[شایسته]] حفظ نماید و نگذاشت [[غالیان]] با ترفندهای دروغین خود، [[شیعیان]] را متوجه خود سازند و [[نیابت امام مهدی|نیابت]] او را متزلزل کنند. از این‌رو دوستداران [[ائمه]]{{عم}} هیچگاه درباره [[نیابت امام مهدی|نیابت]] و [[وثاقت]] ایشان، دچار [[شک]] و [[تردید]] نگشتند. [[نایب دوم]]، بیشترین مدت را از جهت بقا در سمت نمایندگی [[امام زمان]]{{ع}} به خود اختصاص داد و حدود [[چهل]] سال به عنوان [[نایب]] و رابط بین [[امام]] و [[شیعیان]] بود. لذا [[توفیق]] یافت مشکلات و مسائل [[فقهی]]، [[کلامی]]، [[اجتماعی]] و...  بیشتری از محضر [[مبارک]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} استفسار کند و در [[اختیار]] عموم [[مردم]] قرار دهد. [[ابو جعفر محمد بن عثمان]] طبق قول مشهور در سال ۳۰۵ﻫ. ق در آخر ماه [[جمادی الاولی]] [[وفات]] یافت. [[قبر]] او در کنار [[قبر]] مادرش <ref>علامه حلی، رجال، ص ۱۴۹؛ شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۳۶۶.</ref> بر سر راه [[کوفه]] و در محلی که خانه‌اش آنجا بود، واقع است. این محل در سمت غربی [[بغداد]] واقع است<ref>ر. ک: شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۳۶۶.</ref>.
خط ۹۸: خط ۹۸:
| پاسخ = [[حجت الاسلام و المسلمین]] '''[[علی رضا رجالی تهرانی]]'''، در کتاب ''«[[یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (کتاب)|یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان]]»'' در این‌باره گفته است:
| پاسخ = [[حجت الاسلام و المسلمین]] '''[[علی رضا رجالی تهرانی]]'''، در کتاب ''«[[یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (کتاب)|یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان]]»'' در این‌باره گفته است:


«اوضاع پر اختناق و عدم [[پذیرش مردم]] سبب شد که [[امام مهدی|امام زمان]]{{ع}} از نظرها پنهان شود، و طبیعی است که [[امام]] در زمان [[غیبت صغری]] [[مردم]] را به حال خود وا نگذارد، لذا در این زمان به وسیله چهار سفیر مخصوص خود، با [[مسلمانان]] در حال تماس بود، و بسیاری از نیازمندی‌های [[مردم]] را از طریق [[نمایندگان]] خود، برطرف می‏‌‏نمود. مشخّصات آن سفیران و [[نایبان]] بدین شرح و قرار است:
«اوضاع پر اختناق و عدم [[پذیرش مردم]] سبب شد که [[امام مهدی|امام زمان]]{{ع}} از نظرها پنهان شود، و طبیعی است که [[امام]] در زمان [[غیبت صغری]] [[مردم]] را به حال خود وا نگذارد، لذا در این زمان به وسیله چهار سفیر مخصوص خود، با [[مسلمانان]] در حال تماس بود، و بسیاری از نیازمندی‌های [[مردم]] را از طریق [[نمایندگان]] خود، برطرف می‏‌‏نمود. مشخّصات آن سفیران و [[نایبان]] بدین شرح و قرار است:
#[[عثمان بن سعید عمری]]: وی به [[قبیله]] بنی عمرو بن عامر منسوب بوده است و از یازده سالگی افتخار خدمت‌گزاری به [[خاندان رسالت]] را داشته و از [[اصحاب]] [[امام هادی]] و [[امام عسکری|حضرت عسکری]]{{ع}} به شمار می‏‌‏رفت. او که [[وکیل]] مخصوص [[امام عسکری]]{{ع}} بود آنچنان مورد [[وثوق]] و [[اطمینان]] آن [[حضرت]] بود که درباره وی و فرزندش [[محمد بن عثمان]] فرمود: عمری و [[فرزند]] او مورد [[وثوق]] من هستند، هرچه از من به شما [[نقل]] کنند، حقیقتی است که از من شنیده‏‌اند و [[نقل]] می‏‌‏نمایند؛ هردو نفر آنها، مورد [[اعتماد]] من هستند، به سخنان ایشان گوش فرا دهید و دستوراتشان را [[اجرا]] کنید<ref> سفینة البحار، محدّث قمی، ج ۲، ص ۱۵۸.</ref> [[عثمان بن سعید]]، از معدود افرادی بود که در شرایط خاصّ آن زمان، از طرف [[امام عسکری]]{{ع}} اجازه داشت که [[حضرت مهدی|امام مهدی]]{{ع}} را در خانه حضرتش به‏ طور مکرّر [[زیارت]] کند. وی در سال ۳۰۰ هجری قمری [[وفات]] یافت.
#[[عثمان بن سعید عمری]]: وی به [[قبیله]] بنی عمرو بن عامر منسوب بوده است و از یازده سالگی افتخار خدمت‌گزاری به [[خاندان رسالت]] را داشته و از [[اصحاب]] [[امام هادی]] و [[امام عسکری|حضرت عسکری]]{{ع}} به شمار می‏‌‏رفت. او که [[وکیل]] مخصوص [[امام عسکری]]{{ع}} بود آنچنان مورد [[وثوق]] و [[اطمینان]] آن [[حضرت]] بود که درباره وی و فرزندش [[محمد بن عثمان]] فرمود: عمری و [[فرزند]] او مورد [[وثوق]] من هستند، هرچه از من به شما [[نقل]] کنند، حقیقتی است که از من شنیده‏‌اند و [[نقل]] می‏‌‏نمایند؛ هردو نفر آنها، مورد [[اعتماد]] من هستند، به سخنان ایشان گوش فرا دهید و دستوراتشان را [[اجرا]] کنید<ref> سفینة البحار، محدّث قمی، ج ۲، ص ۱۵۸.</ref> [[عثمان بن سعید]]، از معدود افرادی بود که در شرایط خاصّ آن زمان، از طرف [[امام عسکری]]{{ع}} اجازه داشت که [[حضرت مهدی|امام مهدی]]{{ع}} را در خانه حضرتش به‏ طور مکرّر [[زیارت]] کند. وی در سال ۳۰۰ هجری قمری [[وفات]] یافت.
#[[محمد بن عثمان]]: او [[فرزند]] اوّلین [[نایب]] و [[وکیل]] [[امام مهدی|امام عصر]]{{ع}} است که زمان [[امام عسکری|حضرت عسکری]]{{ع}} را [[درک]] نموده است. دوران [[نیابت امام مهدی|نیابت]] و سفارتش طولانی‏‌تر از او بود و همواره نامه‌‏های [[شیعیان]] را به حضور [[امام مهدی|امام زمان]]{{ع}} رسانیده و پاسخ کتبی آنها را باز می‏‌گرداند. [[محمد بن علی بن الاسود قمی]] گوید: [[محمد بن عثمان]]، قبری برای خویش تهیه کرد، علتش را پرسیدم، گفت: از جانب [[امام]]{{ع}} مأمورم که کارهایم را جمع و [[جور]] کنم. دو ماه بعد از این واقعه دار [[دنیا]] را وداع گفت<ref> بحار الانوار، علّامه مجلسی، ج ۵۱، ص ۳۵۱.</ref> [[محمد بن عثمان]]، در حدود ۵۰ سال عهده‏‌دار [[نیابت امام مهدی|نیابت]] بود، و در سال ۳۰۴ یا ۳۰۵ هجری قمری درگذشت.
#[[محمد بن عثمان]]: او [[فرزند]] اوّلین [[نایب]] و [[وکیل]] [[امام مهدی|امام عصر]]{{ع}} است که زمان [[امام عسکری|حضرت عسکری]]{{ع}} را [[درک]] نموده است. دوران [[نیابت امام مهدی|نیابت]] و سفارتش طولانی‏‌تر از او بود و همواره نامه‌‏های [[شیعیان]] را به حضور [[امام مهدی|امام زمان]]{{ع}} رسانیده و پاسخ کتبی آنها را باز می‏‌گرداند. [[محمد بن علی بن الاسود قمی]] گوید: [[محمد بن عثمان]]، قبری برای خویش تهیه کرد، علتش را پرسیدم، گفت: از جانب [[امام]]{{ع}} مأمورم که کارهایم را جمع و [[جور]] کنم. دو ماه بعد از این واقعه دار [[دنیا]] را وداع گفت<ref> بحار الانوار، علّامه مجلسی، ج ۵۱، ص ۳۵۱.</ref> [[محمد بن عثمان]]، در حدود ۵۰ سال عهده‏‌دار [[نیابت امام مهدی|نیابت]] بود، و در سال ۳۰۴ یا ۳۰۵ هجری قمری درگذشت.
خط ۱۱۰: خط ۱۱۰:
| پاسخ = [[حجت الاسلام و المسلمین]] دکتر '''[[سید نذیر حسنی]]'''، در کتاب ''«[[مصلح کل ۱ (کتاب)|مصلح کل]]»'' در این‌باره گفته است:
| پاسخ = [[حجت الاسلام و المسلمین]] دکتر '''[[سید نذیر حسنی]]'''، در کتاب ''«[[مصلح کل ۱ (کتاب)|مصلح کل]]»'' در این‌باره گفته است:


«یکی از حلقه‌های اصلی سلسله مباحث داستان [[تاریخی]] [[اندیشه]] [[مهدی موعود]]{{ع}} و [[مصلح کل]]، مسئله [[نیابت امام مهدی|نیابت]] است که بخش عمده‌ای از [[اندیشه]] [[مهدویت]] در طول زمان را به خود اختصاص داده است، به‌ویژه اینکه [[امام]]{{ع}} در یک حالت برزخی یعنی چیزی بین حضور و [[غیبت]] به سر می‌بردند. جدا از این، عده‌ای مریض [[دل]] از این [[موقعیت]] برای رسیدن به اهداف مادی خود استفاده می‌کردند و گاهی این سوءاستفاده برای به دست آوردن [[مال]] و [[اموال]] و گاهی برای کسب [[جایگاه]] [[اجتماعی]] به‌ویژه در قالب [[تظاهر]] به [[نیابت امام مهدی|نیابت امام]]{{ع}} بوده است. [[غیبت صغرا]] بنابر قول مشهور، از سال ۲۶۰ ه.ق تا ۳۲۹ ه.ق بود. یعنی حدود هفتاد سال به طول انجامیده است. این دوره با وقایع [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] بسیاری همراه بود که باعث شد نگاه‌ها متوجه [[نماینده]] [[اهل بیت]]{{عم}} شده و همانند گذشته و در زمان [[امامان]] دیگر که [[یاران]] و [[پیروان]] [[امامان]] به آنها مراجعه می‌کردند، با مراجعه به ایشان از سرچشمه‌های زلال [[دانش]] ایشان سیراب گردند.
«یکی از حلقه‌های اصلی سلسله مباحث داستان [[تاریخی]] [[اندیشه]] [[مهدی موعود]]{{ع}} و [[مصلح کل]]، مسئله [[نیابت امام مهدی|نیابت]] است که بخش عمده‌ای از [[اندیشه]] [[مهدویت]] در طول زمان را به خود اختصاص داده است، به‌ویژه اینکه [[امام]]{{ع}} در یک حالت برزخی یعنی چیزی بین حضور و [[غیبت]] به سر می‌بردند. جدا از این، عده‌ای مریض [[دل]] از این [[موقعیت]] برای رسیدن به اهداف مادی خود استفاده می‌کردند و گاهی این سوءاستفاده برای به دست آوردن [[مال]] و [[اموال]] و گاهی برای کسب [[جایگاه]] [[اجتماعی]] به‌ویژه در قالب [[تظاهر]] به [[نیابت امام مهدی|نیابت امام]]{{ع}} بوده است. [[غیبت صغرا]] بنابر قول مشهور، از سال ۲۶۰ ه.ق تا ۳۲۹ ه.ق بود. یعنی حدود هفتاد سال به طول انجامیده است. این دوره با وقایع [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] بسیاری همراه بود که باعث شد نگاه‌ها متوجه [[نماینده]] [[اهل بیت]]{{عم}} شده و همانند گذشته و در زمان [[امامان]] دیگر که [[یاران]] و [[پیروان]] [[امامان]] به آنها مراجعه می‌کردند، با مراجعه به ایشان از سرچشمه‌های زلال [[دانش]] ایشان سیراب گردند.


از آنجا که [[امام هادی]] و [[امام حسن عسکری]]{{ع}} [[سیاست]] پرده‌نشینی در پیش گرفتند و با [[مردم]] به وسیله واسطه‌هایی ارتباط داشتند، به همین [[دلیل]] آن دو [[امام]]{{ع}} برای دوره پس از خود [[زمینه‌سازی]] می‌کردند؛ دوره زمانی که پرده‌نشینی اصل می‌شد و [[دیدار]] حضوری به صورت یک استثنا درمی‌آمد. در پیش گرفتن این [[سیاست]] باعث می‌شد تا [[یاران]] و [[پیروان]] [[امامت]] از طولانی بودن راه و کمی شمار [[یاران]] به [[هراس]] نیفتند، جدا از این، [[غیبت کبرا]]ی [[امام]]{{ع}} مقدمه‌چینی و [[زمینه‌سازی]] اساسی‌تری مانند [[غیبت صغرا]] را می‌طلبید. در این مرحله [[امام]] ۴ تن از معتمدان و [[خواص]] خود را به ترتیب در فواصل زمانی مختلف به‌عنوان [[نماینده]] خود [[انتخاب]] کرد و آنها عبارتند از:
از آنجا که [[امام هادی]] و [[امام حسن عسکری]]{{ع}} [[سیاست]] پرده‌نشینی در پیش گرفتند و با [[مردم]] به وسیله واسطه‌هایی ارتباط داشتند، به همین [[دلیل]] آن دو [[امام]]{{ع}} برای دوره پس از خود [[زمینه‌سازی]] می‌کردند؛ دوره زمانی که پرده‌نشینی اصل می‌شد و [[دیدار]] حضوری به صورت یک استثنا درمی‌آمد. در پیش گرفتن این [[سیاست]] باعث می‌شد تا [[یاران]] و [[پیروان]] [[امامت]] از طولانی بودن راه و کمی شمار [[یاران]] به [[هراس]] نیفتند، جدا از این، [[غیبت کبرا]]ی [[امام]]{{ع}} مقدمه‌چینی و [[زمینه‌سازی]] اساسی‌تری مانند [[غیبت صغرا]] را می‌طلبید. در این مرحله [[امام]] ۴ تن از معتمدان و [[خواص]] خود را به ترتیب در فواصل زمانی مختلف به‌عنوان [[نماینده]] خود [[انتخاب]] کرد و آنها عبارتند از:
خط ۱۲۶: خط ۱۲۶:
| پاسخ = [[حجت الاسلام و المسلمین]] '''[[عباس رحیمی]]'''، در کتاب ''«[[امید فردا (کتاب)|امید فردا]]»'' در این‌باره گفته است:
| پاسخ = [[حجت الاسلام و المسلمین]] '''[[عباس رحیمی]]'''، در کتاب ''«[[امید فردا (کتاب)|امید فردا]]»'' در این‌باره گفته است:


« چهار نفر بودند:
« چهار نفر بودند:
#[[عثمان بن سعید]]؛ حدود ۲۰ سال [[نیابت امام مهدی|نیابت آن حضرت]] را عهده‌دار بود.  
#[[عثمان بن سعید]]؛ حدود ۲۰ سال [[نیابت امام مهدی|نیابت آن حضرت]] را عهده‌دار بود.  
#[[محمد بن عثمان]]؛ ۲۵ سال [[نیابت امام مهدی|نیابت آن حضرت]] را عهده دار بود.  
#[[محمد بن عثمان]]؛ ۲۵ سال [[نیابت امام مهدی|نیابت آن حضرت]] را عهده دار بود.  
خط ۱۳۹: خط ۱۳۹:
| پاسخ = [[حجت الاسلام و المسلمین]] دکتر '''[[رسول رضوی]]'''، در کتاب ''«[[امام مهدی (کتاب)|امام مهدی]]»'' در این‌باره گفته است:
| پاسخ = [[حجت الاسلام و المسلمین]] دکتر '''[[رسول رضوی]]'''، در کتاب ''«[[امام مهدی (کتاب)|امام مهدی]]»'' در این‌باره گفته است:


«بعد از آغاز [[غیبت صغرا]]، [[امام مهدی]]{{ع}} افرادی [[امین]] و مورد [[اعتماد]] را با نام و نشانی خاص که بین [[شیعیان]] شناخته شده بودند، به عنوان [[نایب]] خویش در بین [[مردم]]، [[انتخاب]] کردند. این افراد، واسطه آن [[حضرت]] و [[شیعیان]] بودند و یکی بعد از دیگری، عهده‌دار [[منصب نیابت]] شدند.
«بعد از آغاز [[غیبت صغرا]]، [[امام مهدی]]{{ع}} افرادی [[امین]] و مورد [[اعتماد]] را با نام و نشانی خاص که بین [[شیعیان]] شناخته شده بودند، به عنوان [[نایب]] خویش در بین [[مردم]]، [[انتخاب]] کردند. این افراد، واسطه آن [[حضرت]] و [[شیعیان]] بودند و یکی بعد از دیگری، عهده‌دار [[منصب نیابت]] شدند.


'''عمده‌ترین [[وظایف]] این افراد عبارت بود از:'''
'''عمده‌ترین [[وظایف]] این افراد عبارت بود از:'''
خط ۱۶۰: خط ۱۶۰:
| پاسخ = آقای '''[[ابوالفضل هدایتی فخرداود]]''' در کتاب ''«[[مهدویت در منظر امام خمینی (کتاب)|مهدویت در منظر امام خمینی]]»''؛ در این‌باره گفته‌ است:
| پاسخ = آقای '''[[ابوالفضل هدایتی فخرداود]]''' در کتاب ''«[[مهدویت در منظر امام خمینی (کتاب)|مهدویت در منظر امام خمینی]]»''؛ در این‌باره گفته‌ است:


«درباره [[نیابت خاص]] [[حضرت ولی عصر]]{{ع}}، باید یادآور شد که آن [[حضرت]] به [[فرمان]] [[الهی]] در دوران [[غیبت صغرا]]، نایبانی خاص داشت و هر کدام به [[تکالیف]] [[نیابت]] خود عمل کردند. در [[حقیقت]] آنان را باید اسوه‌های [[نیابت مهدوی]] خواند؛ زیرا [[خدمت]] خویش را با [[علم]] و [[تقوا]] و [[اخلاص]] در عمل به هم آمیختند و [[ایمان]] [[مردم]] را پاس داشتند. در اینجا یادکردی از آن [[عالمان]] ربانی خواهیم داشت.
«درباره [[نیابت خاص]] [[حضرت ولی عصر]]{{ع}}، باید یادآور شد که آن [[حضرت]] به [[فرمان]] [[الهی]] در دوران [[غیبت صغرا]]، نایبانی خاص داشت و هر کدام به [[تکالیف]] [[نیابت]] خود عمل کردند. در [[حقیقت]] آنان را باید اسوه‌های [[نیابت مهدوی]] خواند؛ زیرا [[خدمت]] خویش را با [[علم]] و [[تقوا]] و [[اخلاص]] در عمل به هم آمیختند و [[ایمان]] [[مردم]] را پاس داشتند. در اینجا یادکردی از آن [[عالمان]] ربانی خواهیم داشت.
#[[عثمان بن سعید]]. او از دست‌پروردگان و [[یاران]] [[امام هادی]] و [[امام عسکری]]{{عم}} بود.
#[[عثمان بن سعید]]. او از دست‌پروردگان و [[یاران]] [[امام هادی]] و [[امام عسکری]]{{عم}} بود.
#[[محمد بن عثمان]] او [[فرزند]] [[شایسته]] [[نایب]] نخستین [[حضرت مهدی]]{{ع}} بود و حدود [[چهل]] سال [[نیابت معصوم]] آخر را به عهده داشت.
#[[محمد بن عثمان]] او [[فرزند]] [[شایسته]] [[نایب]] نخستین [[حضرت مهدی]]{{ع}} بود و حدود [[چهل]] سال [[نیابت معصوم]] آخر را به عهده داشت.
خط ۱۷۲: خط ۱۷۲:
| پاسخ = نویسندگان کتاب ''«[[آفتاب مهر ج۱ (کتاب)|آفتاب مهر]]»'' در این‌باره گفته‌اند:
| پاسخ = نویسندگان کتاب ''«[[آفتاب مهر ج۱ (کتاب)|آفتاب مهر]]»'' در این‌باره گفته‌اند:


«[[اولین نایب خاص]]، جناب [[عثمان بن سعید]] بود. [[کنیه]] وی ابوعمر و لقبش عمری بود. او از [[قبیله]] اسد و ساکن [[شهر]] [[سامرا]] بود؛ لذا گاهی [[عسکری]] نیز به او گفته می‌شود. چون شغلش روغن فروشی بود، سمّان نیز خوانده می‌شد. او [[نایب]] [[امام هادی]]{{ع}} و [[امام عسکری|امام حسن عسکری]]{{ع}} هم بود و از سوی [[امام عسکری]]{{ع}} در جمع [[چهل]] نفر از [[شیعیان]] به [[نیابت خاص]] [[امام]] [[غایب]] تعیین شد.<ref>کتاب الغیبه، شیخ طوسی، ص۳۵۷.</ref>
«[[اولین نایب خاص]]، جناب [[عثمان بن سعید]] بود. [[کنیه]] وی ابوعمر و لقبش عمری بود. او از [[قبیله]] اسد و ساکن [[شهر]] [[سامرا]] بود؛ لذا گاهی [[عسکری]] نیز به او گفته می‌شود. چون شغلش روغن فروشی بود، سمّان نیز خوانده می‌شد. او [[نایب]] [[امام هادی]]{{ع}} و [[امام عسکری|امام حسن عسکری]]{{ع}} هم بود و از سوی [[امام عسکری]]{{ع}} در جمع [[چهل]] نفر از [[شیعیان]] به [[نیابت خاص]] [[امام]] [[غایب]] تعیین شد.<ref>کتاب الغیبه، شیخ طوسی، ص۳۵۷.</ref>
*[[نایب دوم]]، [[محمد]]، [[فرزند]] [[نایب اول]] بود. او در همان [[شهر]] [[زندگی]] می‌کرد و به همان شغل [[پدر]] می‌پرداخت. او از سوی [[امام عسکری]]{{ع}} و [[پدر]] خویش به [[مردم]] معرفی شد، تا بعد از پدرش [[جانشین]] او باشد. علاوه بر این، در [[توقیعات]] مختلف [[امام مهدی|امام زمان]]{{ع}}، ایشان [[جانشین]] پدرش اعلام شد.<ref>کتاب الغیبه، شیخ طوسی، ص۳۶۲.</ref>
*[[نایب دوم]]، [[محمد]]، [[فرزند]] [[نایب اول]] بود. او در همان [[شهر]] [[زندگی]] می‌کرد و به همان شغل [[پدر]] می‌پرداخت. او از سوی [[امام عسکری]]{{ع}} و [[پدر]] خویش به [[مردم]] معرفی شد، تا بعد از پدرش [[جانشین]] او باشد. علاوه بر این، در [[توقیعات]] مختلف [[امام مهدی|امام زمان]]{{ع}}، ایشان [[جانشین]] پدرش اعلام شد.<ref>کتاب الغیبه، شیخ طوسی، ص۳۶۲.</ref>
*[[نایب سوم]]، [[حسین بن روح نوبختی]] بود. او از [[خاندان]] نوبخت و ایرانی بود و در [[بغداد]] [[زندگی]] می‌کرد. وی، از وکلای [[نایب دوم]] بود و [[نایب دوم]] به امر [[امام مهدی|امام زمان]]{{ع}} بعد از خود [[حسین بن روح]] را به [[مردم]] معرفی کرد.<ref>بحار الانوار، ج۵۱، ص۳۶۲.</ref>
*[[نایب سوم]]، [[حسین بن روح نوبختی]] بود. او از [[خاندان]] نوبخت و ایرانی بود و در [[بغداد]] [[زندگی]] می‌کرد. وی، از وکلای [[نایب دوم]] بود و [[نایب دوم]] به امر [[امام مهدی|امام زمان]]{{ع}} بعد از خود [[حسین بن روح]] را به [[مردم]] معرفی کرد.<ref>بحار الانوار، ج۵۱، ص۳۶۲.</ref>
خط ۱۸۴: خط ۱۸۴:
| پاسخ = '''[[پژوهشگران مؤسسه آینده روشن]]'''، در کتاب ''«[[مهدویت پرسش‌ها و پاسخ‌ها (کتاب)|مهدویت پرسش‌ها و پاسخ‌ها]]»'' در این‌باره گفته‌اند:
| پاسخ = '''[[پژوهشگران مؤسسه آینده روشن]]'''، در کتاب ''«[[مهدویت پرسش‌ها و پاسخ‌ها (کتاب)|مهدویت پرسش‌ها و پاسخ‌ها]]»'' در این‌باره گفته‌اند:


«به [[وکیلان]] خاص، [[نواب اربعه]] هم اطلاق می‌شود. در تمام مدت [[غیبت صغرا]] این چهار نفر میان [[امام زمان]]{{ع}} و [[مردم]] واسطه بودند و در واقع [[سفیران چهارگانه]] [[امام زمان]]{{ع}} در [[غیبت صغرا]] بودند که عبارت‌اند از:
«به [[وکیلان]] خاص، [[نواب اربعه]] هم اطلاق می‌شود. در تمام مدت [[غیبت صغرا]] این چهار نفر میان [[امام زمان]]{{ع}} و [[مردم]] واسطه بودند و در واقع [[سفیران چهارگانه]] [[امام زمان]]{{ع}} در [[غیبت صغرا]] بودند که عبارت‌اند از:
#[[ابو عمرو عثمان بن سعید عمروی]]؛
#[[ابو عمرو عثمان بن سعید عمروی]]؛
#[[ابو جعفر]] [[محمد بن عثمان عمروی]]؛
#[[ابو جعفر]] [[محمد بن عثمان عمروی]]؛
خط ۱۹۶: خط ۱۹۶:
| پاسخ = نویسندگان کتاب ''«[[نگین آفرینش ج۱ (کتاب)|نگین آفرینش]]»'' در این باره گفته‌اند:
| پاسخ = نویسندگان کتاب ''«[[نگین آفرینش ج۱ (کتاب)|نگین آفرینش]]»'' در این باره گفته‌اند:


«در دوره [[غیبت صغرا]] ، رابطه [[شیعیان]] با [[امام غایب]] به کلّی قطع نشد؛ بلکه آن [[حضرت]]، چهار نفر از بزرگان و [[خواص شیعه]] را که همگی از [[عالمان]] و [[پارسایان]] بودند، [[نایب خاص]] خود قرار داد.<ref> این چهار نفر را وکلای خاص، نواب اربعه و نیز سفرای اربعه می‌خوانند.</ref> مناسب است به اختصار درباره [[زندگی]] این بزرگواران و ملاک [[انتخاب]] ایشان و سمت [[نیابت امام مهدی|نیابت]] و [[وظایف]] و مسئولیت‌های آنها در [[دوران نیابت]] و نیز کیفیت ارتباط ایشان با [[شیعیان]]، بحث کنیم:
«در دوره [[غیبت صغرا]] ، رابطه [[شیعیان]] با [[امام غایب]] به کلّی قطع نشد؛ بلکه آن [[حضرت]]، چهار نفر از بزرگان و [[خواص شیعه]] را که همگی از [[عالمان]] و [[پارسایان]] بودند، [[نایب خاص]] خود قرار داد.<ref> این چهار نفر را وکلای خاص، نواب اربعه و نیز سفرای اربعه می‌خوانند.</ref> مناسب است به اختصار درباره [[زندگی]] این بزرگواران و ملاک [[انتخاب]] ایشان و سمت [[نیابت امام مهدی|نیابت]] و [[وظایف]] و مسئولیت‌های آنها در [[دوران نیابت]] و نیز کیفیت ارتباط ایشان با [[شیعیان]]، بحث کنیم:
*[[نایب اول]]؛ '''[[عثمان بن سعید عمری]]:''' او نخستین [[نایب]] [[امام مهدی]]{{ع}} است که به زیّات و سمّان (= روغن فروش) معروف بوده؛ زیرا فعالیت‌های [[سیاسی]] – مذهبی خود را در پوشش این کار انجام می‌داد.<ref> [[غیبت]] طوسی، ص ۲۱۴؛ بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۳۴۴.</ref> [[عثمان بن سعید]] از [[جوانی]] خدمت‌گذار چند [[امام]] بود. وی [[وکیل]] [[امام هادی]]{{ع}} و در ده سال آخر [[امامت]] آن [[حضرت]]، [[رهبر]] [[سازمان وکالت]]<ref> رجال طوسی، ص ۵۲۶.</ref> و [[رئیس]] وکلای [[امام عسکری]] بود. تمام وجوهات [[پیروان]] [[امام عسکری]]{{ع}} به او تحویل می‌شد.<ref> تاریخ سیاسی امام دوازدهم{{ع}}، ص ۱۴۹.</ref> و سپس [[وکیل]] ویژه و [[نائب خاص]] [[امام مهدی]]{{ع}} شد.
*[[نایب اول]]؛ '''[[عثمان بن سعید عمری]]:''' او نخستین [[نایب]] [[امام مهدی]]{{ع}} است که به زیّات و سمّان (= روغن فروش) معروف بوده؛ زیرا فعالیت‌های [[سیاسی]] – مذهبی خود را در پوشش این کار انجام می‌داد.<ref> [[غیبت]] طوسی، ص ۲۱۴؛ بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۳۴۴.</ref> [[عثمان بن سعید]] از [[جوانی]] خدمت‌گذار چند [[امام]] بود. وی [[وکیل]] [[امام هادی]]{{ع}} و در ده سال آخر [[امامت]] آن [[حضرت]]، [[رهبر]] [[سازمان وکالت]]<ref> رجال طوسی، ص ۵۲۶.</ref> و [[رئیس]] وکلای [[امام عسکری]] بود. تمام وجوهات [[پیروان]] [[امام عسکری]]{{ع}} به او تحویل می‌شد.<ref> تاریخ سیاسی امام دوازدهم{{ع}}، ص ۱۴۹.</ref> و سپس [[وکیل]] ویژه و [[نائب خاص]] [[امام مهدی]]{{ع}} شد.
*[[شیخ طوسی]] در این‌باره می‌نویسد: [[احمد بن اسحاق بن سعد قمی]] می‌گوید: روزی به محضر [[امام هادی]]{{ع}} رسیدم و گفتم: من گاهی [[غایب]] و گاهی حاضر ( یعنی گاهی در اینجا هستم و گاهی در نقطه دوردستی هستم) و نمی‌توانم مسایل شرعی خود را از شما بپرسم. وقتی هم که حاضرم، همیشه نمی‌توانم به حضور شما برسم. سخن چه کسی را بپذیرم و از چه کسی [[فرمان]] ببرم؟ [[امام]] فرمود: این [[عثمان بن سعید عمر]] فردی [[موثق]] و [[امین]] است. او مورد [[اعتماد]] و [[اطمینان]] من است. آنچه به شما می‌گوید، از جانب من می‌گوید و آنچه به شما می‌رساند از طرف من می‌رساند. بعد از [[شهادت]] [[امام هادی]]{{ع}} در یکی از روزها به نزد فرزندش [[امام عسکری|امام حسن عسکری]]{{ع}} شرفیاب شدم و همان مطلب را از ایشان پرسیدم. آن [[حضرت]] همان پاسخ [[امام هادی]]{{ع}} را تکرار کرد و فرمود: «این ابوعمرو [[[عثمان بن سعید عمری]]] مورد [[اعتماد]] و [[اطمینان]] [[امام]] پیشین و نیز مورد [[اطمینان]] من در [[زندگی]] و پس از [[مرگ]] من است. آنچه به شما بگوید، از جانب من می‌گوید و آنچه به شما برساند، از جانب من می‌رساند".<ref> اختیار معرفة الرجال، ص ۲۱۵؛ منتخب الاثر، ص ۳۹۲.</ref> این سخن در میان [[شیعیان]] شایع شد و آنها او را با [[عظمت]] یافتند. [[امام عسکری]]{{ع}} درباره او فرمود: "[[گواه]] باشید که [[عثمان بن سعید عمری]] [[وکیل]] من است و پسرش [[محمد]] نیز [[وکیل]] من است و پسرش [[محمد]] نیز [[وکیل]] پسرم [[مهدی]] خواهد بود".<ref> [[غیبت]] طوسی، ص ۲۱۶؛ منتخب الأثر، ص ۳۹۴.</ref> پس از [[رحلت]] [[امام عسکری|امام حسن عسکری]]{{ع}}، همین "[[عثمان بن سعید عمری]]" بود که مراسم [[غسل]] دادن و [[کفن]] کردن و [[خاکسپاری]] آن [[حضرت]] را عهده‌دار شد.<ref> تاریخ الغیبة الصغری، ص ۳۹۹.</ref> این خود بر [[مقام]] والای "[[عثمان بن سعید]]" دلالت می‌کند. او بعد از [[رحلت]] [[امام عسکری]]{{ع}} از [[سامرا]] به [[بغداد]] رفت و در منطقه [[کرخ]] (محل سکونت [[شیعیان]]) ساکن شد و در آنجا تا پایان [[زندگی]]، امور [[نیابت]] را [[سرپرستی]] کرد. برخی گفته‌اند: درگذشت او قبل از سال ۲۶۷ ق روی داد.<ref> تاریخ سیاسی امام دوازدهم{{ع}}، ص ۵۶؛ رجال نجاشی، ح ۱، ص ۲۱۸.</ref>
*[[شیخ طوسی]] در این‌باره می‌نویسد: [[احمد بن اسحاق بن سعد قمی]] می‌گوید: روزی به محضر [[امام هادی]]{{ع}} رسیدم و گفتم: من گاهی [[غایب]] و گاهی حاضر ( یعنی گاهی در اینجا هستم و گاهی در نقطه دوردستی هستم) و نمی‌توانم مسایل شرعی خود را از شما بپرسم. وقتی هم که حاضرم، همیشه نمی‌توانم به حضور شما برسم. سخن چه کسی را بپذیرم و از چه کسی [[فرمان]] ببرم؟ [[امام]] فرمود: این [[عثمان بن سعید عمر]] فردی [[موثق]] و [[امین]] است. او مورد [[اعتماد]] و [[اطمینان]] من است. آنچه به شما می‌گوید، از جانب من می‌گوید و آنچه به شما می‌رساند از طرف من می‌رساند. بعد از [[شهادت]] [[امام هادی]]{{ع}} در یکی از روزها به نزد فرزندش [[امام عسکری|امام حسن عسکری]]{{ع}} شرفیاب شدم و همان مطلب را از ایشان پرسیدم. آن [[حضرت]] همان پاسخ [[امام هادی]]{{ع}} را تکرار کرد و فرمود: «این ابوعمرو [[[عثمان بن سعید عمری]]] مورد [[اعتماد]] و [[اطمینان]] [[امام]] پیشین و نیز مورد [[اطمینان]] من در [[زندگی]] و پس از [[مرگ]] من است. آنچه به شما بگوید، از جانب من می‌گوید و آنچه به شما برساند، از جانب من می‌رساند".<ref> اختیار معرفة الرجال، ص ۲۱۵؛ منتخب الاثر، ص ۳۹۲.</ref> این سخن در میان [[شیعیان]] شایع شد و آنها او را با [[عظمت]] یافتند. [[امام عسکری]]{{ع}} درباره او فرمود: "[[گواه]] باشید که [[عثمان بن سعید عمری]] [[وکیل]] من است و پسرش [[محمد]] نیز [[وکیل]] من است و پسرش [[محمد]] نیز [[وکیل]] پسرم [[مهدی]] خواهد بود".<ref> [[غیبت]] طوسی، ص ۲۱۶؛ منتخب الأثر، ص ۳۹۴.</ref> پس از [[رحلت]] [[امام عسکری|امام حسن عسکری]]{{ع}}، همین "[[عثمان بن سعید عمری]]" بود که مراسم [[غسل]] دادن و [[کفن]] کردن و [[خاکسپاری]] آن [[حضرت]] را عهده‌دار شد.<ref> تاریخ الغیبة الصغری، ص ۳۹۹.</ref> این خود بر [[مقام]] والای "[[عثمان بن سعید]]" دلالت می‌کند. او بعد از [[رحلت]] [[امام عسکری]]{{ع}} از [[سامرا]] به [[بغداد]] رفت و در منطقه [[کرخ]] (محل سکونت [[شیعیان]]) ساکن شد و در آنجا تا پایان [[زندگی]]، امور [[نیابت]] را [[سرپرستی]] کرد. برخی گفته‌اند: درگذشت او قبل از سال ۲۶۷ ق روی داد.<ref> تاریخ سیاسی امام دوازدهم{{ع}}، ص ۵۶؛ رجال نجاشی، ح ۱، ص ۲۱۸.</ref>
۴۱۵٬۰۷۸

ویرایش