پرش به محتوا

محل سکونت امام مهدی کجاست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
ربات: جایگزینی خودکار متن (-رده:پرسش‌ +رده:پرسش)؛ زیباسازی
جز (جایگزینی متن - '؟ ::::::' به '؟ ')
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-رده:پرسش‌ +رده:پرسش)؛ زیباسازی)
خط ۱۲: خط ۱۲:
'''محل سکونت [[امام مهدی]]{{ع}} کجاست؟''' یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث '''[[مهدویت (پرسش)|مهدویت]]''' است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. در ذیل، پاسخ به این پرسش را بیابید. تلاش بر این است که پاسخ‌ها و دیدگاه‌های متفرقه این پرسش، در یک پاسخ جامع اجمالی تدوین گردد. پرسش‌های وابسته به این سؤال در انتهای صفحه قرار دارند..
'''محل سکونت [[امام مهدی]]{{ع}} کجاست؟''' یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث '''[[مهدویت (پرسش)|مهدویت]]''' است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. در ذیل، پاسخ به این پرسش را بیابید. تلاش بر این است که پاسخ‌ها و دیدگاه‌های متفرقه این پرسش، در یک پاسخ جامع اجمالی تدوین گردد. پرسش‌های وابسته به این سؤال در انتهای صفحه قرار دارند..


==عبارت‌های دیگری از این پرسش==
== عبارت‌های دیگری از این پرسش ==
* [[حضرت مهدی]] در کجا زندگی می‌کنند؟
* [[حضرت مهدی]] در کجا زندگی می‌کنند؟
* محل زندگی حضرت و زندگی امام عصر کجاست؟
* محل زندگی حضرت و زندگی امام عصر کجاست؟


== پاسخ نخست ==
== پاسخ نخست ==
[[پرونده:1368171.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[سید محمد صدر]]]]
[[پرونده:1368171.jpg|100px|راست|بندانگشتی|[[سید محمد صدر]]]]
[[آیت‌ الله]] [[شهید]] '''[[سید محمد صدر]]''' در کتاب ''«[[تاریخ غیبت کبری (کتاب)|تاریخ غیبت کبری]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
[[آیت‌ الله]] [[شهید]] '''[[سید محمد صدر]]''' در کتاب ''«[[تاریخ غیبت کبری (کتاب)|تاریخ غیبت کبری]]»'' در این‌باره گفته‌ است:


«[[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} در دوران [[غیبت صغری]] در شهر [[سامرا]]، در خانه پدر خویش سکونت داشته و طبیعتا - همان‌گونه که در این [[خبر]] آمده است - همانجا منزل خانواده و [[اهل بیت]] آن حضرت محسوب می‌‏شد. و احتمال دارد که مقصود این باشد که [[غیبت]] حضرت از حیث کیفیت، در ضمن [[غیبت صغری]] شدید نبوده است، بلکه مانند [[خروج]] از منزل و بازگشت به آن بوده است. و از اینجا است که در مقایسه با [[غیبت کبری]]، در متن [[روایت]] چنین آمده است که: و در [[غیبت]] دیگر گفته می‌شود: هلاک شده است، معلوم نیست در کدام دره راه می‌‌پیماید.
«[[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} در دوران [[غیبت صغری]] در شهر [[سامرا]]، در خانه پدر خویش سکونت داشته و طبیعتا - همان‌گونه که در این [[خبر]] آمده است - همانجا منزل خانواده و [[اهل بیت]] آن حضرت محسوب می‌‏شد. و احتمال دارد که مقصود این باشد که [[غیبت]] حضرت از حیث کیفیت، در ضمن [[غیبت صغری]] شدید نبوده است، بلکه مانند [[خروج]] از منزل و بازگشت به آن بوده است. و از اینجا است که در مقایسه با [[غیبت کبری]]، در متن [[روایت]] چنین آمده است که: و در [[غیبت]] دیگر گفته می‌شود: هلاک شده است، معلوم نیست در کدام دره راه می‌‌پیماید.


اما در [[غیبت کبری]]، [[حضرت مهدی]] {{ع}} به [[محمد بن ابراهیم بن مهزیار]] فرموده است: "ای فرزند مهزیار، پدرم ابا [[محمد]] ([[امام]] [[عسکری]] {{ع}}) با من‏ [[پیمان]] بسته، که با مردمی که مورد [[غضب]] [[خداوند]] قرار گرفته‌‏اند و نفرینشان کرده و در [[دنیا]] و [[آخرت]] خوار و ذلیلشان نموده است، و [[عذاب]] دردناک بر ایشان مقرر ساخته، همسایه نشوم. و به من [[دستور]] داده که جز در دامنه‏‌های صعب العبور کوه‌ها و خرابه‏‌های شهرها، جایی سکنا نگزینم ..."  
اما در [[غیبت کبری]]، [[حضرت مهدی]] {{ع}} به [[محمد بن ابراهیم بن مهزیار]] فرموده است: "ای فرزند مهزیار، پدرم ابا [[محمد]] ([[امام]] [[عسکری]] {{ع}}) با من‏ [[پیمان]] بسته، که با مردمی که مورد [[غضب]] [[خداوند]] قرار گرفته‌‏اند و نفرینشان کرده و در [[دنیا]] و [[آخرت]] خوار و ذلیلشان نموده است، و [[عذاب]] دردناک بر ایشان مقرر ساخته، همسایه نشوم. و به من [[دستور]] داده که جز در دامنه‏‌های صعب العبور کوه‌ها و خرابه‏‌های شهرها، جایی سکنا نگزینم ..."
::::::این [[روایت]] دلالت دارد بر اینکه [[جایگاه]] [[حضرت مهدی]] {{ع}} در بیابان‌ها و صحراهای دور دست است و این مطلب، هم در دوران [[غیبت صغری]]، و هم در [[غیبت کبری]] بوده است، و با هر دو نظریه درباره [[غیبت]] سازگار می‌باشد. و اما قبلا یادآور شدیم که این مطلب اگر چه به خودی خود محتمل است ولی با بسیاری از [[روایات]] دیگر که دلالت بر وجود و [[حضور]] آن حضرت در مکان‌های دیگر دارد، مخالف است، که مهمترین آنها [[روایات]] مشاهده است در دوران [[غیبت صغری]] و کبری، مگر اینکه فرض کنیم که آن حضرت {{ع}} توسط [[اعجاز]] بدان جاها رفته است، که نیازی به چنین فرضی نداریم، زیرا [[معجزه]] به هنگام [[اتمام حجت]] اقامه می‌‏شود و در اینجا نیازی بدان نیست.
::::::این [[روایت]] دلالت دارد بر اینکه [[جایگاه]] [[حضرت مهدی]] {{ع}} در بیابان‌ها و صحراهای دور دست است و این مطلب، هم در دوران [[غیبت صغری]]، و هم در [[غیبت کبری]] بوده است، و با هر دو نظریه درباره [[غیبت]] سازگار می‌باشد. و اما قبلا یادآور شدیم که این مطلب اگر چه به خودی خود محتمل است ولی با بسیاری از [[روایات]] دیگر که دلالت بر وجود و [[حضور]] آن حضرت در مکان‌های دیگر دارد، مخالف است، که مهمترین آنها [[روایات]] مشاهده است در دوران [[غیبت صغری]] و کبری، مگر اینکه فرض کنیم که آن حضرت {{ع}} توسط [[اعجاز]] بدان جاها رفته است، که نیازی به چنین فرضی نداریم، زیرا [[معجزه]] به هنگام [[اتمام حجت]] اقامه می‌‏شود و در اینجا نیازی بدان نیست.
*'''از دیدگاه قواعد عمومی‌:''' از این [[روایت]] که بگذریم، آنچه باقی می‌ماند، بحث در مورد مکان حضرت [[بقیة الله]] {{ع}} یک [[بار]] بر حسب قواعد عمومی - به مقتضای دو نظریه اصلی در زمینه [[غیبت]] - و [[بار]] دیگر بر اساس [[روایات]] خاصی که می‌توان در این مورد بدانها [[استدلال]] نمود، می‌باشد. اما نظریه اول، یعنی پنهان شدن جسم حضرت، مقتضی آن است که مکان [[امام]] {{ع}} به‌طور کلی ناشناخته باشد، مگر به هنگام مشاهده در جایی که [[مصلحت]] اقتضاء کند. و اما طبق نظریه دوم، یعنی پنهان بودن شخصیت و عنوان [[امام]] {{ع}} چنانکه قبلا روشن ساخته‏ایم، امکان دارد آن حضرت در هر مکانی که [[اراده]] کند، زندگی نماید و به هر جا که می‌خواهد برود، چه در شهر و چه در بیابان و صحرا، و یا در دریا و فضا، بدون اینکه کسی را متوجه خویش گرداند و رازی را آشکار سازد. و گفتیم که [[شایسته]] نیست برای آن حضرت {{ع}} فقط یک جا را برای همیشه و یا در اغلب اوقات در نظر بگیریم، زیرا لازمه آن، عادتا جلب شدن توجه [[مردم]] به شخصیت حقیقی آن حضرت و برطرف شدن [[غیبت]] وی می‌باشد. پس برای رفع شک و تردید [[مردم]] نسبت به خود، بایستی خود را جابجا سازد و هر مدتی را در یک شهر سکنا گزیند.
* '''از دیدگاه قواعد عمومی‌:''' از این [[روایت]] که بگذریم، آنچه باقی می‌ماند، بحث در مورد مکان حضرت [[بقیة الله]] {{ع}} یک [[بار]] بر حسب قواعد عمومی - به مقتضای دو نظریه اصلی در زمینه [[غیبت]] - و [[بار]] دیگر بر اساس [[روایات]] خاصی که می‌توان در این مورد بدانها [[استدلال]] نمود، می‌باشد. اما نظریه اول، یعنی پنهان شدن جسم حضرت، مقتضی آن است که مکان [[امام]] {{ع}} به‌طور کلی ناشناخته باشد، مگر به هنگام مشاهده در جایی که [[مصلحت]] اقتضاء کند. و اما طبق نظریه دوم، یعنی پنهان بودن شخصیت و عنوان [[امام]] {{ع}} چنانکه قبلا روشن ساخته‏ایم، امکان دارد آن حضرت در هر مکانی که [[اراده]] کند، زندگی نماید و به هر جا که می‌خواهد برود، چه در شهر و چه در بیابان و صحرا، و یا در دریا و فضا، بدون اینکه کسی را متوجه خویش گرداند و رازی را آشکار سازد. و گفتیم که [[شایسته]] نیست برای آن حضرت {{ع}} فقط یک جا را برای همیشه و یا در اغلب اوقات در نظر بگیریم، زیرا لازمه آن، عادتا جلب شدن توجه [[مردم]] به شخصیت حقیقی آن حضرت و برطرف شدن [[غیبت]] وی می‌باشد. پس برای رفع شک و تردید [[مردم]] نسبت به خود، بایستی خود را جابجا سازد و هر مدتی را در یک شهر سکنا گزیند.
*'''از دیدگاه روایات‏:'''
* '''از دیدگاه روایات‏:'''
#[[روایت]] [[مفضل]] بن [[عمر]]: "بر جای حضرت، هیچ یک از فرزندان و نه دیگران، جز آن کس که کارهای شخصی ایشان را انجام می‌دهد، کسی [[آگاه]] نیست."  
# [[روایت]] [[مفضل]] بن [[عمر]]: "بر جای حضرت، هیچ یک از فرزندان و نه دیگران، جز آن کس که کارهای شخصی ایشان را انجام می‌دهد، کسی [[آگاه]] نیست."
#[[روایت]] [[ابو بصیر]] از [[امام باقر]] {{ع}} است که می‌‏فرماید: "برای [[صاحب]] این [[امر]] چاره‏ای از کناره‏‌گیری نیست. و در کناره‏‌گیری‏اش بایستی از نیرویی برخوردار باشد. و با داشتن سی نفر همراه، دیگر تنهایی و دلتنگی نخواهد داشت. و [[طیبه]] [[جایگاه]] خوبی است.»<ref>{{عربی|قال الباقر {{ع}}: لاَ بُدَّ لِصَاحِبِ هَذَا اَلْأَمْرِ مِنْ غَيْبَةٍ وَ لاَ بُدَّ لَهُ فِي غَيْبَتِهِ مِنْ عُزْلَةٍ وَ نِعْمَ اَلْمَنْزِلُ طَيْبَةُ وَ مَا بِثَلاَثِينَ مِنْ وَحْشَةٍ }}</ref>
# [[روایت]] [[ابو بصیر]] از [[امام باقر]] {{ع}} است که می‌‏فرماید: "برای [[صاحب]] این [[امر]] چاره‏ای از کناره‏‌گیری نیست. و در کناره‏‌گیری‏اش بایستی از نیرویی برخوردار باشد. و با داشتن سی نفر همراه، دیگر تنهایی و دلتنگی نخواهد داشت. و [[طیبه]] [[جایگاه]] خوبی است.»<ref>{{عربی|قال الباقر {{ع}}: لاَ بُدَّ لِصَاحِبِ هَذَا اَلْأَمْرِ مِنْ غَيْبَةٍ وَ لاَ بُدَّ لَهُ فِي غَيْبَتِهِ مِنْ عُزْلَةٍ وَ نِعْمَ اَلْمَنْزِلُ طَيْبَةُ وَ مَا بِثَلاَثِينَ مِنْ وَحْشَةٍ }}</ref>
::::::'''بررسی [[احادیث]]'''
::::::'''بررسی [[احادیث]]'''
::::::[[حدیث]] اخیر با [[روایت]] اول در دلالت بر کناره‌‏گیری حضرت [[بقیة الله]] و دوری وی از [[مردم]] مشترک است و از این جهت با آن متفاوت است که [[روایت]] اخیر چنین می‌رساند که گروهی از [[مردم]] در هر زمانی حضرت را شناخته و به او پیوسته و تنهایی را از او برطرف می‌‏سازند، ولی [[روایت]] اول این مطلب را نفی کرده و می‌‌گفت که هیچ کس جز خدمتکار ویژه [[امام]] از مکان وی [[آگاه]] نیست. و نیز [[روایت]] اخیر مکان حضرت را در "[[طیبه]]" می‌داند که همان [[مدینه]] [[رسول الله|حضرت رسول]] {{صل}} می‌‏باشد.
::::::[[حدیث]] اخیر با [[روایت]] اول در دلالت بر کناره‌‏گیری حضرت [[بقیة الله]] و دوری وی از [[مردم]] مشترک است و از این جهت با آن متفاوت است که [[روایت]] اخیر چنین می‌رساند که گروهی از [[مردم]] در هر زمانی حضرت را شناخته و به او پیوسته و تنهایی را از او برطرف می‌‏سازند، ولی [[روایت]] اول این مطلب را نفی کرده و می‌‌گفت که هیچ کس جز خدمتکار ویژه [[امام]] از مکان وی [[آگاه]] نیست. و نیز [[روایت]] اخیر مکان حضرت را در "[[طیبه]]" می‌داند که همان [[مدینه]] [[رسول الله|حضرت رسول]] {{صل}} می‌‏باشد.


بنابراین در اینجا سه نکته است که باید به بررسی آنها بپردازیم و بهتر آن است که از نکته آخری آغاز کنیم:
بنابراین در اینجا سه نکته است که باید به بررسی آنها بپردازیم و بهتر آن است که از نکته آخری آغاز کنیم:
#در پیرامون مطلبی است که در [[روایت]] [[ابو بصیر]] است، که حضرت در [[مدینه]] سکنا گزیده و در آنجا به سر می‌برد. این مطلب را [[روایت]] ابن مهزیار - که طبق آن جای حضرت فقط بیابان‌ها و صحراها می‌باشد - نفی می‌کند. و نیز با روایاتی که دیدار [[امام]] {{ع}} را در دوران [[غیبت صغری]] و کبری، در جاهای دیگری غیر از [[مدینه]] [[نقل]] کرده‌‏اند، منافات دارد. با در نظر گرفتن این مطالب [[روایت]] [[ابو بصیر]] قابل [[استدلال]] نخواهد بود. با صرف نظر از این منافات و تناقض، به سر بردن در [[مدینه]]، با قواعد عمومی که دانسته شد - چه نظریه اول را قبول داشته باشیم و چه نظریه دوم را - منافاتی ندارد. و اما بنابر نظریه پنهانی بدن آن حضرت، پس امکان این هست که محل سکونت آن حضرت را در [[مدینه]] فرض کنیم و هیچ‏‌گونه اشکال و یا دشواری پیش نخواهد آمد. و اما بنابر نظریه پنهانی عنوان و شخصیت، باید سکونت در [[مدینه]] را طوری در نظر بگیریم که کسی از وضع آن حضرت [[آگاه]] نگردد. زیرا زندگی کردن برای مدتی طولانی در یک مکان، عادتا سبب جلب توجه [[مردم]] و شناخته شدن [[امام]] {{ع}} می‌شود. پس به ناچار باید فرض کنیم که در هر دوره در یک جا زندگی می‌کند، به طوری که اگر معدل‌‏گیری کنیم، بیش از هر جای دیگر در [[مدینه]] سکونت داشته باشد. و اینگونه سکونت در یک شهر موجب پیدایش ظن و گمانی نسبت به شخصیت آن حضرت نمی‌گردد. و شاید این برای [[امام]] {{ع}} مناسب‏تر باشد؛ زیرا که آن حضرت مجاورت مدفن و روضه مبارکه جد بزرگوار خویش حضرت [[رسول اکرم]] {{صل}} را، و نیز نزدیک بودن به مکان [[حج]] را - برای اینکه هر ساله این [[سنت]] را بجا آورد - [[دوست]] دارد. به‌خصوص آنکه اغلب ساکنان [[مدینه]] در اکثر قرن‌های [[تاریخ اسلام]] - اگر نگوییم در تمامی آنها - از ریشه منکر وجود آن حضرت بوده‏‌ا‌ند و کسی در فکر وی نبوده تا بخواهد از جا و مکان حضرت اطلاعی به دست آورد و او را بشناسد.
# در پیرامون مطلبی است که در [[روایت]] [[ابو بصیر]] است، که حضرت در [[مدینه]] سکنا گزیده و در آنجا به سر می‌برد. این مطلب را [[روایت]] ابن مهزیار - که طبق آن جای حضرت فقط بیابان‌ها و صحراها می‌باشد - نفی می‌کند. و نیز با روایاتی که دیدار [[امام]] {{ع}} را در دوران [[غیبت صغری]] و کبری، در جاهای دیگری غیر از [[مدینه]] [[نقل]] کرده‌‏اند، منافات دارد. با در نظر گرفتن این مطالب [[روایت]] [[ابو بصیر]] قابل [[استدلال]] نخواهد بود. با صرف نظر از این منافات و تناقض، به سر بردن در [[مدینه]]، با قواعد عمومی که دانسته شد - چه نظریه اول را قبول داشته باشیم و چه نظریه دوم را - منافاتی ندارد. و اما بنابر نظریه پنهانی بدن آن حضرت، پس امکان این هست که محل سکونت آن حضرت را در [[مدینه]] فرض کنیم و هیچ‏‌گونه اشکال و یا دشواری پیش نخواهد آمد. و اما بنابر نظریه پنهانی عنوان و شخصیت، باید سکونت در [[مدینه]] را طوری در نظر بگیریم که کسی از وضع آن حضرت [[آگاه]] نگردد. زیرا زندگی کردن برای مدتی طولانی در یک مکان، عادتا سبب جلب توجه [[مردم]] و شناخته شدن [[امام]] {{ع}} می‌شود. پس به ناچار باید فرض کنیم که در هر دوره در یک جا زندگی می‌کند، به طوری که اگر معدل‌‏گیری کنیم، بیش از هر جای دیگر در [[مدینه]] سکونت داشته باشد. و اینگونه سکونت در یک شهر موجب پیدایش ظن و گمانی نسبت به شخصیت آن حضرت نمی‌گردد. و شاید این برای [[امام]] {{ع}} مناسب‏تر باشد؛ زیرا که آن حضرت مجاورت مدفن و روضه مبارکه جد بزرگوار خویش حضرت [[رسول اکرم]] {{صل}} را، و نیز نزدیک بودن به مکان [[حج]] را - برای اینکه هر ساله این [[سنت]] را بجا آورد - [[دوست]] دارد. به‌خصوص آنکه اغلب ساکنان [[مدینه]] در اکثر قرن‌های [[تاریخ اسلام]] - اگر نگوییم در تمامی آنها - از ریشه منکر وجود آن حضرت بوده‏‌ا‌ند و کسی در فکر وی نبوده تا بخواهد از جا و مکان حضرت اطلاعی به دست آورد و او را بشناسد.
#درباره [[اختلاف]] مضمون دو [[روایت]]، پیرامون معاشرت و عدم معاشرت بعضی از [[مردم]] با آن بزرگوار می‌باشد. برای سنجش این دو موضوع باید مضمون آن دو را بر قواعد عمومی عرضه کنیم و ببینیم کدامیک مطابقت بیشتری دارد. نتیجه موازنه و سنجش، بر حسب اینکه کدامیک از دو نظریه اساسی در مورد نحوه [[غیبت]] درست باشد، [[اختلاف]] پیدا می‌کند. اگر نظریه اول را بپذیریم، ترجیح با [[روایت]] [[مفضل]] بن [[عمر]] است، گرچه از تمام جهات با آن نظریه تطبیق نمی‌کند، زیرا در این [[روایت]] آمده است که خدمتکار مخصوص حضرت، آن بزرگوار را می‌شناسد و خدمت ایشان می‌رسد. اما اگر نظریه دوم را بپذیریم، بهتر آن است که [[روایت]] [[ابو بصیر]] را قبول کنیم. اگر چه این هم از تمام جهات مطابقت نخواهد داشت، زیرا معاشرین و آشنایان [[حضرت مهدی]] {{ع}} را در هر زمان، در سی نفر منحصر می‌سازد، به طوری که اگر آنها نباشند، آن حضرت {{ع}} در تنهایی و دلتنگی به سر می‌برد، ولی طبق نظریه دوم نیازی به سی نفر نخواهد داشت، زیرا می‌تواند به صورت ناشناس در اجتماعات شرکت کند و با هر کس که می‌خواهد تماس بگیرد. آری می‌شود گفت که فقط سی نفر هستند که می‌توانند از موقعیت و واقعیت آن حضرت [[آگاهی]] داشته باشند. اما البته این توجیه - اگر چه باریک و دقیق است - ولی طبق آن، دیگر نبود آن سی نفر موجب تنهایی دلتنگ سازنده نخواهد بود.
# درباره [[اختلاف]] مضمون دو [[روایت]]، پیرامون معاشرت و عدم معاشرت بعضی از [[مردم]] با آن بزرگوار می‌باشد. برای سنجش این دو موضوع باید مضمون آن دو را بر قواعد عمومی عرضه کنیم و ببینیم کدامیک مطابقت بیشتری دارد. نتیجه موازنه و سنجش، بر حسب اینکه کدامیک از دو نظریه اساسی در مورد نحوه [[غیبت]] درست باشد، [[اختلاف]] پیدا می‌کند. اگر نظریه اول را بپذیریم، ترجیح با [[روایت]] [[مفضل]] بن [[عمر]] است، گرچه از تمام جهات با آن نظریه تطبیق نمی‌کند، زیرا در این [[روایت]] آمده است که خدمتکار مخصوص حضرت، آن بزرگوار را می‌شناسد و خدمت ایشان می‌رسد. اما اگر نظریه دوم را بپذیریم، بهتر آن است که [[روایت]] [[ابو بصیر]] را قبول کنیم. اگر چه این هم از تمام جهات مطابقت نخواهد داشت، زیرا معاشرین و آشنایان [[حضرت مهدی]] {{ع}} را در هر زمان، در سی نفر منحصر می‌سازد، به طوری که اگر آنها نباشند، آن حضرت {{ع}} در تنهایی و دلتنگی به سر می‌برد، ولی طبق نظریه دوم نیازی به سی نفر نخواهد داشت، زیرا می‌تواند به صورت ناشناس در اجتماعات شرکت کند و با هر کس که می‌خواهد تماس بگیرد. آری می‌شود گفت که فقط سی نفر هستند که می‌توانند از موقعیت و واقعیت آن حضرت [[آگاهی]] داشته باشند. اما البته این توجیه - اگر چه باریک و دقیق است - ولی طبق آن، دیگر نبود آن سی نفر موجب تنهایی دلتنگ سازنده نخواهد بود.
#مطلبی است که هر دو [[روایت]] در آن صراحت دارند، و آن اینکه آن حضرت از [[مردم]] کناره‌‏گیری می‌کنند. این مطلب را به یکی از دو [[وجه]] ذیل می‌‏توان حمل نمود:  
# مطلبی است که هر دو [[روایت]] در آن صراحت دارند، و آن اینکه آن حضرت از [[مردم]] کناره‌‏گیری می‌کنند. این مطلب را به یکی از دو [[وجه]] ذیل می‌‏توان حمل نمود:
*'''[[وجه]] اول''' اینکه به اعتزال و کناره‏‌گیری نسبی [[تفسیر]] شود. بدین معنی که [[حضرت مهدی]] {{ع}} به صفت حقیقی خود، میان [[مردم]] نیست، گرچه به صورت یک فرد معمولی، در بین آنان به سر می‌برد. و این مطلب با نظریه دوم - پنهانی عنوان - سازگار است، اگر چه با ظاهر دو [[روایت]] [[مخالفت]] دارد، و هر کس آن دو را بخواند، این [[مخالفت]] برایش روشن خواهد شد.  
* '''[[وجه]] اول''' اینکه به اعتزال و کناره‏‌گیری نسبی [[تفسیر]] شود. بدین معنی که [[حضرت مهدی]] {{ع}} به صفت حقیقی خود، میان [[مردم]] نیست، گرچه به صورت یک فرد معمولی، در بین آنان به سر می‌برد. و این مطلب با نظریه دوم - پنهانی عنوان - سازگار است، اگر چه با ظاهر دو [[روایت]] [[مخالفت]] دارد، و هر کس آن دو را بخواند، این [[مخالفت]] برایش روشن خواهد شد.
*'''[[وجه]] دوم''' کناره‌‏گیری آن حضرت از [[مردم]] به طور مطلق می‌باشد. این [[وجه]]، با نظریه اول نزدیکتر است، زیرا آن مستلزم کناره‏‌گیری مطلق است. و با نظریه دوم منافاتی ندارد، زیرا امکان دارد که [[امام]] {{ع}} در حال دوری و کناره‏‌گیری از [[مردم]] دیده شود، و لکن شناخته نشود. اما نیازی به این فرض نیست، زیرا در صورت شناخته نشدن، دیگر کناره‏‌گیری لازم نیست، مگر در مواردی که بودن در میان [[مردم]]، موجب آشکار شدن موقعیت آن حضرت {{ع}} گردد»<ref>[[سید محمد صدر|صدر، سید محمد]]، [[تاریخ غیبت کبری (کتاب)|تاریخ غیبت کبری]]، ص۳۰، ۸۶-۹۱.</ref>.
* '''[[وجه]] دوم''' کناره‌‏گیری آن حضرت از [[مردم]] به طور مطلق می‌باشد. این [[وجه]]، با نظریه اول نزدیکتر است، زیرا آن مستلزم کناره‏‌گیری مطلق است. و با نظریه دوم منافاتی ندارد، زیرا امکان دارد که [[امام]] {{ع}} در حال دوری و کناره‏‌گیری از [[مردم]] دیده شود، و لکن شناخته نشود. اما نیازی به این فرض نیست، زیرا در صورت شناخته نشدن، دیگر کناره‏‌گیری لازم نیست، مگر در مواردی که بودن در میان [[مردم]]، موجب آشکار شدن موقعیت آن حضرت {{ع}} گردد»<ref>[[سید محمد صدر|صدر، سید محمد]]، [[تاریخ غیبت کبری (کتاب)|تاریخ غیبت کبری]]، ص۳۰، ۸۶-۹۱.</ref>.


== پاسخ‌ها و دیدگاه‌های متفرقه ==
== پاسخ‌ها و دیدگاه‌های متفرقه ==
خط ۵۷: خط ۵۷:
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[محمد محمدی اشتهاردی]]'''، در کتاب ''«[[حضرت مهدی فروغ تابان ولایت (کتاب)|حضرت مهدی فروغ تابان ولایت]]»''  در این‌باره گفته است:
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[محمد محمدی اشتهاردی]]'''، در کتاب ''«[[حضرت مهدی فروغ تابان ولایت (کتاب)|حضرت مهدی فروغ تابان ولایت]]»''  در این‌باره گفته است:


«از قواعد و [[روایات]] [[معصومین]]{{عم}} استفاده می‌شود که [[امام]] [[قائم]] {{ع}} هم اقامت‌گاه مخصوص دارد و هم زن و فرزند. در مورد اقامت‌گاه آن حضرت {{ع}}، نخست باید توجه داشت که آن حضرت {{ع}} همه ساله در مراسم عظیم [[حج]] شرکت می‌کند<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۵۱؛ ۱۵۶.</ref> و بعضی از سعادت‌مندان در مراسم [[حج]] به محضرش شرفیاب شده‌اند. همچنین هرجا که بخواهد از مشاهد مشرفه و ... خواهد رفت. اما در مورد اقامت‌گاه آن حضرت و فرزندان و بستگان و [[یاران]] مخصوص ([[اوتاد]]) چندین مکان مانند: [[مدینه]]، دشت [[حجاز]]، [[کوه رضوی]]، کرعه‌<ref>کرعه نام قریه‌ای است در یمن؛ المجالس السنیه، ج ۵، ص ۷۰۸.</ref> و سرزمین‌های دوردست و ... گفته شده است. در میان این [[گفتار]] آنچه بیشتر نظرها را جلب می‌کند، این است که اقامت‌گاه آن حضرت و فرزندانش و گروهی از [[خواص]] یارانش در جزیره‌ای از دریای بزرگ می‌باشد. از [[امام هادی]] {{ع}} داستانی [[نقل]] شده که خلاصه‌اش این است: "[[حضرت مهدی]] {{ع}} و فرزندانش در جزیره‌هایی بسیار بزرگ و پهناور در دریا زندگی می‌کنند و عدد [[شیعیان]] آنجا بسیار زیاد است، و فرزندان وی هر یک [[حاکم]] جزیره‌ای هستند و [[خدا]] بهتر می‌داند"<ref>اثبات الهداة، ج ۷، ص ۵۸.</ref>»<ref>[[ محمد محمدی اشتهاردی|محمدی اشتهاردی، محمد]]، [[حضرت مهدی فروغ تابان ولایت (کتاب)|حضرت مهدی فروغ تابان ولایت]]، ص ۴۵-۴۶.</ref>.
«از قواعد و [[روایات]] [[معصومین]]{{عم}} استفاده می‌شود که [[امام]] [[قائم]] {{ع}} هم اقامت‌گاه مخصوص دارد و هم زن و فرزند. در مورد اقامت‌گاه آن حضرت {{ع}}، نخست باید توجه داشت که آن حضرت {{ع}} همه ساله در مراسم عظیم [[حج]] شرکت می‌کند<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۵۱؛ ۱۵۶.</ref> و بعضی از سعادت‌مندان در مراسم [[حج]] به محضرش شرفیاب شده‌اند. همچنین هرجا که بخواهد از مشاهد مشرفه و ... خواهد رفت. اما در مورد اقامت‌گاه آن حضرت و فرزندان و بستگان و [[یاران]] مخصوص ([[اوتاد]]) چندین مکان مانند: [[مدینه]]، دشت [[حجاز]]، [[کوه رضوی]]، کرعه‌<ref>کرعه نام قریه‌ای است در یمن؛ المجالس السنیه، ج ۵، ص ۷۰۸.</ref> و سرزمین‌های دوردست و ... گفته شده است. در میان این [[گفتار]] آنچه بیشتر نظرها را جلب می‌کند، این است که اقامت‌گاه آن حضرت و فرزندانش و گروهی از [[خواص]] یارانش در جزیره‌ای از دریای بزرگ می‌باشد. از [[امام هادی]] {{ع}} داستانی [[نقل]] شده که خلاصه‌اش این است: "[[حضرت مهدی]] {{ع}} و فرزندانش در جزیره‌هایی بسیار بزرگ و پهناور در دریا زندگی می‌کنند و عدد [[شیعیان]] آنجا بسیار زیاد است، و فرزندان وی هر یک [[حاکم]] جزیره‌ای هستند و [[خدا]] بهتر می‌داند"<ref>اثبات الهداة، ج ۷، ص ۵۸.</ref>»<ref>[[محمد محمدی اشتهاردی|محمدی اشتهاردی، محمد]]، [[حضرت مهدی فروغ تابان ولایت (کتاب)|حضرت مهدی فروغ تابان ولایت]]، ص ۴۵-۴۶.</ref>.
}}
}}
{{پاسخ پرسش  
{{پاسخ پرسش  
خط ۱۵۵: خط ۱۵۵:
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[ابوالقاسم یعقوبی]]'''، در مقاله ''«[[نگاهی به تولد و زندگی امام زمان (مقاله)|نگاهی به تولد و زندگی امام زمان]]»'' در این‌باره گفته است:
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[ابوالقاسم یعقوبی]]'''، در مقاله ''«[[نگاهی به تولد و زندگی امام زمان (مقاله)|نگاهی به تولد و زندگی امام زمان]]»'' در این‌باره گفته است:


«از مسائلی که درباره زندگی [[امام زمان]] {{ع}}، مورد بحث گفت‌وگوست، مکان و محل سکونت ایشان است. آیا آن حضرت، در مکان خاصی سکونت دارد، یا نه؟ اگر در مکان ویژه‌ای است آن مکان کجاست؟ اگر مسکن خاصی ندارد، پس چگونه زندگی می‌کند و شناخته نمی‌شود؟ [[روایات]] و اخباری که در این زمینه است گوناگون و گاه، مخالف یکدیگرند. پیش از بررسی این [[احادیث]]، یادآوری یک نکته ضروری است: آیا منظور از [[غیبت ]] [[امام مهدی|حضرت حجت]]{{ع}}، [[غیبت ]] شخصی است، یا [[غیبت ]] عنوانی؟ به عبارت دیگر، آیا آن حضرت، به گونه‌ای زندگی می‌کند که هیچ‌گاه با [[مردم]] در تماس نیست و امکان ندارد کسی مکان ایشان را پیدا کند؟ یا این‌که آن حضرت با [[مردم]] در حشر و نشر است، با آنان زندگی می‌کند و معاشرت دارد، لکن به گونه ناشناس. او، [[مردم]] را می‌شناسد، ولی [[مردم]] ایشان را نمی‌شناسند. در عین‌ حال، مکانی را برای سکونت [[برگزیده]] است. بحث از مکان و مسکن آن حضرت، در هردو فرض قابل بررسی است. روایاتی که در این زمینه وجود دارد چند دسته‌اند:
«از مسائلی که درباره زندگی [[امام زمان]] {{ع}}، مورد بحث گفت‌وگوست، مکان و محل سکونت ایشان است. آیا آن حضرت، در مکان خاصی سکونت دارد، یا نه؟ اگر در مکان ویژه‌ای است آن مکان کجاست؟ اگر مسکن خاصی ندارد، پس چگونه زندگی می‌کند و شناخته نمی‌شود؟ [[روایات]] و اخباری که در این زمینه است گوناگون و گاه، مخالف یکدیگرند. پیش از بررسی این [[احادیث]]، یادآوری یک نکته ضروری است: آیا منظور از [[غیبت]] [[امام مهدی|حضرت حجت]]{{ع}}، [[غیبت]] شخصی است، یا [[غیبت]] عنوانی؟ به عبارت دیگر، آیا آن حضرت، به گونه‌ای زندگی می‌کند که هیچ‌گاه با [[مردم]] در تماس نیست و امکان ندارد کسی مکان ایشان را پیدا کند؟ یا این‌که آن حضرت با [[مردم]] در حشر و نشر است، با آنان زندگی می‌کند و معاشرت دارد، لکن به گونه ناشناس. او، [[مردم]] را می‌شناسد، ولی [[مردم]] ایشان را نمی‌شناسند. در عین‌ حال، مکانی را برای سکونت [[برگزیده]] است. بحث از مکان و مسکن آن حضرت، در هردو فرض قابل بررسی است. روایاتی که در این زمینه وجود دارد چند دسته‌اند:
#برخی از آنها محل خاصی را تعیین نمی‌کند و [[جایگاه]] حضرت را در بیابان‌ها و کوه‌ها معرفی می‌کند. از آن جمله [[حضرت مهدی]] {{ع}}، به پسر [[مهزیار]] می‌فرماید: "فرزند [[مهزیار]]! پدرم [[امام عسکری]]{{ع}}، از من [[پیمان]] گرفت ... و [[فرمان]] داد که برای سکونت کوه‌های سخت و سرزمین‌های خشک و دوردست را برگزینم"<ref>{{عربی|"يَا ابْنَ الْمَازِيَارِ أَبِي أَبُو مُحَمَّدٍ عَهِدَ إِلَيَّ ... وَ أَمَرَنِي أَنْ لَا أَسْكُنَ مِنَ الْجِبَالِ إِلَّا وَعْرَهَا وَ مِنَ الْبِلَادِ إِلَّا عَفْرَهَا..."}}؛ کتاب الغیبة، شیخ طوسی، ۲۶۶.</ref>. این بخش از [[روایات]]، گویای آن است که حضرت از حوزه دسترسی [[مردم]] به دور است و به سختی و دشواری زندگی می‌کند و کسی از محل سکونت وی [[آگاه]] نیست. این‌که در کدام منطقه و کدام سرزمین است، مشخص نیست.
#برخی از آنها محل خاصی را تعیین نمی‌کند و [[جایگاه]] حضرت را در بیابان‌ها و کوه‌ها معرفی می‌کند. از آن جمله [[حضرت مهدی]] {{ع}}، به پسر [[مهزیار]] می‌فرماید: "فرزند [[مهزیار]]! پدرم [[امام عسکری]]{{ع}}، از من [[پیمان]] گرفت ... و [[فرمان]] داد که برای سکونت کوه‌های سخت و سرزمین‌های خشک و دوردست را برگزینم"<ref>{{عربی|"يَا ابْنَ الْمَازِيَارِ أَبِي أَبُو مُحَمَّدٍ عَهِدَ إِلَيَّ ... وَ أَمَرَنِي أَنْ لَا أَسْكُنَ مِنَ الْجِبَالِ إِلَّا وَعْرَهَا وَ مِنَ الْبِلَادِ إِلَّا عَفْرَهَا..."}}؛ کتاب الغیبة، شیخ طوسی، ۲۶۶.</ref>. این بخش از [[روایات]]، گویای آن است که حضرت از حوزه دسترسی [[مردم]] به دور است و به سختی و دشواری زندگی می‌کند و کسی از محل سکونت وی [[آگاه]] نیست. این‌که در کدام منطقه و کدام سرزمین است، مشخص نیست.
#دسته دوم روایاتی است که منطقه خاصی را به عنوان محل سکونت آن حضرت، نام می‌برند و محدوده آن را نیز تعیین می‌کنند.
#دسته دوم روایاتی است که منطقه خاصی را به عنوان محل سکونت آن حضرت، نام می‌برند و محدوده آن را نیز تعیین می‌کنند.
##[[مدینه]] و پیرامون آن: [[ابی بصیر]] می‌گوید از [[امام باقر]]{{ع}} شنیدم که فرمود: "[[صاحب الزمان]]{{ع}} را عزلت و غیبتی است که در آن، [[غیبت ]]، نیرومند است به سی نفری که با حضرت هستند و وحشت و تنهایی را از وی دور می‌کنند. و به قوت وی می‌افزایند و خوب جایگاهی است [[مدینه|مدینه‌ طیبه]]"<ref>{{عربی|"لَا بُدَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ مِنْ عُزْلَةٍ وَ لَا بُدَّ فِي عُزْلَتِهِ مِنْ قُوَّةٍ وَ مَا بِثَلَاثِينَ مِنْ وَحْشَةٍ وَ نِعْمَ الْمَنْزِلُ طَيْبَةُ"}}؛ کتاب الغیبة، شیخ طوسی، ۱۶۲؛ بحار الأنوار، ج ۵۲، ۱۵۳؛ اصول کافی، ج ۱، ۳۴۰.</ref>. از ظاهر [[روایت]] استفاده می‌شود که حضرت در [[مدینه|مدینه منوره]]، منزل دارد و افرادی هم همواره با ایشان هستند، به صورت ناشناس. البته این مسأله با [[غیبت ]] عنوانی سازگارتر است، تا [[غیبت ]] شخصی. [[امام]]{{ع}} مانند سایر [[مردم]] زندگی می‌کند، لکن کسی او را نمی‌شناسد و افراد خاصی با او در ارتباط هستند. ولی جمله: "سی نفر با حضرت هستند" با [[فلسفه]] [[غیبت ]] ناسازگار است؛ چه این‌که از این چند نفر، اگر کوچک‌ترین سخنی در رابطه با مکان و منزل حضرت شنیده شود، به تدریج، آن راز معلوم می‌گردد و [[فلسفه]] [[غیبت ]] از بین می‌رود. روایت‌ دیگری است که مکان حضرت را کوه "[[رضوی]]" در اطراف [[مدینه]]، نام می‌برد. [[عبد الأعلی آل سام]] می‌گوید: "با [[امام صادق]] {{ع}} از [[مدینه]] خارج شدیم، به روحاء (اطراف [[مدینه‌]]) که رسیدیم حضرت نگاهش را به کوهی دوخت و مدت زمانی ادامه داد ... و فرمود: این کوه "[[رضوی]]" نام دارد. خوب پناهگاهی است برای خائف [[[امام زمان]]] در [[غیبت صغرا]] و [[غیبت کبرا]]"<ref>کتاب الغیبة، شیخ طوسی، ۱۶۲.</ref>. رجالی معاصر [[علامه شوشتری]] نیز می‌گوید در [[نصوص]] معتبره رسیده است که [[جایگاه]] حضرت، در [[غیبت صغری]] و [[غیبت کبری]] کوه "[[رضوی]]" است. و اما این‌که "[[کیسانیه]]" [[کوه رضوی]] را مقر [[محمد حنفیه]] می‌دانند، لازمه‌اش این نیست که [[جایگاه]] [[حضرت مهدی]] {{ع}} نباشد، چون "[[کیسانیه]]" اخباری که از [[پیامبر|پیغمبر]]{{صل}} شنیده بودند و به [[تواتر]] ثابت شده بود که [[مهدی]]{{ع}} غیبتی دارد، آن را بر [[محمد حنفیه]] تطبیق کردند و گفتند مکان او در [[کوه رضوی]] است. اصولا، هر [[انحراف]] و شبهه‌ای منشأش، مطلب حقی است که مورد سوء استفاده قرار می‌گیرد<ref>مجموعه مقالات و گفتارها پیرامون [[حضرت مهدی]]، ۶۴، واحد برگزاری مراسم نیمه شعبان مسجد آیت الله انگجی، تبریز.</ref>.
##[[مدینه]] و پیرامون آن: [[ابی بصیر]] می‌گوید از [[امام باقر]]{{ع}} شنیدم که فرمود: "[[صاحب الزمان]]{{ع}} را عزلت و غیبتی است که در آن، [[غیبت]] ، نیرومند است به سی نفری که با حضرت هستند و وحشت و تنهایی را از وی دور می‌کنند. و به قوت وی می‌افزایند و خوب جایگاهی است [[مدینه|مدینه‌ طیبه]]"<ref>{{عربی|"لَا بُدَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ مِنْ عُزْلَةٍ وَ لَا بُدَّ فِي عُزْلَتِهِ مِنْ قُوَّةٍ وَ مَا بِثَلَاثِينَ مِنْ وَحْشَةٍ وَ نِعْمَ الْمَنْزِلُ طَيْبَةُ"}}؛ کتاب الغیبة، شیخ طوسی، ۱۶۲؛ بحار الأنوار، ج ۵۲، ۱۵۳؛ اصول کافی، ج ۱، ۳۴۰.</ref>. از ظاهر [[روایت]] استفاده می‌شود که حضرت در [[مدینه|مدینه منوره]]، منزل دارد و افرادی هم همواره با ایشان هستند، به صورت ناشناس. البته این مسأله با [[غیبت]] عنوانی سازگارتر است، تا [[غیبت]] شخصی. [[امام]]{{ع}} مانند سایر [[مردم]] زندگی می‌کند، لکن کسی او را نمی‌شناسد و افراد خاصی با او در ارتباط هستند. ولی جمله: "سی نفر با حضرت هستند" با [[فلسفه]] [[غیبت]] ناسازگار است؛ چه این‌که از این چند نفر، اگر کوچک‌ترین سخنی در رابطه با مکان و منزل حضرت شنیده شود، به تدریج، آن راز معلوم می‌گردد و [[فلسفه]] [[غیبت]] از بین می‌رود. روایت‌ دیگری است که مکان حضرت را کوه "[[رضوی]]" در اطراف [[مدینه]]، نام می‌برد. [[عبد الأعلی آل سام]] می‌گوید: "با [[امام صادق]] {{ع}} از [[مدینه]] خارج شدیم، به روحاء (اطراف [[مدینه‌]]) که رسیدیم حضرت نگاهش را به کوهی دوخت و مدت زمانی ادامه داد ... و فرمود: این کوه "[[رضوی]]" نام دارد. خوب پناهگاهی است برای خائف [[[امام زمان]]] در [[غیبت صغرا]] و [[غیبت کبرا]]"<ref>کتاب الغیبة، شیخ طوسی، ۱۶۲.</ref>. رجالی معاصر [[علامه شوشتری]] نیز می‌گوید در [[نصوص]] معتبره رسیده است که [[جایگاه]] حضرت، در [[غیبت صغری]] و [[غیبت کبری]] کوه "[[رضوی]]" است. و اما این‌که "[[کیسانیه]]" [[کوه رضوی]] را مقر [[محمد حنفیه]] می‌دانند، لازمه‌اش این نیست که [[جایگاه]] [[حضرت مهدی]] {{ع}} نباشد، چون "[[کیسانیه]]" اخباری که از [[پیامبر|پیغمبر]]{{صل}} شنیده بودند و به [[تواتر]] ثابت شده بود که [[مهدی]]{{ع}} غیبتی دارد، آن را بر [[محمد حنفیه]] تطبیق کردند و گفتند مکان او در [[کوه رضوی]] است. اصولا، هر [[انحراف]] و شبهه‌ای منشأش، مطلب حقی است که مورد سوء استفاده قرار می‌گیرد<ref>مجموعه مقالات و گفتارها پیرامون [[حضرت مهدی]]، ۶۴، واحد برگزاری مراسم نیمه شعبان مسجد آیت الله انگجی، تبریز.</ref>.
##[[مکه]] و پیرامون آن: از برخی [[روایات]]، استفاده می‌شود که آن حضرت در مکانی به نام: "[[ذی طوی]]" پیرامون [[مکه]] زندگی می‌کند و از همان‌جا نیز همراه‌ یارانش [[قیام]] خواهد کرد، از آن جمله: [[امام باقر]]{{ع}} می‌فرماید: "[[امام زمان]] {{ع}} را غیبتی است در بعضی از دره‌ها و اشاره کرد به منطقه [[ذی طوی]]"<ref>{{عربی|" يَكُونُ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ غَيْبَةٌ فِي بَعْضِ هَذِهِ الشِّعَابِ وَ أَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَى نَاحِيَةِ ذِي طُوًى‏..."}}؛ کتاب الغیبة، نعمانی، ۱۸۲.</ref>. در ادامه این [[روایت]] و [[روایات]] دیگر، محل [[ظهور]] و [[خروج]] آن حضرت و مرکز تجمع [[یاران]] و [[دوستان]] وی نیز، همین منطقه یاد شده است<ref>کتاب الغیبة، نعمانی، ۳۱۵.</ref>.
##[[مکه]] و پیرامون آن: از برخی [[روایات]]، استفاده می‌شود که آن حضرت در مکانی به نام: "[[ذی طوی]]" پیرامون [[مکه]] زندگی می‌کند و از همان‌جا نیز همراه‌ یارانش [[قیام]] خواهد کرد، از آن جمله: [[امام باقر]]{{ع}} می‌فرماید: "[[امام زمان]] {{ع}} را غیبتی است در بعضی از دره‌ها و اشاره کرد به منطقه [[ذی طوی]]"<ref>{{عربی|" يَكُونُ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ غَيْبَةٌ فِي بَعْضِ هَذِهِ الشِّعَابِ وَ أَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَى نَاحِيَةِ ذِي طُوًى‏..."}}؛ کتاب الغیبة، نعمانی، ۱۸۲.</ref>. در ادامه این [[روایت]] و [[روایات]] دیگر، محل [[ظهور]] و [[خروج]] آن حضرت و مرکز تجمع [[یاران]] و [[دوستان]] وی نیز، همین منطقه یاد شده است<ref>کتاب الغیبة، نعمانی، ۳۱۵.</ref>.
#دسته سوم اخباری است که مانند دسته اول، [[جایگاه]] خاصی را نام نمی‌برد، ولی از وی به عنوان فردی که با [[مردم]] حشر و نشر دارد و به گونه ناشناس زندگی می‌کند، نام برده است. [[امام صادق]] می‌فرماید: "[[امام مهدی|صاحب الأمر]]{{ع}} شباهتی نیز به [[حضرت یوسف|یوسف پیامبر]]{{ع}} دارد ... جای [[انکار]] نیست که [[خداوند]] با [[حجت]] خود، همان کاری را انجام دهد که با [[یوسف]] داد. [[امام مهدی|صاحب الزمان]]{{ع}}، آن مظلوم [[حق]] از دست داده، درمیان [[مردم]] رفت‌ وآمد می‌کند در بازار قدم می‌نهد و گاهی بر فرش منزل‌های [[دوستان]] می‌نشیند، لکن او را نمی‌شناسند تا زمانی که [[خداوند]] به وی [[اذن]] دهد تا وی خود را معرفی کند، آن‌گونه که [[حضرت یوسف|یوسف]]{{ع}} را اجازه داد هنگامی که برادرانش گفتند: تو یوسفی؟ گفت: آری، من یوسفم"<ref>{{عربی|"إِنَّ فِي صَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ لَشَبَهاً مِنْ يُوسُفَ ... فَمَا تُنْكِرُ هَذِهِ الْأُمَّةُ أَنْ يَكُونَ اللَّهُ يَفْعَلُ بِحُجَّتِهِ مَا فَعَلَ بِيُوسُفَ وَ أَنْ يَكُونَ صَاحِبُكُمُ الْمَظْلُومُ الْمَجْحُودُ حَقَّهُ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ يَتَرَدَّدُ بَيْنَهُمْ وَ يَمْشِي فِي أَسْوَاقِهِمْ وَ يَطَأُ فُرُشَهُمْ وَ لَا يَعْرِفُونَهُ حَتَّى يَأْذَنَ اللَّهُ لَهُ أَنْ يُعَرِّفَهُمْ نَفْسَهُ كَمَا أَذِنَ لِيُوسُفَ حِينَ قَالَ لَهُ إِخْوَتُهُ إِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ قالَ أَنَا يُوسُف‏"}}؛ کتاب الغیبة، نعمانی، ۱۶۴.</ref>. این [[روایت]]، صراحت در این معنی دارد که [[غیبت ]] [[امام مهدی|حضرت حجت]]{{ع}}، غیبتی است عنوانی. در میان جمع و [[جامعه]] است، با [[مردم]] حشر و نشر دارد، زندگی طبیعی و معمولی را می‌گذراند، در مراسم مذهبی و مناسک [[حج]] شرکت می‌جوید، ولی ناشناخته است و این امری است که سابقه داشته و دارد. فردی سال‌ها در محلی زندگی می‌کند و با [[مردم]] نشست‌وبرخاست و رفت‌وآمد دارد، لکن او را به گونه‌ای می‌شناسند که در واقع آن نیست و هیچ مشکلی هم به وجود نمی‌آید.
#دسته سوم اخباری است که مانند دسته اول، [[جایگاه]] خاصی را نام نمی‌برد، ولی از وی به عنوان فردی که با [[مردم]] حشر و نشر دارد و به گونه ناشناس زندگی می‌کند، نام برده است. [[امام صادق]] می‌فرماید: "[[امام مهدی|صاحب الأمر]]{{ع}} شباهتی نیز به [[حضرت یوسف|یوسف پیامبر]]{{ع}} دارد ... جای [[انکار]] نیست که [[خداوند]] با [[حجت]] خود، همان کاری را انجام دهد که با [[یوسف]] داد. [[امام مهدی|صاحب الزمان]]{{ع}}، آن مظلوم [[حق]] از دست داده، درمیان [[مردم]] رفت‌ وآمد می‌کند در بازار قدم می‌نهد و گاهی بر فرش منزل‌های [[دوستان]] می‌نشیند، لکن او را نمی‌شناسند تا زمانی که [[خداوند]] به وی [[اذن]] دهد تا وی خود را معرفی کند، آن‌گونه که [[حضرت یوسف|یوسف]]{{ع}} را اجازه داد هنگامی که برادرانش گفتند: تو یوسفی؟ گفت: آری، من یوسفم"<ref>{{عربی|"إِنَّ فِي صَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ لَشَبَهاً مِنْ يُوسُفَ ... فَمَا تُنْكِرُ هَذِهِ الْأُمَّةُ أَنْ يَكُونَ اللَّهُ يَفْعَلُ بِحُجَّتِهِ مَا فَعَلَ بِيُوسُفَ وَ أَنْ يَكُونَ صَاحِبُكُمُ الْمَظْلُومُ الْمَجْحُودُ حَقَّهُ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ يَتَرَدَّدُ بَيْنَهُمْ وَ يَمْشِي فِي أَسْوَاقِهِمْ وَ يَطَأُ فُرُشَهُمْ وَ لَا يَعْرِفُونَهُ حَتَّى يَأْذَنَ اللَّهُ لَهُ أَنْ يُعَرِّفَهُمْ نَفْسَهُ كَمَا أَذِنَ لِيُوسُفَ حِينَ قَالَ لَهُ إِخْوَتُهُ إِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ قالَ أَنَا يُوسُف‏"}}؛ کتاب الغیبة، نعمانی، ۱۶۴.</ref>. این [[روایت]]، صراحت در این معنی دارد که [[غیبت]] [[امام مهدی|حضرت حجت]]{{ع}}، غیبتی است عنوانی. در میان جمع و [[جامعه]] است، با [[مردم]] حشر و نشر دارد، زندگی طبیعی و معمولی را می‌گذراند، در مراسم مذهبی و مناسک [[حج]] شرکت می‌جوید، ولی ناشناخته است و این امری است که سابقه داشته و دارد. فردی سال‌ها در محلی زندگی می‌کند و با [[مردم]] نشست‌وبرخاست و رفت‌وآمد دارد، لکن او را به گونه‌ای می‌شناسند که در واقع آن نیست و هیچ مشکلی هم به وجود نمی‌آید.
:::::این سه دسته از [[روایات]] را چگونه می‌توان پذیرفت و آیا راه جمعی بین آنها هم هست یا نه؟ به نظر می‌رسد، اصل اولی که با [[عقل]] و عرف سازگار است، زندگی به شیوه عادی و معمولی است؛ زیرا این‌گونه زندگی، حساسیت‌ برانگیز نیست و برای حضرت نیز، آسان‌تر و طبیعی‌تر است. البته این منافات ندارد که آن حضرت در بیشتر وقت‌ها، و یا در روزگار ویژه، در [[مکه]] و [[مدینه]] [[حضور]] داشته باشد. طبیعی است که گاهی شرایطی پیش آید که زندگی معمولی خطرآفرین شود و با [[فلسفه]] [[غیبت ]] منافات داشته باشد. دراین صورت، عزلت و دوری گزیدن از [[جامعه]] ضروری می‌نماید و شاید [[دستور]] [[امام عسکری]]{{ع}} به فرزندش که کوه‌ها و بیابان‌ها را برگزین (به قرینه ذیل [[روایت]]) در آن مواردی باشد که نیاز به این شکل زندگی کردن پیش آید. بنابراین، بین این سه دسته از [[روایات]]، تضاد و تنافی نیست و نام بردن مکانی خاص، با زندگی به شکل ناشناس قابل جمع است. [[انتخاب]] کوه‌ها و مکان‌های دست‌نیافتنی در حال [[ضرورت]] و نیاز نیز، امری است طبیعی و موافق با اصل [[تقیه]]»<ref>[[ابوالقاسم یعقوبی|یعقوبی، ابوالقاسم]]، [[نگاهی به تولد و زندگی امام زمان (مقاله)|نگاهی به تولد و زندگی امام زمان]]، [[چشم به راه مهدی (کتاب)|چشم به راه مهدی]]، ص ۳۴۷ - ۳۵۱.</ref>.
:::::این سه دسته از [[روایات]] را چگونه می‌توان پذیرفت و آیا راه جمعی بین آنها هم هست یا نه؟ به نظر می‌رسد، اصل اولی که با [[عقل]] و عرف سازگار است، زندگی به شیوه عادی و معمولی است؛ زیرا این‌گونه زندگی، حساسیت‌ برانگیز نیست و برای حضرت نیز، آسان‌تر و طبیعی‌تر است. البته این منافات ندارد که آن حضرت در بیشتر وقت‌ها، و یا در روزگار ویژه، در [[مکه]] و [[مدینه]] [[حضور]] داشته باشد. طبیعی است که گاهی شرایطی پیش آید که زندگی معمولی خطرآفرین شود و با [[فلسفه]] [[غیبت]] منافات داشته باشد. دراین صورت، عزلت و دوری گزیدن از [[جامعه]] ضروری می‌نماید و شاید [[دستور]] [[امام عسکری]]{{ع}} به فرزندش که کوه‌ها و بیابان‌ها را برگزین (به قرینه ذیل [[روایت]]) در آن مواردی باشد که نیاز به این شکل زندگی کردن پیش آید. بنابراین، بین این سه دسته از [[روایات]]، تضاد و تنافی نیست و نام بردن مکانی خاص، با زندگی به شکل ناشناس قابل جمع است. [[انتخاب]] کوه‌ها و مکان‌های دست‌نیافتنی در حال [[ضرورت]] و نیاز نیز، امری است طبیعی و موافق با اصل [[تقیه]]»<ref>[[ابوالقاسم یعقوبی|یعقوبی، ابوالقاسم]]، [[نگاهی به تولد و زندگی امام زمان (مقاله)|نگاهی به تولد و زندگی امام زمان]]، [[چشم به راه مهدی (کتاب)|چشم به راه مهدی]]، ص ۳۴۷ - ۳۵۱.</ref>.
}}
}}
{{پاسخ پرسش  
{{پاسخ پرسش  
خط ۲۵۸: خط ۲۵۸:
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های مهدویت|کتاب‌شناسی مهدویت]]؛
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های مهدویت|کتاب‌شناسی مهدویت]]؛
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های مهدویت|مقاله‌شناسی مهدویت]]؛
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های مهدویت|مقاله‌شناسی مهدویت]]؛
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های مهدویت|پایان‌نامه‌شناسی مهدویت]].  
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های مهدویت|پایان‌نامه‌شناسی مهدویت]].
{{پایان منبع جامع}}
{{پایان منبع جامع}}


خط ۲۶۴: خط ۲۶۴:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:پرسش‌]]
[[رده:پرسش]]
[[رده:پرسمان مهدویت]]
[[رده:پرسمان مهدویت]]
[[رده:(اص): پرسش‌هایی با ۱۴ پاسخ]]
[[رده:(اص): پرسش‌هایی با ۱۴ پاسخ]]
[[رده:(اص): پرسش‌های مهدویت با ۱۴ پاسخ]]
[[رده:(اص): پرسش‌های مهدویت با ۱۴ پاسخ]]
[[رده:پرسش‌های مربوط به محل زندگی امام مهدی]]
[[رده:پرسش‌های مربوط به محل زندگی امام مهدی]]
۴۱۵٬۰۷۸

ویرایش