آثار و برکات حکومت امام مهدی چیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
ربات: جایگزینی خودکار متن (-]]]] :::::: +]]]] )
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-{{پرسش غیرنهایی}} {{جعبه اطلاعات پرسش +{{جعبه اطلاعات پرسش))
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-]]]] :::::: +]]]] ))
خط ۱۶: خط ۱۶:
== پاسخ نخست ==
== پاسخ نخست ==
[[پرونده:769540432.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[عبدالله جوادی آملی]]]]
[[پرونده:769540432.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[عبدالله جوادی آملی]]]]
::::::آیت‌‌الله '''[[عبدالله جوادی آملی]]'''، در کتاب ''«[[امام مهدی موجود موعود (کتاب)|امام مهدی موجود موعود]]»'' در این‌باره گفته است:
آیت‌‌الله '''[[عبدالله جوادی آملی]]'''، در کتاب ''«[[امام مهدی موجود موعود (کتاب)|امام مهدی موجود موعود]]»'' در این‌باره گفته است:
#«'''احیای [[صراط]] [[نعمت]] داده شدگان:''' در سوره مبارکه [[حمد]] دعایی هست و ما هر روز چند بار از [[خدای سبحان]] می‌خواهیم که {{متن قرآن|اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ}}<ref>سوره حمد، آیات ۶ ـ ۷.</ref>. [[صراط مستقیم]]، همان راهی است که پویندگان آن [[نعمت]] داده‌شدگان‌اند و ما نیز از خدای والا خواستار طی همین راه هستیم. سوره مبارکه نساء بارزترین مصادیق [[نعمت]] داده‌شدگان را چنین معرفی می‌کند: {{متن قرآن|وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُوْلَئِكَ رَفِيقًا}}<ref>سوره نساء، آیه ۶۹.</ref>. هنگامی که مشخص شد که [[نعمت]] داده شدگان کیان‌اند، [[حقیقت]] [[صراط مستقیم]] نیز شناخته خواهد شد. پیمودن طریق [[نعمت]] داده‌شدگان لوازمی دارد که برای پیوستن به صف آنها می‌باید آن لوازم نیز تحصیل شود که "پشتیبان مجرمان نبودن" یکی از آنهاست. پوینده مسیر [[نعمت]] داده‌شدگان می‌داند که به پاسداشت [[نعمت‌های الهی]] نباید پشتوانه یا پشتیبان مجرمان باشد، آن‌گونه که کلیم الهی [[موسی]] {{ع}} که خود از نعمت‌داده‌شدگان بود، به [[خدای سبحان]] عرض می‌کند: {{متن قرآن|رَبِّ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيرًا لِّلْمُجْرِمِينَ}}<ref>سوره قصص، آیه ۱۷.</ref>. آن‌گاه که وجود مبارک [[ولی عصر]] {{ع}} [[ظهور]] کنند، تمام این راه‌ها [[احیا]] می‌شود و در پرتو این [[نعمت]] بزرگ، پویندگان این طریق از اینکه به هر شکلی پشتیبان و پشتوانه مجرمان باشند در [[امان]] خواهند بود، چرا که بر اثر این [[نعمت]] با تمام توان خود در جهت احیای [[حق]] و اماته [[باطل]] [[قیام]] می‌کنند. چنین کسانی به هیچ‌گونه پشتیبان مجرمان نخواهند بود، زیرا [[پشتیبانی]] از مجرمان تنها بدان معنی نیست که در صف آنها حضور یافته و آنان را [[پشتیبانی]] کنند، بلکه [[سکوت]] و بی‌طرفی در جایی که نتیجه‌ای جز [[انکار]] یا تضعیف [[حق]] و قوت یافتن [[باطل]] ندارد، خود از مصادیق [[پشتیبانی]] از مجرمان است، همان‌طور که برخی [[محدثان]] از وجود گرامی [[حضرت]] [[خاتم‌الانبیاء]] {{صل}} [[نقل]] کرده‌اند: {{متن حدیث|الساكِتُ عَنِ الْحَقِّ شَيْطَانٍ أَخْرَسَ }}<ref>فقه السنه، ج۲، ص۶۱۱؛ وضوء النبی، ج۱، ص۲۰۳.</ref>؛ آنکه رواج [[باطل]] را در جامعه‌ای مشاهده کند و بتواند با بیان یا با قلم، [[حق]] را اظهار کند ولی نکند، [[شیطانی]] دهان بسته است که سخن نمی‌گوید.
#«'''احیای [[صراط]] [[نعمت]] داده شدگان:''' در سوره مبارکه [[حمد]] دعایی هست و ما هر روز چند بار از [[خدای سبحان]] می‌خواهیم که {{متن قرآن|اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ}}<ref>سوره حمد، آیات ۶ ـ ۷.</ref>. [[صراط مستقیم]]، همان راهی است که پویندگان آن [[نعمت]] داده‌شدگان‌اند و ما نیز از خدای والا خواستار طی همین راه هستیم. سوره مبارکه نساء بارزترین مصادیق [[نعمت]] داده‌شدگان را چنین معرفی می‌کند: {{متن قرآن|وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُوْلَئِكَ رَفِيقًا}}<ref>سوره نساء، آیه ۶۹.</ref>. هنگامی که مشخص شد که [[نعمت]] داده شدگان کیان‌اند، [[حقیقت]] [[صراط مستقیم]] نیز شناخته خواهد شد. پیمودن طریق [[نعمت]] داده‌شدگان لوازمی دارد که برای پیوستن به صف آنها می‌باید آن لوازم نیز تحصیل شود که "پشتیبان مجرمان نبودن" یکی از آنهاست. پوینده مسیر [[نعمت]] داده‌شدگان می‌داند که به پاسداشت [[نعمت‌های الهی]] نباید پشتوانه یا پشتیبان مجرمان باشد، آن‌گونه که کلیم الهی [[موسی]] {{ع}} که خود از نعمت‌داده‌شدگان بود، به [[خدای سبحان]] عرض می‌کند: {{متن قرآن|رَبِّ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيرًا لِّلْمُجْرِمِينَ}}<ref>سوره قصص، آیه ۱۷.</ref>. آن‌گاه که وجود مبارک [[ولی عصر]] {{ع}} [[ظهور]] کنند، تمام این راه‌ها [[احیا]] می‌شود و در پرتو این [[نعمت]] بزرگ، پویندگان این طریق از اینکه به هر شکلی پشتیبان و پشتوانه مجرمان باشند در [[امان]] خواهند بود، چرا که بر اثر این [[نعمت]] با تمام توان خود در جهت احیای [[حق]] و اماته [[باطل]] [[قیام]] می‌کنند. چنین کسانی به هیچ‌گونه پشتیبان مجرمان نخواهند بود، زیرا [[پشتیبانی]] از مجرمان تنها بدان معنی نیست که در صف آنها حضور یافته و آنان را [[پشتیبانی]] کنند، بلکه [[سکوت]] و بی‌طرفی در جایی که نتیجه‌ای جز [[انکار]] یا تضعیف [[حق]] و قوت یافتن [[باطل]] ندارد، خود از مصادیق [[پشتیبانی]] از مجرمان است، همان‌طور که برخی [[محدثان]] از وجود گرامی [[حضرت]] [[خاتم‌الانبیاء]] {{صل}} [[نقل]] کرده‌اند: {{متن حدیث|الساكِتُ عَنِ الْحَقِّ شَيْطَانٍ أَخْرَسَ }}<ref>فقه السنه، ج۲، ص۶۱۱؛ وضوء النبی، ج۱، ص۲۰۳.</ref>؛ آنکه رواج [[باطل]] را در جامعه‌ای مشاهده کند و بتواند با بیان یا با قلم، [[حق]] را اظهار کند ولی نکند، [[شیطانی]] دهان بسته است که سخن نمی‌گوید.
#'''[[ظهور]]، نقطه عطف [[تاریخ]]:'''بی‌شک، [[ظهور]] [[حضرت ولی عصر]] {{ع}} نه تنها آغاز دوران درخشان [[تاریخ]] بلکه نقطه عطف [[تاریخ]] [[بشر]] است، همان‌گونه که وجود مبارک [[امیر مؤمنان علی]] {{ع}} [[ظهور]] آن [[حضرت]] را چنانچه قبلاً بیان شد با چنین ویژگی‌ای معرفی می‌کند:{{متن حدیث|يَعْطِفُ‏ الْهَوَى‏ عَلَى‏ الْهُدَى‏ إِذَا عَطَفُوا الْهُدَى‏ عَلَى‏ الْهَوَى‏ وَ يَعْطِفُ‏ الرَّأْيَ‏ عَلَى‏ الْقُرْآنِ‏ إِذَا عَطَفُوا الْقُرْآنَ‏ عَلَى‏ الرَّأْيِ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۳۸.</ref>. شاید اصطلاح "نقطه عطف" که امروزه بسیار به کار می‌رود، برگرفته از همین بیان نورانی باشد. اگر مسیر حرکت [[جوامع]] انسانی همچون خطی باشد که در مسیر خود ناگزیر رو به سویی دارد و به سمت غایت و مطلوبی در حرکت است و حوادث اساسی در [[تاریخ]] زندگی [[بشر]] را هم که هر از گاهی به وقوع می‌پیوندد، بسان نقاطی برجسته بر روی آن در نظر گیریم، خواهیم دید که برخی حوادث (صرف نظر از بار ارزشی آنها) مسیر حرکت [[جامعه بشریت]] را تغییر داده و قافله انسانی را به سمت و سویی دیگر جهت بخشیده‌اند؛ گوئیا این خط را به سَمت قبله‌ای که خاص آنهاست [[خم]] کرده و از مسیر قبلی برگردانده‌اند. این‌گونه حوادث مهم و اثرگذار را "نقطه عطف" می‌نامند. هر نقطه عطفی، جهتی و گستره‌ای خاص خود دارد. گاهی جهت و عطفِ این نقاط، بازگرداندن مسیر [[جامعه انسانی]] از "[[عدل]]" به "[[ظلم]]" و "[[علم]]" به "[[جهل]]" است. چنین نقطه عطفی، جز به سقوط [[جامعه بشر]] نمی‌انجامد. کسانی که چنین نقاط عطفی در [[جوامع]] ایجاد می‌کنند، یا اساساً [[وحی]] را [[انکار]] می‌کنند و به کناری می‌نهند؛ یا آن را بر [[اندیشه]] خام خود عطف کرده و "باوری بی‌بنیان" را به نام [[دین]] به [[جامعه]] ارائه می‌دهند و مصداق کسانی می‌شوند که {{متن قرآن|يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِندِ اللَّهِ}}<ref>سوره بقره، آیه ۷۹.</ref>. اینان، [[هدایت]] را بر [[هوس]] و [[کلام]] [[خدای سبحان]] را بررأی خود عطف می‌کنند و از آنجا که معطوف همواره تابع معطوف علیه و فرع بر اوست، [[رأی]] خویش را اصل پنداشته و [[کلام الهی]] را بر محور زعم خویش [[تأویل]] می‌کنند. در برابر این گروه، [[انبیای الهی]] و [[امامان معصوم]] و برخی از شاگردان آنان نیز تأثیراتی عمیق و [[حیات]]‌بخش در [[تاریخ]] [[بشر]] داشته و جریان حرکت [[جوامع]] انسانی را از [[انحطاط]] و تیرگی به سوی [[نور]] و [[رستگاری]] معطوف کرده‌اند. این نقاط درخشان [[تاریخ]]، گرچه در سمت و سو بخشیدن به [[جوامع]] انسانی به سوی قبله‌ای واحد همداستان بوده‌اند، دامنه تأثیرشان در گوشه‌ای از [[زمین]] و زاویه‌ای از زمان متفاوت بوده است. [[ظهور]] وجود مبارک [[امام عصر]] {{ع}} همان نقطه عطفِ جهانشمولی است که جریان [[جامعه بشر]] را در گستره‌ای به وسعت تمامی [[زمین]] و تمامیت زمان خود، به سوی [[هدایت]] و تعالی معطوف می‌دارد. از آنجا که دو جنبه [[علم]] و عمل یا [[اندیشه]] و انگیزه، تأمین‌کننده تمام فراز و فرودهای [[جوامع]] انسانی است، وجود مبارک [[امام عصر]] {{ع}} در هر دو جنبه تأثیری شگرف می‌نهد و نقطه عطفی نهایی می‌آفریند: در بُعد [[اندیشه]] و [[علم]]، آن [[حضرت]] با اثاره [[عقول]] [[بشر]]، [[حس]] و خیال و وهم را تحت [[فرمانروایی]] [[عقل]] و [[عقل]] را نیز به خدمت [[وحی]] درمی‌آورد و به [[نور]] [[کلام الهی]] [[هدایت]] می‌کند؛ بدینسان تمامی مجاری ادراکی [[جامعه]] را به [[حق]] معطوف می‌کند و به تعالی می‌رساند. در بعد انگیزه یا عمل نیز گرایش‌ها و گریزها، جذب‌ها و دفع‌ها، [[شهوت‌ها]] و غضب‌ها را تحت [[اراده]] و اداره [[عقل]] عملی می‌برد و آن‌گاه [[عقل]] عملی را به [[رهبری]] [[وحی]] تکمیل و تتمیم می‌سازد و بدینسان هر کجراهه‌ای را بر راه مستقیم [[نور]] و [[هدایت]] منعطف می‌کند و بدین‌گونه جهانی‌ترین نقطه عطف عالم [[بشر]] را شکل می‌دهد؛ نقطه عطفی که هوای [[نفس]] را بر [[هدایت]] و آرای [[بشر]] را بر محور [[وحی]] برمی‌گرداند و [[سعادت]] [[جامعه بشر]] را تأمین می‌کند.
#'''[[ظهور]]، نقطه عطف [[تاریخ]]:'''بی‌شک، [[ظهور]] [[حضرت ولی عصر]] {{ع}} نه تنها آغاز دوران درخشان [[تاریخ]] بلکه نقطه عطف [[تاریخ]] [[بشر]] است، همان‌گونه که وجود مبارک [[امیر مؤمنان علی]] {{ع}} [[ظهور]] آن [[حضرت]] را چنانچه قبلاً بیان شد با چنین ویژگی‌ای معرفی می‌کند:{{متن حدیث|يَعْطِفُ‏ الْهَوَى‏ عَلَى‏ الْهُدَى‏ إِذَا عَطَفُوا الْهُدَى‏ عَلَى‏ الْهَوَى‏ وَ يَعْطِفُ‏ الرَّأْيَ‏ عَلَى‏ الْقُرْآنِ‏ إِذَا عَطَفُوا الْقُرْآنَ‏ عَلَى‏ الرَّأْيِ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۳۸.</ref>. شاید اصطلاح "نقطه عطف" که امروزه بسیار به کار می‌رود، برگرفته از همین بیان نورانی باشد. اگر مسیر حرکت [[جوامع]] انسانی همچون خطی باشد که در مسیر خود ناگزیر رو به سویی دارد و به سمت غایت و مطلوبی در حرکت است و حوادث اساسی در [[تاریخ]] زندگی [[بشر]] را هم که هر از گاهی به وقوع می‌پیوندد، بسان نقاطی برجسته بر روی آن در نظر گیریم، خواهیم دید که برخی حوادث (صرف نظر از بار ارزشی آنها) مسیر حرکت [[جامعه بشریت]] را تغییر داده و قافله انسانی را به سمت و سویی دیگر جهت بخشیده‌اند؛ گوئیا این خط را به سَمت قبله‌ای که خاص آنهاست [[خم]] کرده و از مسیر قبلی برگردانده‌اند. این‌گونه حوادث مهم و اثرگذار را "نقطه عطف" می‌نامند. هر نقطه عطفی، جهتی و گستره‌ای خاص خود دارد. گاهی جهت و عطفِ این نقاط، بازگرداندن مسیر [[جامعه انسانی]] از "[[عدل]]" به "[[ظلم]]" و "[[علم]]" به "[[جهل]]" است. چنین نقطه عطفی، جز به سقوط [[جامعه بشر]] نمی‌انجامد. کسانی که چنین نقاط عطفی در [[جوامع]] ایجاد می‌کنند، یا اساساً [[وحی]] را [[انکار]] می‌کنند و به کناری می‌نهند؛ یا آن را بر [[اندیشه]] خام خود عطف کرده و "باوری بی‌بنیان" را به نام [[دین]] به [[جامعه]] ارائه می‌دهند و مصداق کسانی می‌شوند که {{متن قرآن|يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِندِ اللَّهِ}}<ref>سوره بقره، آیه ۷۹.</ref>. اینان، [[هدایت]] را بر [[هوس]] و [[کلام]] [[خدای سبحان]] را بررأی خود عطف می‌کنند و از آنجا که معطوف همواره تابع معطوف علیه و فرع بر اوست، [[رأی]] خویش را اصل پنداشته و [[کلام الهی]] را بر محور زعم خویش [[تأویل]] می‌کنند. در برابر این گروه، [[انبیای الهی]] و [[امامان معصوم]] و برخی از شاگردان آنان نیز تأثیراتی عمیق و [[حیات]]‌بخش در [[تاریخ]] [[بشر]] داشته و جریان حرکت [[جوامع]] انسانی را از [[انحطاط]] و تیرگی به سوی [[نور]] و [[رستگاری]] معطوف کرده‌اند. این نقاط درخشان [[تاریخ]]، گرچه در سمت و سو بخشیدن به [[جوامع]] انسانی به سوی قبله‌ای واحد همداستان بوده‌اند، دامنه تأثیرشان در گوشه‌ای از [[زمین]] و زاویه‌ای از زمان متفاوت بوده است. [[ظهور]] وجود مبارک [[امام عصر]] {{ع}} همان نقطه عطفِ جهانشمولی است که جریان [[جامعه بشر]] را در گستره‌ای به وسعت تمامی [[زمین]] و تمامیت زمان خود، به سوی [[هدایت]] و تعالی معطوف می‌دارد. از آنجا که دو جنبه [[علم]] و عمل یا [[اندیشه]] و انگیزه، تأمین‌کننده تمام فراز و فرودهای [[جوامع]] انسانی است، وجود مبارک [[امام عصر]] {{ع}} در هر دو جنبه تأثیری شگرف می‌نهد و نقطه عطفی نهایی می‌آفریند: در بُعد [[اندیشه]] و [[علم]]، آن [[حضرت]] با اثاره [[عقول]] [[بشر]]، [[حس]] و خیال و وهم را تحت [[فرمانروایی]] [[عقل]] و [[عقل]] را نیز به خدمت [[وحی]] درمی‌آورد و به [[نور]] [[کلام الهی]] [[هدایت]] می‌کند؛ بدینسان تمامی مجاری ادراکی [[جامعه]] را به [[حق]] معطوف می‌کند و به تعالی می‌رساند. در بعد انگیزه یا عمل نیز گرایش‌ها و گریزها، جذب‌ها و دفع‌ها، [[شهوت‌ها]] و غضب‌ها را تحت [[اراده]] و اداره [[عقل]] عملی می‌برد و آن‌گاه [[عقل]] عملی را به [[رهبری]] [[وحی]] تکمیل و تتمیم می‌سازد و بدینسان هر کجراهه‌ای را بر راه مستقیم [[نور]] و [[هدایت]] منعطف می‌کند و بدین‌گونه جهانی‌ترین نقطه عطف عالم [[بشر]] را شکل می‌دهد؛ نقطه عطفی که هوای [[نفس]] را بر [[هدایت]] و آرای [[بشر]] را بر محور [[وحی]] برمی‌گرداند و [[سعادت]] [[جامعه بشر]] را تأمین می‌کند.
۴۱۵٬۰۷۸

ویرایش