تفسیر مأثور از اهل بیت: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{امامت}} <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل...» ایجاد کرد)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۶: خط ۶:


==[[تفسیر مأثور]] از [[امام علی]]{{ع}} (۲۳ [[قبل از هجرت]] - ۴۰ ه‍‌.ق)==
==[[تفسیر مأثور]] از [[امام علی]]{{ع}} (۲۳ [[قبل از هجرت]] - ۴۰ ه‍‌.ق)==
[[صدوق]] با سند متصل [[حدیثی]] را از [[امام حسن عسکری]]{{ع}} در [[تفسیر]] {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}} آورده که در ضمن آن نقل شده است: مردی از [[علی بن الحسین]]{{عم}} معنای {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}} را پرسید. آن [[حضرت]] فرمود: پدرم از برادرش حسن [[روایت]] کرد که مردی در محضر [[امیر مؤمنان]] برخاست و عرض کرد: ای امیر مؤمنان، مرا از معنای {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}}<ref>«به نام خداوند بخشنده بخشاینده» سوره فاتحه، آیه ۱.</ref>[[آگاه]] کن‌؟ [[[امیر مؤمنان علی]]{{ع}}] فرمود: {{متن حدیث|إِنَّ قَوْلَكَ اللَّهُ أَعْظَمُ اسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُوَ الِاسْمُ الَّذِي لَا يَنْبَغِي أَنْ يُسَمَّى بِهِ غَيْرُ اللَّهِ وَ لَمْ يَتَسَمَّ بِهِ مَخْلُوقٌ فَقَالَ الرَّجُلُ فَمَا تَفْسِيرُ قَوْلِهِ اللَّهُ قَالَ هُوَ الَّذِي يَتَأَلَّهُ إِلَيْهِ عِنْدَ الْحَوَائِجِ وَ الشَّدَائِدِ كُلُّ مَخْلُوقٍ عِنْدَ انْقِطَاعِ الرَّجَاءِ مِنْ جَمِيعِ مَنْ هُوَ دُونَهُ وَ تَقَطُّعِ الْأَسْبَابِ مِنْ كُلِّ مَنْ سِوَاهُ وَ ذَلِكَ أَنَّ كُلَّ مُتَرَئِّسٍ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا وَ مُتَعَظِّمٍ فِيهَا وَ إِنْ عَظُمَ غِنَاؤُهُ وَ طُغْيَانُهُ وَ كَثُرَتْ حَوَائِجُ مَنْ دُونَهُ إِلَيْهِ فَإِنَّهُمْ سَيَحْتَاجُونَ حَوَائِجَ لَا يَقْدِرُ عَلَيْهَا هَذَا الْمُتَعَاظِمُ وَ كَذَلِكَ هَذَا الْمُتَعَاظِمُ يَحْتَاجُ حَوَائِجَ لَا يَقْدِرُ عَلَيْهَا فَيَنْقَطِعُ إِلَى اللَّهِ عِنْدَ ضَرُورَتِهِ وَ فَاقَتِهِ حَتَّى إِذَا كَفَى هَمَّهُ عَادَ إِلَى شِرْكِهِ أَ مَا تَسْمَعُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ: {{متن قرآن|قُلْ أَرَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُ اللَّهِ أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ أَغَيْرَ اللَّهِ تَدْعُونَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ مَا تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِنْ شَاءَ وَتَنْسَوْنَ مَا تُشْرِكُونَ}}<ref>«بگو مرا آگاه سازید، چنانچه عذاب خداوند، یا رستخیز شما را دریابد، اگر راست می‌گویید آیا جز خداوند را می‌خوانید؟ (نه) بلکه تنها او را می‌خوانید و او اگر بخواهد رنج و بلای شما را از میان برمی‌دارد و (در آن حال) آنچه را شریک (خداوند) می‌دانید فراموش می‌کنید» سوره انعام، آیه ۴۰-۴۱.</ref> فَقَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِعِبَادِهِ أَيُّهَا الْفُقَرَاءُ إِلَى رَحْمَتِي إِنِّي قَدْ أَلْزَمْتُكُمُ الْحَاجَةَ إِلَيَّ فِي كُلِّ حَالٍ وَ ذِلَّةَ الْعُبُودِيَّةِ فِي كُلِّ وَقْتٍ فَإِلَيَّ فَافْزَعُوا فِي كُلِّ أَمْرٍ تَأْخُذُونَ فِيهِ وَ تَرْجُونَ تَمَامَهُ وَ بُلُوغَ غَايَتِهِ فَإِنِّي إِنْ أَرَدْتُ أَنْ أُعْطِيَكُمْ لَمْ يَقْدِرْ غَيْرِي عَلَى مَنْعِكُمْ وَ إِنْ أَرَدْتُ أَنْ أَمْنَعَكُمْ لَمْ يَقْدِرْ غَيْرِي عَلَى إِعْطَائِكُمْ فَأَنَا أَحَقُّ مَنْ سُئِلَ وَ أَوْلَى مَنْ تُضُرِّعَ إِلَيْهِ فَقُولُوا عِنْدَ افْتِتَاحِ كُلِّ أَمْرٍ صَغِيرٍ أَوْ عَظِيمٍ- {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}}؛ أَيْ أَسْتَعِينُ عَلَى هَذَا الْأَمْرِ بِاللَّهِ الَّذِي لَا يَحِقُّ الْعِبَادَةُ لِغَيْرِهِ الْمُغِيثِ إِذَا اسْتُغِيثَ الْمُجِيبِ إِذَا دُعِيَ الرَّحْمَنِ الَّذِي يَرْحَمُ بِبَسْطِ الرِّزْقِ عَلَيْنَا الرَّحِيمِ بِنَا فِي أَدْيَانِنَا وَ دُنْيَانَا وَ آخِرَتِنَا خَفَّفَ عَلَيْنَا الدِّينَ وَ جَعَلَهُ سَهْلًا خَفِيفاً وَ هُوَ يَرْحَمُنَا بِتَمَيُّزِنَا}}<ref>صدوق، التوحید، ص۲۳۱ و ۲۳۲، ح۵.</ref>؛ همانا سخن تو که می‌گویی «[[الله]]»، بزرگ‌ترین نام از نام‌های [[خدای عزّ و جلّ]] است و آن نامی است که جز [[خدا]] سزاوار نیست که با آن نام برده شود و هیچ مخلوقی به آن نامگذاری نشده است. آن مرد گفت: پس [[تفسیر]] قول او که فرموده است «الله» چیست‌؟ فرمود: او کسی است که هر مخلوقی وقتی در نیازها و [[سختی‌ها]] امیدش از هرکسی جز او قطع و دستش از هر سببی جز او کوتاه می‌شود، به سوی او روی می‌آورد و به او [[پناه]] می‌برد؛ زیرا هرکس در این [[دنیا]] [[ریاست]] پذیرفته و خود را بزرگ [[تصور]] کرده، هرچند [[بی‌نیازی]] و سرکشی‌اش بزرگ و نیازهای افراد به او زیاد باشد، برای افراد و خود او نیازهایی پیش خواهد آمد که برای رفع آن [[قدرت]] ندارد و در وقت [[ضرورت]] و بی‌چارگی‌اش، از غیر [[خدا]] [[بریده]] و به خدا روی می‌آورد، تا وقتی که [[گرفتاری]] و اندوهش برطرف شد، به شرکش برمی‌گردد. آیا نشنیده‌ای که خدای عز و جل می‌فرماید: «بگو به نظر شما آیا اگر [[عذاب]] خدا بر شما وارد شود، یا [[روز قیامت]] شما را دریابد، آیا جز او را می‌خوانید پاسخ دهید اگر راست می‌گویید؟! بلکه تنها او را می‌خوانید؛ پس اگر بخواهد، آنچه را برای رفع آن [[دعا]] می‌کردید، برطرف می‌کند و آنچه را [[شریک]] قرار می‌دادید، فراموش می‌کنید». پس [[خدای عزّ و جلّ]] به بندگانش فرموده است: ای [[نیازمندان]] به رحمتم، همانا نیاز به خود را در هرحالتی و [[ذلّت]] [[بندگی]] را در هر وقتی ملازم شما کرده‌ام؛ پس در هر کاری که وارد می‌شوید و تمام شدن و رسیدن به انتهای آن را [[امید]] دارید، به من پناه آورید؛ زیرا اگر من بخواهم به شما عطا کنم، هیچ‌کس غیر از من بر منع آن از شما قدرت ندارد و اگر بخواهم از شما منع کنم، هیچ‌کس جز من بر اعطای آن به شما قدرت ندارد؛ پس من [[شایسته‌ترین]] کسی هستم که باید از او سؤال شود و اولی‌ترین کسی هستم که باید به درگاه او [[تضرّع]] شود؛ پس در وقت شروع هر کار کوچک و بزرگی بگویید:
[[صدوق]] با سند متصل [[حدیثی]] را از [[امام حسن عسکری]]{{ع}} در [[تفسیر]] {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}} آورده که در ضمن آن نقل شده است: مردی از [[علی بن الحسین]]{{عم}} معنای {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}} را پرسید. آن [[حضرت]] فرمود: پدرم از برادرش حسن [[روایت]] کرد که مردی در محضر [[امیر مؤمنان]] برخاست و عرض کرد: ای امیر مؤمنان، مرا از معنای {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}}<ref>«به نام خداوند بخشنده بخشاینده» سوره فاتحه، آیه ۱.</ref>[[آگاه]] کن‌؟ [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}}] فرمود: {{متن حدیث|إِنَّ قَوْلَكَ اللَّهُ أَعْظَمُ اسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُوَ الِاسْمُ الَّذِي لَا يَنْبَغِي أَنْ يُسَمَّى بِهِ غَيْرُ اللَّهِ وَ لَمْ يَتَسَمَّ بِهِ مَخْلُوقٌ فَقَالَ الرَّجُلُ فَمَا تَفْسِيرُ قَوْلِهِ اللَّهُ قَالَ هُوَ الَّذِي يَتَأَلَّهُ إِلَيْهِ عِنْدَ الْحَوَائِجِ وَ الشَّدَائِدِ كُلُّ مَخْلُوقٍ عِنْدَ انْقِطَاعِ الرَّجَاءِ مِنْ جَمِيعِ مَنْ هُوَ دُونَهُ وَ تَقَطُّعِ الْأَسْبَابِ مِنْ كُلِّ مَنْ سِوَاهُ وَ ذَلِكَ أَنَّ كُلَّ مُتَرَئِّسٍ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا وَ مُتَعَظِّمٍ فِيهَا وَ إِنْ عَظُمَ غِنَاؤُهُ وَ طُغْيَانُهُ وَ كَثُرَتْ حَوَائِجُ مَنْ دُونَهُ إِلَيْهِ فَإِنَّهُمْ سَيَحْتَاجُونَ حَوَائِجَ لَا يَقْدِرُ عَلَيْهَا هَذَا الْمُتَعَاظِمُ وَ كَذَلِكَ هَذَا الْمُتَعَاظِمُ يَحْتَاجُ حَوَائِجَ لَا يَقْدِرُ عَلَيْهَا فَيَنْقَطِعُ إِلَى اللَّهِ عِنْدَ ضَرُورَتِهِ وَ فَاقَتِهِ حَتَّى إِذَا كَفَى هَمَّهُ عَادَ إِلَى شِرْكِهِ أَ مَا تَسْمَعُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ: {{متن قرآن|قُلْ أَرَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُ اللَّهِ أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ أَغَيْرَ اللَّهِ تَدْعُونَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ مَا تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِنْ شَاءَ وَتَنْسَوْنَ مَا تُشْرِكُونَ}}<ref>«بگو مرا آگاه سازید، چنانچه عذاب خداوند، یا رستخیز شما را دریابد، اگر راست می‌گویید آیا جز خداوند را می‌خوانید؟ (نه) بلکه تنها او را می‌خوانید و او اگر بخواهد رنج و بلای شما را از میان برمی‌دارد و (در آن حال) آنچه را شریک (خداوند) می‌دانید فراموش می‌کنید» سوره انعام، آیه ۴۰-۴۱.</ref> فَقَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِعِبَادِهِ أَيُّهَا الْفُقَرَاءُ إِلَى رَحْمَتِي إِنِّي قَدْ أَلْزَمْتُكُمُ الْحَاجَةَ إِلَيَّ فِي كُلِّ حَالٍ وَ ذِلَّةَ الْعُبُودِيَّةِ فِي كُلِّ وَقْتٍ فَإِلَيَّ فَافْزَعُوا فِي كُلِّ أَمْرٍ تَأْخُذُونَ فِيهِ وَ تَرْجُونَ تَمَامَهُ وَ بُلُوغَ غَايَتِهِ فَإِنِّي إِنْ أَرَدْتُ أَنْ أُعْطِيَكُمْ لَمْ يَقْدِرْ غَيْرِي عَلَى مَنْعِكُمْ وَ إِنْ أَرَدْتُ أَنْ أَمْنَعَكُمْ لَمْ يَقْدِرْ غَيْرِي عَلَى إِعْطَائِكُمْ فَأَنَا أَحَقُّ مَنْ سُئِلَ وَ أَوْلَى مَنْ تُضُرِّعَ إِلَيْهِ فَقُولُوا عِنْدَ افْتِتَاحِ كُلِّ أَمْرٍ صَغِيرٍ أَوْ عَظِيمٍ- {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}}؛ أَيْ أَسْتَعِينُ عَلَى هَذَا الْأَمْرِ بِاللَّهِ الَّذِي لَا يَحِقُّ الْعِبَادَةُ لِغَيْرِهِ الْمُغِيثِ إِذَا اسْتُغِيثَ الْمُجِيبِ إِذَا دُعِيَ الرَّحْمَنِ الَّذِي يَرْحَمُ بِبَسْطِ الرِّزْقِ عَلَيْنَا الرَّحِيمِ بِنَا فِي أَدْيَانِنَا وَ دُنْيَانَا وَ آخِرَتِنَا خَفَّفَ عَلَيْنَا الدِّينَ وَ جَعَلَهُ سَهْلًا خَفِيفاً وَ هُوَ يَرْحَمُنَا بِتَمَيُّزِنَا}}<ref>صدوق، التوحید، ص۲۳۱ و ۲۳۲، ح۵.</ref>؛ همانا سخن تو که می‌گویی «[[الله]]»، بزرگ‌ترین نام از نام‌های [[خدای عزّ و جلّ]] است و آن نامی است که جز [[خدا]] سزاوار نیست که با آن نام برده شود و هیچ مخلوقی به آن نامگذاری نشده است. آن مرد گفت: پس [[تفسیر]] قول او که فرموده است «الله» چیست‌؟ فرمود: او کسی است که هر مخلوقی وقتی در نیازها و [[سختی‌ها]] امیدش از هرکسی جز او قطع و دستش از هر سببی جز او کوتاه می‌شود، به سوی او روی می‌آورد و به او [[پناه]] می‌برد؛ زیرا هرکس در این [[دنیا]] [[ریاست]] پذیرفته و خود را بزرگ [[تصور]] کرده، هرچند [[بی‌نیازی]] و سرکشی‌اش بزرگ و نیازهای افراد به او زیاد باشد، برای افراد و خود او نیازهایی پیش خواهد آمد که برای رفع آن [[قدرت]] ندارد و در وقت [[ضرورت]] و بی‌چارگی‌اش، از غیر [[خدا]] [[بریده]] و به خدا روی می‌آورد، تا وقتی که [[گرفتاری]] و اندوهش برطرف شد، به شرکش برمی‌گردد. آیا نشنیده‌ای که خدای عز و جل می‌فرماید: «بگو به نظر شما آیا اگر [[عذاب]] خدا بر شما وارد شود، یا [[روز قیامت]] شما را دریابد، آیا جز او را می‌خوانید پاسخ دهید اگر راست می‌گویید؟! بلکه تنها او را می‌خوانید؛ پس اگر بخواهد، آنچه را برای رفع آن [[دعا]] می‌کردید، برطرف می‌کند و آنچه را [[شریک]] قرار می‌دادید، فراموش می‌کنید». پس [[خدای عزّ و جلّ]] به بندگانش فرموده است: ای [[نیازمندان]] به رحمتم، همانا نیاز به خود را در هرحالتی و [[ذلّت]] [[بندگی]] را در هر وقتی ملازم شما کرده‌ام؛ پس در هر کاری که وارد می‌شوید و تمام شدن و رسیدن به انتهای آن را [[امید]] دارید، به من پناه آورید؛ زیرا اگر من بخواهم به شما عطا کنم، هیچ‌کس غیر از من بر منع آن از شما قدرت ندارد و اگر بخواهم از شما منع کنم، هیچ‌کس جز من بر اعطای آن به شما قدرت ندارد؛ پس من [[شایسته‌ترین]] کسی هستم که باید از او سؤال شود و اولی‌ترین کسی هستم که باید به درگاه او [[تضرّع]] شود؛ پس در وقت شروع هر کار کوچک و بزرگی بگویید:


{{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}}؛ یعنی کمک می‌طلبم بر این کار از خدایی که [[عبادت]] برای غیر او [[شایسته]] نیست؛ کسی که وقتی به او [[استغاثه]] و از او کمک خواسته شود، به فریاد می‌رسد و وقتی خوانده شود، [[اجابت]] می‌کند؛ بخشنده‌ای که با گستردن روزی به ما رحم می‌کند؛ در [[دین]]، [[دنیا]] و آخرتمان نسبت به ما [[مهربان]] است؛ [[دین]] را بر ما سبک کرده و آن را آسان و سبک قرار داده و با جدا کردن ما از دشمنانش، به ما رحم می‌کند».
{{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}}؛ یعنی کمک می‌طلبم بر این کار از خدایی که [[عبادت]] برای غیر او [[شایسته]] نیست؛ کسی که وقتی به او [[استغاثه]] و از او کمک خواسته شود، به فریاد می‌رسد و وقتی خوانده شود، [[اجابت]] می‌کند؛ بخشنده‌ای که با گستردن روزی به ما رحم می‌کند؛ در [[دین]]، [[دنیا]] و آخرتمان نسبت به ما [[مهربان]] است؛ [[دین]] را بر ما سبک کرده و آن را آسان و سبک قرار داده و با جدا کردن ما از دشمنانش، به ما رحم می‌کند».


در [[تفسیر منسوب به امام حسن عسکری]]{{ع}} نیز در پایان [[حدیثی]] دال بر [[کراهت]] ترک {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}} در [[کارها]]، آمده است: [[عبد الله بن یحیی]] عرض کرد: یا [[امیر المؤمنین]]، [[تفسیر]] {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}} چیست‌؟ [[[امیر المؤمنین علی]]{{ع}}] فرمود:
در [[تفسیر منسوب به امام حسن عسکری]]{{ع}} نیز در پایان [[حدیثی]] دال بر [[کراهت]] ترک {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}} در [[کارها]]، آمده است: [[عبد الله بن یحیی]] عرض کرد: یا [[امیر المؤمنین]]، [[تفسیر]] {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}} چیست‌؟ [[امیر المؤمنین علی]]{{ع}}] فرمود:


{{متن حدیث| إنَّ الْعَبْدَ إذا اَرادَ اَنْ يَقْرَأَ أَوْ يَعْمَلَ عَمَلاً فَيَقُولُ: {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}}؛ أي بِهذَا الاِسمِ أعمَلُ هذَا العَمَلَ ، فَكُلُّ أمرٍ يَعمَلُهُ يَبدَأُ فيهِ ب‍ {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}} فَإِنَّهُ يُبارَكُ لَهُ فيهِ }}<ref>بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۱۰۹، آخر ح۱۱.</ref>؛ همانا [[بنده]] وقتی که بخواهد [نوشته‌ای را] قرائت کند یا عملی را انجام دهد، می‌گوید: {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}}؛ یعنی با این نام این عمل را انجام می‌دهم؛ پس هر عملی را که انجام می‌دهد؛ اگر با {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}} آغاز کند، حتما آن عمل [[برکت]] داده خواهد شد».
{{متن حدیث| إنَّ الْعَبْدَ إذا اَرادَ اَنْ يَقْرَأَ أَوْ يَعْمَلَ عَمَلاً فَيَقُولُ: {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}}؛ أي بِهذَا الاِسمِ أعمَلُ هذَا العَمَلَ ، فَكُلُّ أمرٍ يَعمَلُهُ يَبدَأُ فيهِ ب‍ {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}} فَإِنَّهُ يُبارَكُ لَهُ فيهِ }}<ref>بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۱۰۹، آخر ح۱۱.</ref>؛ همانا [[بنده]] وقتی که بخواهد [نوشته‌ای را] قرائت کند یا عملی را انجام دهد، می‌گوید: {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}}؛ یعنی با این نام این عمل را انجام می‌دهم؛ پس هر عملی را که انجام می‌دهد؛ اگر با {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}} آغاز کند، حتما آن عمل [[برکت]] داده خواهد شد».
خط ۳۱: خط ۳۱:
همچنین در سخن دیگری که ابن ابی الحدید از آن [[حضرت]] نقل کرده، ارتباط‍ آیات {{متن قرآن|وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ}}<ref>« خوابی که ما به تو نمایاندیم و درخت لعنت شده در قرآن را جز برای آزمون مردم قرار ندادیم» سوره اسراء، آیه ۶۰.</ref> و {{متن قرآن|لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ}}<ref>«شب قدر از هزار ماه بهتر است» سوره قدر، آیه ۳.</ref> را با [[حکومت]] [[بنی امیّه]] بیان فرموده است<ref>ر.ک: ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۱۶.</ref>.
همچنین در سخن دیگری که ابن ابی الحدید از آن [[حضرت]] نقل کرده، ارتباط‍ آیات {{متن قرآن|وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ}}<ref>« خوابی که ما به تو نمایاندیم و درخت لعنت شده در قرآن را جز برای آزمون مردم قرار ندادیم» سوره اسراء، آیه ۶۰.</ref> و {{متن قرآن|لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ}}<ref>«شب قدر از هزار ماه بهتر است» سوره قدر، آیه ۳.</ref> را با [[حکومت]] [[بنی امیّه]] بیان فرموده است<ref>ر.ک: ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۱۶.</ref>.


[[ترمذی]] در [[تفسیر]] [[سوره قدر]] از آن [[حضرت]] نقل کرده که فرمود: {{متن حدیث|فَإِنَّ النَّبِيَّ{{صل}} أَرَى بَنِي أُمَيَّةَ عَلَى مِنْبَرِهِ فَسَاءَهُ ذَلِكَ فَنَزَلَتْ: {{متن قرآن|إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ}}<ref>«ما به تو «کوثر» دادیم» سوره کوثر، آیه ۱.</ref> {{عربی|"يا محمّد یعني نهراً في الجنّة و نزلت: {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ * لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ}}<ref>«ما آن (قرآن) را در شب قدر فرو فرستادیم* و تو چه می‌دانی شب قدر چیست؟* شب قدر از هزار ماه بهتر است» سوره قدر، آیه ۱-۵.</ref> يملكها بنو امیّة يا محمّد}}<ref>ترمذی، الجامع الصحیح، ج۵، ص۴۴۴ و ۴۴۵ (کتاب تفسیر القرآن باب «و من سورة القدر») ح۳۳۵۰.</ref>؛ [[پیامبر]]{{صل}} [[خواب]] دید که بنی امیّه بر روی منبرش نشسته‌اند؛ پس آن منظره او را ناراحت کرد، به دنبال آن [[[سوره]]] {{متن قرآن|إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ}}نازل شد، خطاب به پیامبر است که ای محمّد و منظور [از [[کوثر]]] نهری در [[بهشت]] است و سوره {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ * لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ}} نازل شد؛ [یعنی] ای محمّد، [[شب قدر]] بهتر از هزار ماهی است که بنی امیّه در آن [[فرمان‌روایی]] می‌کنند».
[[ترمذی]] در [[تفسیر]] [[سوره قدر]] از آن [[حضرت]] نقل کرده که فرمود: {{متن حدیث|فَإِنَّ النَّبِيَّ{{صل}} أَرَى بَنِي أُمَيَّةَ عَلَى مِنْبَرِهِ فَسَاءَهُ ذَلِكَ فَنَزَلَتْ: {{متن قرآن|إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ}}<ref>«ما به تو «کوثر» دادیم» سوره کوثر، آیه ۱.</ref> {{عربی|"يا محمّد یعني نهراً في الجنّة و نزلت: {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ * لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ}}<ref>«ما آن (قرآن) را در شب قدر فرو فرستادیم* و تو چه می‌دانی شب قدر چیست؟* شب قدر از هزار ماه بهتر است» سوره قدر، آیه ۱-۵.</ref> يملكها بنو امیّة يا محمّد}}<ref>ترمذی، الجامع الصحیح، ج۵، ص۴۴۴ و ۴۴۵ (کتاب تفسیر القرآن باب «و من سورة القدر») ح۳۳۵۰.</ref>؛ [[پیامبر]]{{صل}} [[خواب]] دید که بنی امیّه بر روی منبرش نشسته‌اند؛ پس آن منظره او را ناراحت کرد، به دنبال آن [[سوره]] {{متن قرآن|إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ}}نازل شد، خطاب به پیامبر است که ای محمّد و منظور [از [[کوثر]] نهری در [[بهشت]] است و سوره {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ * لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ}} نازل شد؛ [یعنی] ای محمّد، [[شب قدر]] بهتر از هزار ماهی است که بنی امیّه در آن [[فرمان‌روایی]] می‌کنند».


ضمن خطبه‌ای که [[روایت]] کرده‌اند پس از [[صلح]] تحمیلی با [[معاویه]] بیان فرموده است، به بخشی از [[آیات]] [[فضائل]] [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} و سایر [[اهل بیت پیامبر]]{{عم}} مانند [[آیه مباهله]] {{متن قرآن|فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ}} <ref>«بنابراین، پس از دست یافتن تو به دانش، به هر کس که با تو به چالش برخیزد؛ بگو: بیایید تا فرزندان خود و فرزندان شما و زنان خود و زنان شما و خودی‌های خویش و خودی‌های شما را فرا خوانیم آنگاه (به درگاه خداوند) زاری کنیم تا لعنت خداوند را بر دروغگویان نهیم» سوره آل عمران، آیه ۶۱.</ref>، [[آیه تطهیر]] {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}} <ref>«جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref>، [[آیه]] {{متن قرآن|أَفَمَنْ كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِنْهُ}}<ref>«پس آیا کسی که از سوی پروردگارش برهانی دارد و گواهی از (خویشان) وی پیرو اوست» سوره هود، آیه ۱۷.</ref>، آیه {{متن قرآن|أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ}}<ref>«آیا آب دادن به حاجیان و آبادسازی مسجد الحرام را همگون کار آن کس قرار داده‌اید که به خداوند و روز واپسین ایمان آورده و در راه خداوند جهاد کرده است؟» سوره توبه، آیه ۱۹.</ref> و جز اینها اشاره کرده و نکاتی را که روشن‌گر معنا و مقصود آن [[آیات]] می‌باشد، بیان فرموده است<ref>ر.ک: مجلسی، بحار الانوار، ج۱۰، ص۱۳۸-۱۴۱.</ref>.
ضمن خطبه‌ای که [[روایت]] کرده‌اند پس از [[صلح]] تحمیلی با [[معاویه]] بیان فرموده است، به بخشی از [[آیات]] [[فضائل]] [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} و سایر [[اهل بیت پیامبر]]{{عم}} مانند [[آیه مباهله]] {{متن قرآن|فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ}} <ref>«بنابراین، پس از دست یافتن تو به دانش، به هر کس که با تو به چالش برخیزد؛ بگو: بیایید تا فرزندان خود و فرزندان شما و زنان خود و زنان شما و خودی‌های خویش و خودی‌های شما را فرا خوانیم آنگاه (به درگاه خداوند) زاری کنیم تا لعنت خداوند را بر دروغگویان نهیم» سوره آل عمران، آیه ۶۱.</ref>، [[آیه تطهیر]] {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}} <ref>«جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref>، [[آیه]] {{متن قرآن|أَفَمَنْ كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِنْهُ}}<ref>«پس آیا کسی که از سوی پروردگارش برهانی دارد و گواهی از (خویشان) وی پیرو اوست» سوره هود، آیه ۱۷.</ref>، آیه {{متن قرآن|أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ}}<ref>«آیا آب دادن به حاجیان و آبادسازی مسجد الحرام را همگون کار آن کس قرار داده‌اید که به خداوند و روز واپسین ایمان آورده و در راه خداوند جهاد کرده است؟» سوره توبه، آیه ۱۹.</ref> و جز اینها اشاره کرده و نکاتی را که روشن‌گر معنا و مقصود آن [[آیات]] می‌باشد، بیان فرموده است<ref>ر.ک: مجلسی، بحار الانوار، ج۱۰، ص۱۳۸-۱۴۱.</ref>.
خط ۴۴: خط ۴۴:
همچنین روایت کرده است که [[اهل بصره]] به [[حسین بن علی]]{{عم}} [[نامه]] نوشته و معنای «الصّمد» را از آن [[حضرت]] پرسیدند، [امام{{ع}} در پاسخ] به آنان نوشت:
همچنین روایت کرده است که [[اهل بصره]] به [[حسین بن علی]]{{عم}} [[نامه]] نوشته و معنای «الصّمد» را از آن [[حضرت]] پرسیدند، [امام{{ع}} در پاسخ] به آنان نوشت:


{{متن حدیث|أَمَّا بَعْدُ فَلَا تَخُوضُوا فِي الْقُرْآنِ وَ لَا تُجَادِلُوا فِيهِ وَ لَا تَتَكَلَّمُوا فِيهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ فَقَدْ سَمِعْتُ جَدِّي رَسُولَ اللَّهِ صيَقُولُ مَنْ قَالَ فِي الْقُرْآنِ بِغَيْرِ عِلْمٍ فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ وَ إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ قَدْ فَسَّرَ الصَّمَدَ فَقَالَ {{متن قرآن|اللَّهُ أَحَدٌ * اللَّهُ الصَّمَدُ}}<ref>«بگو او خداوند یگانه است * خداوند صمد است» سوره اخلاص، آیه ۱.</ref> {{متن قرآن|اللَّهُ الصَّمَدُ}}<ref> ثُمَّ فَسَّرَهُ فَقَالَ {{متن قرآن|لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ * وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ}}<ref>«نه زاده است و نه او را زاده‌اند * و نه هیچ کس او را همانند است» سوره اخلاص، آیه ۳.</ref> {{متن قرآن|لَمْ يَلِدْ}}لَمْ يَخْرُجْ مِنْهُ شَيْءٌ كَثِيفٌ كَالْوَلَدِ وَ سَائِرِ الْأَشْيَاءِ الْكَثِيفَةِ الَّتِي تَخْرُجُ مِنَ الْمَخْلُوقِينَ وَ لَا شَيْءٌ لَطِيفٌ كَالنَّفْسِ وَ لَا يَتَشَعَّبُ مِنْهُ الْبَدَوَاتُ كَالسِّنَةِ وَ النَّوْمِ وَ الْخَطْرَةِ وَ الْهَمِّ وَ الْحَزَنِ وَ الْبَهْجَةِ وَ الضَّحِكِ وَ الْبُكَاءِ وَ الْخَوْفِ وَ الرَّجَاءِ وَ الرَّغْبَةِ وَ السَّأْمَةِ وَ الْجُوعِ وَ الشِّبَعِ تَعَالَى أَنْ يَخْرُجَ مِنْهُ شَيْءٌ وَ أَنْ يَتَوَلَّدَ مِنْهُ شَيْءٌ كَثِيفٌ أَوْ لَطِيفٌ- {{متن قرآن|وَلَمْ يُولَدْ}}لَمْ يَتَوَلَّدْ مِنْ شَيْءٍ وَ لَمْ يَخْرُجْ مِنْ شَيْءٍ كَمَا يَخْرُجُ الْأَشْيَاءُ الْكَثِيفَةُ مِنْ عَنَاصِرِهَا كَالشَّيْءِ مِنَ الشَّيْءِ وَ الدَّابَّةِ مِنَ الدَّابَّةِ وَ النَّبَاتِ مِنَ الْأَرْضِ وَ الْمَاءِ مِنَ الْيَنَابِيعِ وَ الثِّمَارِ مِنَ الْأَشْجَارِ وَ لَا كَمَا يَخْرُجُ الْأَشْيَاءُ اللَّطِيفَةُ مِنْ مَرَاكِزِهَا كَالْبَصَرِ مِنَ الْعَيْنِ وَ السَّمْعِ مِنَ الْأُذُنِ وَ الشَّمِّ مِنَ الْأَنْفِ وَ الذَّوْقِ مِنَ الْفَمِ وَ الْكَلَامِ مِنَ اللِّسَانِ وَ الْمَعْرِفَةِ وَ التَّمَيُّزِ مِنَ الْقَلْبِ وَ كَالنَّارِ مِنَ الْحَجَرِ لَا بَلْ هُوَ {{متن قرآن|اللَّهُ الصَّمَدُ}} الَّذِي لَا مِنْ شَيْءٍ وَ لَا فِي شَيْءٍ وَ لَا عَلَى شَيْءٍ مُبْدِعُ الْأَشْيَاءِ وَ خَالِقُهَا وَ مُنْشِئُ الْأَشْيَاءِ بِقُدْرَتِهِ يَتَلَاشَى مَا خَلَقَ لِلْفَنَاءِ بِمَشِيَّتِهِ وَ يَبْقَى مَا خَلَقَ لِلْبَقَاءِ بِعِلْمِهِ فَذَلِكُمُ {{متن قرآن|اللَّهُ الصَّمَدُ}} الَّذِي {{متن قرآن|لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ}}- {{متن قرآن|عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْكَبِيرُ الْمُتَعَالِ}}<ref>«(خداوند) دانای نهان و آشکار، بزرگ والاست» سوره رعد، آیه ۹.</ref> {{متن قرآن|وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ}}<ref>صدوق، التوحید، ص۹۱.</ref>؛ به [[نام خداوند]] [[بخشاینده]] [[مهربان]]؛ اما بعد درباره [[قرآن]] [[غرق]] در [[گفتگو]] نشوید و در آن [[جدال]] نکنید و بدون [[علم]] دربارۀ آن سخن نگویید؛ تحقیقاً از جدم [[رسول خدا]]{{صل}} شنیدم که می‌فرمود: هرکسی در [[[تفسیر]]] قرآن بدون علم سخن بگوید، ناگزیر جایگاهی از [[آتش]] برای او خواهد بود و به‌راستی [[خدای سبحان]] [خود] {{متن قرآن|الصَّمَدُ}} را تفسیر کرده، فرموده است: {{متن قرآن|اللَّهُ}} یکتاست. {{متن قرآن|اللَّهُ الصَّمَدُ}} است؛ سپس آن را تفسیر کرده و گفته است: «نزاده [کسی از او متولد نشده] است و زاییده نشده (از کسی تولّد نیافته) است و هیچ‌کسی برای او همتا نبوده است». نزاده [یعنی] نه چیزی جرم‌دار مانند فرزند و سایر چیزهای جرم‌دار که از مخلوق‌ها خارج می‌شوند، از او خارج شده و نه چیز لطیف مانند [[روح]]، و پدیده‌هایی مانند چرت، [[خواب]]، [[خیال]] و [[تصور]]، [[غم]] و [[اندوه]]، [[خوشحالی]] و [[سرور]]، [[خنده]] و [[گریه]]، [[ترس]] و [[امید]]، میل و خستگی، [[گرسنگی]] و سیری بر او عارض نمی‌شود و [[برتر]] است از اینکه چیزی از او بیرون آید و چیز جرم‌دار یا لطیفی از او متولد شود، و زاییده نشده است؛ یعنی از چیزی [[تولد]] نیافته است، نه آن‌گونه که چیزهای جرم‌دار از عنصرهایشان بیرون می‌آیند؛ مانند بیرون آمدن چیزی از چیز، [[جنبنده]] از جنبنده، [[گیاه]] از [[زمین]] و آب از چشمه‌ها و میوه‌ها از درختان از چیزی بیرون آمده است و نه آن‌گونه که چیزهای لطیف از مرکزهایشان بیرون می‌آیند؛ مانند پدید آمدن دیدن از چشم، شنیدن از گوش، بوییدن از بینی، چشیدن از دهان، [[سخن گفتن]] از زبان و شناختن و تمییز دادن از [[قلب]] و [[آتش]] از سنگ خیر، بلکه او خدای صمدی است که نه از چیزی است و نه در چیزی است و نه بر چیزی است: پدیدآورندۀ چیزها و [[آفریدگار]] آنها و ایجادکنندۀ چیزها به [[قدرت]] خویش است. با خواست او آنچه برای نیست شدن [[آفریده]] شده، متلاشی می‌شود و با [[علم]] او آنچه برای باقی‌ماندن آفریده شده، باقی می‌ماند. او خدای صمدی است که نزاده و زاییده نشده است؛ دانای پنهان و آشکار، بزرگ و بلندمرتبه است و هیچ‌کس برای او همتا نبوده است».
{{متن حدیث|أَمَّا بَعْدُ فَلَا تَخُوضُوا فِي الْقُرْآنِ وَ لَا تُجَادِلُوا فِيهِ وَ لَا تَتَكَلَّمُوا فِيهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ فَقَدْ سَمِعْتُ جَدِّي رَسُولَ اللَّهِ صيَقُولُ مَنْ قَالَ فِي الْقُرْآنِ بِغَيْرِ عِلْمٍ فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ وَ إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ قَدْ فَسَّرَ الصَّمَدَ فَقَالَ {{متن قرآن|اللَّهُ أَحَدٌ * اللَّهُ الصَّمَدُ}}<ref>«بگو او خداوند یگانه است * خداوند صمد است» سوره اخلاص، آیه ۱.</ref> {{متن قرآن|اللَّهُ الصَّمَدُ}}<ref> ثُمَّ فَسَّرَهُ فَقَالَ {{متن قرآن|لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ * وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ}}<ref>«نه زاده است و نه او را زاده‌اند * و نه هیچ کس او را همانند است» سوره اخلاص، آیه ۳.</ref> {{متن قرآن|لَمْ يَلِدْ}}لَمْ يَخْرُجْ مِنْهُ شَيْءٌ كَثِيفٌ كَالْوَلَدِ وَ سَائِرِ الْأَشْيَاءِ الْكَثِيفَةِ الَّتِي تَخْرُجُ مِنَ الْمَخْلُوقِينَ وَ لَا شَيْءٌ لَطِيفٌ كَالنَّفْسِ وَ لَا يَتَشَعَّبُ مِنْهُ الْبَدَوَاتُ كَالسِّنَةِ وَ النَّوْمِ وَ الْخَطْرَةِ وَ الْهَمِّ وَ الْحَزَنِ وَ الْبَهْجَةِ وَ الضَّحِكِ وَ الْبُكَاءِ وَ الْخَوْفِ وَ الرَّجَاءِ وَ الرَّغْبَةِ وَ السَّأْمَةِ وَ الْجُوعِ وَ الشِّبَعِ تَعَالَى أَنْ يَخْرُجَ مِنْهُ شَيْءٌ وَ أَنْ يَتَوَلَّدَ مِنْهُ شَيْءٌ كَثِيفٌ أَوْ لَطِيفٌ- {{متن قرآن|وَلَمْ يُولَدْ}}لَمْ يَتَوَلَّدْ مِنْ شَيْءٍ وَ لَمْ يَخْرُجْ مِنْ شَيْءٍ كَمَا يَخْرُجُ الْأَشْيَاءُ الْكَثِيفَةُ مِنْ عَنَاصِرِهَا كَالشَّيْءِ مِنَ الشَّيْءِ وَ الدَّابَّةِ مِنَ الدَّابَّةِ وَ النَّبَاتِ مِنَ الْأَرْضِ وَ الْمَاءِ مِنَ الْيَنَابِيعِ وَ الثِّمَارِ مِنَ الْأَشْجَارِ وَ لَا كَمَا يَخْرُجُ الْأَشْيَاءُ اللَّطِيفَةُ مِنْ مَرَاكِزِهَا كَالْبَصَرِ مِنَ الْعَيْنِ وَ السَّمْعِ مِنَ الْأُذُنِ وَ الشَّمِّ مِنَ الْأَنْفِ وَ الذَّوْقِ مِنَ الْفَمِ وَ الْكَلَامِ مِنَ اللِّسَانِ وَ الْمَعْرِفَةِ وَ التَّمَيُّزِ مِنَ الْقَلْبِ وَ كَالنَّارِ مِنَ الْحَجَرِ لَا بَلْ هُوَ {{متن قرآن|اللَّهُ الصَّمَدُ}} الَّذِي لَا مِنْ شَيْءٍ وَ لَا فِي شَيْءٍ وَ لَا عَلَى شَيْءٍ مُبْدِعُ الْأَشْيَاءِ وَ خَالِقُهَا وَ مُنْشِئُ الْأَشْيَاءِ بِقُدْرَتِهِ يَتَلَاشَى مَا خَلَقَ لِلْفَنَاءِ بِمَشِيَّتِهِ وَ يَبْقَى مَا خَلَقَ لِلْبَقَاءِ بِعِلْمِهِ فَذَلِكُمُ {{متن قرآن|اللَّهُ الصَّمَدُ}} الَّذِي {{متن قرآن|لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ}}- {{متن قرآن|عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْكَبِيرُ الْمُتَعَالِ}}<ref>«(خداوند) دانای نهان و آشکار، بزرگ والاست» سوره رعد، آیه ۹.</ref> {{متن قرآن|وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ}}<ref>صدوق، التوحید، ص۹۱.</ref>؛ به [[نام خداوند]] [[بخشاینده]] [[مهربان]]؛ اما بعد درباره [[قرآن]] [[غرق]] در [[گفتگو]] نشوید و در آن [[جدال]] نکنید و بدون [[علم]] دربارۀ آن سخن نگویید؛ تحقیقاً از جدم [[رسول خدا]]{{صل}} شنیدم که می‌فرمود: هرکسی در [[تفسیر]] قرآن بدون علم سخن بگوید، ناگزیر جایگاهی از [[آتش]] برای او خواهد بود و به‌راستی [[خدای سبحان]] [خود] {{متن قرآن|الصَّمَدُ}} را تفسیر کرده، فرموده است: {{متن قرآن|اللَّهُ}} یکتاست. {{متن قرآن|اللَّهُ الصَّمَدُ}} است؛ سپس آن را تفسیر کرده و گفته است: «نزاده [کسی از او متولد نشده] است و زاییده نشده (از کسی تولّد نیافته) است و هیچ‌کسی برای او همتا نبوده است». نزاده [یعنی] نه چیزی جرم‌دار مانند فرزند و سایر چیزهای جرم‌دار که از مخلوق‌ها خارج می‌شوند، از او خارج شده و نه چیز لطیف مانند [[روح]]، و پدیده‌هایی مانند چرت، [[خواب]]، [[خیال]] و [[تصور]]، [[غم]] و [[اندوه]]، [[خوشحالی]] و [[سرور]]، [[خنده]] و [[گریه]]، [[ترس]] و [[امید]]، میل و خستگی، [[گرسنگی]] و سیری بر او عارض نمی‌شود و [[برتر]] است از اینکه چیزی از او بیرون آید و چیز جرم‌دار یا لطیفی از او متولد شود، و زاییده نشده است؛ یعنی از چیزی [[تولد]] نیافته است، نه آن‌گونه که چیزهای جرم‌دار از عنصرهایشان بیرون می‌آیند؛ مانند بیرون آمدن چیزی از چیز، [[جنبنده]] از جنبنده، [[گیاه]] از [[زمین]] و آب از چشمه‌ها و میوه‌ها از درختان از چیزی بیرون آمده است و نه آن‌گونه که چیزهای لطیف از مرکزهایشان بیرون می‌آیند؛ مانند پدید آمدن دیدن از چشم، شنیدن از گوش، بوییدن از بینی، چشیدن از دهان، [[سخن گفتن]] از زبان و شناختن و تمییز دادن از [[قلب]] و [[آتش]] از سنگ خیر، بلکه او خدای صمدی است که نه از چیزی است و نه در چیزی است و نه بر چیزی است: پدیدآورندۀ چیزها و [[آفریدگار]] آنها و ایجادکنندۀ چیزها به [[قدرت]] خویش است. با خواست او آنچه برای نیست شدن [[آفریده]] شده، متلاشی می‌شود و با [[علم]] او آنچه برای باقی‌ماندن آفریده شده، باقی می‌ماند. او خدای صمدی است که نزاده و زاییده نشده است؛ دانای پنهان و آشکار، بزرگ و بلندمرتبه است و هیچ‌کس برای او همتا نبوده است».


در [[تفسیر]] {{متن قرآن|وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ}}<ref>«ما خود، مردگان را زنده می‌گردانیم و هر چه را پیش فرستاده‌اند و آنچه را از آنان بر جای مانده است می‌نگاریم و هر چیزی را در نوشته‌ای روشن بر شمرده‌ایم» سوره یس، آیه ۱۲.</ref> نیز از [[امام باقر]]{{ع}} از پدرش [[امام سجاد]]{{ع}} از [[امام حسین]]{{ع}} [[روایت]] کرده که فرمود: وقتی این [[آیه]] {{متن قرآن|وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ}} نازل شد، [[ابو بکر]] و [[عمر]] برخاستند و گفتند: ای [[رسول خدا]]، این [[[امام مبین]]] [[تورات]] است‌؟ فرمود: نه. گفتند: [[انجیل]] است‌؟ فرمود: نه. گفتند: [[قرآن]] است‌؟ فرمود: نه. پس [[امیرالمؤمنین]] وارد شد، رسول خدا{{صل}} فرمود: آن، این است؛ به‌راستی این، آن امامی است که [[خدا]] [[دانش]] هرچیزی را در آن گرد آورده است<ref>بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۶، ص۳۸۶ (تفسیر آیات اول سوره یس، ح۱۷).</ref>.
در [[تفسیر]] {{متن قرآن|وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ}}<ref>«ما خود، مردگان را زنده می‌گردانیم و هر چه را پیش فرستاده‌اند و آنچه را از آنان بر جای مانده است می‌نگاریم و هر چیزی را در نوشته‌ای روشن بر شمرده‌ایم» سوره یس، آیه ۱۲.</ref> نیز از [[امام باقر]]{{ع}} از پدرش [[امام سجاد]]{{ع}} از [[امام حسین]]{{ع}} [[روایت]] کرده که فرمود: وقتی این [[آیه]] {{متن قرآن|وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ}} نازل شد، [[ابو بکر]] و [[عمر]] برخاستند و گفتند: ای [[رسول خدا]]، این [[امام مبین]] [[تورات]] است‌؟ فرمود: نه. گفتند: [[انجیل]] است‌؟ فرمود: نه. گفتند: [[قرآن]] است‌؟ فرمود: نه. پس [[امیرالمؤمنین]] وارد شد، رسول خدا{{صل}} فرمود: آن، این است؛ به‌راستی این، آن امامی است که [[خدا]] [[دانش]] هرچیزی را در آن گرد آورده است<ref>بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۶، ص۳۸۶ (تفسیر آیات اول سوره یس، ح۱۷).</ref>.


نمونه‌هایی دیگر از تفسیرهای [[مأثور]] از آن [[حضرت]] را در منابعی که در پاورقی آمده است، بنگرید<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۴۴، ص۳۱۳ (بیان معنای {{متن قرآن|يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ}} «روزی که هر دسته‌ای را با پیشوایشان فرا می‌خوانیم» سوره اسراء، آیه ۷۱) و ج۷۸، ص۱۱۸، ح۱۱ (بیان معنای {{متن قرآن|وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ}} [«و نعمت پروردگارت را باز گوی!» سوره ضحی، آیه ۱۱]) و ص۱۱۷، ح۷ (بیان معنای استدراج که در آیات ۱۸۰ سوره اعراف و ۴۴ سوره قلم آمده است) و ج۱۱، ص۱۵۰، ح۲۵ (بیان علت مأمور شدن ملائکه برای سجده بر آدم{{ع}} که در آیه ۳۴ سوره بقره آمده است)؛ بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۶، ص۲۲۰ (تفسیر آیۀ ۶ سوره احزاب ح۱۵).</ref>؛ همچنین برخی استنادها و توجه دادنهای وی به [[آیات]] را که در منابع یادشده در پاورقی آمده<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۲، ص۹، ح۱۷ (توجه دادن به مصداق برتر آیه {{متن قرآن|وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا}} [«و هر که آن را زنده بدارد چنان است که همه مردم را زنده داشته است» سوره مائده، آیه ۳۲]) و ج۴۴، ص۲۰۵، ح۱ (استناد به آیات ۵۹ و ۸۳ سوره نساء) و ج۱۷، ص۳۱، ح۱۳ (استناد به آیات ۵۳ سوره احزاب، ۲ و ۳ سوره حجرات) و ج۴۵، ص۸۱، ح۶ (استناد به آیه ۹۶ سوره اعراف).</ref>، چون به نحوی روشنگر معنا یا مصداق آیات است، می‌توان از نمونه‌های دیگر [[تفسیر مأثور]] از وی به شمار آورد.
نمونه‌هایی دیگر از تفسیرهای [[مأثور]] از آن [[حضرت]] را در منابعی که در پاورقی آمده است، بنگرید<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۴۴، ص۳۱۳ (بیان معنای {{متن قرآن|يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ}} «روزی که هر دسته‌ای را با پیشوایشان فرا می‌خوانیم» سوره اسراء، آیه ۷۱) و ج۷۸، ص۱۱۸، ح۱۱ (بیان معنای {{متن قرآن|وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ}} [«و نعمت پروردگارت را باز گوی!» سوره ضحی، آیه ۱۱]) و ص۱۱۷، ح۷ (بیان معنای استدراج که در آیات ۱۸۰ سوره اعراف و ۴۴ سوره قلم آمده است) و ج۱۱، ص۱۵۰، ح۲۵ (بیان علت مأمور شدن ملائکه برای سجده بر آدم{{ع}} که در آیه ۳۴ سوره بقره آمده است)؛ بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۶، ص۲۲۰ (تفسیر آیۀ ۶ سوره احزاب ح۱۵).</ref>؛ همچنین برخی استنادها و توجه دادنهای وی به [[آیات]] را که در منابع یادشده در پاورقی آمده<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۲، ص۹، ح۱۷ (توجه دادن به مصداق برتر آیه {{متن قرآن|وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا}} [«و هر که آن را زنده بدارد چنان است که همه مردم را زنده داشته است» سوره مائده، آیه ۳۲]) و ج۴۴، ص۲۰۵، ح۱ (استناد به آیات ۵۹ و ۸۳ سوره نساء) و ج۱۷، ص۳۱، ح۱۳ (استناد به آیات ۵۳ سوره احزاب، ۲ و ۳ سوره حجرات) و ج۴۵، ص۸۱، ح۶ (استناد به آیه ۹۶ سوره اعراف).</ref>، چون به نحوی روشنگر معنا یا مصداق آیات است، می‌توان از نمونه‌های دیگر [[تفسیر مأثور]] از وی به شمار آورد.
خط ۶۰: خط ۶۰:
از [[امام محمد باقر]]{{ع}} مطالب فراوانی در [[تفسیر]] و [[تأویل آیات]]، در کتاب‌های [[روایی]] و تفسیر نقل شده که مجال ذکر همه آنها نیست؛ ازاین‌رو، برخی را بیان کرده و به برخی با ذکر آدرس اشاره می‌کنیم.
از [[امام محمد باقر]]{{ع}} مطالب فراوانی در [[تفسیر]] و [[تأویل آیات]]، در کتاب‌های [[روایی]] و تفسیر نقل شده که مجال ذکر همه آنها نیست؛ ازاین‌رو، برخی را بیان کرده و به برخی با ذکر آدرس اشاره می‌کنیم.


[[شیخ کلینی]] با [[سند معتبر]] از [[زراره]] نقل کرده است که به [[ابو جعفر]] (امام محمد باقر){{ع}} عرض کردم: آیا به من خبر نمی‌دهید از کجا دانسته‌اید و فرموده‌اید در [[وضو]] مسح به قسمتی از سر و قسمتی از پاها است‌؟ [آن [[حضرت]]] خندید و فرمود:
[[شیخ کلینی]] با [[سند معتبر]] از [[زراره]] نقل کرده است که به [[ابو جعفر]] (امام محمد باقر){{ع}} عرض کردم: آیا به من خبر نمی‌دهید از کجا دانسته‌اید و فرموده‌اید در [[وضو]] مسح به قسمتی از سر و قسمتی از پاها است‌؟ [آن [[حضرت]] خندید و فرمود:


{{متن حدیث|يَا زُرَارَةُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} وَ نَزَلَ بِهِ الْكِتَابُ مِنَ اللَّهِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ- {{متن قرآن|فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ}}<ref>«چهره و دست‌هایتان را تا آرنج بشویید» سوره مائده، آیه ۶.</ref> فَعَرَفْنَا أَنَّ الْوَجْهَ كُلَّهُ يَنْبَغِي أَنْ يُغْسَلَ ثُمَّ قَالَ- {{متن قرآن|وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ}}<ref>«ای مؤمنان! چون برای نماز برخاستید چهره و دست‌هایتان را تا آرنج بشویید» سوره مائده، آیه ۶.</ref> ثُمَّ فَصَّلَ بَيْنَ الْكَلَامِ فَقَالَ {{متن قرآن|وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ}}<ref>«و بخشی از سرتان را مسح کنید» سوره مائده، آیه ۶.</ref> فَعَرَفْنَا حِينَ قَالَ- {{متن قرآن|بِرُءُوسِكُمْ}} أَنَّ الْمَسْحَ بِبَعْضِ الرَّأْسِ لِمَكَانِ الْبَاءِ ثُمَّ وَصَلَ الرِّجْلَيْنِ بِالرَّأْسِ كَمَا وَصَلَ الْيَدَيْنِ بِالْوَجْهِ فَقَالَ {{متن قرآن|وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ}}<ref>«و نیز پاهای خود را تا برآمدگی روی پا» سوره مائده، آیه ۶.</ref> فَعَرَفْنَا حِينَ وَصَلَهَا بِالرَّأْسِ أَنَّ الْمَسْحَ عَلَى بَعْضِهَا ثُمَّ فَسَّرَ ذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ صلِلنَّاسِ فَضَيَّعُوهُ}}<ref>کلینی، فروع الکافی، ج۳، ص۳۰، باب مسح الرأس و القدمین، ح۴.</ref>؛ ای زراره [آن را] [[رسول خدا]]{{صل}} فرموده است و کتاب ([[قرآن]]) آن را از جانب [[خدا]] نازل کرده است، برای اینکه خدای عزّ و جل می‌فرماید: {{متن قرآن|فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ}} [صورت‌هایتان را بشویید.] پس دانستیم که همۀ صورت باید شسته شود؛ سپس فرموده است: {{متن قرآن|وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ}} [و دست‌هایتان را تا آرنج بشویید] بعد بین [[کلام]] فرق گذاشت و فرمود: {{متن قرآن|وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ}} پس وقتی فرمود: {{متن قرآن|بِرُءُوسِكُمْ}} به لحاظ‍ وجود «باء» دانستیم که مسح به قسمتی از سر کافی است؛ سپس همان‌گونه که دست‌ها را به صورت وصل کرده است، پاها را به سر وصل کرد و فرمود: {{متن قرآن|وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ}} پس وقتی پاها را به سر وصل نمود، دانستیم که مسح بر قسمتی از پاها کافی است سپس [[رسول خدا]] [نیز] آن را برای [[مردم]] [[تفسیر]] کرد، ولی آن را ضایع کردند».
{{متن حدیث|يَا زُرَارَةُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} وَ نَزَلَ بِهِ الْكِتَابُ مِنَ اللَّهِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ- {{متن قرآن|فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ}}<ref>«چهره و دست‌هایتان را تا آرنج بشویید» سوره مائده، آیه ۶.</ref> فَعَرَفْنَا أَنَّ الْوَجْهَ كُلَّهُ يَنْبَغِي أَنْ يُغْسَلَ ثُمَّ قَالَ- {{متن قرآن|وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ}}<ref>«ای مؤمنان! چون برای نماز برخاستید چهره و دست‌هایتان را تا آرنج بشویید» سوره مائده، آیه ۶.</ref> ثُمَّ فَصَّلَ بَيْنَ الْكَلَامِ فَقَالَ {{متن قرآن|وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ}}<ref>«و بخشی از سرتان را مسح کنید» سوره مائده، آیه ۶.</ref> فَعَرَفْنَا حِينَ قَالَ- {{متن قرآن|بِرُءُوسِكُمْ}} أَنَّ الْمَسْحَ بِبَعْضِ الرَّأْسِ لِمَكَانِ الْبَاءِ ثُمَّ وَصَلَ الرِّجْلَيْنِ بِالرَّأْسِ كَمَا وَصَلَ الْيَدَيْنِ بِالْوَجْهِ فَقَالَ {{متن قرآن|وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ}}<ref>«و نیز پاهای خود را تا برآمدگی روی پا» سوره مائده، آیه ۶.</ref> فَعَرَفْنَا حِينَ وَصَلَهَا بِالرَّأْسِ أَنَّ الْمَسْحَ عَلَى بَعْضِهَا ثُمَّ فَسَّرَ ذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ صلِلنَّاسِ فَضَيَّعُوهُ}}<ref>کلینی، فروع الکافی، ج۳، ص۳۰، باب مسح الرأس و القدمین، ح۴.</ref>؛ ای زراره [آن را] [[رسول خدا]]{{صل}} فرموده است و کتاب ([[قرآن]]) آن را از جانب [[خدا]] نازل کرده است، برای اینکه خدای عزّ و جل می‌فرماید: {{متن قرآن|فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ}} [صورت‌هایتان را بشویید.] پس دانستیم که همۀ صورت باید شسته شود؛ سپس فرموده است: {{متن قرآن|وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ}} [و دست‌هایتان را تا آرنج بشویید] بعد بین [[کلام]] فرق گذاشت و فرمود: {{متن قرآن|وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ}} پس وقتی فرمود: {{متن قرآن|بِرُءُوسِكُمْ}} به لحاظ‍ وجود «باء» دانستیم که مسح به قسمتی از سر کافی است؛ سپس همان‌گونه که دست‌ها را به صورت وصل کرده است، پاها را به سر وصل کرد و فرمود: {{متن قرآن|وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ}} پس وقتی پاها را به سر وصل نمود، دانستیم که مسح بر قسمتی از پاها کافی است سپس [[رسول خدا]] [نیز] آن را برای [[مردم]] [[تفسیر]] کرد، ولی آن را ضایع کردند».
خط ۶۸: خط ۶۸:
در این [[حدیث]]، [[امام]]{{ع}} با استناد به آیۀ دیگری از [[قرآن]] منافات نداشتن تعبیر {{متن قرآن|لَا جُنَاحَ}}را با [[وجوب]] قصر بودن [[نماز]] در سفر تبیین کرده است.
در این [[حدیث]]، [[امام]]{{ع}} با استناد به آیۀ دیگری از [[قرآن]] منافات نداشتن تعبیر {{متن قرآن|لَا جُنَاحَ}}را با [[وجوب]] قصر بودن [[نماز]] در سفر تبیین کرده است.


در [[تأویل]] [[آیه]] {{متن قرآن|اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا}}<ref>«بدانید که خداوند زمین را پس از سترون شدن آن بارور می‌کند» سوره حدید، آیه ۱۷.</ref> از آن [[حضرت]] نقل شده است که فرمود: {{متن حدیث|يُحْيِيهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْقَائِمِ بَعْدَ مَوْتِهَا يَعْنِي بِمَوْتِهَا كُفْرَ أَهْلِهَا وَ الْكَافِرُ مَيِّتٌ}}<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۵۱، ص۵۴، ح۳۷.</ref>؛ خدای عزّ و جل به وسیلۀ [حضرت] [[قائم]] [[[عجل الله تعالی فرجه]]] [[زمین]] را بعد از مردنش زنده می‌کند؛ مقصود از [[مرگ]] [[زمین]]، [[کفر]] [[اهل]] آن می‌باشد و [[کافر]]، مرده است».
در [[تأویل]] [[آیه]] {{متن قرآن|اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا}}<ref>«بدانید که خداوند زمین را پس از سترون شدن آن بارور می‌کند» سوره حدید، آیه ۱۷.</ref> از آن [[حضرت]] نقل شده است که فرمود: {{متن حدیث|يُحْيِيهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْقَائِمِ بَعْدَ مَوْتِهَا يَعْنِي بِمَوْتِهَا كُفْرَ أَهْلِهَا وَ الْكَافِرُ مَيِّتٌ}}<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۵۱، ص۵۴، ح۳۷.</ref>؛ خدای عزّ و جل به وسیلۀ [حضرت] [[قائم]] [[عجل الله تعالی فرجه]] [[زمین]] را بعد از مردنش زنده می‌کند؛ مقصود از [[مرگ]] [[زمین]]، [[کفر]] [[اهل]] آن می‌باشد و [[کافر]]، مرده است».


تفسیرهای دیگر ایشان را از [[آیات]] {{متن قرآن|وَلَمْ يُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}<ref>«و کسانی که چون (کار) ناشایسته‌ای می‌کنند یا به خویش ستم روا می‌دارند خداوند را به یاد می‌آورند و از گناهان خود آمرزش می‌خواهند- و چه کس جز خداوند گناهان را می‌آمرزد؟- و (آن کسان که) بر آنچه کرده‌اند دانسته پافشاری نمی‌کنند» سوره آل عمران، آیه ۱۳۵.</ref> {{متن قرآن|يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَ...}}<ref>«روزی که چهره‌هایی سپید و چهره‌هایی سیاه می‌گردد» سوره آل عمران، آیه ۱۰۶.</ref>؛ {{متن قرآن|ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ}}<ref>«سپس باید آلایش‌های خود را بپیرایند و نذرهاشان را بجای آورند و خانه دیرین (کعبه) را طواف کنند» سوره حج، آیه ۲۹.</ref>؛ {{متن قرآن|فَأُولَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ}}<ref>«که خداوند نیکی آنان را جانشین بدی‌هایشان می‌گرداند» سوره فرقان، آیه ۷۰.</ref>؛ {{متن قرآن|أَفَعَيِينَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ...}}<ref>«پس آیا در آفرینش نخستین وامانده بودیم؟ نه، بلکه آنان از آفرینش تازه در تردیدند» سوره ق، آیه ۱۵.</ref>؛ {{متن قرآن|وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ}}<ref>«و با آنان نبرد کنید تا آشوبی بر جا نماند و دین، یکجا از آن خداوند باشد پس اگر (از کفر و شرک) باز ایستند بی‌گمان خداوند از آنچه می‌کنند آگاه است» سوره انفال، آیه ۳۹.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِذَا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آيَاتِنَا...}}<ref>«و چون کسانی را بنگری که در آیات ما به یاوه‌گویی می‌پردازند روی از آنان بگردان تا در گفت‌وگویی جز آن درآیند و اگر شیطان تو را به فراموشی افکند پس از یادآوری با گروه ستمگران منشین» سوره انعام، آیه ۶۸.</ref>؛ {{متن قرآن|...وَيُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که خداوند به شما وعده می‌فرمود که (پیروزی بر) یکی از دو دسته از آن شما باشد و شما دوست می‌داشتید که آن دسته بی‌جنگ‌افزار از آن شما گردد اما خداوند می‌خواست که حقّ را با کلمات خویش تحقّق بخشد و ریشه کافران را بر کند» سوره انفال، آیه ۷.</ref> در مصادر بیان شده در پاورقی<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۶، ص۳۲، ح۴۰ و ج۸، ص۲۴، ح۱۸ و ج۷، ص۲۶۱، ح۱۲ و ج۸، ص۳۷۴-۳۷۵، ح۲ و ج۲۴، ص۱۷۸-۱۷۹، ح۱۰ و ج۵۲، ص۳۷۸، ح۱۸۱؛ بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۲۸۵، ح۶ و ۷؛ حویزی، نور الثقلین، ج۳، ص۴۹۳.</ref> بنگرید.
تفسیرهای دیگر ایشان را از [[آیات]] {{متن قرآن|وَلَمْ يُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}<ref>«و کسانی که چون (کار) ناشایسته‌ای می‌کنند یا به خویش ستم روا می‌دارند خداوند را به یاد می‌آورند و از گناهان خود آمرزش می‌خواهند- و چه کس جز خداوند گناهان را می‌آمرزد؟- و (آن کسان که) بر آنچه کرده‌اند دانسته پافشاری نمی‌کنند» سوره آل عمران، آیه ۱۳۵.</ref> {{متن قرآن|يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَ...}}<ref>«روزی که چهره‌هایی سپید و چهره‌هایی سیاه می‌گردد» سوره آل عمران، آیه ۱۰۶.</ref>؛ {{متن قرآن|ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ}}<ref>«سپس باید آلایش‌های خود را بپیرایند و نذرهاشان را بجای آورند و خانه دیرین (کعبه) را طواف کنند» سوره حج، آیه ۲۹.</ref>؛ {{متن قرآن|فَأُولَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ}}<ref>«که خداوند نیکی آنان را جانشین بدی‌هایشان می‌گرداند» سوره فرقان، آیه ۷۰.</ref>؛ {{متن قرآن|أَفَعَيِينَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ...}}<ref>«پس آیا در آفرینش نخستین وامانده بودیم؟ نه، بلکه آنان از آفرینش تازه در تردیدند» سوره ق، آیه ۱۵.</ref>؛ {{متن قرآن|وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ}}<ref>«و با آنان نبرد کنید تا آشوبی بر جا نماند و دین، یکجا از آن خداوند باشد پس اگر (از کفر و شرک) باز ایستند بی‌گمان خداوند از آنچه می‌کنند آگاه است» سوره انفال، آیه ۳۹.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِذَا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آيَاتِنَا...}}<ref>«و چون کسانی را بنگری که در آیات ما به یاوه‌گویی می‌پردازند روی از آنان بگردان تا در گفت‌وگویی جز آن درآیند و اگر شیطان تو را به فراموشی افکند پس از یادآوری با گروه ستمگران منشین» سوره انعام، آیه ۶۸.</ref>؛ {{متن قرآن|...وَيُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که خداوند به شما وعده می‌فرمود که (پیروزی بر) یکی از دو دسته از آن شما باشد و شما دوست می‌داشتید که آن دسته بی‌جنگ‌افزار از آن شما گردد اما خداوند می‌خواست که حقّ را با کلمات خویش تحقّق بخشد و ریشه کافران را بر کند» سوره انفال، آیه ۷.</ref> در مصادر بیان شده در پاورقی<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۶، ص۳۲، ح۴۰ و ج۸، ص۲۴، ح۱۸ و ج۷، ص۲۶۱، ح۱۲ و ج۸، ص۳۷۴-۳۷۵، ح۲ و ج۲۴، ص۱۷۸-۱۷۹، ح۱۰ و ج۵۲، ص۳۷۸، ح۱۸۱؛ بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۲۸۵، ح۶ و ۷؛ حویزی، نور الثقلین، ج۳، ص۴۹۳.</ref> بنگرید.
خط ۱۲۴: خط ۱۲۴:


== [[تفسیر مأثور]] از [[امام جواد]]{{ع}} (۱۹۵-۲۱۹ یا ۲۲۰ ه‍‌.ق) ==
== [[تفسیر مأثور]] از [[امام جواد]]{{ع}} (۱۹۵-۲۱۹ یا ۲۲۰ ه‍‌.ق) ==
[[صدوق]] و [[شیخ طوسی]] هریک با سندی مخصوص به خود از [[حضرت]] [[عبد العظیم حسنی]] [[روایت]] کرده‌اند که گفت: معنای {{متن قرآن|مَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ}}<ref>«جز این نیست که (خداوند)، مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را جز به نام خداوند ذبح شده باشد بر شما حرام کرده است» سوره بقره، آیه ۱۷۳.</ref> را از [[ابو جعفر]] [[محمد بن علی]] [[الرضا]]{{ع}} پرسیدم، فرمود: {{متن حدیث|مَا ذُبِحَ لِصَنَمٍ أَوْ وَثَنٍ أَوْ شَجَرٍ حَرَّمَ اللَّهُ ذَلِكَ كَمَا حَرَّمَ الْمَيْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِيرِ {{متن قرآن|فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ}}<ref>«پس کسی که ناگزیر (از خوردن این چیزها) شده باشد در حالی که افزونخواه (برای رسیدن به لذّت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بر او گناهی نیست، که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۱۷۳.</ref> أَنْ يَأْكُلَ الْمَيْتَةَ}}<ref>صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۲۱۶ و ۲۱۷، ح۱۰۰۷ (باب الصید و الذبائح، ح۹۷)؛ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۹، ص۸۳ (کتاب الصید و الذبائح، ح۳۵۴، باب الذبائح و الاطعمة، ح۸۹).</ref>؛ [آن] چیزی است که برای [معبودهای [[باطل]] مانند] [[صنم]] یا وثن یا درخت [[ذبح]] شود، [[خدا]] آن را مانند مردار، [[خون]] و گوشت خوک [[حرام]] کرده است؛ پس کسی که ناگزیر شود، درصورتی‌که [[باغی]] [[[ستمکار]]] و عادی [[[متجاوز]]] نباشد، بر او گناهی نیست که مردار بخورد».
[[صدوق]] و [[شیخ طوسی]] هریک با سندی مخصوص به خود از [[حضرت]] [[عبد العظیم حسنی]] [[روایت]] کرده‌اند که گفت: معنای {{متن قرآن|مَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ}}<ref>«جز این نیست که (خداوند)، مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را جز به نام خداوند ذبح شده باشد بر شما حرام کرده است» سوره بقره، آیه ۱۷۳.</ref> را از [[ابو جعفر]] [[محمد بن علی]] [[الرضا]]{{ع}} پرسیدم، فرمود: {{متن حدیث|مَا ذُبِحَ لِصَنَمٍ أَوْ وَثَنٍ أَوْ شَجَرٍ حَرَّمَ اللَّهُ ذَلِكَ كَمَا حَرَّمَ الْمَيْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِيرِ {{متن قرآن|فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ}}<ref>«پس کسی که ناگزیر (از خوردن این چیزها) شده باشد در حالی که افزونخواه (برای رسیدن به لذّت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بر او گناهی نیست، که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۱۷۳.</ref> أَنْ يَأْكُلَ الْمَيْتَةَ}}<ref>صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۲۱۶ و ۲۱۷، ح۱۰۰۷ (باب الصید و الذبائح، ح۹۷)؛ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۹، ص۸۳ (کتاب الصید و الذبائح، ح۳۵۴، باب الذبائح و الاطعمة، ح۸۹).</ref>؛ [آن] چیزی است که برای [معبودهای [[باطل]] مانند] [[صنم]] یا وثن یا درخت [[ذبح]] شود، [[خدا]] آن را مانند مردار، [[خون]] و گوشت خوک [[حرام]] کرده است؛ پس کسی که ناگزیر شود، درصورتی‌که [[باغی]] [[ستمکار]] و عادی [[متجاوز]] نباشد، بر او گناهی نیست که مردار بخورد».


گفتم: ای [[پسر رسول خدا]]، چه زمانی برای مضطرّ خوردن مردار [[حلال]] می‌شود؟
گفتم: ای [[پسر رسول خدا]]، چه زمانی برای مضطرّ خوردن مردار [[حلال]] می‌شود؟
خط ۱۵۰: خط ۱۵۰:
روایت کرده‌اند که [[یحیی بن اکثم]] به وسیلۀ [[نامه]] مسائلی را از [[موسی]] - فرزند [[امام جواد]]{{ع}} رسید. یکی از آن مسائل این بود که در [[آیه]] {{متن قرآن|فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ فَاسْأَلِ الَّذِينَ يَقْرَءُونَ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكَ}}<ref>«پس اگر در برخی از آنچه به سوی تو فرو فرستاده‌ایم شک داری از آنان که پیش از تو کتاب آسمانی را می‌خواندند بپرس، به راستی حق از سوی پروردگارت نزد تو آمده است پس هرگز از دودلان مباش!» سوره یونس، آیه ۹۴.</ref> مخاطب چه کسی است‌؟ اگر مخاطب آن [[پیامبر]]{{صل}} بوده، آن [[حضرت]] در آنچه [[خدا]] بر او نازل کرده، [[شک]] نداشته است و اگر مخاطب غیر آن [[حضرت]] بوده، لازم است [[قرآن]] بر غیر آن حضرت نازل شده باشد. [[موسی]] این مسئله را از برادرش [[امام هادی]]{{ع}} پرسید، حضرت فرمود:
روایت کرده‌اند که [[یحیی بن اکثم]] به وسیلۀ [[نامه]] مسائلی را از [[موسی]] - فرزند [[امام جواد]]{{ع}} رسید. یکی از آن مسائل این بود که در [[آیه]] {{متن قرآن|فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ فَاسْأَلِ الَّذِينَ يَقْرَءُونَ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكَ}}<ref>«پس اگر در برخی از آنچه به سوی تو فرو فرستاده‌ایم شک داری از آنان که پیش از تو کتاب آسمانی را می‌خواندند بپرس، به راستی حق از سوی پروردگارت نزد تو آمده است پس هرگز از دودلان مباش!» سوره یونس، آیه ۹۴.</ref> مخاطب چه کسی است‌؟ اگر مخاطب آن [[پیامبر]]{{صل}} بوده، آن [[حضرت]] در آنچه [[خدا]] بر او نازل کرده، [[شک]] نداشته است و اگر مخاطب غیر آن [[حضرت]] بوده، لازم است [[قرآن]] بر غیر آن حضرت نازل شده باشد. [[موسی]] این مسئله را از برادرش [[امام هادی]]{{ع}} پرسید، حضرت فرمود:


{{متن حدیث|فَإِنَّ الْمُخَاطَبَ بِذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} وَ لَمْ يَكُنْ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَكِنْ قَالَتِ الْجَهَلَةُ كَيْفَ لَا يَبْعَثُ إِلَيْنَا نَبِيّاً مِنَ الْمَلَائِكَةِ إِنَّهُ لَمْ يُفَرِّقْ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ غَيْرِهِ فِي الِاسْتِغْنَاءِ عَنِ الْمَأْكَلِ وَ الْمَشْرَبِ وَ الْمَشْيِ فِي الْأَسْوَاقِ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى نَبِيِّهِ{{صل}} {{متن قرآن|فَاسْأَلِ الَّذِينَ يَقْرَءُونَ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكَ}}<ref>«شک داری از آنان که پیش از تو کتاب آسمانی را می‌خواندند بپرس» سوره یونس، آیه ۹۴.</ref> بِمَحْضَرٍ مِنَ الْجَهَلَةِ هَلْ يَبْعَثُ اللَّهُ رَسُولًا قَبْلَكَ إِلَّا وَ هُوَ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَ يَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ وَ لَكَ بِهِمْ أُسْوَةٌ وَ إِنَّمَا قَالَ {{متن قرآن|فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ}} وَ لَمْ يَقُلْ وَ لَكِنْ لِيَتَّبِعَهُمْ كَمَا قَالَ لَهُ{{صل}} {{متن قرآن|فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ}}<ref>«بنابراین، پس از دست یافتن تو به دانش، به هر کس که با تو به چالش برخیزد؛ بگو: بیایید تا فرزندان خود و فرزندان شما و زنان خود و زنان شما و خودی‌های خویش و خودی‌های شما را فرا خوانیم آنگاه (به درگاه خداوند) زاری کنیم تا لعنت خداوند را بر دروغگویان نهیم» سوره آل عمران، آیه ۶۱.</ref> وَ لَوْ قَالَ تَعَالَوْا نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ لَمْ يَكُونُوا يُجِيبُونَ لِلْمُبَاهَلَةِ وَ قَدْ عَرَفَ أَنَّ نَبِيَّهُ{{صل}} مُؤَدِّي عَنْهُ رِسَالَتَهُ وَ مَا هُوَ مِنَ الْكَاذِبِينَ وَ كَذَلِكَ عَرَفَ النَّبِيُّ{{صل}} أَنَّهُ صَادِقٌ فِيمَا يَقُولُ وَ لَكِنْ أَحَبَّ أَنْ يُنْصِفَ مِنْ نَفْسِهِ}}<ref>بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۵۴، ذیل آیه ۹۴ یونس، ح۲.</ref>؛ بی‌تردید مخاطب آن [[رسول خدا]]{{صل}} است و در آنچه [[خدای عزّ و جلّ]] نازل کرده، شک نداشته است، ولی [[نادان‌ها]] گفته بودند: چگونه است که [[[خدای متعال]]] [[پیامبری]] را از [[فرشتگان]] به سوی ما [[مبعوث]] نمی‌کند؟ به‌راستی [[خدا بین]] او [[[حضرت محمد]]{{صل}}] و غیر او در [[بی‌نیازی]] از خوردنی و نوشیدنی و [[راه رفتن]] در بازارها فرقی قرار نداده است! در اثر این گفتۀ [[نادانان]]، [[خدای عزّ و جلّ]] به پیامبرش [[وحی]] کرد که در حضور آنها از کسانی که کتاب [آسمانی] پیش از تو را قرائت می‌کنند، بپرس که آیا [[خدا]] پیش از تو جز پیامبری را که [[غذا]] می‌خورده و در بازار راه می‌رفته، مبعوث کرده است‌؟ تو نیز مانند آنان هستی و اینکه خدا فرموده است: «اگر در [[شک]] بودی» و حال آنکه [[[پیامبر]]{{صل}}] در شک نبوده است، فقط‍ برای رعایت [[انصاف]] با آنان بوده است، همان‌گونه [که در [[دعوت]] [[مسیحیان]] به [[مباهله]]] خدا به آنان فرموده است: بگو بیایید پسرانمان و پسرانتان، زنانمان و زنانتان، خودهایمان و خودهایتان را فراخوانیم، سپس به [درگاه خدا] [[تضرّع]] کنیم و [[لعنت خدا]] را بر [[دروغگویان]] قرار دهیم و اگر فرموده بود: بیایید تضرّع کنیم و لعنت خدا را بر شما قرار دهیم، [مسیحیان] مباهله را نمی‌پذیرفتند. [خدا] به قطع می‌دانست پیامبرش اداکننده [[رسالت]] او است و از دروغگویان نیست [ولی برای انصاف و اینکه مسیحیان مباهله را بپذیرند، در دستور مباهله چنین فرمود]؛ همچنین پیامبر{{صل}} نیز [[آگاه]] بود که در آنچه می‌گوید، [[راستگو]] است [و هیچ شکی نداشته]، ولی [خدا] [[دوست]] داشته است که [پیامبر{{صل}}] نسبت به خود انصاف بورزد [و خود را به جای آنان فرض کند و ازاین‌رو، با تعبیر {{متن قرآن|فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ...}} به آن [[حضرت]] خطاب کرده است]».
{{متن حدیث|فَإِنَّ الْمُخَاطَبَ بِذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} وَ لَمْ يَكُنْ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَكِنْ قَالَتِ الْجَهَلَةُ كَيْفَ لَا يَبْعَثُ إِلَيْنَا نَبِيّاً مِنَ الْمَلَائِكَةِ إِنَّهُ لَمْ يُفَرِّقْ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ غَيْرِهِ فِي الِاسْتِغْنَاءِ عَنِ الْمَأْكَلِ وَ الْمَشْرَبِ وَ الْمَشْيِ فِي الْأَسْوَاقِ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى نَبِيِّهِ{{صل}} {{متن قرآن|فَاسْأَلِ الَّذِينَ يَقْرَءُونَ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكَ}}<ref>«شک داری از آنان که پیش از تو کتاب آسمانی را می‌خواندند بپرس» سوره یونس، آیه ۹۴.</ref> بِمَحْضَرٍ مِنَ الْجَهَلَةِ هَلْ يَبْعَثُ اللَّهُ رَسُولًا قَبْلَكَ إِلَّا وَ هُوَ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَ يَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ وَ لَكَ بِهِمْ أُسْوَةٌ وَ إِنَّمَا قَالَ {{متن قرآن|فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ}} وَ لَمْ يَقُلْ وَ لَكِنْ لِيَتَّبِعَهُمْ كَمَا قَالَ لَهُ{{صل}} {{متن قرآن|فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ}}<ref>«بنابراین، پس از دست یافتن تو به دانش، به هر کس که با تو به چالش برخیزد؛ بگو: بیایید تا فرزندان خود و فرزندان شما و زنان خود و زنان شما و خودی‌های خویش و خودی‌های شما را فرا خوانیم آنگاه (به درگاه خداوند) زاری کنیم تا لعنت خداوند را بر دروغگویان نهیم» سوره آل عمران، آیه ۶۱.</ref> وَ لَوْ قَالَ تَعَالَوْا نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ لَمْ يَكُونُوا يُجِيبُونَ لِلْمُبَاهَلَةِ وَ قَدْ عَرَفَ أَنَّ نَبِيَّهُ{{صل}} مُؤَدِّي عَنْهُ رِسَالَتَهُ وَ مَا هُوَ مِنَ الْكَاذِبِينَ وَ كَذَلِكَ عَرَفَ النَّبِيُّ{{صل}} أَنَّهُ صَادِقٌ فِيمَا يَقُولُ وَ لَكِنْ أَحَبَّ أَنْ يُنْصِفَ مِنْ نَفْسِهِ}}<ref>بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۵۴، ذیل آیه ۹۴ یونس، ح۲.</ref>؛ بی‌تردید مخاطب آن [[رسول خدا]]{{صل}} است و در آنچه [[خدای عزّ و جلّ]] نازل کرده، شک نداشته است، ولی [[نادان‌ها]] گفته بودند: چگونه است که [[خدای متعال]] [[پیامبری]] را از [[فرشتگان]] به سوی ما [[مبعوث]] نمی‌کند؟ به‌راستی [[خدا بین]] او [[حضرت محمد]]{{صل}} و غیر او در [[بی‌نیازی]] از خوردنی و نوشیدنی و [[راه رفتن]] در بازارها فرقی قرار نداده است! در اثر این گفتۀ [[نادانان]]، [[خدای عزّ و جلّ]] به پیامبرش [[وحی]] کرد که در حضور آنها از کسانی که کتاب [آسمانی] پیش از تو را قرائت می‌کنند، بپرس که آیا [[خدا]] پیش از تو جز پیامبری را که [[غذا]] می‌خورده و در بازار راه می‌رفته، مبعوث کرده است‌؟ تو نیز مانند آنان هستی و اینکه خدا فرموده است: «اگر در [[شک]] بودی» و حال آنکه [[پیامبر]]{{صل}} در شک نبوده است، فقط‍ برای رعایت [[انصاف]] با آنان بوده است، همان‌گونه [که در [[دعوت]] [[مسیحیان]] به [[مباهله]] خدا به آنان فرموده است: بگو بیایید پسرانمان و پسرانتان، زنانمان و زنانتان، خودهایمان و خودهایتان را فراخوانیم، سپس به [درگاه خدا] [[تضرّع]] کنیم و [[لعنت خدا]] را بر [[دروغگویان]] قرار دهیم و اگر فرموده بود: بیایید تضرّع کنیم و لعنت خدا را بر شما قرار دهیم، [مسیحیان] مباهله را نمی‌پذیرفتند. [خدا] به قطع می‌دانست پیامبرش اداکننده [[رسالت]] او است و از دروغگویان نیست [ولی برای انصاف و اینکه مسیحیان مباهله را بپذیرند، در دستور مباهله چنین فرمود]؛ همچنین پیامبر{{صل}} نیز [[آگاه]] بود که در آنچه می‌گوید، [[راستگو]] است [و هیچ شکی نداشته]، ولی [خدا] [[دوست]] داشته است که [پیامبر{{صل}}] نسبت به خود انصاف بورزد [و خود را به جای آنان فرض کند و ازاین‌رو، با تعبیر {{متن قرآن|فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ...}} به آن [[حضرت]] خطاب کرده است]».


این پاسخ را ازاین‌رو که سؤال و ابهامی را که برای بعضی در آیۀ یادشده بوده، برطرف کرده است، می‌توان نمونه‌ای از تفسیرهای [[مأثور]] از [[امام هادی]]{{ع}} به شمار آورد و از آنجا که در توضیح پاسخ، به آیه‌ای دیگر از [[قرآن]] تنظیر کرده، می‌توان آن را نوعی [[تفسیر قرآن به قرآن]] دانست.
این پاسخ را ازاین‌رو که سؤال و ابهامی را که برای بعضی در آیۀ یادشده بوده، برطرف کرده است، می‌توان نمونه‌ای از تفسیرهای [[مأثور]] از [[امام هادی]]{{ع}} به شمار آورد و از آنجا که در توضیح پاسخ، به آیه‌ای دیگر از [[قرآن]] تنظیر کرده، می‌توان آن را نوعی [[تفسیر قرآن به قرآن]] دانست.
خط ۱۵۹: خط ۱۵۹:


بخشی دیگر از تفسیرهای مأثور آن بزرگوار مطالبی است که در پاسخ مسائل [[کلامی]] و [[فقهی]] مشکل با استناد و استفادۀ نکته‌های دقیق از [[آیات]] از آن حضرت نقل شده است؛ زیرا در ضمن پاسخ‌ها، دلالت آیات بر نکته‌هایی که پیش از بیان آن حضرت معلوم نبوده، آشکار شده است؛ برای مثال، گفته‌اند در [[زمان]] [[متوکل]] مردی [[مسیحی]] را که با زنی [[مسلمان]] [[زنا]] کرده بود، به نزد متوکل آوردند. خواست بر او حد جاری کند، [[اسلام]] آورد. [[یحیی بن اکثم]] گفت:
بخشی دیگر از تفسیرهای مأثور آن بزرگوار مطالبی است که در پاسخ مسائل [[کلامی]] و [[فقهی]] مشکل با استناد و استفادۀ نکته‌های دقیق از [[آیات]] از آن حضرت نقل شده است؛ زیرا در ضمن پاسخ‌ها، دلالت آیات بر نکته‌هایی که پیش از بیان آن حضرت معلوم نبوده، آشکار شده است؛ برای مثال، گفته‌اند در [[زمان]] [[متوکل]] مردی [[مسیحی]] را که با زنی [[مسلمان]] [[زنا]] کرده بود، به نزد متوکل آوردند. خواست بر او حد جاری کند، [[اسلام]] آورد. [[یحیی بن اکثم]] گفت:
[[ایمان]] آنچه را که پیش از آن بوده است، محو می‌کند [یعنی نباید بر او حد جاری شود] برخی گفتند: سه حد بر او زده می‌شود. متوکل به [[[امام]]] [[علی بن محمد]] نقیّ{{ع}} [[نامه]] نوشت و [[حکم]] این مورد را از آن حضرت پرسید. حضرت نامه را که خواندند، در پاسخ نوشتند: [آن شخص] زده می‌شود تا بمیرد. [[فقها]] آن را [[انکار]] کردند.
[[ایمان]] آنچه را که پیش از آن بوده است، محو می‌کند [یعنی نباید بر او حد جاری شود] برخی گفتند: سه حد بر او زده می‌شود. متوکل به [[امام]] [[علی بن محمد]] نقیّ{{ع}} [[نامه]] نوشت و [[حکم]] این مورد را از آن حضرت پرسید. حضرت نامه را که خواندند، در پاسخ نوشتند: [آن شخص] زده می‌شود تا بمیرد. [[فقها]] آن را [[انکار]] کردند.


متوکل به آن حضرت نامه نوشت و دلیل آن حکم را جویا شد. حضرت فرمود: {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ * فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا قَالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَكَفَرْنَا بِمَا كُنَّا بِهِ مُشْرِكِينَ}}<ref>«به نام خداوند بخشنده بخشاینده * و چون عذاب ما را دیدند گفتند: به خداوند یگانه ایمان آوردیم و به آنچه شریک (خداوند) می‌پنداشتیم کافریم» سوره غافر، آیه ۸۴.</ref>.
متوکل به آن حضرت نامه نوشت و دلیل آن حکم را جویا شد. حضرت فرمود: {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ * فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا قَالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَكَفَرْنَا بِمَا كُنَّا بِهِ مُشْرِكِينَ}}<ref>«به نام خداوند بخشنده بخشاینده * و چون عذاب ما را دیدند گفتند: به خداوند یگانه ایمان آوردیم و به آنچه شریک (خداوند) می‌پنداشتیم کافریم» سوره غافر، آیه ۸۴.</ref>.
۱۱۵٬۳۵۵

ویرایش