|
|
| خط ۲۳: |
خط ۲۳: |
| با ورود [[ترکان]] به [[دستگاه خلافت]] [[رقابت]] شدیدی میان آنان و دو عنصر [[عرب]] و [[ایرانی]] پدید آمد؛ چندانکه [[بغداد]] کانون [[توطئهها]] و دسیسههای آنان گردید و چون ترکان مردمی [[جنگجو]]<ref>اصطخری، ابو اسحاق ابراهیم، مسالک و ممالک، ص۲۲۹، و ابن حوقل، سفرنامه ابن حوقل یا ایران در صورة الارض، ص۱۹۷.</ref> و [[دلاور]] و گستاخ و [[بیباک]] و از [[حس]] [[ملیت]] و [[تعصبات قومی]] [[بیگانه]] و از [[تمدن]] و [[شهرنشینی]] که لازمهاش [[دوستداری]] زادگاه و نیاکان است، به دور بودند، معتصم همچنان از آنان [[حمایت]] کرد و نگهبانان خاص خود را از آنان برگزید و [[مناصب]] مهم و ولایتهای بزرگ را به آنان سپرد و زمینه [[سلطه]] مرگبار آنان را که فرجامش [[سستی]] کار [[خلافت]] و [[سقوط]] نهایی آن بود، فراهم آورد. در صفحات بعد، نقش ترکان را در وقایع و رویدادهای [[تاریخی]] دور خلافت معتصم و خلفای پس از وی بررسی میکنیم.<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۸۷.</ref>. | | با ورود [[ترکان]] به [[دستگاه خلافت]] [[رقابت]] شدیدی میان آنان و دو عنصر [[عرب]] و [[ایرانی]] پدید آمد؛ چندانکه [[بغداد]] کانون [[توطئهها]] و دسیسههای آنان گردید و چون ترکان مردمی [[جنگجو]]<ref>اصطخری، ابو اسحاق ابراهیم، مسالک و ممالک، ص۲۲۹، و ابن حوقل، سفرنامه ابن حوقل یا ایران در صورة الارض، ص۱۹۷.</ref> و [[دلاور]] و گستاخ و [[بیباک]] و از [[حس]] [[ملیت]] و [[تعصبات قومی]] [[بیگانه]] و از [[تمدن]] و [[شهرنشینی]] که لازمهاش [[دوستداری]] زادگاه و نیاکان است، به دور بودند، معتصم همچنان از آنان [[حمایت]] کرد و نگهبانان خاص خود را از آنان برگزید و [[مناصب]] مهم و ولایتهای بزرگ را به آنان سپرد و زمینه [[سلطه]] مرگبار آنان را که فرجامش [[سستی]] کار [[خلافت]] و [[سقوط]] نهایی آن بود، فراهم آورد. در صفحات بعد، نقش ترکان را در وقایع و رویدادهای [[تاریخی]] دور خلافت معتصم و خلفای پس از وی بررسی میکنیم.<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۸۷.</ref>. |
|
| |
|
| ==بنای [[سامره]]== | | ==رخدادهای مهم عصر معتصم عباسی== |
| چنانکه پیش از این گفتیم، ورود ترکان به دستگاه خلافت [[عباسی]]، موجب رقابت شدید میان آنان از یک سو و [[اعراب]] و [[ایرانیان]] از دیگر سو شد. رقابتی که برای به دست آوردن [[مال]] و [[مقام]]، [[شهر]] بغداد را [[ناامن]] و به کانونی برای توطئهها و دسیسههای آنان تبدیل کرد. این، در حالی است که تعداد ترکان به طور مرتب افزایش مییافت؛ زیرا علاوه بر توالد و تناسل فراوان آنان، هر ساله هزاران [[غلام ترک]] را از آن سوی [[جیحون]] به بغداد میآوردند و بدین ترتیب، دیری نپایید که بغداد مالامال از ترکانی شد که مورد حمایت و [[احترام]] [[خلیفه]] بودند. [[اقتدار]] فراوان و [[زیادهروی]] [[ترکان]] در [[طلب]] [[مال]] و [[مقام]] و [[گستاخی]] و [[بیباکی]] و [[خشونت]] و بیرحمی آنان، خیلی زود [[مشکلات]] و [[مصائب]] دردناکی برای [[مسلمانان]] به وجود آورد و نیز [[تهدید]] و خطری شد برای [[خلافت عباسی]]. ترکان با [[تسلط]] بر [[دستگاه خلافت]] [[رفتار]] خشونت آمیزی با [[مردم]] در پیش گرفتند: در بازارها و کوچههای تنگ اسب میتاختند<ref>الکامل، ج۶، ص۲۵۲.</ref> و [[کودکان]] و [[ضعیفان]] و پیرزنان را لگدکوب میکردند و [[زنان]] را بزور به [[انحراف]] میکشیدند<ref>سیرالملوک، ص۴۰-۴۲؛ خطیب بغدادی، ابوبکر احمد بن علی، تاریخ بغداد، ج۳، ص۳۴۶.</ref>. بدین ترتیب بر خلاف [[انتظار]] [[معتصم]] که برای مقابله با [[نفوذ]] روزافزون [[ایرانیان]] و [[اعراب]]، [[غلامان]] و مزدوران ترک را برکشیده بود، آشکار شد که درمان خطرناکتر از درد گشته است. افزایش تعداد این محافظان مهاجم و رفتار ناهنجارشان با مردم، آنقدر [[تحمل]] ناپذیر شد که مردم [[بغداد]] به معتصم [[شکایت]] بردند<ref>تاریخ الخلفاء، ص۲۳۳.</ref> و از درازدستی و [[ستمکاری]] آنان بنالیدند و بر ضدشان مسلح شدند و عدهای از آنها را به [[قتل]] رساندند<ref>مروج الذهب، ج۲، ص۴۶۶.</ref>. گروهی نیز نزد معتصم رفتند و گفتند: اگر ترکان را از بغداد بیرون نبری، با تو خواهیم جنگید. پرسید: چگونه با من میجنگید؟ گفتند: با [[آه]] [[سحرگاه]]. معتصم گفت: من [[طاقت]] آن را ندارم<ref>تاریخ الخلفاء، ص۲۳۳.</ref>. به گفته [[طبری]]، پیرمردی [[روز]] [[عید]] در برابر معتصم برخاست و گفت: «[[خداوند]] [[پاداش نیک]] را از تو بردارد که این [[بیگانگان]] سنگدل - ترکان - را [[همسایه]] ما کردی تا کودکان ما را [[یتیم]] و زنانمان را [[بیوه]] کنند»<ref>تاریخ الطبری، ج۵، ص۲۱۳.</ref>.
| | ===[[بنای سامره]]=== |
| | |
| اینگونه سخنان معتصم را بر آن داشت تا پایتخت را از بغداد بیرون برد و شهری جدید برای مقر [[حکومت]] خویش و برای سکونت ترکان بسازد. از اینرو، پس از [[نماز عید]] [[سال ۲۲۰ ق]]. از بغداد بیرون رفت و دیگر به آن [[شهر]] بازنگشت. وی مدتی بر ساحل نهر قاطول<ref>نهری است که در نزدیکی سامرا از دجله منشعب میشود (معجم البلدان، ج۴، ص۲۹۷).</ref> در دهکدهای که محل سکونت عدهای از نبطیان بود سکنی گزید؛ اما از سرما و [[سختی]] آنجا برنجید و در جستجوی مکانی دیگر برآمد تا آنکه به محل کنونی [[سامرا]]<ref>سامرا که کلمهای آسوری است در زبان عربی به صورت {{عربی|سُرَّ مَنْ رَأَى}} در آمد؛ یعنی شاد شد آن کس که دید. شوخ طبعان آن روز میگفتند: «هر کس آن شهر را با ترکان میبیند شاد میشود؛ زیرا بغداد از دست آنها آسوده است» نک: وفیات الاعیان، ج۱، ص۲۳. و قس: حتی، فیلیپ خلیل، شرق نزدیک در تاریخ، ص۴۱۶. و درباره وجوه اشتقاق و معنای سامرا، نک: جوهری، اسماعیل بن عماد، الصحاح، ذیل ماده «رأی».</ref> در قسمت علیای دجله رسید و آنجا را که هوایی [[پاک]] و آبی گوارا و خاکی حاصلخیز داشت برای [[شهر]] دلخواهش برگزید<ref>البلدان، ص۲۹؛ مروج الذهب، ج۲، ص۴۶۷.</ref>. بنای [[قصر]] [[خلیفه]] پیش از هر کاری آغاز گردید و سپس برای هر یک از [[فرماندهان]] و [[لشکریان]] ترکْ زمینی اختصاص یافت تا خانههای خود را بسازند؛ آنگاه به دستور خلیفه، هزاران کارگر و صنعتگر و افزارمند و بازرگان از شهرهای دیگر به سامرا آمدند تا نقشه و طرح شهری بزرگ را با خیابانها و کوچهها و بازارها و محل صنعتگران و پیشهوران آماده نمایند. دیری نپایید که شهری آباد و مجلل ساخته شد؛ اما این امر آثار نامطلوبی بر [[عمران]] و آبادی و [[اقتصاد]] شهر [[بغداد]] گذاشت. به همین دلیل، [[اهل بغداد]] بهشدت از شهر نوپای [[ترکان]] متنفر شدند و کار به آنجا رسید که [[محدثان]] در [[ذم]] سامرا احادیثی ساختند و شعرا در هجو [[معتصم]] اشعاری سرودند<ref>نظیر بائیه [[دعبل خزاعی]] که با این [[بیت]] آغاز میشود:
| |
| {{عربی|ملوكُ بَنِي الْعَبَّاسِ فِي الكُتُبِ سَبْعَة *** وَ لَمْ تَأتِنا فِي ثَامِنٍ مِنْهُمُ الْكُتُبُ}} (نک: [[تاریخ]] الخلفاء، ص۳۳۵).</ref>.
| |
| | |
| پس از آنکه معتصم در سامرا ساکن شد، با خیالی آسوده ترکان را به خود نزدیک کرد و [[مناصب]] مهم و [[فرماندهی سپاه]] را به آنان واگذاشت و پای آنها را به میدان [[سیاست]] باز کرد و [[اعراب]] و [[ایرانیان]] را پس راند. این نکته را میتوان از ترتیب قرار گرفتن [[سپاهیان]] در [[جنگ]] با خرمدینان و در [[فتح عموریه]] بهروشنی دریافت؛ زیرا [[فرماندهان]] عمده [[لشکر]] در این دو [[نبرد]] همه از [[ترکان]] بودند.<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۹۳.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==نقش ترکان در فتح عموریه== | | ==نقش ترکان در فتح عموریه== |