ولادت پیامبر خاتم در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'رحم' به 'رحم'
جز (جایگزینی متن - 'پرونده:1100558.jpg' به 'پرونده:IM009657.jpg')
جز (جایگزینی متن - 'رحم' به 'رحم')
خط ۸۷: خط ۸۷:
تاریخچه رسول اکرم{{صل}} تاریخچه عجیبی است. [[پدر]] بزرگوارشان، [[عبدالله بن عبدالمطلب]] است. عبدالله [[جوانی]] بود که در همه [[مکه]] می‌درخشید. جوانی بود بسیار [[زیبا]]، بسیار [[رشید]]، بسیار مؤدب و بسیار معقول که [[دختران]] مکه آرزوی همسری او را داشتند.
تاریخچه رسول اکرم{{صل}} تاریخچه عجیبی است. [[پدر]] بزرگوارشان، [[عبدالله بن عبدالمطلب]] است. عبدالله [[جوانی]] بود که در همه [[مکه]] می‌درخشید. جوانی بود بسیار [[زیبا]]، بسیار [[رشید]]، بسیار مؤدب و بسیار معقول که [[دختران]] مکه آرزوی همسری او را داشتند.


او با مخدره [[آمنه دختر وهب]] که از [[فامیل]] نزدیک آنها به شمار می‌آید، [[ازدواج]] می‌کند. در حدود چهل روز بیشتر از زفافش نمی‌گذرد که به [[عزم]] [[مسافرت]] به [[شام]] و [[سوریه]] از مکه خارج می‌شود و ظاهرا [[سفر]]، سفر بازرگانی بوده است. در برگشتن به [[مدینه]] می‌آید که [[خویشاوندان]] [[مادر]] او آنجا بودند و در [همان جا] [[وفات]] می‌کند. عبدالله وقتی وفات می‌کند که پیغمبر اکرم{{صل}} هنوز در [[رحم]] [[مادر]] است. محمد{{صل}} [[یتیم]] به [[دنیا]] می‌آید... به رسم آن وقت [[عرب]]، برای [[تربیت کودک]] لازم می‌دانستند که بچه را به «مُرْضِعَه» بدهند تا به [[بادیه]] ببرد و در آنجا به او شیر بدهد.
او با مخدره [[آمنه دختر وهب]] که از [[فامیل]] نزدیک آنها به شمار می‌آید، [[ازدواج]] می‌کند. در حدود چهل روز بیشتر از زفافش نمی‌گذرد که به [[عزم]] [[مسافرت]] به [[شام]] و [[سوریه]] از مکه خارج می‌شود و ظاهرا [[سفر]]، سفر بازرگانی بوده است. در برگشتن به [[مدینه]] می‌آید که [[خویشاوندان]] [[مادر]] او آنجا بودند و در [همان جا] [[وفات]] می‌کند. عبدالله وقتی وفات می‌کند که پیغمبر اکرم{{صل}} هنوز در رحم [[مادر]] است. محمد{{صل}} [[یتیم]] به [[دنیا]] می‌آید... به رسم آن وقت [[عرب]]، برای [[تربیت کودک]] لازم می‌دانستند که بچه را به «مُرْضِعَه» بدهند تا به [[بادیه]] ببرد و در آنجا به او شیر بدهد.


[[حلیمه سعدیه]] (حلیمه، زنی از [[قبیله]] [[بنی سعد]]) از بادیه به [[مدینه]] می‌آید که آن هم داستان مفصلی دارد. این طفل نصیب او می‌شود. خود حلیمه و شوهرش داستان‌ها نقل می‌کنند که از روزی که این [[کودک]] پا به [[خانه]] ما گذاشت، گویی [[برکت]] از [[زمین]] و [[آسمان]] بر خانه ما می‌بارید.
[[حلیمه سعدیه]] (حلیمه، زنی از [[قبیله]] [[بنی سعد]]) از بادیه به [[مدینه]] می‌آید که آن هم داستان مفصلی دارد. این طفل نصیب او می‌شود. خود حلیمه و شوهرش داستان‌ها نقل می‌کنند که از روزی که این [[کودک]] پا به [[خانه]] ما گذاشت، گویی [[برکت]] از [[زمین]] و [[آسمان]] بر خانه ما می‌بارید.
۲۲۷٬۰۲۲

ویرایش