|
|
| خط ۴۲: |
خط ۴۲: |
|
| |
|
| اهمیت [[عبودیت]] و [[عبادت]] در نظرگاه علی{{ع}} را میتوان از این سخن او به خوبی [[شناخت]]؛ آنجا که میفرماید: «[[سوگند]] به کسی که [[جان]] فرزند [[ابوطالب]] در دست او است، هزار ضربت [[شمشیر]] بر من آسانتر است از اینکه در بستر در غیر [[طاعت خدا]] بمیرم»<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۱۲۲.</ref>. [[امیرمؤمنان]]{{ع}} چنان در عبادت و عبودیت[[ حق]] [[غرق]] بود که خود، موضوع عبادت گشته و یاد و ذکر [[فضائل]] و [[مناقب]] او و حتی نگریستن به او عبادت است. [[پیامبر]] در [[حدیثی]]، که [[شیعه]] و [[سنی]] نقل کردهاند، فرموده است: {{متن حدیث|النَّظَرُ إِلَى عَلِيٍّ عِبَادَةٌ}}<ref>بحارالانوار، ج۱، ص۲۰۴؛ شیخ صدوق، الامالی، ص۱۳۸؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۹، ص۱۷۱؛ قندوزی حنفی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع الموده، ج۲، ص۳۲۸.</ref>؛ «نگریستن به علی عبادت است». آری، علی{{ع}} با آن همه [[ارزشها]] و فضیلتهای شگفتانگیز خود را [[عبد خدا]] میداند و با [[سرافرازی]] اعلام میکند: «این [[افتخار]] مرا بس که [[عبد]] تو باشم»<ref>بحارالانوار، ج۳۸، ص۳۴۰.</ref>.<ref>[[محمد حسین ساکت|ساکت، محمد حسین]]، [[کرامت انسان - ساکت (مقاله)| مقاله «کرامت انسان»]]، [[دانشنامه امام علی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام علی]]، ج۴، ص ۲۷۸.</ref> | | اهمیت [[عبودیت]] و [[عبادت]] در نظرگاه علی{{ع}} را میتوان از این سخن او به خوبی [[شناخت]]؛ آنجا که میفرماید: «[[سوگند]] به کسی که [[جان]] فرزند [[ابوطالب]] در دست او است، هزار ضربت [[شمشیر]] بر من آسانتر است از اینکه در بستر در غیر [[طاعت خدا]] بمیرم»<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۱۲۲.</ref>. [[امیرمؤمنان]]{{ع}} چنان در عبادت و عبودیت[[ حق]] [[غرق]] بود که خود، موضوع عبادت گشته و یاد و ذکر [[فضائل]] و [[مناقب]] او و حتی نگریستن به او عبادت است. [[پیامبر]] در [[حدیثی]]، که [[شیعه]] و [[سنی]] نقل کردهاند، فرموده است: {{متن حدیث|النَّظَرُ إِلَى عَلِيٍّ عِبَادَةٌ}}<ref>بحارالانوار، ج۱، ص۲۰۴؛ شیخ صدوق، الامالی، ص۱۳۸؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۹، ص۱۷۱؛ قندوزی حنفی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع الموده، ج۲، ص۳۲۸.</ref>؛ «نگریستن به علی عبادت است». آری، علی{{ع}} با آن همه [[ارزشها]] و فضیلتهای شگفتانگیز خود را [[عبد خدا]] میداند و با [[سرافرازی]] اعلام میکند: «این [[افتخار]] مرا بس که [[عبد]] تو باشم»<ref>بحارالانوار، ج۳۸، ص۳۴۰.</ref>.<ref>[[محمد حسین ساکت|ساکت، محمد حسین]]، [[کرامت انسان - ساکت (مقاله)| مقاله «کرامت انسان»]]، [[دانشنامه امام علی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام علی]]، ج۴، ص ۲۷۸.</ref> |
|
| |
| ==عبودیت در رهنمودهای [[امام علی]]{{ع}}==
| |
| عبودیت و [[بندگی]] در [[فرهنگ دینی]] و سخنان مولا بر دو گونه است: عبودیت فراگیر (عام یا [[تکوینی]]) و عبودیت ویژه (ارادی).
| |
|
| |
| ===عبودیت فراگیر (تکوینی)===
| |
| از دیدگاه [[توحیدی]] امیرمؤمنان{{ع}} عبودیت و [[خضوع]]، ویژگی ذاتی و عمومی همه پدیدههای [[جهان هستی]] است و هیچ موجودی - به دلیل [[فقر ذاتی]] خود - از دایره عبودیت بیرون نیست. بر این اساس، [[جهان]] سراسر عبد و [[فرمانبردار]] [[خدا]] است:
| |
| همه چیز در برابر [[عظمت]] او [[خاضع]] و در مقابل [[سلطه]] و قدرتش رام و فرمانبردار است<ref>بحارالانوار، ج۳۸، ص۵۵۷.</ref>.[[ دنیا]] و [[آخرت]] [[مطیع]] اویند و [[آسمانها]] و [[زمینها]] کلید خود را به او دادهاند و درختان سرسبز، بامداد و شامگاه برای او [[سجده]] میکنند<ref>بحارالانوار، ج۳۸، ص۵۵۷.</ref>.
| |
| عبودیت بدین معنا حتی شامل [[کافران]] و [[ملحدان]] نیز میشود؛ زیرا هستی آنان و تمام ذرات وجودشان محکوم [[اراده الهی]] و [[قوانین]] و سنتهای او است. آنان «بندگانی هستند به [[قدرت]] [[آفریده]] شده و به [[اجبار]] پرورش یافته»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۹۱.</ref>. [[عبودیت]] عمومی هستی، در [[حقیقت]]، لازمه [[ربوبیت]] مطلق [[خداوند]] است<ref>{{متن قرآن|وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ}} «او پروردگار هر چیز است» سوره انعام، آیه ۱۶۴.</ref>. «همه موجودات آفریدگانی تحت ربوبیت اویند»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۹۶.</ref>. ربوبیت مطلق خداوند نیز لازمه [[الوهیت]] مطلق او است.<ref>[[محمد حسین ساکت|ساکت، محمد حسین]]، [[کرامت انسان - ساکت (مقاله)| مقاله «کرامت انسان»]]، [[دانشنامه امام علی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام علی]]، ج۴، ص ۲۸۰.</ref>
| |
|
| |
| ===عبودیت ویژه (ارادی)===
| |
| عبودیت خاص یا عبودیت ارادی، عبارت است از حالت [[تسلیم]] در برابر خداوند و اینکه خود را مملوک و [[عبد]] او بدانیم و برای خویش انانیت و [[استقلال]] قائل نشویم. [[قرآن]] درباره [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} میفرماید: «هنگامی که پروردگارش به او گفت:[[ تسلیم]] شو، گفت: به [[پروردگار]] جهانیان تسلیم شدم»<ref>{{متن قرآن|إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ}} «آنگاه که پروردگارش بدو فرمود: فرمانبردار باش» سوره بقره، آیه ۱۳۱.</ref>. [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در آغاز [[وصیت]] خود، با اقتباس از [[قرآن کریم]]، میفرماید: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«بگو: بیگمان نمازم و نیایشم و زندگیم و مرگم از آن خداوند پروردگار جهانیان است» سوره انعام، آیه ۱۶۲.</ref><ref>محمودی، محمدباقر، نهج السعادة فی مستدرک نهج البلاغه، ج۲، ص۷۴۵.</ref> [[امام صادق]]{{ع}} در پاسخ به این [[پرسش]] که حقیقت عبودیت چیست، میفرماید: «خود را مالک و [[مدبر]] خویش ندانستن و به [[فرمانهای الهی]] [[گردن نهادن]]»<ref>بحارالانوار، ج۱، ص۲۲۵. (نقل به معنا).</ref>. عبودیت ارادی نیز - چون عبودیت عام - از [[ربوبیت الهی]] سرچشمه میگیرد: «به عبودیت خود [[اقرار]] میکنم و به ربوبیت او [[شهادت]] میدهم»<ref>فرازی از خطبه پیامبر{{صل}} در غدیر خم. (نیشابوری، ابن فتال، روضة الواعظین، ج۱، ص۹۲).</ref>. [[ربوبیت خداوند]] بر هر پدیدهای متناسب با آن پدیده است.[[ انسان]]، که از ویژگی [[آگاهی]] و [[اراده]] برخوردار است، بر دو نوع ربوبیت جای دارد: ربوبیت عام که مربوط به امور [[تکوینی]] است، و ربوبیت خاص که مربوط به امور اختیاری است. عبودیت انسان نسبت به [[ربوبیت]] گونه نخست، جبری و غیر اختیاری است، اما عبودیتش نسبت به ربوبیت گونه دوم، انتخابی و اختیاری است. همچنانکه پدیدهها با [[عبودیت]] ذاتی خود و تحت [[سنتها]] و [[قوانین الهی]] به کمال میرسند،[[ انسان]] نیز با عبودیت انتخابی [[راه تکامل]] را میپیماید و به کمال و [[سعادت]] میرسد. [[بندگی]]، دارای ارزشی والا است که منبع و ملاک [[ارزشها]] و [[فضیلتها]] به حساب میآید<ref>المیزان. ج۱، ص۱۹۳.</ref>.[[ توکل]]، [[تفویض]]، [[رضا]] و دیگر [[مقامات معنوی]]، همه از این [[حقیقت]] [[ارزشمند]] سرچشمه میگیرند. با تثبیت عبودیت در [[نفس انسان]]، او عنوان پرارج «عبدالله» مییابد؛ [[مقام]] بلند و رفیعی که [[هدف غایی]] همه [[انبیا]] و [[اولیا]] بوده است. [[خداوند]] از بهترین و [[کاملترین]] [[انسانها]]، یعنی [[پیامبران]]، با عنوان «[[عبد]]» یاد میکند: {{متن قرآن|سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ}}<ref>«پاکا آن (خداوند) که شبی بنده خویش را از مسجد الحرام تا مسجد الاقصی - که پیرامون آن را خجسته گرداندهایم- برد تا از نشانههایمان بدو نشان دهیم، بیگمان اوست که شنوای بیناست» سوره اسراء، آیه ۱.</ref>. [[امیرمؤمنان]]{{ع}} نیز عبودیت و عبد بودن خویش را بالاترین [[افتخار]] میداند<ref>بحارالانوار، ج۳۸، ص۳۴۰. امام صادق{{ع}} میفرماید: «خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نکرد، مگر این که از او سه تعهد گرفت: نخست اقرار به عبودیت خداوند..».. (الکافی، ج۱، ص۱۴۷).</ref>.
| |
|
| |
| [[روحیه]] عبودیت و [[احساس]] بندگی، موجب میشود [[انسان]] در تمام مراحل و ابعاد [[زندگی]]، [[اعمال]] و رفتارش را مطابق خواست و [[رضای الهی]] تنظیم کند و آن چه او را به [[مقام قرب]] [[معبود]] میرساند، انجام دهد و این همان [[عبادت]] است. به عبارت دیگر، کسی که عبودیت و [[بندگی خدا]] را پذیرفته است، همواره در تلاش است تا در سایه عبادت، خود را هر چه بیشتر به [[خدا]] نزدیک کند. همچنین باید افزود که عبودیت خداوند، راهی صعودی است که منازل و مراتب بسیار دارد؛ از مراتب [[ضعیف]] آغاز میشود و تا بدان جا میرود که اندر [[وهم]] ناید که آن عبودیت مطلق است. [[عبودیت]] - مانند [[عبادت]] - از نظر کمی و کیفی تجزیهبردار است<ref>البته کمیت در عبودیت نیز به نوعی به کیفیت در عبودیت باز میگردد.</ref>. ممکن است کسی در برخی امور [[عبد خدا]] باشد و در برخی امور چنین نباشد. همچنین، ممکن است عبودیت[[ انسان]] ناشی از انگیزههایی چون [[خوف و رجا]] باشد و ممکن است از انگیزههای متعالی چون [[محبت]] و [[رضا]] سرچشمه گیرد؛ به عبارت دیگر، [[عبد]] دو گونه است: عبد کامل و عبد ناقص، نقصان عبودیت نیز دارای مراتب فراوان است. همین تفاوت در [[مراتب عبودیت]]، به صورت درجات متفاوت در [[بهشت]] جلوهگر میشود<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۱۶.</ref>.
| |
|
| |
| همچنین آهنگ حرکت در مسیر عبودیت، گاهی شتابان و گاه آهسته و کند است. مولا با اشاره به انواع تلاشگران در این راه میفرماید: «تلاشگر شتابان، [[نجات]] یافت و جوینده کندرو، [[امیدوار]] است..».<ref>نهج البلاغه، خطبه ۵۸.</ref>. [[امیرمؤمنان]]{{ع}} همواره [[برترین]] مقامهای عبودیت و [[بندگی]] را از [[خدا]] خواسته است: «خدایا،... من را از نزدیکترین منزلتداران نزد خود گردان و از مخصوصترین مقربانت قرار ده»<ref>{{متن حدیث|وَ اجْعَلْنِي مِنْ أَحْسَنِ عَبِيدِكَ نَصِيباً عِنْدَكَ وَ أَقْرَبِهِمْ مَنْزِلَةً مِنْكَ وَ أَخَصِّهِمْ زُلْفَةً لَدَيْكَ}}؛ (دعای کمیل).</ref>. و میدانیم که او چنین بوده است.<ref>[[محمد حسین ساکت|ساکت، محمد حسین]]، [[کرامت انسان - ساکت (مقاله)| مقاله «کرامت انسان»]]، [[دانشنامه امام علی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام علی]]، ج۴، ص ۲۸۱.</ref>
| |
|
| |
| [[عبادت]] را جایگاهی مهم و بنیادین در آموزههای [[پیامبران]] است و یکی از پیامهای اصلی آنان را تشکیل میدهد: «[[خداوند]]، [[پیامبر]] را به سوی [[مردم]] فرستاد... تا آنان را به [[توحید]] و... عبادت خود فرا خواند»<ref>نهج السعاده. ج۱، ص۱۴۹.</ref>. بخش مهمی از برنامه [[ادیان الهی]] را [[عبادات]] تشکیل میدهند؛ چنانکه خود پیامبران و [[امامان]] نیز همواره از [[عابدترین]] مردم بودهاند. بنابراین [[دینشناسی]] بیعبادتشناسی ممکن نیست؛ همانگونه که علیشناسی، بیعبادتشناسی او میسر نخواهد بود.
| |
|
| |
| یک [[پرسش]] بنیادین درباره عبادت این است که چرا [[انسان]] باید [[خدا]] را عبادت کند و به تعبیر دیگر، [[فلسفه عبادت]] چیست؟ پاسخ این پرسش را باید در [[حقیقت انسان]] و ساختار وجودیاش جست. از دیدگاه ادیان الهی هر چند انسان در [[جهان مادی]] [[زندگی]] میکند و محکوم [[قوانین]] آن است، [[شخصیت]] راستینش را بعد [[روحی]] و [[معنوی]] او تشکیل میدهد که انتساب ویژه به خداوند دارد: «... سپس خداوند از [[روح]] خود در آن =کالبد انسان دمید»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱.</ref>. همین ویژگی، یعنی حامل [[روح الهی]] بودن است که به انسان شخصیت خاص و ممتاز بخشیده و او را سرشار از استعدادهای [[توحیدی]] و معنوی کرده است. عبادت و [[پرستش]] – همانگونه که گفته شد - برای انسان - به مقتضای ساختار وجودیاش - کمال است و عامل به فعلیت رسیدن استعدادهای شگرف معنوی او است. مولا میفرماید: «[[یاد خدا]]، [[نور]] و [[رشد]] است»<ref>تصنیف غررالحکم، ص۱۸۹.</ref>. از این رو، [[تکامل]] همه جانبه انسان، بیعبادت هرگز تحقق نمییابد. اگر کسی فرضاً در ابعاد دیگر به کمال برسد، اما [[اهل عبادت]] نباشد، فردی ناقص است که بخش اصلی وجودش واپسگراییده است. عبادت - به گفته [[مولا]]- غذای روح است<ref>مولا درباره اینکه «ذکر» روح عبادت است، میفرماید: «ذکر خدا، غذای جانها است.»... (تصنیف غررالحکم، ص۱۸۹).</ref> و کسی که از این غذای معنوی بیبهره باشد، روحش رشد نخواهد کرد.
| |
|
| |
| از دیدگاه [[امیرمؤمنان]]{{ع}} [[انسان]] برای تکامل [[آفریده]] شده و این تکامل از گذر [[عبادت]] امکانپذیر است. بنابراین، میتوان گفت که اساساً [[انسان]] برای عبادت [[آفریده]] شده است؛ چنانکه مولا میفرماید: «... [[خداوند]] شما را برای عبادت خویش آفرید»<ref>نهج السعاده، ج۲، ص۱۰۹.</ref>. [[قرآن]] نیز میفرماید: «[[جن]] و انس را جز برای عبادت خود نیافریدم»<ref>{{متن قرآن|وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ}} «و پریان و آدمیان را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند» سوره ذاریات، آیه ۵۶.</ref>. بنابراین، عبادت برای انسان نیازی [[روحی]] و ضرورتی تکاملی و در همان حال [[هماهنگی]] با [[آفرینش]] است.<ref>[[محمد حسین ساکت|ساکت، محمد حسین]]، [[کرامت انسان - ساکت (مقاله)| مقاله «کرامت انسان»]]، [[دانشنامه امام علی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام علی]]، ج۴، ص ۲۸۵.</ref>
| |
|
| |
|
| == جستارهای وابسته == | | == جستارهای وابسته == |